صدور حکم اعدام برای حسین نظری، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه
حسین نظری، شهروند ۲۵ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد، به اعدام محکوم شده است.
به گزارش «هرانا» این حکم از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد صادر شده و در تیرماه سال جاری به حسین نظری ابلاغ شده است. او با اتهامهایی از جمله «ارتباط با دول و گروههای متخاصم» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» مواجه شده است.
حسین نظری، متولد ۱۳۸۰، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و پس از طی مراحل بازجویی و رسیدگی قضایی، به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد. او همچنان در این زندان نگهداری میشود.
جزئیات بیشتری درباره روند دادرسی و نحوه رسیدگی به پرونده او منتشر نشده است.
صدور حکم اعدام برای یکی دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، در حالی صورت میگیرد که درباره روند رسیدگی به پروندههای معترضان و رعایت تضمینهای دادرسی عادلانه نگرانیهای جدی مطرح شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
حسین نظری، شهروند ۲۵ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد، به اعدام محکوم شده است.
به گزارش «هرانا» این حکم از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد صادر شده و در تیرماه سال جاری به حسین نظری ابلاغ شده است. او با اتهامهایی از جمله «ارتباط با دول و گروههای متخاصم» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» مواجه شده است.
حسین نظری، متولد ۱۳۸۰، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و پس از طی مراحل بازجویی و رسیدگی قضایی، به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد. او همچنان در این زندان نگهداری میشود.
جزئیات بیشتری درباره روند دادرسی و نحوه رسیدگی به پرونده او منتشر نشده است.
صدور حکم اعدام برای یکی دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، در حالی صورت میگیرد که درباره روند رسیدگی به پروندههای معترضان و رعایت تضمینهای دادرسی عادلانه نگرانیهای جدی مطرح شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9💔1
سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در بیانیهای درباره احتمال گسترش نارضایتیهای عمومی و شکلگیری دور تازهای از اعتراضات در ایران هشدار داد.
اطلاعات سپاه در بیانیهای که عصر پنجشنبه پنجم شهریور منتشر شد، مدعی شد آمریکا و اسرائیل پس از «ناکامی در تلاش برای تغییر حکومت ایران از طریق حملات نظامی»، در حال دنبالکردن برنامهای برای «اعمال فشار از درون» هستند و «مخالفان جمهوری اسلامی در حال تغییر راهبرد خود هستند».
اطلاعات سپاه همچنین «بزرگنمایی و سوءاستفاده از برخی ضعفها، کمبودها و محدودیتهای داخلی برای اداره کشور» و «تحریک مردم برای تسری نارضایتیها به خیابان» را از دیگر محورهای مورد ادعای خود عنوان کرد.
این موضعگیری در شرایطی منتشر شده که افزایش قیمت دلار، کمبود بنزین و تشدید فشارهای اقتصادی، بر مشکلات معیشتی مردم افزوده است.
حمایت جهانی از مردم معترض ایران نباید تنها پس از وقوع خشونت و کشتار آغاز شود؛ جامعه جهانی باید پیش از شکلگیری موج تازه سرکوب، نسبت به تهدیدهای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی واکنش نشان دهد و حق مردم ایران برای اعتراض مسالمتآمیز را به رسمیت بشناسد.
@Tavaana_TavaanaTech
اطلاعات سپاه در بیانیهای که عصر پنجشنبه پنجم شهریور منتشر شد، مدعی شد آمریکا و اسرائیل پس از «ناکامی در تلاش برای تغییر حکومت ایران از طریق حملات نظامی»، در حال دنبالکردن برنامهای برای «اعمال فشار از درون» هستند و «مخالفان جمهوری اسلامی در حال تغییر راهبرد خود هستند».
اطلاعات سپاه همچنین «بزرگنمایی و سوءاستفاده از برخی ضعفها، کمبودها و محدودیتهای داخلی برای اداره کشور» و «تحریک مردم برای تسری نارضایتیها به خیابان» را از دیگر محورهای مورد ادعای خود عنوان کرد.
این موضعگیری در شرایطی منتشر شده که افزایش قیمت دلار، کمبود بنزین و تشدید فشارهای اقتصادی، بر مشکلات معیشتی مردم افزوده است.
حمایت جهانی از مردم معترض ایران نباید تنها پس از وقوع خشونت و کشتار آغاز شود؛ جامعه جهانی باید پیش از شکلگیری موج تازه سرکوب، نسبت به تهدیدهای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی واکنش نشان دهد و حق مردم ایران برای اعتراض مسالمتآمیز را به رسمیت بشناسد.
@Tavaana_TavaanaTech
👍9❤2💯2
صدور حکم ۳۰ ماه حبس برای دو بازداشتشده اعتراضات دیماه در سمنان
مهدی باغانی و احسان محمدی، دو شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، هر یک توسط شعبه اول دادگاه انقلاب سمنان به ۳۰ ماه حبس محکوم شدند. بخش دیگری از پرونده این دو شهروند همچنان در دادگاه کیفری سمنان در حال رسیدگی است و تاکنون حکمی در این بخش صادر نشده است.
به گزارش «هرانا» مهدی باغانی، شهروند اهل سبزوار، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ و احسان محمدی، شهروند اهل شاهرود، بامداد ۱۹ دیماه توسط نیروهای اطلاعات سپاه در سمنان بازداشت شدند. هر دو پس از مدتی با تودیع وثیقه آزاد شدند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، به باغانی و محمدی گفته شده است که در صورت اعتراض به حکم صادرشده، ممکن است میزان مجازات حبس آنان تا یکسوم افزایش یابد.
در چنین شرایطی، اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت بازداشتشدگان و محکومان اهمیت ویژهای دارد. سکوت و بیخبری، امکان اعمال فشار بیشتر بر زندانیان و خانوادههای آنان را افزایش میدهد.
@Tavaana_TavaanaTech
مهدی باغانی و احسان محمدی، دو شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، هر یک توسط شعبه اول دادگاه انقلاب سمنان به ۳۰ ماه حبس محکوم شدند. بخش دیگری از پرونده این دو شهروند همچنان در دادگاه کیفری سمنان در حال رسیدگی است و تاکنون حکمی در این بخش صادر نشده است.
به گزارش «هرانا» مهدی باغانی، شهروند اهل سبزوار، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ و احسان محمدی، شهروند اهل شاهرود، بامداد ۱۹ دیماه توسط نیروهای اطلاعات سپاه در سمنان بازداشت شدند. هر دو پس از مدتی با تودیع وثیقه آزاد شدند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، به باغانی و محمدی گفته شده است که در صورت اعتراض به حکم صادرشده، ممکن است میزان مجازات حبس آنان تا یکسوم افزایش یابد.
در چنین شرایطی، اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت بازداشتشدگان و محکومان اهمیت ویژهای دارد. سکوت و بیخبری، امکان اعمال فشار بیشتر بر زندانیان و خانوادههای آنان را افزایش میدهد.
@Tavaana_TavaanaTech
❤7💔2🕊1
بر اساس آمار رسمی بانک مرکزی، تورم نقطهبهنقطه در مردادماه ۱۴۰۵ به ۸۴.۴ درصد رسیده است؛ یعنی خانوارها برای خرید سبدی مشابه از کالاها و خدمات، نسبت به مرداد سال گذشته بهطور متوسط ۸۴.۴ درصد بیشتر هزینه کردهاند. این رقم در تیرماه ۸۳.۹ درصد بود و در یک ماه افزایش یافته است.
وضعیت در بخش کالاها نگرانکنندهتر است. تورم نقطهبهنقطه کالا در مردادماه به ۱۲۱.۵ درصد و تورم سالانه کالاها به ۹۲.۲ درصد رسیده است.
این ارقام تنها بخشی از فشار اقتصادی بر مردم را نشان میدهد. میانگینهای آماری لزوما تجربه واقعی خانوارهایی را که بخش بزرگی از درآمدشان صرف خوراک، مسکن، درمان و سایر نیازهای ضروری میشود، منعکس نمیکند و فشار اقتصادی بر خانوارهای کمدرآمد میتواند بسیار سنگینتر باشد.
سیاستهای ناکارآمد اقتصادی جمهوری اسلامی، کسری بودجه، رشد نقدینگی، بیثباتی بازار ارز و تصمیمهای اقتصادی حکومت، در کنار پیامدهای جنگ و آنچه مقامهای جمهوری اسلامی «جنگ اقتصادی» مینامند، هزینه سنگینی بر مردم تحمیل کرده است.
@Tavaana_TavaanaTech
وضعیت در بخش کالاها نگرانکنندهتر است. تورم نقطهبهنقطه کالا در مردادماه به ۱۲۱.۵ درصد و تورم سالانه کالاها به ۹۲.۲ درصد رسیده است.
این ارقام تنها بخشی از فشار اقتصادی بر مردم را نشان میدهد. میانگینهای آماری لزوما تجربه واقعی خانوارهایی را که بخش بزرگی از درآمدشان صرف خوراک، مسکن، درمان و سایر نیازهای ضروری میشود، منعکس نمیکند و فشار اقتصادی بر خانوارهای کمدرآمد میتواند بسیار سنگینتر باشد.
سیاستهای ناکارآمد اقتصادی جمهوری اسلامی، کسری بودجه، رشد نقدینگی، بیثباتی بازار ارز و تصمیمهای اقتصادی حکومت، در کنار پیامدهای جنگ و آنچه مقامهای جمهوری اسلامی «جنگ اقتصادی» مینامند، هزینه سنگینی بر مردم تحمیل کرده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💯6💔2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر دادخواه متین منتظهرظهور این ویدئو را منتشر کرد و نوشت:
«متینم، نزدیک به ۸ ماهه که هر پنچشنبه میایم پیشت، تمام فامیل و دوستان تو این مدت ما رو تنها نزاشتن، همه تو این بحران سخت زندگیمون همراه، همدرد کنارمون بودن از تک تکشون بینهایت سپاسگزاریم برای بودنشون کنارمون.»
متین منتظرظهور، متولد ۱۳۷۲، شامگاه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در شهر شاهرود با شلیک گلوله جان باخت. گلوله به سینه متین اصابت کرده و با تخریب کامل بافت قلب، باعث مرگ او شده بود. پیکر او پس از چهار روز، روز دوشنبه ۲۲ دی تحویل خانواده و به گرگان منتقل شد و به خاک سپرده شد. متین شغل آزاد داشت، متین در حوزه پرورش اندام فعالیت میکرد و قصد مهاجرت به ترکیه را داشت.
برای خانوادههای دادخواه، گذر زمان به معنای پایان داغ و دلتنگی نیست. همراهی با آنها، زنده نگهداشتن نام و یاد جانباختگان و شنیدن صدای دادخواهیشان، مسئولیتی اجتماعی در برابر رنجی است که بر آنها تحمیل شده است.
نباید اجازه دهیم نام و سرگذشت متین و دیگر جانباختگان فراموش شود.
@Tavaana_TavaanaTech
«متینم، نزدیک به ۸ ماهه که هر پنچشنبه میایم پیشت، تمام فامیل و دوستان تو این مدت ما رو تنها نزاشتن، همه تو این بحران سخت زندگیمون همراه، همدرد کنارمون بودن از تک تکشون بینهایت سپاسگزاریم برای بودنشون کنارمون.»
متین منتظرظهور، متولد ۱۳۷۲، شامگاه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در شهر شاهرود با شلیک گلوله جان باخت. گلوله به سینه متین اصابت کرده و با تخریب کامل بافت قلب، باعث مرگ او شده بود. پیکر او پس از چهار روز، روز دوشنبه ۲۲ دی تحویل خانواده و به گرگان منتقل شد و به خاک سپرده شد. متین شغل آزاد داشت، متین در حوزه پرورش اندام فعالیت میکرد و قصد مهاجرت به ترکیه را داشت.
برای خانوادههای دادخواه، گذر زمان به معنای پایان داغ و دلتنگی نیست. همراهی با آنها، زنده نگهداشتن نام و یاد جانباختگان و شنیدن صدای دادخواهیشان، مسئولیتی اجتماعی در برابر رنجی است که بر آنها تحمیل شده است.
نباید اجازه دهیم نام و سرگذشت متین و دیگر جانباختگان فراموش شود.
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز جمعه ششم شهریورماه، دیوار و درِ بسته خاوران گلباران شد؛ به یاد جانباختگان دهه ۶۰ و هزاران زندانی سیاسی که در کشتار جمعی تابستان ۶۷ به قتل رسیدند.
خانوادههای دادخواه بار دیگر در خاوران گرد هم آمدند تا یاد جانباختگان را زنده نگه دارند و بر ادامه راه دادخواهی تأکید کنند.
مرسده قائدی، زندانی سیاسی سابق و از بازماندگان زندانهای دهه ۶۰، در ویدئویی که از این مراسم منتشر کرده، نوشته است:
«دیوار و درِ خاوران گلباران شد؛
به یاد جانباختگان دهه ۶۰
و هزاران زندانی سیاسی که در کشتار جمعی تابستان ۶۷ به قتل رسیدند.
خاوران، سند جنایتی است که نه پاک میشود و نه فراموش.
من شاهد اعدام دهها زن زندانی بودم؛ زنان را شلاق میزدند تا نماز بخوانند.
ما، خانواده بزرگ خاوران، همچنان ایستادهایم؛
برای حقیقت، برای دادخواهی، برای عدالت.»
برای خانوادههای دادخواه، خاوران، نمادی از حقیقتی است که تلاش برای پنهانکردن و فراموشی آن، از اهمیت دادخواهی نمیکاهد.
@Tavaana_TavaanaTech
خانوادههای دادخواه بار دیگر در خاوران گرد هم آمدند تا یاد جانباختگان را زنده نگه دارند و بر ادامه راه دادخواهی تأکید کنند.
مرسده قائدی، زندانی سیاسی سابق و از بازماندگان زندانهای دهه ۶۰، در ویدئویی که از این مراسم منتشر کرده، نوشته است:
«دیوار و درِ خاوران گلباران شد؛
به یاد جانباختگان دهه ۶۰
و هزاران زندانی سیاسی که در کشتار جمعی تابستان ۶۷ به قتل رسیدند.
خاوران، سند جنایتی است که نه پاک میشود و نه فراموش.
من شاهد اعدام دهها زن زندانی بودم؛ زنان را شلاق میزدند تا نماز بخوانند.
ما، خانواده بزرگ خاوران، همچنان ایستادهایم؛
برای حقیقت، برای دادخواهی، برای عدالت.»
برای خانوادههای دادخواه، خاوران، نمادی از حقیقتی است که تلاش برای پنهانکردن و فراموشی آن، از اهمیت دادخواهی نمیکاهد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊3❤2
بازگشت محسن نامجو به ایران پس از حدود دو دهه، از یک منظر اتفاق مثبتی است: او ایرانی است و حق دارد به کشور خود بازگردد و در آن زندگی کند.
اما همین اتفاق یک پرسش مهمتر ایجاد میکند. تقریباً همزمان با بازگشت نامجو، مقامهای جمهوری اسلامی از «تسهیل بازگشت» شماری از چهرههای فرهنگی و فکری خارج از کشور سخن گفتهاند.
چرا بازگشت یک ایرانی به وطن خودش اساساً باید نیازمند «تسهیل» یا موافقت حکومت باشد؟
بازگشت به کشور خود یک امتیاز سیاسی نیست. ماده ۱۲ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نیز تصریح میکند که هیچکس نباید خودسرانه از حق ورود به کشور خود محروم شود. وطن ملک حکومت نیست که بر اساس عقیده، سابقه سیاسی یا میزان وفاداری شهروندان درباره ورود آنها تصمیم بگیرد.
مسئله فقط ممنوعیت رسمی هم نیست. گاهی کافی است یک حق ناامن و نامطمئن شود.
مریم ابراهیموند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، ماههاست برای دریافت گذرنامه ایرانی با مشکل مواجه است و بنا بر روایت خودش، در جریان پیگیریها بهصورت شفاهی به او گفته شده «سلب تابعیت» شده است؛ بدون آنکه حکم یا روند قانونی مشخصی به او ارائه شود.
وقتی شهروند نداند شرکت در یک تجمع، انجام مصاحبه یا انتشار یک نوشته چه اثری بر گذرنامه یا امکان بازگشت امن او خواهد داشت، همین عدم اطمینان میتواند رفتارش را تغییر دهد:
«این را منتشر نکنم؟»
«به این تجمع نروم؟»
«اگر برگردم، بازداشت میشوم؟»
اینجاست که تفاوت حق و امتیاز اهمیت پیدا میکند.
حق قرار است شهروند را در برابر تصمیم خودسرانه قدرت محافظت کند. اگر گذرنامه، تابعیت، بازگشت به وطن، آزادی بیان، اشتغال یا انتخاب پوشش به رضایت حکومت وابسته باشد، آنچه باید «حق» باشد عملاً به امتیازی قابل اعطا و پسگرفتن تبدیل میشود.
همین وارونگی را درباره حجاب نیز میتوان دید. اگر حکومت پس از دههها اجبار در برابر مقاومت زنان عقب مینشیند، نباید گفت «به زنان آزادی داد». آزادی پوشش متعلق به حکومت نبود که آن را ببخشد.
آزمون یک حق ساده است: آیا مخالف حکومت هم از آن برخوردار است؟
وطن پاداش وفاداری سیاسی نیست.
آزادی هدیه حکومت نیست.
و حق، امتیازی نیست که حکومت به شهروند مطیع بدهد.
#محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
بازگشت محسن نامجو به ایران پس از حدود دو دهه، از یک منظر اتفاق مثبتی است: او ایرانی است و حق دارد به کشور خود بازگردد و در آن زندگی کند.
اما همین اتفاق یک پرسش مهمتر ایجاد میکند. تقریباً همزمان با بازگشت نامجو، مقامهای جمهوری اسلامی از «تسهیل بازگشت» شماری از چهرههای فرهنگی و فکری خارج از کشور سخن گفتهاند.
چرا بازگشت یک ایرانی به وطن خودش اساساً باید نیازمند «تسهیل» یا موافقت حکومت باشد؟
بازگشت به کشور خود یک امتیاز سیاسی نیست. ماده ۱۲ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نیز تصریح میکند که هیچکس نباید خودسرانه از حق ورود به کشور خود محروم شود. وطن ملک حکومت نیست که بر اساس عقیده، سابقه سیاسی یا میزان وفاداری شهروندان درباره ورود آنها تصمیم بگیرد.
مسئله فقط ممنوعیت رسمی هم نیست. گاهی کافی است یک حق ناامن و نامطمئن شود.
مریم ابراهیموند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، ماههاست برای دریافت گذرنامه ایرانی با مشکل مواجه است و بنا بر روایت خودش، در جریان پیگیریها بهصورت شفاهی به او گفته شده «سلب تابعیت» شده است؛ بدون آنکه حکم یا روند قانونی مشخصی به او ارائه شود.
وقتی شهروند نداند شرکت در یک تجمع، انجام مصاحبه یا انتشار یک نوشته چه اثری بر گذرنامه یا امکان بازگشت امن او خواهد داشت، همین عدم اطمینان میتواند رفتارش را تغییر دهد:
«این را منتشر نکنم؟»
«به این تجمع نروم؟»
«اگر برگردم، بازداشت میشوم؟»
اینجاست که تفاوت حق و امتیاز اهمیت پیدا میکند.
حق قرار است شهروند را در برابر تصمیم خودسرانه قدرت محافظت کند. اگر گذرنامه، تابعیت، بازگشت به وطن، آزادی بیان، اشتغال یا انتخاب پوشش به رضایت حکومت وابسته باشد، آنچه باید «حق» باشد عملاً به امتیازی قابل اعطا و پسگرفتن تبدیل میشود.
همین وارونگی را درباره حجاب نیز میتوان دید. اگر حکومت پس از دههها اجبار در برابر مقاومت زنان عقب مینشیند، نباید گفت «به زنان آزادی داد». آزادی پوشش متعلق به حکومت نبود که آن را ببخشد.
آزمون یک حق ساده است: آیا مخالف حکومت هم از آن برخوردار است؟
وطن پاداش وفاداری سیاسی نیست.
آزادی هدیه حکومت نیست.
و حق، امتیازی نیست که حکومت به شهروند مطیع بدهد.
#محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
❤6👍5💯1
Forwarded from گفتوشنود
انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
یک عروسی برگزار میشود، اما در آن نه کشیشی هست، نه آخوندی. یکی از دوستان زوج مراسم را اجرا میکند؛ زوج سوگندهایی را که خود نوشتهاند میخوانند. این تصویر از «مراسم انسانگرایانه»، پرسشی ساده اما بنیادین را پیش میکشد: آیا لحظههای مهم زندگی حتما باید مذهبی باشند؟
سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه ثابت میکنند حتی سنتهای ریشهدار اجتماعی مانند ازدواج و تشییع جنازه میتوانند بدون تکیه بر نهاد دینی بازتعریف شوند؛ نه با گسست ناگهانی، بلکه با شکلگیری تدریجی و آرام جایگزینها.
انسانگرایان پادشاهی متحد در بریتانیا و اتحادیه خردگرایان در فرانسه بر خردورزی، کرامت انسانی و مسئولیت اخلاقی تاکید دارند. اهداف آنها شامل جدایی دین از نهادهای دولتی، آموزش فراگیر و دفاع از آزادی باور ، از جمله آزادی بیباوری است. در فرانسه، فدراسیون ملی آزادی اندیشه بر دفاع از لائیسیته و مقابله با نفوذ دین در امور عمومی تمرکز دارد. اهداف میتوانند رسانه و خانواده را نیز در بر بگیرند؛ مثلا بازتعریف ازدواج یا تدفین بدون الزام مذهبی.
رهبری این سازمانها نهادی و حرفهای است، نه کاریزماتیک. چهرههایی مانند اندرو کاپسون بر اعتبار، استدلال مبتنی بر شواهد و مشارکت مدنی پایدار تکیه دارند؛ الگویی که مشروعیت را از دانش تخصصی میگیرد، نه از جذابیت خطابی.
این سازمانها فراتر از نظریه عمل میکنند: مراسم غیردینی برگزار میکنند، از پناهجویان مذهبی حمایت میکنند و مراقبت معنوی در بیمارستانها و زندانها ارائه میدهند. پیوند ایده با خدمات عملی، مشروعیت اجتماعی آنها را ساخته است.
نهادینهشدن، بسیار پیش از بهرسمیتشناختن رسمی آغاز میشود. در تجربه اروپا، جوامع نخست بنیانهای فکری، انجمنهای غیررسمی و مشروعیت فرهنگی را شکل دادهاند و سپس به دیدهشدن عمومی گستردهتر رسیدهاند. برای ایران این یعنی تغییر معنادار صرفا به اصلاحات حقوقی وابسته نیست، بلکه میتواند با حلقههای کوچک اما تابآور اعتماد آغاز شود؛ حلقههایی حول گفتوگو، کمک متقابل یا یادگیری مشترک که در طول زمان میتوانند به واحدهای پایهای یک بافت اجتماعی کثرتگرا تبدیل شوند.
تجربه سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه نشان میدهد شکلهای پایدار همزیستی از دگرگونی ناگهانی پدید نمیآیند، بلکه محصول شکلگیری تدریجی و چندلایه رویههای اجتماعیاند. مسیر رشد آنها با پیشرفتهای آرام، عقبگردهای دورهای و گفتوگوهای مداوم همراه بوده است. برای کنشگران ایرانی، این واقعیت را تقویت میکند که تغییر پایدار بهندرت خطی یا فوری است؛ بلکه نیازمند تعهد به تلاشهای مستمر، بیهیاهو و کمهزینه است که بهتدریج انباشته میشوند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران»
https://dialog.tavaana.org/humanist-organizations/
#انسانگرایی #اومانیسم #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
یک عروسی برگزار میشود، اما در آن نه کشیشی هست، نه آخوندی. یکی از دوستان زوج مراسم را اجرا میکند؛ زوج سوگندهایی را که خود نوشتهاند میخوانند. این تصویر از «مراسم انسانگرایانه»، پرسشی ساده اما بنیادین را پیش میکشد: آیا لحظههای مهم زندگی حتما باید مذهبی باشند؟
سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه ثابت میکنند حتی سنتهای ریشهدار اجتماعی مانند ازدواج و تشییع جنازه میتوانند بدون تکیه بر نهاد دینی بازتعریف شوند؛ نه با گسست ناگهانی، بلکه با شکلگیری تدریجی و آرام جایگزینها.
انسانگرایان پادشاهی متحد در بریتانیا و اتحادیه خردگرایان در فرانسه بر خردورزی، کرامت انسانی و مسئولیت اخلاقی تاکید دارند. اهداف آنها شامل جدایی دین از نهادهای دولتی، آموزش فراگیر و دفاع از آزادی باور ، از جمله آزادی بیباوری است. در فرانسه، فدراسیون ملی آزادی اندیشه بر دفاع از لائیسیته و مقابله با نفوذ دین در امور عمومی تمرکز دارد. اهداف میتوانند رسانه و خانواده را نیز در بر بگیرند؛ مثلا بازتعریف ازدواج یا تدفین بدون الزام مذهبی.
رهبری این سازمانها نهادی و حرفهای است، نه کاریزماتیک. چهرههایی مانند اندرو کاپسون بر اعتبار، استدلال مبتنی بر شواهد و مشارکت مدنی پایدار تکیه دارند؛ الگویی که مشروعیت را از دانش تخصصی میگیرد، نه از جذابیت خطابی.
این سازمانها فراتر از نظریه عمل میکنند: مراسم غیردینی برگزار میکنند، از پناهجویان مذهبی حمایت میکنند و مراقبت معنوی در بیمارستانها و زندانها ارائه میدهند. پیوند ایده با خدمات عملی، مشروعیت اجتماعی آنها را ساخته است.
نهادینهشدن، بسیار پیش از بهرسمیتشناختن رسمی آغاز میشود. در تجربه اروپا، جوامع نخست بنیانهای فکری، انجمنهای غیررسمی و مشروعیت فرهنگی را شکل دادهاند و سپس به دیدهشدن عمومی گستردهتر رسیدهاند. برای ایران این یعنی تغییر معنادار صرفا به اصلاحات حقوقی وابسته نیست، بلکه میتواند با حلقههای کوچک اما تابآور اعتماد آغاز شود؛ حلقههایی حول گفتوگو، کمک متقابل یا یادگیری مشترک که در طول زمان میتوانند به واحدهای پایهای یک بافت اجتماعی کثرتگرا تبدیل شوند.
تجربه سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه نشان میدهد شکلهای پایدار همزیستی از دگرگونی ناگهانی پدید نمیآیند، بلکه محصول شکلگیری تدریجی و چندلایه رویههای اجتماعیاند. مسیر رشد آنها با پیشرفتهای آرام، عقبگردهای دورهای و گفتوگوهای مداوم همراه بوده است. برای کنشگران ایرانی، این واقعیت را تقویت میکند که تغییر پایدار بهندرت خطی یا فوری است؛ بلکه نیازمند تعهد به تلاشهای مستمر، بیهیاهو و کمهزینه است که بهتدریج انباشته میشوند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران»
https://dialog.tavaana.org/humanist-organizations/
#انسانگرایی #اومانیسم #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤1👌1
Forwarded from گفتوشنود
کشوری که هیچ دینی در آن اکثریت ندارد
رازهای نقشه تازه دینهای جهان
تصور کن وارد کشوری بشی که اگر از صد نفر بپرسی «دینت چیه؟»، هیچ جوابی بهتنهایی نصف جمعیت رو پوشش نمیده. چنین جایی وجود داره؛ نه یکی، بلکه هفتتا! و تازهترین گزارش مرکز تحقیقات پیو دقیقا همین دنیای رنگارنگ دینی رو زیر ذرهبین برده.
پیو در گزارش تازهاش با عنوان «تنوع دینی در جهان» (فوریه ۲۰۲۶)، با فرمولی وامگرفته از اکولوژی، همون فرمولی که زیستشناسها برای سنجش تنوع گونهها استفاده میکنن، تنوع دینی ۲۰۱ کشور و منطقهای رو اندازه گرفته که ۹۹.۹۸٪ جمعیت جهان رو تشکیل میدن.
نتیجه؟ سنگاپور عنوان متنوعترین کشور جهان از نظر دین رو از آن خودش کرده، اما در میان کشورهای پرجمعیت بالای ۱۲۰ میلیون نفر، آمریکا رتبه اول تنوع دینی رو داره؛ کشوری که مسیحیان هنوز ۶۴٪ جمعیتش رو تشکیل میدن اما بیدینها با رشدی چشمگیر به حدود ۳۰٪ رسیدهاند.
جالبتر اینجاست که هفت کشور در دنیا هیچ اکثریت دینی مشخصی ندارند: بریتانیا، موریس، کرهجنوبی، استرالیا، فرانسه، ساحل عاج و سنگاپور. در این کشورها نه مسیحیت، نه اسلام و نه هیچ دین دیگری بهتنهایی نصف جمعیت رو در اختیار نداره.
در نقطه مقابل، خاورمیانه و شمال آفریقا کمتنوعترین منطقهی جهانه؛ جاییکه کشورهایی مثل تونس، عراق، ایران، سومالی، افغانستان و یمن بیش از ۹۹٪ جمعیت مسلمان دارند.
با این حال، هنوز ۴۳ کشور جهان بیش از ۹۵٪ جمعیتشون به یک دین خاص تعلق داره؛ عمدتا مسلمان (۲۵ کشور)، مسیحی (۱۷ کشور) یا بودایی (۱ کشور). یعنی دنیا هنوز بیشتر «تکرنگ» است تا رنگینکمان.
#آزادی_دین #تکثر #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رازهای نقشه تازه دینهای جهان
تصور کن وارد کشوری بشی که اگر از صد نفر بپرسی «دینت چیه؟»، هیچ جوابی بهتنهایی نصف جمعیت رو پوشش نمیده. چنین جایی وجود داره؛ نه یکی، بلکه هفتتا! و تازهترین گزارش مرکز تحقیقات پیو دقیقا همین دنیای رنگارنگ دینی رو زیر ذرهبین برده.
پیو در گزارش تازهاش با عنوان «تنوع دینی در جهان» (فوریه ۲۰۲۶)، با فرمولی وامگرفته از اکولوژی، همون فرمولی که زیستشناسها برای سنجش تنوع گونهها استفاده میکنن، تنوع دینی ۲۰۱ کشور و منطقهای رو اندازه گرفته که ۹۹.۹۸٪ جمعیت جهان رو تشکیل میدن.
نتیجه؟ سنگاپور عنوان متنوعترین کشور جهان از نظر دین رو از آن خودش کرده، اما در میان کشورهای پرجمعیت بالای ۱۲۰ میلیون نفر، آمریکا رتبه اول تنوع دینی رو داره؛ کشوری که مسیحیان هنوز ۶۴٪ جمعیتش رو تشکیل میدن اما بیدینها با رشدی چشمگیر به حدود ۳۰٪ رسیدهاند.
جالبتر اینجاست که هفت کشور در دنیا هیچ اکثریت دینی مشخصی ندارند: بریتانیا، موریس، کرهجنوبی، استرالیا، فرانسه، ساحل عاج و سنگاپور. در این کشورها نه مسیحیت، نه اسلام و نه هیچ دین دیگری بهتنهایی نصف جمعیت رو در اختیار نداره.
در نقطه مقابل، خاورمیانه و شمال آفریقا کمتنوعترین منطقهی جهانه؛ جاییکه کشورهایی مثل تونس، عراق، ایران، سومالی، افغانستان و یمن بیش از ۹۹٪ جمعیت مسلمان دارند.
با این حال، هنوز ۴۳ کشور جهان بیش از ۹۵٪ جمعیتشون به یک دین خاص تعلق داره؛ عمدتا مسلمان (۲۵ کشور)، مسیحی (۱۷ کشور) یا بودایی (۱ کشور). یعنی دنیا هنوز بیشتر «تکرنگ» است تا رنگینکمان.
#آزادی_دین #تکثر #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12🕊1
وقتی بازگشت به وطن به امتیاز حکومت تبدیل میشود
بازگشت محسن نامجو به ایران را نمیتوان صرفاً تصمیم شخصی یک هنرمند برای زندگی در وطنش دانست.
در شرایطی عادی، اساساً نباید درباره بازگشت او بحثی وجود داشته باشد. هر ایرانی حق دارد به کشور خود بازگردد. اما مسئله دقیقاً اینجاست که جمهوری اسلامی این حق را برای همه ایرانیان به رسمیت نمیشناسد.
امروز بسیاری از مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و شهروندانی که در اعتراضات یا فعالیتهای خارج از کشور حضور داشتهاند، نمیدانند در صورت بازگشت چه سرنوشتی در انتظارشان است. برخی ناچار به مهاجرت شدهاند، برخی سالهاست در تبعید زندگی میکنند و حکومت حتی فعالان رسانهای خارج از کشور را آشکارا تهدید کرده است.
در چنین وضعیتی، وقتی برای یک چهره مشهور امکان بازگشت امن فراهم میشود، نمیتوان فقط گفت: «او هم حق داشت به وطنش برگردد.»
باید پرسید:
چرا این حق برای او قابل استفاده است، اما برای بسیاری دیگر میتواند به زندان منتهی شود؟
این پرسش در شرایط امروز ایران سنگینتر هم میشود.
هنوز خون قربانیان کشتار دیماه خشک نشده است. خانوادههای بسیاری داغدارند، شمار زیادی از معترضان در زنداناند و صدور و اجرای احکام اعدام ادامه دارد. بسیاری نیز در نتیجه سرکوب، تهدید و ناامنی مجبور به ترک کشور شدهاند.
درست در چنین شرایطی، حکومت از «تسهیل بازگشت» برخی چهرههای خارج از کشور سخن میگوید.
اینجا دیگر با یک حق برابر شهروندی روبهرو نیستیم؛ با توزیع گزینشی امکانی روبهرو هستیم که باید حق همه باشد.
حکومت ابتدا بازگشت را برای مخالفان ناامن میکند و سپس بازشدن همان در برای افراد منتخب میتواند به نشانه «مدارا» و «عادیشدن اوضاع» تبدیل شود.
به همین دلیل، انتخاب محسن نامجو نیز از زمینه سیاسی آن جدا نیست.
یک چهره عمومی نمیتواند انتظار داشته باشد جامعه فقط خودِ عبور او از مرز را ببیند و زندانیان، اعدامشدگان، تبعیدیان و کسانی را که همان مرز برایشان خطر بازداشت دارد، نبیند.
از این منظر، پذیرفتن چنین امکان گزینشی در اوج سرکوب را میتوان بهشدت نقد کرد؛ زیرا خواهناخواه به روایتی کمک میکند که حکومت به آن نیاز دارد: اینکه ایران به وضعیت عادی بازگشته و مخالفان خارج از کشور نیز میتوانند برگردند.
در حالی که واقعیت برای بسیاری کاملاً متفاوت است.
مسئله فقط این نیست که محسن نامجو چرا برگشت.
مسئله این است که چه ساختاری تعیین میکند چه کسی میتواند به وطنش بازگردد و چه کسی باید میان تبعید و زندان یکی را انتخاب کند.
وقتی بازگشت به وطن به رضایت قدرت وابسته میشود، دیگر با اجرای برابر یک حق روبهرو نیستیم؛ با امتیازی سیاسی روبهرو هستیم که حکومت میتواند آن را به برخی بدهد و از دیگران دریغ کند.
و پذیرفتن چنین امتیازی در روزهایی که دیگران هزینه مخالفت با همان حکومت را با زندان، اعدام و تبعید میپردازند، دیگر صرفاً یک «انتخاب شخصی» نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
بازگشت محسن نامجو به ایران را نمیتوان صرفاً تصمیم شخصی یک هنرمند برای زندگی در وطنش دانست.
در شرایطی عادی، اساساً نباید درباره بازگشت او بحثی وجود داشته باشد. هر ایرانی حق دارد به کشور خود بازگردد. اما مسئله دقیقاً اینجاست که جمهوری اسلامی این حق را برای همه ایرانیان به رسمیت نمیشناسد.
امروز بسیاری از مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و شهروندانی که در اعتراضات یا فعالیتهای خارج از کشور حضور داشتهاند، نمیدانند در صورت بازگشت چه سرنوشتی در انتظارشان است. برخی ناچار به مهاجرت شدهاند، برخی سالهاست در تبعید زندگی میکنند و حکومت حتی فعالان رسانهای خارج از کشور را آشکارا تهدید کرده است.
در چنین وضعیتی، وقتی برای یک چهره مشهور امکان بازگشت امن فراهم میشود، نمیتوان فقط گفت: «او هم حق داشت به وطنش برگردد.»
باید پرسید:
چرا این حق برای او قابل استفاده است، اما برای بسیاری دیگر میتواند به زندان منتهی شود؟
این پرسش در شرایط امروز ایران سنگینتر هم میشود.
هنوز خون قربانیان کشتار دیماه خشک نشده است. خانوادههای بسیاری داغدارند، شمار زیادی از معترضان در زنداناند و صدور و اجرای احکام اعدام ادامه دارد. بسیاری نیز در نتیجه سرکوب، تهدید و ناامنی مجبور به ترک کشور شدهاند.
درست در چنین شرایطی، حکومت از «تسهیل بازگشت» برخی چهرههای خارج از کشور سخن میگوید.
اینجا دیگر با یک حق برابر شهروندی روبهرو نیستیم؛ با توزیع گزینشی امکانی روبهرو هستیم که باید حق همه باشد.
حکومت ابتدا بازگشت را برای مخالفان ناامن میکند و سپس بازشدن همان در برای افراد منتخب میتواند به نشانه «مدارا» و «عادیشدن اوضاع» تبدیل شود.
به همین دلیل، انتخاب محسن نامجو نیز از زمینه سیاسی آن جدا نیست.
یک چهره عمومی نمیتواند انتظار داشته باشد جامعه فقط خودِ عبور او از مرز را ببیند و زندانیان، اعدامشدگان، تبعیدیان و کسانی را که همان مرز برایشان خطر بازداشت دارد، نبیند.
از این منظر، پذیرفتن چنین امکان گزینشی در اوج سرکوب را میتوان بهشدت نقد کرد؛ زیرا خواهناخواه به روایتی کمک میکند که حکومت به آن نیاز دارد: اینکه ایران به وضعیت عادی بازگشته و مخالفان خارج از کشور نیز میتوانند برگردند.
در حالی که واقعیت برای بسیاری کاملاً متفاوت است.
مسئله فقط این نیست که محسن نامجو چرا برگشت.
مسئله این است که چه ساختاری تعیین میکند چه کسی میتواند به وطنش بازگردد و چه کسی باید میان تبعید و زندان یکی را انتخاب کند.
وقتی بازگشت به وطن به رضایت قدرت وابسته میشود، دیگر با اجرای برابر یک حق روبهرو نیستیم؛ با امتیازی سیاسی روبهرو هستیم که حکومت میتواند آن را به برخی بدهد و از دیگران دریغ کند.
و پذیرفتن چنین امتیازی در روزهایی که دیگران هزینه مخالفت با همان حکومت را با زندان، اعدام و تبعید میپردازند، دیگر صرفاً یک «انتخاب شخصی» نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
👍18❤7💯2👌1