This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با من برقص
شعر پویان مقدسی
موسیقی سینا سبکروح
اجرا فرآواز
پویان مقدسی این ترانه را به مائده هژبری و دخترانی که به جرم رقص زندانی شدند، تقدیم کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
شعر پویان مقدسی
موسیقی سینا سبکروح
اجرا فرآواز
پویان مقدسی این ترانه را به مائده هژبری و دخترانی که به جرم رقص زندانی شدند، تقدیم کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاری انتقادی از علی قمصری
به رئيس جمهور/ آهنگسازى و اجرا: على قمصرى/شاعر:احسان افشارى/ضبط:مصباح قمصرى
مرتبط؛
مگسک: ۲۴ساعت با مارمولک و روحانی!
goo.gl/XCSdE7
@Tavaana_TavaanaTech
به رئيس جمهور/ آهنگسازى و اجرا: على قمصرى/شاعر:احسان افشارى/ضبط:مصباح قمصرى
مرتبط؛
مگسک: ۲۴ساعت با مارمولک و روحانی!
goo.gl/XCSdE7
@Tavaana_TavaanaTech
#کارتون؛ حمله به غیرخودیهای اینستاگرام
در حاشیهی بازداشت دخترانی که ویدئوی رقص خود را در اینستاگرام منتشر میکردند.
طرح از بهنام محمدی
bit.ly/2J2z25q
#مائده_هژبری
@Tavaana_Tavaana
در حاشیهی بازداشت دخترانی که ویدئوی رقص خود را در اینستاگرام منتشر میکردند.
طرح از بهنام محمدی
bit.ly/2J2z25q
#مائده_هژبری
@Tavaana_Tavaana
هر جای دنیا بگویی که دختران ۱۷ و ۱۸ ساله را بخاطر رقص، شادی و زیباییشان به جرم اشاعه فحشا بازداشت و زندانی کردند و در مقابل متجاوزان به کودکان و ... آزاد هستند، میخندند! چون برایشان باور پذیر نیست!
بعد از بازداشتشان با اعمال فشار و روشهای غیراخلاقی و غیرقانونی از این نوجوانها و جوانها اعتراف تلوزیونی میگیرند تا حرفها و اشکهایشان برای دیگران مایه عبرت شوند! واقعا نمیدانند این عمل ناشایست افتخار کردن ندارد و اگر کمی چشمانشان را باز کنند باید برای حال و روز خودشان اشک بریزند که هر روز سقوط انسان را رقم میزنند!
اینها نسل ۷۰ و ۸۰ هستند نسلی که به زور نمیخواهند راهی بهشت شوند، نسلی که خسته از اجبار و سیاست و دین و دروغ و ریا و ... هستند، نسلی که ساختارها و سنتهای نادرست کنونی را مانعی برای زندگی خود میدانند. آنها خودشان میخواهند از بهشتی که میسازند لذت ببرند! از زندگی، از زیبایی، از شادی و آزادی لذت ببرند و شما آنقدر متحجرانه و کورکورانه به زندگی نگاه میکنید که هر مسالهای در نگاه شما به نام دین به بحران تبدیل میشود، و انگار نمیدانید که همان دین گفته است «در دین هیچ اجباری وجود ندارد»
رقص، شادی و آزادی حق همه است، من همیشه از دیدن رقص این دختران و پسران لذت بردهام و امروز ناراحت و عصبانیام! وضعیت ما از فاجعه گذشته و تبدیل شده به طنز تلخی که نمیدانی پسش باید بخندی یا گریه کنی! بیش از این انسان را به سخره نگیرید و اخلاق و قانون را به ابتذال نکشانید؛ آنها نه فسادی به معنای واقعی کلمه بپا کردهاند، نه متجاوز بودهاند، نه در اختلاس و نابودی کشور دست داشتهاند، و نه دنبال نرمالیزاسیونسازی رانتخواری، جنایت، دروغ و دزدی هستند! آنها در یک کلام « میخواهند زندگی کنند، میخواهند شاد باشند، میخواهند در آزادی به رویاهایشان بال پرواز بدهند». بگذارید زندگی کنند، بگذارید زندگی کنیم، فرصت نفس کشیدن بدهید و به خودتان زمان بدهید فرصت دیدن و درک کردن بدهید تا بفهمید زندگی چیست! خودتان باشید و این رقص زیبا را بجای آنکه در پستوی افکارتان تحسین کنید در همین زندگی جاری تحسین کنید!
#مائده_هژبری
#شاداب
#رقص
#آزادی
#شادی
#برقص_تا_برقصیم
متن فوق از اینستاگرام حسین رونقی است.
@Tavaana_TavaanaTech
بعد از بازداشتشان با اعمال فشار و روشهای غیراخلاقی و غیرقانونی از این نوجوانها و جوانها اعتراف تلوزیونی میگیرند تا حرفها و اشکهایشان برای دیگران مایه عبرت شوند! واقعا نمیدانند این عمل ناشایست افتخار کردن ندارد و اگر کمی چشمانشان را باز کنند باید برای حال و روز خودشان اشک بریزند که هر روز سقوط انسان را رقم میزنند!
اینها نسل ۷۰ و ۸۰ هستند نسلی که به زور نمیخواهند راهی بهشت شوند، نسلی که خسته از اجبار و سیاست و دین و دروغ و ریا و ... هستند، نسلی که ساختارها و سنتهای نادرست کنونی را مانعی برای زندگی خود میدانند. آنها خودشان میخواهند از بهشتی که میسازند لذت ببرند! از زندگی، از زیبایی، از شادی و آزادی لذت ببرند و شما آنقدر متحجرانه و کورکورانه به زندگی نگاه میکنید که هر مسالهای در نگاه شما به نام دین به بحران تبدیل میشود، و انگار نمیدانید که همان دین گفته است «در دین هیچ اجباری وجود ندارد»
رقص، شادی و آزادی حق همه است، من همیشه از دیدن رقص این دختران و پسران لذت بردهام و امروز ناراحت و عصبانیام! وضعیت ما از فاجعه گذشته و تبدیل شده به طنز تلخی که نمیدانی پسش باید بخندی یا گریه کنی! بیش از این انسان را به سخره نگیرید و اخلاق و قانون را به ابتذال نکشانید؛ آنها نه فسادی به معنای واقعی کلمه بپا کردهاند، نه متجاوز بودهاند، نه در اختلاس و نابودی کشور دست داشتهاند، و نه دنبال نرمالیزاسیونسازی رانتخواری، جنایت، دروغ و دزدی هستند! آنها در یک کلام « میخواهند زندگی کنند، میخواهند شاد باشند، میخواهند در آزادی به رویاهایشان بال پرواز بدهند». بگذارید زندگی کنند، بگذارید زندگی کنیم، فرصت نفس کشیدن بدهید و به خودتان زمان بدهید فرصت دیدن و درک کردن بدهید تا بفهمید زندگی چیست! خودتان باشید و این رقص زیبا را بجای آنکه در پستوی افکارتان تحسین کنید در همین زندگی جاری تحسین کنید!
#مائده_هژبری
#شاداب
#رقص
#آزادی
#شادی
#برقص_تا_برقصیم
متن فوق از اینستاگرام حسین رونقی است.
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. هر جای دنیا بگویی که دختران ۱۷ و ۱۸ ساله را بخاطر رقص، شادی و زیباییشان به جرم اشاعه فحشا بازداشت و زندانی کردند و در مقابل متجاوزان به کودکان و ... آزاد هستند، میخندند! چون برایشان باور پذیر نیست! بعد از بازداشتشان با اعمال فشار و روشهای غیراخلاقی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افراد بسیاری در حمایت از بازداشت کنندگان به جرم رقص، رقصیدهاند و ویدئوی خود را ارسال کردهاند.
ارسال کننده ویدئو نوشته:
رویایی دارم، رویای آزادی، رویای یه رقص بیوقفه از شادی
#برقص_تا_برقصیم
ارسال کننده ویدئو نوشته:
رویایی دارم، رویای آزادی، رویای یه رقص بیوقفه از شادی
#برقص_تا_برقصیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص یک زن ایرانی در حمایت از بازداشت شدگان، با تصاویر زندانیان سیاسی و نیز تصویر مائده هژبری
ارسال کننده ویدئو نوشته:
"درود
هیچ پیامی، به عنوانِ ارسال کننده، ندارم"
ولی ویدئو یک دنیا حرف دارد...
ارسال کننده ویدئو نوشته:
"درود
هیچ پیامی، به عنوانِ ارسال کننده، ندارم"
ولی ویدئو یک دنیا حرف دارد...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعار مرگ بر دیکتاتور در برازجان طنینانداز شد
امشب ۱۷ تیر ۹۷
برازجان فلکه بیمارستان
دومین شب اعتراضات مردمی
از دیکتاتوری تا دموکراسی
bit.ly/2crARLF
@Tavaana_TavaanaTech
امشب ۱۷ تیر ۹۷
برازجان فلکه بیمارستان
دومین شب اعتراضات مردمی
از دیکتاتوری تا دموکراسی
bit.ly/2crARLF
@Tavaana_TavaanaTech
حال آرش صادقی وخیم است
وزن او به ۴۳ کیلو رسیده و از درد به خود میپیچد
متن نامهی سعید ماسوری از زندانیان همبند آرش:
“پدرش از اول صبح جلوی درب زندان به ملاقات پسرش میآید (از پدر آرش صادقی میگویم) و مادرش در جریان هجوم وحشیانه ماموران وزارت اطلاعات به خانهشان بر اثر ضربه، دچار خونریزی مغزی شد و مظلومانه درگذشت. همسرش (گلرخ ایرایی) یک فعال حقوق بشر مخالف اعدام به ۶ سال زندان محکوم شد و در زندان اوین تحمل کیفر میکند (کیفر دفاع از حقوق انسانها) و خودش هم به همان دلیل دفاع از حقوق بشر و مخالفت با اعدامهای جنایتکارانه به ۱۹ سال زندان محکوم شد و بر اثر آسیبهای ناشی از دوران بازجویی که منجر به شکسته شدن بازو و کتفش گردید، بدون معالجه در سلول انفرادی رها شد. حال به دلیل تکثیر بیش از حد و غیرعادی سلولی در ناحیه دچار شکستگی با نوعی تومور سرطانی مواجه شده که یک سال و نیم است از دردهای آن به خود میپیچد و بر اثر ضایعات ناشی از اعتصاب غذای طولانیمدت توان هضم هیچ غذایی را نداشته و وزنش به ۴۳ کیلو رسیده است.
اینها و بسیاری ناگفتههای دیگر قلبم را به درد نیاورد… ولی بشنوید؛
آری، آنگونه مادرش را از او گرفتند و همسرش (گلرخ) را به زندان انداختهاند و خودش در زندانی دیگر در وضعیتی وخیم با ظهور تومور سرطانی که امانش را بریده و جز با مسکنهای قوی نمیتواند بخوابد… البته که پدر دلنگرانش باید ساعتها قبل از شروع ملاقات جلوی درب زندان برای ۲۰ دقیقه ملاقات منتظر بماند.
اینها و بسیاری ناگفتههای دیگر قلبم را به درد نیاورد… ولی بشنوید؛
مادر همسرش (گلرخ) با قلبی نگران و پرغصه از زندان و شرایط زندان دخترش بعد خبر ابتلای آرش (یا مادرش که الان به منزله فرزند دیگر اوست) به سرطان و شرایط وخیم او در زندان عاجزانه و ملتمسانه به سراغ دادستان میرود که حداقل چند دقیقه حتی در پشت شیشه با آرش ملاقات کند… انسان نمایی “رستمی”نام تازهبهدورانرسیده، این در مقام معاون دادستان، ملاقات او را با آرش مغایر با امنیت و مصلحت نظام میبیند و در جواب میگوید: ملاقات شما با او را مصلحت نمیدانیم…!!
این چند خط دلنوشته را نه به عنوان شکایت و نه به عنوان اعتراض نوشتم، بلکه تنها یک نمونه دیگر را میخواستم برای هموطنان و مردممان بازگو کنم که بدانند در این کشورمان چه موجوداتی در راس امور قرار دارند و به خاطر بسپارند… وگرنه…
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم / که ناکس کس نمیگردد، بدین بالانشینیها
سعید ماسوری، همبند آرش صادقی در زندان گوهردشت کرج”
.
روز دوشنبه ۲۸ خردادماه نتیجه آزمایش آرش صادقی، کنشگر مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج به او اعلام شد. بر اساس این تشخیص آقای صادقی با تومور استخوانی مواجه شده که ممکن است سرطانی باشد.
در چنین وضعیتی مسئولان زندان در حالی که بیمارستان مدنی کرج تجهیزات لازم بری درمان این نوع از بیماری را ندارد، تنها اجازه اعزام وی به این بیمارستان را دادهاند و با درخواست خانواده او که حتی هزینه بیمارستان و پروسه اداری آن را متقبل شدهاند مخالف میورزند. کارشکنی در روند درمان آقای صادقی در مرحله جاری که نیاز به تشخیص شدت بیماری و اقدامات زودهنگام دارد میتواند به رساندن وضعیت سلامتی او به وضعیت غیرقابل بازگشت منجر شود.
پیش از این نیز مجید اسدی زندانی سیاسی محبوس در سالن ۱۰ زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به کارشکنی مسئولان زندان در روند درمان آرش صادقی نامهای سرگشاده نوشت.
همچنین سازمان عفو بینالملل طی بیانیهای خواستار اقدام فوری درمانی برای آرش صادقی شد و اعلام کرد “آرش صادقی مدافع حقوق بشر دچار تومور استخوانی شده است و این تومور ممکن است سرطانی باشد”.
مطالب مرتبط
آرش صادقی، زندانی عدالت تراسیماخوسی
https://bit.ly/2gtKJ7C
زندان در ایران
goo.gl/8eWnoP
حقوق بازداشتشدگان
goo.gl/g64yjS
@Tavaana_TavaanaTech
وزن او به ۴۳ کیلو رسیده و از درد به خود میپیچد
متن نامهی سعید ماسوری از زندانیان همبند آرش:
“پدرش از اول صبح جلوی درب زندان به ملاقات پسرش میآید (از پدر آرش صادقی میگویم) و مادرش در جریان هجوم وحشیانه ماموران وزارت اطلاعات به خانهشان بر اثر ضربه، دچار خونریزی مغزی شد و مظلومانه درگذشت. همسرش (گلرخ ایرایی) یک فعال حقوق بشر مخالف اعدام به ۶ سال زندان محکوم شد و در زندان اوین تحمل کیفر میکند (کیفر دفاع از حقوق انسانها) و خودش هم به همان دلیل دفاع از حقوق بشر و مخالفت با اعدامهای جنایتکارانه به ۱۹ سال زندان محکوم شد و بر اثر آسیبهای ناشی از دوران بازجویی که منجر به شکسته شدن بازو و کتفش گردید، بدون معالجه در سلول انفرادی رها شد. حال به دلیل تکثیر بیش از حد و غیرعادی سلولی در ناحیه دچار شکستگی با نوعی تومور سرطانی مواجه شده که یک سال و نیم است از دردهای آن به خود میپیچد و بر اثر ضایعات ناشی از اعتصاب غذای طولانیمدت توان هضم هیچ غذایی را نداشته و وزنش به ۴۳ کیلو رسیده است.
اینها و بسیاری ناگفتههای دیگر قلبم را به درد نیاورد… ولی بشنوید؛
آری، آنگونه مادرش را از او گرفتند و همسرش (گلرخ) را به زندان انداختهاند و خودش در زندانی دیگر در وضعیتی وخیم با ظهور تومور سرطانی که امانش را بریده و جز با مسکنهای قوی نمیتواند بخوابد… البته که پدر دلنگرانش باید ساعتها قبل از شروع ملاقات جلوی درب زندان برای ۲۰ دقیقه ملاقات منتظر بماند.
اینها و بسیاری ناگفتههای دیگر قلبم را به درد نیاورد… ولی بشنوید؛
مادر همسرش (گلرخ) با قلبی نگران و پرغصه از زندان و شرایط زندان دخترش بعد خبر ابتلای آرش (یا مادرش که الان به منزله فرزند دیگر اوست) به سرطان و شرایط وخیم او در زندان عاجزانه و ملتمسانه به سراغ دادستان میرود که حداقل چند دقیقه حتی در پشت شیشه با آرش ملاقات کند… انسان نمایی “رستمی”نام تازهبهدورانرسیده، این در مقام معاون دادستان، ملاقات او را با آرش مغایر با امنیت و مصلحت نظام میبیند و در جواب میگوید: ملاقات شما با او را مصلحت نمیدانیم…!!
این چند خط دلنوشته را نه به عنوان شکایت و نه به عنوان اعتراض نوشتم، بلکه تنها یک نمونه دیگر را میخواستم برای هموطنان و مردممان بازگو کنم که بدانند در این کشورمان چه موجوداتی در راس امور قرار دارند و به خاطر بسپارند… وگرنه…
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم / که ناکس کس نمیگردد، بدین بالانشینیها
سعید ماسوری، همبند آرش صادقی در زندان گوهردشت کرج”
.
روز دوشنبه ۲۸ خردادماه نتیجه آزمایش آرش صادقی، کنشگر مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج به او اعلام شد. بر اساس این تشخیص آقای صادقی با تومور استخوانی مواجه شده که ممکن است سرطانی باشد.
در چنین وضعیتی مسئولان زندان در حالی که بیمارستان مدنی کرج تجهیزات لازم بری درمان این نوع از بیماری را ندارد، تنها اجازه اعزام وی به این بیمارستان را دادهاند و با درخواست خانواده او که حتی هزینه بیمارستان و پروسه اداری آن را متقبل شدهاند مخالف میورزند. کارشکنی در روند درمان آقای صادقی در مرحله جاری که نیاز به تشخیص شدت بیماری و اقدامات زودهنگام دارد میتواند به رساندن وضعیت سلامتی او به وضعیت غیرقابل بازگشت منجر شود.
پیش از این نیز مجید اسدی زندانی سیاسی محبوس در سالن ۱۰ زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به کارشکنی مسئولان زندان در روند درمان آرش صادقی نامهای سرگشاده نوشت.
همچنین سازمان عفو بینالملل طی بیانیهای خواستار اقدام فوری درمانی برای آرش صادقی شد و اعلام کرد “آرش صادقی مدافع حقوق بشر دچار تومور استخوانی شده است و این تومور ممکن است سرطانی باشد”.
مطالب مرتبط
آرش صادقی، زندانی عدالت تراسیماخوسی
https://bit.ly/2gtKJ7C
زندان در ایران
goo.gl/8eWnoP
حقوق بازداشتشدگان
goo.gl/g64yjS
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. حال آرش صادقی وخیم است وزن او به ۴۳ کیلو رسیده و از درد به خود میپیچد متن نامهی سعید ماسوری از زندانیان همبند آرش: “پدرش از اول صبح جلوی درب زندان به ملاقات پسرش میآید (از پدر آرش صادقی میگویم) و مادرش در جریان هجوم وحشیانه ماموران وزارت اطلاعات به…
دو مطلب از همراهان توانا
.
۱. «رقص، هنر یا جرم؟» (✍: وحید پاییزی)
رقص هم یک هنر است. مثل موسیقی، بازیگری، نقاشی و... همانطور که یک بازیگر به عنوان یک هنرمند، هنر خود را در فیلم به نمایش میگذارد و یک خواننده هنر خود را قالب موسیقی ارائه میکند و یک نقاش هم هنر خود را به تصویر میکشد، یک رقاص هم حق این را دارد که هنر رقصندگی خود را به نمایش بگذارد. کیست که از تماشای رقص لذت نبرد؟ از هنر رقصیدن در تمام جوامع پیشرفته تقدیر میشود و مانند دیگر هنرها مسابقات و نمایش های فردی و گروهی از آن به عمل می آید. اما در رژیم اشغالگرِ جمهوری اسلامی، رقص یک دختر ۱۷ساله برابر با ترویج فحشا عنوان میشود. جمهوری اسلامی با هنر هم سَرِ ستیز دارد. موسیقی و فیلم و در کل هر هنری باید زیر شلاق ارشاد قرار گیرد. صدای زن در موسیقی حرام و تحریک آمیز است و در رقص هم ترویج فساد و فحشا. «مائده» دختر رقاصی که فقط هنرش را مانند دیگر هنرمندان در این لجنزار متعفنِ انسان ستیز به نمایش گذاشت، بار دیگر باعث شد که امثال من «دندان به هم بساییم و با چشمانِ سرخِ پر از کینه و نفرت به حکومتی نگاه کنیم» که در حالی که از در و دیوارش فساد و فحشا و نکبت و شپش میبارد و مُرَوِجانش هم آزادانه در جامعه «رقصِ تجاوز و اختلاس و کشتار و سرکوب» را به نمایش میگذارند، ولی ساعتها و روزها وقت گذاشتند تا «مائده هژبری» را شناسایی کنند و بعد هم به «جرم» ترویج فحشا! دستگیرش کنند، باعث شد که بار دیگر اثبات شود که «چرا دنیا انگشت اتهامِ نقض حقوق بشر را به سمت چنین حکومتی گرفته است.»
آری در جمهوری اسلامیِ ایران هنر در معنای واقعی و آزادانه ی آن یک جرم است...
.
۲.
دخترکم برقص و دلبری کن
با آن تن لطیف و پاک و معصوم
برقص حالمان کمی بد شده
با این همه دغدغه های مسموم
دور از نگاه گزمه هایی که شهر
در زیر چکمه هایشان می رود
برقص ترسم تا سحر نمانیم
که مرگ روشنی-گمان می رود
برقص ای الهه شور و ناز
رقص تو مثل لحظه های دعاست
پشت سکوتی که زبان بسته است
ترنم فرشته های خداست
برقص تا ماه نگاهت کند
ستاره انگشت به لب بماند
از خنده های صبح می گریزند
اینها که میخواهند شب بماند
دخترکم برقص،عاشق نشو
حالا که دوست داشتن گناه است
برقص آفتاب در دست توست
ببین شب امید ما سیاه است
برقص ای قناری سبز عشق
از قار و قار این کلاغان مترس
حالا که دیدی شادی رفته در گور
از این حرامی های نادان مترس
#جعفر_رسول_زاده_آشفته
#مائده_هژبری
#برقص_تا_برقصیم
@Tavaana_TavaanaTech
.
۱. «رقص، هنر یا جرم؟» (✍: وحید پاییزی)
رقص هم یک هنر است. مثل موسیقی، بازیگری، نقاشی و... همانطور که یک بازیگر به عنوان یک هنرمند، هنر خود را در فیلم به نمایش میگذارد و یک خواننده هنر خود را قالب موسیقی ارائه میکند و یک نقاش هم هنر خود را به تصویر میکشد، یک رقاص هم حق این را دارد که هنر رقصندگی خود را به نمایش بگذارد. کیست که از تماشای رقص لذت نبرد؟ از هنر رقصیدن در تمام جوامع پیشرفته تقدیر میشود و مانند دیگر هنرها مسابقات و نمایش های فردی و گروهی از آن به عمل می آید. اما در رژیم اشغالگرِ جمهوری اسلامی، رقص یک دختر ۱۷ساله برابر با ترویج فحشا عنوان میشود. جمهوری اسلامی با هنر هم سَرِ ستیز دارد. موسیقی و فیلم و در کل هر هنری باید زیر شلاق ارشاد قرار گیرد. صدای زن در موسیقی حرام و تحریک آمیز است و در رقص هم ترویج فساد و فحشا. «مائده» دختر رقاصی که فقط هنرش را مانند دیگر هنرمندان در این لجنزار متعفنِ انسان ستیز به نمایش گذاشت، بار دیگر باعث شد که امثال من «دندان به هم بساییم و با چشمانِ سرخِ پر از کینه و نفرت به حکومتی نگاه کنیم» که در حالی که از در و دیوارش فساد و فحشا و نکبت و شپش میبارد و مُرَوِجانش هم آزادانه در جامعه «رقصِ تجاوز و اختلاس و کشتار و سرکوب» را به نمایش میگذارند، ولی ساعتها و روزها وقت گذاشتند تا «مائده هژبری» را شناسایی کنند و بعد هم به «جرم» ترویج فحشا! دستگیرش کنند، باعث شد که بار دیگر اثبات شود که «چرا دنیا انگشت اتهامِ نقض حقوق بشر را به سمت چنین حکومتی گرفته است.»
آری در جمهوری اسلامیِ ایران هنر در معنای واقعی و آزادانه ی آن یک جرم است...
.
۲.
دخترکم برقص و دلبری کن
با آن تن لطیف و پاک و معصوم
برقص حالمان کمی بد شده
با این همه دغدغه های مسموم
دور از نگاه گزمه هایی که شهر
در زیر چکمه هایشان می رود
برقص ترسم تا سحر نمانیم
که مرگ روشنی-گمان می رود
برقص ای الهه شور و ناز
رقص تو مثل لحظه های دعاست
پشت سکوتی که زبان بسته است
ترنم فرشته های خداست
برقص تا ماه نگاهت کند
ستاره انگشت به لب بماند
از خنده های صبح می گریزند
اینها که میخواهند شب بماند
دخترکم برقص،عاشق نشو
حالا که دوست داشتن گناه است
برقص آفتاب در دست توست
ببین شب امید ما سیاه است
برقص ای قناری سبز عشق
از قار و قار این کلاغان مترس
حالا که دیدی شادی رفته در گور
از این حرامی های نادان مترس
#جعفر_رسول_زاده_آشفته
#مائده_هژبری
#برقص_تا_برقصیم
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. دو مطلب از همراهان توانا . ۱. «رقص، هنر یا جرم؟» (✍: وحید پاییزی) رقص هم یک هنر است. مثل موسیقی، بازیگری، نقاشی و... همانطور که یک بازیگر به عنوان یک هنرمند، هنر خود را در فیلم به نمایش میگذارد و یک خواننده هنر خود را قالب موسیقی ارائه میکند و یک نقاش…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«شعار ایرانی بسه دیگه غیرتتو نشون بده»
مردم برازجان امشب ۱۷ تیرماه در دومین شب متوالی در اعتراض به بحران آب به خیابان آمدند.
بحرانهای محیطزیست ایران
goo.gl/WBQPZn
@Tavaana_TavaanaTech
مردم برازجان امشب ۱۷ تیرماه در دومین شب متوالی در اعتراض به بحران آب به خیابان آمدند.
بحرانهای محیطزیست ایران
goo.gl/WBQPZn
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
عزت ابراهیمنژاد کشتهی کوی دانشگاه
خانوادهی عزت ابراهیمنژاد خطاب به مسعود دهنمکی:
«در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، عزت را شبانه و تک وتنها به گوشهای کشاندی و با ضربات چاقو، زنجیر خودت و دوستانت، عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید... هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه ۱۸ تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند، تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند.»
عزت ابراهیمنژاد یکی از کشتهشدگان حادثهی دلخراش ۱۸ تیر ۱۳۷۸ است.
عزت فارغالتحصیل رشتهی حقوق از دانشگاه چمران اهواز بود که توسط انصار حزبالله و نیروهای انتظامی در حمله به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه کشته شد.
از عزت ابراهیمنژاد مجموعه شعری نیز به جا مانده است که پس از قتلش منتشر شده است.
قاتلان عزت هیچگاه محاکمه نشدند اما او پس از مرگ توسط دادگاه انقلاب به اقدام علیه امنیت ملی متهم شد.
مجموع شعر «به آسمان» با مقدمهی سیدعلی صالحی نام کتاب شعری است که از زندهیاد عزت ابراهیمنژاد توسط نشر ثالث منتشر شد.
شعری از عزتابراهیمنژاد را با صدا و تصویر خود او میبینیم:
ما را به خاطر بیاور!
ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم.
شور
عشق درسینه داشتیم و
پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.
ما را به خاطر بیاور! ما را که سینهسرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده
نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار
که در بازار پیش از آنکه آوازهخوان شویم
بر شاخهای تکیده از تکیهگاه خویش
جان واسپردیم
به خاطر دارم پیامشان را، سرنوشتشان را،
آری …
و همیشه درگذرگاه خاطرم درگذر است
آوازهای صامت سینهسرخان سینه برسیخ و
تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ
و از تکرار یادشان شاید پیش از آن که شاعر شوم
بیست و دو ساله بمیرم.
آمین!
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/11082
@Tavaana_TavaanaTech
خانوادهی عزت ابراهیمنژاد خطاب به مسعود دهنمکی:
«در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، عزت را شبانه و تک وتنها به گوشهای کشاندی و با ضربات چاقو، زنجیر خودت و دوستانت، عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید... هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه ۱۸ تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند، تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند.»
عزت ابراهیمنژاد یکی از کشتهشدگان حادثهی دلخراش ۱۸ تیر ۱۳۷۸ است.
عزت فارغالتحصیل رشتهی حقوق از دانشگاه چمران اهواز بود که توسط انصار حزبالله و نیروهای انتظامی در حمله به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه کشته شد.
از عزت ابراهیمنژاد مجموعه شعری نیز به جا مانده است که پس از قتلش منتشر شده است.
قاتلان عزت هیچگاه محاکمه نشدند اما او پس از مرگ توسط دادگاه انقلاب به اقدام علیه امنیت ملی متهم شد.
مجموع شعر «به آسمان» با مقدمهی سیدعلی صالحی نام کتاب شعری است که از زندهیاد عزت ابراهیمنژاد توسط نشر ثالث منتشر شد.
شعری از عزتابراهیمنژاد را با صدا و تصویر خود او میبینیم:
ما را به خاطر بیاور!
ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم.
شور
عشق درسینه داشتیم و
پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.
ما را به خاطر بیاور! ما را که سینهسرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده
نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار
که در بازار پیش از آنکه آوازهخوان شویم
بر شاخهای تکیده از تکیهگاه خویش
جان واسپردیم
به خاطر دارم پیامشان را، سرنوشتشان را،
آری …
و همیشه درگذرگاه خاطرم درگذر است
آوازهای صامت سینهسرخان سینه برسیخ و
تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ
و از تکرار یادشان شاید پیش از آن که شاعر شوم
بیست و دو ساله بمیرم.
آمین!
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/11082
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
عزت ابراهیمنژاد کشتهی کوی دانشگاه
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
باز نشر
#ریشخند : ببرزادههای ۱۸ تیر
طنز علیرضا رضایی
goo.gl/W6LUmb
(این برنامه در سال ۱۳۹۵ ساخته شده بود)
@Tavaana_TavaanaTech
#ریشخند : ببرزادههای ۱۸ تیر
طنز علیرضا رضایی
goo.gl/W6LUmb
(این برنامه در سال ۱۳۹۵ ساخته شده بود)
@Tavaana_TavaanaTech
این عکسها گواه روشنی است بر وضعیت زندانیان در زندانهای جمهوری اسلامی.
از سمت راست، تصویر آرش صادقی، سعید ماسوری و علیرضا رجایی را میبینید. تصاویر بالا، وضعیت پس از زندان آنان و تصاویر پایین، وضعیت پیش از زندانشان را نشان میدهد.
آرش صادقی با سرطان دست و پنجه نرم میکند و محروم از درمان است و وزنش به ۴۳ کیلوگرم رسیده است. سعید ماسوری پس از سالها زندان تکیده شد و همچنان در بند است. علیرضا رجایی هم که سرطان را، به تلخی از دوران زندان به یادگار دارد.
اینها فقط سه تن از بسیار زندانیانی هستند که شرح داستان دردناک زندگی هر کدامشان، کتابی جداگانه میشود.
کتاب «زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون» حاوی روایتهای دردناک زندانیان از وضعیتشان در دوران حبس است.
فرهاد وکیلی، که به اتهاماتی از جمله محاربه به ده سال زندان و اعدام محکوم شد و پیش از پایان دوره محکومیتش در اردیبهشت ۱۳۸۹ در زندان اوین اعدام شد، میگوید: «یاد اولین روزهای انتقالم به ۲۰۹ میافتم. زمانی که پس از تحمل سختترین اعمال غیرانسانی اداره اطلاعات در سنندج برای تشدید فشار به اینجا منتقل شدم. با افرادی به عنوان کارشناس روبرو شدم که پرونده پرافتخار خود را که حکایت از سالها بازجوییهایشان بود، برای ایجاد رعب و وحشت بیشتر برای من تعریف میکردند تا من باور کنم در این مکان هیچ کس نمیتواند چیزی را برای خود نگه دارد.»
متن کامل این نامه را به همراه ۵۰ نامه دیگر از زندانیان سیاسی ایران از دهه ۶۰ تا ۹۰ در کتاب «زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون» بخوانید.
لینک دانلود رایگان این کتاب:
http://bit.ly/2jtzcGR
تلگرام کلاس و کتاب توانا را دنبال کنید و انواع کتابهای الکترونیکی رایگان، کیس استادی ها، فایل های ویدیویی کلاسها را از آنجا به راحتی دریافت کنید:
https://t.me/Tavaana
به غرفه کتاب مجازی توانا سر بزنید و کتابهای توانا را رایگان و بدون فیلتر دانلود کنید:
bit.ly/2GJkHcW
#کتاب #آرش_صادقی
#سعید_ماسوری
#علیرضا_رجایی
#زندان #زندانی_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
از سمت راست، تصویر آرش صادقی، سعید ماسوری و علیرضا رجایی را میبینید. تصاویر بالا، وضعیت پس از زندان آنان و تصاویر پایین، وضعیت پیش از زندانشان را نشان میدهد.
آرش صادقی با سرطان دست و پنجه نرم میکند و محروم از درمان است و وزنش به ۴۳ کیلوگرم رسیده است. سعید ماسوری پس از سالها زندان تکیده شد و همچنان در بند است. علیرضا رجایی هم که سرطان را، به تلخی از دوران زندان به یادگار دارد.
اینها فقط سه تن از بسیار زندانیانی هستند که شرح داستان دردناک زندگی هر کدامشان، کتابی جداگانه میشود.
کتاب «زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون» حاوی روایتهای دردناک زندانیان از وضعیتشان در دوران حبس است.
فرهاد وکیلی، که به اتهاماتی از جمله محاربه به ده سال زندان و اعدام محکوم شد و پیش از پایان دوره محکومیتش در اردیبهشت ۱۳۸۹ در زندان اوین اعدام شد، میگوید: «یاد اولین روزهای انتقالم به ۲۰۹ میافتم. زمانی که پس از تحمل سختترین اعمال غیرانسانی اداره اطلاعات در سنندج برای تشدید فشار به اینجا منتقل شدم. با افرادی به عنوان کارشناس روبرو شدم که پرونده پرافتخار خود را که حکایت از سالها بازجوییهایشان بود، برای ایجاد رعب و وحشت بیشتر برای من تعریف میکردند تا من باور کنم در این مکان هیچ کس نمیتواند چیزی را برای خود نگه دارد.»
متن کامل این نامه را به همراه ۵۰ نامه دیگر از زندانیان سیاسی ایران از دهه ۶۰ تا ۹۰ در کتاب «زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون» بخوانید.
لینک دانلود رایگان این کتاب:
http://bit.ly/2jtzcGR
تلگرام کلاس و کتاب توانا را دنبال کنید و انواع کتابهای الکترونیکی رایگان، کیس استادی ها، فایل های ویدیویی کلاسها را از آنجا به راحتی دریافت کنید:
https://t.me/Tavaana
به غرفه کتاب مجازی توانا سر بزنید و کتابهای توانا را رایگان و بدون فیلتر دانلود کنید:
bit.ly/2GJkHcW
#کتاب #آرش_صادقی
#سعید_ماسوری
#علیرضا_رجایی
#زندان #زندانی_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. این عکسها گواه روشنی است بر وضعیت زندانیان در زندانهای جمهوری اسلامی. از سمت راست، تصویر آرش صادقی، سعید ماسوری و علیرضا رجایی را میبینید. تصاویر بالا، وضعیت پس از زندان آنان و تصاویر پایین، وضعیت پیش از زندانشان را نشان میدهد. آرش صادقی با سرطان دست…
۱۹ سال گذشت
سالگرد ۱۸تیر و حمله وحشیانه به کوی دانشگاه
۱۹ سال گذشت. نوزدهسال از آن روزی که دانشجویان دست به یک اعتراض مسالمتآمیز زدند تا به آرامی علیه بستهشدن یک روزنامه اعتراض کنند. دانشجویان به بستهشدن روزنامه سلام معترض بودند. این روزنامه در ۱۵ تیرماه ۱۳۷۸به جرم انتشار نامهای از سعید امامی بسته شد. سعید امامی در نامهای به وزیر اطلاعات وقت قربانعلی دری نجفآبادی خواهان برخورد با مطبوعات شده بود.
محاکمهی روزنامهی سلام علاوه بر مدعیالعموم، چهار شاکی داشت که یکی از آنها «محمود احمدینژاد» استاندار اردبیل در دولت رفسنجانی بود. شاکی دیگر کامران دانشجو، استاندار اسبق تهران و وزیر علوم سابق در دولت احمدینژاد بود. مهدیرضا درویشزاده نمایندهی دزفول در مجلس پنجم و حمیدرضا ترقی عضو ارشد حزب موتلفه و نمایندهی مشهد در مجلس پنجم دو شاکی دیگر بودند.
انصار حزبالله به دانشجویان معترض حمله کرد. دستکم ۳۰۰ دانشجو بازداشت شدند و مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفتند. آمار از کشتهشدن هفت نفر میگوید. عزت ابراهیمنژاد و فرشته علیزاده از کسانی هستند که نام آنها در میان کشتهشدگان کوی دانشگاه است. فرشته علیزاده دانشجوی دانشگاه الزهرا و مسئول برد انجمن این دانشگاه بود. او در همان روز ناپدید شد و دیگر از او خبری نشد.
#تامی_حامیفر دختر دانشآموزی است که به گفتهی منابع دانشجویی در جریان همین اعتراضات توسط حمله پلیس و شبهنظامیان حکومتی کشته شد.
#سعید_زینالی یکی دیگر از افرادی است که از همان روز تا کنون و در جریان درگیریها مفقود شد و تا کنون خبری از او نیست. نام سعید زینالی پس از حوادث جنبش سبز بر سر زبانها افتاد و خانوادهاش جرات کردند علیرغم همهی تهدیدها از گمشدن فرزندشان سخن بگویند.
اکرم نقابی مادر سعید در ۱۸ تیرماه ۱۳۹۲ در گفتوگویی با بیبیسی از دیدارش با رئیس کل دادگستری استان تهران سخن گفت و قول مساعدی که آنها برای پیگیری وضعیت فرزندشان دادند. قولی که هیچگاه عملی نشد.
#اکبر_محمدی نیز از بازداشتشدههای ۱۸ تیرماه بود که در ۸ مرداد ۱۳۸۵ به دلیل اعتصاب غذا به طرز مشکوکی در زندان درگذشت. او در دوران بازداشت بارها شکنجه شده بود.
دو سال پس از این رویداد قوه قضاییه همه نیروهای پلیس و شبه نظامیان وابسته را تبرئه کرده و فقط یک سرباز به نام اروجعلی ببرزاده محکوم شد آنهم به دلیل دزدیدن یک ریشتراش.
در نماز جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ احمد جنتی، امام جمعه موقت وقت تهران و دبیر شورای نگهبان خطاب به رئیس قوه قضائیه گفت: «در ۱۸ تیر ضعف نشان دادید؛ چند نفر در آن زمان اعدام شدند؟ اگر حالا هم ضعف نشان دهید آینده بدتری در انتظار شماست.
https://bit.ly/2u4gPQa
@Tavaana_TavaanaTech
سالگرد ۱۸تیر و حمله وحشیانه به کوی دانشگاه
۱۹ سال گذشت. نوزدهسال از آن روزی که دانشجویان دست به یک اعتراض مسالمتآمیز زدند تا به آرامی علیه بستهشدن یک روزنامه اعتراض کنند. دانشجویان به بستهشدن روزنامه سلام معترض بودند. این روزنامه در ۱۵ تیرماه ۱۳۷۸به جرم انتشار نامهای از سعید امامی بسته شد. سعید امامی در نامهای به وزیر اطلاعات وقت قربانعلی دری نجفآبادی خواهان برخورد با مطبوعات شده بود.
محاکمهی روزنامهی سلام علاوه بر مدعیالعموم، چهار شاکی داشت که یکی از آنها «محمود احمدینژاد» استاندار اردبیل در دولت رفسنجانی بود. شاکی دیگر کامران دانشجو، استاندار اسبق تهران و وزیر علوم سابق در دولت احمدینژاد بود. مهدیرضا درویشزاده نمایندهی دزفول در مجلس پنجم و حمیدرضا ترقی عضو ارشد حزب موتلفه و نمایندهی مشهد در مجلس پنجم دو شاکی دیگر بودند.
انصار حزبالله به دانشجویان معترض حمله کرد. دستکم ۳۰۰ دانشجو بازداشت شدند و مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفتند. آمار از کشتهشدن هفت نفر میگوید. عزت ابراهیمنژاد و فرشته علیزاده از کسانی هستند که نام آنها در میان کشتهشدگان کوی دانشگاه است. فرشته علیزاده دانشجوی دانشگاه الزهرا و مسئول برد انجمن این دانشگاه بود. او در همان روز ناپدید شد و دیگر از او خبری نشد.
#تامی_حامیفر دختر دانشآموزی است که به گفتهی منابع دانشجویی در جریان همین اعتراضات توسط حمله پلیس و شبهنظامیان حکومتی کشته شد.
#سعید_زینالی یکی دیگر از افرادی است که از همان روز تا کنون و در جریان درگیریها مفقود شد و تا کنون خبری از او نیست. نام سعید زینالی پس از حوادث جنبش سبز بر سر زبانها افتاد و خانوادهاش جرات کردند علیرغم همهی تهدیدها از گمشدن فرزندشان سخن بگویند.
اکرم نقابی مادر سعید در ۱۸ تیرماه ۱۳۹۲ در گفتوگویی با بیبیسی از دیدارش با رئیس کل دادگستری استان تهران سخن گفت و قول مساعدی که آنها برای پیگیری وضعیت فرزندشان دادند. قولی که هیچگاه عملی نشد.
#اکبر_محمدی نیز از بازداشتشدههای ۱۸ تیرماه بود که در ۸ مرداد ۱۳۸۵ به دلیل اعتصاب غذا به طرز مشکوکی در زندان درگذشت. او در دوران بازداشت بارها شکنجه شده بود.
دو سال پس از این رویداد قوه قضاییه همه نیروهای پلیس و شبه نظامیان وابسته را تبرئه کرده و فقط یک سرباز به نام اروجعلی ببرزاده محکوم شد آنهم به دلیل دزدیدن یک ریشتراش.
در نماز جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ احمد جنتی، امام جمعه موقت وقت تهران و دبیر شورای نگهبان خطاب به رئیس قوه قضائیه گفت: «در ۱۸ تیر ضعف نشان دادید؛ چند نفر در آن زمان اعدام شدند؟ اگر حالا هم ضعف نشان دهید آینده بدتری در انتظار شماست.
https://bit.ly/2u4gPQa
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
مجموعه تصاویری از حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر 78
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"اگه ، زندان ، سرنوشتِ منِه
ترجیح میدم واسه یه رقصِ کاملا مجرمانه زندانی شم
نه واسه رقص تو اتاق خوابم
من و خانواده م ، پولِ مسجد و عقایدِ شمارو دادیم ، اما شما عقایدِ مارو سلاخی و حبس میکنید"
ترجیح میدم واسه یه رقصِ کاملا مجرمانه زندانی شم
نه واسه رقص تو اتاق خوابم
من و خانواده م ، پولِ مسجد و عقایدِ شمارو دادیم ، اما شما عقایدِ مارو سلاخی و حبس میکنید"
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
"منشور آزادی دینی در ویرجینیا"
"توماس جفرسون"
وبسایت توانا:
goo.gl/VedoB4
فایل پیدیاف:
bit.ly/2udXwmX
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
"توماس جفرسون"
وبسایت توانا:
goo.gl/VedoB4
فایل پیدیاف:
bit.ly/2udXwmX
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عبدالله بزرگزاده بیش از ۲۰ روز است که بازداشت شده است.
علت بازداشت او اطلاعرسانی دربارهی ماجرای تجاوز گروهی به دختران بلوچ در ایرانشهر بود.
در این ویدئو پدرش از بیخبری از فرزندش میگوید.
علت بازداشت او اطلاعرسانی دربارهی ماجرای تجاوز گروهی به دختران بلوچ در ایرانشهر بود.
در این ویدئو پدرش از بیخبری از فرزندش میگوید.
رقص و ساز و آواز را هميشه دوست داشتم، در زندگيم بسيار رقصيده ام، گاه براى دل خودم و بيشتر به ساز روزگار
زندگى سمفونيهاى عجيبى براى من نواخته و من بى درنگ برايش پايكوبى كردهام، زلفها پريشان كردهام و دلبريها تا در نهايت دنيا را وادار كردم كه به ساز دل من برقصد.
اين روزها گاهى من براى دنيا مينوازم و گاهى او براى من، ولى غمگينم براى دختران سرزمينم كه بال و پرشان را چيدهاند اما هنرمندانه با بالهاى شكسته پرواز ميكنند.
پرنده در قفس هم پرنده ميماند، دل به ساز روزگار ندهيد، آنقدر برقصيد كه ساز دنيا با دل شما كوك شود.
دوستم چه زيبا نوشته بود امروز؛ عدو سبب خير ميشود گاهى، حالا مائده هاااااا تك به تك سربرمىآورند...
حالا دنيا به تماشاى شما نشسته است، با بالهاى سپيدتان برقصيد كه زمستان نيز تمام ميشود و روسياهى براى شما نمىماند
ما نيز باافتخار برايتان كف ميزنيم 👏🏻👏🏻👏🏻
شايا ١٧تير ١٣٩٧
#من_یک_ترنسکشوال_هستم
یکی از مخاطبان ما متن بالا را همراه با ویدئو برای ما ارسال کرده است.
#رقصیدن_جرم_نیست #رقص #مائده_هژبری #الناز_قاسمی #شاداب_شکیب #برقص_تا_برقصیم
@Tavaana_TavaanaTech
زندگى سمفونيهاى عجيبى براى من نواخته و من بى درنگ برايش پايكوبى كردهام، زلفها پريشان كردهام و دلبريها تا در نهايت دنيا را وادار كردم كه به ساز دل من برقصد.
اين روزها گاهى من براى دنيا مينوازم و گاهى او براى من، ولى غمگينم براى دختران سرزمينم كه بال و پرشان را چيدهاند اما هنرمندانه با بالهاى شكسته پرواز ميكنند.
پرنده در قفس هم پرنده ميماند، دل به ساز روزگار ندهيد، آنقدر برقصيد كه ساز دنيا با دل شما كوك شود.
دوستم چه زيبا نوشته بود امروز؛ عدو سبب خير ميشود گاهى، حالا مائده هاااااا تك به تك سربرمىآورند...
حالا دنيا به تماشاى شما نشسته است، با بالهاى سپيدتان برقصيد كه زمستان نيز تمام ميشود و روسياهى براى شما نمىماند
ما نيز باافتخار برايتان كف ميزنيم 👏🏻👏🏻👏🏻
شايا ١٧تير ١٣٩٧
#من_یک_ترنسکشوال_هستم
یکی از مخاطبان ما متن بالا را همراه با ویدئو برای ما ارسال کرده است.
#رقصیدن_جرم_نیست #رقص #مائده_هژبری #الناز_قاسمی #شاداب_شکیب #برقص_تا_برقصیم
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. رقص و ساز و آواز را هميشه دوست داشتم، در زندگيم بسيار رقصيده ام، گاه براى دل خودم و بيشتر به ساز روزگار زندگى سمفونيهاى عجيبى براى من نواخته و من بى درنگ برايش پايكوبى كردهام، زلفها پريشان كردهام و دلبريها تا در نهايت دنيا را وادار كردم كه به ساز دل…
Forwarded from مسیح علینژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادری که نوزده سال چشم به راه است تا خبری از فرزندش به او بدهند. برای اکرم نقابی مادر سعید زینالی هجده تیر یعنی زخمی ماندگار. روسای جمهور عوض شدند اما حال و روز این مادر عوض نشد
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
- تازه از توانا
«نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار انتخابات ریاستجمهوری»
وقتی حسن روحانی به مردم ایران وعده داده بود که «برنامه کوتاه مدت ۱۰۰ روزه» برای «تحول اقتصادی» دارد، بسیاری از مردم علی رغم نارضایتی از حکومت جمهوری اسلامی به او رای دادند؛ به امید بهبود اوضاع.
اما بی کفایتی دولت و نارضایتی عمومی از عملکرد حسن روحانی چنان بالا گرفته است که حتی برخی نزدیکان او پیشنهاد استعفای دولت را مطرح می کنند و روحانی نیز در واکنش می گوید که دولت او استعفا نخواهد داد.
اما فارغ از موفقیت یا عدم موفقیت دولت روحانی در تحقق وعده ها، پرسش اصلی این است که چه اندازه میتوان روی وعدههای کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران حساب باز کرد؟
شاید برای پاسخ به این پرسش نیاز باشد مروری داشته باشیم بر تاریخ وعدهها و شعارهای کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران. در این جستار که به همت آموزشکده توانا تهیه شده است شما با تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران و شعارها و وعدههای کاندیداها آشنا میشوید.
این جستار در بیش از ۱۰۰ صفحه تهیه شده است. شما می توانید آن را به رایگان و از طریق این لینک به راحتی دانلود کنید:
https://bit.ly/2ujARW8
#انتخابات_ریاست_جمهوری
#شعارهای_ریاست_جمهوری
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
«نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار انتخابات ریاستجمهوری»
وقتی حسن روحانی به مردم ایران وعده داده بود که «برنامه کوتاه مدت ۱۰۰ روزه» برای «تحول اقتصادی» دارد، بسیاری از مردم علی رغم نارضایتی از حکومت جمهوری اسلامی به او رای دادند؛ به امید بهبود اوضاع.
اما بی کفایتی دولت و نارضایتی عمومی از عملکرد حسن روحانی چنان بالا گرفته است که حتی برخی نزدیکان او پیشنهاد استعفای دولت را مطرح می کنند و روحانی نیز در واکنش می گوید که دولت او استعفا نخواهد داد.
اما فارغ از موفقیت یا عدم موفقیت دولت روحانی در تحقق وعده ها، پرسش اصلی این است که چه اندازه میتوان روی وعدههای کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران حساب باز کرد؟
شاید برای پاسخ به این پرسش نیاز باشد مروری داشته باشیم بر تاریخ وعدهها و شعارهای کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران. در این جستار که به همت آموزشکده توانا تهیه شده است شما با تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران و شعارها و وعدههای کاندیداها آشنا میشوید.
این جستار در بیش از ۱۰۰ صفحه تهیه شده است. شما می توانید آن را به رایگان و از طریق این لینک به راحتی دانلود کنید:
https://bit.ly/2ujARW8
#انتخابات_ریاست_جمهوری
#شعارهای_ریاست_جمهوری
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - تازه از توانا . «نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار انتخابات ریاستجمهوری» وقتی حسن روحانی به مردم ایران وعده داده بود که «برنامه کوتاه مدت ۱۰۰ روزه» برای «تحول اقتصادی» دارد، بسیاری از مردم علی رغم نارضایتی از حکومت جمهوری اسلامی به او رای دادند؛…