سه سال پس از مهسا؛ استبداد پابرجاست چون ما پراکندهایم!
یاد نیکا و سارینا مسئولیت ماست، نه فقط خاطره ما!
ـ پیام همراهان
سه سال از روزی میگذرد که نام مهسا امینی به فریاد میلیونها نفر بدل شد. در آن روزها، نیکا، سارینا و دهها جوان دیگر جانشان را دادند تا یادمان بیندازند آزادی رایگان به دست نمیآید. اما امروز، پرسش تکاندهنده این است: آیا ما شهروندان وظیفه خود را ادا کردهایم؟
استبداد تنها با گلوله و زندان پابرجا نمیماند؛ با بیعملی و پراکندگی ما جان میگیرد. وقتی ما به بهانهی ترس یا ناامیدی سکوت میکنیم، وقتی در اختلافهای کوچک گرفتار میشویم، در واقع همان چیزی را به حاکمان هدیه میدهیم که برای بقای خود میخواهند: مردمی منفعل و جدا از هم.
یاد مهسا، نیکا و سارینا فقط اشک و شعار نیست؛ یک وظیفهی اخلاقی و سیاسی است. اگر فراموش کنیم، اگر خاموش بمانیم، ما نیز در بازتولید چرخهی سرکوب شریک میشویم.
وظیفهی نخست ما شکستن سکوت است. حقیقت را باید گفت و بازگفت، حتی اگر کوچکترین جمع باشد. وظیفهی دوم، ساختن همبستگی است: زنان و مردان، کارگران و معلمان، فارس و کرد و بلوچ… هیچ جنبشی بدون اتحاد واقعی پیروز نشده است. وظیفهی سوم، کنش مداوم است. تغییر نه با یک انفجار که با تراکم صدها حرکت کوچک ساخته میشود: از نافرمانی مدنی و تحریم نهادهای حکومتی گرفته تا آموزش و سازماندهی پنهان.
و بالاخره، وظیفهی حیاتی ما امید فعال است. ناامیدی یعنی تسلیم. امید یعنی ادامه دادن، حتی در سختترین لحظات.
سه سال پس از مهسا، حقیقت تلخ این است که استبداد پابرجاست چون ما هنوز به مسئولیت خود بهطور کامل عمل نکردهایم. یاد نیکا و سارینا از ما فقط اشک نمیخواهد؛ عمل میخواهد. آینده را هیچ قدرت خارجی، هیچ رهبر معجزهگر و هیچ «روز موعود» نخواهد ساخت. آینده را فقط شهروندان آگاه، متحد و مسئول میسازند.
ـ متن ارسالی مخاطبان
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #مبارزه_مدنی #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یاد نیکا و سارینا مسئولیت ماست، نه فقط خاطره ما!
ـ پیام همراهان
سه سال از روزی میگذرد که نام مهسا امینی به فریاد میلیونها نفر بدل شد. در آن روزها، نیکا، سارینا و دهها جوان دیگر جانشان را دادند تا یادمان بیندازند آزادی رایگان به دست نمیآید. اما امروز، پرسش تکاندهنده این است: آیا ما شهروندان وظیفه خود را ادا کردهایم؟
استبداد تنها با گلوله و زندان پابرجا نمیماند؛ با بیعملی و پراکندگی ما جان میگیرد. وقتی ما به بهانهی ترس یا ناامیدی سکوت میکنیم، وقتی در اختلافهای کوچک گرفتار میشویم، در واقع همان چیزی را به حاکمان هدیه میدهیم که برای بقای خود میخواهند: مردمی منفعل و جدا از هم.
یاد مهسا، نیکا و سارینا فقط اشک و شعار نیست؛ یک وظیفهی اخلاقی و سیاسی است. اگر فراموش کنیم، اگر خاموش بمانیم، ما نیز در بازتولید چرخهی سرکوب شریک میشویم.
وظیفهی نخست ما شکستن سکوت است. حقیقت را باید گفت و بازگفت، حتی اگر کوچکترین جمع باشد. وظیفهی دوم، ساختن همبستگی است: زنان و مردان، کارگران و معلمان، فارس و کرد و بلوچ… هیچ جنبشی بدون اتحاد واقعی پیروز نشده است. وظیفهی سوم، کنش مداوم است. تغییر نه با یک انفجار که با تراکم صدها حرکت کوچک ساخته میشود: از نافرمانی مدنی و تحریم نهادهای حکومتی گرفته تا آموزش و سازماندهی پنهان.
و بالاخره، وظیفهی حیاتی ما امید فعال است. ناامیدی یعنی تسلیم. امید یعنی ادامه دادن، حتی در سختترین لحظات.
سه سال پس از مهسا، حقیقت تلخ این است که استبداد پابرجاست چون ما هنوز به مسئولیت خود بهطور کامل عمل نکردهایم. یاد نیکا و سارینا از ما فقط اشک نمیخواهد؛ عمل میخواهد. آینده را هیچ قدرت خارجی، هیچ رهبر معجزهگر و هیچ «روز موعود» نخواهد ساخت. آینده را فقط شهروندان آگاه، متحد و مسئول میسازند.
ـ متن ارسالی مخاطبان
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #مبارزه_مدنی #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔26👍10❤4🕊4
قدرت واقعی در همبستگی ماست، نه در سرکوب رژیم
رژیم با پراکنده کردن مخالفان، دامنزدن به بیاعتمادی و ایجاد شک و تردید، میکوشد ما را تضعیف کند. اما تجربه تاریخ نشان میدهد که قدرت واقعی در دستان مردم است، اگر متحد شوند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند کنار گذاشتن حاشیهسازیها و پرهیز از اتهامزنی به یکدیگریم؛ چرا که تنها با تمرکز بر هدف اصلی، یعنی سرنگونی رژیم سرکوبگر و برقراری دموکراسی، میتوانیم آیندهای نو بسازیم.
نمونههای تاریخی گواه روشن این حقیقتاند. در آفریقای جنوبی، اعتصابهای کارگری، تحریمهای اجتماعی و فشار بینالمللی در کنار مقاومت پیگیر مردم، پایههای آپارتاید را در هم شکست. در لهستان، جنبش «همبستگی» با سازماندهی کارگران و اتحاد گسترده جامعه توانست حکومت کمونیستی را به عقبنشینی وادار کند. در چکسلواکی، اعتصابات دانشجویی و تجمعات مسالمتآمیز موجی آفرید که به «انقلاب مخملی» و گذار آرام به دموکراسی انجامید. اینها نشان میدهد که مبارزات بیخشونت، اگر پیوسته و گسترده باشد، قادر است حتی قدرتمندترین حکومتها را به زانو درآورد.
سازماندهی اعتراضات مسالمتآمیز، اعتصابات سراسری، و اشکال گوناگون نافرمانی مدنی ابزارهایی هستند که هزینه سرکوب را برای رژیم بالا میبرند. تداوم این کنشها، حتی اگر کوچک به نظر برسند، تأثیرات بزرگی بر جای میگذارند. هر بار که مردم از همکاری با سرکوبگران خودداری میکنند، هر بار که اعتصاب یا تحریمی شکل میگیرد، رژیم اندکی عقبنشینی میکند. همین عقبنشینیهای پیدرپی است که سرانجام ماشین سرکوب را فرسوده و ضعیف میسازد.
امروز نشانههای این فرسایش آشکار است. قوای سرکوب، با وجود خشونت عریان، دچار تحلیل روحی و شکاف درونی شدهاند. وفاداران به رژیم نیز در برابر واقعیتهای جامعه و بحرانهای پیدرپی دچار تردید و دوگانگی شدهاند. این یعنی لحظهای تاریخی در حال شکلگیری است: زمانی که باور به قدرت جمعی، از کلام به عمل بدل میشود.
بیایید بر سر این اصل ساده همداستان شویم: مردم متحد میتوانند بزرگترین قدرتها را به زانو درآورند. آیندهای آزاد و دموکراتیک تنها با دستان خود ما ساخته خواهد شد.
#همبستگی #مشارکت_مدنی #اتحاد_رمز_پیروزی #قدرت_ما_جمع_ماست #مبارزه_مدنی #ایران #برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رژیم با پراکنده کردن مخالفان، دامنزدن به بیاعتمادی و ایجاد شک و تردید، میکوشد ما را تضعیف کند. اما تجربه تاریخ نشان میدهد که قدرت واقعی در دستان مردم است، اگر متحد شوند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند کنار گذاشتن حاشیهسازیها و پرهیز از اتهامزنی به یکدیگریم؛ چرا که تنها با تمرکز بر هدف اصلی، یعنی سرنگونی رژیم سرکوبگر و برقراری دموکراسی، میتوانیم آیندهای نو بسازیم.
نمونههای تاریخی گواه روشن این حقیقتاند. در آفریقای جنوبی، اعتصابهای کارگری، تحریمهای اجتماعی و فشار بینالمللی در کنار مقاومت پیگیر مردم، پایههای آپارتاید را در هم شکست. در لهستان، جنبش «همبستگی» با سازماندهی کارگران و اتحاد گسترده جامعه توانست حکومت کمونیستی را به عقبنشینی وادار کند. در چکسلواکی، اعتصابات دانشجویی و تجمعات مسالمتآمیز موجی آفرید که به «انقلاب مخملی» و گذار آرام به دموکراسی انجامید. اینها نشان میدهد که مبارزات بیخشونت، اگر پیوسته و گسترده باشد، قادر است حتی قدرتمندترین حکومتها را به زانو درآورد.
سازماندهی اعتراضات مسالمتآمیز، اعتصابات سراسری، و اشکال گوناگون نافرمانی مدنی ابزارهایی هستند که هزینه سرکوب را برای رژیم بالا میبرند. تداوم این کنشها، حتی اگر کوچک به نظر برسند، تأثیرات بزرگی بر جای میگذارند. هر بار که مردم از همکاری با سرکوبگران خودداری میکنند، هر بار که اعتصاب یا تحریمی شکل میگیرد، رژیم اندکی عقبنشینی میکند. همین عقبنشینیهای پیدرپی است که سرانجام ماشین سرکوب را فرسوده و ضعیف میسازد.
امروز نشانههای این فرسایش آشکار است. قوای سرکوب، با وجود خشونت عریان، دچار تحلیل روحی و شکاف درونی شدهاند. وفاداران به رژیم نیز در برابر واقعیتهای جامعه و بحرانهای پیدرپی دچار تردید و دوگانگی شدهاند. این یعنی لحظهای تاریخی در حال شکلگیری است: زمانی که باور به قدرت جمعی، از کلام به عمل بدل میشود.
بیایید بر سر این اصل ساده همداستان شویم: مردم متحد میتوانند بزرگترین قدرتها را به زانو درآورند. آیندهای آزاد و دموکراتیک تنها با دستان خود ما ساخته خواهد شد.
#همبستگی #مشارکت_مدنی #اتحاد_رمز_پیروزی #قدرت_ما_جمع_ماست #مبارزه_مدنی #ایران #برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤23👎2👍1
یک ایران بهتر: رویا یا واقعیت؟
تغییرات مثبت هرگز «خودبخودی» نیستند
تغییرات مثبت هرگز «خودبخودی» نیستند. چیزهایی مانند عدالت، آزادی، حقوق شهروندی، مردمسالاری و دموکراسی، پیشرفت فرهنگی و اخلاقی، اتحاد و همبستگی، هرگز خودشان به صورت معجزهآسا و ناگهانی از غیب اتفاق نمیافتند.
تغییرات مثبت پایدار در جامعه نیازمند ساخت اعتماد، اتحاد و همبستگی، گفتوشنود بدون خشم و پرخاش و مطالعه منصفانه نمونههای تاریخی، از جمله تاریخ معاصر کشور خودمان ایران، و درس گرفتن از پیروزیها و شکستهای گذشتهاند.
حتی بعد از رسیدن به یک تغییر کوچک یا بزرگ، نگهداری از دستآوردهای آن تغییر نیاز به کار مداوم گروهی دارد: تجربه تاریخی معاصر ایران از دوره مشروطه تا به امروز نشان میدهد که هیچ فردی نمیتواند به تنهایی از دستآوردهای یک کشور یا حقوق ملت دفاع و پاسداری کند، و در صورت عدم همکاری و همبستگی ایرانیان، آزادیها و حقوق شهروندی در مقابل حملات دشمنان مصممی که خواهان ولایت بر جامعه بر اساس افکار خودشان هستند، از دست خواهند رفت.
فرهنگ انتظار نوعی از رخوت را در جامعه نهادینه میکند، که باعث میشود شهروند در آرزوی فردای بهتری بماند که هرگز بدون حرکت خود او نخواهد رسید. در مقابل فرهنگ مسئولیتپذیری سازنده، یعنی پرهیز از خشونت کلامی و غیرکلامی، و تلاش برای پیداکردن و ساختن ارتباط و همکاری میان یکدیگر؛ کاری که گرچه دشوارتر از منتظر بودن بدون کنش است، اما تنها مسیر برای یافتن راه چاره گرفتاریهای ایران امروز است.
#همبستگی #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تغییرات مثبت هرگز «خودبخودی» نیستند
تغییرات مثبت هرگز «خودبخودی» نیستند. چیزهایی مانند عدالت، آزادی، حقوق شهروندی، مردمسالاری و دموکراسی، پیشرفت فرهنگی و اخلاقی، اتحاد و همبستگی، هرگز خودشان به صورت معجزهآسا و ناگهانی از غیب اتفاق نمیافتند.
تغییرات مثبت پایدار در جامعه نیازمند ساخت اعتماد، اتحاد و همبستگی، گفتوشنود بدون خشم و پرخاش و مطالعه منصفانه نمونههای تاریخی، از جمله تاریخ معاصر کشور خودمان ایران، و درس گرفتن از پیروزیها و شکستهای گذشتهاند.
حتی بعد از رسیدن به یک تغییر کوچک یا بزرگ، نگهداری از دستآوردهای آن تغییر نیاز به کار مداوم گروهی دارد: تجربه تاریخی معاصر ایران از دوره مشروطه تا به امروز نشان میدهد که هیچ فردی نمیتواند به تنهایی از دستآوردهای یک کشور یا حقوق ملت دفاع و پاسداری کند، و در صورت عدم همکاری و همبستگی ایرانیان، آزادیها و حقوق شهروندی در مقابل حملات دشمنان مصممی که خواهان ولایت بر جامعه بر اساس افکار خودشان هستند، از دست خواهند رفت.
فرهنگ انتظار نوعی از رخوت را در جامعه نهادینه میکند، که باعث میشود شهروند در آرزوی فردای بهتری بماند که هرگز بدون حرکت خود او نخواهد رسید. در مقابل فرهنگ مسئولیتپذیری سازنده، یعنی پرهیز از خشونت کلامی و غیرکلامی، و تلاش برای پیداکردن و ساختن ارتباط و همکاری میان یکدیگر؛ کاری که گرچه دشوارتر از منتظر بودن بدون کنش است، اما تنها مسیر برای یافتن راه چاره گرفتاریهای ایران امروز است.
#همبستگی #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤19👍5👌1
آن روز که مردم دیگر نترسند؛
شجاعتهای کوچک، آغازِ آزادیهای بزرگ
پیام همراهان
استبداد، فقط با خشونت پابرجا نمیماند؛
با ذهنهایی پابرجاست که از «هزینهی آزادی» میترسند و به «امنیت سکوت» دل بستهاند.
اما حقیقت سادهتر از آن است که میپنداریم:
قدرت استبداد، نه در سلاح است، نه در قانون — در ترس ماست.
و وقتی مردم نترسند، استبداد فرو میریزد،
بیآنکه حتی یک گلوله شلیک شود.
اغلب ما گمان میکنیم شجاعت یعنی ریسک های بزرگ.
اما در واقع، شجاعتِ در شکل های دیگر میتواند بیصدا باشد —
در اتاقی کوچک، در کلاسی آرام، در تابلوی نقاشی یا مقالهای کوتاه،
اما حقیقت را تحریف نمیکند.
شجاعت، یعنی معلمی که در کلاسش جرأت میکند بگوید: «فکر کن، حتی اگر خلاف کتاب باشد.»
یعنی استادی که در جمعی رسمی، جملهای کوتاه اما صادق میگوید و با همان جمله، ذهنها را بیدار میکند.
یعنی هنرمندی که در سکوتِ رنگها، در شعر یا تصویرش، درد جامعه را بیهیاهو به یاد میآورد.
یعنی روزنامهنگاری که واژههایش را با دقت میچیند تا حقیقت را بگوید، بیآنکه تیترش تند باشد.
و حتی یعنی شهروندی که در گفتوگوی روزمره، دروغی را که میداند دروغ است، تکرار نمیکند.
همهی این آدمها، هنوز زندهاند، هنوز کار میکنند، هنوز میخندند.
اما هرکدامشان، هر روز، تاریکی را ذرهای عقبتر میرانند.
آنها به ما یادآوری میکنند که شجاعت همیشه پرهزینه نیست، اما همیشه مؤثر است.
اگر بتوانیم از این انسانهای بیادعا «نماد» بسازیم،
شجاعت چهرهای انسانی و قابل لمس پیدا میکند.
ما باید از قهرمانسازیِ و منجی محوری فاصله بگیریم
و به نمادسازی از زندگیهای شجاعانه و سالم رو بیاوریم —
از معلمی که کنار تخته حقیقت میگوید،
از هنرمندی که با لبخند نقد میکند،
از استادی که با وقارِ دانایی، نترسی را منتقل میکند.
وقتی جامعه ببیند که میتوان شجاع بود و همچنان زیست،
میتوان حقیقت گفت و همچنان محترم ماند،
ترس جمعی شروع به فروریختن میکند.
و همین فروپاشیِ درونی، آغازی بر پایان استبداد است.
استبداد فقط از قهرمانان بزرگ نمیترسد؛
از انسانهای عادیای میترسد که دیگر نمیترسند.
از آن لحظهای که ترس در درون مردم بمیرد،
قدرت بیرونی مستبد دیگر معنا ندارد.
آزادی از بیرون نمیآید؛ از درون آغاز میشود.
و روزی که ما، هرکدام در اندازهی خود، تصمیم بگیریم راست بگوییم،
منصف باشیم، و سکوت نکنیم،
آن روز، بیصدا اما عمیق، جامعه وارد دور تازهای از رهایی میشود.
آری، آن روز که مردم دیگر نترسند،
استبداد از درون تهی میشود —
و تاریخ، دوباره جان میگیرد.
#همبستگی #شهامت #مبارزه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شجاعتهای کوچک، آغازِ آزادیهای بزرگ
پیام همراهان
استبداد، فقط با خشونت پابرجا نمیماند؛
با ذهنهایی پابرجاست که از «هزینهی آزادی» میترسند و به «امنیت سکوت» دل بستهاند.
اما حقیقت سادهتر از آن است که میپنداریم:
قدرت استبداد، نه در سلاح است، نه در قانون — در ترس ماست.
و وقتی مردم نترسند، استبداد فرو میریزد،
بیآنکه حتی یک گلوله شلیک شود.
اغلب ما گمان میکنیم شجاعت یعنی ریسک های بزرگ.
اما در واقع، شجاعتِ در شکل های دیگر میتواند بیصدا باشد —
در اتاقی کوچک، در کلاسی آرام، در تابلوی نقاشی یا مقالهای کوتاه،
اما حقیقت را تحریف نمیکند.
شجاعت، یعنی معلمی که در کلاسش جرأت میکند بگوید: «فکر کن، حتی اگر خلاف کتاب باشد.»
یعنی استادی که در جمعی رسمی، جملهای کوتاه اما صادق میگوید و با همان جمله، ذهنها را بیدار میکند.
یعنی هنرمندی که در سکوتِ رنگها، در شعر یا تصویرش، درد جامعه را بیهیاهو به یاد میآورد.
یعنی روزنامهنگاری که واژههایش را با دقت میچیند تا حقیقت را بگوید، بیآنکه تیترش تند باشد.
و حتی یعنی شهروندی که در گفتوگوی روزمره، دروغی را که میداند دروغ است، تکرار نمیکند.
همهی این آدمها، هنوز زندهاند، هنوز کار میکنند، هنوز میخندند.
اما هرکدامشان، هر روز، تاریکی را ذرهای عقبتر میرانند.
آنها به ما یادآوری میکنند که شجاعت همیشه پرهزینه نیست، اما همیشه مؤثر است.
اگر بتوانیم از این انسانهای بیادعا «نماد» بسازیم،
شجاعت چهرهای انسانی و قابل لمس پیدا میکند.
ما باید از قهرمانسازیِ و منجی محوری فاصله بگیریم
و به نمادسازی از زندگیهای شجاعانه و سالم رو بیاوریم —
از معلمی که کنار تخته حقیقت میگوید،
از هنرمندی که با لبخند نقد میکند،
از استادی که با وقارِ دانایی، نترسی را منتقل میکند.
وقتی جامعه ببیند که میتوان شجاع بود و همچنان زیست،
میتوان حقیقت گفت و همچنان محترم ماند،
ترس جمعی شروع به فروریختن میکند.
و همین فروپاشیِ درونی، آغازی بر پایان استبداد است.
استبداد فقط از قهرمانان بزرگ نمیترسد؛
از انسانهای عادیای میترسد که دیگر نمیترسند.
از آن لحظهای که ترس در درون مردم بمیرد،
قدرت بیرونی مستبد دیگر معنا ندارد.
آزادی از بیرون نمیآید؛ از درون آغاز میشود.
و روزی که ما، هرکدام در اندازهی خود، تصمیم بگیریم راست بگوییم،
منصف باشیم، و سکوت نکنیم،
آن روز، بیصدا اما عمیق، جامعه وارد دور تازهای از رهایی میشود.
آری، آن روز که مردم دیگر نترسند،
استبداد از درون تهی میشود —
و تاریخ، دوباره جان میگیرد.
#همبستگی #شهامت #مبارزه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍21❤3💔1
چطور مردم را در مقابل استبداد شجاعتر کنیم؟
پیام همراهان
در نظامهای استبدادی، ترس ابزار اصلی کنترل است. ترسی که از بازداشت، طرد اجتماعی یا آسیب تغذیه میکند و سکوت میآفریند. اما تاریخ نشان داده هیچ قدرتی در برابر شجاعت جمعی مردم پایدار نمانده است. پرسش این است: چگونه میتوان این شجاعت را در مردم بیدار کرد و هزینهی مشارکت را کاهش داد؟
۱. ترس خود را بفهمیم تا بر آن غلبه کنیم
از نگاه تکاملی، مغز انسان برای بقا طراحی شده و تمایل دارد خطر را «بیشبرآورد» کند. این واکنش در طبیعت مفید بود، اما در زندگی اجتماعی، گاهی ما را از اقدام بازمیدارد. بسیاری از کنشگران مدنی بعدها دریافتهاند که بخشی از ترسهایشان بیدلیل بوده و تنها با عمل و تجربه، فهمیدهاند خطر واقعی کمتر از تصورشان است. شناخت این اغراق در ترس، نخستین گام برای تبدیل آن به شجاعت آگاهانه است.
۲. شجاعتهای کوچک را جدی بگیریم و از آنها نماد بسازیم
شجاعت همیشه با فریاد جمعی آغاز نمیشود. گفتن حقیقت، حمایت از دیگری، یا افشای بیعدالتی در جمعی کوچک، نخستین گامها هستند. اگر این رفتارها روایت شوند و چهرهی کنشگران به نماد شجاعت مدنی بدل شود، الهامبخش دیگران خواهند شد. جنبش «همبستگی» در لهستان و کنش زنان ایرانی نمونههایی از این نمادسازیاند.
۳. شبکههای حمایتی بسازیم
ترس وقتی میمیرد که انسان تنها نباشد. حلقههای اعتماد خانوادگی، گروههای دوستانه و انجمنهای مدنی – حتی در فضای مجازی و رمزگذاریشده – پناهگاه شجاعتاند. حمایت جمعی، مسئولیت فردی را سبک میکند و مردم را تشویق به اقدام مینماید.
۴. آگاهی و روایت را گسترش دهیم
جین شارپ میگوید: «آگاهی، نخستین سلاح مردم است.» دانستن حقوق شهروندی، مهارتهای کنش غیرخشونتآمیز و امنیت دیجیتال، حس کنترل میآفریند. روایت شجاعتها و تبدیل آنها به نماد، انرژی روانی جمع را تقویت میکند و دیگران را به اقدام دلیرانه دعوت میکند.
۵. شجاعت آگاهانه، نه شتابزده
شجاعت یعنی ترس را ببینی و باز هم قدم برداری، نه آنکه خطر را انکار کنی. احتیاط، دشمن شجاعت نیست؛ محافظ آن است.
در نهایت، هر سخن صادقانه و هر نماد شجاعت، ضربهای است به دیوار ترس. هر بار که مردم از این نمادها نیرو میگیرند و بر ترس خود غلبه میکنند، استبداد اندکی ضعیفتر میشود و مسیر آزادی هموارتر میگردد.
#شهامت_مدنی #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پیام همراهان
در نظامهای استبدادی، ترس ابزار اصلی کنترل است. ترسی که از بازداشت، طرد اجتماعی یا آسیب تغذیه میکند و سکوت میآفریند. اما تاریخ نشان داده هیچ قدرتی در برابر شجاعت جمعی مردم پایدار نمانده است. پرسش این است: چگونه میتوان این شجاعت را در مردم بیدار کرد و هزینهی مشارکت را کاهش داد؟
۱. ترس خود را بفهمیم تا بر آن غلبه کنیم
از نگاه تکاملی، مغز انسان برای بقا طراحی شده و تمایل دارد خطر را «بیشبرآورد» کند. این واکنش در طبیعت مفید بود، اما در زندگی اجتماعی، گاهی ما را از اقدام بازمیدارد. بسیاری از کنشگران مدنی بعدها دریافتهاند که بخشی از ترسهایشان بیدلیل بوده و تنها با عمل و تجربه، فهمیدهاند خطر واقعی کمتر از تصورشان است. شناخت این اغراق در ترس، نخستین گام برای تبدیل آن به شجاعت آگاهانه است.
۲. شجاعتهای کوچک را جدی بگیریم و از آنها نماد بسازیم
شجاعت همیشه با فریاد جمعی آغاز نمیشود. گفتن حقیقت، حمایت از دیگری، یا افشای بیعدالتی در جمعی کوچک، نخستین گامها هستند. اگر این رفتارها روایت شوند و چهرهی کنشگران به نماد شجاعت مدنی بدل شود، الهامبخش دیگران خواهند شد. جنبش «همبستگی» در لهستان و کنش زنان ایرانی نمونههایی از این نمادسازیاند.
۳. شبکههای حمایتی بسازیم
ترس وقتی میمیرد که انسان تنها نباشد. حلقههای اعتماد خانوادگی، گروههای دوستانه و انجمنهای مدنی – حتی در فضای مجازی و رمزگذاریشده – پناهگاه شجاعتاند. حمایت جمعی، مسئولیت فردی را سبک میکند و مردم را تشویق به اقدام مینماید.
۴. آگاهی و روایت را گسترش دهیم
جین شارپ میگوید: «آگاهی، نخستین سلاح مردم است.» دانستن حقوق شهروندی، مهارتهای کنش غیرخشونتآمیز و امنیت دیجیتال، حس کنترل میآفریند. روایت شجاعتها و تبدیل آنها به نماد، انرژی روانی جمع را تقویت میکند و دیگران را به اقدام دلیرانه دعوت میکند.
۵. شجاعت آگاهانه، نه شتابزده
شجاعت یعنی ترس را ببینی و باز هم قدم برداری، نه آنکه خطر را انکار کنی. احتیاط، دشمن شجاعت نیست؛ محافظ آن است.
در نهایت، هر سخن صادقانه و هر نماد شجاعت، ضربهای است به دیوار ترس. هر بار که مردم از این نمادها نیرو میگیرند و بر ترس خود غلبه میکنند، استبداد اندکی ضعیفتر میشود و مسیر آزادی هموارتر میگردد.
#شهامت_مدنی #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤10🕊3👌1
توماج صالحی: بزرگترین نقص مسیر آزادی «کمبود آگاهی» است
توماج صالحی، رپر و فعال سیاسی، در ویدئویی تازه که در یوتیوب منتشر کرده، با تأکید بر نقش «آگاهی» در مسیر مبارزه مدنی، از ضرورت روبهرو شدن جامعه با کاستیها و پرهیز از فرار از آنها سخن گفت. او گفت هر مسیری که دچار اختلال یا انحراف میشود، نشانه وجود نقصی است که تنها با مواجهه صادقانه میتوان آن را جبران کرد.
صالحی با بیان اینکه این ضرورت تنها محدود به مسیر آزادیخواهی نیست و در همه عرصهها صدق میکند، افزود: «فرار کردن از نقص باعث رفعش نمیشود. اگر پشتمان را به آن کنیم، باز هم پشت سر ما پابرجاست. مواجه شدن با نقص شجاعت میخواهد.»
او بزرگترین مشکل موجود در مسیر جامعه را «کمبود آگاهی» دانست و یادآوری کرد که ماهها پیش نیز این موضوع را مطرح کرده و با هجمههایی روبهرو شده است. به گفته او، مخالفت با آگاهی و فهم اساساً «ایستادن در کنار جهل» است:
«چطور میشود با فهم مخالف بود؟ کسی که با آگاهی دشمن است، طرفدار چیست جز جهل؟»
توماج همچنین خطاب به کسانی که خواهان اعمال سلیقه شخصی خود در حوزه سبک زندگی، پوشش یا برخورد با مخالفان هستند، پرسید آیا چنین تفکری بیش از هر چیز محتاج آگاهی نیست؟
او سپس رشد جامعه امروز ایران را نه نتیجه دخالت خارجی، بلکه محصول «سالها ازخودگذشتگی، هزینهدادن و افزایش آگاهی عمومی» دانست: «بهنظر من بهخاطر صدماتی است که خیلیها در این چهلوچند سال پذیرفتهاند. امروز از گذشته خیلی جلوتریم.»
صالحی در بخش دیگری از سخنانش گفت بسیاری از شهروندان میدانند چه نمیخواهند، اما هنوز نمیدانند چه میخواهند. او از ضعف آگاهی درباره مفاهیم پایهای مانند آزادی فردی، دموکراسی و حقوق اجتماعی سخن گفت و تأکید کرد تزریق آگاهی وظیفه همه است: نویسنده، مترجم، موزیسین، بلاگر و هر فردی که توان اثرگذاری، حتی کوچک، دارد.
او درعینحال هشدار داد که آگاهسازی با تعصب، توهین یا خشونت نتیجهای جز «بالا رفتن گارد ذهنی» ندارد.
این هنرمند اعلام کرد که قصد دارد از این پس بهطور منظم مباحث مختلف را برای مخاطبان توضیح دهد و سهم خود را در افزایش آگاهی ادا کند. او گفت: «اگه هممون کنار هم باشیم، رسیدن راحتتر میشه. کنار هم بودن خیلی چیزها رو ممکن میکنه.»
https://youtu.be/Llfpx_KUxJ8?si=zTSaRpdl5kiooUSM
ـ لازم به ذکر است، آموزشکده توانا، در راستای آموزشهای مدنی، طی سالهای فعالیت محتوای آموزشی، کتاب، مطالعه موردی، ویدیوهای کوتاه و مقالات بسیاری را منتشر کرده است که در سایت توانا در دسترس هستند.
https://tavaana.org/
#توماج_صالحی #آگاهی #مبارزه_مدنی #آزادی_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
توماج صالحی، رپر و فعال سیاسی، در ویدئویی تازه که در یوتیوب منتشر کرده، با تأکید بر نقش «آگاهی» در مسیر مبارزه مدنی، از ضرورت روبهرو شدن جامعه با کاستیها و پرهیز از فرار از آنها سخن گفت. او گفت هر مسیری که دچار اختلال یا انحراف میشود، نشانه وجود نقصی است که تنها با مواجهه صادقانه میتوان آن را جبران کرد.
صالحی با بیان اینکه این ضرورت تنها محدود به مسیر آزادیخواهی نیست و در همه عرصهها صدق میکند، افزود: «فرار کردن از نقص باعث رفعش نمیشود. اگر پشتمان را به آن کنیم، باز هم پشت سر ما پابرجاست. مواجه شدن با نقص شجاعت میخواهد.»
او بزرگترین مشکل موجود در مسیر جامعه را «کمبود آگاهی» دانست و یادآوری کرد که ماهها پیش نیز این موضوع را مطرح کرده و با هجمههایی روبهرو شده است. به گفته او، مخالفت با آگاهی و فهم اساساً «ایستادن در کنار جهل» است:
«چطور میشود با فهم مخالف بود؟ کسی که با آگاهی دشمن است، طرفدار چیست جز جهل؟»
توماج همچنین خطاب به کسانی که خواهان اعمال سلیقه شخصی خود در حوزه سبک زندگی، پوشش یا برخورد با مخالفان هستند، پرسید آیا چنین تفکری بیش از هر چیز محتاج آگاهی نیست؟
او سپس رشد جامعه امروز ایران را نه نتیجه دخالت خارجی، بلکه محصول «سالها ازخودگذشتگی، هزینهدادن و افزایش آگاهی عمومی» دانست: «بهنظر من بهخاطر صدماتی است که خیلیها در این چهلوچند سال پذیرفتهاند. امروز از گذشته خیلی جلوتریم.»
صالحی در بخش دیگری از سخنانش گفت بسیاری از شهروندان میدانند چه نمیخواهند، اما هنوز نمیدانند چه میخواهند. او از ضعف آگاهی درباره مفاهیم پایهای مانند آزادی فردی، دموکراسی و حقوق اجتماعی سخن گفت و تأکید کرد تزریق آگاهی وظیفه همه است: نویسنده، مترجم، موزیسین، بلاگر و هر فردی که توان اثرگذاری، حتی کوچک، دارد.
او درعینحال هشدار داد که آگاهسازی با تعصب، توهین یا خشونت نتیجهای جز «بالا رفتن گارد ذهنی» ندارد.
این هنرمند اعلام کرد که قصد دارد از این پس بهطور منظم مباحث مختلف را برای مخاطبان توضیح دهد و سهم خود را در افزایش آگاهی ادا کند. او گفت: «اگه هممون کنار هم باشیم، رسیدن راحتتر میشه. کنار هم بودن خیلی چیزها رو ممکن میکنه.»
https://youtu.be/Llfpx_KUxJ8?si=zTSaRpdl5kiooUSM
ـ لازم به ذکر است، آموزشکده توانا، در راستای آموزشهای مدنی، طی سالهای فعالیت محتوای آموزشی، کتاب، مطالعه موردی، ویدیوهای کوتاه و مقالات بسیاری را منتشر کرده است که در سایت توانا در دسترس هستند.
https://tavaana.org/
#توماج_صالحی #آگاهی #مبارزه_مدنی #آزادی_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
YouTube
روبرو شدن با نقصهایی که داریم
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
❤14👍8👎7👌3🕊1💯1
Forwarded from الفبای امنیت در اعتراضات و کنشگری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الفبای امنیت در اعتراضات و کنشهای سیاسی و مدنی
جلسه نخست: امنیت سایبری،۱: تجارب خطرآفرین فعالان سیاسی
در این جلسه به بررسی نقش حیاتی امنیت دیجیتال در کنشگری سیاسی و مدنی پرداختیم، چهار مورد از تجربهها و اشتباهات فعالان سیاسی را برشمردیم و به این پرداختیم که چگونه رعایتنکردن موارد امنیتی از سوی فعالان منجر به رخدادن اشتباهات بزرگ جبرانناپذیری برای آنها شده است. در پایان نیز ۴ نکته اصلی که فعالان باید برای امنماندن در کنشگری، اعتراضات و فعالیتهای خود، رعایت کنند را یادآوری کردیم.
در وبسایت توانا
در یوتیوب
در سانکلاد
در کست باکس
کانال واتساپ دوره
کانال تلگرام دوره
#ایران #یاری_مدنی_توانا #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #امنیت #اعتراضات_سراسری #امنیت_سایبری #امنیت_اعتراضات
جلسه نخست: امنیت سایبری،۱: تجارب خطرآفرین فعالان سیاسی
در این جلسه به بررسی نقش حیاتی امنیت دیجیتال در کنشگری سیاسی و مدنی پرداختیم، چهار مورد از تجربهها و اشتباهات فعالان سیاسی را برشمردیم و به این پرداختیم که چگونه رعایتنکردن موارد امنیتی از سوی فعالان منجر به رخدادن اشتباهات بزرگ جبرانناپذیری برای آنها شده است. در پایان نیز ۴ نکته اصلی که فعالان باید برای امنماندن در کنشگری، اعتراضات و فعالیتهای خود، رعایت کنند را یادآوری کردیم.
در وبسایت توانا
در یوتیوب
در سانکلاد
در کست باکس
کانال واتساپ دوره
کانال تلگرام دوره
#ایران #یاری_مدنی_توانا #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #امنیت #اعتراضات_سراسری #امنیت_سایبری #امنیت_اعتراضات
❤6
Audio
الفبای امنیت در اعتراضات و کنشهای سیاسی و مدنی
جلسه نخست: امنیت سایبری،۱: تجارب خطرآفرین فعالان سیاسی
در این جلسه به بررسی نقش حیاتی امنیت دیجیتال در کنشگری سیاسی و مدنی پرداختیم، چهار مورد از تجربهها و اشتباهات فعالان سیاسی را برشمردیم و به این پرداختیم که چگونه رعایتنکردن موارد امنیتی از سوی فعالان منجر به رخدادن اشتباهات بزرگ جبرانناپذیری برای آنها شده است. در پایان نیز ۴ نکته اصلی که فعالان باید برای امنماندن در کنشگری، اعتراضات و فعالیتهای خود، رعایت کنند را یادآوری کردیم.
در وبسایت توانا
در یوتیوب
در سانکلاد
در کست باکس
کانال واتساپ دوره
کانال تلگرام دوره
#ایران #یاری_مدنی_توانا #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #امنیت #اعتراضات_سراسری #امنیت_سایبری #امنیت_اعتراضات
جلسه نخست: امنیت سایبری،۱: تجارب خطرآفرین فعالان سیاسی
در این جلسه به بررسی نقش حیاتی امنیت دیجیتال در کنشگری سیاسی و مدنی پرداختیم، چهار مورد از تجربهها و اشتباهات فعالان سیاسی را برشمردیم و به این پرداختیم که چگونه رعایتنکردن موارد امنیتی از سوی فعالان منجر به رخدادن اشتباهات بزرگ جبرانناپذیری برای آنها شده است. در پایان نیز ۴ نکته اصلی که فعالان باید برای امنماندن در کنشگری، اعتراضات و فعالیتهای خود، رعایت کنند را یادآوری کردیم.
در وبسایت توانا
در یوتیوب
در سانکلاد
در کست باکس
کانال واتساپ دوره
کانال تلگرام دوره
#ایران #یاری_مدنی_توانا #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #امنیت #اعتراضات_سراسری #امنیت_سایبری #امنیت_اعتراضات
❤7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دفاع مشروع، خشونت نیست
شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، در این برنامه درباره تفاوت دفاع مشروع و مبارزه خشونتآمیز، میگوید و همچنین به شرایط و حد و حدود دفاع مشروع میپردازد.
این بخشی از برنامهای است که آذر ۱۴۰۰ در اتاق آموزشکده توانا در کلابهاوس برگزار شد.
https://youtu.be/tZffTIy9UlY
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/club-t-parts
#دفاع_مشروع #مبارزه_مدنی #اعتراضات_سراسری #شیرین_عبادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، در این برنامه درباره تفاوت دفاع مشروع و مبارزه خشونتآمیز، میگوید و همچنین به شرایط و حد و حدود دفاع مشروع میپردازد.
این بخشی از برنامهای است که آذر ۱۴۰۰ در اتاق آموزشکده توانا در کلابهاوس برگزار شد.
https://youtu.be/tZffTIy9UlY
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/club-t-parts
#دفاع_مشروع #مبارزه_مدنی #اعتراضات_سراسری #شیرین_عبادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍22💯3
اسلحه در برابر شعار؟
فریاد گرسنگی را با خشونت پاسخ ندهید؛ اخلاق قدرت و مسئولیت نیروهای مسلح
پیام همراهان
در تجمعات اعتراضی اخیر، تصویری آشنا بار دیگر تکرار شده است:
مردم شعار میدهند و نیروهای مسلح پاسخ میدهند؛
اما نه با گفتوگو یا تحمل، بلکه با باتوم، گاز اشکآور، سلاح ساچمهای و گاه اسلحه جنگی.
پرسش ساده، اما تعیینکننده است:
اسلحه در برابر شعار؟
شعار، خشونت نیست.
شعار کلمه است، فریاد است، زبان اعتراض است؛ ابزار مردمی که امکان مشارکت مؤثرشان در تصمیمگیریهای سرنوشتساز، سالهاست محدود شده است. پاسخ دادن به کلمه با خشونت فیزیکی، نه نشانه اقتدار که نشانه ناتوانی در شنیدن است.
حتی اگر از منظری که حاکمیت به آن استناد میکند بنگریم، اصل روشن است. در منطق دینی، قاعده «تناسب» بنیادین است:
العین بالعین، الاذن بالاذن
پاسخ باید همسنگ کنش باشد.
شعار، اگر مسئله است، با استدلال و پاسخ سیاسی حل میشود؛ نه با کور کردن، زخمی کردن یا کشتن شهروندان.
واقعیت اجتماعی امروز ایران نیز قابل انکار نیست.
این شعارها از خلأ نمیآیند. از فشار معیشتی سنگین میآیند؛
از تورمی که زندگی را فرسایشی کرده،
از سقوط مداوم قدرت خرید،
و از احساس ناتوانی در تأثیرگذاری بر آینده.
در چنین وضعیتی، مسئله اصلی این نیست که چرا مردم فریاد میزنند؛
مسئله این است که چرا فریاد گرسنگی با خشونت پاسخ داده میشود.
حق اعتراض، از ابتداییترین حقوق شهروندی است. مردم حق دارند وضعیت موجود را نقد کنند، ساختارها را به چالش بکشند و خواهان تغییرات عمیق سیاسی و اجتماعی شوند—بهویژه آنگاه که مسیرهای قانونی و اصلاحی یکی پس از دیگری مسدود شده است.
تا زمانی که این مطالبهها به شیوهای خشونتپرهیز بیان میشود، سرکوب آنها نه توجیه اخلاقی دارد و نه کارکرد امنیتی پایدار.
این یادداشت، بهطور خاص خطاب به نیروهای نظامی و امنیتی است:
مسئولیت شما حفظ جان شهروندان است، نه ارعاب آنان.
لباس نظامی، مجوز تعلیق وجدان، قانون و اخلاق نیست.
هیچ مأموریتی، شلیک به انسان بیسلاح را مشروع نمیکند.
اقتدار واقعی، از لوله تفنگ بیرون نمیآید.
امنیت پایدار، محصول عدالت، پاسخگویی و شنیدن صداهای معترض است؛ نه خاموشکردن آنها.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #مبارزه_مدنی #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اسلحه در برابر شعار؟
فریاد گرسنگی را با خشونت پاسخ ندهید؛ اخلاق قدرت و مسئولیت نیروهای مسلح
پیام همراهان
در تجمعات اعتراضی اخیر، تصویری آشنا بار دیگر تکرار شده است:
مردم شعار میدهند و نیروهای مسلح پاسخ میدهند؛
اما نه با گفتوگو یا تحمل، بلکه با باتوم، گاز اشکآور، سلاح ساچمهای و گاه اسلحه جنگی.
پرسش ساده، اما تعیینکننده است:
اسلحه در برابر شعار؟
شعار، خشونت نیست.
شعار کلمه است، فریاد است، زبان اعتراض است؛ ابزار مردمی که امکان مشارکت مؤثرشان در تصمیمگیریهای سرنوشتساز، سالهاست محدود شده است. پاسخ دادن به کلمه با خشونت فیزیکی، نه نشانه اقتدار که نشانه ناتوانی در شنیدن است.
حتی اگر از منظری که حاکمیت به آن استناد میکند بنگریم، اصل روشن است. در منطق دینی، قاعده «تناسب» بنیادین است:
العین بالعین، الاذن بالاذن
پاسخ باید همسنگ کنش باشد.
شعار، اگر مسئله است، با استدلال و پاسخ سیاسی حل میشود؛ نه با کور کردن، زخمی کردن یا کشتن شهروندان.
واقعیت اجتماعی امروز ایران نیز قابل انکار نیست.
این شعارها از خلأ نمیآیند. از فشار معیشتی سنگین میآیند؛
از تورمی که زندگی را فرسایشی کرده،
از سقوط مداوم قدرت خرید،
و از احساس ناتوانی در تأثیرگذاری بر آینده.
در چنین وضعیتی، مسئله اصلی این نیست که چرا مردم فریاد میزنند؛
مسئله این است که چرا فریاد گرسنگی با خشونت پاسخ داده میشود.
حق اعتراض، از ابتداییترین حقوق شهروندی است. مردم حق دارند وضعیت موجود را نقد کنند، ساختارها را به چالش بکشند و خواهان تغییرات عمیق سیاسی و اجتماعی شوند—بهویژه آنگاه که مسیرهای قانونی و اصلاحی یکی پس از دیگری مسدود شده است.
تا زمانی که این مطالبهها به شیوهای خشونتپرهیز بیان میشود، سرکوب آنها نه توجیه اخلاقی دارد و نه کارکرد امنیتی پایدار.
این یادداشت، بهطور خاص خطاب به نیروهای نظامی و امنیتی است:
مسئولیت شما حفظ جان شهروندان است، نه ارعاب آنان.
لباس نظامی، مجوز تعلیق وجدان، قانون و اخلاق نیست.
هیچ مأموریتی، شلیک به انسان بیسلاح را مشروع نمیکند.
اقتدار واقعی، از لوله تفنگ بیرون نمیآید.
امنیت پایدار، محصول عدالت، پاسخگویی و شنیدن صداهای معترض است؛ نه خاموشکردن آنها.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #مبارزه_مدنی #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤14👍3💯3
ناخودآگاهِ جمعیِ ناتوان از کنش؛
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!
شامِ تاریکِ ما را سحر کن
پیام همراهان
ناخودآگاهِ جمعی ما آکنده از رنج است، اما تهی از کنش. ما درد را بهخوبی میشناسیم، آن را روایت کردهایم، آوازش را خواندهایم و برایش اشک ریختهایم؛ اما هنگامی که نوبت به خشم میرسد، به آن نیروی مرزگذار و تغییرساز، ناگهان زبانمان میگیرد. بهجایش آه میکشیم، ناله میکنیم و چشم به جایی بیرون از خود میدوزیم.
«ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!» این فراخوان جمعی، بیش از آنکه دعایی ساده باشد، نشانهی یک الگوی روانیِ ریشهدار است: عادت به واگذاری عاملیت. گویی تاریکی بیفاعل است و سحر باید از جایی بیرون از انسان نازل شود. در این الگو، ما نه کنشگران تاریخ، که تماشاگران تقدیر هستیم؛ محکومانِ صبوری که امید را جانشین مسئولیت کردهایم.
فرهنگ عاطفی ما خشم را یا خطرناک دانسته یا نازیبا. خشم باید تلطیف شود، به ناله بدل گردد، یا در قالب عرفان و رضا حل شود تا نظم نمادین بر هم نخورد. نتیجه، شکلگیری نوعی مظلومیت اخلاقی است: رنج میکشیم، پس حق داریم، اما کنش نمیکنیم. این مظلومیت آرامبخش است، اما ناتوانکننده.
نقد ناخودآگاه جمعی، درست از همینجا آغاز میشود: از بازشناسی این حقیقت که بدون خشمِ آگاهانه، هیچ تغییری ممکن نیست. خشمی که فریاد نیست، ویرانگری نیست، بلکه مطالبه است؛ خشمی که خطاب دارد، مسئول را نشانه میگیرد و از جهان پاسخ میخواهد.
شاید وقت آن رسیده که بهجای التماس برای سحر،
جرئت کنیم تاریکی را نامگذاری کنیم
و سهم خودمان را در ساختن صبح بپذیریم
#خشم #کنشگری #مسئولیت_پذیری #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!
شامِ تاریکِ ما را سحر کن
پیام همراهان
ناخودآگاهِ جمعی ما آکنده از رنج است، اما تهی از کنش. ما درد را بهخوبی میشناسیم، آن را روایت کردهایم، آوازش را خواندهایم و برایش اشک ریختهایم؛ اما هنگامی که نوبت به خشم میرسد، به آن نیروی مرزگذار و تغییرساز، ناگهان زبانمان میگیرد. بهجایش آه میکشیم، ناله میکنیم و چشم به جایی بیرون از خود میدوزیم.
«ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!» این فراخوان جمعی، بیش از آنکه دعایی ساده باشد، نشانهی یک الگوی روانیِ ریشهدار است: عادت به واگذاری عاملیت. گویی تاریکی بیفاعل است و سحر باید از جایی بیرون از انسان نازل شود. در این الگو، ما نه کنشگران تاریخ، که تماشاگران تقدیر هستیم؛ محکومانِ صبوری که امید را جانشین مسئولیت کردهایم.
فرهنگ عاطفی ما خشم را یا خطرناک دانسته یا نازیبا. خشم باید تلطیف شود، به ناله بدل گردد، یا در قالب عرفان و رضا حل شود تا نظم نمادین بر هم نخورد. نتیجه، شکلگیری نوعی مظلومیت اخلاقی است: رنج میکشیم، پس حق داریم، اما کنش نمیکنیم. این مظلومیت آرامبخش است، اما ناتوانکننده.
نقد ناخودآگاه جمعی، درست از همینجا آغاز میشود: از بازشناسی این حقیقت که بدون خشمِ آگاهانه، هیچ تغییری ممکن نیست. خشمی که فریاد نیست، ویرانگری نیست، بلکه مطالبه است؛ خشمی که خطاب دارد، مسئول را نشانه میگیرد و از جهان پاسخ میخواهد.
شاید وقت آن رسیده که بهجای التماس برای سحر،
جرئت کنیم تاریکی را نامگذاری کنیم
و سهم خودمان را در ساختن صبح بپذیریم
#خشم #کنشگری #مسئولیت_پذیری #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍9🕊4💔3👌2❤1
بیانیه عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی در محکومیت «هنر در خدمت سرکوب» منتشر شد
جمعی از عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی در خارج از کشور با انتشار بیانیهای، سکوت در برابر همکاری هنرمندان با نهادهای جمهوری اسلامی را «غیرقابل قبول» دانستند و تأکید کردند که در نظامی مبتنی بر سرکوب، سانسور، زندان و کشتار، هیچ همکاری فرهنگی «خنثی» محسوب نمیشود.
در این بیانیه آمده است که جشنوارهها و مراسم حکومتی، بهویژه در چارچوب دهه فجر، ابزار مشروعیتسازی یک نظام سرکوبگرند و حضور در آنها، خواسته یا ناخواسته، به عادیسازی ظلم کمک میکند. امضاکنندگان با اشاره به تأثیر رفتار پیشکسوتان بر نسل جوان هنرمندان تأکید کردهاند که انتخابهای امروز، الگوی فردای آنان خواهد بود و همراهی با قدرت یا حتی سکوت در برابر آن، هر دو حامل پیام است.
به باور نویسندگان بیانیه، منابع مالی حاصل از این مسیر از سیستمی تأمین میشود که «دستانش به خون جوانان این سرزمین آلوده است» و پذیرش آن بدون هزینه اخلاقی نیست. آنان تصریح کردهاند که مهارت فنی بدون مسئولیت اخلاقی ارزشی ندارد و هنر زمانی که در خدمت سرکوب قرار گیرد، از معنا تهی میشود.
در ادامه تأکید شده است که این موضعگیری حملهای شخصی نیست، بلکه دفاع از شأن هنر و وجدان حرفهای بهشمار میرود. امضاکنندگان ضمن محکوم کردن هرگونه همسویی با ساختار حکومتی یادآور شدهاند که همه عکاسان و فیلمبرداران ایرانی چنین مسیری را انتخاب نکردهاند و انتشار این بیانیه «ثبت موضعی برای امروز و برای قضاوت تاریخ» است.
این بیانیه به امضای ۳۸ نفر از عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی رسیده و در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ منتشر شده است.
متن بیانیه و اسامی در اسلایدها
#بیانیه #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی در محکومیت «هنر در خدمت سرکوب» منتشر شد
جمعی از عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی در خارج از کشور با انتشار بیانیهای، سکوت در برابر همکاری هنرمندان با نهادهای جمهوری اسلامی را «غیرقابل قبول» دانستند و تأکید کردند که در نظامی مبتنی بر سرکوب، سانسور، زندان و کشتار، هیچ همکاری فرهنگی «خنثی» محسوب نمیشود.
در این بیانیه آمده است که جشنوارهها و مراسم حکومتی، بهویژه در چارچوب دهه فجر، ابزار مشروعیتسازی یک نظام سرکوبگرند و حضور در آنها، خواسته یا ناخواسته، به عادیسازی ظلم کمک میکند. امضاکنندگان با اشاره به تأثیر رفتار پیشکسوتان بر نسل جوان هنرمندان تأکید کردهاند که انتخابهای امروز، الگوی فردای آنان خواهد بود و همراهی با قدرت یا حتی سکوت در برابر آن، هر دو حامل پیام است.
به باور نویسندگان بیانیه، منابع مالی حاصل از این مسیر از سیستمی تأمین میشود که «دستانش به خون جوانان این سرزمین آلوده است» و پذیرش آن بدون هزینه اخلاقی نیست. آنان تصریح کردهاند که مهارت فنی بدون مسئولیت اخلاقی ارزشی ندارد و هنر زمانی که در خدمت سرکوب قرار گیرد، از معنا تهی میشود.
در ادامه تأکید شده است که این موضعگیری حملهای شخصی نیست، بلکه دفاع از شأن هنر و وجدان حرفهای بهشمار میرود. امضاکنندگان ضمن محکوم کردن هرگونه همسویی با ساختار حکومتی یادآور شدهاند که همه عکاسان و فیلمبرداران ایرانی چنین مسیری را انتخاب نکردهاند و انتشار این بیانیه «ثبت موضعی برای امروز و برای قضاوت تاریخ» است.
این بیانیه به امضای ۳۸ نفر از عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی رسیده و در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ منتشر شده است.
متن بیانیه و اسامی در اسلایدها
#بیانیه #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
👍18❤9🕊3💯2👌1
آسیبشناسی کنشگری در نظام استبدادی؛
موهبت شجاعت و تلهی نمایشی شدن
پیام همراهان
کنشگری در یک نظام استبدادی، پیش از هر چیز تجلیِ شجاعت اخلاقی است. فرد کنشگر در برابر بیعدالتی سکوت نمیکند و با وجود هزینههای احتمالی، مسئولیت اجتماعی خود را میپذیرد. این ایستادن، به زندگی معنا میدهد، حس کرامت و عاملیت را تقویت میکند و شبکههایی از همبستگی و اعتماد میسازد. کنشگری میتواند رشد اخلاقی، خودکارآمدی و امید جمعی را افزایش دهد؛ زیرا فرد درمییابد که حتی در محدودترین فضاها نیز امکان انتخاب و اثرگذاری وجود دارد.
با این حال، همین مسیرِ ارزشمند، خالی از تله نیست. فشار امنیتی، اضطراب مزمن، فرسودگی عاطفی، خشم انباشته و آسیب به روابط شخصی از مخاطرات جدیاند. گاهی هویت فرد چنان با نقش کنشگر گره میخورد که دیگر ابعاد زندگیاش به حاشیه میرود و تعادل روانی مختل میشود. مواجهه مداوم با اخبار سرکوب نیز میتواند به بیحسی عاطفی یا ناامیدی عمیق بینجامد.
یکی از مهمترین تلهها، «نمایشی شدن» کنشگری است. در فضای شبکههای اجتماعی، دیدهشدن، لایک گرفتن و تحسین عمومی، پاداش فوری و اعتیادآوری ایجاد میکند. در این وضعیت، تمرکز از «مسئله» به «تصویر فرد از خود» جابهجا میشود. کنشگری به ابزاری برای جبران نیازهای ارضانشدهی تأیید، تعلق یا اهمیت بدل میشود و اثرگذاری واقعی در اولویت دوم قرار میگیرد.
برای رهایی از این تله، بازبینی مستمر نیتها ضروری است: این اقدام چه تغییری ایجاد میکند؟ اگر هیچکس آن را نبیند، باز هم انجامش میدهم؟ همچنین باید شاخص اثرگذاری را از محبوبیت جدا کرد، کار جمعی را بر فردمحوری ترجیح داد و مراقبت از سلامت روان و تعادل زندگی را جدی گرفت. کنشگری آگاهانه زمانی پایدار میماند که میان شجاعت و خرد، آرمان و خودمراقبتی، و حضور اجتماعی و فروتنی تعادل برقرار شود.
#کنشگری #مبارزه_مدنی #همکاری
@Tavaana_TavaanaTech
آسیبشناسی کنشگری در نظام استبدادی؛
موهبت شجاعت و تلهی نمایشی شدن
پیام همراهان
کنشگری در یک نظام استبدادی، پیش از هر چیز تجلیِ شجاعت اخلاقی است. فرد کنشگر در برابر بیعدالتی سکوت نمیکند و با وجود هزینههای احتمالی، مسئولیت اجتماعی خود را میپذیرد. این ایستادن، به زندگی معنا میدهد، حس کرامت و عاملیت را تقویت میکند و شبکههایی از همبستگی و اعتماد میسازد. کنشگری میتواند رشد اخلاقی، خودکارآمدی و امید جمعی را افزایش دهد؛ زیرا فرد درمییابد که حتی در محدودترین فضاها نیز امکان انتخاب و اثرگذاری وجود دارد.
با این حال، همین مسیرِ ارزشمند، خالی از تله نیست. فشار امنیتی، اضطراب مزمن، فرسودگی عاطفی، خشم انباشته و آسیب به روابط شخصی از مخاطرات جدیاند. گاهی هویت فرد چنان با نقش کنشگر گره میخورد که دیگر ابعاد زندگیاش به حاشیه میرود و تعادل روانی مختل میشود. مواجهه مداوم با اخبار سرکوب نیز میتواند به بیحسی عاطفی یا ناامیدی عمیق بینجامد.
یکی از مهمترین تلهها، «نمایشی شدن» کنشگری است. در فضای شبکههای اجتماعی، دیدهشدن، لایک گرفتن و تحسین عمومی، پاداش فوری و اعتیادآوری ایجاد میکند. در این وضعیت، تمرکز از «مسئله» به «تصویر فرد از خود» جابهجا میشود. کنشگری به ابزاری برای جبران نیازهای ارضانشدهی تأیید، تعلق یا اهمیت بدل میشود و اثرگذاری واقعی در اولویت دوم قرار میگیرد.
برای رهایی از این تله، بازبینی مستمر نیتها ضروری است: این اقدام چه تغییری ایجاد میکند؟ اگر هیچکس آن را نبیند، باز هم انجامش میدهم؟ همچنین باید شاخص اثرگذاری را از محبوبیت جدا کرد، کار جمعی را بر فردمحوری ترجیح داد و مراقبت از سلامت روان و تعادل زندگی را جدی گرفت. کنشگری آگاهانه زمانی پایدار میماند که میان شجاعت و خرد، آرمان و خودمراقبتی، و حضور اجتماعی و فروتنی تعادل برقرار شود.
#کنشگری #مبارزه_مدنی #همکاری
@Tavaana_TavaanaTech
❤13🕊3👍1👌1