نزدیک به یک ماه بیخبری از حمیدرضا وطنی؛ فعال حقوق کودک همچنان در بازداشت و تحت فشار برای پذیرش اتهامات سنگین
با گذشت حدود یک ماه از بازداشت حمیدرضا وطنی، فعال حقوق کودک و بازرس انجمن حمایت از حقوق کودکان، خانواده او میگویند از ۲۵ دیماه تاکنون هیچ تماسی با وی برقرار نشده و همچنان از محل نگهداری و وضعیت جسمیاش بیاطلاعاند.
حمیدرضا وطنی، متولد ۱۳۳۵، شامگاه ۱۹ دیماه با یورش حدود ۲۰ نفر از نیروهای امنیتی به منزلش در روستای طارس از توابع فیروزکوه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، وطنی از بیماریهایی مانند فشار خون بالا و زخم گوارشی رنج میبرد و در آخرین تماس خود اعلام کرده بود که برای پذیرش اعترافات اجباری با اتهاماتی از جمله «بغی» و «اقدام علیه امنیت ملی» تحت فشار و شکنجه قرار گرفته است.
منابع نزدیک به خانواده از صدور قرار وثیقهای به مبلغ هفتاد میلیارد تومان برای او خبر دادهاند. اما با وجود تامین این وثیقه، ایشان را آزاد نکردند.
بر اساس گزارشها، وطنی یک روز پیش از بازداشت، در ۱۸ دیماه هنگام حضور در خیابان برای انجام خرید هدف شلیک ساچمه قرار گرفته و برای درمان به بیمارستان فیروزکوه مراجعه کرده بود. چند ساعت پس از بازگشت به منزل، نیروهای امنیتی به خانه او یورش برده و وی را بازداشت کردند؛ موضوعی که به باور نزدیکان، احتمال شناسایی او از طریق مراجعه به بیمارستان را مطرح میکند.
تداوم بیخبری از وضعیت جسمی، محل نگهداری و دسترسی او به خدمات درمانی و حقوقی، نگرانی خانواده و فعالان حقوق بشر را افزایش داده است.
#حمیدرضا_وطنی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت حدود یک ماه از بازداشت حمیدرضا وطنی، فعال حقوق کودک و بازرس انجمن حمایت از حقوق کودکان، خانواده او میگویند از ۲۵ دیماه تاکنون هیچ تماسی با وی برقرار نشده و همچنان از محل نگهداری و وضعیت جسمیاش بیاطلاعاند.
حمیدرضا وطنی، متولد ۱۳۳۵، شامگاه ۱۹ دیماه با یورش حدود ۲۰ نفر از نیروهای امنیتی به منزلش در روستای طارس از توابع فیروزکوه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، وطنی از بیماریهایی مانند فشار خون بالا و زخم گوارشی رنج میبرد و در آخرین تماس خود اعلام کرده بود که برای پذیرش اعترافات اجباری با اتهاماتی از جمله «بغی» و «اقدام علیه امنیت ملی» تحت فشار و شکنجه قرار گرفته است.
منابع نزدیک به خانواده از صدور قرار وثیقهای به مبلغ هفتاد میلیارد تومان برای او خبر دادهاند. اما با وجود تامین این وثیقه، ایشان را آزاد نکردند.
بر اساس گزارشها، وطنی یک روز پیش از بازداشت، در ۱۸ دیماه هنگام حضور در خیابان برای انجام خرید هدف شلیک ساچمه قرار گرفته و برای درمان به بیمارستان فیروزکوه مراجعه کرده بود. چند ساعت پس از بازگشت به منزل، نیروهای امنیتی به خانه او یورش برده و وی را بازداشت کردند؛ موضوعی که به باور نزدیکان، احتمال شناسایی او از طریق مراجعه به بیمارستان را مطرح میکند.
تداوم بیخبری از وضعیت جسمی، محل نگهداری و دسترسی او به خدمات درمانی و حقوقی، نگرانی خانواده و فعالان حقوق بشر را افزایش داده است.
#حمیدرضا_وطنی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14❤3
بازداشت علی سیاهپور، نوجوان ۱۷ ساله گچسارانی؛ انتقال به کانون یاسوج با قرار بازداشت موقت ۳۱ روزه
علی سیاهپور، ۱۷ ساله و ساکن گچساران، روز ۲۲ دیماه به دستور دادستان این شهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و بدون اطلاع خانواده به کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان در یاسوج منتقل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، علی سیاهپور پس از بازداشت با قرار بازداشت موقت ۳۱ روزه بدون اطلاع قبلی به خانواده به مرکز نگهداری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در یاسوج منتقل شده است.
در جریان خیزش انقلابی مردم ایران، تعداد زیادی افراد زیر ۱۸ سال کشته، زخمی و بازداشت شدهاند. جمهوری اسلامی که ادعای اقتدار دارد، به روی دانشآموزان اسلحه کشیده و آنها را کشته یا بازداشت کرده است!
#علی_سیاهپور #گچسازان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
علی سیاهپور، ۱۷ ساله و ساکن گچساران، روز ۲۲ دیماه به دستور دادستان این شهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و بدون اطلاع خانواده به کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان در یاسوج منتقل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، علی سیاهپور پس از بازداشت با قرار بازداشت موقت ۳۱ روزه بدون اطلاع قبلی به خانواده به مرکز نگهداری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در یاسوج منتقل شده است.
در جریان خیزش انقلابی مردم ایران، تعداد زیادی افراد زیر ۱۸ سال کشته، زخمی و بازداشت شدهاند. جمهوری اسلامی که ادعای اقتدار دارد، به روی دانشآموزان اسلحه کشیده و آنها را کشته یا بازداشت کرده است!
#علی_سیاهپور #گچسازان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊6❤1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لیلی مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، در یک پیام ویدیویی با یادآوری صحنههای کشتهشدن جوانان در خیابانها گفت حال همه در این یک ماه گذشته بد بوده و دیدن تصاویر جانباختگانِ «دستخالی» داغ دل خانوادهها را تازهتر میکند. او با اشاره به لحظه شناسایی پیکر فرزندش گفت هر بار که تصاویر احراز هویت را میبیند، رنج آن لحظه دوباره زنده میشود و این تجربه برای خانوادههای دیگر نیز «بسیار سخت» است.
او پرسید: «این جوانها چه میخواستند؟ کدامشان اسلحه داشتند؟» و با رد نسبتدادن عنوان «تروریست» به کشتهشدگان افزود کسانی که به سوی جوانان شلیک کردند چگونه خود را توجیه میکنند. مهدوی همچنین از سکوت جهان، دولتها و نهادهای حقوقبشری انتقاد کرد و گفت چگونه با وجود کشتهشدن شمار زیادی از شهروندان، این جنایت دیده نمیشود.
مادر سیاوش محمودی با توصیف اندوه و خشم خانوادههای داغدار تأکید کرد آنچه بر مزار جانباختگان دیده میشود تنها سوگواری نیست، بلکه «آتشی زیر خاکستر» است؛ خشمی که به گفته او میتواند روزی شعلهور شود.
#سیاوش_محمودی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
لیلی مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، در یک پیام ویدیویی با یادآوری صحنههای کشتهشدن جوانان در خیابانها گفت حال همه در این یک ماه گذشته بد بوده و دیدن تصاویر جانباختگانِ «دستخالی» داغ دل خانوادهها را تازهتر میکند. او با اشاره به لحظه شناسایی پیکر فرزندش گفت هر بار که تصاویر احراز هویت را میبیند، رنج آن لحظه دوباره زنده میشود و این تجربه برای خانوادههای دیگر نیز «بسیار سخت» است.
او پرسید: «این جوانها چه میخواستند؟ کدامشان اسلحه داشتند؟» و با رد نسبتدادن عنوان «تروریست» به کشتهشدگان افزود کسانی که به سوی جوانان شلیک کردند چگونه خود را توجیه میکنند. مهدوی همچنین از سکوت جهان، دولتها و نهادهای حقوقبشری انتقاد کرد و گفت چگونه با وجود کشتهشدن شمار زیادی از شهروندان، این جنایت دیده نمیشود.
مادر سیاوش محمودی با توصیف اندوه و خشم خانوادههای داغدار تأکید کرد آنچه بر مزار جانباختگان دیده میشود تنها سوگواری نیست، بلکه «آتشی زیر خاکستر» است؛ خشمی که به گفته او میتواند روزی شعلهور شود.
#سیاوش_محمودی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤6🕊4
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، به هفت سال و نیم حبس و دو سال تبعید محکوم شد
مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، خبر از صدور حکم زندان، تبعید و مجازاتهای تکمیلی علیه نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل داد و نوشت:
«امروز صبح پس از ۵٩ روز بازداشت، خانم نرگس محمدی از بازداشتگاه امنیتی مشهد تماس گرفتند و اعلام کردند که روز گذشته به شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد جهت رسیدگی به پرونده اخیر ایشان برده شدند و پس از پایان جلسه حکم محکومیتش صادر و به وی ابلاغ شده است.
ایشان از بابت اجتماع و تبانی به شش سال حبس و از بابت فعالیت تبلیغی به یک سال و نیم حبس و به عنوان مجازات تکمیلی به دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال تبعید به شهرستان خوسف محکوم شده است.
همچنین خانم نرگس محمدی گفت که سه روز پیش به دلیل وضعیت بد جسمانی به بیمارستان منتقل و مجدد به بازداشتگاه برگردانده شده است.
هنگامی که ایشان شروع به توضیح اتفاقات و نحوه بازداشتشان کردند تلفن قطع شد.
با توجه به صدور حکم ادامه نگهداری خانم نرگس محمدی در بازداشتگاه امنیتی خلاف قانون بوده و ایشان بایستی به زندان منتقل شوند.
با توجه به بیماریهای ایشان انتظار میرود با صدور قرار وثیقه به صورت موقت ایشان آزاد شوند تا به درمان بپردازند.»
لازم به ذکر است، خانم محمدی، از پنج روز پیش در اعتصاب غذا به سر میبرد.
#نرگس_محمدی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، خبر از صدور حکم زندان، تبعید و مجازاتهای تکمیلی علیه نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل داد و نوشت:
«امروز صبح پس از ۵٩ روز بازداشت، خانم نرگس محمدی از بازداشتگاه امنیتی مشهد تماس گرفتند و اعلام کردند که روز گذشته به شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد جهت رسیدگی به پرونده اخیر ایشان برده شدند و پس از پایان جلسه حکم محکومیتش صادر و به وی ابلاغ شده است.
ایشان از بابت اجتماع و تبانی به شش سال حبس و از بابت فعالیت تبلیغی به یک سال و نیم حبس و به عنوان مجازات تکمیلی به دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال تبعید به شهرستان خوسف محکوم شده است.
همچنین خانم نرگس محمدی گفت که سه روز پیش به دلیل وضعیت بد جسمانی به بیمارستان منتقل و مجدد به بازداشتگاه برگردانده شده است.
هنگامی که ایشان شروع به توضیح اتفاقات و نحوه بازداشتشان کردند تلفن قطع شد.
با توجه به صدور حکم ادامه نگهداری خانم نرگس محمدی در بازداشتگاه امنیتی خلاف قانون بوده و ایشان بایستی به زندان منتقل شوند.
با توجه به بیماریهای ایشان انتظار میرود با صدور قرار وثیقه به صورت موقت ایشان آزاد شوند تا به درمان بپردازند.»
لازم به ذکر است، خانم محمدی، از پنج روز پیش در اعتصاب غذا به سر میبرد.
#نرگس_محمدی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊5❤4👌3🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بیزبانی خشم!
سهتارم را برمیدارم از سر ملال، تا بیاختیار با آکوردی از نتهای «ر» و «سی» دلزدگیام را تکرار کنم. دستم بر «دستان» ساز چونان شیرجهزنی مردد لحظات پیش از پریدن از پرتگاه را به انتظار، نفسهای عمیق و مکرر میکشد تا درون گردابی از هول و هراس شیرجهای آزاد را بیازماید. تردید و ملال، ملال و تکرارِ ملال! آن پایین گرداب درونم را میبینم، لایههای نحیف شادی و غم و غشایی چسبناک از دلزدگی که روی همه چیز را پوشانده است؛
دلزده و گریزان، رنجور از شادیهای ناتمام و هراسناک از سایهی مهیب هیولای غم، ناگاه موجی از خشم در درونم میجوشد و آب را گلآلود میکند. کدام شادی؟! کدام غم؟! آری من خشمگینم و اینجا در من خشم بیش از هر احساسی معیار اصالت است؛ و این سهتارِ طنازِ کمرباریک، نحیفتر و مُردنی تر از آن است که بتواند زبان و بیانِ خشم من باشد. وانگهی در هفت دستگاه موسیقی این سرزمینِ بلند و پست، گویی هیچ نوایی از سر خشم نواخته نشده. در این بلدِ بلاخیز هرگز خُنیاگری دورهگرد حتی فریادی از عصیان را در کوچهای خلوت، نعرهای خشمآگین سر نداده است. اینجا هر چه هست ناله و زجه است و شادیهای بیمقداری که پیش از نزول رضایت ناکام میمانند.
براستی در کدام گوشه از کدام آوازِ کدام دستگاهِ این فلاتِ خُشک نوایی از خشم و عصیان هست تا من آنرا به هزار آواز فریاد کنم؟! «ظلم ظالم جور صیاد/آشیانم داده بر باد»؟! آخر این هم شد فریاد؟! این هم شد خشم؟! تصنیف خشم با عشوه و طنازی، کامبخشی دوچندان است به جابر! مُرده شور خشمی را ببرند که این مایه طناز و دلفریب باشد! چند واحد اگر ریتم آن تندتر کنی، جان میدهد برای یک قِرِ کمر نرم، زیرِ تکراری از لرزشهای چلیپای سینه! خشم من اما از این جنس قر کمری و «سرچوپی» نیست و در این استغاثه از زمین و زمان عاملیتی نمیبینم: «ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن!»...
برای خدا آیا اینجا نغمهای هست که بتواند ترجمان خشم من باشد؟! درین برهوت هفتگانه به جز نوای مویه و زاری و شادیهای ناتمامِ پنهانی، نوایی برای خشمناکی یک انسان عاصی هم پیدا میشود؟
خشم سرکوب شدهی ما کجا و در کدام پیچ تاریخ جا مانده است؟
سهتارم را به گوشهی اتاق پرت میکنم؛ در فضای خالی وجودم. صدای دردناک کاسهاش را میشنوم، و ترکی ظریف که چسبناکی ناموفق «سریش» را در اتصال ترکهها آشکار میکند.
میروم تا در جدال با صخرهها خشمم را در تنگهای دور همراه با نعرههای «جیمز هتفیلد» فریاد بزنم: «هیچ چیز دیگری مهم نیست...!»
مرتضی نعمتی
هیجدهم بهمنِ خون و خفقان ۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
سهتارم را برمیدارم از سر ملال، تا بیاختیار با آکوردی از نتهای «ر» و «سی» دلزدگیام را تکرار کنم. دستم بر «دستان» ساز چونان شیرجهزنی مردد لحظات پیش از پریدن از پرتگاه را به انتظار، نفسهای عمیق و مکرر میکشد تا درون گردابی از هول و هراس شیرجهای آزاد را بیازماید. تردید و ملال، ملال و تکرارِ ملال! آن پایین گرداب درونم را میبینم، لایههای نحیف شادی و غم و غشایی چسبناک از دلزدگی که روی همه چیز را پوشانده است؛
دلزده و گریزان، رنجور از شادیهای ناتمام و هراسناک از سایهی مهیب هیولای غم، ناگاه موجی از خشم در درونم میجوشد و آب را گلآلود میکند. کدام شادی؟! کدام غم؟! آری من خشمگینم و اینجا در من خشم بیش از هر احساسی معیار اصالت است؛ و این سهتارِ طنازِ کمرباریک، نحیفتر و مُردنی تر از آن است که بتواند زبان و بیانِ خشم من باشد. وانگهی در هفت دستگاه موسیقی این سرزمینِ بلند و پست، گویی هیچ نوایی از سر خشم نواخته نشده. در این بلدِ بلاخیز هرگز خُنیاگری دورهگرد حتی فریادی از عصیان را در کوچهای خلوت، نعرهای خشمآگین سر نداده است. اینجا هر چه هست ناله و زجه است و شادیهای بیمقداری که پیش از نزول رضایت ناکام میمانند.
براستی در کدام گوشه از کدام آوازِ کدام دستگاهِ این فلاتِ خُشک نوایی از خشم و عصیان هست تا من آنرا به هزار آواز فریاد کنم؟! «ظلم ظالم جور صیاد/آشیانم داده بر باد»؟! آخر این هم شد فریاد؟! این هم شد خشم؟! تصنیف خشم با عشوه و طنازی، کامبخشی دوچندان است به جابر! مُرده شور خشمی را ببرند که این مایه طناز و دلفریب باشد! چند واحد اگر ریتم آن تندتر کنی، جان میدهد برای یک قِرِ کمر نرم، زیرِ تکراری از لرزشهای چلیپای سینه! خشم من اما از این جنس قر کمری و «سرچوپی» نیست و در این استغاثه از زمین و زمان عاملیتی نمیبینم: «ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن!»...
برای خدا آیا اینجا نغمهای هست که بتواند ترجمان خشم من باشد؟! درین برهوت هفتگانه به جز نوای مویه و زاری و شادیهای ناتمامِ پنهانی، نوایی برای خشمناکی یک انسان عاصی هم پیدا میشود؟
خشم سرکوب شدهی ما کجا و در کدام پیچ تاریخ جا مانده است؟
سهتارم را به گوشهی اتاق پرت میکنم؛ در فضای خالی وجودم. صدای دردناک کاسهاش را میشنوم، و ترکی ظریف که چسبناکی ناموفق «سریش» را در اتصال ترکهها آشکار میکند.
میروم تا در جدال با صخرهها خشمم را در تنگهای دور همراه با نعرههای «جیمز هتفیلد» فریاد بزنم: «هیچ چیز دیگری مهم نیست...!»
مرتضی نعمتی
هیجدهم بهمنِ خون و خفقان ۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
❤16🕊3
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
پاسخ وزارت ارتباطات به درخواست افشای اطلاعات مافیای فیلترشکن:
اسرار دولتی است!
پاسخ وزارت ارتباطات به مطالبه شفافیت درباره مافیای فیلترشکن، نه شفاف بود، نه قانعکننده، و نه حتی صادقانه. پاسخ روشن بود: «سکوت»، آن هم با برچسب آماده مصرف «اسرار دولتی».
خبرنگار پایگاه خبری «رویداد ۲۴» از مسیر قانونی و رسمی سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات خواست بداند چه کسانی فروشندگان عمده فیلترشکن هستند، درگاههای پرداخت این شبکه چگونه کار میکند و گردش مالی این بازار تاریک به کجا میرسد. پرسشها ساده، مشخص و کاملا در راستای منافع عمومی بود. اما پاسخ، نه افشای حقیقت، که دفن آن زیر عنوانی امنیتی بود.
امیر خسروی در جواب نوشته است:
ترجمه این پاسخ روشنتر از خود متن است. وقتی پای فیلترشکن و پولهای کلان وسط باشد، شفافیت تعطیل میشود. وقتی نوبت به پرسش از شبکهای میرسد که همزمان محصول فیلترینگ است و از فیلترینگ سود میبرد، ناگهان همهچیز «امنیتی» میشود. فروش ویپیان، درگاههای پرداختش، گردش مالیاش و بازیگرانش، نه به عنوان موضوع فساد، بلکه اسرار دولتی اعلام میشوند.
این یعنی مافیای فیلترشکن نهتنها وجودش انکار نمیشود، بلکه رسما تحت چتر محرمانگی قرار میگیرد. یعنی مردمی که اینترنتشان را قطع کردهاند، حق ندارند بدانند چه کسانی از این قطعکردن میلیاردها سود میبرند.
💸 tavaanatech
اسرار دولتی است!
پاسخ وزارت ارتباطات به مطالبه شفافیت درباره مافیای فیلترشکن، نه شفاف بود، نه قانعکننده، و نه حتی صادقانه. پاسخ روشن بود: «سکوت»، آن هم با برچسب آماده مصرف «اسرار دولتی».
خبرنگار پایگاه خبری «رویداد ۲۴» از مسیر قانونی و رسمی سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات خواست بداند چه کسانی فروشندگان عمده فیلترشکن هستند، درگاههای پرداخت این شبکه چگونه کار میکند و گردش مالی این بازار تاریک به کجا میرسد. پرسشها ساده، مشخص و کاملا در راستای منافع عمومی بود. اما پاسخ، نه افشای حقیقت، که دفن آن زیر عنوانی امنیتی بود.
امیر خسروی در جواب نوشته است:
«امور مربوط به فیلترینگ و سیمکارت سفید مربوط به کارگروه مصادیق محتوای مجرمانه است و وزارت ارتباطات یکی از اعضای کارگروه است. ضمن اینکه به دلایل امنیتی مطابق ماده ۱۳ قانون انتشار آزاد اطلاعات افشای اسرار دولتی ممنوع است.»
ترجمه این پاسخ روشنتر از خود متن است. وقتی پای فیلترشکن و پولهای کلان وسط باشد، شفافیت تعطیل میشود. وقتی نوبت به پرسش از شبکهای میرسد که همزمان محصول فیلترینگ است و از فیلترینگ سود میبرد، ناگهان همهچیز «امنیتی» میشود. فروش ویپیان، درگاههای پرداختش، گردش مالیاش و بازیگرانش، نه به عنوان موضوع فساد، بلکه اسرار دولتی اعلام میشوند.
این یعنی مافیای فیلترشکن نهتنها وجودش انکار نمیشود، بلکه رسما تحت چتر محرمانگی قرار میگیرد. یعنی مردمی که اینترنتشان را قطع کردهاند، حق ندارند بدانند چه کسانی از این قطعکردن میلیاردها سود میبرند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4🕊3
با ریختن آبجوش روی دست بازداشتیها، آنها را وادار به امضای برگهی اعتراف اجباری کردند
«پیش از انتقال به زندان امیرآباد گرگان، ایشان را به مکانی نامعلوم بردند. چشمبند داشتند و وادار به امضای برگهای شدند. وقتی مقاومت کردند، روی دستهایشان آبِ جوش ریختند و در نهایت به اجبار امضا کردند. بعداً متوجه شدند در این برگهی اعتراف اجباری، ایشان را به آتشسوزی بانک متهم کردهاند.»
عضو خانواده یک بازداشتی خیزش ۱۴۰۴ در گرگان
ـ متن بالا یکی از روایتهای دریافتی از خانوادههای بازداشتشدگان است.
جمهوری اسلامی با روشهایی وحشیانه و غیر انسانی در حال اعتراف اجباری گرفتن از بازداشتیها است.
#از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
«پیش از انتقال به زندان امیرآباد گرگان، ایشان را به مکانی نامعلوم بردند. چشمبند داشتند و وادار به امضای برگهای شدند. وقتی مقاومت کردند، روی دستهایشان آبِ جوش ریختند و در نهایت به اجبار امضا کردند. بعداً متوجه شدند در این برگهی اعتراف اجباری، ایشان را به آتشسوزی بانک متهم کردهاند.»
عضو خانواده یک بازداشتی خیزش ۱۴۰۴ در گرگان
ـ متن بالا یکی از روایتهای دریافتی از خانوادههای بازداشتشدگان است.
جمهوری اسلامی با روشهایی وحشیانه و غیر انسانی در حال اعتراف اجباری گرفتن از بازداشتیها است.
#از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊3❤1
Forwarded from گفتوشنود
اطاعت مقدس، خشونت مشروع
پیام همراهان
در حکومتهای ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه بهتدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف میشود. وقتی فرمانبرداری از قدرت با ایمان گره میخورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی میشود. این جابهجاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم میکند که در بزنگاههای بحرانی، آمادهی اعمال خشونت علیه جامعهی خود هستند.
نظام آموزشی، رسانههای رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزارههایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولیفقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل میکنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار میکند. در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان نقض ارزشهای انسانی، بلکه بهمثابه انجام «وظیفه» فهم میشود. این همان نقطهای است که فرد از تعریفهای معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیتپذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله میگیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف میشود.
حکومت دینی تمامیتخواه، با دوگانهسازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنهگر»، فرایند انسانزدایی از معترضان را تسهیل میکند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نهتنها مجاز، بلکه فضیلتمند جلوه داده میشود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجههی اخلاقی با رنج دیگری معاف میکند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله میدهد.
پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیانهای اعتماد عمومی است. جامعهای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل میشود، نهتنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست میدهد، بلکه در برابر چرخههای تکرارشوندهی خشونت ناتوان میماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ میکند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل میدهد و جامعه را در برابر خشونت سازمانیافته بیدفاعتر میسازد.
#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
در حکومتهای ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه بهتدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف میشود. وقتی فرمانبرداری از قدرت با ایمان گره میخورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی میشود. این جابهجاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم میکند که در بزنگاههای بحرانی، آمادهی اعمال خشونت علیه جامعهی خود هستند.
نظام آموزشی، رسانههای رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزارههایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولیفقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل میکنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار میکند. در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان نقض ارزشهای انسانی، بلکه بهمثابه انجام «وظیفه» فهم میشود. این همان نقطهای است که فرد از تعریفهای معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیتپذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله میگیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف میشود.
حکومت دینی تمامیتخواه، با دوگانهسازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنهگر»، فرایند انسانزدایی از معترضان را تسهیل میکند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نهتنها مجاز، بلکه فضیلتمند جلوه داده میشود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجههی اخلاقی با رنج دیگری معاف میکند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله میدهد.
پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیانهای اعتماد عمومی است. جامعهای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل میشود، نهتنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست میدهد، بلکه در برابر چرخههای تکرارشوندهی خشونت ناتوان میماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ میکند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل میدهد و جامعه را در برابر خشونت سازمانیافته بیدفاعتر میسازد.
#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👍4🕊2
بازداشت سعیده فروغیفر و محسن درجی، والدین یک کودک ۶ ساله، در یاسوج با اعمال خشونت
روز شنبه ۱۸ بهمن، محسن درجی و سعیده فروغیفر، شهروندان یاسوجی و پدر و مادر «دینارگیس» کودک ۶ ساله، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این زوج که صاحب رستوران «محسنخان» در یاسوج هستند، هنگام بازداشت با خشونت شدید مأموران مواجه شدهاند. تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره علت بازداشت، نهاد بازداشتکننده و وضعیت نگهداری آنان منتشر نشده و خانواده و نزدیکانشان نسبت به سرنوشت این دو شهروند نگران هستند.
#محسن_درجی #سعیده_فروغی_فر #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روز شنبه ۱۸ بهمن، محسن درجی و سعیده فروغیفر، شهروندان یاسوجی و پدر و مادر «دینارگیس» کودک ۶ ساله، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این زوج که صاحب رستوران «محسنخان» در یاسوج هستند، هنگام بازداشت با خشونت شدید مأموران مواجه شدهاند. تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره علت بازداشت، نهاد بازداشتکننده و وضعیت نگهداری آنان منتشر نشده و خانواده و نزدیکانشان نسبت به سرنوشت این دو شهروند نگران هستند.
#محسن_درجی #سعیده_فروغی_فر #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤5🕊2
جاویدنام محمد جمشیدی، مربی بوکس و پدر دو کودک خردسال، که با گلولههای جنگی کشته شد
جاویدنام محمد جمشیدی، ۴۲ ساله، مربی بوکس و پدر دو کودک ۸ و ۳ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده اشرفی اصفهانی تهران با شلیک مستقیم گلولههای جنگی نیروهای سرکوبگر، جان باخت.
بر اساس روایت دریافتی، نخستین گلوله از روبهرو به زانوی او اصابت کرد و گلوله دوم از پشت به قفسه سینهاش شلیک شد که به مرگ او انجامید.
حدود ساعت ۱۲ شب، همسر محمد با تلفن همراه او تماس میگیرد و پس از چند بار بیپاسخ ماندن تماس، فردی پاسخ میدهد و خبر میدهد که محمد هدف گلوله قرار گرفته و او را به بیمارستان منتقل میکنند، اما احتمال میدهند که جان خود را از دست داده باشد.
خانواده با شنیدن این خبر به بیمارستان مراجعه میکنند، اما نامی از او در میان مجروحان ثبت نشده بود. آنان با اصرار از یکی از کارکنان سردخانه میخواهند با توجه به عکس و نشانه خالکوبی دستش بررسی کند. مسئول سردخانه اعلام میکند حدود ۱۵۰ پیکر مجهولالهویه در آنجا وجود دارد و پس از جستوجو تأیید میکند که پیکر محمد در میان کشتهشدگان است.
با این حال، صبح روز بعد هنگام مراجعه خانواده برای تحویل پیکر، مسئولان اعلام میکنند تنها پنج پیکر در سردخانه وجود دارد و محمد در میان آنان نیست و خانواده را به کهریزک ارجاع میدهند.
خانواده از صبح جمعه تا شنبه در کهریزک به جستوجو ادامه میدهند، اما اثری از پیکر او نمییابند تا اینکه پس از دو روز جستوجو، سرانجام پیکر محمد جمشیدی در بهشتزهرا با عنوان «مرد ناشناس شماره ۱۱۷۰۳» شناسایی میشود.
به گفته نزدیکان، خانواده تحت فشار قرار میگیرند که یا او را در قطعهای مشخص در بهشتزهرا، بدون سنگ قبر و مراسم، دفن کنند یا پیکر را به شهرستانی دیگر منتقل کرده و بدون برگزاری مراسم خاکسپاری کنند.
در نهایت، محمد جمشیدی در تاریخ ۲۲ دیماه، تحت فشارهای امنیتی و بدون برگزاری مراسم عمومی، در یکی از شهرستانهای اطراف تهران به خاک سپرده شد.
#محمد_جمشیدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محمد جمشیدی، ۴۲ ساله، مربی بوکس و پدر دو کودک ۸ و ۳ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده اشرفی اصفهانی تهران با شلیک مستقیم گلولههای جنگی نیروهای سرکوبگر، جان باخت.
بر اساس روایت دریافتی، نخستین گلوله از روبهرو به زانوی او اصابت کرد و گلوله دوم از پشت به قفسه سینهاش شلیک شد که به مرگ او انجامید.
حدود ساعت ۱۲ شب، همسر محمد با تلفن همراه او تماس میگیرد و پس از چند بار بیپاسخ ماندن تماس، فردی پاسخ میدهد و خبر میدهد که محمد هدف گلوله قرار گرفته و او را به بیمارستان منتقل میکنند، اما احتمال میدهند که جان خود را از دست داده باشد.
خانواده با شنیدن این خبر به بیمارستان مراجعه میکنند، اما نامی از او در میان مجروحان ثبت نشده بود. آنان با اصرار از یکی از کارکنان سردخانه میخواهند با توجه به عکس و نشانه خالکوبی دستش بررسی کند. مسئول سردخانه اعلام میکند حدود ۱۵۰ پیکر مجهولالهویه در آنجا وجود دارد و پس از جستوجو تأیید میکند که پیکر محمد در میان کشتهشدگان است.
با این حال، صبح روز بعد هنگام مراجعه خانواده برای تحویل پیکر، مسئولان اعلام میکنند تنها پنج پیکر در سردخانه وجود دارد و محمد در میان آنان نیست و خانواده را به کهریزک ارجاع میدهند.
خانواده از صبح جمعه تا شنبه در کهریزک به جستوجو ادامه میدهند، اما اثری از پیکر او نمییابند تا اینکه پس از دو روز جستوجو، سرانجام پیکر محمد جمشیدی در بهشتزهرا با عنوان «مرد ناشناس شماره ۱۱۷۰۳» شناسایی میشود.
به گفته نزدیکان، خانواده تحت فشار قرار میگیرند که یا او را در قطعهای مشخص در بهشتزهرا، بدون سنگ قبر و مراسم، دفن کنند یا پیکر را به شهرستانی دیگر منتقل کرده و بدون برگزاری مراسم خاکسپاری کنند.
در نهایت، محمد جمشیدی در تاریخ ۲۲ دیماه، تحت فشارهای امنیتی و بدون برگزاری مراسم عمومی، در یکی از شهرستانهای اطراف تهران به خاک سپرده شد.
#محمد_جمشیدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊3❤2
بازداشت چند چهره اصلاحطلب؛ نشانهای از تشدید شکاف درون حاکمیت
گزارشها حاکی از آن است که آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران و دبیرکل حزب اتحاد ملت، با حضور ضابطان سازمان اطلاعات سپاه در منزل خود در قرچک ورامین بازداشت شده است. همزمان، ابراهیم اصغرزاده، فعال سیاسی و رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات، و همچنین محسن امینزاده، از مشاوران پیشین محمد خاتمی و اعضای اصلی این جبهه، توسط نهادهای امنیتی دستگیر شدهاند.
در کنار این بازداشتها، مأموران امنیتی با مراجعه به منازل محسن آرمین، نایبرئیس جبهه اصلاحات، و بدرالسادات مفیدی، دبیر این جبهه، آنان را برای حضور در دادسرای امنیت احضار کردهاند.
بر اساس روایت رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی (از جمله فارس نیوز وابسته به سپاه)، اتهامات مطرحشده علیه بازداشتشدگان شامل «هدفگیری انسجام ملی»، «موضعگیری علیه قانون اساسی»، «هماهنگی با تبلیغات دشمن»، «ترویج تسلیمطلبی» و «ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» عنوان شده است. در مقابل، برخی منابع علت اصلی برخورد را صدور بیانیههای اخیر جبهه اصلاحات در همراهی با مطالبات مردمی میدانند.
بازداشت این چهرهها که سالها در چارچوب رسمی جمهوری اسلامی فعالیت کرده و در عین دفاع از کلیت نظام، انتقادهایی نیز مطرح میکردند، میتواند نشانهای از افزایش تنش و بیاعتمادی در درون ساختار قدرت تلقی شود. چنین برخوردی بیش از آنکه صرفاً اقدامی امنیتی باشد، بیانگر تشدید رقابت و نگرانی از شکلگیری قطبهای جایگزین در شرایط بحرانی و تضعیف هسته سخت قدرت است؛ گرچه جامعه طی سالهای اخیر با شعارهایی نظیر «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگر تمام ماجرا» فاصله خود را از جناحهای رسمی قدرت نشان داده است.
در مجموع، این بازداشتها را میتوان نشانهای از احساس تهدید در سطوح بالای حاکمیت و تلاشی برای مهار هرگونه تحرک سیاسی، حتی درونساختاری، در آستانه شرایطی دانست که از منظر حکومت میتواند به بیثباتی گستردهتر منجر شود.
میتوان پیشبینی کرد که در صورت افزایش ترس در رژیم، لایههای دیگر از افراد بازداشت و حتی حذف شوند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت چند چهره اصلاحطلب؛ نشانهای از تشدید شکاف درون حاکمیت
گزارشها حاکی از آن است که آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران و دبیرکل حزب اتحاد ملت، با حضور ضابطان سازمان اطلاعات سپاه در منزل خود در قرچک ورامین بازداشت شده است. همزمان، ابراهیم اصغرزاده، فعال سیاسی و رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات، و همچنین محسن امینزاده، از مشاوران پیشین محمد خاتمی و اعضای اصلی این جبهه، توسط نهادهای امنیتی دستگیر شدهاند.
در کنار این بازداشتها، مأموران امنیتی با مراجعه به منازل محسن آرمین، نایبرئیس جبهه اصلاحات، و بدرالسادات مفیدی، دبیر این جبهه، آنان را برای حضور در دادسرای امنیت احضار کردهاند.
بر اساس روایت رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی (از جمله فارس نیوز وابسته به سپاه)، اتهامات مطرحشده علیه بازداشتشدگان شامل «هدفگیری انسجام ملی»، «موضعگیری علیه قانون اساسی»، «هماهنگی با تبلیغات دشمن»، «ترویج تسلیمطلبی» و «ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» عنوان شده است. در مقابل، برخی منابع علت اصلی برخورد را صدور بیانیههای اخیر جبهه اصلاحات در همراهی با مطالبات مردمی میدانند.
بازداشت این چهرهها که سالها در چارچوب رسمی جمهوری اسلامی فعالیت کرده و در عین دفاع از کلیت نظام، انتقادهایی نیز مطرح میکردند، میتواند نشانهای از افزایش تنش و بیاعتمادی در درون ساختار قدرت تلقی شود. چنین برخوردی بیش از آنکه صرفاً اقدامی امنیتی باشد، بیانگر تشدید رقابت و نگرانی از شکلگیری قطبهای جایگزین در شرایط بحرانی و تضعیف هسته سخت قدرت است؛ گرچه جامعه طی سالهای اخیر با شعارهایی نظیر «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگر تمام ماجرا» فاصله خود را از جناحهای رسمی قدرت نشان داده است.
در مجموع، این بازداشتها را میتوان نشانهای از احساس تهدید در سطوح بالای حاکمیت و تلاشی برای مهار هرگونه تحرک سیاسی، حتی درونساختاری، در آستانه شرایطی دانست که از منظر حکومت میتواند به بیثباتی گستردهتر منجر شود.
میتوان پیشبینی کرد که در صورت افزایش ترس در رژیم، لایههای دیگر از افراد بازداشت و حتی حذف شوند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
👍14❤5🕊3👌2
نگرانیها از ناپدیدسازی قهری مسعود شاهسون، از بازداشتشدگان دیماه
مسعود شاهسون، ۳۸ ساله، مجرد و اهل ورامین که در محله اقافیا گوهردشت کرج سکونت داشت، در روز ۲۳ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاع رسمی از وضعیت و محل نگهداری او منتشر نشده است.
بر پایه اطلاعات رسیده از نزدیکان، شاهسون در جریان اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در گوهردشت کرج حضور داشته است. گفته میشود نیروهای امنیتی پس از شناسایی او از طریق دوربینهای مداربسته، با یورش به منزل پدریاش در محله اقافیا وی را بازداشت کردهاند. به روایت خانواده، مأموران هنگام بازداشت با خشونت شدید او را مورد ضربوشتم قرار داده و سپس به مکان نامعلومی منتقل کردهاند. همچنین وسایل شخصی او نیز ضبط شده است.
منابع نزدیک به خانواده میگویند نهادهای امنیتی اتهاماتی از جمله درگیری با نیروهای حکومتی و تخریب و آتشزدن اماکن مذهبی در جریان اعتراضات گوهردشت را به او نسبت دادهاند؛ اتهاماتی که میتواند پیامدهای قضایی سنگینی در پی داشته باشد.
با گذشت نزدیک به یک ماه از زمان بازداشت، خانواده شاهسون با مراجعه به زندانها، مراجع قضایی، بیمارستانها، پزشکی قانونی و نهادهای امنیتی، هیچ نشانی از ثبت بازداشت یا محل نگهداری او نیافتهاند. تداوم بیخبری کامل از سرنوشت این شهروند، نگرانیها درباره احتمال ناپدیدسازی قهری و وضعیت سلامت او را افزایش داده است.
منبع اطلاعات: اینستاگرام مسعود علیزاده
#مسعود_شاهسون #ناپدیدسازی_قهری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مسعود شاهسون، ۳۸ ساله، مجرد و اهل ورامین که در محله اقافیا گوهردشت کرج سکونت داشت، در روز ۲۳ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاع رسمی از وضعیت و محل نگهداری او منتشر نشده است.
بر پایه اطلاعات رسیده از نزدیکان، شاهسون در جریان اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در گوهردشت کرج حضور داشته است. گفته میشود نیروهای امنیتی پس از شناسایی او از طریق دوربینهای مداربسته، با یورش به منزل پدریاش در محله اقافیا وی را بازداشت کردهاند. به روایت خانواده، مأموران هنگام بازداشت با خشونت شدید او را مورد ضربوشتم قرار داده و سپس به مکان نامعلومی منتقل کردهاند. همچنین وسایل شخصی او نیز ضبط شده است.
منابع نزدیک به خانواده میگویند نهادهای امنیتی اتهاماتی از جمله درگیری با نیروهای حکومتی و تخریب و آتشزدن اماکن مذهبی در جریان اعتراضات گوهردشت را به او نسبت دادهاند؛ اتهاماتی که میتواند پیامدهای قضایی سنگینی در پی داشته باشد.
با گذشت نزدیک به یک ماه از زمان بازداشت، خانواده شاهسون با مراجعه به زندانها، مراجع قضایی، بیمارستانها، پزشکی قانونی و نهادهای امنیتی، هیچ نشانی از ثبت بازداشت یا محل نگهداری او نیافتهاند. تداوم بیخبری کامل از سرنوشت این شهروند، نگرانیها درباره احتمال ناپدیدسازی قهری و وضعیت سلامت او را افزایش داده است.
منبع اطلاعات: اینستاگرام مسعود علیزاده
#مسعود_شاهسون #ناپدیدسازی_قهری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤12💔6🕊2
بازداشت یاسر احمدینژاد، فعال سیاسی در کهگیلویه و بویراحمد
یاسر احمدینژاد، فعال سیاسی ۴۱ ساله، پس از حدود یک ماه تعقیب و گریز، روز ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ توسط مأموران امنیتی در شهرستان لیکک از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، او پس از دو روز بازداشت در لیکک، روز گذشته به زندان شهرستان دهدشت منتقل شده است. تاکنون گزارشی رسمی درباره اتهامات مطرحشده یا وضعیت پرونده قضایی وی منتشر نشده است.
گفته میشود احمدینژاد در سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نیز بهدلیل فعالیتهای سیاسی بازداشت شده بود. همچنین از او بهعنوان وکیلی یاد میشود که در پیگیری مطالبات صنفی کارکنان صنعت حفاری، در کارزاری حقوقی برای احقاق حقوق و مزایای بیش از ۳۰ هزار نفر از پرسنل شرکت ملی حفاری نقش داشته است.
#یاسر_احمدی_نژاد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
یاسر احمدینژاد، فعال سیاسی ۴۱ ساله، پس از حدود یک ماه تعقیب و گریز، روز ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ توسط مأموران امنیتی در شهرستان لیکک از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، او پس از دو روز بازداشت در لیکک، روز گذشته به زندان شهرستان دهدشت منتقل شده است. تاکنون گزارشی رسمی درباره اتهامات مطرحشده یا وضعیت پرونده قضایی وی منتشر نشده است.
گفته میشود احمدینژاد در سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نیز بهدلیل فعالیتهای سیاسی بازداشت شده بود. همچنین از او بهعنوان وکیلی یاد میشود که در پیگیری مطالبات صنفی کارکنان صنعت حفاری، در کارزاری حقوقی برای احقاق حقوق و مزایای بیش از ۳۰ هزار نفر از پرسنل شرکت ملی حفاری نقش داشته است.
#یاسر_احمدی_نژاد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤13🕊5💔4😍1
جاویدنام شاپور پروینمهر، ۵۲ ساله ، با شلیک گلوله جنگی سرکوبگران در رشت کشته شد
شاپور پروینمهر، ۵۲ ساله و اهل فومن، در جریان اعتراضات روز ۱۹ دیماه در شهر رشت بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلب جان خود را از دست داد.
بر اساس روایت نزدیکان، پس از کشتهشدن این شهروند، مأموران امنیتی خانواده او را تحت فشار شدید قرار دادهاند تا وی را بهعنوان «بسیجی» معرفی کنند؛ فشاری که خانواده تاکنون آن را نپذیرفتهاند.
پیکر شاپور پروینمهر که دارای دو پسر بزرگسال بود، در روستای خوشکندوهان به خاک سپرده شده است. همچنین به خانواده اجازه برگزاری هیچگونه مراسم عمومی سوگواری داده نشده و محدودیتها همچنان ادامه دارد.
#شاپور_پروین_مهر #رشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
شاپور پروینمهر، ۵۲ ساله و اهل فومن، در جریان اعتراضات روز ۱۹ دیماه در شهر رشت بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلب جان خود را از دست داد.
بر اساس روایت نزدیکان، پس از کشتهشدن این شهروند، مأموران امنیتی خانواده او را تحت فشار شدید قرار دادهاند تا وی را بهعنوان «بسیجی» معرفی کنند؛ فشاری که خانواده تاکنون آن را نپذیرفتهاند.
پیکر شاپور پروینمهر که دارای دو پسر بزرگسال بود، در روستای خوشکندوهان به خاک سپرده شده است. همچنین به خانواده اجازه برگزاری هیچگونه مراسم عمومی سوگواری داده نشده و محدودیتها همچنان ادامه دارد.
#شاپور_پروین_مهر #رشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔40🕊8❤2
جاویدنام یوسف شیخها؛ جانباختهای که هنگام کمک به یک نوجوان هدف گلوله قرار گرفت
جاویدنام یوسف شیخها، ۳۳ ساله، متأهل و دارای یک فرزند سهساله، روز ۱۹ دیماه در شهر نرجه از توابع استان قزوین بر اثر اصابت گلوله جنگی جان باخت.
بر اساس گزارش دریافتی، او مقابل پایگاه بسیج این شهر و در حالی که قصد کمک به یک نوجوان ۱۷ ساله را داشت، با شلیک گلولهای که گفته میشود از پشتبام پایگاه و از سوی یکی از نیروهای بسیج انجام شده بود، از ناحیه پشت مورد اصابت قرار گرفت؛ گلولهای که به قلب او نشست و به مرگش انجامید.
گفته میشود پیکر یوسف شیخها در تاریخ ۲۲ دیماه، با اخذ تعهد درباره زمان خاکسپاری در ساعت ۷ صبح، به خانواده تحویل داده شد. با این حال، به خانواده اجازه برگزاری مراسم سوگواری در مسجد یا قبرستان داده نشد و بنا بر گزارش نزدیکان، هرگونه ابراز سوگ و صدای گریه با تهدید مأموران به سکوت واداشته میشد.
یوسف چند سال پیش در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«گیرم که در باورتان به خاک نشستیم و ساقههای جوانمان از ضربههای تبرهایتان زخم دار است؛ با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع میزنید؛ با جوجههای نشسته در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید گیرم که میبرید گیرم که میکشید؛ با رویش ناگزیر و شادی جوانهها چه میکنید؟»
#یوسف_شیخها #نرجه #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام یوسف شیخها، ۳۳ ساله، متأهل و دارای یک فرزند سهساله، روز ۱۹ دیماه در شهر نرجه از توابع استان قزوین بر اثر اصابت گلوله جنگی جان باخت.
بر اساس گزارش دریافتی، او مقابل پایگاه بسیج این شهر و در حالی که قصد کمک به یک نوجوان ۱۷ ساله را داشت، با شلیک گلولهای که گفته میشود از پشتبام پایگاه و از سوی یکی از نیروهای بسیج انجام شده بود، از ناحیه پشت مورد اصابت قرار گرفت؛ گلولهای که به قلب او نشست و به مرگش انجامید.
گفته میشود پیکر یوسف شیخها در تاریخ ۲۲ دیماه، با اخذ تعهد درباره زمان خاکسپاری در ساعت ۷ صبح، به خانواده تحویل داده شد. با این حال، به خانواده اجازه برگزاری مراسم سوگواری در مسجد یا قبرستان داده نشد و بنا بر گزارش نزدیکان، هرگونه ابراز سوگ و صدای گریه با تهدید مأموران به سکوت واداشته میشد.
یوسف چند سال پیش در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«گیرم که در باورتان به خاک نشستیم و ساقههای جوانمان از ضربههای تبرهایتان زخم دار است؛ با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع میزنید؛ با جوجههای نشسته در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید گیرم که میبرید گیرم که میکشید؛ با رویش ناگزیر و شادی جوانهها چه میکنید؟»
#یوسف_شیخها #نرجه #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔23❤6🕊3
جاویدنام مصطفی امیری با اصابت گلوله جنگی سرکوبگران به قلب، در فولادشهر کشته شد
مصطفی امیری، ۳۵ ساله و از شهروندان بختیاریِ ساکن فولادشهر، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دیماه با اصابت گلوله جنگی به قلب، از پشت ساختمان دادگستری فولادشهر جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، پیکر مصطفی امیری حدود یک هفته پس از کشتهشدن، در باغ رضوان اصفهان به خانواده تحویل داده شد. روند تحویل پیکر و برگزاری آیینهای سوگواری با فشارهای امنیتی همراه بوده و خانواده ناچار به ارائه تعهد برای برگزاری مراسم در سکوت و با حضور محدود بستگان شدند.
همچنین مراسم خاکسپاری این جانباخته در آرامستان فولادشهر، تحت نظارت و محدودیت شدید، ساعت ۶ صبح و تنها با حضور شمار اندکی از اعضای خانواده و نزدیکان برگزار شده است.
#مصطفی_امیری #فولادشهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مصطفی امیری، ۳۵ ساله و از شهروندان بختیاریِ ساکن فولادشهر، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دیماه با اصابت گلوله جنگی به قلب، از پشت ساختمان دادگستری فولادشهر جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، پیکر مصطفی امیری حدود یک هفته پس از کشتهشدن، در باغ رضوان اصفهان به خانواده تحویل داده شد. روند تحویل پیکر و برگزاری آیینهای سوگواری با فشارهای امنیتی همراه بوده و خانواده ناچار به ارائه تعهد برای برگزاری مراسم در سکوت و با حضور محدود بستگان شدند.
همچنین مراسم خاکسپاری این جانباخته در آرامستان فولادشهر، تحت نظارت و محدودیت شدید، ساعت ۶ صبح و تنها با حضور شمار اندکی از اعضای خانواده و نزدیکان برگزار شده است.
#مصطفی_امیری #فولادشهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊5
حسین باقری و مسعود مرادی، دو شهروند اهل ایذه، بازداشت شدند
طبق گزارش دریافتی، دو روز پیش حسین باقری، مسعود مرادی و مهدی مرادی سه. شهروند اهل ایذه که از ماهشهر به ایذه میرفتند در یک پمپ بنزین با هجوم بیست نفر مامور، بازداشت شدند. مهدی مرادی آزاد شد.
طبق این گزارش، مسعود مرادی از سال ۱۴۰۱ در فضای مجازی فعال بود و نیروهای حکومتی بارها تلاش کرده بودند که او را بازداشت کنند.
#مسعود_مرادی #حسین_باقری #ایذه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
طبق گزارش دریافتی، دو روز پیش حسین باقری، مسعود مرادی و مهدی مرادی سه. شهروند اهل ایذه که از ماهشهر به ایذه میرفتند در یک پمپ بنزین با هجوم بیست نفر مامور، بازداشت شدند. مهدی مرادی آزاد شد.
طبق این گزارش، مسعود مرادی از سال ۱۴۰۱ در فضای مجازی فعال بود و نیروهای حکومتی بارها تلاش کرده بودند که او را بازداشت کنند.
#مسعود_مرادی #حسین_باقری #ایذه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤12🕊4
جاویدنام میلاد شاهی، جوان ۲۶ ساله در نسیمشهر، با شلیک مستقیم از پشت جان باخت
میلاد شاهی، ۲۶ ساله و ساکن نسیمشهر تهران، در جریان خیزش انقلابی در روز ۱۸ دیماه با اصابت گلوله مستقیم نیروهای سرکوبگر از پشت سر بهشدت مجروح شد و جان خود را از دست داد.
به گفته یک منبع مطلع، میلاد که مجرد بود و در یک تولیدی پلاستیک کار میکرد، پس از تعطیلی محل کارش با مشکلات معیشتی روبهرو شده بود و در اعتراض به شرایط زندگی به خیابان رفته بود. پس از تیراندازی، او را به یک مرکز درمانی منتقل کردند، اما با وجود التماس برای رسیدگی پزشکی، کمک مؤثری دریافت نکردند و سپس با آمبولانس به بیمارستان سبزدشت انتقال یافت؛ جایی که مشخص شد او دیگر نفس نمیکشد و گلوله از پشت به سرش اصابت کرده است.
پیکر میلاد شاهی در روز بعد به خانواده تحویل داده نشد و خانواده او در تاریخ ۲۰ دیماه در میان هزاران پیکر در پزشکی قانونی موفق به شناساییاش شدند. سرانجام پیکر او در ۲۱ دیماه در بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
مسئولان وعده شناسایی عامل تیراندازی را دادهاند، در حالی که شاهدان عینی دیدهاند که میلاد توسط نیروهای سرکوب کشته شد.
به گفته نزدیکانش، آرزوی میلاد «عدالت در ایران، نابودی فساد، آزادی و شادی برای مردم» بود؛ آرزویی که با جانباختن او ناتمام ماند.
در روز پیروزی نام میلاد را زنده نگهداریم و به یادش باشیم.
#میلاد_شاهی #نسیم_شهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
میلاد شاهی، ۲۶ ساله و ساکن نسیمشهر تهران، در جریان خیزش انقلابی در روز ۱۸ دیماه با اصابت گلوله مستقیم نیروهای سرکوبگر از پشت سر بهشدت مجروح شد و جان خود را از دست داد.
به گفته یک منبع مطلع، میلاد که مجرد بود و در یک تولیدی پلاستیک کار میکرد، پس از تعطیلی محل کارش با مشکلات معیشتی روبهرو شده بود و در اعتراض به شرایط زندگی به خیابان رفته بود. پس از تیراندازی، او را به یک مرکز درمانی منتقل کردند، اما با وجود التماس برای رسیدگی پزشکی، کمک مؤثری دریافت نکردند و سپس با آمبولانس به بیمارستان سبزدشت انتقال یافت؛ جایی که مشخص شد او دیگر نفس نمیکشد و گلوله از پشت به سرش اصابت کرده است.
پیکر میلاد شاهی در روز بعد به خانواده تحویل داده نشد و خانواده او در تاریخ ۲۰ دیماه در میان هزاران پیکر در پزشکی قانونی موفق به شناساییاش شدند. سرانجام پیکر او در ۲۱ دیماه در بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
مسئولان وعده شناسایی عامل تیراندازی را دادهاند، در حالی که شاهدان عینی دیدهاند که میلاد توسط نیروهای سرکوب کشته شد.
به گفته نزدیکانش، آرزوی میلاد «عدالت در ایران، نابودی فساد، آزادی و شادی برای مردم» بود؛ آرزویی که با جانباختن او ناتمام ماند.
در روز پیروزی نام میلاد را زنده نگهداریم و به یادش باشیم.
#میلاد_شاهی #نسیم_شهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊4❤1