This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاوید رضایی؛ نوجوان ۱۷ سالهای که پنج روز خانوادهاش در جستجوی او بودند
جاوید رضایی، نوجوان ۱۷ ساله اهل زنجان، در جریان اعتراضات سراسری روز ۱۸ دیماه در منطقه سبزهمیدان این شهر، بر اثر اصابت دو گلوله جنگی به کمر و پا جان خود را از دست داد.
پس از ناپدید شدن جاوید، خانواده او به مدت پنج روز در جستجوی فرزندشان به بیمارستانها، کلانتریها و مراکز مختلف مراجعه کردند، اما هیچگونه اطلاع روشنی درباره سرنوشت او دریافت نکردند. سرانجام در ۲۳ دیماه به خانواده اطلاع داده شد که جاوید کشته شده است.
پیکر این نوجوان ۱۷ ساله همان روز به خاک سپرده شد؛ در حالی که خانوادهاش پنج روز را در بیخبری و نگرانی از سرنوشت او سپری کرده بودند. یاد و نام جاوید رضایی، یکی دیگر از جانباختگان جوان اعتراضات، در حافظه مردم ایران ماندگار خواهد ماند. 🕊️
#جاوید_رضایی #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاوید رضایی، نوجوان ۱۷ ساله اهل زنجان، در جریان اعتراضات سراسری روز ۱۸ دیماه در منطقه سبزهمیدان این شهر، بر اثر اصابت دو گلوله جنگی به کمر و پا جان خود را از دست داد.
پس از ناپدید شدن جاوید، خانواده او به مدت پنج روز در جستجوی فرزندشان به بیمارستانها، کلانتریها و مراکز مختلف مراجعه کردند، اما هیچگونه اطلاع روشنی درباره سرنوشت او دریافت نکردند. سرانجام در ۲۳ دیماه به خانواده اطلاع داده شد که جاوید کشته شده است.
پیکر این نوجوان ۱۷ ساله همان روز به خاک سپرده شد؛ در حالی که خانوادهاش پنج روز را در بیخبری و نگرانی از سرنوشت او سپری کرده بودند. یاد و نام جاوید رضایی، یکی دیگر از جانباختگان جوان اعتراضات، در حافظه مردم ایران ماندگار خواهد ماند. 🕊️
#جاوید_رضایی #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊22💔17❤3
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یسنا اسکندری؛ وکیلی که فقط آرامش میخواست
جاویدنام یسنا اسکندری، وکیل دادگستری و نقاش ۴۴ ساله، در روز ۱۸ دیماه در منطقه آریاشهر تهران هدف شلیک نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان باخت.
برادر یسنا درباره او گفته است:
او زنی اهل قانون، هنر و زندگی بود؛ اما خشونت حکومتی حتی مجال زیستن آرام را هم از او گرفت.
خواهر یسنا با انتشار این ویدئو در صفحه ایکس خود نوشته:
#یسنا_اسکندری
💸 tavaanatech
جاویدنام یسنا اسکندری، وکیل دادگستری و نقاش ۴۴ ساله، در روز ۱۸ دیماه در منطقه آریاشهر تهران هدف شلیک نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان باخت.
برادر یسنا درباره او گفته است:
«یسنا انسانی آرام و بیآزار بود و تنها خواستهاش آرامش در زندگی بود.»
او زنی اهل قانون، هنر و زندگی بود؛ اما خشونت حکومتی حتی مجال زیستن آرام را هم از او گرفت.
خواهر یسنا با انتشار این ویدئو در صفحه ایکس خود نوشته:
«سوگند به اشک مادران، قاتلان جوانان بی گناه، تقاص خواهند داد و خدایی که صاحب انتقام است»
#یسنا_اسکندری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔26🕊3❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
⚠️ هشدار امنیتی
کانفیگهای ناشناس VPN میتوانند مستقیماً شما را به نهادهای امنیتی وصل کنند
در شرایطی که برخی از کاربران ایرانی برای دسترسی به اینترنت آزاد به انواع VPN، پراکسی و کانفیگهای آماده متوسل شدهاند، استفاده از کانفیگهای ناشناس و غیرقابلاعتماد میتواند بهطور مستقیم امنیت فردی کاربران را به خطر بیندازد.
واقعیت این است که بسیاری از کانفیگهای V2Ray، Shadowsocks، Trojan و نمونههای مشابه که در شبکههای اجتماعی و کانالهای تلگرامی دستبهدست میشوند، نهتنها امن نیستند، بلکه میتوانند به نقطه نفوذ و شناسایی کاربران تبدیل شوند.
🔹کانفیگی که شما را به سرور ناشناس، اشتراکی یا غیرقابلاعتماد وصل میکند، در عمل مسیری است که تمام ترافیک اینترنتی شما از آن عبور میکند. اگر کنترل این مسیر در اختیار فرد یا گروهی ناشناس باشد، امکان لاگگیری، تحلیل رفتار، ثبت آیپی واقعی، زمان اتصال و حتی تحویل دادهها به نهادهای امنیتی وجود دارد؛ حتی اگر ادعا شود «بدون لاگ» است. کاربران در این وضعیت، بدون اطلاع، اطلاعات شخصی و دیجیتال خود را در اختیار دیگران قرار میدهند.
برای روشن تر شدن موضوع، این توضیح لازم است که؛ مسئله تنها کانفیگ نیست؛ مسئله این است که پشت آن کانفیگ، چه کسی سرور را کنترل میکند.
امنیت کاربران نه در فایل کانفیگ، بلکه در مالکیت و اعتمادپذیری سرور تعیین میشود.
🔹استفاده از این ابزارها برای ورود به ایمیل شخصی، حسابهای شبکههای اجتماعی، پیامرسانها یا هر فعالیت حساس دیگر، میتواند پیامدهای جدی امنیتی داشته باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که بیاحتیاطی دیجیتال، در فضای سرکوب، هزینهای بسیار زیادی داشته باشد.
حتی زمانی که از VPN یا هر ابزار دورزدن فیلترینگ استفاده میکنید، همهچیز پنهان نمیشود. درست است که در اغلب موارد محتوای ارتباط شما رمزگذاری میشود، اما این بهمعنای نامرئیشدن کامل فعالیت اینترنتی نیست. شبکهای که VPN روی آن فعال است، همچنان میتواند الگوهای اتصال را ببیند: اینکه به چه دامنههایی متصل شدهاید، چه زمانی، با چه حجمی از ترافیک و با چه رفتاری. این اطلاعات برای تحلیل، شناسایی و حتی تطبیق هویتی کافی است، بهخصوص در شبکههایی که نظارت و DPI فعال دارند.
مسئله زمانی خطرناکتر میشود که کاربر، کلاینت یا فایل نصبی VPN را بهصورت فایل APK از منابع نامعلوم مثل کانالهای تلگرامی دانلود و نصب میکند. در این حالت، دیگر فقط بحث دیدن دامنهها نیست. یک APK دستکاریشده میتواند:
🔘به دفترچه مخاطبان، فایلها و پیامها دسترسی داشته باشد
🔘ترافیک را قبل از رمزگذاری کپی کند
🔘دادهها را به سرورهای ثالث ارسال کند
🔘یا حتی نقش ابزار جاسوسی دائمی را بازی کند
در چنین شرایطی، VPN نهتنها ابزار امنیتی نیست، بلکه میتواند درِ پشتی کامل به گوشی کاربر باشد. ترکیب «شبکه ناامن + سرور ناشناس + کلاینت APK نامعتبر» یکی از پرریسکترین سناریوهای ممکن برای کاربران داخل ایران است.
خلاصه این توضیحاتی که ارائه دادیم را میتوان در چند سطر کوتاه اینگونه نوشت:
✔ رمزگذاری بهتنهایی امنیت نمیآورد.
✔ امنیت یعنی اعتماد به سرور، کلاینت سالم و نصب از منبع معتبر.
✔ هر جا این زنجیره قطع شود، کاربر عملاً خودش دادههایش را تقدیم کرده است.
🟪 توصیه مهم:
هر ابزار دورزدن فیلترینگ الزاما ابزار امن نیست. سادهانگاری و اعتماد به کانفیگهای ناشناس و VPNهای ناامن و ناشناس، دقیقا میتواندشما را مستقیما در معرض شناسایی و خطر قرار دهد.
ابزارهای لازم و موردنیاز برای عبور از فیلترینگ را از منابع معتبر و شناخته شده دریافت کنید. هرگز فایلهای نصبی فیلترشکنها را از کانالها و جاهای ناشناس و مشکوک دانلود و نصب نکنید.
🔗خطرات خرید کانفیگهای ویپیان از منابع ناشناس
💸 tavaanatech
کانفیگهای ناشناس VPN میتوانند مستقیماً شما را به نهادهای امنیتی وصل کنند
در شرایطی که برخی از کاربران ایرانی برای دسترسی به اینترنت آزاد به انواع VPN، پراکسی و کانفیگهای آماده متوسل شدهاند، استفاده از کانفیگهای ناشناس و غیرقابلاعتماد میتواند بهطور مستقیم امنیت فردی کاربران را به خطر بیندازد.
واقعیت این است که بسیاری از کانفیگهای V2Ray، Shadowsocks، Trojan و نمونههای مشابه که در شبکههای اجتماعی و کانالهای تلگرامی دستبهدست میشوند، نهتنها امن نیستند، بلکه میتوانند به نقطه نفوذ و شناسایی کاربران تبدیل شوند.
🔹کانفیگی که شما را به سرور ناشناس، اشتراکی یا غیرقابلاعتماد وصل میکند، در عمل مسیری است که تمام ترافیک اینترنتی شما از آن عبور میکند. اگر کنترل این مسیر در اختیار فرد یا گروهی ناشناس باشد، امکان لاگگیری، تحلیل رفتار، ثبت آیپی واقعی، زمان اتصال و حتی تحویل دادهها به نهادهای امنیتی وجود دارد؛ حتی اگر ادعا شود «بدون لاگ» است. کاربران در این وضعیت، بدون اطلاع، اطلاعات شخصی و دیجیتال خود را در اختیار دیگران قرار میدهند.
برای روشن تر شدن موضوع، این توضیح لازم است که؛ مسئله تنها کانفیگ نیست؛ مسئله این است که پشت آن کانفیگ، چه کسی سرور را کنترل میکند.
امنیت کاربران نه در فایل کانفیگ، بلکه در مالکیت و اعتمادپذیری سرور تعیین میشود.
🔹استفاده از این ابزارها برای ورود به ایمیل شخصی، حسابهای شبکههای اجتماعی، پیامرسانها یا هر فعالیت حساس دیگر، میتواند پیامدهای جدی امنیتی داشته باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که بیاحتیاطی دیجیتال، در فضای سرکوب، هزینهای بسیار زیادی داشته باشد.
حتی زمانی که از VPN یا هر ابزار دورزدن فیلترینگ استفاده میکنید، همهچیز پنهان نمیشود. درست است که در اغلب موارد محتوای ارتباط شما رمزگذاری میشود، اما این بهمعنای نامرئیشدن کامل فعالیت اینترنتی نیست. شبکهای که VPN روی آن فعال است، همچنان میتواند الگوهای اتصال را ببیند: اینکه به چه دامنههایی متصل شدهاید، چه زمانی، با چه حجمی از ترافیک و با چه رفتاری. این اطلاعات برای تحلیل، شناسایی و حتی تطبیق هویتی کافی است، بهخصوص در شبکههایی که نظارت و DPI فعال دارند.
مسئله زمانی خطرناکتر میشود که کاربر، کلاینت یا فایل نصبی VPN را بهصورت فایل APK از منابع نامعلوم مثل کانالهای تلگرامی دانلود و نصب میکند. در این حالت، دیگر فقط بحث دیدن دامنهها نیست. یک APK دستکاریشده میتواند:
🔘به دفترچه مخاطبان، فایلها و پیامها دسترسی داشته باشد
🔘ترافیک را قبل از رمزگذاری کپی کند
🔘دادهها را به سرورهای ثالث ارسال کند
🔘یا حتی نقش ابزار جاسوسی دائمی را بازی کند
در چنین شرایطی، VPN نهتنها ابزار امنیتی نیست، بلکه میتواند درِ پشتی کامل به گوشی کاربر باشد. ترکیب «شبکه ناامن + سرور ناشناس + کلاینت APK نامعتبر» یکی از پرریسکترین سناریوهای ممکن برای کاربران داخل ایران است.
خلاصه این توضیحاتی که ارائه دادیم را میتوان در چند سطر کوتاه اینگونه نوشت:
🟪 توصیه مهم:
هر ابزار دورزدن فیلترینگ الزاما ابزار امن نیست. سادهانگاری و اعتماد به کانفیگهای ناشناس و VPNهای ناامن و ناشناس، دقیقا میتواندشما را مستقیما در معرض شناسایی و خطر قرار دهد.
ابزارهای لازم و موردنیاز برای عبور از فیلترینگ را از منابع معتبر و شناخته شده دریافت کنید. هرگز فایلهای نصبی فیلترشکنها را از کانالها و جاهای ناشناس و مشکوک دانلود و نصب نکنید.
🔗خطرات خرید کانفیگهای ویپیان از منابع ناشناس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍3👌1🕊1💯1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز جاویدنام علی پورامامعلی؛ پدری که دیگر در کنار خانوادهاش نیست
جاویدنام علی پورامامعلی، شهروند ۵۰ ساله اهل روستای سیاوانمحله رودسر، در جریان اعتراضات سراسری ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهر چالوس، بر اثر شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، گلوله جنگی به سر او اصابت کرد و همان جراحت باعث جانباختنش شد.
از علی پورامامعلی دو فرزند به یادگار مانده است؛ دختری ۱۶ ساله و پسری ۴ ساله که امروز، در سالروز تولد پدرشان، تنها خاطرات او را در کنار خود دارند.
#علی_پورامامعلی
💸 tavaanatech
جاویدنام علی پورامامعلی، شهروند ۵۰ ساله اهل روستای سیاوانمحله رودسر، در جریان اعتراضات سراسری ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهر چالوس، بر اثر شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، گلوله جنگی به سر او اصابت کرد و همان جراحت باعث جانباختنش شد.
از علی پورامامعلی دو فرزند به یادگار مانده است؛ دختری ۱۶ ساله و پسری ۴ ساله که امروز، در سالروز تولد پدرشان، تنها خاطرات او را در کنار خود دارند.
#علی_پورامامعلی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤24💔7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه نارمک تهران با شلیک گلوله به سر جان باخت. خانوادهاش پس از ساعتها جستوجو و بیخبری، پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگیکردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربههای تازه باشد، اما گلولههای سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.
ستاره آن شب قزار نبود که به خیابان برود ولی به خانوادهاش گفت: «دوستام میگن دارن بچهها رو میکشن من باید برم» و او رفت و ستارهای شد در شبهای تار میهن.
پیکر ستاره در حیاط بیمارستان الغدیر پیدا شد؛ مکانی که در روزهای سرکوب خونین دیماه، به یکی از تلخترین نمادهای جستوجوی خانوادهها برای یافتن عزیزانشان تبدیل شد.
حالا خانواده ستاره که سال گذشته در خانه کنار هم تولد او را جشن میگرفتند، زادروزش را کنار مزارش گرامی داشتند.
ستاره یک برادر هشت ساله دارد. بر پدر و مادر و برادر ستاره، روزهای سختی میگذرد. روزهایی بی فروغ، اما به امید روشنایی و آزادی؛ به امید روزی که نام ستاره و همه جانباختگان این سرزمین با حقیقت و عدالت گره بخورد.
#ستاره_رفیعی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگیکردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربههای تازه باشد، اما گلولههای سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.
ستاره آن شب قزار نبود که به خیابان برود ولی به خانوادهاش گفت: «دوستام میگن دارن بچهها رو میکشن من باید برم» و او رفت و ستارهای شد در شبهای تار میهن.
پیکر ستاره در حیاط بیمارستان الغدیر پیدا شد؛ مکانی که در روزهای سرکوب خونین دیماه، به یکی از تلخترین نمادهای جستوجوی خانوادهها برای یافتن عزیزانشان تبدیل شد.
حالا خانواده ستاره که سال گذشته در خانه کنار هم تولد او را جشن میگرفتند، زادروزش را کنار مزارش گرامی داشتند.
ستاره یک برادر هشت ساله دارد. بر پدر و مادر و برادر ستاره، روزهای سختی میگذرد. روزهایی بی فروغ، اما به امید روشنایی و آزادی؛ به امید روزی که نام ستاره و همه جانباختگان این سرزمین با حقیقت و عدالت گره بخورد.
#ستاره_رفیعی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔43🕊1
ای سوگواران عاشورای حسینی؛ از لبهای ترکخوردهٔ امیر جوادیفر چه میدانید؟ او نیز تشنه جان داد؛ برای مظلومیت او چه کردید؟
من کربلا و حسینِ زمانهٔ خود را با چشمانم دیدهام.
برای من، قتلگاه کهریزک همان صحرای کربلاست؛ یادآور روزهایی که در اوج ناباوری، طعم تلخ شکنجه، تحقیر و مرگ انسانیت را چشیدیم. روزهایی که گویی زمان از حرکت ایستاده بود؛ روزهایی که زیر آفتاب سوزان تابستان و در محاصرهٔ دیوارهای بلند و سوزان، جان و امید انسانها ذرهذره تحلیل میرفت.
در آن گرمای طاقتفرسا، ما را لخت مادرزاد کردند؛ با پاهای سوخته، بدنهای زخمی و روحهای درهمشکسته. صدای نالهها، فریادهای درد و شکستن آخرین روزنههای امید هنوز در گوشم طنینانداز است. دود گازوئیل را به قرنطینه میفرستادند تا زندهزنده خفه شویم. ما را به محلهایی میبردند که سمپاشی شده بود و مرگ تدریجی همراهانمان را به تماشا مینشستیم. چهار دستوپا، سوار بر یکدیگر، بر آسفالت گداختهٔ تیرماه، در جستوجوی اندکی هوا برای نفس کشیدن بودیم.
آنجا بود که فهمیدم کربلا فقط نام سرزمینی دور در تاریخ نیست؛ حقیقتی است که میتواند در هر زمان و هر مکان، در همین خاک و همین وطن، تکرار شود.
کربلای من، قتلگاه کهریزک بود و حسینِ زمانهام، امیر جوادیفر.
من دیدم که چگونه امیر جوادیفر، جوانی سرشار از آرزو و امید، به پیکری رنجور، زخمی و درهمشکسته تبدیل شد. او نه شمشیر داشت، نه نیزه و نه سپر؛ تنها سلاحش صدایی بود که از آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی سخن میگفت. پاسخ آن صدا اما چیزی جز ضربه، شکنجه، تحقیر، ستم و مرگ انسانیت نبود.
من رنج کشیدن امیر را با چشمان خود دیدم. فکش را شکسته بودند، دندههایش را خرد کرده بودند و بر اثر ضربوشتم، بینایی یکی از چشمانش را از دست داده بود. زخمهای بدنش روایت خاموش قساوت و بیرحمی شده بودند. اما هیچ تصویری برای من دردناکتر از لحظهای نیست که امیر، در اوج درد و بیپناهی، مادرِ ازدسترفتهاش را صدا میزد؛ مادری که سالها پیش از این جهان رفته بود.
هرگز فراموش نمیکنم لحظهای را که امیر، نیمهجان، از من پرسید: چرا یکی از چشمهایم نمیبیند؟
من به او دروغ گفتم. دلداریاش دادم و حقیقت را پنهان کردم؛ در حالی که چشمش دیگر آسیب جدی دیده بود و امیدی به بینایی آن نبود.
هنوز لگدهای پوتین سرهنگ فرج کمیجانی را به خاطر دارم که بر سر و صورت نیمهجان امیر فرود میآمد؛ تنها به این جرم که در سایهای کمجان بر آسفالت داغ دراز کشیده بود.
.
اما شما از کدام تشنگی سخن میگویید؟
من تشنگی امیر و لب های خشک او را دیدهام.
دیدم که چگونه در گرمای سوزان کهریزک، با لبانی ترکخورده و بدنی که دیگر توان ایستادن نداشت، برای جرعهای آب تقلا میکرد؛ برای ابتداییترین حق یک انسان. هرچه التماس کردیم، حتی یک قطره آب به او ندادند. امیر خون بالا میآورد و لحظهبهلحظه به پایان نزدیکتر میشد.
اما آب نرسید؛ حتی یک قطره و او با لبانی تشنه، بدنی مجروح و قلبی آکنده از درد، چشم از جهان فروبست و به سوی مادرش پر کشید.
من شاهد بودم.من دیدهام که چگونه کربلا در همین حوالی، بر صفحهٔ تاریخ معاصر ما تکرار میشود. و شاید تلخترین حقیقت زمانهٔ ما همین باشد؛ آنکه برای مظلومان قرنهای گذشته اشک میریزیم، اما گاه مظلومان زمانهٔ خویش را نمیبینیم.
امیر رفت؛ اما حسرت آن لبهای تشنه، آن نگاه مظلوم و آن جرعه آبی که هرگز به او نرسید، همچنان بر گلوی این سرزمین سنگینی میکند.
این خاک روزی همهچیز را روایت خواهد کرد؛ روایت جوانی که با لبان تشنه جان داد، روایت رنجی که بر انسان رفت و روایت حقیقتی که هرگز نمیتوان آن را از حافظهٔ تاریخ پاک کرد.
آری؛ کربلا گاهی نه در کتابهای تاریخ اعراب، بلکه همین نزدیکیها در خاک وطن رخ میدهد.
از صفحه مسعود علیزاده
#امیر_جوادی_فر #قتلگاه_کهریزک #نه_به_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
من کربلا و حسینِ زمانهٔ خود را با چشمانم دیدهام.
برای من، قتلگاه کهریزک همان صحرای کربلاست؛ یادآور روزهایی که در اوج ناباوری، طعم تلخ شکنجه، تحقیر و مرگ انسانیت را چشیدیم. روزهایی که گویی زمان از حرکت ایستاده بود؛ روزهایی که زیر آفتاب سوزان تابستان و در محاصرهٔ دیوارهای بلند و سوزان، جان و امید انسانها ذرهذره تحلیل میرفت.
در آن گرمای طاقتفرسا، ما را لخت مادرزاد کردند؛ با پاهای سوخته، بدنهای زخمی و روحهای درهمشکسته. صدای نالهها، فریادهای درد و شکستن آخرین روزنههای امید هنوز در گوشم طنینانداز است. دود گازوئیل را به قرنطینه میفرستادند تا زندهزنده خفه شویم. ما را به محلهایی میبردند که سمپاشی شده بود و مرگ تدریجی همراهانمان را به تماشا مینشستیم. چهار دستوپا، سوار بر یکدیگر، بر آسفالت گداختهٔ تیرماه، در جستوجوی اندکی هوا برای نفس کشیدن بودیم.
آنجا بود که فهمیدم کربلا فقط نام سرزمینی دور در تاریخ نیست؛ حقیقتی است که میتواند در هر زمان و هر مکان، در همین خاک و همین وطن، تکرار شود.
کربلای من، قتلگاه کهریزک بود و حسینِ زمانهام، امیر جوادیفر.
من دیدم که چگونه امیر جوادیفر، جوانی سرشار از آرزو و امید، به پیکری رنجور، زخمی و درهمشکسته تبدیل شد. او نه شمشیر داشت، نه نیزه و نه سپر؛ تنها سلاحش صدایی بود که از آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی سخن میگفت. پاسخ آن صدا اما چیزی جز ضربه، شکنجه، تحقیر، ستم و مرگ انسانیت نبود.
من رنج کشیدن امیر را با چشمان خود دیدم. فکش را شکسته بودند، دندههایش را خرد کرده بودند و بر اثر ضربوشتم، بینایی یکی از چشمانش را از دست داده بود. زخمهای بدنش روایت خاموش قساوت و بیرحمی شده بودند. اما هیچ تصویری برای من دردناکتر از لحظهای نیست که امیر، در اوج درد و بیپناهی، مادرِ ازدسترفتهاش را صدا میزد؛ مادری که سالها پیش از این جهان رفته بود.
هرگز فراموش نمیکنم لحظهای را که امیر، نیمهجان، از من پرسید: چرا یکی از چشمهایم نمیبیند؟
من به او دروغ گفتم. دلداریاش دادم و حقیقت را پنهان کردم؛ در حالی که چشمش دیگر آسیب جدی دیده بود و امیدی به بینایی آن نبود.
هنوز لگدهای پوتین سرهنگ فرج کمیجانی را به خاطر دارم که بر سر و صورت نیمهجان امیر فرود میآمد؛ تنها به این جرم که در سایهای کمجان بر آسفالت داغ دراز کشیده بود.
.
اما شما از کدام تشنگی سخن میگویید؟
من تشنگی امیر و لب های خشک او را دیدهام.
دیدم که چگونه در گرمای سوزان کهریزک، با لبانی ترکخورده و بدنی که دیگر توان ایستادن نداشت، برای جرعهای آب تقلا میکرد؛ برای ابتداییترین حق یک انسان. هرچه التماس کردیم، حتی یک قطره آب به او ندادند. امیر خون بالا میآورد و لحظهبهلحظه به پایان نزدیکتر میشد.
اما آب نرسید؛ حتی یک قطره و او با لبانی تشنه، بدنی مجروح و قلبی آکنده از درد، چشم از جهان فروبست و به سوی مادرش پر کشید.
من شاهد بودم.من دیدهام که چگونه کربلا در همین حوالی، بر صفحهٔ تاریخ معاصر ما تکرار میشود. و شاید تلخترین حقیقت زمانهٔ ما همین باشد؛ آنکه برای مظلومان قرنهای گذشته اشک میریزیم، اما گاه مظلومان زمانهٔ خویش را نمیبینیم.
امیر رفت؛ اما حسرت آن لبهای تشنه، آن نگاه مظلوم و آن جرعه آبی که هرگز به او نرسید، همچنان بر گلوی این سرزمین سنگینی میکند.
این خاک روزی همهچیز را روایت خواهد کرد؛ روایت جوانی که با لبان تشنه جان داد، روایت رنجی که بر انسان رفت و روایت حقیقتی که هرگز نمیتوان آن را از حافظهٔ تاریخ پاک کرد.
آری؛ کربلا گاهی نه در کتابهای تاریخ اعراب، بلکه همین نزدیکیها در خاک وطن رخ میدهد.
از صفحه مسعود علیزاده
#امیر_جوادی_فر #قتلگاه_کهریزک #نه_به_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
💔43❤4👍4🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزاداری اعتراضی طایفه مشایی آمل در تکیه مشایی آمل
در آمل، در مراسم عزاداری محرم، ترانه «خرابم کردی» که بر سر مزار جاویدنامان دی ماه ۱۴۰۴ همخوانی میشد، را خواندند.
ترانهای که بادآور جنایت بزرگ جمهوری اسلامی در دی ماه ۱۴۰۴ و مراسمهای مختلف بر سر مزار کشتهشدگان است و عزاداری محرم. عملا تبدیل به عزاداری برای جانباختگان و مبارزانی شده که توسط جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در آمل، در مراسم عزاداری محرم، ترانه «خرابم کردی» که بر سر مزار جاویدنامان دی ماه ۱۴۰۴ همخوانی میشد، را خواندند.
ترانهای که بادآور جنایت بزرگ جمهوری اسلامی در دی ماه ۱۴۰۴ و مراسمهای مختلف بر سر مزار کشتهشدگان است و عزاداری محرم. عملا تبدیل به عزاداری برای جانباختگان و مبارزانی شده که توسط جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤21💔11🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزاداری اعتراضی طایفه مشایی آمل در تکیه مشایی آمل
در آمل، در مراسم عزاداری محرم، ترانه «خرابم کردی» که بر سر مزار جاویدنامان دی ماه ۱۴۰۴ همخوانی میشد، را خواندند.
ترانهای که بادآور جنایت بزرگ جمهوری اسلامی در دی ماه ۱۴۰۴ و مراسمهای مختلف بر سر مزار کشتهشدگان است و عزاداری محرم. عملا تبدیل به عزاداری برای جانباختگان و مبارزانی شده که توسط جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در آمل، در مراسم عزاداری محرم، ترانه «خرابم کردی» که بر سر مزار جاویدنامان دی ماه ۱۴۰۴ همخوانی میشد، را خواندند.
ترانهای که بادآور جنایت بزرگ جمهوری اسلامی در دی ماه ۱۴۰۴ و مراسمهای مختلف بر سر مزار کشتهشدگان است و عزاداری محرم. عملا تبدیل به عزاداری برای جانباختگان و مبارزانی شده که توسط جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔35❤12👍6🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجرایی زیبا از ترانه «نرو بمان» توسط دانشآموزان هنرستان موسیقی کرمان
دختران شجاع ایران، امروز دیگر زیر بار زور نمیروند. آنها خواهان عزت و کرامت و آزادی هستند. خونهای بسیاری برای آزادی در ایران ریخته شده است و جوانانی که در ایران ماندهاند با وجود تمام سختیها و مرارتها، زخمها و دردها برای آزادی و ایران ایستادهاند. با این حال شرایط وخیم اقتصادی و ناکارآمدی و سرکوب حکومت، سبب شده است که طیف وسیعی از جوانان، آینده خود را در مهاجرت از ایران جستجو کنند.
ایران رتبه بالایی در فرار مغزها و مهاجرت جوانان دارد، مهاجرتی که میتوان گفت نوعی فرار محسوب میشود.
چند سال پیش هم جمعی از دختران جوان، ترانه نرو بمان را اجرا کرده بودند و بسیاری از آنها امروز ساکن کشورهای غربی هستند.
امیدواریم شرایط کشورمان به گونهای تحول یابد و رژیم جنایتکار از این کشور رخت بربندد تا سرمایههای ایران، برای ساختن و آباد کردن کشور در ایران باقی بمانند.
@Tavaana_TavaanaTech
اجرایی زیبا از ترانه «نرو بمان» توسط دانشآموزان هنرستان موسیقی کرمان
دختران شجاع ایران، امروز دیگر زیر بار زور نمیروند. آنها خواهان عزت و کرامت و آزادی هستند. خونهای بسیاری برای آزادی در ایران ریخته شده است و جوانانی که در ایران ماندهاند با وجود تمام سختیها و مرارتها، زخمها و دردها برای آزادی و ایران ایستادهاند. با این حال شرایط وخیم اقتصادی و ناکارآمدی و سرکوب حکومت، سبب شده است که طیف وسیعی از جوانان، آینده خود را در مهاجرت از ایران جستجو کنند.
ایران رتبه بالایی در فرار مغزها و مهاجرت جوانان دارد، مهاجرتی که میتوان گفت نوعی فرار محسوب میشود.
چند سال پیش هم جمعی از دختران جوان، ترانه نرو بمان را اجرا کرده بودند و بسیاری از آنها امروز ساکن کشورهای غربی هستند.
امیدواریم شرایط کشورمان به گونهای تحول یابد و رژیم جنایتکار از این کشور رخت بربندد تا سرمایههای ایران، برای ساختن و آباد کردن کشور در ایران باقی بمانند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤49👍1👌1🕊1😍1
گلشن فتحی، فعال مدنی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«ظهر عاشورا که میرسد، به کربلای قرنها پیش فکر نمیکنم.
نمیدانم از چه زمانی شکل عزای من عوض شد. از چه زمانی میان روضه تشنگی فرات، تصویر لبهای خشک خدانور لجهای در ذهنم نشست. از چه زمانی میان ذکر نام مظلومان کربلا، نامهای این روزگار هم به بغضم اضافه شدند.
ظهر عاشورا برای من یادآور هزاران جانِ شیرین و مظلوم است؛ از #سعید_زینالی که خانوادهاش حتی پیکری برای سوگواری نداشتند، تا #محمد_حسینی و #مهدی_کرمی که بیکسی و غربتشان قلب یک ملت را فشرد. به غربت غریبانه مهسا امینی و شور زندگی #نیکا_شاکرمی
هر سال که از تشنگی میگویند، من به خدانور فکر میکنم؛ به آن لحظه دردناک که آب، این سادهترین حق انسان، تبدیل به آرزویی دستنیافتنی شد. هر سال که از مظلومیت میگویند، به مادرانی فکر میکنم که به جای آغوش فرزند، سنگ سرد مزار را در آغوش گرفتهاند. به زجه های #سپهر_بابا کجایی… به صندلیهایی که برای همیشه خالی ماندند. به خانههایی که دیگر هیچوقت شبیه قبل نشدند.
انگار کربلا یک روایت تاریخی نیست. گاهی احساس میکنم عاشورا را از کتابها بیرون آوردهاند و در زندگی ما پخش کردهاند؛ در چشمهای منتظر مادران، در بغض پدران، در عکسهای قابشده روی دیوار، و در نامهایی که هرگز نباید اینقدر زود به خاطره تبدیل میشدند.
ظهر عاشورا که میشود، میان همه نوحهها، من برای تمام عزیزانی گریه میکنم که رفتند و جای خالیشان از هر مرثیهی تاریخی دردناکتر است.»
ـ مردم ایران هنوز داغ دارند داغدار جانهای عزیزی که در طی این سالها توسط جمهوری اسلامی گرفته شده است و جای خالی آنها هیچگاه پر نخواهد شد. این روزها ویدیوهایی از خانوادههای دادخواه منتشر شده است که نشان میدهد، ایام عزاداری رسمی، بهانهای شده است تا آنها بار دیگر از داغی بگویند که هرگز کهنه نمیشود...
@Tavaana_TavaanaTech
گلشن فتحی، فعال مدنی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«ظهر عاشورا که میرسد، به کربلای قرنها پیش فکر نمیکنم.
نمیدانم از چه زمانی شکل عزای من عوض شد. از چه زمانی میان روضه تشنگی فرات، تصویر لبهای خشک خدانور لجهای در ذهنم نشست. از چه زمانی میان ذکر نام مظلومان کربلا، نامهای این روزگار هم به بغضم اضافه شدند.
ظهر عاشورا برای من یادآور هزاران جانِ شیرین و مظلوم است؛ از #سعید_زینالی که خانوادهاش حتی پیکری برای سوگواری نداشتند، تا #محمد_حسینی و #مهدی_کرمی که بیکسی و غربتشان قلب یک ملت را فشرد. به غربت غریبانه مهسا امینی و شور زندگی #نیکا_شاکرمی
هر سال که از تشنگی میگویند، من به خدانور فکر میکنم؛ به آن لحظه دردناک که آب، این سادهترین حق انسان، تبدیل به آرزویی دستنیافتنی شد. هر سال که از مظلومیت میگویند، به مادرانی فکر میکنم که به جای آغوش فرزند، سنگ سرد مزار را در آغوش گرفتهاند. به زجه های #سپهر_بابا کجایی… به صندلیهایی که برای همیشه خالی ماندند. به خانههایی که دیگر هیچوقت شبیه قبل نشدند.
انگار کربلا یک روایت تاریخی نیست. گاهی احساس میکنم عاشورا را از کتابها بیرون آوردهاند و در زندگی ما پخش کردهاند؛ در چشمهای منتظر مادران، در بغض پدران، در عکسهای قابشده روی دیوار، و در نامهایی که هرگز نباید اینقدر زود به خاطره تبدیل میشدند.
ظهر عاشورا که میشود، میان همه نوحهها، من برای تمام عزیزانی گریه میکنم که رفتند و جای خالیشان از هر مرثیهی تاریخی دردناکتر است.»
ـ مردم ایران هنوز داغ دارند داغدار جانهای عزیزی که در طی این سالها توسط جمهوری اسلامی گرفته شده است و جای خالی آنها هیچگاه پر نخواهد شد. این روزها ویدیوهایی از خانوادههای دادخواه منتشر شده است که نشان میدهد، ایام عزاداری رسمی، بهانهای شده است تا آنها بار دیگر از داغی بگویند که هرگز کهنه نمیشود...
@Tavaana_TavaanaTech
👍24💔11❤2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امین (پیمان) فرحآور، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، در یک پیام صوتی اعلام کرد که هیچگونه عضویتی در سازمانهای سیاسی، چه در داخل و چه در خارج از ایران، نداشته و ندارد.
این زندانی سیاسی محکوم به اعدام که اخیرا خبر رسید که برای چهارمین بار درخواست اعاده دادرسی او در شده تأکید کرد: «من در هیچ سازمان سیاسی، چه در داخل و چه در خارج از ایران عزیزمان، عضویت ندارم. من یک شاعر مستقل با دغدغههای اجتماعی هستم.»
این زندانی سیاسی همچنین با اشاره به باورهای مذهبی خود افزود: «از کودکی گرایشات مذهبی داشتم و دارم و یقین راسخ به موعود شیعیان دارم.»
وی در پایان بار دیگر تأکید کرد که عضو هیچ سازمان سیاسی نبوده و نیست و سخنان خود را با عبارت «یا حق» به پایان رساند.
لازم به ذکر است، در حکم صادره علیه آقای فرحآور جمهوری اسلامی او را به دو گروه سیاسی، یکی در داخل و دیگری در خارج از ایران منتسب کرده است، در حالی که آقای فرحآور در طی دوران بازجویی بارها اعتقاد و عضویت در گروههای گفتهشده را تکذیب کرده است.
#پیمان_فرح_آور #امین_فرح_آور #نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
امین (پیمان) فرحآور، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، در یک پیام صوتی اعلام کرد که هیچگونه عضویتی در سازمانهای سیاسی، چه در داخل و چه در خارج از ایران، نداشته و ندارد.
این زندانی سیاسی محکوم به اعدام که اخیرا خبر رسید که برای چهارمین بار درخواست اعاده دادرسی او در شده تأکید کرد: «من در هیچ سازمان سیاسی، چه در داخل و چه در خارج از ایران عزیزمان، عضویت ندارم. من یک شاعر مستقل با دغدغههای اجتماعی هستم.»
این زندانی سیاسی همچنین با اشاره به باورهای مذهبی خود افزود: «از کودکی گرایشات مذهبی داشتم و دارم و یقین راسخ به موعود شیعیان دارم.»
وی در پایان بار دیگر تأکید کرد که عضو هیچ سازمان سیاسی نبوده و نیست و سخنان خود را با عبارت «یا حق» به پایان رساند.
لازم به ذکر است، در حکم صادره علیه آقای فرحآور جمهوری اسلامی او را به دو گروه سیاسی، یکی در داخل و دیگری در خارج از ایران منتسب کرده است، در حالی که آقای فرحآور در طی دوران بازجویی بارها اعتقاد و عضویت در گروههای گفتهشده را تکذیب کرده است.
#پیمان_فرح_آور #امین_فرح_آور #نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊4❤1
Forwarded from گفتوشنود
عبدالبهاء، پیشوای دوم بهاییان؛
تبعید، زندان و دفاع بیامان از رویکرد صلحآمیز دینی
عبدالبهاء، به عنوان پیشوای دوم آیین بهائی، شخصیتی است که زندگی خود را وقف ترویج صلح، وحدت و رویکردهای محبتآمیز دینی کرد. او در دورانی که آموزههای دینی گاه دستمایه تفرقه و خشونت قرار میگرفت، با استقامتی مثالزدنی بر این باور پای فشرد که دین باید عامل دوستی و همبستگی میان بشر باشد.
برخی از جنبههای کلیدی اندیشه و زندگی او عبارتند از:
دفاع از صلح: عبدالبهاء معتقد بود اگر دین منجر به دشمنی، قتال و درندگی میان انسانها شود، فاقد ارزش بوده و بیدینی بر آن ترجیح دارد؛ چرا که ملاک مقبولیتِ دین، ترویج محبت است.
تابآوری و استقامت: او در مسیر تبلیغ این اندیشههای صلحجویانه، سختیهای بسیاری از جمله سالها تبعید و زندان را با روحیهای بیامان تحمل کرد.
او با تاکید بر کرامت انسانی، الگویی از یک رهبر دینی ارائه داد که در پی ساختن جهانی مبتنی بر گفتوگو و مدارا بود. برای مطالعه جزئیات بیشتر درباره زندگی و آموزههای او، میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید و بیشتر بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/abdulbaha/
#عبدالبها #بهایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تبعید، زندان و دفاع بیامان از رویکرد صلحآمیز دینی
عبدالبهاء، به عنوان پیشوای دوم آیین بهائی، شخصیتی است که زندگی خود را وقف ترویج صلح، وحدت و رویکردهای محبتآمیز دینی کرد. او در دورانی که آموزههای دینی گاه دستمایه تفرقه و خشونت قرار میگرفت، با استقامتی مثالزدنی بر این باور پای فشرد که دین باید عامل دوستی و همبستگی میان بشر باشد.
برخی از جنبههای کلیدی اندیشه و زندگی او عبارتند از:
دفاع از صلح: عبدالبهاء معتقد بود اگر دین منجر به دشمنی، قتال و درندگی میان انسانها شود، فاقد ارزش بوده و بیدینی بر آن ترجیح دارد؛ چرا که ملاک مقبولیتِ دین، ترویج محبت است.
تابآوری و استقامت: او در مسیر تبلیغ این اندیشههای صلحجویانه، سختیهای بسیاری از جمله سالها تبعید و زندان را با روحیهای بیامان تحمل کرد.
او با تاکید بر کرامت انسانی، الگویی از یک رهبر دینی ارائه داد که در پی ساختن جهانی مبتنی بر گفتوگو و مدارا بود. برای مطالعه جزئیات بیشتر درباره زندگی و آموزههای او، میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید و بیشتر بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/abdulbaha/
#عبدالبها #بهایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊9❤6👌2💔2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
در روزهایی که اینترنت سراسری در ایران قطع یا بهشدت محدود شده، یکی از راههایی که دوباره بیشتر درباره آن صحبت میشود، اینترنت ماهوارهای استارلینک است؛ بهویژه مدل کوچکتر و قابلحمل آن، یعنی استارلینک مینی که با یک پاوربانک USB-C میتوان از آن استفاده کرد.
🔹این دستگاه در بازار جهانی دیگر مثل گذشته یک کالای چندصد دلاری دور از دسترس نیست. در سایت استارلینک، قیمت کیت استارلینک مینی (Starlink Mini) در آمریکا با تخفیف فعالسازی به حدود ۱۹۹ دلار رسیده است. یعنی چیزی که در بسیاری از کشورها به قیمت یک گوشی میانرده یا حتی کمتر فروخته میشود، در ایران بهدلیل ممنوعیت، قاچاق، کمیابی و بازار سیاه، گاهی با قیمتهای چند هزار دلاری دستبهدست میشود.
🔹استارلینک مینی از نظر اندازه هم برای استفاده اضطراری طراحی شده است. ابعاد آن حدود ۳۰ در ۲۶ سانتیمتر است؛ تقریبا نزدیک به اندازه یک برگه A4. وزن خود دیش حدود ۱.۱ کیلوگرم است و با پایه و کابل به حدود ۱.۵۳ کیلوگرم میرسد. یعنی برخلاف دیشهای بزرگتر، میتواند در یک کوله نسبتا بزرگ جا شود و برای شرایط بحرانی، سفر، مناطق دورافتاده یا زمان قطعی اینترنت استفاده شود.
🔹مصرف برق این مدل هم کمتر از نسخههای معمولی است. طبق مشخصات رسمی، مصرف متوسط آن حدود ۲۵ تا ۴۰ وات است. استارلینک مینی از استاندارد IP67 پشتیبانی میکند؛ یعنی در برابر گردوغبار و شرایط مرطوب مقاومتر است. در جعبه آن هم دیش با وایفای داخلی، پایه، کابل برق DC، آداپتور برق و قطعات نصب قرار دارد.
◾️اما نکته تلخ ماجرا اینجاست: چیزی که قیمت جهانی آن حدود ۲۰۰ دلار است، در ایران میتواند با قیمت ۲ تا ۳ هزار دلار یا حتی بیشتر فروخته شود. این فقط گرانی یک ابزار نیست؛ نتیجه مستقیم سیاستی است که اینترنت را از حق عمومی به کالای امنیتی، قاچاقی و طبقاتی تبدیل کرده است.
🔗 پلنهای Personal استارلینک: کدام مناسب ایران است؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍4👌1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قالیباف با نقاب و محافظ در مراسم عاشورا؛ بهراستی چرا یک مقام ارشد جمهوری اسلامی در میان مردم با نقاب حاضر میشود؟
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و از چهرههای اصلی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، در روزهای اخیر در حالی در مراسم عزاداری شب عاشورا در هیئت «ریحانةالنبی» تهران حضور یافت که چهره خود را با نقاب، کلاه و پوشش کامل پنهان کرده بود و با حلقهای از نیروهای حفاظت و محافظان در محل حاضر شد.
انتشار ویدئوی این حضور با واکنش گسترده کاربران شبکههای اجتماعی همراه شده است. بسیاری از کاربران این پرسش را مطرح کردهاند که چرا یکی از عالیترین مقامهای جمهوری اسلامی برای حضور در یک مراسم مذهبی عمومی ناچار به استفاده از پوشش استتاری و تدابیر شدید امنیتی شده است.
قالیباف در ماههای گذشته علاوه بر ریاست مجلس، در برخی موضوعات کلان سیاسی و مذاکرات نیز نقشی پررنگ ایفا کرده و از سوی بسیاری از ناظران به عنوان یکی از چهرههای اثرگذار در تصمیمگیریهای کلان جمهوری اسلامی شناخته میشود.
@Tavaana_TavaanaTech
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و از چهرههای اصلی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، در روزهای اخیر در حالی در مراسم عزاداری شب عاشورا در هیئت «ریحانةالنبی» تهران حضور یافت که چهره خود را با نقاب، کلاه و پوشش کامل پنهان کرده بود و با حلقهای از نیروهای حفاظت و محافظان در محل حاضر شد.
انتشار ویدئوی این حضور با واکنش گسترده کاربران شبکههای اجتماعی همراه شده است. بسیاری از کاربران این پرسش را مطرح کردهاند که چرا یکی از عالیترین مقامهای جمهوری اسلامی برای حضور در یک مراسم مذهبی عمومی ناچار به استفاده از پوشش استتاری و تدابیر شدید امنیتی شده است.
قالیباف در ماههای گذشته علاوه بر ریاست مجلس، در برخی موضوعات کلان سیاسی و مذاکرات نیز نقشی پررنگ ایفا کرده و از سوی بسیاری از ناظران به عنوان یکی از چهرههای اثرگذار در تصمیمگیریهای کلان جمهوری اسلامی شناخته میشود.
@Tavaana_TavaanaTech
❤10👌3
Forwarded from دادبان؛ مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران
جزییاتی از پرونده پیمان گنجی؛
حکم اعدام بر پایه گزارش ضابطان و بدون ارائه مدارک مستقل
پیمان گنجی، ۳۳ ساله، از معترضان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ است که از سوی شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است.
این جوان ۳۳ ساله در اواسط بهمن ۱۴۰۴ به اتهام سوزاندن اموال عمومی در جریان اعتراضات سراسری دیماه بازداشت شد.
بنا بر اطلاعات رسیده به دادبان، دادستانی او را متهم کرده است که مسجدی در تهران را در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به آتش کشیده است؛ اتهامی که پیمان گنجی از همان ابتدا بهصراحت آن را رد کرده است.
بررسیهای دادبان نشان میدهد هیچ مدرک مستقلی در پرونده وجود ندارد که مشارکت پیمان گنجی در آتش زدن مسجد مورد ادعا را اثبات کند. یک منبع مطلع در این زمینه به دادبان گفته است که هم پیمان گنجی و هم وکیل او بارها از دادگاه خواستهاند تصاویر دوربینهای مداربسته مشرف به محل مورد ادعا بررسی شود، اما هیچ تصویری که حضور او را حتی در نزدیکی مسجد نشان دهد، به دادگاه ارائه نشده است.
از سوی دیگر، ضابطان پرونده مدعی شدهاند که پیمان گنجی در منزل خود اقدام به ساخت کوکتل مولوتوف میکرده است، اما برای این ادعا نیز هیچ دلیل مادی یا فنی به دادگاه ارائه نشده است. بنا بر اطلاعات موجود، گزارش ضابطان عمدتا بر اظهارات منتسب به شماری از دوستان او استوار است که گفته میشود تحت فشار و در جریان بازجوییها اخذ شده و در آن ادعا شده است از پیمان گنجی کوکتل مولوتوف دریافت کردهاند.
یافتههای دادبان حاکی از آن است که مهمترین مستند دادستانی برای درخواست و صدور حکم اعدام، گزارش ضابطان قضایی بوده و هیچ دلیل مستقل، از جمله تصاویر، آثار فنی یا سایر ادله قابل ارزیابی که انتساب اتهام را اثبات کند، در پرونده ارائه نشده است.
دادبان تاکید میکند، صدور حکم اعدام در پروندهای که بنا بر اطلاعات موجود فاقد ادله کافی و مستندات مستقل برای اثبات اتهام است و عمدتا بر گزارش ضابطان قضایی و اظهارات مورد مناقشه استوار شده، با اصول بنیادین دادرسی عادلانه، اصل برائت و مقررات قانون آیین دادرسی کیفری سازگار نیست و فاقد وجاهت قانونی است. در چنین شرایطی، دیوان عالی کشور مکلف است با نقض این رای، پرونده را برای رسیدگی مجدد، رفع نواقص اساسی تحقیقات و ارزیابی دقیق و مستقل تمامی ادله به مرجع صالح اعاده کند.
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#پیمان_گنجی #دادبان
حکم اعدام بر پایه گزارش ضابطان و بدون ارائه مدارک مستقل
پیمان گنجی، ۳۳ ساله، از معترضان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ است که از سوی شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است.
این جوان ۳۳ ساله در اواسط بهمن ۱۴۰۴ به اتهام سوزاندن اموال عمومی در جریان اعتراضات سراسری دیماه بازداشت شد.
بنا بر اطلاعات رسیده به دادبان، دادستانی او را متهم کرده است که مسجدی در تهران را در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به آتش کشیده است؛ اتهامی که پیمان گنجی از همان ابتدا بهصراحت آن را رد کرده است.
بررسیهای دادبان نشان میدهد هیچ مدرک مستقلی در پرونده وجود ندارد که مشارکت پیمان گنجی در آتش زدن مسجد مورد ادعا را اثبات کند. یک منبع مطلع در این زمینه به دادبان گفته است که هم پیمان گنجی و هم وکیل او بارها از دادگاه خواستهاند تصاویر دوربینهای مداربسته مشرف به محل مورد ادعا بررسی شود، اما هیچ تصویری که حضور او را حتی در نزدیکی مسجد نشان دهد، به دادگاه ارائه نشده است.
از سوی دیگر، ضابطان پرونده مدعی شدهاند که پیمان گنجی در منزل خود اقدام به ساخت کوکتل مولوتوف میکرده است، اما برای این ادعا نیز هیچ دلیل مادی یا فنی به دادگاه ارائه نشده است. بنا بر اطلاعات موجود، گزارش ضابطان عمدتا بر اظهارات منتسب به شماری از دوستان او استوار است که گفته میشود تحت فشار و در جریان بازجوییها اخذ شده و در آن ادعا شده است از پیمان گنجی کوکتل مولوتوف دریافت کردهاند.
یافتههای دادبان حاکی از آن است که مهمترین مستند دادستانی برای درخواست و صدور حکم اعدام، گزارش ضابطان قضایی بوده و هیچ دلیل مستقل، از جمله تصاویر، آثار فنی یا سایر ادله قابل ارزیابی که انتساب اتهام را اثبات کند، در پرونده ارائه نشده است.
دادبان تاکید میکند، صدور حکم اعدام در پروندهای که بنا بر اطلاعات موجود فاقد ادله کافی و مستندات مستقل برای اثبات اتهام است و عمدتا بر گزارش ضابطان قضایی و اظهارات مورد مناقشه استوار شده، با اصول بنیادین دادرسی عادلانه، اصل برائت و مقررات قانون آیین دادرسی کیفری سازگار نیست و فاقد وجاهت قانونی است. در چنین شرایطی، دیوان عالی کشور مکلف است با نقض این رای، پرونده را برای رسیدگی مجدد، رفع نواقص اساسی تحقیقات و ارزیابی دقیق و مستقل تمامی ادله به مرجع صالح اعاده کند.
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#پیمان_گنجی #دادبان
💔16❤5🕊5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بازنشر تصور کن – هشت: وحدت و نفرت
امروز، ۲۵ ژوئن، سالروز تولد جرج اورول، نویسنده، روزنامهنگار و متفکر بریتانیایی است؛ نویسندهای که آثارش دههها پس از مرگش همچنان در سراسر جهان خوانده میشوند و بسیاری از مردم، تجربه زیستن در حکومتهای اقتدارگرا را در صفحات کتابهای او بازمییابند.
اورول، با نام اصلی اریک آرتور بلر، در سال ۱۹۰۳ متولد شد و در ۴۶ سالگی درگذشت. او بیش از همه با دو اثر ماندگار «۱۹۸۴» و «مزرعه حیوانات» شناخته میشود؛ آثاری که به نقد تمامیتخواهی، کنترل حکومتی، تحریف حقیقت و سرکوب آزادی میپردازند.
رمان «۱۹۸۴» برای بسیاری از خوانندگان ایرانی نیز اثری آشناست؛ کتابی که در آن حکومت میکوشد نه فقط رفتار شهروندان، بلکه اندیشه و حافظه آنان را نیز کنترل کند. اورول در این رمان مینویسد: «ما آدم بدعتگذار را نابود نمیکنیم؛ او را تغییر میدهیم. ذهن او را تسخیر میکنیم.»
سایت
tavaana.org/imagine8/
@Tavaana_TavaanaTech
امروز، ۲۵ ژوئن، سالروز تولد جرج اورول، نویسنده، روزنامهنگار و متفکر بریتانیایی است؛ نویسندهای که آثارش دههها پس از مرگش همچنان در سراسر جهان خوانده میشوند و بسیاری از مردم، تجربه زیستن در حکومتهای اقتدارگرا را در صفحات کتابهای او بازمییابند.
اورول، با نام اصلی اریک آرتور بلر، در سال ۱۹۰۳ متولد شد و در ۴۶ سالگی درگذشت. او بیش از همه با دو اثر ماندگار «۱۹۸۴» و «مزرعه حیوانات» شناخته میشود؛ آثاری که به نقد تمامیتخواهی، کنترل حکومتی، تحریف حقیقت و سرکوب آزادی میپردازند.
رمان «۱۹۸۴» برای بسیاری از خوانندگان ایرانی نیز اثری آشناست؛ کتابی که در آن حکومت میکوشد نه فقط رفتار شهروندان، بلکه اندیشه و حافظه آنان را نیز کنترل کند. اورول در این رمان مینویسد: «ما آدم بدعتگذار را نابود نمیکنیم؛ او را تغییر میدهیم. ذهن او را تسخیر میکنیم.»
سایت
tavaana.org/imagine8/
@Tavaana_TavaanaTech
💔13👍3👌2
سازمان حقوقبشری فرانت لاین دیفندرز با محکومکردن حکم سنگین صادرشده علیه جواد علیکردی، وکیل دادگستری زندانی، اعلام کرد که این پرونده در ارتباط با فعالیتهای مسالمتآمیز حقوق بشری او، از جمله وکالت زندانیان سیاسی و پیگیری حقیقت درباره مرگ برادرش، خسرو علیکردی، شکل گرفته است.
این سازمان در بیانیهای که سوم تیرماه منتشر شد، نسبت به ادامه فشار بر وکلای مدافع حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد و نوشت که مقامهای جمهوری اسلامی از سازوکارهای قضایی و امنیتی برای خاموشکردن صدای وکلایی استفاده میکنند که در مسیر حقیقت، عدالت و پاسخگویی فعالیت میکنند.
جواد علیکردی، وکیل دادگستری و برادر زندهیاد خسرو علیکردی، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد به ۱۸ سال حبس، دو سال تبعید به سراوان، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت دائمی از حرفه وکالت محکوم شده است. او از ۲۱ آذر ۱۴۰۴ و پس از برگزاری مراسم هفتم برادرش بازداشت شد و از آن زمان در زندان وکیلآباد مشهد به سر میبرد.
@Tavaana_TavaanaTech
این سازمان در بیانیهای که سوم تیرماه منتشر شد، نسبت به ادامه فشار بر وکلای مدافع حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد و نوشت که مقامهای جمهوری اسلامی از سازوکارهای قضایی و امنیتی برای خاموشکردن صدای وکلایی استفاده میکنند که در مسیر حقیقت، عدالت و پاسخگویی فعالیت میکنند.
جواد علیکردی، وکیل دادگستری و برادر زندهیاد خسرو علیکردی، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد به ۱۸ سال حبس، دو سال تبعید به سراوان، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت دائمی از حرفه وکالت محکوم شده است. او از ۲۱ آذر ۱۴۰۴ و پس از برگزاری مراسم هفتم برادرش بازداشت شد و از آن زمان در زندان وکیلآباد مشهد به سر میبرد.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤3💔2