قتل حکومتی دو زندانی سیاسی دیگر؛
حکومت اعدامی، بابک علیپور و پویا قبادی را هم اعدام کرد
این دو زندانی سیاسی همراه با چهار زندانی دیگر، در آذرماه ۱۴۰۳ از سوی ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اعدام محکوم شده بودند.
دوشنبه نیز حکم اعدام اکبر دانشورکار و محمد تقوی سنگدهی، دیگر زندانیان متهم همین پرونده اجرا شد.
پیشتر خبر داده بودیم که:
«در آخرین ساعات یکشنبه شب، نیروهای گارد زندان قزلحصار به زندانیان سیاسی حمله کرده و حداقل ۲۲ زندانی را با ضرب و شتم از بند ۴ خارج کردند.»
پویا قبادی بیستونی، متولد ۱۳۷۱ در شهرستان سنقر استان کرمانشاه، مهندس برق قدرت و فارغالتحصیل دانشگاه کردستان (ورودی سال ۱۳۹۱) است. او که هنرمندی در عرصه موسیقی و نوازنده سنتور نیز بود، پیشتر پنج سال از عمر خود را در زندان گذرانده است. پویا قبادی خطاط هم بود، گاهی آواز هم میخواند.
بابک علیپور از فعالان مدنی خوشنام گیلان و از ورزشکاران و کوهنوردان این استان و ساکن روستایی در حومه رشت بود و از چندین سال پیش بارها بازداشت و آزاد شده بود.
بابک علیپور متولد ۱۳۷۰ بود. او علی رغم داشتن مدرک کارشناسی در رشته حقوق، با سختی و مشقت بسیار برای تامین مایحتاج زندگی خانواده در شالیکاریهای شمال کار میکرد
از ششم بهمن ماه سال گذشته، مادر و برادر و خواهر بابک علیپور هم بازداشت شدهاند.
در این پرونده شش زندانی سیاسی در آذرماه ۱۴۰۳، با حکم قاضی ایمان افشاری، رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اعدام محکوم شدند. اکنون با اجرای حکم چهار نفر، نگرانیها درباره سرنوشت دو متهم دیگر این پرونده بهشدت افزایش یافته است.
در این پرونده، اکبر دانشورکار، محمد تقوی سنگدهی، بابک علیپور، پویا قبادی بیستونی، وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر به اعدام محکوم شده بودند.
بر اساس اطلاعات موجود، محاکمه مجدد این شش زندانی در تاریخ ۲۵ آبان ۱۴۰۴ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار شد. با وجود تأکید وکلای متهمان بر مشترک بودن پرونده، دادگاه بدون ارائه توضیح حقوقی، جلساتی جداگانه و بسیار کوتاه، که بنا بر گزارشها تنها چند دقیقه به طول انجامیده، برای هر یک از آنان برگزار کرد.
این پرونده پیشتر نیز در همین شعبه بررسی و احکام اعدام صادر شده بود، اما دیوان عالی کشور به دلیل نقص در تحقیقات، آن را برای رسیدگی مجدد بازگردانده بود. با این حال، در روند جدید نیز احکام اعدام مجدداً تأیید شد.
گزارشها حاکی است که این زندانیان در مراحل بازجویی تحت شکنجههای شدید از جمله ضربوشتم، شوکر، شلاق، تهدید به بازداشت خانواده و حتی تهدید به قتل قرار گرفته و تحت فشار مجبور به اعتراف شدهاند.
بر اساس حکم صادره هر یک از این شش نفر بابت اتهام بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شدند. آنها همچنین به اتهاماتی همچون اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور، تخریب اموال، تشکیل دستجات غیرقانونی و خروج غیرقانونی از مرز به حبس و تبعید محکوم شدند.
این زندانیان از اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام بودند.
پیشتر فعالان حقوق بشر و نیز کارزار سهشنبههای نه به اعدام نسبت به اجرای قریبالوقوع احکام اعدام در شرایط جنگی هشدار داده بودند.
اعدام این افراد ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به وکلا و خانواده و بدون انجام ملاقات آخر، انجام شده است.
#بابک_علیپور
#پویا_قبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
حکومت اعدامی، بابک علیپور و پویا قبادی را هم اعدام کرد
این دو زندانی سیاسی همراه با چهار زندانی دیگر، در آذرماه ۱۴۰۳ از سوی ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اعدام محکوم شده بودند.
دوشنبه نیز حکم اعدام اکبر دانشورکار و محمد تقوی سنگدهی، دیگر زندانیان متهم همین پرونده اجرا شد.
پیشتر خبر داده بودیم که:
«در آخرین ساعات یکشنبه شب، نیروهای گارد زندان قزلحصار به زندانیان سیاسی حمله کرده و حداقل ۲۲ زندانی را با ضرب و شتم از بند ۴ خارج کردند.»
پویا قبادی بیستونی، متولد ۱۳۷۱ در شهرستان سنقر استان کرمانشاه، مهندس برق قدرت و فارغالتحصیل دانشگاه کردستان (ورودی سال ۱۳۹۱) است. او که هنرمندی در عرصه موسیقی و نوازنده سنتور نیز بود، پیشتر پنج سال از عمر خود را در زندان گذرانده است. پویا قبادی خطاط هم بود، گاهی آواز هم میخواند.
بابک علیپور از فعالان مدنی خوشنام گیلان و از ورزشکاران و کوهنوردان این استان و ساکن روستایی در حومه رشت بود و از چندین سال پیش بارها بازداشت و آزاد شده بود.
بابک علیپور متولد ۱۳۷۰ بود. او علی رغم داشتن مدرک کارشناسی در رشته حقوق، با سختی و مشقت بسیار برای تامین مایحتاج زندگی خانواده در شالیکاریهای شمال کار میکرد
از ششم بهمن ماه سال گذشته، مادر و برادر و خواهر بابک علیپور هم بازداشت شدهاند.
در این پرونده شش زندانی سیاسی در آذرماه ۱۴۰۳، با حکم قاضی ایمان افشاری، رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اعدام محکوم شدند. اکنون با اجرای حکم چهار نفر، نگرانیها درباره سرنوشت دو متهم دیگر این پرونده بهشدت افزایش یافته است.
در این پرونده، اکبر دانشورکار، محمد تقوی سنگدهی، بابک علیپور، پویا قبادی بیستونی، وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر به اعدام محکوم شده بودند.
بر اساس اطلاعات موجود، محاکمه مجدد این شش زندانی در تاریخ ۲۵ آبان ۱۴۰۴ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار شد. با وجود تأکید وکلای متهمان بر مشترک بودن پرونده، دادگاه بدون ارائه توضیح حقوقی، جلساتی جداگانه و بسیار کوتاه، که بنا بر گزارشها تنها چند دقیقه به طول انجامیده، برای هر یک از آنان برگزار کرد.
این پرونده پیشتر نیز در همین شعبه بررسی و احکام اعدام صادر شده بود، اما دیوان عالی کشور به دلیل نقص در تحقیقات، آن را برای رسیدگی مجدد بازگردانده بود. با این حال، در روند جدید نیز احکام اعدام مجدداً تأیید شد.
گزارشها حاکی است که این زندانیان در مراحل بازجویی تحت شکنجههای شدید از جمله ضربوشتم، شوکر، شلاق، تهدید به بازداشت خانواده و حتی تهدید به قتل قرار گرفته و تحت فشار مجبور به اعتراف شدهاند.
بر اساس حکم صادره هر یک از این شش نفر بابت اتهام بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شدند. آنها همچنین به اتهاماتی همچون اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور، تخریب اموال، تشکیل دستجات غیرقانونی و خروج غیرقانونی از مرز به حبس و تبعید محکوم شدند.
این زندانیان از اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام بودند.
پیشتر فعالان حقوق بشر و نیز کارزار سهشنبههای نه به اعدام نسبت به اجرای قریبالوقوع احکام اعدام در شرایط جنگی هشدار داده بودند.
اعدام این افراد ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به وکلا و خانواده و بدون انجام ملاقات آخر، انجام شده است.
#بابک_علیپور
#پویا_قبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔18❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
هشدار شاهد علوی درباره پیامهای جعلی از حسابهای رسانهای در ایکس
:
شاهد علوی، روزنامهنگار، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، نسبت به ارسال پیامهای مشکوک از حسابهای اصلی رسانههای فارسی هشدار داد و آن را احتمالاً بخشی از یک حمله هکری دانست.
شاهد علوی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس از دریافت پیام مشکوکی خبر داد که به نام یکی از رسانههای فارسی برای او ارسال شده است.
او در اینباره نوشت:
«هشدار!
از اکانت توئیتر/ایکس اصلی یک رسانه فارسی برای من پیامی مشابه آمد که در آن کمک فنی پیشنهاد شده و دعوت شده به یک کانال تلگرامی بپیوندم.
چک کردم و مدیر رسانه گفت آنها چنین پیامی نفرستادهاند.
به نظر میرسد نوعی حمله هکری (با سواستفاده از یک باگ توئیتر یا هک اکانت) باشد.»
علوی در این پیام ضمن هشدار به کاربران، نسبت به احتمال سوءاستفاده از حسابهای کاربری معتبر یا وجود آسیبپذیری در این شبکه اجتماعی اشاره کرده است.
بر اساس این هشدار، کاربران شبکههای اجتماعی باید نسبت به پیامهای غیرمنتظره، حتی اگر از حسابهای معتبر ارسال شده باشند، احتیاط بیشتری به خرج دهند و پیش از هرگونه اقدام، صحت آنها را بررسی کنند.
@tavaanatech
:
شاهد علوی، روزنامهنگار، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، نسبت به ارسال پیامهای مشکوک از حسابهای اصلی رسانههای فارسی هشدار داد و آن را احتمالاً بخشی از یک حمله هکری دانست.
شاهد علوی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس از دریافت پیام مشکوکی خبر داد که به نام یکی از رسانههای فارسی برای او ارسال شده است.
او در اینباره نوشت:
«هشدار!
از اکانت توئیتر/ایکس اصلی یک رسانه فارسی برای من پیامی مشابه آمد که در آن کمک فنی پیشنهاد شده و دعوت شده به یک کانال تلگرامی بپیوندم.
چک کردم و مدیر رسانه گفت آنها چنین پیامی نفرستادهاند.
به نظر میرسد نوعی حمله هکری (با سواستفاده از یک باگ توئیتر یا هک اکانت) باشد.»
علوی در این پیام ضمن هشدار به کاربران، نسبت به احتمال سوءاستفاده از حسابهای کاربری معتبر یا وجود آسیبپذیری در این شبکه اجتماعی اشاره کرده است.
بر اساس این هشدار، کاربران شبکههای اجتماعی باید نسبت به پیامهای غیرمنتظره، حتی اگر از حسابهای معتبر ارسال شده باشند، احتیاط بیشتری به خرج دهند و پیش از هرگونه اقدام، صحت آنها را بررسی کنند.
@tavaanatech
روایت یک زندانی سیاسی سابق از ایران در روز سیودوم جنگ؛ اینترنت در خاموشی کامل، زندگی در سایه حملات به مراکز نظامی
یکی از زندانیان سیاسی سابق در ایران، در گفتوگویی صوتی که در شرایط قطع و اختلال شدید اینترنتی ارسال شده، از وضعیت ارتباطات، بمباران اطراف مناطق نظامی، فضای امنیتی شهرها، نگرانی درباره زندانیان اوین و نگاه بخشی از جامعه نسبت به جنگ جاری سخن گفته است.
در سیودومین روز از جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، یکی از زندانیان سیاسی سابق در ایران در گفتوگویی صوتی که بهسختی و در شرایط محدودیت شدید اینترنتی ارسال شده، روایت مفصلی از شرایط جاری ارائه کرده است.
او در ابتدای صحبتهای خود با اشاره به وضعیت اینترنت میگوید:
«امروز روز سیودوم جنگ است و روز سیودومی است که اینترنت در ایران بهطور کامل قطع شده است. دسترسیها قطع شده و کانفیگها بسیار گران هستند. در واقع، ابزارهایی که بتوان با آنها اینترنت ملی را دور زد، بسیار گران، کمیاب و حتی نایاب هستند. خود من نیز با کمک یکی از دوستان و بهسختی توانستم متصل شوم و احتمالاً از فردا دوباره به اینترنت بینالمللی دسترسی نخواهم داشت.»
او با اشاره به تجربه خود از زندگی در نزدیکی مناطق نظامی، بدون ذکر جزئیات دقیق محل سکونت، میگوید:
«در منطقهای که من حضور دارم، شهرکهای سپاهینشین و همچنین مناطق مسکونی وجود دارد. در اطراف ما سایتهای تسلیحاتی متعددی قرار دارد. این منطقه بهطور مکرر هدف بمباران قرار میگیرد، اما تا این لحظه، مناطق مسکونی بهطور مستقیم هدف قرار نگرفتهاند. تمامی انفجارها و صداهایی که شنیده میشود ناشی از هدف قرار دادن پایگاهها و مناطق نظامی است. سامانههای پدافندی نیز تقریباً هر شب فعال هستند. البته امشب نسبتاً آرام است.»
این زندانی سیاسی سابق در توصیف وضعیت زندگی روزمره مردم میگوید:
«مردم به زندگی خود ادامه میدهند. هیچکس از جنگ، مرگ و ویرانی استقبال نمیکند. هیچکس مایل نیست هر روز خبر مرگ یا حمله به نقاط مختلف را بشنود. با این حال، نباید در دام پروپاگاندایی افتاد که جمهوری اسلامی با شدت دنبال میکند؛ اینکه این حکومت حق دارد به کشورهای دیگر حمله کند یا سیاستهای خود را ادامه دهد. بسیاری از مردم بر این باورند که این جنگ، جنگ جمهوری اسلامی است و نه جنگ مردم ایران.»
او درباره وضعیت روحی جامعه نیز میگوید:
«دیدم که در توئیتر برخی روایتهایی ارائه میدهند که حاکی از وضعیت بسیار نامناسب روحی مردم است، اما نمیتوان چنین ارزیابی یکدستی ارائه داد. شاید منابع اطلاعات این دوستان سوگیری دارد یا از بخشی از جامعه اطلاعات دریافت کردهاند که وضع مالی خوبی دارن. چیزی که من متوجه شدم و مشاهده کردم این است که مردم، علیرغم شرایط جنگی، به زندگی خود ادامه میدهند و درک عمومی این است که این جنگ، جنگ مردم ایران نیست، جنگ جمهوری اسلامی است، طبعا کسی از جنگ خوشحال نمیشود. کسی جنازه دوست ندارد.»
او در ادامه به واکنشها نسبت به خبر کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرده و میگوید:
«خبر کشته شدن آقای خامنهای برای بسیاری ناباورانه بود. اطرافیان من با تماسهای مکرر این خبر را منتقل میکردند و ابراز خوشحالی میکردند. اگرچه ترجیح شخصی من این بود که او در یک دادگاه عادلانه بهعنوان متهم به جنایات جنگی محاکمه شود، اما این رخداد برای بسیاری، بهویژه خانوادههای داغدار، نوعی تسکین محسوب میشد. با دیدن این واکنشها، من نیز احساس رضایت پیدا کردم. امسال، عید بدون حضور او برای بسیاری متفاوت و حتی خوشایند بود و امید وجود دارد که آینده نیز با تغییرات بیشتری همراه باشد.»
او همچنین به فضای امنیتی در شهرها اشاره کرده و میگوید:
«در شبهای اخیر، در میادین اصلی شهر و برخی مناطق دیگر، افرادی با سلاحهای شخصی و با پوشش غیررسمی حضور دارند. به نظر میرسد که بسیاری از آنها نیروهای عادی نیستند. هدف از این حضور، ایجاد فضای ارعاب و جلوگیری از هرگونه تجمع است. ایستهای بازرسی متعددی در سطح شهر و بزرگراهها ایجاد شده و خودروها بر اساس ظاهر افراد یا نشانههای ظاهری مورد بازرسی قرار میگیرند. این وضعیت موجب شده است که بسیاری از جوانان ترجیح دهند در خانه بمانند.»
او در روایت یک تجربه شخصی میگوید:
«چند روز پیش، در مسیر، متوجه حضور یک کودک حدوداً یازدهساله در یکی از ایستهای بازرسی شدم. از او پرسیدم: «اینجا چه کار میکنی؟» اما ناگهان مشاهده کردم که او سلاح در اختیار دارد. این صحنه بسیار عجیب و آزاردهنده بود.»
او در بخش دیگری از صحبتهای خود، به حادثه میناب اشاره کرده و میگوید:
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/2w3r5c8p
#جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از زندانیان سیاسی سابق در ایران، در گفتوگویی صوتی که در شرایط قطع و اختلال شدید اینترنتی ارسال شده، از وضعیت ارتباطات، بمباران اطراف مناطق نظامی، فضای امنیتی شهرها، نگرانی درباره زندانیان اوین و نگاه بخشی از جامعه نسبت به جنگ جاری سخن گفته است.
در سیودومین روز از جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، یکی از زندانیان سیاسی سابق در ایران در گفتوگویی صوتی که بهسختی و در شرایط محدودیت شدید اینترنتی ارسال شده، روایت مفصلی از شرایط جاری ارائه کرده است.
او در ابتدای صحبتهای خود با اشاره به وضعیت اینترنت میگوید:
«امروز روز سیودوم جنگ است و روز سیودومی است که اینترنت در ایران بهطور کامل قطع شده است. دسترسیها قطع شده و کانفیگها بسیار گران هستند. در واقع، ابزارهایی که بتوان با آنها اینترنت ملی را دور زد، بسیار گران، کمیاب و حتی نایاب هستند. خود من نیز با کمک یکی از دوستان و بهسختی توانستم متصل شوم و احتمالاً از فردا دوباره به اینترنت بینالمللی دسترسی نخواهم داشت.»
او با اشاره به تجربه خود از زندگی در نزدیکی مناطق نظامی، بدون ذکر جزئیات دقیق محل سکونت، میگوید:
«در منطقهای که من حضور دارم، شهرکهای سپاهینشین و همچنین مناطق مسکونی وجود دارد. در اطراف ما سایتهای تسلیحاتی متعددی قرار دارد. این منطقه بهطور مکرر هدف بمباران قرار میگیرد، اما تا این لحظه، مناطق مسکونی بهطور مستقیم هدف قرار نگرفتهاند. تمامی انفجارها و صداهایی که شنیده میشود ناشی از هدف قرار دادن پایگاهها و مناطق نظامی است. سامانههای پدافندی نیز تقریباً هر شب فعال هستند. البته امشب نسبتاً آرام است.»
این زندانی سیاسی سابق در توصیف وضعیت زندگی روزمره مردم میگوید:
«مردم به زندگی خود ادامه میدهند. هیچکس از جنگ، مرگ و ویرانی استقبال نمیکند. هیچکس مایل نیست هر روز خبر مرگ یا حمله به نقاط مختلف را بشنود. با این حال، نباید در دام پروپاگاندایی افتاد که جمهوری اسلامی با شدت دنبال میکند؛ اینکه این حکومت حق دارد به کشورهای دیگر حمله کند یا سیاستهای خود را ادامه دهد. بسیاری از مردم بر این باورند که این جنگ، جنگ جمهوری اسلامی است و نه جنگ مردم ایران.»
او درباره وضعیت روحی جامعه نیز میگوید:
«دیدم که در توئیتر برخی روایتهایی ارائه میدهند که حاکی از وضعیت بسیار نامناسب روحی مردم است، اما نمیتوان چنین ارزیابی یکدستی ارائه داد. شاید منابع اطلاعات این دوستان سوگیری دارد یا از بخشی از جامعه اطلاعات دریافت کردهاند که وضع مالی خوبی دارن. چیزی که من متوجه شدم و مشاهده کردم این است که مردم، علیرغم شرایط جنگی، به زندگی خود ادامه میدهند و درک عمومی این است که این جنگ، جنگ مردم ایران نیست، جنگ جمهوری اسلامی است، طبعا کسی از جنگ خوشحال نمیشود. کسی جنازه دوست ندارد.»
او در ادامه به واکنشها نسبت به خبر کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرده و میگوید:
«خبر کشته شدن آقای خامنهای برای بسیاری ناباورانه بود. اطرافیان من با تماسهای مکرر این خبر را منتقل میکردند و ابراز خوشحالی میکردند. اگرچه ترجیح شخصی من این بود که او در یک دادگاه عادلانه بهعنوان متهم به جنایات جنگی محاکمه شود، اما این رخداد برای بسیاری، بهویژه خانوادههای داغدار، نوعی تسکین محسوب میشد. با دیدن این واکنشها، من نیز احساس رضایت پیدا کردم. امسال، عید بدون حضور او برای بسیاری متفاوت و حتی خوشایند بود و امید وجود دارد که آینده نیز با تغییرات بیشتری همراه باشد.»
او همچنین به فضای امنیتی در شهرها اشاره کرده و میگوید:
«در شبهای اخیر، در میادین اصلی شهر و برخی مناطق دیگر، افرادی با سلاحهای شخصی و با پوشش غیررسمی حضور دارند. به نظر میرسد که بسیاری از آنها نیروهای عادی نیستند. هدف از این حضور، ایجاد فضای ارعاب و جلوگیری از هرگونه تجمع است. ایستهای بازرسی متعددی در سطح شهر و بزرگراهها ایجاد شده و خودروها بر اساس ظاهر افراد یا نشانههای ظاهری مورد بازرسی قرار میگیرند. این وضعیت موجب شده است که بسیاری از جوانان ترجیح دهند در خانه بمانند.»
او در روایت یک تجربه شخصی میگوید:
«چند روز پیش، در مسیر، متوجه حضور یک کودک حدوداً یازدهساله در یکی از ایستهای بازرسی شدم. از او پرسیدم: «اینجا چه کار میکنی؟» اما ناگهان مشاهده کردم که او سلاح در اختیار دارد. این صحنه بسیار عجیب و آزاردهنده بود.»
او در بخش دیگری از صحبتهای خود، به حادثه میناب اشاره کرده و میگوید:
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/2w3r5c8p
#جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
🕊7❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
ادامه قطع اینترنت در ایران در روز ۳۲؛ بیش از ۷۴۴ ساعت قطع ارتباط با جهان خارج
نتبلاکس:
⚠️ بهروزرسانی: قطعی اینترنت در ایران وارد روز ۳۲ شده و اکثر کاربران برای بیش از ۷۴۴ ساعت از جهان خارج قطع شدهاند.
این انزوای دیجیتال طولانیمدت، چالشهای تازهای برای ایرانیان ایجاد کرده است؛ از منقضی شدن دامنهها و حسابهای کاربری گرفته تا بهروزرسانینشدن سرورها در شبکه ملی که کیفیت آن نیز رو به افت است.
@tavaanatech
ادامه قطع اینترنت در ایران در روز ۳۲؛ بیش از ۷۴۴ ساعت قطع ارتباط با جهان خارج
نتبلاکس:
⚠️ بهروزرسانی: قطعی اینترنت در ایران وارد روز ۳۲ شده و اکثر کاربران برای بیش از ۷۴۴ ساعت از جهان خارج قطع شدهاند.
این انزوای دیجیتال طولانیمدت، چالشهای تازهای برای ایرانیان ایجاد کرده است؛ از منقضی شدن دامنهها و حسابهای کاربری گرفته تا بهروزرسانینشدن سرورها در شبکه ملی که کیفیت آن نیز رو به افت است.
@tavaanatech
❤3
گزارش از اوین پس از اولین ملاقات در دوران جنگ؛ «حضور نمایشی نماینده دادستان» و کاهش جیره زندانیان
بر اساس گزارشی که پس از نخستین ملاقات خانوادهها با زندانیان در دوران جنگ به دستمان رسیده، نماینده دادستان بهصورت کوتاهمدت در زندان اوین حضور یافته؛ حضوری که به گفته منابع، بیشتر جنبه نمایشی داشته است.
در پی انتشار گزارشهایی مبنی بر نبود دادیار در زندان اوین، روز گذشته و همزمان با نخستین ملاقات خانوادهها با زندانیان پس از آغاز جنگ، نماینده دادستان در این زندان حضور پیدا کرده است.
به گفته یک منبع مطلع، این حضور در واکنش به همان گزارشها صورت گرفته و با هدف نشان دادن رسیدگی به وضعیت زندانیان انجام شده است. با این حال، این منبع تأکید میکند که روند گفتوگوها بسیار کوتاه و محدود بوده است.
بر اساس این گزارش، به زندانیان اعلام شده که افرادی که مشکل دارند میتوانند برای طرح موضوع مراجعه کنند، اما در عمل، در مدت زمانی حدود ۱۰ دقیقه، با جمعی بین ۵۰ تا ۶۰ نفر گفتوگو شده که به گفته این منبع، امکان رسیدگی واقعی به مشکلات را فراهم نمیکرده و «صرفاً نمایشی» بوده است.
همزمان، گزارشها حاکی از آن است که جیره غذایی زندانیان نیز کاهش یافته و به گفته این منبع، «رسماً نصف شده است».
این تحولات در شرایطی رخ داده که پیشتر نیز گزارشهایی درباره نبود دادیار و رسیدگی ناکافی به امور زندانیان در اوین منتشر شده بود.
#زندان_اوین #جنگ #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشی که پس از نخستین ملاقات خانوادهها با زندانیان در دوران جنگ به دستمان رسیده، نماینده دادستان بهصورت کوتاهمدت در زندان اوین حضور یافته؛ حضوری که به گفته منابع، بیشتر جنبه نمایشی داشته است.
در پی انتشار گزارشهایی مبنی بر نبود دادیار در زندان اوین، روز گذشته و همزمان با نخستین ملاقات خانوادهها با زندانیان پس از آغاز جنگ، نماینده دادستان در این زندان حضور پیدا کرده است.
به گفته یک منبع مطلع، این حضور در واکنش به همان گزارشها صورت گرفته و با هدف نشان دادن رسیدگی به وضعیت زندانیان انجام شده است. با این حال، این منبع تأکید میکند که روند گفتوگوها بسیار کوتاه و محدود بوده است.
بر اساس این گزارش، به زندانیان اعلام شده که افرادی که مشکل دارند میتوانند برای طرح موضوع مراجعه کنند، اما در عمل، در مدت زمانی حدود ۱۰ دقیقه، با جمعی بین ۵۰ تا ۶۰ نفر گفتوگو شده که به گفته این منبع، امکان رسیدگی واقعی به مشکلات را فراهم نمیکرده و «صرفاً نمایشی» بوده است.
همزمان، گزارشها حاکی از آن است که جیره غذایی زندانیان نیز کاهش یافته و به گفته این منبع، «رسماً نصف شده است».
این تحولات در شرایطی رخ داده که پیشتر نیز گزارشهایی درباره نبود دادیار و رسیدگی ناکافی به امور زندانیان در اوین منتشر شده بود.
#زندان_اوین #جنگ #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
💔3❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از سنتورنواری پویا قبادی، زندانی سیاسی اعدامشده
زندهیاد پویا قبادی بیستونی، متولد ۱۳۷۱ در شهرستان سنقر استان کرمانشاه، مهندس برق قدرت و فارغالتحصیل دانشگاه کردستان (ورودی سال ۱۳۹۱) بود. او هنرمندی در عرصه موسیقی و نوازنده سنتور نیز بود.
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، ۱۰ آذر ماه سال ۱۴۰۴، پویا قبادی را به اتهام بغی از طریق «عضویت در گروههای مخالف نظام» به اعدام محکوم کرد.
در این پرونده ۵ زندانی دیگر نیز به همین اتهام توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شدند.
تا کنون چهار نفر از این پرونده اعدام شدهاند و نگرانی درباره اجرای قریبالوقوع حکم اعدام دو تن دیگر بسیار جدی است.
#پویا_قبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
زندهیاد پویا قبادی بیستونی، متولد ۱۳۷۱ در شهرستان سنقر استان کرمانشاه، مهندس برق قدرت و فارغالتحصیل دانشگاه کردستان (ورودی سال ۱۳۹۱) بود. او هنرمندی در عرصه موسیقی و نوازنده سنتور نیز بود.
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، ۱۰ آذر ماه سال ۱۴۰۴، پویا قبادی را به اتهام بغی از طریق «عضویت در گروههای مخالف نظام» به اعدام محکوم کرد.
در این پرونده ۵ زندانی دیگر نیز به همین اتهام توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شدند.
تا کنون چهار نفر از این پرونده اعدام شدهاند و نگرانی درباره اجرای قریبالوقوع حکم اعدام دو تن دیگر بسیار جدی است.
#پویا_قبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔12
انتقال پنج زندانی محکوم به اعدام در پرونده آتشسوزی بسیج دماوند به مکان نامعلوم؛ نگرانی از اجرای قریبالوقوع احکام
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی خانواده دو تن از زندانیان معترض محکوم به اعدام در پرونده آتشسوزی در پایگاه بسیج خیابان دماوند تهران، پنج زندانی از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و برای اجرای حکم به مکانی نامعلوم منتقل شدهاند.
بنا بر اعلام خانوادهها به ایران اینترنشنال، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی و علی فهیم پنج زندانیای هستند که پرونده آنها به اجرای احکام ارجاع شده است.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی شده و حکم اعدام آنها در تاریخ ۱۸ بهمنماه صادر شده است.
محمدامین بیگلری، ۱۹ ساله، دارای مدرک دیپلم و از جمله افرادی است که برای تأمین معاش کار میکرده است. او از ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در زندان قزلحصار بازداشت است. به گفته منابع نزدیک، وی دارای شرایط خانوادگی دشواری بوده و پدرش بیمار و مادرش در کنار او حضور نداشته است. وکیل او اعلام کرده که محمدامین «اقرار» کرده، اما جزئیات این اقرار مشخص نیست و نسبت به اعتبار آن تردیدهایی وجود دارد.
علی فهیم، دیگر متهم این پرونده، ۲۶ ساله است که در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شد. بر اساس گزارشها، او در زمان وقوع آتشسوزی در یک پایگاه بسیج در خیابان نامجو حضور داشته و حتی خود نیز در معرض خطر قرار گرفته بود. گفته میشود فرد یا افرادی ناشناس با آتش زدن یک موتور و سپس پایگاه، مسیر خروج افراد داخل را مسدود کردهاند. پس از مهار آتش، نیروهای امنیتی، علی فهیم و دیگر افراد حاضر را به عنوان عاملان این حادثه بازداشت کردهاند.
در مجموع، در ارتباط با این پرونده هفت نفر بازداشت شدند. این پرونده به آتشسوزی شامگاه ۱۸ دیماه در پایگاه بسیج «۱۸۵ شهید محمود کاوه» در شرق تهران مربوط میشود.
بر اساس گزارشها و همچنین ویدیوهای منتشرشده از اعترافات این افراد در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، این زندانیان متهم به مشارکت در آتشسوزی شدهاند، در حالی که برخی گزارشها حاکی از آن است که آنها نه در ایجاد آتشسوزی و نه در تخریب اموال نقشی نداشتهاند و تنها وارد ساختمانی شده بودند که پیشتر توسط افراد دیگری به آتش کشیده شده بود.
انتقال این پنج زندانی به مکان نامعلوم، نگرانیها درباره احتمال اجرای قریبالوقوع احکام اعدام را افزایش داده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی خانواده دو تن از زندانیان معترض محکوم به اعدام در پرونده آتشسوزی در پایگاه بسیج خیابان دماوند تهران، پنج زندانی از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و برای اجرای حکم به مکانی نامعلوم منتقل شدهاند.
بنا بر اعلام خانوادهها به ایران اینترنشنال، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی و علی فهیم پنج زندانیای هستند که پرونده آنها به اجرای احکام ارجاع شده است.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی شده و حکم اعدام آنها در تاریخ ۱۸ بهمنماه صادر شده است.
محمدامین بیگلری، ۱۹ ساله، دارای مدرک دیپلم و از جمله افرادی است که برای تأمین معاش کار میکرده است. او از ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در زندان قزلحصار بازداشت است. به گفته منابع نزدیک، وی دارای شرایط خانوادگی دشواری بوده و پدرش بیمار و مادرش در کنار او حضور نداشته است. وکیل او اعلام کرده که محمدامین «اقرار» کرده، اما جزئیات این اقرار مشخص نیست و نسبت به اعتبار آن تردیدهایی وجود دارد.
علی فهیم، دیگر متهم این پرونده، ۲۶ ساله است که در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شد. بر اساس گزارشها، او در زمان وقوع آتشسوزی در یک پایگاه بسیج در خیابان نامجو حضور داشته و حتی خود نیز در معرض خطر قرار گرفته بود. گفته میشود فرد یا افرادی ناشناس با آتش زدن یک موتور و سپس پایگاه، مسیر خروج افراد داخل را مسدود کردهاند. پس از مهار آتش، نیروهای امنیتی، علی فهیم و دیگر افراد حاضر را به عنوان عاملان این حادثه بازداشت کردهاند.
در مجموع، در ارتباط با این پرونده هفت نفر بازداشت شدند. این پرونده به آتشسوزی شامگاه ۱۸ دیماه در پایگاه بسیج «۱۸۵ شهید محمود کاوه» در شرق تهران مربوط میشود.
بر اساس گزارشها و همچنین ویدیوهای منتشرشده از اعترافات این افراد در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، این زندانیان متهم به مشارکت در آتشسوزی شدهاند، در حالی که برخی گزارشها حاکی از آن است که آنها نه در ایجاد آتشسوزی و نه در تخریب اموال نقشی نداشتهاند و تنها وارد ساختمانی شده بودند که پیشتر توسط افراد دیگری به آتش کشیده شده بود.
انتقال این پنج زندانی به مکان نامعلوم، نگرانیها درباره احتمال اجرای قریبالوقوع احکام اعدام را افزایش داده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔13
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همچنان ادامه دارد؛ اعتراضی که اینبار در هفته صد و چهاردهم خود، در ۵۶ زندان مختلف جریان داشته است.
به گزارش کانال تلگرامی این کارزار، امروز سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، زندانیان سیاسی در دهها زندان کشور بار دیگر در قالب این کارزار دست به اعتصاب غذا زدهاند؛ حرکتی جمعی در مخالفت با احکام اعدام و دفاع از حق حیات.
بهدلیل تداوم قطع اینترنت و محدودیتهای ارتباطی، بیانیه رسمی این هفته کارزار به دست گردانندگان صفحات آن در فضای مجازی نرسیده است. با این حال، آخرین اطلاعات نشان میدهد که این اعتصاب غذا در ۵۶ زندان مختلف برگزار شده است.
ادامه این کارزار را میتوان نشانهای از اعتراض مسالمتآمیز زندانیان به روندهای قضایی و نگرانی از اجرای احکام اعدام دانست؛ اعتراضی که در شرایط محدودیت شدید ارتباطی نیز متوقف نشده و از تداوم یک بحران جدی در نظام قضایی خبر میدهد.
#نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش کانال تلگرامی این کارزار، امروز سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، زندانیان سیاسی در دهها زندان کشور بار دیگر در قالب این کارزار دست به اعتصاب غذا زدهاند؛ حرکتی جمعی در مخالفت با احکام اعدام و دفاع از حق حیات.
بهدلیل تداوم قطع اینترنت و محدودیتهای ارتباطی، بیانیه رسمی این هفته کارزار به دست گردانندگان صفحات آن در فضای مجازی نرسیده است. با این حال، آخرین اطلاعات نشان میدهد که این اعتصاب غذا در ۵۶ زندان مختلف برگزار شده است.
ادامه این کارزار را میتوان نشانهای از اعتراض مسالمتآمیز زندانیان به روندهای قضایی و نگرانی از اجرای احکام اعدام دانست؛ اعتراضی که در شرایط محدودیت شدید ارتباطی نیز متوقف نشده و از تداوم یک بحران جدی در نظام قضایی خبر میدهد.
#نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
گفتوگو؛ پلی میان تفاوتها و بنیان همبستگی اجتماعی
گفتوگو یکی از بنیادیترین سازوکارهای شکلگیری همبستگی در جوامع انسانی است. بدون گفتوگو، تفاوتها بهجای آنکه به منبعی برای غنا تبدیل شوند، به شکاف و تعارض بدل میشوند. یورگن هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» تاکید میکند که تفاهم اجتماعی نه از طریق زور، بلکه از راه گفتوگوی عقلانی و برابر شکل میگیرد؛ جایی که افراد میتوانند بدون سلطه، دلایل خود را مطرح کنند و به درک مشترک برسند.
از منظر جامعهشناسی، امیل دورکیم همبستگی را به دو نوع مکانیکی و ارگانیک تقسیم میکند. در جوامع مدرن که مبتنی بر تکثر و تفاوتاند، همبستگی ارگانیک تنها زمانی پایدار میماند که ارتباط و گفتوگو میان گروههای مختلف برقرار باشد. در غیر این صورت، تنوع به بیاعتمادی میانجامد.
همچنین هانا آرنت بر اهمیت «فضای عمومی» تاکید دارد؛ جایی که انسانها از طریق گفتوگو و کنش، جهان مشترک خود را میسازند. از نگاه او، حذف گفتوگو به حذف سیاست و در نهایت به انزوای انسانها منجر میشود.
در جهانی که با تکثر فرهنگی، دینی و فکری تعریف میشود، پذیرش تفاوت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. گفتوگو امکان میدهد که «دیگری» نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری دیده شود. همبستگی پایدار دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد: جایی که تفاوتها شنیده میشوند، نه سرکوب.
#همبستگی #گفتگو_توانا
@dialogue1402
گفتوگو یکی از بنیادیترین سازوکارهای شکلگیری همبستگی در جوامع انسانی است. بدون گفتوگو، تفاوتها بهجای آنکه به منبعی برای غنا تبدیل شوند، به شکاف و تعارض بدل میشوند. یورگن هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» تاکید میکند که تفاهم اجتماعی نه از طریق زور، بلکه از راه گفتوگوی عقلانی و برابر شکل میگیرد؛ جایی که افراد میتوانند بدون سلطه، دلایل خود را مطرح کنند و به درک مشترک برسند.
از منظر جامعهشناسی، امیل دورکیم همبستگی را به دو نوع مکانیکی و ارگانیک تقسیم میکند. در جوامع مدرن که مبتنی بر تکثر و تفاوتاند، همبستگی ارگانیک تنها زمانی پایدار میماند که ارتباط و گفتوگو میان گروههای مختلف برقرار باشد. در غیر این صورت، تنوع به بیاعتمادی میانجامد.
همچنین هانا آرنت بر اهمیت «فضای عمومی» تاکید دارد؛ جایی که انسانها از طریق گفتوگو و کنش، جهان مشترک خود را میسازند. از نگاه او، حذف گفتوگو به حذف سیاست و در نهایت به انزوای انسانها منجر میشود.
در جهانی که با تکثر فرهنگی، دینی و فکری تعریف میشود، پذیرش تفاوت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. گفتوگو امکان میدهد که «دیگری» نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری دیده شود. همبستگی پایدار دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد: جایی که تفاوتها شنیده میشوند، نه سرکوب.
#همبستگی #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤1
نگرانی شدید درباره وضعیت نرگس محمدی؛ گزارش از بیهوشی و محرومیت از درمان پس از علائم حمله قلبی
«ائتلاف آزادی نرگس» در گزارشی تفصیلی نسبت به وضعیت سلامت نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳، در زندان زنجان ابراز نگرانی شدید کرده و از محرومیت او از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی خبر داده است.
بر اساس این گزارش، تیم حقوقی محمدی به همراه یکی از اعضای خانوادهاش در ۹ فروردین و پس از هفتهها پیگیری، موفق به ملاقات با او در شرایط امنیتی شدهاند. منابع مطلع وضعیت جسمی او را «بحرانی» توصیف کردهاند. به گفته این منابع، محمدی دقایقی پیش از ملاقات به دلیل درد شدید قفسه سینه به بهداری منتقل شده و در حالی به اتاق ملاقات آمده که «بهشدت ضعیف، رنگپریده و دچار کاهش وزن چشمگیر» بوده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که در ۴ فروردین، نرگس محمدی در تخت خود «بیهوش و بدون علائم حیاتی» پیدا شده است. به گفته همبندانش، این وضعیت که با سردی بدن و بیحسی همراه بوده، بیش از یک ساعت ادامه داشته است. زندانیان با پیچیدن او در پتو، وی را به بهداری بند زنان منتقل کردند و پس از تجویز دارو، هوشیاری او بازگشته است. با وجود نشانههای جدی حمله قلبی، مقامات از اعزام او به بیمارستان یا معاینه توسط پزشک متخصص خودداری کردهاند.
گزارش همچنین به تداوم علائم نگرانکننده از جمله سردردهای شدید، تهوع، دوبینی و کاهش بینایی اشاره دارد که از زمان بازداشت خشونتآمیز او در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ آغاز شده است. به گفته منابع، او همچنان از نوسانات شدید فشار خون رنج میبرد و با توجه به سابقه بیماری قلبی و وجود استنت، این وضعیت خطرناک ارزیابی شده است.
ائتلاف آزادی نرگس خواستار اعطای فوری مرخصی درمانی، دسترسی به مراقبتهای تخصصی و آزادی بیقیدوشرط این فعال حقوق بشر شده و تأکید کرده است که نگهداری او در کنار زندانیان جرائم خشن و در شرایط جنگی، جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است.
نرگس محمدی، فعال سیاسی مدافع حقوق بشر، در حال گذراندن چندین حکم زندان است و مجموع محکومیتهای او به حدود ۱۸ سال میرسد.
متن کامل گزارش:
https://narges.foundation/an-update-on-the-critical-health-of-narges-mohammadi-by-the-free-narges-coalition-amid-armed-conflict-in-the-middle-east/
#نرگس_محمدی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«ائتلاف آزادی نرگس» در گزارشی تفصیلی نسبت به وضعیت سلامت نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳، در زندان زنجان ابراز نگرانی شدید کرده و از محرومیت او از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی خبر داده است.
بر اساس این گزارش، تیم حقوقی محمدی به همراه یکی از اعضای خانوادهاش در ۹ فروردین و پس از هفتهها پیگیری، موفق به ملاقات با او در شرایط امنیتی شدهاند. منابع مطلع وضعیت جسمی او را «بحرانی» توصیف کردهاند. به گفته این منابع، محمدی دقایقی پیش از ملاقات به دلیل درد شدید قفسه سینه به بهداری منتقل شده و در حالی به اتاق ملاقات آمده که «بهشدت ضعیف، رنگپریده و دچار کاهش وزن چشمگیر» بوده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که در ۴ فروردین، نرگس محمدی در تخت خود «بیهوش و بدون علائم حیاتی» پیدا شده است. به گفته همبندانش، این وضعیت که با سردی بدن و بیحسی همراه بوده، بیش از یک ساعت ادامه داشته است. زندانیان با پیچیدن او در پتو، وی را به بهداری بند زنان منتقل کردند و پس از تجویز دارو، هوشیاری او بازگشته است. با وجود نشانههای جدی حمله قلبی، مقامات از اعزام او به بیمارستان یا معاینه توسط پزشک متخصص خودداری کردهاند.
گزارش همچنین به تداوم علائم نگرانکننده از جمله سردردهای شدید، تهوع، دوبینی و کاهش بینایی اشاره دارد که از زمان بازداشت خشونتآمیز او در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ آغاز شده است. به گفته منابع، او همچنان از نوسانات شدید فشار خون رنج میبرد و با توجه به سابقه بیماری قلبی و وجود استنت، این وضعیت خطرناک ارزیابی شده است.
ائتلاف آزادی نرگس خواستار اعطای فوری مرخصی درمانی، دسترسی به مراقبتهای تخصصی و آزادی بیقیدوشرط این فعال حقوق بشر شده و تأکید کرده است که نگهداری او در کنار زندانیان جرائم خشن و در شرایط جنگی، جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است.
نرگس محمدی، فعال سیاسی مدافع حقوق بشر، در حال گذراندن چندین حکم زندان است و مجموع محکومیتهای او به حدود ۱۸ سال میرسد.
متن کامل گزارش:
https://narges.foundation/an-update-on-the-critical-health-of-narges-mohammadi-by-the-free-narges-coalition-amid-armed-conflict-in-the-middle-east/
#نرگس_محمدی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤6🥰1
هیچ چیز عادی نیست، حتی ادعای عادیبودن
✍️گلشن فتحی، فعال مدنی
سهشنبه تهران جنگزده:
یادم هست تا همین یکی دو سال پیش، عیدها چقدر بیرحمانه سریع میگذشتند. از بیستوپنجم اسفند که میرسید، انگار ناگهان چشم باز میکردی و سیزدهم فروردین بود، و بعد از آن، زمان کش میآمد، کند میشد، اما هنوز زندگی در آن جریان داشت.
اما امسال زمان دیگر نه تند میگذرد، نه کند انگار شکسته است. هر روزش به اندازه یک ماه طول میکشد. هر روز پر است از هزار اتفاق، هزار خبر، هزار چیزی که نه میشود فهمیدشان، نه میشود توضیحشان داد، نه حتی میشود باورشان کرد.
هیچچیز در ایران عادی نیست. زندگی، عادی نیست.
و شاید تلخترین بخش ماجرا این است که عدهای، از هر سو، اصرار دارند این غیرعادی بودن را عادی جلوه بدهند.
میگویند زندگی ادامه دارد. اما کدام زندگی؟
کسبوکارهایی که تمام امیدشان به شب عید بود، یکییکی خاموش شدند.
مغازههایی که باید این روزها شلوغترین روزهایشان را میدیدند، در سکوت فرو رفتهاند.
کسبوکارهای آنلاین، که آخرین پناه خیلیها بود، تقریباً از بین رفتهاند.
کافهها و رستورانهایی که روزی پر از خنده و صدای جوانها بودند، حالا یا تعطیلاند یا نیمهجان
دوستانی را میشناسم که رؤیای راه انداختن یک کار کوچک داشتند و بعضی حتی شروع کردند اما یا در میانه راه فرو ریختند، یا پیش از شروع، از ترسِ آیندهای که هیچ تصویری از آن نبود، عقب نشستند.
اینجا هیچچیز عادی نیست.حتی ادعای عادی بودن
از یکسو، قدرتی که اصرار دارد بگوید همهچیز خوب است، ما پیروزیم، اوضاع تحت کنترل است.
از سوی دیگر، کسانی که خود را مدافع انسانیت میدانند و همزمان، واقعیتی را انکار میکنند که هر روز جلوی چشم ما در حال اتفاق افتادن است.
اما واقعیت، چیزی نیست که بتوان آن را با کلمات پنهان کرد.
واقعیت، خودش را با صدا و ترس و فقدان تحمیل میکند
واقعیت این است که اینجا، هر روز که صبح میشود،
وقتی پنجره را باز میکنی و میبینی شهر هنوز سر جایش است، بغض میکنی…
و از ته دل خوشحال میشوی که امروز هم دوام آوردیم.
واقعیت این است که شبها ترس دارد. ترسی مبهم، بیچهره، بیزمان. اینکه نمیدانی کجا قرار است هدف قرار بگیرد،
نمیدانی کدام صدا، آخرین صدایی است که میشنوی.
صدای انفجارها، قطعی برق،
و این سایهی سنگینی که روی تمام کشور افتاده…
چیزی نیست که بشود اسمش را زندگی عادی گذاشت.
تاریخمان آرامآرام زخمی میشود.
جغرافیایمان دارد دوباره روی کاغذهای دیگران طراحی میشود.
و مردم.. مردم عادی، بیدفاع دارند ناپدید میشوند،
در میان روایتهایی که هیچکدام، حقیقت کامل را نمیگویند.
حرف زدن از جنگ، خودش تبدیل به ترس شده.
کلمهها هم ناامن شدهاند.
و من نمیدانم همین جملههایی که مینویسم،
تا کجا اجازه دارند زنده بمانند، یا چه بهایی ممکن است داشته باشند.
اما فریب این تصویرِ عادیِ تحمیلی را نباید خورد.
در ایران، هیچچیز عادی نیست.
همین که سیودو روز است اینترنت نداریم،
همین که برای چند ساعت اتصال باید هزینهای بدهیم که در جایی دیگر میتوانست
شروع یک زندگی باشد، همین که ارتباط، این سادهترین حق، تبدیل به امتیاز شده یعنی هیچچیز سر جای خودش نیست.
اینجا، زمان هم دیگر کار نمیکند.
زندگی هم.
و شاید این نوشته، اگر باقی بماند برای آینده بگوید
اینکه ما، در روزهایی زندگی کردیم که هیچچیز
عادی نبودو سه جنایتکار در خاکمان به جان هم افتاده بودند و هرسه در یک هدف مشترک بودند، تظاهر به عادی بودن همزمان با نابود کردن یک پهنه عظیم جغرافیایی، تمدنی
ـ گلشن فتحی،هر روز روایت خود را مینویسد. او روز گذشته به سراغ کودکان دارای معلولیت رفته بود، همچنین یک روز برای پاکبانهای شهر غذا درست کرده بود، یک روز هم سراغ گربههای پارکها رفته بود.
@Tavaana_TavaanaTech
✍️گلشن فتحی، فعال مدنی
سهشنبه تهران جنگزده:
یادم هست تا همین یکی دو سال پیش، عیدها چقدر بیرحمانه سریع میگذشتند. از بیستوپنجم اسفند که میرسید، انگار ناگهان چشم باز میکردی و سیزدهم فروردین بود، و بعد از آن، زمان کش میآمد، کند میشد، اما هنوز زندگی در آن جریان داشت.
اما امسال زمان دیگر نه تند میگذرد، نه کند انگار شکسته است. هر روزش به اندازه یک ماه طول میکشد. هر روز پر است از هزار اتفاق، هزار خبر، هزار چیزی که نه میشود فهمیدشان، نه میشود توضیحشان داد، نه حتی میشود باورشان کرد.
هیچچیز در ایران عادی نیست. زندگی، عادی نیست.
و شاید تلخترین بخش ماجرا این است که عدهای، از هر سو، اصرار دارند این غیرعادی بودن را عادی جلوه بدهند.
میگویند زندگی ادامه دارد. اما کدام زندگی؟
کسبوکارهایی که تمام امیدشان به شب عید بود، یکییکی خاموش شدند.
مغازههایی که باید این روزها شلوغترین روزهایشان را میدیدند، در سکوت فرو رفتهاند.
کسبوکارهای آنلاین، که آخرین پناه خیلیها بود، تقریباً از بین رفتهاند.
کافهها و رستورانهایی که روزی پر از خنده و صدای جوانها بودند، حالا یا تعطیلاند یا نیمهجان
دوستانی را میشناسم که رؤیای راه انداختن یک کار کوچک داشتند و بعضی حتی شروع کردند اما یا در میانه راه فرو ریختند، یا پیش از شروع، از ترسِ آیندهای که هیچ تصویری از آن نبود، عقب نشستند.
اینجا هیچچیز عادی نیست.حتی ادعای عادی بودن
از یکسو، قدرتی که اصرار دارد بگوید همهچیز خوب است، ما پیروزیم، اوضاع تحت کنترل است.
از سوی دیگر، کسانی که خود را مدافع انسانیت میدانند و همزمان، واقعیتی را انکار میکنند که هر روز جلوی چشم ما در حال اتفاق افتادن است.
اما واقعیت، چیزی نیست که بتوان آن را با کلمات پنهان کرد.
واقعیت، خودش را با صدا و ترس و فقدان تحمیل میکند
واقعیت این است که اینجا، هر روز که صبح میشود،
وقتی پنجره را باز میکنی و میبینی شهر هنوز سر جایش است، بغض میکنی…
و از ته دل خوشحال میشوی که امروز هم دوام آوردیم.
واقعیت این است که شبها ترس دارد. ترسی مبهم، بیچهره، بیزمان. اینکه نمیدانی کجا قرار است هدف قرار بگیرد،
نمیدانی کدام صدا، آخرین صدایی است که میشنوی.
صدای انفجارها، قطعی برق،
و این سایهی سنگینی که روی تمام کشور افتاده…
چیزی نیست که بشود اسمش را زندگی عادی گذاشت.
تاریخمان آرامآرام زخمی میشود.
جغرافیایمان دارد دوباره روی کاغذهای دیگران طراحی میشود.
و مردم.. مردم عادی، بیدفاع دارند ناپدید میشوند،
در میان روایتهایی که هیچکدام، حقیقت کامل را نمیگویند.
حرف زدن از جنگ، خودش تبدیل به ترس شده.
کلمهها هم ناامن شدهاند.
و من نمیدانم همین جملههایی که مینویسم،
تا کجا اجازه دارند زنده بمانند، یا چه بهایی ممکن است داشته باشند.
اما فریب این تصویرِ عادیِ تحمیلی را نباید خورد.
در ایران، هیچچیز عادی نیست.
همین که سیودو روز است اینترنت نداریم،
همین که برای چند ساعت اتصال باید هزینهای بدهیم که در جایی دیگر میتوانست
شروع یک زندگی باشد، همین که ارتباط، این سادهترین حق، تبدیل به امتیاز شده یعنی هیچچیز سر جای خودش نیست.
اینجا، زمان هم دیگر کار نمیکند.
زندگی هم.
و شاید این نوشته، اگر باقی بماند برای آینده بگوید
اینکه ما، در روزهایی زندگی کردیم که هیچچیز
عادی نبودو سه جنایتکار در خاکمان به جان هم افتاده بودند و هرسه در یک هدف مشترک بودند، تظاهر به عادی بودن همزمان با نابود کردن یک پهنه عظیم جغرافیایی، تمدنی
ـ گلشن فتحی،هر روز روایت خود را مینویسد. او روز گذشته به سراغ کودکان دارای معلولیت رفته بود، همچنین یک روز برای پاکبانهای شهر غذا درست کرده بود، یک روز هم سراغ گربههای پارکها رفته بود.
@Tavaana_TavaanaTech
❤7💔3