آموزشکده توانا
48.3K subscribers
42.5K photos
41.8K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
مریم یحیوی: حمزه سواری، پس از ۲۱ سال زندان، هنوز زندگی را دوست دارد

مریم یحیوی، زندانی سیاسی سابق، به مناسبت تولد حمزه سواری، زندانی سیاسی عرب اهوازی، از ۲۱ سال حبس، اعدام دو برادر و مرگ پدر و مادر او در سال‌های زندان نوشته است؛ رنج‌هایی که به گفته او نتوانسته‌اند امید و عشق به زندگی را از حمزه بگیرند: «حق انتخاب را از او گرفتند؛ اما نتوانستند رؤیاهایش را بکشند.»

متن این یادداشت به شرح زیر است:

«🕊✌️. برای حمزه سواری، که هنوز زندگی را دوست دارد نمی‌دانم برای آدمی که بیست‌ویک سال از زندگی‌اش را پشت دیوارهای زندان گذرانده، باید تولد را تبریک گفت یا نه؛ و اگر باید گفت، چطور باید گفت.؟ برای حمزه‌ای که وقتی فقط نوزده سال داشت، به همراه دو برادرش بازداشت شد و دو سال بعد، شاهد اعدام هر دو برادرش بود. برای حمزه‌ای که پدر و مادرش را هم در این سال‌های زندان از دست داد و حتی اجازه ندادند بعد از بیست سال، آخرین وداعش را در خاکسپاری با آنها داشته باشد. برای او که از کوت‌عبدالله آمده؛ از جایی در اهواز، از میان فقر و محرومیت؛ از جایی که خیلی‌ها پیش از آنکه آدم‌ها را ببینند، فقرشان را می‌بینند و هویتشان را نادیده می‌گیرند. شاید خیلی‌ها فکر کنند چنین سال‌هایی باید آدم را از پا بیندازد. اما هنوز وقتی حالش را می‌پرسی، با همان صدای گرم و دلنشین و ته‌لهجه عربی‌اش می‌گوید: «خوبم، شکر خدا... خوبِ تپل‌مپل :)» و من فکر می‌کنم همین جمله، خودش زندگی است. چه مقاومتی پشت این زندگی خوابیده که بیست‌ویک سال زندان، اعدام دو برادر و مرگ پدر و مادر هم نتوانسته این امید به زندگی را از او بگیرد. برای او که هنوز زندگی را دوست دارد. و من گاهی با خودم فکر می‌کنم این مقاومت چه زیباست؛ اینکه مقاومت فقط فریاد و مشت گره‌کرده نیست. مقاومت یعنی هنوز بتوانی برای یک گربه بی‌پناه غذا تهیه کنی؛ اگر گربه‌ای مریض شد، به فکر درمانش باشی و دنبال کسی بگردی که بیرون از زندان از او مراقبت کند. مقاومت یعنی هنوز بتوانی یک تکه چوب را برداری و از دلش یک تابلوی زیبا بیرون بکشی. هنوز کتاب بخوانی، والیبال بازی کنی، غذا درست کنی، با هم‌بندی‌ها بحث و گفت‌وگو کنی و گاهی تلاش کنی آدم‌های خسته و زخمی اطرافت را بخندانی. حمزه، با همه چیزهایی که از او گرفته‌اند، هنوز زندگی را دوست دارد. و شاید همین، بزرگ‌ترین چیزی باشد که نتوانسته‌اند از او بگیرند. حق انتخاب را از او گرفتند؛ اما نتوانستند رؤیاهایش را بکشند. او هنوز دوست دارد روزی معلم شود. هنوز دلش می‌خواهد ازدواج کند. هنوز رؤیای داشتن یک دختر کوچک را دارد. و من چقدر دلم می‌خواهد یک روز، به جای اینکه صدایش را از پشت دیوارهای زندان بشنوم، او را در میان زندگی ببینیم؛ در کنار آدم‌هایی که دوستشان دارد، در میان خیابان‌ها، در خانه‌ای که خودش انتخاب کرده و در روزهایی که دیگر شمارششان با سال‌های زندان نیست.

 حمزه سال‌هاست بهای چیزی را می‌دهد که هیچ انسانی نباید برایش مجازات شود: برای عقیده‌اش، برای هویتش و برای اینکه از جایی آمده که محرومیت و تبعیض سهم بزرگی از زندگی مردمش بوده است.و دردناک‌تر اینکه گاهی ظلم فقط از سوی حکومت نیست؛ نادیده گرفتن هویت و ریشه‌های مردمی مثل حمزه، از سوی بخشی از جامعه هم زخمی است که نباید ساده از کنار آن گذشت.امروز اما نمی‌خواهم تولدش را با شمارش همه چیزهایی که از او گرفته‌اند تمام کنم.می‌خواهم از چیزهایی بگویم که هنوز دارد؛ از آنچه هم‌بندیانش راوی ناگفته‌های بیست‌ویک ساله آن هستند.از قلب مهربانش و خنده‌هایش؛از دست‌هایی که هنوز می‌سازند و ذهنی که هنوز می‌خواند و فکر می‌کند؛از گربه‌هایی که شاید اگر زبان داشتند، می‌گفتند چقدر دوستش دارند؛از رؤیاهایی که بعد از بیست‌ویک سال هنوز نمرده‌اند؛و از امیدی که هنوز در وجودش زنده است.حمزه، با تمام زخم‌هایش، هنوز آدم‌ها را دوست دارد.رفیق عزیزم،امروز تولد توست.ما نمی‌توانیم همه سال‌هایی را که از تو گرفته‌اند پس بگیریم.نمی‌توانیم جای خالی برادرانت را پر کنیم و پدر و مادرت را دوباره به تو برگردانیم.نمی‌توانیم رفقایی را که سال‌ها در کنارشان زندگی کردی و به چوبه‌های دار سپرده شدند، دوباره به زندگی برگردانیم.اما می‌توانیم یادت بیاوریم که فراموش نشده‌ای.که بیرون از آن دیوارها، آدم‌هایی هستند که تو را می‌شناسند؛نه با شماره پرونده‌ات،نه با حکم حبست،نه با عنوان «زندانی»؛بلکه با نام خودت:حمزه.همان پسر کوت‌عبدالله،همان رفیق ناب روزهای سخت.برای آزادی‌ات؛برای سال‌هایی که در زندان‌های کارون، رجایی‌شهر و قزل‌حصار سپری کردی؛برای رؤیاها و رنج‌هایت؛و برای تمام سال‌هایی که باید بیرون از زندان زندگی کنی...تولدت مبارک، رفیق من.»

#حمزه_سواری

@Tavaana_TavaanaTech
20💔10🕊9
Forwarded from گفت‌وشنود
سانسور درونی‌شده
وقتی خودمان، پیش از هر نهاد بیرونی، فکر خود را محدود می‌کنیم

میشل فوکو در «مراقبت و تنبیه» (۱۹۷۵) از استعاره «پانوپتیکون» (طرح معماری زندان سراسربین طرحی از جرمی بنتام) بهره گرفت، زندانی حلقوی که در آن هیچ زندانی نمی‌داند در هر لحظه زیر نظر است یا نه، اما همین احتمال دیده‌شدن کافی است تا رفتارش را خودش تنظیم کند.

فوکو این سازوکار را فراتر از معماری زندان بسط داد: در جامعه‌ای که نظارت بالقوه و پراکنده است، افراد به‌تدریج ناظر درونی خودشان می‌شوند و نیازی به سرکوب مستقیم باقی نمی‌ماند.

الیزابت نوئل-نویمان، پژوهشگر آلمانی ارتباطات، در نظریه‌ «مارپیچ سکوت» (۱۹۷۴) داده‌های تجربی متفاوتی ارائه داد: افراد پیش از بیان یک عقیده، ناخودآگاه فضای اطراف را می‌سنجند و اگر احساس کنند دیدگاهشان در اقلیت است یا با هنجار غالب همخوانی ندارد، ترجیح می‌دهند سکوت کنند.

این سکوت‌های تکرارشونده، خودشان به بخشی از فضای غالب بدل می‌شوند و اقلیت واقعی را حتی خاموش‌تر می‌کنند، چرخه‌ای که نویمان آن را مستقل از سرکوب مستقیم دولتی می‌دانست.

تیمور کوران، اقتصاددان و نظریه‌پرداز آمریکایی ترک‌تبار، مفهوم «کژنمایی ترجیحات» (Preference Falsification) را در کتاب «دروغ‌های خصوصی، حقایق همگانی» (۱۹۹۵) صورت‌بندی کرد: انسان‌ها در نظام‌های پرهزینه برای مخالفت، عقیده‌ واقعی خود را پنهان و نسخه‌ای پذیرفته‌شده از آن را ابراز می‌کنند.

کوران نشان داد این وضعیت می‌تواند سال‌ها پایدار بماند، تا لحظه‌ای که یک رویداد کوچک، آستانه‌ سکوت جمعی را می‌شکند و تغییری ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینی رقم می‌زند، پدیده‌ای که او آن را در تحلیل فروپاشی نظام‌های سیاسی به‌کار برد.

آنچه این سه چارچوب فکری به ما نشان می‌دهند، آن است که سانسور همیشه از بیرون تحمیل نمی‌شود، بلکه گاهی خروجی محاسبه‌ای است که هر فرد، آگاهانه یا ناخودآگاه، درباره هزینه‌ «گفتن» انجام می‌دهد.

#سانسور #آزاداندیشی #آزادی_عقیده #آزادی_بیان #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌8
دهمین روز اعتصاب داروی یاشار تبریزی؛ مسئولان زندان داروهای تجویزشده را تحویل نمی‌دهند

همسر یاشار تبریزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی تبریز، از ادامه اعتصاب داروی او برای دهمین روز خبر داده و نوشته است که با وجود معاینه او توسط پزشک قلب و تجویز مجدد دارو، مسئولان زندان از تحویل داروهایش خودداری می‌کنند. او هشدار داده است که در صورت بروز هرگونه اتفاق برای همسرش، مسئولیت آن بر عهده مسئولان زندان خواهد بود.

همسر یاشار تبریزی با انتشار مطلبی درباره آخرین وضعیت این زندانی سیاسی اعلام کرد که اعتصاب داروی او وارد دهمین روز شده و تاکنون به خواسته‌هایش رسیدگی نشده است.

به نوشته او، چند روز پیش پزشک قلب یاشار تبریزی را در زندان معاینه و بار دیگر برای او دارو تجویز کرده است، اما با وجود نسخه پزشک، داروهای تجویزشده همچنان در اختیار این زندانی قرار نمی‌گیرد.

همسر یاشار تبریزی نوشته است: «هر اتفاقی برای همسرم بیفتد، مقصرش مسئولان زندان هستند.»

بر اساس این نوشته، یاشار تبریزی در اعتراض به «عدم رسیدگی منظم و ناقص دارویی»، آنچه «شکنجه و شرایط بحرانی زندان» خوانده شده و همچنین رعایت نشدن اصل تفکیک جرائم دست به اعتصاب دارو زده است.

او همچنین به انتقال بیش از ۵۰ زندانی معترض به سالن‌های محل نگهداری زندانیان جرائم عمومی اعتراض دارد.


#یلشار_تبریزی

@Tavaana_TavaanaTech
💔212🕊2
روایت تلخ خواهر عسل منصوری

مونا، خواهر جاویدنام عسل منصوری با انتشار توئیتی در حساب خود در شبکه ایکس نوشت:
«اخیرا یه خبر دراومد که تخمک‌های فریز‌شده در مرکز باروری گاندی، در جریان جنگ از بین رفتن....
بلافاصله همه‌ی خانواده ما یاد عسل افتادن.
آخه عسل فقط بیست سالش بود که رفت تخمک‌هاش رو فریز کرد؛
می‌گفت می‌خوام کار از محکم‌کاری عیب نکنه.
بعد هم به شوخی، بعضی وقتا به جونِ بچه‌های توی فریزرش قسم می‌خورد.
ما حتی با نوه‌های به دنیا نیامده‌مان خوش بودیم؛
باورمون این بود که اگه قرار باشه نسل ما ادامه پیدا کنه، حتماً از طریق عسل این اتفاق میفته...
چه بی‌رحمانه ست که نه فقط خودِ عسل رفت
یک عالمه «شاید» هم باهاش رفت.
شاید یک روز مادر می‌شد.
شاید بچه‌ای داشت با چشم‌های سبز.
شاید اسم دختر عسل « نبات» میشد.
حیف، عسل...
و صد حیف
برای تمامِ زندگی‌هایی که می‌تونستی زندگی کنی و نکردی...»


🔸عسل منصوری، متولد ۲۷ مرداد ۱۳۷۴، روان‌شناس تربیتی، روان‌شناس کودک و فعال حوزه مادر و کودک بود. بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای‌اش را در کنار کودکان و مادران گذراند و آن‌قدر با بچه‌ها صمیمی و مهربان بود که بسیاری از آنها دیگر فقط به چشم یک مربی یا روان‌شناس نگاهش نمی‌کردند؛ برایشان «مامان عسل» بود.

🔸عسل روز ۱۹ دی‌ماه، در جریان اعتراضات در خیابان هروی تهران، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت؛ قلبی که برای کودکان و آینده ایران می‌تپید، با شلیک گلوله از حرکت ایستاد.

#عسل_منصوری

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔35🕊1
«نون بیار کباب ببر» باعث توقیف برنامه درجام شد!

برنامه «درجام» که به‌صورت اختصاصی از نماوا پخش می‌شد، با دستور مقام قضایی توقیف شد؛ چون ظاهرا در کشوری که با انبوهی از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، یکی از فوری‌ترین نگرانی‌های دستگاه قضایی، بازی «نون بیار کباب ببر» در یک برنامه سرگرمی است!

🔸سجاد شاه‌حاتمی، کارگردان این برنامه، در صفحه شخصی خود نوشت: «بنا به دستور مقام محترم قضایی برنامه درجام توقیف شده است. تا اطلاع‌رسانی بعدی قسمت آخر این برنامه پخش نخواهد شد.»

اما ماجرا از کجا آب می‌خورد؟ از یک بازی ساده به اسم «نون بیار کباب ببر»! یک بازی تلویزیونی میان مجری برنامه مهیار حسن و السا فیروزآذر، که مهمان این قسمت بود، که ظاهرا آن‌قدر خطرناک بود که کل برنامه را به کام توقیف فرو برد!

🔸همچنین خبرگزاری فارس(وابسته به سپاه پاسداران) نیز یادآوری کرده که «درجام» پیش از این هم حاشیه‌هایی داشته؛ از جمله قسمت مربوط به حضور قدرت‌الله ایزدی، مشهور به «رشید»!
به نظر می‌رسد در جمهوری اسلامی، حتی یک برنامه سرگرمی هم باید با دقت از میدان مین خطوط قرمز عبور کند؛ خطوطی که نه تعریف روشنی دارند و نه کسی می‌داند چه زمانی و با کدام حرکت ساده‌ای فعال می‌شوند.
انگار در این سرزمین، اولویت‌های امنیتی آن‌قدر عجیب چیده شده‌اند که یک مسابقه سرگرم‌کننده بین مجری و مهمانش، خطرناک‌تر از هزاران معضل واقعی جامعه تشخیص داده می‌شود!

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔84🕊2👍1
رئیس پلیس امنیت اقتصادی:
بازداشت ۱۶۳ نفر و توقیف نزدیک به هزار دستگاه استارلینک در چهار ماه نخست سال

جمهوری اسلامی پس از قطع، فیلتر و مختل‌کردن اینترنت، حالا دسترسی مردم به اینترنت آزاد را هم به پرونده امنیتی و بازداشت گره زده است.

🔸حسین رحیمی، رئیس پلیس امنیت اقتصادی، با افتخار از کشف ۹۹۷ دستگاه استارلینک و بازداشت ۱۶۳ نفر در چهار ماه نخست سال خبر داده؛ گویی بزرگ‌ترین تهدید علیه کشور نه فساد سازمان‌یافته، قاچاق حکومتی و غارت منابع عمومی، بلکه چند دستگاه برای اتصال به اینترنت آزاد است.

🔸او مدعی شد بخش عمده این تجهیزات از مرزهای غربی و شمال‌غربی، از مسیر جمهوری آذربایجان و اقلیم کردستان و همچنین از راه‌های دریایی جنوب و کشورهای قطر، امارات متحده عربی و عمان وارد ایران شده‌اند.

حکومتی که نتوانسته اینترنتی پایدار، آزاد و بدون سانسور فراهم کند، حالا کسانی را بازداشت می‌کند که برای فرار از تاریک‌خانه اطلاعاتی‌اش به اینترنت ماهواره‌ای پناه برده‌اند.

◾️در این مطالب آموزشی توصیه‌ها و نکات مهم در هنگام خرید و استفاده از تجهیزات استارلینک را آموزش داده‌ایم:

🔗هشدار امنیتی هنگام خرید تجهیزات اینترنت استارلینک در ایران

🔗چرا برخی کاربران استارلینک در ایران بازداشت شدند؟


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔15🕊21
Forwarded from گفت‌وشنود
تداوم فشار امنیتی بر شهروندان بهایی
اجرای حکم زندان ایمان رشیدی

ایمان رشیدی، شهروند بهایی ساکن یزد، روز یکشنبه ۱ شهریورماه ۱۴۰۵ پس از حضور در شعبه اول اجرای احکام دادگاه انقلاب این شهر، بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت خود به زندان مرکزی یزد منتقل شد.

▪️جزئیات پرونده، اتهامات و سوابق
آقای رشیدی پیش‌تر توسط دادگاه انقلاب یزد از بابت اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» به سه سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری (با احتساب ایام بازداشت قبلی)، ۱۵ سال محرومیت اجتماعی درجه پنج و پرداخت ۳۷۱ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده بود.
این شهروند بهایی در مهرماه ۱۴۰۲ توسط اداره اطلاعات یزد بازداشت و پس از انتقال به زندان، در اسفندماه همان سال با تودیع وثیقه آزاد شده بود. مراحل بازپرسی و دادگاه وی در بهمن و اسفند ۱۴۰۲ بدون دسترسی به وکیل برگزار شد. وی همچنین دارای سابقه محکومیت پیشین بوده و در بهمن‌ماه ۱۳۹۶ نیز پس از اتمام دوران حبس از زندان آزاد شده بود.

▪️سرکوب سیستماتیک و نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی
بازداشت و انتقال ایمان رشیدی به زندان، نمونه‌ای دیگر از تشدید فشارهای امنیتی و قضایی علیه شهروندان بهایی است. دستگاه قضایی با استفاده از احکام سنگین حبس، محرومیت‌های طولانی‌مدت اجتماعی و برپایی دادگاه‌های بدون دسترسی به وکیل، تلاش می‌کند تا با اعمال ارعاب، زندگی مدنی جامعه بهایی را هدف قرار داده و هزینه‌های سنگینی را بر آنان تحمیل کند، سیاستی که نشان‌دهنده استمرار نقض آشکار آزادی عقیده در ایران است.

#ایمان_رشیدی
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔10🕊31
در حالی که عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی، از خوش‌بینی خود نسبت به آینده اقتصاد و حل بسیاری از مشکلات سخن می‌گوید، بازار ارز شاهد ثبت رکوردی تاریخی است و فشار اقتصادی بر زندگی مردم افزایش یافته است.

نرخ فروش دلار آمریکا امروز صبح دوشنبه به ۲۰۲ هزار و ۹۰۰ تومان رسید و بالاترین نرخ ثبت‌شده در تاریخ معاملات ایران را به ثبت رساند. دلار تنها در چند ساعت نسبت به پایان معاملات روز یکشنبه حدود دو هزار تومان افزایش داشته در حالی که یک سال پیش در همین روزها حدود ۹۵ هزار تومان معامله می‌شد.
با وجود این وضعیت، همتی روز دوشنبه در نشست با اعضای مجمع کارآفرینان ایران گفت «مشکلی برای تأمین ارز نداریم» و تأکید کرد که نسبت به آینده اقتصاد خوش‌بین است!

سقوط ارزش پول ملی مستقیما قدرت خرید مردم را کاهش داده و هزینه مسکن، مواد غذایی، دارو و دیگر نیازهای روزمره را افزایش داده است. کاهش توان خرید خانوارها و کوچک‌ترشدن سفره مردم، از پیامدهای مستقیم این وضعیت نابسامان اقتصادی است.

@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔1
روز پزشک؛ یاد پزشکانی که بر سر حقیقت ایستادند

در روز بزرگداشت ابوعلی سینا و روز پزشک، یاد پزشکانی را زنده نگه می‌داریم که در پی انجام وظیفه حرفه‌ای و انسانی خود و ایستادگی در برابر پنهان‌کاری درباره جنایت‌های جمهوری اسلامی، جان خود را از دست دادند.

رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک، در آبان‌ماه ۱۳۸۸، پس از آنکه درباره وضعیت و مرگ معترضان بازداشت‌شده در کهریزک اطلاعاتی داشت و حاضر به سکوت در برابر آنچه رخ داده بود نشد، جان باخت. مقام‌های جمهوری اسلامی مرگ او را خودکشی اعلام کردند؛ روایتی که از همان ابتدا با ابهام‌ها و پرسش‌های جدی مواجه بود.
یاد آیدا، مهسا، و پزشکان و دانشجویان پزشکی را گرامی می‌داریم یاد آنانی که در برابر فشار و پنهان‌کاری ایستادند و بهای سنگینی برای وفاداری به حقیقت و مسئولیت انسانی خود پرداختند.

رامین پوراندرجانی؛ قربانی کهریزک
جان بر سر قسم

https://tavaana.org/ramin_pourandarjani/

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔358
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، مادر جاویدنام نازنین‌زهرا صالحی را بر سر مزار دخترش در کرمانشاه نشان می‌دهد؛ مادری که با خواندن ترانه «سوغاتی» هایده، یاد دختر نوجوانش را زنده می‌کند.

نازنین‌زهرا صالحی، نوجوان ۱۳ ساله، دانش‌آموز و ورزشکار رشته ووشو، شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در شهرک بسیج کرمانشاه، بر اثر شلیک گلوله ماموران جان باخت.

نازنین‌زهرا متولد ۲۹ تیرماه ۱۳۹۱ بود و تنها چند روز پس از جان‌باختنش، در ۲۱ دی‌ماه در آرامستان باغ فردوس کرمانشاه به خاک سپرده شد.

برای خانواده‌ای که فرزندش را از دست داده، هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند جای خالی او را پر کند. اما جامعه می‌تواند نگذارد نام و سرگذشت این کودکان و جوانان به فراموشی سپرده شود.

کنار خانواده‌های دادخواه بایستیم؛ صدایشان را بشنویم، نام عزیزانشان را زنده نگه داریم و از حق آنها برای دانستن حقیقت و دادخواهی حمایت کنیم. همراهی جامعه با خانواده‌های دادخواه، بخشی از ایستادگی در برابر فراموشی و پنهان‌کردن حقیقت است.

@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊31😍1
Forwarded from گفت‌وشنود
تکثرگرایی معرفتی
چرا هیچ نظام فکری واحد نمی‌تواند پاسخ همه‌ پرسش‌های بشر را بدهد؟

کورت گودل، منطق‌دان اتریشی، در سال ۱۹۳۱ دو قضیه‌ «ناتمامیت» را اثبات کرد: در هر نظام صوری سازگار که برای بیان حساب پایه کافی باشد، همواره گزاره‌هایی وجود دارند که در چارچوب خود آن نظام نه قابل اثبات‌اند و نه قابل ابطال این یافته که در ریاضیات محض متولد شد، بعدها به‌کرات در فلسفه‌ علم به‌عنوان استعاره‌ای برای محدودیت ذاتی هر نظام بسته‌ فکری به‌کار رفت، هیچ چارچوبی نمی‌تواند هم‌زمان کامل و خودبسنده باشد.

آیزایا برلین، فیلسوف سیاسی بریتانیایی، در مقاله‌ «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) و آثار بعدی‌اش مفهوم «کثرت‌گرایی ارزشی» را مطرح کرد. از نظر او، ارزش‌های انسانی مثل آزادی و برابری، یا عدالت و رحمت، لزوما در یک سلسله‌مراتب واحد قابل چیدمان نیستند و گاهی با یکدیگر در تنش قرار می‌گیرند.

برلین این را نه نقص، بلکه واقعیتی بنیادین در وضع بشر می‌دانست، نظامی که مدعی حل نهایی همه‌ این تنش‌ها باشد، از نظر او به‌ناچار بخشی از پیچیدگی واقعیت را نادیده می‌گیرد.

کارل پوپر در «منطق اکتشاف علمی» (۱۹۳۴) اصل «ابطال‌پذیری» را معیار علم دانست: هر نظریه‌ علمی معتبر، باید در اصل امکان رد شدن از طریق شواهد تازه را داشته باشد. از این زاویه، نظامی که خود را از هر نقد و آزمون مصون می‌داند، دیگر در قلمرو دانش تجربی نمی‌گنجد، بلکه به ساختاری جزمی نزدیک‌تر است.

توماس کوهن نیز در «ساختار انقلاب‌های علمی» (۱۹۶۲) نشان داد حتی علم، که غالبا یکپارچه‌ترین نظام معرفتی بشر تصور می‌شود، در طول تاریخ از رهگذر رقابت میان «پارادایم‌ها»ی متفاوت پیش رفته، نه از مسیر یک چارچوب ثابت و همیشگی.

این چهار خط فکری، از ریاضیات تا فلسفه‌ سیاسی و فلسفه‌ علم، از زوایای مستقل به یک نقطه می‌رسند: تنوع نظام‌های تبیین، نه انحراف از مسیر شناخت، که بازتاب طبیعی گستردگی و پیچیدگی پرسش‌هایی است که ذهن بشر با آن‌ها روبه‌رو بوده است.


#تکثر_گرایی #فلسفه #اخلاق #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
5👌1
نقدی بر اظهار امیدواری رییس کل بانک مرکزی در مورد آینده اقتصاد ایران
خوش‌خیالی روی آوارهای گرانی و معیشت

رئیس‌کل بانک مرکزی می‌گوید به آینده اقتصاد ایران امیدوار است. اما امید، وقتی با واقعیت زندگی روزمره مردم همخوانی نداشته باشد، دیگر امیدواری نیست، توهم و بی‌اعتنایی به رنج جامعه است.

عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، سکه در آستانهٔ ۲۲۵ میلیون، طلا بالای ۲۲ میلیون در هر گرم ، این‌ها فقط ارقام بازار نیستند، دماسنج فروپاشی قدرت خرید خانوارند.

وقتی شاخص فلاکت به ۹۶ می‌رسد و تورم خوراکی‌ها ۱۲۸ درصد است، یعنی سفره اکثریت مردم دیگر «نگران‌کننده» نیست، بلکه در حال جمع‌شدن است.

کاهش مصرف لبنیات و پروتئین به کف چند دهه، خودش گزارشی پزشکی از وضعیت تغذیه یک ملت است، نه فقط یک آمار اقتصادی.

حالا این ارقام را کنار حداقل دستمزد ۱۶ میلیونی بگذارید، دستمزدی که حتی با مزایا برای خانوار دو‌فرزندی به ۲۵ میلیون می‌رسد، در برابر سبد معیشت ۹۰ میلیونی یک خانوار کوچک.

فاصله میان دستمزد و هزینه بقا دیگر شکاف نیست، پرتگاه است.

بازنشستگان با حقوق‌های ثابت و کارگرانی که هرساله دستمزدشان عقب‌تر از تورم واقعی تعیین می‌شود، اولین قربانیان این معادله‌اند.

صادرات نفت صفر شده، تجارت خارجی در رکود است، و موج تازه‌ای از تحریم‌ها بر این وضعیت افزوده می‌شود.

در چنین بستری، سخن از «امیدواری» بدون تشریح سازوکار مشخص و برنامه عملی خروج از بحران، بیشتربازی با افکار عمومی است تا تحلیل اقتصادی.

مسئولیت سیاست‌گذار پولی، واقع‌بینی بدون رتوش است، نه تکرار جملات کلی درباره آینده. مردمی که دستمزدشان را با سبد معیشت مقایسه می‌کنند، به وعده نیاز ندارند، به برنامه مشخص، شفاف و قابل‌سنجش نیاز دارند.

بر این اساس فاصله میان گفتمان رسمی و زندگی واقعی کارگر و بازنشسته، خود بزرگ‌ترین نقد بر این «امیدواری» است.

#تورم #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔12