Forwarded from گفتوشنود
مصلحان فکری و هزینه گفتن حرف تازه
تاریخ چگونه با کسانی که زودتر از زمانهشان فکر کردند تسویهحساب کرد؟
سقراط، فیلسوف آتنی، در سال ۳۹۹ پیش از میلاد به اتهام «فاسد کردن جوانان» و «انکار خدایان شهر» محاکمه و به مرگ محکوم شد. آنچه امروز از محاکمهی او میدانیم، عمدتا از طریق نوشتههای شاگردش افلاطون در «دفاعیهی سقراط» به دست ما رسیده؛ روایتی که نشان میدهد اتهام اصلی سقراط نه خشونت یا فساد مالی، بلکه عادتش به پرسیدن سوالهایی بود که قطعیتهای پذیرفتهشدهی شهروندان آتنی را متزلزل میکرد.
جوردانو برونو، راهب و فیلسوف ایتالیایی قرن شانزدهم، به دلیل دفاع از این ایده که جهان بینهایت و خورشید تنها یکی از بیشمار ستارگان است نه مرکز واحد کیهان توسط دیوان تفتیش عقاید رومی محاکمه و در سال ۱۶۰۰ در میدان کامپو دِ فیوری رم سوزانده شد.
اسناد محاکمه او که مورخانی چون لوئیجی فیرپو در دهههای اخیر بازخوانی کردهاند، نشان میدهد اتهامات او بیشتر ماهیت الهیاتی داشت تا صرفا علمی، اما نقطه مشترک با پرونده سقراط، مجازات به دلیل عدم تمکین از چارچوب فکری مسلط بود.
بارینگتون مور جونیور، جامعهشناس تاریخی آمریکایی، در «ریشههای اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی» (۱۹۶۶) با مطالعه تطبیقی چند جامعه نشان داد مقاومت نهادهای قدرتمند در برابر تغییر فکری، الگویی تکرارشونده در طول تاریخ است؛ نهادهایی که منافعشان به حفظ یک روایت یا نظم خاص گره خورده، معمولاً پیش از آنکه با استدلال پاسخ دهند، به سرکوب حامل آن ایده متوسل میشوند.
نمونهای نزدیکتر به زمان ما، سرگذشت گالیله است؛ او در سال ۱۶۳۳ توسط دیوان تفتیش عقاید کلیسا به دلیل دفاع از نظریه خورشیدمرکزی مجبور به انکار رسمی دیدگاه علمیاش شد و باقی عمر را در حصر خانگی گذراند.
آنچه این پرونده را از پروندهی برونو متمایز میکند، سرنوشت پس از مرگ اوست: کلیسای کاتولیک در سال ۱۹۹۲، رسما و پس از نزدیک به ۳۶۰ سال، محکومیت گالیله را نادرست اعلام کرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پروندههای تاریخی برمیآید، الگویی است که در آن، هزینه بهچالشکشیدن یک باور مسلط، اغلب بلافاصله و توسط کسی پرداخت میشود که آن را مطرح کرده، در حالیکه پذیرش عمومی درستی آن ایده، ممکن است نسلها به تاخیر بیفتد.
#تفکر_انتقادی #نقد_دین #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تاریخ چگونه با کسانی که زودتر از زمانهشان فکر کردند تسویهحساب کرد؟
سقراط، فیلسوف آتنی، در سال ۳۹۹ پیش از میلاد به اتهام «فاسد کردن جوانان» و «انکار خدایان شهر» محاکمه و به مرگ محکوم شد. آنچه امروز از محاکمهی او میدانیم، عمدتا از طریق نوشتههای شاگردش افلاطون در «دفاعیهی سقراط» به دست ما رسیده؛ روایتی که نشان میدهد اتهام اصلی سقراط نه خشونت یا فساد مالی، بلکه عادتش به پرسیدن سوالهایی بود که قطعیتهای پذیرفتهشدهی شهروندان آتنی را متزلزل میکرد.
جوردانو برونو، راهب و فیلسوف ایتالیایی قرن شانزدهم، به دلیل دفاع از این ایده که جهان بینهایت و خورشید تنها یکی از بیشمار ستارگان است نه مرکز واحد کیهان توسط دیوان تفتیش عقاید رومی محاکمه و در سال ۱۶۰۰ در میدان کامپو دِ فیوری رم سوزانده شد.
اسناد محاکمه او که مورخانی چون لوئیجی فیرپو در دهههای اخیر بازخوانی کردهاند، نشان میدهد اتهامات او بیشتر ماهیت الهیاتی داشت تا صرفا علمی، اما نقطه مشترک با پرونده سقراط، مجازات به دلیل عدم تمکین از چارچوب فکری مسلط بود.
بارینگتون مور جونیور، جامعهشناس تاریخی آمریکایی، در «ریشههای اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی» (۱۹۶۶) با مطالعه تطبیقی چند جامعه نشان داد مقاومت نهادهای قدرتمند در برابر تغییر فکری، الگویی تکرارشونده در طول تاریخ است؛ نهادهایی که منافعشان به حفظ یک روایت یا نظم خاص گره خورده، معمولاً پیش از آنکه با استدلال پاسخ دهند، به سرکوب حامل آن ایده متوسل میشوند.
نمونهای نزدیکتر به زمان ما، سرگذشت گالیله است؛ او در سال ۱۶۳۳ توسط دیوان تفتیش عقاید کلیسا به دلیل دفاع از نظریه خورشیدمرکزی مجبور به انکار رسمی دیدگاه علمیاش شد و باقی عمر را در حصر خانگی گذراند.
آنچه این پرونده را از پروندهی برونو متمایز میکند، سرنوشت پس از مرگ اوست: کلیسای کاتولیک در سال ۱۹۹۲، رسما و پس از نزدیک به ۳۶۰ سال، محکومیت گالیله را نادرست اعلام کرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پروندههای تاریخی برمیآید، الگویی است که در آن، هزینه بهچالشکشیدن یک باور مسلط، اغلب بلافاصله و توسط کسی پرداخت میشود که آن را مطرح کرده، در حالیکه پذیرش عمومی درستی آن ایده، ممکن است نسلها به تاخیر بیفتد.
#تفکر_انتقادی #نقد_دین #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊2💯2❤1
Forwarded from گفتوشنود
تمامیتخواهی و بنیانهای فلسفی آن
وقتی فلسفه، مجوز کنترل کامل زندگی شهروند میشود
هیتلر عمدا در برابر مجسمه یک فیلسوف آلمانی ژست میگرفت تا خبرنگاران عکس بگیرند؛ گویی میخواست بگوید او همان «ابرمردی» است که این فیلسوف ظهورش را پیشبینی کرده بود. این فیلسوف نیچه بود. اما چطور اندیشههای یک متفکر قرن نوزدهمی، پایه فلسفی یکی از خونینترین ایدئولوژیهای قرن بیستم شد؟
▪️نیچه و اراده معطوف به قدرت
نیچه در «تبارشناسی اخلاق» ریشه دین و اخلاق را نه در وحی الهی، بلکه در مناسبات مادی جستجو میکرد؛ رابطه طلبکار و بدهکار را اصلیترین برسازنده هنجارهای انسانی میدانست. او این تحلیل تجربی را بر ابرنظریه «اراده معطوف به قدرت» بنا کرد؛ نظریهای که تمام فرهنگ را محصول ارادهای معطوف به کسب قدرت میداند.
▪️مارکس و زیربنای اقتصادی
کارل مارکس نمونه دیگری از تحلیل مناسبات انسانی بر پایه اراده ارائه داد؛ برخلاف نیچه، این اراده را در مناسبات اقتصادی، نه فرهنگ، جستوجو کرد. مفاهیم «زیربنا» و «روبنا» از همینجا آمدند: دین و ایده صرفا محصول ارادههای اقتصادی معطوف به سود بودند. مارکس معتقد بود کنش انقلابی، نه تفکر صرف، مناسبات زیربنایی را دگرگون میکند.
▪️از علوم آریایی تا علوم اسلامی
این باور که میتوان کل زندگی شهروند را از پیش مهندسی کرد، هم در آلمان نازی با «علوم آریایی» و هم در شوروی با «علوم مارکسیستی» ظاهر شد. نمونه مشابه آن در ایران، آیتالله میرباقری است که معتقد است حقیقت «کشف» نمیشود بلکه «جعل و ایجاد» میشود؛ ایدهای که پروژه «علوم اسلامی» و «جنبش نرمافزاری» بر آن استوار است.
▪️تمامیتخواهی و ضرورت دشمنسازی
حکومتهای تمامیتخواه، برخلاف حکومتهای صرفا اقتدارگرا، تمام جزئیات زندگی شهروند را سیاسی میکنند؛ از پوشش تا مناسبات جنسی و فناوری. این حکومتها معمولا با خلق دشمن پیش میروند: یهودیان برای نازیها، بورژوازی برای شوروی، و برای جمهوری اسلامی، بهاییان، زنان بیحجاب، اسرائیل و آمریکا. سیاست حذف، به وجود این دشمن دائمی نیاز دارد.
▪️نقد فلسفی: کاسیرر و هابرماس
ارنست کاسیرر معتقد بود جریانهای فاشیستی حقیقت را صرفا روبنایی برای پنهانکردن یک «غرض» میدانند؛ همین تقلیل حقیقت به قدرت، نگاهی امنیتی به تمام شئون اجتماع میآورد. یورگن هابرماس نیز میراث نیچه تا فوکو و هایدگر را نقد کرد و آن را زمینهساز هیجانزدگی بیمحتوایی دانست که در غیاب معنای واقعی، به مناسک و شعائر پناه میبرد.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
تمامیتخواهی و بنیانهای فلسفی آن
https://dialog.tavaana.org/totalitarianism/
@Dialogue1402
وقتی فلسفه، مجوز کنترل کامل زندگی شهروند میشود
هیتلر عمدا در برابر مجسمه یک فیلسوف آلمانی ژست میگرفت تا خبرنگاران عکس بگیرند؛ گویی میخواست بگوید او همان «ابرمردی» است که این فیلسوف ظهورش را پیشبینی کرده بود. این فیلسوف نیچه بود. اما چطور اندیشههای یک متفکر قرن نوزدهمی، پایه فلسفی یکی از خونینترین ایدئولوژیهای قرن بیستم شد؟
▪️نیچه و اراده معطوف به قدرت
نیچه در «تبارشناسی اخلاق» ریشه دین و اخلاق را نه در وحی الهی، بلکه در مناسبات مادی جستجو میکرد؛ رابطه طلبکار و بدهکار را اصلیترین برسازنده هنجارهای انسانی میدانست. او این تحلیل تجربی را بر ابرنظریه «اراده معطوف به قدرت» بنا کرد؛ نظریهای که تمام فرهنگ را محصول ارادهای معطوف به کسب قدرت میداند.
▪️مارکس و زیربنای اقتصادی
کارل مارکس نمونه دیگری از تحلیل مناسبات انسانی بر پایه اراده ارائه داد؛ برخلاف نیچه، این اراده را در مناسبات اقتصادی، نه فرهنگ، جستوجو کرد. مفاهیم «زیربنا» و «روبنا» از همینجا آمدند: دین و ایده صرفا محصول ارادههای اقتصادی معطوف به سود بودند. مارکس معتقد بود کنش انقلابی، نه تفکر صرف، مناسبات زیربنایی را دگرگون میکند.
▪️از علوم آریایی تا علوم اسلامی
این باور که میتوان کل زندگی شهروند را از پیش مهندسی کرد، هم در آلمان نازی با «علوم آریایی» و هم در شوروی با «علوم مارکسیستی» ظاهر شد. نمونه مشابه آن در ایران، آیتالله میرباقری است که معتقد است حقیقت «کشف» نمیشود بلکه «جعل و ایجاد» میشود؛ ایدهای که پروژه «علوم اسلامی» و «جنبش نرمافزاری» بر آن استوار است.
▪️تمامیتخواهی و ضرورت دشمنسازی
حکومتهای تمامیتخواه، برخلاف حکومتهای صرفا اقتدارگرا، تمام جزئیات زندگی شهروند را سیاسی میکنند؛ از پوشش تا مناسبات جنسی و فناوری. این حکومتها معمولا با خلق دشمن پیش میروند: یهودیان برای نازیها، بورژوازی برای شوروی، و برای جمهوری اسلامی، بهاییان، زنان بیحجاب، اسرائیل و آمریکا. سیاست حذف، به وجود این دشمن دائمی نیاز دارد.
▪️نقد فلسفی: کاسیرر و هابرماس
ارنست کاسیرر معتقد بود جریانهای فاشیستی حقیقت را صرفا روبنایی برای پنهانکردن یک «غرض» میدانند؛ همین تقلیل حقیقت به قدرت، نگاهی امنیتی به تمام شئون اجتماع میآورد. یورگن هابرماس نیز میراث نیچه تا فوکو و هایدگر را نقد کرد و آن را زمینهساز هیجانزدگی بیمحتوایی دانست که در غیاب معنای واقعی، به مناسک و شعائر پناه میبرد.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
تمامیتخواهی و بنیانهای فلسفی آن
https://dialog.tavaana.org/totalitarianism/
@Dialogue1402
👍6❤1👌1
وکیل نابینایی که با پای شکسته از دست حکومت چین گریخت
مردی نابینا از کودکی، بدون هیچ مدرک حقوقی رسمی، جرات کرد از دولت چین بهخاطر عقیمسازی اجباری هزاران زن شکایت کند.
نتیجه؟ بازداشت خانگی، ضربوشتم، و در نهایت فراری دراماتیک با پای شکسته به سفارت آمریکا. این داستان چن گوانگچنگ است؛ وکیلی «پابرهنه» که نشان داد حتی بدون مجوز رسمی، میتوان صدای عدالت شد.
▪️وکلای پابرهنه و جنبش ویکوان چیستند؟
«وکلای پابرهنه» فعالان حقوقی خودآموختهای در چیناند که شکایات مدنی ثبت میکنند و خدمات رایگان ارائه میدهند؛ نامشان الهامگرفته از «پزشکان پابرهنه» دوران مائو است. آنها بخشی از جنبش بزرگتر «ویکوان» (حفاظت از حقوق)اند که شامل وکلای حرفهای و فعالان است و به کارگران، روستاییان، روزنامهنگاران و قربانیان تبعیض کمک میکند؛ تعدادشان تنها چند ده نفر است.
▪️شرایط حقوقی چین؛ و شباهت با ایران
چین پسامائو مدعی «حاکمیت قانون» شد، اما میراث دورانی که قانون در خدمت حزب بود همچنان پابرجاست؛ وکلای حقوق بشری با آزار، لغو پروانه و زندان روبهرو میشوند. قانون «وکلا» در ۱۹۹۶ استقلال بیشتری داد، اما اصلاحات اخیر این حرفه را محدودتر کرده است. در ایران نیز دستگاه قضایی استقلال وکلا را مشابه محدود میکند.
▪️اهداف و مقاصد
وکلای ویکوان بر ارائه کمک حقوقی به کسانی متمرکزند که به خدمات حقوقی دسترسی ندارند؛ از کارگران و ساکنان روستایی گرفته تا روزنامهنگاران تحت سانسور. آنها با آموزش دانش حقوقی پایه و میانجیگری در اختلافات، پلی میان جوامع روستایی و نظام حقوقی ساختهاند؛ هدفشان افزایش آگاهی شهروندان از حقوق قانونی و طلب عدالت برای جوامع حاشیهنشین است.
▪️چن گوانگچنگ؛ از روستا تا سفارت آمریکا
چن گوانگچنگ در ۲۰۰۵ با دادخواستی دستهجمعی، مقامات شاندونگ را به عقیمسازی و سقط اجباری زنان برای اجرای سیاست تکفرزندی متهم کرد؛ پیشتر نیز ۷۹ روستا را علیه یک کارخانه آلاینده بسیج کرده بود. شهرتش حمایت گستردهای جلب کرد، اما به بازداشت خانگی و آزار خانوادهاش انجامید؛ تا فرار نهایی او به سفارت آمریکا در ۲۰۱۲.
▪️نتیجهگیری: درسهایی برای فعالان حقوقی
جنبش ویکوان و چن گوانگچنگ نشان میدهند آگاهی ابتدایی از حقوق، حتی بدون تخصص کامل حقوقی، میتواند شهروندان را برای مقابله با سرکوب توانمند سازد. اهمیت شبکههای حمایتی محلی و پوشش بینالمللی رسانهای، همانطور که در پرونده چن دیده شد، نقشی حیاتی در تقویت تاثیر فعالان دارد؛ درسی که برای فضای مشابه ایران نیز کاربرد دارد.
نسخه کامل این مطالعه موردی را در وبسایت آموزشکده توانا بخوانید
وکلای پابرهنه و جنبش وِیکوان در چین
https://tavaana.org/barefoot-lawyers-weiquan-china-chen-guangcheng/
#حقوق_بشر #وکیل #کنشگری #جامعه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
مردی نابینا از کودکی، بدون هیچ مدرک حقوقی رسمی، جرات کرد از دولت چین بهخاطر عقیمسازی اجباری هزاران زن شکایت کند.
نتیجه؟ بازداشت خانگی، ضربوشتم، و در نهایت فراری دراماتیک با پای شکسته به سفارت آمریکا. این داستان چن گوانگچنگ است؛ وکیلی «پابرهنه» که نشان داد حتی بدون مجوز رسمی، میتوان صدای عدالت شد.
▪️وکلای پابرهنه و جنبش ویکوان چیستند؟
«وکلای پابرهنه» فعالان حقوقی خودآموختهای در چیناند که شکایات مدنی ثبت میکنند و خدمات رایگان ارائه میدهند؛ نامشان الهامگرفته از «پزشکان پابرهنه» دوران مائو است. آنها بخشی از جنبش بزرگتر «ویکوان» (حفاظت از حقوق)اند که شامل وکلای حرفهای و فعالان است و به کارگران، روستاییان، روزنامهنگاران و قربانیان تبعیض کمک میکند؛ تعدادشان تنها چند ده نفر است.
▪️شرایط حقوقی چین؛ و شباهت با ایران
چین پسامائو مدعی «حاکمیت قانون» شد، اما میراث دورانی که قانون در خدمت حزب بود همچنان پابرجاست؛ وکلای حقوق بشری با آزار، لغو پروانه و زندان روبهرو میشوند. قانون «وکلا» در ۱۹۹۶ استقلال بیشتری داد، اما اصلاحات اخیر این حرفه را محدودتر کرده است. در ایران نیز دستگاه قضایی استقلال وکلا را مشابه محدود میکند.
▪️اهداف و مقاصد
وکلای ویکوان بر ارائه کمک حقوقی به کسانی متمرکزند که به خدمات حقوقی دسترسی ندارند؛ از کارگران و ساکنان روستایی گرفته تا روزنامهنگاران تحت سانسور. آنها با آموزش دانش حقوقی پایه و میانجیگری در اختلافات، پلی میان جوامع روستایی و نظام حقوقی ساختهاند؛ هدفشان افزایش آگاهی شهروندان از حقوق قانونی و طلب عدالت برای جوامع حاشیهنشین است.
▪️چن گوانگچنگ؛ از روستا تا سفارت آمریکا
چن گوانگچنگ در ۲۰۰۵ با دادخواستی دستهجمعی، مقامات شاندونگ را به عقیمسازی و سقط اجباری زنان برای اجرای سیاست تکفرزندی متهم کرد؛ پیشتر نیز ۷۹ روستا را علیه یک کارخانه آلاینده بسیج کرده بود. شهرتش حمایت گستردهای جلب کرد، اما به بازداشت خانگی و آزار خانوادهاش انجامید؛ تا فرار نهایی او به سفارت آمریکا در ۲۰۱۲.
▪️نتیجهگیری: درسهایی برای فعالان حقوقی
جنبش ویکوان و چن گوانگچنگ نشان میدهند آگاهی ابتدایی از حقوق، حتی بدون تخصص کامل حقوقی، میتواند شهروندان را برای مقابله با سرکوب توانمند سازد. اهمیت شبکههای حمایتی محلی و پوشش بینالمللی رسانهای، همانطور که در پرونده چن دیده شد، نقشی حیاتی در تقویت تاثیر فعالان دارد؛ درسی که برای فضای مشابه ایران نیز کاربرد دارد.
نسخه کامل این مطالعه موردی را در وبسایت آموزشکده توانا بخوانید
وکلای پابرهنه و جنبش وِیکوان در چین
https://tavaana.org/barefoot-lawyers-weiquan-china-chen-guangcheng/
#حقوق_بشر #وکیل #کنشگری #جامعه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
❤14💯1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالگرد قتل حکومتی بابک شهبازی نزدیک شده است. کسی که قربانی پرونده سازی دروغین توسط دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی شد. بابک شهبازی را ماهها در انفرادی و در بیخبری نگه داشته بودند. او را از طریق تهدید آزار همسر و فرزندانش تحت فشار قرار دادند. برادرش را هم بازداشت کردند. اما او به کاری که نکرده بود اعتراف نکرد. از او اعتراف اجباری گرفتند اما او امضا نکرد. یک بار گفتند که اسناد مالی و فعالیتهای شرکت خودت را امضا کن او قبول کرد لای ان اسناد برگههای اعتراف اجباری را گذاشتند که او به اشتباه امضا کند اما متوجه شد و اعتراض کرد. بابک را در سلولی در کنار متهمان خطرناک قرار دادند، یکی از متهمان متعصب داعشی یک شب میخواست بابک را خفه کند.
بابک شهبازی پدر دو فرزند بود که آزار بسیار دیدند. خانوادهاش را از نظر مالی تحت فشار قرار دادند. قتل حکومتی بابک شهبازی سندی روشن بر عدم وجود عدالت قضایی در نظام جمهوری اسلامی است.
دادگاه هیچ کدام از شهادتها و ادله مبنی بر بیگناهی بابک شهبازی را مورد توجه قرار نداد. قاضی صلواتی با بیرحمی تمام علیه او حکم اعدام صادر کرد.
در جریان بمباران اوین در حالی که امکان فرار فراهم بود، بابک شهبازی همراه بقیه زندانیان ایستاد و به مجروحان کمک کرد، مجروحانی که کارمندان زندان و بازجویان بودند. او میتوانست جان خودش را نجات دهد، اما وظیفه انسانی خود مبنی بر نجات جان انسانهای دیگر را انجام داد....
یادش گرامی باد
#بابک_شهبازی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
سالگرد قتل حکومتی بابک شهبازی نزدیک شده است. کسی که قربانی پرونده سازی دروغین توسط دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی شد. بابک شهبازی را ماهها در انفرادی و در بیخبری نگه داشته بودند. او را از طریق تهدید آزار همسر و فرزندانش تحت فشار قرار دادند. برادرش را هم بازداشت کردند. اما او به کاری که نکرده بود اعتراف نکرد. از او اعتراف اجباری گرفتند اما او امضا نکرد. یک بار گفتند که اسناد مالی و فعالیتهای شرکت خودت را امضا کن او قبول کرد لای ان اسناد برگههای اعتراف اجباری را گذاشتند که او به اشتباه امضا کند اما متوجه شد و اعتراض کرد. بابک را در سلولی در کنار متهمان خطرناک قرار دادند، یکی از متهمان متعصب داعشی یک شب میخواست بابک را خفه کند.
بابک شهبازی پدر دو فرزند بود که آزار بسیار دیدند. خانوادهاش را از نظر مالی تحت فشار قرار دادند. قتل حکومتی بابک شهبازی سندی روشن بر عدم وجود عدالت قضایی در نظام جمهوری اسلامی است.
دادگاه هیچ کدام از شهادتها و ادله مبنی بر بیگناهی بابک شهبازی را مورد توجه قرار نداد. قاضی صلواتی با بیرحمی تمام علیه او حکم اعدام صادر کرد.
در جریان بمباران اوین در حالی که امکان فرار فراهم بود، بابک شهبازی همراه بقیه زندانیان ایستاد و به مجروحان کمک کرد، مجروحانی که کارمندان زندان و بازجویان بودند. او میتوانست جان خودش را نجات دهد، اما وظیفه انسانی خود مبنی بر نجات جان انسانهای دیگر را انجام داد....
یادش گرامی باد
#بابک_شهبازی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔26❤4
بازداشت عارف ناصری، شاعر و فعال فرهنگی، از سوی اطلاعات سپاه اهواز
بنا بر گزارش سازمان حقوق بشر کارون، عارف ناصری، معروف به «ابونایف»، شاعر و فعال مدنی و فرهنگی اهوازی، روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ در منزل خود در منطقه سعدی شهرستان فلاحیه (شادگان) بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران هنگام بازداشت عارف ناصری، منزل او را بهطور گسترده بازرسی کردند؛ اقدامی که موجب وحشت و نگرانی اعضای خانواده و کودکان او شد.
عارف ناصری مجری برنامه «اصاله»، از برنامههای زیرمجموعه «صدیالافکار» است. مدیریت این مجموعه را مهدی ناصری، شاعر و فعال فرهنگی و پسرعموی او، بر عهده دارد. این دو در زمینه فعالیتهای فرهنگی نیز با یکدیگر همکاری داشتهاند.
مهدی ناصری پیشتر در ارتباط با طرح مطالبات مدنی و اجتماعی و فعالیتهای مرتبط با نشید و ترانه حماسی «از کارون تا زیتون» از سوی اطلاعات سپاه بازداشت شده بود.
این ترانه با دریافت مجوز از اداره فرهنگ و ارشاد اهواز تولید و منتشر شده بود؛ اما پس از انتشار در یوتیوب، مهدی ناصری بازداشت و این اثر نیز از یوتیوب حذف شد. حسین اهوازی و مهدی زائری، دو خواننده این ترانه، نیز از سوی اطلاعات سپاه احضار و تهدید شدهاند.
تا زمان تنظیم این خبر، اطلاعی درباره دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی، محل نگهداری و وضعیت حقوقی عارف ناصری در دست نیست.
حسن ناصری، معروف به «حسن وداییپور»، دیگر پسرعموی عارف ناصری، نیز بیش از ۱۵ سال است که در زندان به سر میبرد و اکنون در بند سه زندان وکیلآباد مشهد محبوس است.
بازداشت افراد بهدلیل بیان مسالمتآمیز مطالبات مدنی و فرهنگی، نقض آزادی بیان و حقوق بنیادین شهروندان است.
#عارف_ناصری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بنا بر گزارش سازمان حقوق بشر کارون، عارف ناصری، معروف به «ابونایف»، شاعر و فعال مدنی و فرهنگی اهوازی، روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ در منزل خود در منطقه سعدی شهرستان فلاحیه (شادگان) بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران هنگام بازداشت عارف ناصری، منزل او را بهطور گسترده بازرسی کردند؛ اقدامی که موجب وحشت و نگرانی اعضای خانواده و کودکان او شد.
عارف ناصری مجری برنامه «اصاله»، از برنامههای زیرمجموعه «صدیالافکار» است. مدیریت این مجموعه را مهدی ناصری، شاعر و فعال فرهنگی و پسرعموی او، بر عهده دارد. این دو در زمینه فعالیتهای فرهنگی نیز با یکدیگر همکاری داشتهاند.
مهدی ناصری پیشتر در ارتباط با طرح مطالبات مدنی و اجتماعی و فعالیتهای مرتبط با نشید و ترانه حماسی «از کارون تا زیتون» از سوی اطلاعات سپاه بازداشت شده بود.
این ترانه با دریافت مجوز از اداره فرهنگ و ارشاد اهواز تولید و منتشر شده بود؛ اما پس از انتشار در یوتیوب، مهدی ناصری بازداشت و این اثر نیز از یوتیوب حذف شد. حسین اهوازی و مهدی زائری، دو خواننده این ترانه، نیز از سوی اطلاعات سپاه احضار و تهدید شدهاند.
تا زمان تنظیم این خبر، اطلاعی درباره دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی، محل نگهداری و وضعیت حقوقی عارف ناصری در دست نیست.
حسن ناصری، معروف به «حسن وداییپور»، دیگر پسرعموی عارف ناصری، نیز بیش از ۱۵ سال است که در زندان به سر میبرد و اکنون در بند سه زندان وکیلآباد مشهد محبوس است.
بازداشت افراد بهدلیل بیان مسالمتآمیز مطالبات مدنی و فرهنگی، نقض آزادی بیان و حقوق بنیادین شهروندان است.
#عارف_ناصری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔17🕊2❤1
لاله مرزبان برنده بهترین بازیگر زن بخش افقهای جشنواره ونیز، جایزهاش را به زنان ایران تقدیم کرد
لاله مرزبان، بازیگر ایرانی، شامگاه شنبه ۲۱ شهریور جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها» در هشتادوسومین جشنواره بینالمللی فیلم ونیز را برای بازی در فیلم «مراقب» دریافت و جایزه خود را به زنان ایران تقدیم کرد.
او هنگام دریافت جایزه با اشاره به شرایط کنونی ایران گفت: «به کشورم؛ کشوری که امروز بزرگترین سرکوب در تمام تاریخ خود را تجربه میکند.»
وی افزود: «میخواهم این جایزه را به زنان کشورم تقدیم کنم؛ زنانی که بالاترین بها را پرداختهاند و حتی امروز نیز رویاها، امیدها، و شجاعت خود را با خود به پیش میبرند.»
این بازیگر ایرانی در پایان سخنانش گفت: «باور دارم که روزی رویاهای ما، رویاهای همه ما، برای تکتکمان تحقق خواهد یافت.»
مرزبان این جایزه را برای ایفای نقش در فیلم «مراقب» به کارگردانی محسن قرایی دریافت کرد. این فیلم محصول مشترک ایران، ایالات متحده آمریکا و آلمان است و فرهاد اصلانی، ریما رامینفر و النا خبازان نیز در آن بازی کردهاند.
محسن قرایی در توضیح فیلم در وبسایت رسمی جشنواره ونیز گفته است که چند سال به دلیل شرایط «محدودکننده و سانسورگرانه» از فیلمسازی خودداری کرده بود و «مراقب» را بدون سازش درباره آزادی ازدسترفته، انتخابهایی که زیر سایه ترس قرار گرفتهاند و سرنوشت تحمیلشده ساخته است. او همچنین سه نسل از زنان خانواده در این فیلم را بازتابی از تحولات جامعه ایران توصیف کرده است.
#لاله_مرزبان #جشنواره_ونیز #زنان_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
لاله مرزبان، بازیگر ایرانی، شامگاه شنبه ۲۱ شهریور جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها» در هشتادوسومین جشنواره بینالمللی فیلم ونیز را برای بازی در فیلم «مراقب» دریافت و جایزه خود را به زنان ایران تقدیم کرد.
او هنگام دریافت جایزه با اشاره به شرایط کنونی ایران گفت: «به کشورم؛ کشوری که امروز بزرگترین سرکوب در تمام تاریخ خود را تجربه میکند.»
وی افزود: «میخواهم این جایزه را به زنان کشورم تقدیم کنم؛ زنانی که بالاترین بها را پرداختهاند و حتی امروز نیز رویاها، امیدها، و شجاعت خود را با خود به پیش میبرند.»
این بازیگر ایرانی در پایان سخنانش گفت: «باور دارم که روزی رویاهای ما، رویاهای همه ما، برای تکتکمان تحقق خواهد یافت.»
مرزبان این جایزه را برای ایفای نقش در فیلم «مراقب» به کارگردانی محسن قرایی دریافت کرد. این فیلم محصول مشترک ایران، ایالات متحده آمریکا و آلمان است و فرهاد اصلانی، ریما رامینفر و النا خبازان نیز در آن بازی کردهاند.
محسن قرایی در توضیح فیلم در وبسایت رسمی جشنواره ونیز گفته است که چند سال به دلیل شرایط «محدودکننده و سانسورگرانه» از فیلمسازی خودداری کرده بود و «مراقب» را بدون سازش درباره آزادی ازدسترفته، انتخابهایی که زیر سایه ترس قرار گرفتهاند و سرنوشت تحمیلشده ساخته است. او همچنین سه نسل از زنان خانواده در این فیلم را بازتابی از تحولات جامعه ایران توصیف کرده است.
#لاله_مرزبان #جشنواره_ونیز #زنان_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤21👍2💯1