Forwarded from گفتوشنود
معمای انتخاب
از آزادی درونی تا سازوکارهای کنترل اجتماعی
آزادی، پیش از آنکه پدیدهای سیاسی یا بیرونی باشد، ریشهای عمیق در قلمرو درونی انسان دارد. جوهر آزادی در انتخاب است؛ قدرتی بنیادین که از نحوه اندیشیدن و سبک زندگی آغاز میشود و تا ژرفترین لایههای باور و عقیده امتداد مییابد.
▪️اصالت ایمان در گروی انتخاب آزاد
در حوزه اعتقادات دینی و معنوی، آزادی معنایی حیاتیتر مییابد. ایمان راستین زمانی معنا پیدا میکند که محصول یک فرآیند آگاهانه، ارادی و صادقانه باشد، نه فرآوردهی فشار اجتماعی، عرفهای تحمیلی یا جریانهای فرهنگی مسلط. اعتقادی که از روی اجبار یا تقلید کورکورانه شکل بگیرد، تهی از ارزش درونی است. در واقع، باور به آزادی انتخاب است که مدارا را رقم میزند؛ زیرا به رسمیت شناختن حق انتخاب دیگران، بستر همزیستی مسالمتآمیز و احترام متقابل را در جامعه فراهم میکند.
▪️استبداد و ابزار کنترل از طریق محدودسازی
در نقطه مقابل، حکومتهای توتالیتر، دیکتاتوری و سیستمهای مذهبی ایدئولوژیک، بقای خود را در گروی محدود کردن حق انتخاب شهروندان میبینند. تاریخ و جامعهشناسی سیاسی نشان میدهند که این نظامها از طریق سازوکارهای زیر اعمال کنترل میکنند:
انحصار حقیقت:
سلب تکثر فکری و ارائه روایتی واحد از ارزشها.
مهندسی اجتماعی:
استفاده از نهادهای قدرت برای یکدستسازی فرهنگی و سرکوب استقلال فردی.
هزینهمند کردن انتخاب:
ایجاد تبعیض و فشار برای جلوگیری از بروز تردید یا تغییر در باورهای رسمی.
وقتی حق انتخاب در حوزههای پوشش، تفکر و ایمان سلب شود، انسانها از «عاملان مختار» به «تابعان منقاد» تبدیل میشوند و جامعه به سمت رکود و فرسایش اخلاقی سوق مییابد.
آزادی انتخاب، سنگ بنای کرامت انسانی است. صیانت از این حق بنیادین، نه تنها ضامن توسعه فردی و پویایی اندیشه است، بلکه تنها مسیر پایدار برای دستیابی به جامعهای مبتنی بر عقلانیت، تساهل و مسئولیتپذیری اخلاقی به شمار میرود.
#آزادی_بیان #آزادی_انتخاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از آزادی درونی تا سازوکارهای کنترل اجتماعی
آزادی، پیش از آنکه پدیدهای سیاسی یا بیرونی باشد، ریشهای عمیق در قلمرو درونی انسان دارد. جوهر آزادی در انتخاب است؛ قدرتی بنیادین که از نحوه اندیشیدن و سبک زندگی آغاز میشود و تا ژرفترین لایههای باور و عقیده امتداد مییابد.
▪️اصالت ایمان در گروی انتخاب آزاد
در حوزه اعتقادات دینی و معنوی، آزادی معنایی حیاتیتر مییابد. ایمان راستین زمانی معنا پیدا میکند که محصول یک فرآیند آگاهانه، ارادی و صادقانه باشد، نه فرآوردهی فشار اجتماعی، عرفهای تحمیلی یا جریانهای فرهنگی مسلط. اعتقادی که از روی اجبار یا تقلید کورکورانه شکل بگیرد، تهی از ارزش درونی است. در واقع، باور به آزادی انتخاب است که مدارا را رقم میزند؛ زیرا به رسمیت شناختن حق انتخاب دیگران، بستر همزیستی مسالمتآمیز و احترام متقابل را در جامعه فراهم میکند.
▪️استبداد و ابزار کنترل از طریق محدودسازی
در نقطه مقابل، حکومتهای توتالیتر، دیکتاتوری و سیستمهای مذهبی ایدئولوژیک، بقای خود را در گروی محدود کردن حق انتخاب شهروندان میبینند. تاریخ و جامعهشناسی سیاسی نشان میدهند که این نظامها از طریق سازوکارهای زیر اعمال کنترل میکنند:
انحصار حقیقت:
سلب تکثر فکری و ارائه روایتی واحد از ارزشها.
مهندسی اجتماعی:
استفاده از نهادهای قدرت برای یکدستسازی فرهنگی و سرکوب استقلال فردی.
هزینهمند کردن انتخاب:
ایجاد تبعیض و فشار برای جلوگیری از بروز تردید یا تغییر در باورهای رسمی.
وقتی حق انتخاب در حوزههای پوشش، تفکر و ایمان سلب شود، انسانها از «عاملان مختار» به «تابعان منقاد» تبدیل میشوند و جامعه به سمت رکود و فرسایش اخلاقی سوق مییابد.
آزادی انتخاب، سنگ بنای کرامت انسانی است. صیانت از این حق بنیادین، نه تنها ضامن توسعه فردی و پویایی اندیشه است، بلکه تنها مسیر پایدار برای دستیابی به جامعهای مبتنی بر عقلانیت، تساهل و مسئولیتپذیری اخلاقی به شمار میرود.
#آزادی_بیان #آزادی_انتخاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5👌3
Forwarded from گفتوشنود
دادگاه فدرال هادی مطهر، عامل حمله به سلمان رشدی، را به دلیل «ارتکاب اقدام تروریستی» مجرم شناخت
هیئت منصفه دادگاه فدرال در آمریکا روز چهارشنبه، هفتم مردادماه، هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-آمریکایی، را به دلیل ارتکاب «اقدام تروریستی» در حمله خونین سال ۲۰۲۲ مجرم شناخت.
در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا به نقل از دادستانهای فدرال آمده است که مطر، ۲۸ ساله، شهروند لبنانیتبار آمریکا، ماهها برای حمله به رشدی برنامهریزی کرده بود.
رشدی در این حمله در یک مرکز فرهنگی در ایالت نیویورک بارها با چاقو زخمی شد، تا آستانه مرگ پیش رفت و بینایی یک چشم خود را از دست داد.
مطر همچنین به حمایت از حزبالله لبنان محکوم شد. به گفته دادستانها، بازرسان در خانه او مطالبی مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران پیدا کردهاند. آمریکا حزبالله لبنان را گروه تروریستی قلمداد میکند.
دادستانی اعلام کرد مطر از فتوای روحالله خمینی برای قتل رشدی پیروی کرده است؛ فتوایی که در سال ۱۹۸۹ پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» صادر شد و بعدتر نیز از سوی علی خامنهای و حسن نصرالله مورد تأیید قرار گرفت.
مطر پیشتر در دادگاه ایالتی نیویورک به اتهام اقدام به قتل رشدی مجرم شناخته و به ۲۵ سال زندان محکوم شده بود. او همچنین به دلیل مجروح کردن مردی که همراه این نویسنده روی صحنه بود به هفت سال زندان محکوم شد.
مطر اکنون در پرونده فدرال با این حکم جدید با احتمال حبس ابد روبهرو است. قرار است حکم نهایی او روز سوم نوامبر، کمتر از چهار ماه دیگر، صادر شود.
#سلمان_رشدی #آزادی_بیان #توهین_به_مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هیئت منصفه دادگاه فدرال در آمریکا روز چهارشنبه، هفتم مردادماه، هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-آمریکایی، را به دلیل ارتکاب «اقدام تروریستی» در حمله خونین سال ۲۰۲۲ مجرم شناخت.
در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا به نقل از دادستانهای فدرال آمده است که مطر، ۲۸ ساله، شهروند لبنانیتبار آمریکا، ماهها برای حمله به رشدی برنامهریزی کرده بود.
رشدی در این حمله در یک مرکز فرهنگی در ایالت نیویورک بارها با چاقو زخمی شد، تا آستانه مرگ پیش رفت و بینایی یک چشم خود را از دست داد.
مطر همچنین به حمایت از حزبالله لبنان محکوم شد. به گفته دادستانها، بازرسان در خانه او مطالبی مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران پیدا کردهاند. آمریکا حزبالله لبنان را گروه تروریستی قلمداد میکند.
دادستانی اعلام کرد مطر از فتوای روحالله خمینی برای قتل رشدی پیروی کرده است؛ فتوایی که در سال ۱۹۸۹ پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» صادر شد و بعدتر نیز از سوی علی خامنهای و حسن نصرالله مورد تأیید قرار گرفت.
مطر پیشتر در دادگاه ایالتی نیویورک به اتهام اقدام به قتل رشدی مجرم شناخته و به ۲۵ سال زندان محکوم شده بود. او همچنین به دلیل مجروح کردن مردی که همراه این نویسنده روی صحنه بود به هفت سال زندان محکوم شد.
مطر اکنون در پرونده فدرال با این حکم جدید با احتمال حبس ابد روبهرو است. قرار است حکم نهایی او روز سوم نوامبر، کمتر از چهار ماه دیگر، صادر شود.
#سلمان_رشدی #آزادی_بیان #توهین_به_مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16❤4😍1
Forwarded from گفتوشنود
سازمان ملل متحد: شکنجه و ناپدیدسازی بهائیان در ایران «نقض آشکار حقوق بینالملل» و محکوم است
سیزده گزارشگر ویژه و کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای مشترک، بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و رفتارهای غیرانسانساز علیه اعضای جامعه بهائی در ایران را به شدت محکوم کرده و نسبت به خطرات جدی متوجه سلامت جسمی و روانی بازداشتشدگان هشدار دادند.
بر اساس این بیانیه، از آغاز بحران اخیر در ایران، بازداشت شهروندان بهائی بهطور چشمگیری افزایش یافته است. کارشناسان حقوق بشر تأکید کردند که بهائیان در دوران بازداشت از هرگونه تماس با بیرون محروم بوده و این اقدامات، نقض آشکار حقوق بینالملل و حق آزادی دین یا عقیده محسوب میشود.
در حال حاضر دستکم ۵۷ شهروند بهائی در بازداشت یا زندان بهسر میبرند که برخی از آنها زیر شکنجه و آزارهای شدید جسمی و روحی مجبور به اعترافات دروغین شدهاند؛ اعترافاتی که بعداً از رسانههای حکومتی پخش شده است.
کارشناسان در بیانیه خود بهطور مشخص از وضعیت نگرانکننده پیوند نعیمی، برنا نعیمی (که متحمل آزارهای شدید از جمله اعدامهای نمایشی شدهاند)، پیام ولی، رؤیا ثابت، آرتین غضنفری و شکیلا قاسمی نام بردهاند.
سازمان ملل یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، موظف به تضمین آزادی عقیده، ممنوعیت شکنجه و رعایت حقوق اقلیتهاست.
کارشناسان از مقامهای ایران خواستند فوراً دسترسی بازداشتشدگان به وکیل و خدمات پزشکی را فراهم کرده و درباره تمامی گزارشهای شکنجه و ناپدیدسازی تحقیقات مستقل انجام دهند.
#سازمان_ملل #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سیزده گزارشگر ویژه و کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای مشترک، بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و رفتارهای غیرانسانساز علیه اعضای جامعه بهائی در ایران را به شدت محکوم کرده و نسبت به خطرات جدی متوجه سلامت جسمی و روانی بازداشتشدگان هشدار دادند.
بر اساس این بیانیه، از آغاز بحران اخیر در ایران، بازداشت شهروندان بهائی بهطور چشمگیری افزایش یافته است. کارشناسان حقوق بشر تأکید کردند که بهائیان در دوران بازداشت از هرگونه تماس با بیرون محروم بوده و این اقدامات، نقض آشکار حقوق بینالملل و حق آزادی دین یا عقیده محسوب میشود.
در حال حاضر دستکم ۵۷ شهروند بهائی در بازداشت یا زندان بهسر میبرند که برخی از آنها زیر شکنجه و آزارهای شدید جسمی و روحی مجبور به اعترافات دروغین شدهاند؛ اعترافاتی که بعداً از رسانههای حکومتی پخش شده است.
کارشناسان در بیانیه خود بهطور مشخص از وضعیت نگرانکننده پیوند نعیمی، برنا نعیمی (که متحمل آزارهای شدید از جمله اعدامهای نمایشی شدهاند)، پیام ولی، رؤیا ثابت، آرتین غضنفری و شکیلا قاسمی نام بردهاند.
سازمان ملل یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، موظف به تضمین آزادی عقیده، ممنوعیت شکنجه و رعایت حقوق اقلیتهاست.
کارشناسان از مقامهای ایران خواستند فوراً دسترسی بازداشتشدگان به وکیل و خدمات پزشکی را فراهم کرده و درباره تمامی گزارشهای شکنجه و ناپدیدسازی تحقیقات مستقل انجام دهند.
#سازمان_ملل #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8💔7❤1🕊1
سیمون فرزامی؛ روزنامهنگاری که ماند و تیرباران شد
سیمون فرزامی میتوانست پس از انقلاب ۵۷ ایران را ترک کند؛ چنانکه بسیاری از روزنامهنگاران آن روزگار رفتند. اما ماند. روزنامهنگاری که دههها در ایران کار کرده بود و به گفته خبرگزاری فرانسه، حرفهاش را عاشقانه دوست داشت، سرانجام در ۷۰ سالگی به اتهام «جاسوسی» تیرباران شد.
سیمون روزنبلوم فرزامی، روزنامهنگار ایرانی-سوئیسی و سردبیر روزنامه فرانسویزبان «ژورنال دو تهران»، ۲۹ آذر ۱۳۵۹ اعدام شد. او از نخستین روزنامهنگارانی بود که پس از استقرار جمهوری اسلامی در اعدامهای حکومتی کشته شد.
فرزامی، پسرخوانده ابوالحسن حکیمی، دیپلمات و نماینده مجلس در دوره پهلوی، و فرزند مادری یهودی و سوئیسیتبار بود. پس از جنگ جهانی دوم به ایران آمد و بهدلیل تسلط بر چند زبان، فعالیت حرفهای خود را در خبرگزاری پارس آغاز کرد.
کارنامه او تنها به روزنامهنگاری محدود نبود. در المپیک زمستانی ۱۹۵۶ سرپرست و پرچمدار کاروان ایران بود، در تأسیس ارکستر فیلارمونیک تهران نقش داشت و با رسانههایی چون آسوشیتدپرس، خبرگزاری فرانسه و تلگراف همکاری میکرد.
اما پس از اشغال سفارت آمریکا، نام او در ارتباط با اسنادی مطرح شد که دانشجویان اشغالکننده سفارت منتشر کردند. در این اسناد از فردی با رمز «SDTRAMP» نام برده میشد که بعدها سیمون فرزامی معرفی شد. آنچه در این اسناد درباره ملاقاتهای او آمده، عمدتاً انتقال خبرها و اطلاعات مربوط به تحولات سیاسی روز ایران بود.
مارک باودن نیز در کتاب «مهمانان آیتالله» فرزامی را فردی باتجربه و مطلع توصیف میکند که با طرفهای مختلف در دوران جنگ سرد ارتباط داشت؛ اما ملاقاتهای منتسب به او با مسئول وقت ایستگاه سیا در تهران، از نظر محتوایی عمدتاً کماهمیت ارزیابی شدهاند.
با این همه، فرزامی به «جاسوسی» متهم و تیرباران شد.
تبار یهودی او نیز احتمالا در سرنوشتش بیتأثیر نبود؛ بهویژه در فضایی که پیشتر حبیب القانیان، سرمایهدار سرشناس یهودی، نیز اعدام شده بود.
سیمون فرزامی میتوانست برود؛ اما ماند تا روزنامهنگار بماند. حکومتی که تازه بر سر کار آمده بود، پاسخ این ماندن را با جوخه آتش داد.
#سیمون_فرزامی #روزنامه_نگار #آزادی_بیان #آزادی_مطبوعات
@Tavaana_TavaanaTech
سیمون فرزامی میتوانست پس از انقلاب ۵۷ ایران را ترک کند؛ چنانکه بسیاری از روزنامهنگاران آن روزگار رفتند. اما ماند. روزنامهنگاری که دههها در ایران کار کرده بود و به گفته خبرگزاری فرانسه، حرفهاش را عاشقانه دوست داشت، سرانجام در ۷۰ سالگی به اتهام «جاسوسی» تیرباران شد.
سیمون روزنبلوم فرزامی، روزنامهنگار ایرانی-سوئیسی و سردبیر روزنامه فرانسویزبان «ژورنال دو تهران»، ۲۹ آذر ۱۳۵۹ اعدام شد. او از نخستین روزنامهنگارانی بود که پس از استقرار جمهوری اسلامی در اعدامهای حکومتی کشته شد.
فرزامی، پسرخوانده ابوالحسن حکیمی، دیپلمات و نماینده مجلس در دوره پهلوی، و فرزند مادری یهودی و سوئیسیتبار بود. پس از جنگ جهانی دوم به ایران آمد و بهدلیل تسلط بر چند زبان، فعالیت حرفهای خود را در خبرگزاری پارس آغاز کرد.
کارنامه او تنها به روزنامهنگاری محدود نبود. در المپیک زمستانی ۱۹۵۶ سرپرست و پرچمدار کاروان ایران بود، در تأسیس ارکستر فیلارمونیک تهران نقش داشت و با رسانههایی چون آسوشیتدپرس، خبرگزاری فرانسه و تلگراف همکاری میکرد.
اما پس از اشغال سفارت آمریکا، نام او در ارتباط با اسنادی مطرح شد که دانشجویان اشغالکننده سفارت منتشر کردند. در این اسناد از فردی با رمز «SDTRAMP» نام برده میشد که بعدها سیمون فرزامی معرفی شد. آنچه در این اسناد درباره ملاقاتهای او آمده، عمدتاً انتقال خبرها و اطلاعات مربوط به تحولات سیاسی روز ایران بود.
مارک باودن نیز در کتاب «مهمانان آیتالله» فرزامی را فردی باتجربه و مطلع توصیف میکند که با طرفهای مختلف در دوران جنگ سرد ارتباط داشت؛ اما ملاقاتهای منتسب به او با مسئول وقت ایستگاه سیا در تهران، از نظر محتوایی عمدتاً کماهمیت ارزیابی شدهاند.
با این همه، فرزامی به «جاسوسی» متهم و تیرباران شد.
تبار یهودی او نیز احتمالا در سرنوشتش بیتأثیر نبود؛ بهویژه در فضایی که پیشتر حبیب القانیان، سرمایهدار سرشناس یهودی، نیز اعدام شده بود.
سیمون فرزامی میتوانست برود؛ اما ماند تا روزنامهنگار بماند. حکومتی که تازه بر سر کار آمده بود، پاسخ این ماندن را با جوخه آتش داد.
#سیمون_فرزامی #روزنامه_نگار #آزادی_بیان #آزادی_مطبوعات
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤5
چگونه در دل استبداد، عاملیت خود را پس بگیریم؟
دیکتاتوری فقط با زندان، دادگاه، سانسور و نیروهای امنیتی حکومت نمیکند. یکی از عمیقترین آثار سرکوب طولانی این است که به شهروندان میآموزد خود را ناتوان ببینند؛ سکوت کنند، از یکدیگر فاصله بگیرند و به این نتیجه برسند که در برابر ساختاری چنین قدرتمند «کاری از ما ساخته نیست».
در چنین شرایطی، انسان بهتدریج از شهروند به تماشاگر تبدیل میشود. بازنشستگان تجمع میکنند و دیگران میگویند مسئله ما نیست. معلمان اعتراض میکنند و تنها میمانند. کارگران اعتصاب میکنند، دانشجویی بازداشت میشود یا خانوادهای برای جلوگیری از اعدام عزیزش کمک میخواهد، اما هر گروه در محدوده خود گرفتار میماند.
این پراکندگی یکی از منابع قدرت حکومتهای اقتدارگراست. جامعهای که در آن هر گروه فقط هنگام تهدید منافع خودش واکنش نشان دهد، آسانتر کنترل میشود؛ زیرا میتوان گروههای مختلف را یکییکی تحت فشار قرار داد.
اما «عاملیت» از جایی آغاز میشود که شهروند خود را صرفاً قربانی تصمیم قدرت نداند و بپرسد: من همراه دیگران چه کاری میتوانم انجام دهم؟
پائولو فریره، در «آموزش ستمدیدگان»، بر پیوند آگاهی و عمل تأکید میکند. فهمیدن ستم کافی نیست؛ انسان باید از موقعیت منفعل خارج شود و در تغییر مناسباتی که او را ناتوان کردهاند مشارکت کند. واتسلاو هاول نیز نشان میدهد که اقتدارگرایی فقط با زور دوام نمیآورد؛ به مشارکت روزمره انسانها در سکوت، وانمودکردن و پذیرفتن دروغ نیز وابسته است.
بازپسگیری عاملیت الزاماً با کارهای بزرگ آغاز نمیشود. میتواند از تنها نگذاشتن دیگری شروع شود: حمایت از مطالبه بازنشستگانی که خودمان بازنشسته نیستیم؛ رساندن صدای کارگری که اعتصاب کرده؛ دفاع از حق زندانیای که حتی با عقایدش مخالفیم؛ سکوت نکردن در برابر اعدام؛ ساختن رسانه، انجمن، شبکه اعتماد و گروههای کوچک مستقل.
اما مقاومت فقط مخالفت نیست؛ ساختن هم هست. اگر جامعهای دموکراسی میخواهد، باید از همین امروز تصمیمگیری جمعی، تحمل اختلاف، پاسخگویی، گردش مسئولیت و دفاع از حقوق اقلیت را در جمعهای کوچک خود تجربه کند.
سقوط یک دیکتاتور بهتنهایی جامعه را دموکراتیک نمیکند. اگر همچنان منتظر منجی بمانیم، رهبران خودی را فراتر از نقد بدانیم و حذف مخالف را مجاز بشماریم، ممکن است استبداد را با نام و چهرهای تازه بازسازی کنیم.
آزادی فقط چیزی نیست که پس از تغییر حکومت به دست آوریم. آزادی مجموعهای از رفتارهای اجتماعی است که باید پیش از رسیدن به آن آموخت و تمرین کرد.
جامعه فردای ایران، بخشی از همین امروز و در نوع رابطهای که با یکدیگر میسازیم، شکل میگیرد.
#عاملیت #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
دیکتاتوری فقط با زندان، دادگاه، سانسور و نیروهای امنیتی حکومت نمیکند. یکی از عمیقترین آثار سرکوب طولانی این است که به شهروندان میآموزد خود را ناتوان ببینند؛ سکوت کنند، از یکدیگر فاصله بگیرند و به این نتیجه برسند که در برابر ساختاری چنین قدرتمند «کاری از ما ساخته نیست».
در چنین شرایطی، انسان بهتدریج از شهروند به تماشاگر تبدیل میشود. بازنشستگان تجمع میکنند و دیگران میگویند مسئله ما نیست. معلمان اعتراض میکنند و تنها میمانند. کارگران اعتصاب میکنند، دانشجویی بازداشت میشود یا خانوادهای برای جلوگیری از اعدام عزیزش کمک میخواهد، اما هر گروه در محدوده خود گرفتار میماند.
این پراکندگی یکی از منابع قدرت حکومتهای اقتدارگراست. جامعهای که در آن هر گروه فقط هنگام تهدید منافع خودش واکنش نشان دهد، آسانتر کنترل میشود؛ زیرا میتوان گروههای مختلف را یکییکی تحت فشار قرار داد.
اما «عاملیت» از جایی آغاز میشود که شهروند خود را صرفاً قربانی تصمیم قدرت نداند و بپرسد: من همراه دیگران چه کاری میتوانم انجام دهم؟
پائولو فریره، در «آموزش ستمدیدگان»، بر پیوند آگاهی و عمل تأکید میکند. فهمیدن ستم کافی نیست؛ انسان باید از موقعیت منفعل خارج شود و در تغییر مناسباتی که او را ناتوان کردهاند مشارکت کند. واتسلاو هاول نیز نشان میدهد که اقتدارگرایی فقط با زور دوام نمیآورد؛ به مشارکت روزمره انسانها در سکوت، وانمودکردن و پذیرفتن دروغ نیز وابسته است.
بازپسگیری عاملیت الزاماً با کارهای بزرگ آغاز نمیشود. میتواند از تنها نگذاشتن دیگری شروع شود: حمایت از مطالبه بازنشستگانی که خودمان بازنشسته نیستیم؛ رساندن صدای کارگری که اعتصاب کرده؛ دفاع از حق زندانیای که حتی با عقایدش مخالفیم؛ سکوت نکردن در برابر اعدام؛ ساختن رسانه، انجمن، شبکه اعتماد و گروههای کوچک مستقل.
اما مقاومت فقط مخالفت نیست؛ ساختن هم هست. اگر جامعهای دموکراسی میخواهد، باید از همین امروز تصمیمگیری جمعی، تحمل اختلاف، پاسخگویی، گردش مسئولیت و دفاع از حقوق اقلیت را در جمعهای کوچک خود تجربه کند.
سقوط یک دیکتاتور بهتنهایی جامعه را دموکراتیک نمیکند. اگر همچنان منتظر منجی بمانیم، رهبران خودی را فراتر از نقد بدانیم و حذف مخالف را مجاز بشماریم، ممکن است استبداد را با نام و چهرهای تازه بازسازی کنیم.
آزادی فقط چیزی نیست که پس از تغییر حکومت به دست آوریم. آزادی مجموعهای از رفتارهای اجتماعی است که باید پیش از رسیدن به آن آموخت و تمرین کرد.
جامعه فردای ایران، بخشی از همین امروز و در نوع رابطهای که با یکدیگر میسازیم، شکل میگیرد.
#عاملیت #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9👌3❤1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آزادی بیان بدون مرز
سلمان رشدی نه تنها نویسندهای برجسته است بلکه از سخنرانان برجسته در زمینه آزادی بیان نیز شمرده میشود. او سال ۱۹۴۷ در خانوادهای مسلمان در بمبئی در هندوستان به دنیا آمد و از دانشگاه کمبریج در انگلستان فارغالتحصیل شد. رشدی از جمله کسانی است که از سوی یکی از مشهورترین روحانیون مسلمان، یعنی روحالله خمینی، به علت نگارش رمان «آیههای شیطانی» به ارتداد محکوم شد و خمینی در ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ رسما فتوای قتل او را داد.
اگرچه اکنون حدود ۴۰ سال از زمان این فتوای مرگ میگذرد ولی سلمان رشدی همچنان مجبور است تحت تدابیر امنیتی زندگی کند. چه آنکه در تابستان ۱۴۰۱ در نیویورک آمریکا در حال یک سخنرانی بود که یک اسلامگرا با چاقو به او حمله کرد. حملهای که بر اثر آن، سلمان رشدی یک چشم خود را از دست داد. اما آنچه درباره سلمان رشدی برجسته است پایداری این نویسنده برجسته بر ضرورت آزادی بیان بدون هیچ حد و مرزی است.
متن کامل را در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/freedom-of-expression/
#گفتگو_توانا #سلمان_رشدی #آزادی_بیان #اسلامگرایی
@Dialogue1402
سلمان رشدی نه تنها نویسندهای برجسته است بلکه از سخنرانان برجسته در زمینه آزادی بیان نیز شمرده میشود. او سال ۱۹۴۷ در خانوادهای مسلمان در بمبئی در هندوستان به دنیا آمد و از دانشگاه کمبریج در انگلستان فارغالتحصیل شد. رشدی از جمله کسانی است که از سوی یکی از مشهورترین روحانیون مسلمان، یعنی روحالله خمینی، به علت نگارش رمان «آیههای شیطانی» به ارتداد محکوم شد و خمینی در ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ رسما فتوای قتل او را داد.
اگرچه اکنون حدود ۴۰ سال از زمان این فتوای مرگ میگذرد ولی سلمان رشدی همچنان مجبور است تحت تدابیر امنیتی زندگی کند. چه آنکه در تابستان ۱۴۰۱ در نیویورک آمریکا در حال یک سخنرانی بود که یک اسلامگرا با چاقو به او حمله کرد. حملهای که بر اثر آن، سلمان رشدی یک چشم خود را از دست داد. اما آنچه درباره سلمان رشدی برجسته است پایداری این نویسنده برجسته بر ضرورت آزادی بیان بدون هیچ حد و مرزی است.
متن کامل را در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/freedom-of-expression/
#گفتگو_توانا #سلمان_رشدی #آزادی_بیان #اسلامگرایی
@Dialogue1402
❤14👌3