حمیده زراعی که در جریان خیزش ۱۴۰۱ بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده بود، پس از احضار به دادگاه انقلاب رشت بار دیگر بازداشت شد
رادیو زمانه در گفتوگو با یک منبع مطلع نوشت: «حمیده زراعی ۱۶ خرداد پس از احضار به دادسرای انقلاب رشت بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل شده است.
زراعی پیش از این دو مرتبه در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بازداشت شده بود.
نخستین بار او را در جریان انقلاب مهسا بازداشت کردند. او بهمن ماه همان سال از زندان بیرون آمد اما خرداد ۱۴۰۲ بار دیگر حمیده (شیمین) را بازداشت کردند. دادگاه انقلاب او را به به یک سال حبس، دو سال تبعید به رشت، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال منع از حضور در فضای مجازی محکوم کرد. او پس از ۹ ماه حبس، اسفند ۱۴۰۲ از زندان بیرون آمد و بر اساس حکم دادگاه انقلاب دوره مجازات تبعید او در رشت آغاز شد.»
از سوی دیگر، هرانا به نقل از منابع خود نوشت زراعی که به مراجعه مرتب به کلانتری گلسار رشت موظف شده بود، پس از آنکه فرمان رئیس کلانتری مبنی بر اجبار به چادر پوشیدن را نپذیرفت از حضور در کلانتری منع شد. به دنبال این منع که با گزارش کلانتری مبنی بر مراجعهنکردن او همراه بود، شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب رشت بار دیگر او را احضار و بازداشت کرد.
#حمیده_زراعی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رادیو زمانه در گفتوگو با یک منبع مطلع نوشت: «حمیده زراعی ۱۶ خرداد پس از احضار به دادسرای انقلاب رشت بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل شده است.
زراعی پیش از این دو مرتبه در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بازداشت شده بود.
نخستین بار او را در جریان انقلاب مهسا بازداشت کردند. او بهمن ماه همان سال از زندان بیرون آمد اما خرداد ۱۴۰۲ بار دیگر حمیده (شیمین) را بازداشت کردند. دادگاه انقلاب او را به به یک سال حبس، دو سال تبعید به رشت، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال منع از حضور در فضای مجازی محکوم کرد. او پس از ۹ ماه حبس، اسفند ۱۴۰۲ از زندان بیرون آمد و بر اساس حکم دادگاه انقلاب دوره مجازات تبعید او در رشت آغاز شد.»
از سوی دیگر، هرانا به نقل از منابع خود نوشت زراعی که به مراجعه مرتب به کلانتری گلسار رشت موظف شده بود، پس از آنکه فرمان رئیس کلانتری مبنی بر اجبار به چادر پوشیدن را نپذیرفت از حضور در کلانتری منع شد. به دنبال این منع که با گزارش کلانتری مبنی بر مراجعهنکردن او همراه بود، شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب رشت بار دیگر او را احضار و بازداشت کرد.
#حمیده_زراعی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمیده زراعی، از شب گذشته دست به اعتصاب غذا زد
حمیده زراعی ۱۶ خرداد پس از احضار به دادسرای انقلاب رشت بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل شده است. او از همان ابتدا اعلام کرد که اگر آزاد نشود، از شنبه دست به اعتصاب غذا خواهد زد. حالا خبر رسیده که او از شب گذشته اعتصابش را آغاز کرده و نه آب مینوشد و نه غذا میخورد.
زراعی پیش از این دو مرتبه در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بازداشت شده بود.
یک منبع مطلع درباره نحوه بازداشت او برای ما نوشت:
«حمیده زراعی را برای بار دوم بازداشت کردهاند، چون نتوانستند حجاب چادر را به او تحمیل کنند.
حمیده پارسال پس از آزادی از زندان، اسفند سال ۱۴۰۲ آزاد شد و از همان زندان مستقیم به رشت منتقل شد منوط به اینکه هر ۷۲ساعت در کلانتری۱۴ گلسار رشت اعلام حضور کند.
او از اغاز برای پوشش چادر تحت فشار بود اما حمیده زیر بار پوشش چادر نرفت تا اینکه رییس کلانتری به حمیده گفت: اگر چادر نمیپوشد، اجازه آمدن به کلانتری ندارد و حمیده هم مراجعه نکرد تا اینکه برایش احضاریه دادگاه با مهلت ۵ روزه ارسال شد.
در روز پایانی مهلت پنج روزه، که چهارشنبه بود حمیده به دادگاه رفت و در دادگاه با مامور زن سر چادر بحث میکند و ماموران حمیده را مورد ضربوشتم قرار داده و به زندان لاکان رشت منتقل میکنند..
روز پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۳، خواهر حمیده برای ملاقات به زندان رفت، ولی اجازه ملاقات حضوری داده نشد و به تماس تلفنی خلاصه شد.
حمیده اعلام کرده است اگر تا شنبه آزاد نشود، دست به اعتصابغذا خواهد زد.»
مسئول بازداشت مجدد خانم زراعی، رئیس کلانتری است که اصرار عجیبی به چادر سر کردن خانم زراعی داشته است. در حالی که مسئول واحد اجرای احکام گفته که مراجعه ایشان بدون چادر مشکلی ندارد.
گرچه اصولاً اینکه فردی را به اقامت اجباری در شهری دیگر (هرچند. شهر آبا و اجدادیاش) کنند و باز مجبور کنند که هر ۷۲ ساعت به کلانتری مراجعه کند، خودش کاری ظالمانه است. چه با چادر چه بدون چادر.
#حمیده_زراعی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمیده زراعی ۱۶ خرداد پس از احضار به دادسرای انقلاب رشت بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل شده است. او از همان ابتدا اعلام کرد که اگر آزاد نشود، از شنبه دست به اعتصاب غذا خواهد زد. حالا خبر رسیده که او از شب گذشته اعتصابش را آغاز کرده و نه آب مینوشد و نه غذا میخورد.
زراعی پیش از این دو مرتبه در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بازداشت شده بود.
یک منبع مطلع درباره نحوه بازداشت او برای ما نوشت:
«حمیده زراعی را برای بار دوم بازداشت کردهاند، چون نتوانستند حجاب چادر را به او تحمیل کنند.
حمیده پارسال پس از آزادی از زندان، اسفند سال ۱۴۰۲ آزاد شد و از همان زندان مستقیم به رشت منتقل شد منوط به اینکه هر ۷۲ساعت در کلانتری۱۴ گلسار رشت اعلام حضور کند.
او از اغاز برای پوشش چادر تحت فشار بود اما حمیده زیر بار پوشش چادر نرفت تا اینکه رییس کلانتری به حمیده گفت: اگر چادر نمیپوشد، اجازه آمدن به کلانتری ندارد و حمیده هم مراجعه نکرد تا اینکه برایش احضاریه دادگاه با مهلت ۵ روزه ارسال شد.
در روز پایانی مهلت پنج روزه، که چهارشنبه بود حمیده به دادگاه رفت و در دادگاه با مامور زن سر چادر بحث میکند و ماموران حمیده را مورد ضربوشتم قرار داده و به زندان لاکان رشت منتقل میکنند..
روز پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۳، خواهر حمیده برای ملاقات به زندان رفت، ولی اجازه ملاقات حضوری داده نشد و به تماس تلفنی خلاصه شد.
حمیده اعلام کرده است اگر تا شنبه آزاد نشود، دست به اعتصابغذا خواهد زد.»
مسئول بازداشت مجدد خانم زراعی، رئیس کلانتری است که اصرار عجیبی به چادر سر کردن خانم زراعی داشته است. در حالی که مسئول واحد اجرای احکام گفته که مراجعه ایشان بدون چادر مشکلی ندارد.
گرچه اصولاً اینکه فردی را به اقامت اجباری در شهری دیگر (هرچند. شهر آبا و اجدادیاش) کنند و باز مجبور کنند که هر ۷۲ ساعت به کلانتری مراجعه کند، خودش کاری ظالمانه است. چه با چادر چه بدون چادر.
#حمیده_زراعی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق، که چند روز پیش بازداشت شده بود، پس از شش روز حبس با تنی کبود از ضرب و شتم، با وثیقه آزاد شد.
چند روز پیش خبر بازداشت خانم زراعی را داده بودیم. حالا یکی از دوستان خانم زراعی، ضمن ارسال این تصاویر، ماجرایی را که حمیده برایش تعریف کرده، برای ما ارسال کرده است:
«بعد از گذروندن محکومیت ۱ سال حبسم در تاریخ ۳ اسفند ۱۴۰۲، ماموران اجرای احکام من رو به صورت تحتالحفظ مستقیما از زندان کچویی کرج به دادسرای رشت آوردن و از من امضاء گرفتن که هر ۷۲ساعت ۱بار خودم رو به کلانتری موردنظر معرفی کنم.
بعد از گذشت ۲ ماه از تبعیدم رئیس کلانتری بهدلیل اینکه مانتوی من به اندازه کافی از نظر اونها بلند نیست و باید چادر سر کنم، بهم اجازه نداد که برای اعلام حضور به کلانتری برم. بعد از ۱ماه به دادسرای رشت احضار شدم برای ادای توضیح برای نرفتنم به کلانتری.
وقتی به دادسرا رفتم بهم اجازه ورود ندادن، گفتن مانتویی که پوشیدی کوتاهه و باید چادر سر کنی. از همون خانم درخواست کردم که به شعبه مورد نظرم اطلاع بدن من اومدم ولی بخاطر پوششم بهم اجازه ورود نمیدن چون من لباس بلندتر از این ندارم و اگه برگردم حکم جلبم رو میگیرن، که همون خانم با لحن زشت و زننده ای بهم گفت برم بیرون و به اون ربطی نداره که بره اطلاع بده. من هم مقاومت کردم و گفتم تا تکلیفم مشخص نشه از اینجا بیرون نمیرم، همون خانم و یه افسر مرد شروع کردن به کتک زدن من و بهم گفتن که تو دزدی و میخوای از اینجا دزدی کنی، که البته من هم از خودم دفاع کردم حتی افسر من چند بار با لگد به پای من کوبید.
دستگیرم کردن و از من شکایت کردن به اتهام ضربوشتم بدون اثر و اخلال در نظم عمومی، من رو به زندان لاکان رشت فرستادن و بعد از ۶ روز با قید وثیقه آزاد شدم.
اما هنوز این پرونده شکایت بازه و باید بابتش مجددا به دادسرا مراجعه کنم.»
#حمیده_زراعی #رشت #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چند روز پیش خبر بازداشت خانم زراعی را داده بودیم. حالا یکی از دوستان خانم زراعی، ضمن ارسال این تصاویر، ماجرایی را که حمیده برایش تعریف کرده، برای ما ارسال کرده است:
«بعد از گذروندن محکومیت ۱ سال حبسم در تاریخ ۳ اسفند ۱۴۰۲، ماموران اجرای احکام من رو به صورت تحتالحفظ مستقیما از زندان کچویی کرج به دادسرای رشت آوردن و از من امضاء گرفتن که هر ۷۲ساعت ۱بار خودم رو به کلانتری موردنظر معرفی کنم.
بعد از گذشت ۲ ماه از تبعیدم رئیس کلانتری بهدلیل اینکه مانتوی من به اندازه کافی از نظر اونها بلند نیست و باید چادر سر کنم، بهم اجازه نداد که برای اعلام حضور به کلانتری برم. بعد از ۱ماه به دادسرای رشت احضار شدم برای ادای توضیح برای نرفتنم به کلانتری.
وقتی به دادسرا رفتم بهم اجازه ورود ندادن، گفتن مانتویی که پوشیدی کوتاهه و باید چادر سر کنی. از همون خانم درخواست کردم که به شعبه مورد نظرم اطلاع بدن من اومدم ولی بخاطر پوششم بهم اجازه ورود نمیدن چون من لباس بلندتر از این ندارم و اگه برگردم حکم جلبم رو میگیرن، که همون خانم با لحن زشت و زننده ای بهم گفت برم بیرون و به اون ربطی نداره که بره اطلاع بده. من هم مقاومت کردم و گفتم تا تکلیفم مشخص نشه از اینجا بیرون نمیرم، همون خانم و یه افسر مرد شروع کردن به کتک زدن من و بهم گفتن که تو دزدی و میخوای از اینجا دزدی کنی، که البته من هم از خودم دفاع کردم حتی افسر من چند بار با لگد به پای من کوبید.
دستگیرم کردن و از من شکایت کردن به اتهام ضربوشتم بدون اثر و اخلال در نظم عمومی، من رو به زندان لاکان رشت فرستادن و بعد از ۶ روز با قید وثیقه آزاد شدم.
اما هنوز این پرونده شکایت بازه و باید بابتش مجددا به دادسرا مراجعه کنم.»
#حمیده_زراعی #رشت #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق، در یک ویدیو درباره بیعدالتیهایی که در پروندههای مختلف خود تجربه کرده، صحبت میکند. او توضیح میدهد که دو سال و یک ماه است که اطلاعات سپاه کرج خودروی او را توقیف کرده و با وجود داشتن حکم دادگاه، از بازگرداندن آن خودداری کردهاند. همچنین، پلیس امنیت اخلاقی کرج که در آنجا مورد تعرض جنسی قرار گرفته، تلفن همراه او را سرقت کرده و علیرغم حکم قضایی، گوشی را به او پس نداده است.
زراعی به پرونده دیگری اشاره میکند که به دلیل پوشش او در دادسرای عمومی انقلاب رشت تشکیل شده است. او در این پرونده توسط مأموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با وجود این که کتک خورده و تحقیر شده، در نهایت به پرداخت جریمه نقدی محکوم شده است. شکایت او از دو مأمور خاطی نیز بینتیجه مانده و با وجود ارائه گزارش پزشکی قانونی مبنی بر کبودیهای بدنش، قاضی پرونده، سید سجاد محمدی، مأموران را تبرئه کرده و شهادت یک سرباز حاضر در صحنه نیز تحت فشار پس گرفته شده است.
زراعی میگوید که این قاضی حتی برخورد خشونتآمیز با دو دختر ۱۴ ساله در پروندهای مشابه را قانونی دانسته و هنگامی که او به این بیعدالتی اعتراض کرده، پرونده جدیدی علیه او به اتهام «اخلال در نظم دادگاه» تشکیل شده است.
او این موارد را نمونهای از سرکوب سیستماتیک و بیعدالتی در جمهوری اسلامی میداند و میگوید زندگی در این سیستم از کابوس هم ترسناکتر است. زراعی تأکید میکند که «این است چهره واقعی جمهوری اسلامی؛ جایی که زندگی واقعیمان از کابوسهای شبانه هم ترسناکتر شده است. هیچ کابوسی به اندازه واقعیت تلخ زندگی ما دردناک نیست این کشور زخمی است زخمی که هر بار به آن دست میزنیم دردش را فریاد میزند اما این دردهاست که کسی مثل حسین رونقی را وادار کرده جانش را در کف دست بگیرد و مبارزه کند؛ کسی که دردش، درد وطن است.
حرف آخرم این است ما سرافرازانه رنج میکشیم نه با خفت و بدبختی»
#حمیده_زراعی #رشت #زندانی_سیاسی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زراعی به پرونده دیگری اشاره میکند که به دلیل پوشش او در دادسرای عمومی انقلاب رشت تشکیل شده است. او در این پرونده توسط مأموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با وجود این که کتک خورده و تحقیر شده، در نهایت به پرداخت جریمه نقدی محکوم شده است. شکایت او از دو مأمور خاطی نیز بینتیجه مانده و با وجود ارائه گزارش پزشکی قانونی مبنی بر کبودیهای بدنش، قاضی پرونده، سید سجاد محمدی، مأموران را تبرئه کرده و شهادت یک سرباز حاضر در صحنه نیز تحت فشار پس گرفته شده است.
زراعی میگوید که این قاضی حتی برخورد خشونتآمیز با دو دختر ۱۴ ساله در پروندهای مشابه را قانونی دانسته و هنگامی که او به این بیعدالتی اعتراض کرده، پرونده جدیدی علیه او به اتهام «اخلال در نظم دادگاه» تشکیل شده است.
او این موارد را نمونهای از سرکوب سیستماتیک و بیعدالتی در جمهوری اسلامی میداند و میگوید زندگی در این سیستم از کابوس هم ترسناکتر است. زراعی تأکید میکند که «این است چهره واقعی جمهوری اسلامی؛ جایی که زندگی واقعیمان از کابوسهای شبانه هم ترسناکتر شده است. هیچ کابوسی به اندازه واقعیت تلخ زندگی ما دردناک نیست این کشور زخمی است زخمی که هر بار به آن دست میزنیم دردش را فریاد میزند اما این دردهاست که کسی مثل حسین رونقی را وادار کرده جانش را در کف دست بگیرد و مبارزه کند؛ کسی که دردش، درد وطن است.
حرف آخرم این است ما سرافرازانه رنج میکشیم نه با خفت و بدبختی»
#حمیده_زراعی #رشت #زندانی_سیاسی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق، بار دیگر بازداشت شد
طبق گزارش دریافتی، حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق که به شهر رشت تبعید شده است، طبق معمول هر هفته برای اعلام حضور به مراجع قانونی رفته بود، هنگام خروج ماموران از پس دادن گوشی موبایل او خودداری میکنند و در پی بالا گرفتن بحث، حمیده را بازداشت کرده و به زندان لاکان رشت منتقل میکنند.
حمیده زراعی، چندی پیش در یک ویدیو درباره بیعدالتیهایی که در پروندههای مختلف خود تجربه کرده، صحبت کرده و شرح داده بود که دو سال و یک ماه است که اطلاعات سپاه کرج خودروی او را توقیف کرده و با وجود داشتن حکم دادگاه، از بازگرداندن آن خودداری کردهاند. همچنین، پلیس امنیت اخلاقی کرج که در آنجا مورد تعرض جنسی قرار گرفته، تلفن همراه او را سرقت کرده و علیرغم حکم قضایی، گوشی را به او پس نداده است.
در آن ویدیو زراعی به پرونده دیگری اشاره کرده که به دلیل پوشش او در دادسرای عمومی انقلاب رشت تشکیل شده است. او در این پرونده توسط مأموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با وجود این که کتک خورده و تحقیر شده، در نهایت به پرداخت جریمه نقدی محکوم شده است. شکایت او از دو مأمور خاطی نیز بینتیجه مانده و با وجود ارائه گزارش پزشکی قانونی مبنی بر کبودیهای بدنش، قاضی پرونده، سید سجاد محمدی، مأموران را تبرئه کرده و شهادت یک سرباز حاضر در صحنه نیز تحت فشار پس گرفته شده است.
زراعی گفته بود که این قاضی حتی برخورد خشونتآمیز با دو دختر ۱۴ ساله در پروندهای مشابه را قانونی دانسته و هنگامی که او به این بیعدالتی اعتراض کرده، پرونده جدیدی علیه او به اتهام «اخلال در نظم دادگاه» تشکیل شده است.
او این موارد را نمونهای از سرکوب سیستماتیک و بیعدالتی در جمهوری اسلامی دانسته و گفته بود زندگی در این سیستم از کابوس هم ترسناکتر است. زراعی تأکید کرده بود که «این است چهره واقعی جمهوری اسلامی؛ جایی که زندگی واقعیمان از کابوسهای شبانه هم ترسناکتر شده است. هیچ کابوسی به اندازه واقعیت تلخ زندگی ما دردناک نیست این کشور زخمی است زخمی که هر بار به آن دست میزنیم دردش را فریاد میزند اما این دردهاست که کسی مثل حسین رونقی را وادار کرده جانش را در کف دست بگیرد و مبارزه کند؛ کسی که دردش، درد وطن است.
حرف آخرم این است ما سرافرازانه رنج میکشیم نه با خفت و بدبختی»
#حمیده_زراعی #رشت #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طبق گزارش دریافتی، حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق که به شهر رشت تبعید شده است، طبق معمول هر هفته برای اعلام حضور به مراجع قانونی رفته بود، هنگام خروج ماموران از پس دادن گوشی موبایل او خودداری میکنند و در پی بالا گرفتن بحث، حمیده را بازداشت کرده و به زندان لاکان رشت منتقل میکنند.
حمیده زراعی، چندی پیش در یک ویدیو درباره بیعدالتیهایی که در پروندههای مختلف خود تجربه کرده، صحبت کرده و شرح داده بود که دو سال و یک ماه است که اطلاعات سپاه کرج خودروی او را توقیف کرده و با وجود داشتن حکم دادگاه، از بازگرداندن آن خودداری کردهاند. همچنین، پلیس امنیت اخلاقی کرج که در آنجا مورد تعرض جنسی قرار گرفته، تلفن همراه او را سرقت کرده و علیرغم حکم قضایی، گوشی را به او پس نداده است.
در آن ویدیو زراعی به پرونده دیگری اشاره کرده که به دلیل پوشش او در دادسرای عمومی انقلاب رشت تشکیل شده است. او در این پرونده توسط مأموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با وجود این که کتک خورده و تحقیر شده، در نهایت به پرداخت جریمه نقدی محکوم شده است. شکایت او از دو مأمور خاطی نیز بینتیجه مانده و با وجود ارائه گزارش پزشکی قانونی مبنی بر کبودیهای بدنش، قاضی پرونده، سید سجاد محمدی، مأموران را تبرئه کرده و شهادت یک سرباز حاضر در صحنه نیز تحت فشار پس گرفته شده است.
زراعی گفته بود که این قاضی حتی برخورد خشونتآمیز با دو دختر ۱۴ ساله در پروندهای مشابه را قانونی دانسته و هنگامی که او به این بیعدالتی اعتراض کرده، پرونده جدیدی علیه او به اتهام «اخلال در نظم دادگاه» تشکیل شده است.
او این موارد را نمونهای از سرکوب سیستماتیک و بیعدالتی در جمهوری اسلامی دانسته و گفته بود زندگی در این سیستم از کابوس هم ترسناکتر است. زراعی تأکید کرده بود که «این است چهره واقعی جمهوری اسلامی؛ جایی که زندگی واقعیمان از کابوسهای شبانه هم ترسناکتر شده است. هیچ کابوسی به اندازه واقعیت تلخ زندگی ما دردناک نیست این کشور زخمی است زخمی که هر بار به آن دست میزنیم دردش را فریاد میزند اما این دردهاست که کسی مثل حسین رونقی را وادار کرده جانش را در کف دست بگیرد و مبارزه کند؛ کسی که دردش، درد وطن است.
حرف آخرم این است ما سرافرازانه رنج میکشیم نه با خفت و بدبختی»
#حمیده_زراعی #رشت #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق که به شهر رشت تبعید شده است، پس از بازداشت مجدد و انتقال به زندان لاکان رشت اعلام کرده که دست به اعتصاب آب و غذا خواهد زد. این اقدام در پی آن صورت گرفته که قاضی خادم، بدون پذیرش فیش حقوقی، برای آزادی او وثیقه سندی مطالبه کرده است.
منابع مطلع گزارش دادهاند که اصلیترین علت فشارهای مداوم بر حمیده زراعی، نپوشیدن چادر و حجاب اجباری در جلسات دادگاه است. او بارها به دلیل نوع پوشش خود هدف برخوردهای تبعیضآمیز و آزار و اذیت قرار گرفته است.
حمیده زراعی که از فشار خون بالا رنج میبرد و بهتازگی داروی فشار خون برای او تجویز شده، اعلام کرده که در صورت ادامه این روند، از مصرف دارو خودداری خواهد کرد. او پیشتر نیز به دلیل فشارهای روانی و فیزیکی مداوم دچار سردردهای شدید شده بود.
حمیده زراعی در پیامهای پیشین خود از فضای سرکوب و بیعدالتی در جمهوری اسلامی پرده برداشته و تأکید کرده بود که:
«ما سرافرازانه رنج میکشیم، نه با خفت و بدبختی.»
حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق که به شهر رشت تبعید شده است، روز گذشته طبق معمول هر هفته برای اعلام حضور به دادگاه انقلاب رفته بود، هنگام خروج ماموران از پس دادن گوشی موبایل او خودداری کردند و در پی بالا گرفتن بحث، حمیده را بازداشت کرده و به زندان لاکان رشت منتقل کردند.
#حمیده_زراعی
#رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
منابع مطلع گزارش دادهاند که اصلیترین علت فشارهای مداوم بر حمیده زراعی، نپوشیدن چادر و حجاب اجباری در جلسات دادگاه است. او بارها به دلیل نوع پوشش خود هدف برخوردهای تبعیضآمیز و آزار و اذیت قرار گرفته است.
حمیده زراعی که از فشار خون بالا رنج میبرد و بهتازگی داروی فشار خون برای او تجویز شده، اعلام کرده که در صورت ادامه این روند، از مصرف دارو خودداری خواهد کرد. او پیشتر نیز به دلیل فشارهای روانی و فیزیکی مداوم دچار سردردهای شدید شده بود.
حمیده زراعی در پیامهای پیشین خود از فضای سرکوب و بیعدالتی در جمهوری اسلامی پرده برداشته و تأکید کرده بود که:
«ما سرافرازانه رنج میکشیم، نه با خفت و بدبختی.»
حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق که به شهر رشت تبعید شده است، روز گذشته طبق معمول هر هفته برای اعلام حضور به دادگاه انقلاب رفته بود، هنگام خروج ماموران از پس دادن گوشی موبایل او خودداری کردند و در پی بالا گرفتن بحث، حمیده را بازداشت کرده و به زندان لاکان رشت منتقل کردند.
#حمیده_زراعی
#رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پس از گذشت شش روز از بازداشت، حمیده زراعی همچنان در زندان لاکان رشت به سر میبرد. او که از زمان بازداشت اعلام اعتصاب غذا کرده است، بدنش در اثر ضرب و شتم ماموران هنگام بازداشت همچنان کبود است.
قاضی قرار وثیقه سنگینی برای او تعیین کرده که بسیار نامتناسب است و گویا عمدی در کار است که او را بیشتر نگه دارند.
این چندمین بار است که به نوعی سعی در آزار حمیده زراعی دارند و این کار بیشتر به این موضوع برمیگردد که او هنگام مراجعه به دادگاه جهت اعلام حضور، تن به حجاب اجباری مور نظر حکومت نمیدهد.
حمیده زراعی به شهر رشت تبعید شده و باید هر هفته به دادگاه رفته و اعلام حضور کند.
#حمیده_زراعی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
قاضی قرار وثیقه سنگینی برای او تعیین کرده که بسیار نامتناسب است و گویا عمدی در کار است که او را بیشتر نگه دارند.
این چندمین بار است که به نوعی سعی در آزار حمیده زراعی دارند و این کار بیشتر به این موضوع برمیگردد که او هنگام مراجعه به دادگاه جهت اعلام حضور، تن به حجاب اجباری مور نظر حکومت نمیدهد.
حمیده زراعی به شهر رشت تبعید شده و باید هر هفته به دادگاه رفته و اعلام حضور کند.
#حمیده_زراعی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمیده زراعی با تبدیل قرار بازداشت از زندان لاکان رشت آزاد شد؛ اما...
آنچه طی یک ماه گذشته برای این زن شجاع و ایراندوست رخ داده است مصداق شکنجه و آزار و اذیت سازمانیافته است.
حمیده (شیمین) زراعی، ۱۵ بهمن ماه، طی مراجعه به «دادسرای عمومی و انقلاب رشت» جهت اعلام حضور برای گذراندن دوران اقامت اجباری (مجازات تکمیلی در پرونده شعبه ۱ دادگاه انقلاب البرز با اتهام تبلیغ علیه نظام)، توسط مامورین حفاظت دادسرا به بهانهی حجاب و برای بار دوم با اتهام واهی اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور مقام قضایی، مورد آزار و اذیت قرار گرفته و بازداشت شده بود. در آن روز ابتدا، دو مامور مرد که یکی از آنها، رئیس حفاظت دادسرا با نام «ابراهیم رمضانعلیزاده رسولی» بوده، با تذکر رعایت حجاب، طی برخوردی غیراخلاقی و غیرانسانی، خانم زراعی را روی میز خوابانده (که مصداق تعرض است) و بهزور و اجبار به او دستبند و پابند زدند که این یورش، باعث آسیب و کبودی در ناحیه دست، ساعد و مچ پای او شد.
بعد از انتقال خانم زراعی به سلول انفرادی زندان لاکان، او که بهعلت نبود بهداشت و نداشتن مکان مناسب برای نشستن در سلول، دست به اعتراض زده بود، که با دستور ماموران زندان، توسط سه زندانی زن مورد ضرب شتم قرار گرفت. زندانیهای زن موهای سر او را کشیده و داخل سلول پرت کردند که منجر به اعتصاب غذا و دارو توسط ایشان شد. پس از چند روز نگهداری در سلول انفرادی، بازپرسی بهنام خادم، با سوءاستفاده از مقام خود، با وجود مخالفت پزشکان، دستور بستری حمیده زراعی در بیمارستان روانی را صادر میکند.
در نهایت، وی امروز ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ با تبدیل قرار بازداشت به قرار کفالت، آزاد شد.
کدام قانون اجازه داده است که دو مامور مرد با رفتاری وحشیانه، یک زن را مورد تعرض قرار دهند، روی میز دفتر دادستانی دادسرا بخوابانند و به او دستبند بزنند؟ این یک نمونه از برخورد غیرانسانی و غیراخلاقی ماموران امنیتی و مسئولان زندانهای ایران با زنان آزادیخواه و ایراندوست کشورمان است که میتوان آن را مصداق شکنجه و آزار و اذیت سازمانیافته علیه زنان ایران دید.
پینوشت: عکس امروز پس از آزادی حمیده زراعی از زندان لاکان رشت.
حمیده زراعی، در پیامهای پیشین خود، از فضای سرکوب و بیعدالتی در جمهوری اسلامی پرده برداشته و تأکید کرده بود:
«ما سرافرازانه رنج میکشیم، نه با خفت و بدبختی.»
#حمیده_زراعی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آنچه طی یک ماه گذشته برای این زن شجاع و ایراندوست رخ داده است مصداق شکنجه و آزار و اذیت سازمانیافته است.
حمیده (شیمین) زراعی، ۱۵ بهمن ماه، طی مراجعه به «دادسرای عمومی و انقلاب رشت» جهت اعلام حضور برای گذراندن دوران اقامت اجباری (مجازات تکمیلی در پرونده شعبه ۱ دادگاه انقلاب البرز با اتهام تبلیغ علیه نظام)، توسط مامورین حفاظت دادسرا به بهانهی حجاب و برای بار دوم با اتهام واهی اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور مقام قضایی، مورد آزار و اذیت قرار گرفته و بازداشت شده بود. در آن روز ابتدا، دو مامور مرد که یکی از آنها، رئیس حفاظت دادسرا با نام «ابراهیم رمضانعلیزاده رسولی» بوده، با تذکر رعایت حجاب، طی برخوردی غیراخلاقی و غیرانسانی، خانم زراعی را روی میز خوابانده (که مصداق تعرض است) و بهزور و اجبار به او دستبند و پابند زدند که این یورش، باعث آسیب و کبودی در ناحیه دست، ساعد و مچ پای او شد.
بعد از انتقال خانم زراعی به سلول انفرادی زندان لاکان، او که بهعلت نبود بهداشت و نداشتن مکان مناسب برای نشستن در سلول، دست به اعتراض زده بود، که با دستور ماموران زندان، توسط سه زندانی زن مورد ضرب شتم قرار گرفت. زندانیهای زن موهای سر او را کشیده و داخل سلول پرت کردند که منجر به اعتصاب غذا و دارو توسط ایشان شد. پس از چند روز نگهداری در سلول انفرادی، بازپرسی بهنام خادم، با سوءاستفاده از مقام خود، با وجود مخالفت پزشکان، دستور بستری حمیده زراعی در بیمارستان روانی را صادر میکند.
در نهایت، وی امروز ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ با تبدیل قرار بازداشت به قرار کفالت، آزاد شد.
کدام قانون اجازه داده است که دو مامور مرد با رفتاری وحشیانه، یک زن را مورد تعرض قرار دهند، روی میز دفتر دادستانی دادسرا بخوابانند و به او دستبند بزنند؟ این یک نمونه از برخورد غیرانسانی و غیراخلاقی ماموران امنیتی و مسئولان زندانهای ایران با زنان آزادیخواه و ایراندوست کشورمان است که میتوان آن را مصداق شکنجه و آزار و اذیت سازمانیافته علیه زنان ایران دید.
پینوشت: عکس امروز پس از آزادی حمیده زراعی از زندان لاکان رشت.
حمیده زراعی، در پیامهای پیشین خود، از فضای سرکوب و بیعدالتی در جمهوری اسلامی پرده برداشته و تأکید کرده بود:
«ما سرافرازانه رنج میکشیم، نه با خفت و بدبختی.»
#حمیده_زراعی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی از آنچه در دادسرای انقلاب رشت و زندان لاکان بر من گذشت
✍️حمیده زراعی
روز دوشنبه ۱۵ بهمن، زمانی که برای اعلام حضور به دادسرای انقلاب رشت مراجعه کردم، هنگام خروج، سرباز مسئول نگهداری تلفنهای همراه، بدون هیچ توضیحی از تحویل گوشیام خودداری کرد. وقتی معترض شدم، گفت: «رئیس حفاظت دادسرا، ابراهیم رمضانعلی رسولی، دستور داده که گوشی این خانم را تحویل ندهید.» این در حالی بود که در مدت حضورم در دادسرا، بارها از سوی مأموران و کارکنان به دلیل پوششم مورد آزار و توهین قرار گرفتم.
وقتی برای اعتراض و پیگیری موضوع، به دفتر معاون دادستان رفتم و درخواست کردم که شکایتی علیه این برخورد ثبت شود، ناگهان رئیس حفاظت (ابراهیم رمضانعلی رسولی) به همراه یکی دیگر از کارکنان مرد دادسرا به طرز وحشیانه و غیرانسانی مرا روی میز دادستان خواباندند و به دستها و پاهایم دستبند و پابند زدند، به شکلی که مچ دستهایم آسیب دید و کبودیهای شدیدی در دستان و مچ پاهایم ایجاد شد.
پس از انتقال به زندان، مددکار زندان (منیر شکری) بلافاصله دستور داد مرا به سلول انفرادی منتقل کنند. به دلیل شرایط غیربهداشتی و غیرانسانی آن سلول، از رفتن امتناع کردم. در واکنش، وی دستور داد سه زندانی از بند عمومی مرا به هر نحوی به سلول ببرند. آنها هنگامی که با مقاومت من مواجه شدند، با کشیدن موهایم و حتی قرار دادن یکی از انگشتانم لای در سلول، مرا به داخل انداختند. در تمام این مدت، زندانبانها تنها نظارهگر بودند و با لبخندی از سر رضایت، این خشونت را تماشا میکردند. در نهایت، منیر شکری جملهای گفت که هرگز فراموش نخواهم کرد:
«بذارید مثل سگ اونجا بمیره، یه سگ کمتر، بهتر.»
پس از چند روز حبس در انفرادی، بازپرس پرونده (اردشیر خادم) دستور بستری کردن مرا در بیمارستان روانی صادر کرد؛ اقدامی آشنا که رژیم بارها علیه مخالفانش انجام داده تا سلامت روان آنها را زیر سوال ببرد. این بار اما پزشکان بیمارستان از اجرای این دستور سر باز زدند و با بستریشدن مخالفت کردند.
در طول یک ماهی که در آن زندان بودم، شاهد شکنجههای روحی، روانی و جسمی بسیاری بودم. نمونههای آن تنها بخشی از جهنمی است که جمهوری اسلامی برای زندانیان تدارک دیده:
بارها دعواهای خشونتبار بین زندانیان بند عمومی رخ میداد و زندانبانها حتی برای جدا کردن آنها اقدامی نمیکردند. درها را باز نمیکردند و زندانیان مجبور بودند خودشان دعواها را پایان دهند.
یک زندانی را برای «تنبیه»، با دستان آویزان، ساعتها به بالای در سلول بستند. زمانی دستهایش را باز کردند که از شدت درد و فشار، از حال رفت و بیهوش روی زمین افتاد.
در ماه رمضان، زندانیان به اجبار مجبور به روزهداری شدند، حتی بیمارانی که روزه گرفتن برایشان خطرناک بود. برای جلوگیری از خوردن چای یا آب جوش، تمام فلاکسهای چای را از بندها جمع کردند.
در بند کانون (محل نگهداری برخی زندانیان سیاسی)، فردی با بیماری جسمی شدید و نیازمند مراقبت دائم و سوند و نگهداری در بیمارستان، در شرایط کاملاً غیربهداشتی نگهداری میشود و باعث آلودهشدن محیط بند کانون شده است. بارها زندانیان سیاسی تحصن کردند، اما زندان کوچکترین اقدامی برای انتقال یا درمان این فرد نکرده است.
غذای غیرقابل خوردن، نبود آشپزخانه مناسب، محیط تنشزا، نبود درمانگاه مجهز، و بیتوجهی کامل به سلامت جسمی و روحی زندانیان، بخشی از واقعیتهای روزمره این زندان است که برای مسئولان زندان نسبت بیاهمیت بوده و راه حلی برای این مشکلات ارائه نمیدهند.
اینجا را به خاطر شرایط اسفبارش «تبعیدگاه لاکان» مینامند، اما حقیقت این است که حتی نام «تبعیدگاه» هم برای توصیف این جهنم، مناسب نیست. اینجا یک شکنجهگاه تمامعیار است.
#حمیده_زراعی #زندان_لاکان_رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️حمیده زراعی
روز دوشنبه ۱۵ بهمن، زمانی که برای اعلام حضور به دادسرای انقلاب رشت مراجعه کردم، هنگام خروج، سرباز مسئول نگهداری تلفنهای همراه، بدون هیچ توضیحی از تحویل گوشیام خودداری کرد. وقتی معترض شدم، گفت: «رئیس حفاظت دادسرا، ابراهیم رمضانعلی رسولی، دستور داده که گوشی این خانم را تحویل ندهید.» این در حالی بود که در مدت حضورم در دادسرا، بارها از سوی مأموران و کارکنان به دلیل پوششم مورد آزار و توهین قرار گرفتم.
وقتی برای اعتراض و پیگیری موضوع، به دفتر معاون دادستان رفتم و درخواست کردم که شکایتی علیه این برخورد ثبت شود، ناگهان رئیس حفاظت (ابراهیم رمضانعلی رسولی) به همراه یکی دیگر از کارکنان مرد دادسرا به طرز وحشیانه و غیرانسانی مرا روی میز دادستان خواباندند و به دستها و پاهایم دستبند و پابند زدند، به شکلی که مچ دستهایم آسیب دید و کبودیهای شدیدی در دستان و مچ پاهایم ایجاد شد.
پس از انتقال به زندان، مددکار زندان (منیر شکری) بلافاصله دستور داد مرا به سلول انفرادی منتقل کنند. به دلیل شرایط غیربهداشتی و غیرانسانی آن سلول، از رفتن امتناع کردم. در واکنش، وی دستور داد سه زندانی از بند عمومی مرا به هر نحوی به سلول ببرند. آنها هنگامی که با مقاومت من مواجه شدند، با کشیدن موهایم و حتی قرار دادن یکی از انگشتانم لای در سلول، مرا به داخل انداختند. در تمام این مدت، زندانبانها تنها نظارهگر بودند و با لبخندی از سر رضایت، این خشونت را تماشا میکردند. در نهایت، منیر شکری جملهای گفت که هرگز فراموش نخواهم کرد:
«بذارید مثل سگ اونجا بمیره، یه سگ کمتر، بهتر.»
پس از چند روز حبس در انفرادی، بازپرس پرونده (اردشیر خادم) دستور بستری کردن مرا در بیمارستان روانی صادر کرد؛ اقدامی آشنا که رژیم بارها علیه مخالفانش انجام داده تا سلامت روان آنها را زیر سوال ببرد. این بار اما پزشکان بیمارستان از اجرای این دستور سر باز زدند و با بستریشدن مخالفت کردند.
در طول یک ماهی که در آن زندان بودم، شاهد شکنجههای روحی، روانی و جسمی بسیاری بودم. نمونههای آن تنها بخشی از جهنمی است که جمهوری اسلامی برای زندانیان تدارک دیده:
بارها دعواهای خشونتبار بین زندانیان بند عمومی رخ میداد و زندانبانها حتی برای جدا کردن آنها اقدامی نمیکردند. درها را باز نمیکردند و زندانیان مجبور بودند خودشان دعواها را پایان دهند.
یک زندانی را برای «تنبیه»، با دستان آویزان، ساعتها به بالای در سلول بستند. زمانی دستهایش را باز کردند که از شدت درد و فشار، از حال رفت و بیهوش روی زمین افتاد.
در ماه رمضان، زندانیان به اجبار مجبور به روزهداری شدند، حتی بیمارانی که روزه گرفتن برایشان خطرناک بود. برای جلوگیری از خوردن چای یا آب جوش، تمام فلاکسهای چای را از بندها جمع کردند.
در بند کانون (محل نگهداری برخی زندانیان سیاسی)، فردی با بیماری جسمی شدید و نیازمند مراقبت دائم و سوند و نگهداری در بیمارستان، در شرایط کاملاً غیربهداشتی نگهداری میشود و باعث آلودهشدن محیط بند کانون شده است. بارها زندانیان سیاسی تحصن کردند، اما زندان کوچکترین اقدامی برای انتقال یا درمان این فرد نکرده است.
غذای غیرقابل خوردن، نبود آشپزخانه مناسب، محیط تنشزا، نبود درمانگاه مجهز، و بیتوجهی کامل به سلامت جسمی و روحی زندانیان، بخشی از واقعیتهای روزمره این زندان است که برای مسئولان زندان نسبت بیاهمیت بوده و راه حلی برای این مشکلات ارائه نمیدهند.
اینجا را به خاطر شرایط اسفبارش «تبعیدگاه لاکان» مینامند، اما حقیقت این است که حتی نام «تبعیدگاه» هم برای توصیف این جهنم، مناسب نیست. اینجا یک شکنجهگاه تمامعیار است.
#حمیده_زراعی #زندان_لاکان_رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech