گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس و اشاره به قیمت حدود ۳۱ هزار تومانی هر عدد تخممرغ، از فروپاشی قدرت خرید و تبدیلشدن ابتداییترین نیازهای روزمره خانوادهها به کالاهایی گران و دور از دسترس نوشته است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
ساعت ۱۳ امروز از اسنپمارکت یک شانه ۲۴ عددی تخممرغ سفارش دادم.
۳۱ هزار و ۲۰۰ تومان هزینه حمل و جمع پرداختی ۷۴۱ هزار و ۶۰۰ تومان.
یعنی هر عدد تخممرغ، با احتساب هزینه حمل، حدود ۳۱ هزار تومان.
یک حساب ساده !! یک خانواده چهار نفره، اگر هر نفر فقط دو عدد تخممرغ نیمرو (املت) بخورد، با احتساب روغن و یکچهارم نان سنگک برای هر نفر و یک استکان چای شیرین یا با قند یا خرما ، برای یک صبحانه خیلی معمولی باید چیزی حدود ۷۰۰ هزار تومان هزینه کند یعنی ماهانه ۲۱ میلیون تومان فقط برای صبحانه.
نه گوشت و مرغ و میوه و لبنیات، یا ناهار و شام.
نه اجارهخانه و قبضها و دارو و مدرسه بچهها و لباس و تفریح و دید و بازدید و حتی یک زندگی معمولی.
۲۱ میلیون تومان فقط برای اینکه یک خانواده چهار نفره بتواند صبحها چیزی به اسم صبحانه داشته باشد!
این فاجعه فروپاشی کامل قدرت خرید بخش بزرگی از جامعه و تبدیل شدن ابتداییترین نیازهای زندگی به کالایی لوکس است
تخممرغ از غذای ارزان و در دسترس طبقه متوسط و فقیر به نزدیک به ۳۱ هزار تومان برای هر عدد تبدیل شده و حرف از کمتر مصرف کردن مردم میزنند! نمیفهمند مردم دیگر توان خرید زندگی معمولی را هم ندارند.
حکومت جمهوری اسلامی که سالها درباره «سبک زندگی» مردم خطابه خواند، حالا کاری کرده که بخش بزرگی از مردم حتی توان تأمین سادهترین وعده غذایی روزانهشان را هم ندارند و با وقاحت همچنان درباره حجاب، فرزندآوری، خانواده، سبک زندگی و «اقتصاد مقاومتی» برای مردم نسخه میپیچند.
اول سفره را از مردم گرفتند، سپس به آنها یاد میدهند چطور گرسنگی را مدیریت کنند تا کاسبان #تحریم کشور به ثروت اندوزیهای رانتی کلان ادامه دهند
#دلار
@Tavaana_TavaanaTech
متن این یادداشت به شرح زیر است:
ساعت ۱۳ امروز از اسنپمارکت یک شانه ۲۴ عددی تخممرغ سفارش دادم.
۳۱ هزار و ۲۰۰ تومان هزینه حمل و جمع پرداختی ۷۴۱ هزار و ۶۰۰ تومان.
یعنی هر عدد تخممرغ، با احتساب هزینه حمل، حدود ۳۱ هزار تومان.
یک حساب ساده !! یک خانواده چهار نفره، اگر هر نفر فقط دو عدد تخممرغ نیمرو (املت) بخورد، با احتساب روغن و یکچهارم نان سنگک برای هر نفر و یک استکان چای شیرین یا با قند یا خرما ، برای یک صبحانه خیلی معمولی باید چیزی حدود ۷۰۰ هزار تومان هزینه کند یعنی ماهانه ۲۱ میلیون تومان فقط برای صبحانه.
نه گوشت و مرغ و میوه و لبنیات، یا ناهار و شام.
نه اجارهخانه و قبضها و دارو و مدرسه بچهها و لباس و تفریح و دید و بازدید و حتی یک زندگی معمولی.
۲۱ میلیون تومان فقط برای اینکه یک خانواده چهار نفره بتواند صبحها چیزی به اسم صبحانه داشته باشد!
این فاجعه فروپاشی کامل قدرت خرید بخش بزرگی از جامعه و تبدیل شدن ابتداییترین نیازهای زندگی به کالایی لوکس است
تخممرغ از غذای ارزان و در دسترس طبقه متوسط و فقیر به نزدیک به ۳۱ هزار تومان برای هر عدد تبدیل شده و حرف از کمتر مصرف کردن مردم میزنند! نمیفهمند مردم دیگر توان خرید زندگی معمولی را هم ندارند.
حکومت جمهوری اسلامی که سالها درباره «سبک زندگی» مردم خطابه خواند، حالا کاری کرده که بخش بزرگی از مردم حتی توان تأمین سادهترین وعده غذایی روزانهشان را هم ندارند و با وقاحت همچنان درباره حجاب، فرزندآوری، خانواده، سبک زندگی و «اقتصاد مقاومتی» برای مردم نسخه میپیچند.
اول سفره را از مردم گرفتند، سپس به آنها یاد میدهند چطور گرسنگی را مدیریت کنند تا کاسبان #تحریم کشور به ثروت اندوزیهای رانتی کلان ادامه دهند
#دلار
@Tavaana_TavaanaTech
👍9💔6❤4🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی بازنشستگان مخابرات در تهران؛ اعتراض به فقر و بیعدالتی
گروهی از بازنشستگان مخابرات روز دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ در تهران تجمع کردند و با سردادن شعارهایی از جمله «این همه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی» و «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن»، نسبت به وضعیت معیشتی و مطالبات خود اعتراض کردند.
تجمع بازنشستگان در شرایطی ادامه دارد که تورم و گرانی روزافزون، قدرت خرید بخش بزرگی از مردم را کاهش داده و زندگی بازنشستگان را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. افزایش هزینههای ضروری زندگی در کنار درآمدهای ناکافی، بسیاری از بازنشستگان را برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود با مشکل مواجه کرده است.
اعتراضهای مداوم بازنشستگان، کارگران و دیگر گروههای اجتماعی نشان میدهد بحران معیشت، فقر و کاهش قدرت خرید، زندگی میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی مطالبه حقوق و برخورداری از یک زندگی شایسته، حداقلیترین حق شهروندان است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گروهی از بازنشستگان مخابرات روز دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ در تهران تجمع کردند و با سردادن شعارهایی از جمله «این همه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی» و «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن»، نسبت به وضعیت معیشتی و مطالبات خود اعتراض کردند.
تجمع بازنشستگان در شرایطی ادامه دارد که تورم و گرانی روزافزون، قدرت خرید بخش بزرگی از مردم را کاهش داده و زندگی بازنشستگان را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. افزایش هزینههای ضروری زندگی در کنار درآمدهای ناکافی، بسیاری از بازنشستگان را برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود با مشکل مواجه کرده است.
اعتراضهای مداوم بازنشستگان، کارگران و دیگر گروههای اجتماعی نشان میدهد بحران معیشت، فقر و کاهش قدرت خرید، زندگی میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی مطالبه حقوق و برخورداری از یک زندگی شایسته، حداقلیترین حق شهروندان است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤15🕊4
Forwarded from گفتوشنود
۱۲ شهروند بهایی در ساری به بیش از ۲۶ سال حبس و ۷۶ سال محرومیت اجتماعی محکوم شدند
شعبه اول دادگاه انقلاب ساری به ریاست قاضی عمار رمضانی، ۱۲ شهروند بهایی را در مجموع به ۲۶ سال و ۱۶۵ روز حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
▪️جزئیات احکام و اتهامات
بر پایه گزارش خبرگزاری هرانا، بر اساس دادنامه صادره در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، راکوئل عطائیان، کیومرث اکبری، سهراب لقایی، زهرا گلابیان، بنفشه اسدیان عربی، فؤاد لقایی، آناهیتا کوشکباغی، نسیم صمیمی، حسین فنائیان، امیلیا فنائیان، ملودی صمیمی و سهیل حقدوست محاکمه شدند.
در این حکم، راکوئل عطائیان به ۴ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.
سایر متهمان پرونده هر کدام به تحمل دو سال و ۱۵ روز حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیدند.
اتهام انتسابی به این شهروندان «انجام فعالیتهای آموزشی و تبلیغی مغایر و مخل به شرع مقدس اسلام در راستای ترویج و ترغیت فرقه بهائیت» عنوان شده است. جلسات دادگاه آنان در مردادماه ۱۴۰۵ برگزار شده بود.
▪️روند پیچیده دادرسی و پروندهسازی
بر اساس اطلاعات یک منبع نزدیک، پرونده این شهروندان از اردیبهشتماه ۱۴۰۳ در مراجع مختلف قضایی از جمله دادگاه انقلاب ساری و دادگاه کیفری قائمشهر جریان داشته و چندین مرتبه میان شعبههای گوناگون و بازپرسی جابهجا شده است. در جریان این روند، سهیل حقدوست و همسرش راکوئل عطائیان بازداشت شده و پس از آزادی موقت، پرونده جدید خانم عطائیان با پرونده سایر متهمان ادغام و نهایتاً به صدور این احکام سنگین منجر شد. پیشتر نیز منازل این افراد توسط نیروهای امنیتی تفتیش شده بود. صدور چنین احکامی نمایانگر تداوم فشارهای قضایی و امنیتی علیه جامعه بهایی است.
#بهاییان_ایران #بهائیان_ساری #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شعبه اول دادگاه انقلاب ساری به ریاست قاضی عمار رمضانی، ۱۲ شهروند بهایی را در مجموع به ۲۶ سال و ۱۶۵ روز حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
▪️جزئیات احکام و اتهامات
بر پایه گزارش خبرگزاری هرانا، بر اساس دادنامه صادره در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، راکوئل عطائیان، کیومرث اکبری، سهراب لقایی، زهرا گلابیان، بنفشه اسدیان عربی، فؤاد لقایی، آناهیتا کوشکباغی، نسیم صمیمی، حسین فنائیان، امیلیا فنائیان، ملودی صمیمی و سهیل حقدوست محاکمه شدند.
در این حکم، راکوئل عطائیان به ۴ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.
سایر متهمان پرونده هر کدام به تحمل دو سال و ۱۵ روز حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیدند.
اتهام انتسابی به این شهروندان «انجام فعالیتهای آموزشی و تبلیغی مغایر و مخل به شرع مقدس اسلام در راستای ترویج و ترغیت فرقه بهائیت» عنوان شده است. جلسات دادگاه آنان در مردادماه ۱۴۰۵ برگزار شده بود.
▪️روند پیچیده دادرسی و پروندهسازی
بر اساس اطلاعات یک منبع نزدیک، پرونده این شهروندان از اردیبهشتماه ۱۴۰۳ در مراجع مختلف قضایی از جمله دادگاه انقلاب ساری و دادگاه کیفری قائمشهر جریان داشته و چندین مرتبه میان شعبههای گوناگون و بازپرسی جابهجا شده است. در جریان این روند، سهیل حقدوست و همسرش راکوئل عطائیان بازداشت شده و پس از آزادی موقت، پرونده جدید خانم عطائیان با پرونده سایر متهمان ادغام و نهایتاً به صدور این احکام سنگین منجر شد. پیشتر نیز منازل این افراد توسط نیروهای امنیتی تفتیش شده بود. صدور چنین احکامی نمایانگر تداوم فشارهای قضایی و امنیتی علیه جامعه بهایی است.
#بهاییان_ایران #بهائیان_ساری #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔15❤2🕊1
دل نوشته ای از احمدرضا حائری برای رفیق و هم بندی اش، حمزه سواری در روز تولد چهل سالگی و آغاز بیست دومین سال حبس؛
چرا آزادی فوری امثال حمزه سواریها و زینب جلالیانها باید مطالبه ای ملی باشد
احمدرضا حائری، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در آستانه چهلسالگی حمزه سواری و آغاز بیستودومین سال حبس او، با انتشار دلنوشتهای خواستار آزادی فوری این زندانی سیاسی و زینب جلالیان شد. حائری با تأکید بر سالهای طولانی زندان و از دست رفتن بخش بزرگی از جوانی این زندانیان، نوشته است که آزادی آنان باید به «مطالبهای ملی» تبدیل شود و پرسیده است ادامه حبس کسانی که بیش از نیمی از عمر خود را در زندان گذراندهاند، چه دستاوردی برای حکومت دارد.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
در این نوشتار قصد ندارم از حمزه سواری که حضورش در این سه سال سخت پر از اندوه و رنج لگدمال کردن حق حیات و کرامت ذاتی نوع بشر بود را برایم قابل تحمل تر کرد بگویم. همین قدر کافی است که بدانید ما قصد داریم امشب را به مناسبت تولد چهل سالگی و آغاز بیست و دومین سال حبس او دور هم بنشینیم نامش را میتوانم جشن تولد بگذارم؟ گمان نمیکنم؛ زیرا حمزه حتی یک سال هم نباید متحمل حبس میشد تا چه رسد به ۲۲ سال»
حمزه برای من رفیقی صادق و مشاوری امین بوده اگر بر
مسند نشستگان حل مسائل ایران از من راه حلهای بنیادین میخواستند به آنها میگفتم به جای لوده گی ها جاری در سیما همین امروز خیاط به قزلحصار گسیل داشته و کت و شلواری سایز تن حمزه بدوزید و با کفشی نو بر پا او را روانه صدا و سیمای میلی اش کنید که البته دیگر در آن حال ملی بود نه میلی و از او میخواستم درباره گسل پنهان داشته شده قومیتی و لزوم روادری و گفتگو بین همه همه به معنای همه ساکنان و دلبستگان این سرزمین سخن بگوید طرح پرسش کند ایده دهد و از تجربه خود با انواع گرایشات سیاسی عقیدتی و حتی تجربه اعدام برادرانش محمد علی و جعفر بگوید برای مخاطب از او میخواستم این تجربه را با ما با همه مردم با سپاه با اطلاعات با دولت با اپوزیسیون درمیان گذارد چه سیری را طی کرد که از پس اعدام و نقض حق زندگی برادران و بیش از دو دهه حبس ظالمانه خود گفتگو و رواداری را به عنوان راه حل نهایی مسائل در اولویت قرار داده است؟
میدانید این نوع نگاه برای امروز و فردای نزدیکمان حکم کیمیا را دارد؟
فراتر از این و حتی اگر سخن من درست نبود باز پرسش بزرگ همچنان باقی میماند نگه داشتن امثال حمزه سواری و صدها و بلکه هزاران چون حمزه اگر همه زندانیان را در نظر بگیریم که در سنین زیر بیست سال زندانی شده و اکنون بیش از نیمی از عمرشان را در زندان سپری کرده اند چه چیزی به حکومت میافزاید و آزاد کردنشان چه حاصلی دارد. میدانید مخاطب عام با خود میگوید چه قساوتی هر چه بوده عمر و جوانیاش را گرفتید
اطمینان داشته باشید حتی یک روز اضافه تر نگه داشتن امثال حمزه سواری در زندان نه تنها دست آوردی برای شما ندارد بلکه یک روز بیشتر ضرر میکنید.
حمزه سورای را آزاد کنید
زینب جلالیان را آزاد کنید
احمدرضا حائری زندان قزلحصار
۱ شهریور ۱۴۰۵
#بیانیه #حمزه_سواری #احمدرضا_حائری
@Tavaana_TavaanaTech
چرا آزادی فوری امثال حمزه سواریها و زینب جلالیانها باید مطالبه ای ملی باشد
احمدرضا حائری، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در آستانه چهلسالگی حمزه سواری و آغاز بیستودومین سال حبس او، با انتشار دلنوشتهای خواستار آزادی فوری این زندانی سیاسی و زینب جلالیان شد. حائری با تأکید بر سالهای طولانی زندان و از دست رفتن بخش بزرگی از جوانی این زندانیان، نوشته است که آزادی آنان باید به «مطالبهای ملی» تبدیل شود و پرسیده است ادامه حبس کسانی که بیش از نیمی از عمر خود را در زندان گذراندهاند، چه دستاوردی برای حکومت دارد.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
در این نوشتار قصد ندارم از حمزه سواری که حضورش در این سه سال سخت پر از اندوه و رنج لگدمال کردن حق حیات و کرامت ذاتی نوع بشر بود را برایم قابل تحمل تر کرد بگویم. همین قدر کافی است که بدانید ما قصد داریم امشب را به مناسبت تولد چهل سالگی و آغاز بیست و دومین سال حبس او دور هم بنشینیم نامش را میتوانم جشن تولد بگذارم؟ گمان نمیکنم؛ زیرا حمزه حتی یک سال هم نباید متحمل حبس میشد تا چه رسد به ۲۲ سال»
حمزه برای من رفیقی صادق و مشاوری امین بوده اگر بر
مسند نشستگان حل مسائل ایران از من راه حلهای بنیادین میخواستند به آنها میگفتم به جای لوده گی ها جاری در سیما همین امروز خیاط به قزلحصار گسیل داشته و کت و شلواری سایز تن حمزه بدوزید و با کفشی نو بر پا او را روانه صدا و سیمای میلی اش کنید که البته دیگر در آن حال ملی بود نه میلی و از او میخواستم درباره گسل پنهان داشته شده قومیتی و لزوم روادری و گفتگو بین همه همه به معنای همه ساکنان و دلبستگان این سرزمین سخن بگوید طرح پرسش کند ایده دهد و از تجربه خود با انواع گرایشات سیاسی عقیدتی و حتی تجربه اعدام برادرانش محمد علی و جعفر بگوید برای مخاطب از او میخواستم این تجربه را با ما با همه مردم با سپاه با اطلاعات با دولت با اپوزیسیون درمیان گذارد چه سیری را طی کرد که از پس اعدام و نقض حق زندگی برادران و بیش از دو دهه حبس ظالمانه خود گفتگو و رواداری را به عنوان راه حل نهایی مسائل در اولویت قرار داده است؟
میدانید این نوع نگاه برای امروز و فردای نزدیکمان حکم کیمیا را دارد؟
فراتر از این و حتی اگر سخن من درست نبود باز پرسش بزرگ همچنان باقی میماند نگه داشتن امثال حمزه سواری و صدها و بلکه هزاران چون حمزه اگر همه زندانیان را در نظر بگیریم که در سنین زیر بیست سال زندانی شده و اکنون بیش از نیمی از عمرشان را در زندان سپری کرده اند چه چیزی به حکومت میافزاید و آزاد کردنشان چه حاصلی دارد. میدانید مخاطب عام با خود میگوید چه قساوتی هر چه بوده عمر و جوانیاش را گرفتید
اطمینان داشته باشید حتی یک روز اضافه تر نگه داشتن امثال حمزه سواری در زندان نه تنها دست آوردی برای شما ندارد بلکه یک روز بیشتر ضرر میکنید.
حمزه سورای را آزاد کنید
زینب جلالیان را آزاد کنید
احمدرضا حائری زندان قزلحصار
۱ شهریور ۱۴۰۵
#بیانیه #حمزه_سواری #احمدرضا_حائری
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12👍8💔4❤3
مینا کشورکمال؛ فمنیست و بنیانگذار اولین تشکل مستقل زنان افغانستان
«من زنم که دیگر بیدار گشتهام
من راه خود را بازیافتهام و هرگز برنمیگردم»
او متولد ۱۳۳۳ بود و بنیانگذار و رهبر اولین تشکل مستقل زنان افغانستان به نام «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» یا «راوا» بود. هدف این سازمان، تلاش برای احقاق حقوق زنان و ترویج دموکراسی سکولار بود. «راوا» هر گونه بنیادگرایی مذهبی را مطرود میدانست و بر مبارزه علیه هر گونه افراطگرایی مذهبی تاکید میکرد.
مینا در ساختن یک بیمارستان و آموزشگاه پرستاری و یک کارگاه و دو مدرسه در پاکستان برای زنان مهاجر افغانستانی نقش بهسزایی ایفا کرد. او معتقد بود با وجود سایه شوم جهالت بنیادگرایی و ابتذال و فساد بیانتهای بیگانهپرستان بر زنان افغانستان، زیر نام به اصطلاح آزادی و برابری، سرانجام نیم جامعه که زنان باشند بیدار میشوند و در نتیجه افغانستان بیدار میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/meena_keshwar_kamal/
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زنان #افغانستان
@Tavaana_TavaanaTech
«من زنم که دیگر بیدار گشتهام
من راه خود را بازیافتهام و هرگز برنمیگردم»
او متولد ۱۳۳۳ بود و بنیانگذار و رهبر اولین تشکل مستقل زنان افغانستان به نام «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» یا «راوا» بود. هدف این سازمان، تلاش برای احقاق حقوق زنان و ترویج دموکراسی سکولار بود. «راوا» هر گونه بنیادگرایی مذهبی را مطرود میدانست و بر مبارزه علیه هر گونه افراطگرایی مذهبی تاکید میکرد.
مینا در ساختن یک بیمارستان و آموزشگاه پرستاری و یک کارگاه و دو مدرسه در پاکستان برای زنان مهاجر افغانستانی نقش بهسزایی ایفا کرد. او معتقد بود با وجود سایه شوم جهالت بنیادگرایی و ابتذال و فساد بیانتهای بیگانهپرستان بر زنان افغانستان، زیر نام به اصطلاح آزادی و برابری، سرانجام نیم جامعه که زنان باشند بیدار میشوند و در نتیجه افغانستان بیدار میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/meena_keshwar_kamal/
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زنان #افغانستان
@Tavaana_TavaanaTech
❤12💯1
Forwarded from گفتوشنود
آلفرد نورث وایتهد
پذیرش دیگری در جهان بههمپیوسته
آلفرد نورث وایتهد (۱۸۶۱–۱۹۴۷)، ریاضیدان و فیلسوف برجسته انگلیسی-آمریکایی، یکی از خلاقترین متفکران قرن بیستم است که بیشتر به خاطر پایهگذاری «فلسفه فرآیند» (Process Philosophy) شناخته میشود.
او که ابتدا در کنار برتراند راسل در حوزه منطق و ریاضیات (تألیف اثر سترگ اصول ریاضیات) فعالیت میکرد، بعدها نظامی فلسفی آفرید که در آن جهان نه مجموعهای از اشیای ایستا، بلکه شبکهای از رویدادها، روابط و شدنهای پویاست. نگاه وایتهد به هستی، مبنایی کاملا نوین برای درک پیوند میان انسانها فراهم میکند.
▪️نظریه فلسفه فرآیند
پذیرش به مثابه درک بههمپیوستگی وجود
از دیدگاه وایتهد، رواداری و پذیرشِ دیگری تنها یک اخلاق ظاهری نیست، بلکه بازتابی از ساختار واقعی جهان است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تبیین این همزیستی مطرح میکند:
▪️جهان رویدادها و روابط (Relational Reality)
وایتهد معتقد است هیچچیز در جهان بهطور مطلق جدا و ایزوله نیست. ما جوهرههای ثابتی نیستیم، بلکه مجموعهای از «روابط» و «تجربیات» در حال شدن هستیم. پذیرش دیگری در این نگاه یعنی درک این حقیقت که هویت من بدون حضور دیگری و بدون تعامل با او اصلا شکل نمیگیرد، بنابراین دیگری تهدیدی برای من نیست، بلکه پارهای از ساختار وجودی من است.
▪️خلاقیت به مثابه اصل بنیادین هستی
در فلسفه وایتهد، «خلاقیت» نیروی محرکه جهان است و هر موجودی سهمی منحصربهفرد در شکلدادن به کل کائنات دارد. پذیرشِ دیگری یعنی احترام به این حق خلاقیت، یعنی به رسمیت شناختن این که هر انسان نگاه و تازگی خاص خود را به جهان میآورد و سرکوب این تفاوت، یعنی انجماد جریان زندگی.
▪️نفی جزمگرایی و پذیرشِ چشماندازها
وایتهد به شدت با «جزماندیشی علمی و فلسفی» (که آن را گمراهی مبرهن مینامید) مخالف بود. او معتقد بود هیچکدام از ما کلِ حقیقت را در مشت نداریم، بلکه هرکس تنها از زاویه و «چشمانداز» خاص خود به جهان نگاه میکند. پذیرش دیگری یعنی گشودگی برای دیدن جهان از منظر چشماندازهای دیگر، امری که مدارا را به یک ضرورت عقلانی بدل میکند.
پذیرش در اندیشه وایتهد، یعنی هماهنگیِ پویا با تکثر جهان. او ما را دعوت میکند تا از نگاه مکانیکی و خشک به انسانها دست برداریم و جهان را همچون یک ارکستر بزرگ از صداهای مرتبط به هم ببینیم. جامعه روادار از منظر وایتهد، جامعهای است که در آن افراد درک میکنند تفاوتها نه نقاط انحراف، بلکه فرصتهایی برای غنا بخشیدن به تجربه جمعی انسانی هستند، جایی که همزیستی، رقص هماهنگ تفاوتها در بستر یک فرآیند زنده است.
#آلفرد_نورث_وایتهد #فلسفه #دیگری #پذیرش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پذیرش دیگری در جهان بههمپیوسته
آلفرد نورث وایتهد (۱۸۶۱–۱۹۴۷)، ریاضیدان و فیلسوف برجسته انگلیسی-آمریکایی، یکی از خلاقترین متفکران قرن بیستم است که بیشتر به خاطر پایهگذاری «فلسفه فرآیند» (Process Philosophy) شناخته میشود.
او که ابتدا در کنار برتراند راسل در حوزه منطق و ریاضیات (تألیف اثر سترگ اصول ریاضیات) فعالیت میکرد، بعدها نظامی فلسفی آفرید که در آن جهان نه مجموعهای از اشیای ایستا، بلکه شبکهای از رویدادها، روابط و شدنهای پویاست. نگاه وایتهد به هستی، مبنایی کاملا نوین برای درک پیوند میان انسانها فراهم میکند.
▪️نظریه فلسفه فرآیند
پذیرش به مثابه درک بههمپیوستگی وجود
از دیدگاه وایتهد، رواداری و پذیرشِ دیگری تنها یک اخلاق ظاهری نیست، بلکه بازتابی از ساختار واقعی جهان است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تبیین این همزیستی مطرح میکند:
▪️جهان رویدادها و روابط (Relational Reality)
وایتهد معتقد است هیچچیز در جهان بهطور مطلق جدا و ایزوله نیست. ما جوهرههای ثابتی نیستیم، بلکه مجموعهای از «روابط» و «تجربیات» در حال شدن هستیم. پذیرش دیگری در این نگاه یعنی درک این حقیقت که هویت من بدون حضور دیگری و بدون تعامل با او اصلا شکل نمیگیرد، بنابراین دیگری تهدیدی برای من نیست، بلکه پارهای از ساختار وجودی من است.
▪️خلاقیت به مثابه اصل بنیادین هستی
در فلسفه وایتهد، «خلاقیت» نیروی محرکه جهان است و هر موجودی سهمی منحصربهفرد در شکلدادن به کل کائنات دارد. پذیرشِ دیگری یعنی احترام به این حق خلاقیت، یعنی به رسمیت شناختن این که هر انسان نگاه و تازگی خاص خود را به جهان میآورد و سرکوب این تفاوت، یعنی انجماد جریان زندگی.
▪️نفی جزمگرایی و پذیرشِ چشماندازها
وایتهد به شدت با «جزماندیشی علمی و فلسفی» (که آن را گمراهی مبرهن مینامید) مخالف بود. او معتقد بود هیچکدام از ما کلِ حقیقت را در مشت نداریم، بلکه هرکس تنها از زاویه و «چشمانداز» خاص خود به جهان نگاه میکند. پذیرش دیگری یعنی گشودگی برای دیدن جهان از منظر چشماندازهای دیگر، امری که مدارا را به یک ضرورت عقلانی بدل میکند.
پذیرش در اندیشه وایتهد، یعنی هماهنگیِ پویا با تکثر جهان. او ما را دعوت میکند تا از نگاه مکانیکی و خشک به انسانها دست برداریم و جهان را همچون یک ارکستر بزرگ از صداهای مرتبط به هم ببینیم. جامعه روادار از منظر وایتهد، جامعهای است که در آن افراد درک میکنند تفاوتها نه نقاط انحراف، بلکه فرصتهایی برای غنا بخشیدن به تجربه جمعی انسانی هستند، جایی که همزیستی، رقص هماهنگ تفاوتها در بستر یک فرآیند زنده است.
#آلفرد_نورث_وایتهد #فلسفه #دیگری #پذیرش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5❤2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درک محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، کسی که سالها دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده و چندین بار کاندیدای ریاست جمهوری شده، از موضوع اقتصاد را بشنوید.
او میگوید جوانان وارد اقتصاد شوند و در خانهها و محلات شروع به تولید کنند!
این در حالی است که واقعیت اقتصاد و تولید مقولهای پیچیده است. اقتصاد نیاز به مواد اولیه، زنجیره تامین، برنامهریزی، مدیریت، تولید انبوه، حمل و نقل، زیرساخت، انرژی، طراحی و ... دارد.
در شرایط کنونی، تامین مواد اولیه با توجه به تحریم گسترده، با مشکلات اساسی مواجه است. تامین برق کشور با مشکلات جدی مواجه است. تولید نیاز به ماسینآلات دارد، تامین و تعمیرات و نگهداری ماشینآلات موضوعی تخصصی است و نیاز به زیرساخت دارد.
جوانان چه چیزی را در محلات میتوانند تولید کنند؟
جمهوری اسلامی، با سپردن سکان کشور به افراد نالایقی چون محسن رضایی، صرف وفاداری آنها به ایدئولوژی، وضعیت کشور را به چنین فلاکتی رسانده است.
چگونه اجازه دادیم ۴۷ سال چنین افرادی بر کشورمان حکمرانی کنند؟
@Tavaana_TavaanaTech
درک محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، کسی که سالها دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده و چندین بار کاندیدای ریاست جمهوری شده، از موضوع اقتصاد را بشنوید.
او میگوید جوانان وارد اقتصاد شوند و در خانهها و محلات شروع به تولید کنند!
این در حالی است که واقعیت اقتصاد و تولید مقولهای پیچیده است. اقتصاد نیاز به مواد اولیه، زنجیره تامین، برنامهریزی، مدیریت، تولید انبوه، حمل و نقل، زیرساخت، انرژی، طراحی و ... دارد.
در شرایط کنونی، تامین مواد اولیه با توجه به تحریم گسترده، با مشکلات اساسی مواجه است. تامین برق کشور با مشکلات جدی مواجه است. تولید نیاز به ماسینآلات دارد، تامین و تعمیرات و نگهداری ماشینآلات موضوعی تخصصی است و نیاز به زیرساخت دارد.
جوانان چه چیزی را در محلات میتوانند تولید کنند؟
جمهوری اسلامی، با سپردن سکان کشور به افراد نالایقی چون محسن رضایی، صرف وفاداری آنها به ایدئولوژی، وضعیت کشور را به چنین فلاکتی رسانده است.
چگونه اجازه دادیم ۴۷ سال چنین افرادی بر کشورمان حکمرانی کنند؟
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤1
⭕️ پیوستن زندان نور به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و سیوپنجم و گسترش کارزار به ۶۱ زندان
در این روزها شرایط اقتصادی مردم به خاطر ناکارآمدی، سیاستهای ضد مردمی و بحرانزا بودن حکومت، روز به روز وخیمتر میشود. از طرفی، حکومت به جای حل بحران، کاری جز سرکوب جامعه ندارد. آنها برای جلوگیری از اعتراضات، دست از اعدام -بهویژه اعدام جوانان معترض و زندانیان سیاسی- برنمیدارند و هر روز شاهد اعدام یکی از این عزیزان هستیم.
در هفته گذشته، دو زندانی سیاسی اعتراضات دیماه به نامهای قائم حسینی در زندان اصفهان و مجید آدینه در زندان مرکزی کرج به دار آویخته شدند. همزمان، احکام اعدام برای چندین زندانی سیاسی دیگر صادر یا تایید گردیده است؛ از جمله تایید حکم اعدام ارغوان فلاحی در زندان زنان اوین، رسول رضایی در زندان وکیلآباد مشهد و محمدرضا مجیدیاصل که از زندان تهران بزرگ به قزلحصار منتقل شده است. این انتقال ناگهانی به قزلحصار که مرکز اعدامهای استان تهران و یکی از قتلگاههای حکومت میباشد، نگرانی خانواده وی را بهشدت افزایش داده است. روند دادرسی این عزیزان -که بیم خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدامشان وجود دارد- همچون بسیاری دیگر از زندانیان، بسیار ناعادلانه و غیرشفاف بوده است.
همچنین از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون ۳۷۸ تن اعدام شدهاند و از زمان روی کار آمدن دولت پزشکیان، این آمار از مرز ۴۰۰۰ تن گذشته است. حکومت مستبد حاکم در هفته اخیر، تغییراتی در دستگاه قضاییه تحت امر «ولایت فقیه» صورت داده است. این تغییرات با پیشنهاد و دخالت مستقیم نهادهای امنیتی انجام شده و خطری جدی برای زندانیان و محکومان به اعدام است؛ چرا که هیچ نهاد مستقلی برای بررسی و رسیدگی به پرونده آنها وجود ندارد و این افراد حتی از داشتن حق وکیل انتخابی نیز محروم هستند.
اما در مقابل، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و زندانیان مقاوم، همچنان به ایستادگی و پایداری خود ادامه میدهند. در این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان نور در استان گیلان به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند. این زندانیان تنها امیدشان را به توان جمعی خود، مردم و وجدانهای بیداری پیوند زدهاند که بدون توقف، در مقابل ماشین کشتار ایستادهاند و میجنگند.
ما از بازنشستگان و تمامی کسانی که در تجمعات و در کوی و برزن، صدای «نه به اعدام» را به گوش همگان میرسانند نیز صمیمانه سپاسگزاریم. فراخوان «نه به اعدام» معلمان نیز باید مورد حمایت کارگران و سایر نیروهای اجتماعی قرار گیرد. ما از معلمانی که در بازنمایی و ادامه این مسیر، پیشرو و پیشگام بودهاند، قدردانی میکنیم. در هر کلاس درس باید به کودکان یاد داد که اصالت همواره با حق حیات و زندگی است، نه مرگ و اعدام.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در روز سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ و در هفته صدوسیوپنجم، در ۶۱ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران و زندان نور.
هفته صدو سی و پنجم
سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
در این روزها شرایط اقتصادی مردم به خاطر ناکارآمدی، سیاستهای ضد مردمی و بحرانزا بودن حکومت، روز به روز وخیمتر میشود. از طرفی، حکومت به جای حل بحران، کاری جز سرکوب جامعه ندارد. آنها برای جلوگیری از اعتراضات، دست از اعدام -بهویژه اعدام جوانان معترض و زندانیان سیاسی- برنمیدارند و هر روز شاهد اعدام یکی از این عزیزان هستیم.
در هفته گذشته، دو زندانی سیاسی اعتراضات دیماه به نامهای قائم حسینی در زندان اصفهان و مجید آدینه در زندان مرکزی کرج به دار آویخته شدند. همزمان، احکام اعدام برای چندین زندانی سیاسی دیگر صادر یا تایید گردیده است؛ از جمله تایید حکم اعدام ارغوان فلاحی در زندان زنان اوین، رسول رضایی در زندان وکیلآباد مشهد و محمدرضا مجیدیاصل که از زندان تهران بزرگ به قزلحصار منتقل شده است. این انتقال ناگهانی به قزلحصار که مرکز اعدامهای استان تهران و یکی از قتلگاههای حکومت میباشد، نگرانی خانواده وی را بهشدت افزایش داده است. روند دادرسی این عزیزان -که بیم خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدامشان وجود دارد- همچون بسیاری دیگر از زندانیان، بسیار ناعادلانه و غیرشفاف بوده است.
همچنین از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون ۳۷۸ تن اعدام شدهاند و از زمان روی کار آمدن دولت پزشکیان، این آمار از مرز ۴۰۰۰ تن گذشته است. حکومت مستبد حاکم در هفته اخیر، تغییراتی در دستگاه قضاییه تحت امر «ولایت فقیه» صورت داده است. این تغییرات با پیشنهاد و دخالت مستقیم نهادهای امنیتی انجام شده و خطری جدی برای زندانیان و محکومان به اعدام است؛ چرا که هیچ نهاد مستقلی برای بررسی و رسیدگی به پرونده آنها وجود ندارد و این افراد حتی از داشتن حق وکیل انتخابی نیز محروم هستند.
اما در مقابل، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و زندانیان مقاوم، همچنان به ایستادگی و پایداری خود ادامه میدهند. در این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان نور در استان گیلان به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند. این زندانیان تنها امیدشان را به توان جمعی خود، مردم و وجدانهای بیداری پیوند زدهاند که بدون توقف، در مقابل ماشین کشتار ایستادهاند و میجنگند.
ما از بازنشستگان و تمامی کسانی که در تجمعات و در کوی و برزن، صدای «نه به اعدام» را به گوش همگان میرسانند نیز صمیمانه سپاسگزاریم. فراخوان «نه به اعدام» معلمان نیز باید مورد حمایت کارگران و سایر نیروهای اجتماعی قرار گیرد. ما از معلمانی که در بازنمایی و ادامه این مسیر، پیشرو و پیشگام بودهاند، قدردانی میکنیم. در هر کلاس درس باید به کودکان یاد داد که اصالت همواره با حق حیات و زندگی است، نه مرگ و اعدام.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در روز سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ و در هفته صدوسیوپنجم، در ۶۱ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران و زندان نور.
هفته صدو سی و پنجم
سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13👌2💔1