آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا بسیاری از بازداشت‌شدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» پس از آزادی، تنها چند ماه بعد، دست به خودکشی زدند؟

دکتر احمدرضا یزدی، روان‌شناس، در گفت‌وگویی با بهرنگ رهبری از دو مرحله‌ی بسیار حساس در زندگی یک زندانی سیاسی سخن می‌گوید: «لحظه‌ی دستگیری» و «دوران پس از آزادی».

او توضیح می‌دهد که در هفته‌ها و ماه‌های نخست بازداشت، فرد درگیر شکنجه، بلاتکلیفی و خشونت ساختاری است، در محیطی که نه قانون معنا دارد، نه مرز انسانیت.
اما بحران دوم، زمانی است که زندانی آزاد می‌شود: در ظاهر آزاد، اما در درون گرفتار. با تراما، اضطراب، بی‌خوابی و احساس طردشدگی به خانه برمی‌گردد.
او جامعه‌ای را می‌بیند که دیگر همان جامعه‌ی پیش از بازداشت نیست؛ خانواده‌ای که در ترس و فرسودگی فرو رفته، دوستانی که مهاجرت کرده‌اند یا فاصله گرفته‌اند.

دکتر یزدی هشدار می‌دهد:
«پس از آزادی، بسیاری از زندانیان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مزمن روبه‌رو می‌شوند. داروهایی که در زندان به اجبار مصرف کرده‌اند، ناگهان قطع می‌شود. ذهن و بدنشان در تعلیقی دردناک رها می‌شود؛ نه در زندان‌اند، نه در زندگی.»

به گفته‌ی او، در این وضعیت، نبود حمایت روانی و اجتماعی، سکوت رسانه‌ها، بی‌تفاوتی جامعه و انکار رنج، می‌تواند فرد را به نقطه‌ای برساند که احساس کند هیچ چیز جز خودش باقی نمانده تا علیه آن اعتراض کند و آن‌گاه، بدن خود را آخرین صحنه‌ی مقاومت کند.

ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانواده‌های دادخواه هستید و به روان‌شناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.

درس‌نامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/

سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s

در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/

زخم‌های پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/


#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔174👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکنجه، تهدید و دفن شبانه؛ جزئیاتی از مرگ فرزاد خوشبرش در بازداشتگاه اطلاعات مازندران

اطلاعات جدید نشان می‌دهد فرزاد خوشبرش، جوان ۳۱ ساله اهل نکا و از هواداران پادشاهی، پس از بازداشت اخیرش توسط اداره اطلاعات مازندران تحت شکنجه‌های سنگین قرار گرفته و کمی بعد در بیمارستان جان باخته است. این روایت، که توسط نزدیکان خانواده و دوستان فرزاد تأیید شده، تصویر تکان‌دهنده‌ای از نحوه برخورد نیروهای امنیتی با او ارائه می‌دهد.
به‌گفته منابع مطلع، در بازداشتگاه اداره اطلاعات، فرزاد و برادرش تحت ضرب‌وشتم قرار گرفته‌اند و در اثر شکنجه‌های شدید، کبود‌ی‌های گسترده‌ای سراسر بدن او را فرا گرفته بود. تنها تصویری که از آثار شکنجه باقی مانده، عکسی است که به‌صورت مخفیانه در بیمارستان از پاهای او گرفته شده؛ زیرا حضور مأموران اطلاعات نکا در بیمارستان اجازه تصویربرداری از صورت و سایر نقاط بدن را نمی‌داد.

فرزاد هنگام شکنجه درخواست آب می‌کند. پس از نوشیدن لیوان آبی که مأموران در اختیارش قرار می‌دهند—آبی که برادر او از نوشیدن آن امتناع کرده بود—فرزاد دچار اسهال و استفراغ خونی شدید می‌شود؛ وضعیتی که به گفته اطرافیانش تا شش روز پس از انتقال به زندان بهشهر ادامه داشته است. طی این مدت، بدن او با ورم شدید مواجه بوده و هیچ اقدام درمانی مؤثری برای نجاتش انجام نشده است.

با وخیم‌شدن وضعیت حیاتی او، فرزاد در تاریخ ۲۴ آبان به بیمارستان خاتم‌الأنبیاء بهشهر منتقل می‌شود. همان روز با خانواده تماس گرفته و گفته می‌شود فرزندتان در بیمارستان بستری است؛ اما چند ساعت بعد، در ساعت حدود سه بامداد ۲۵ آبان، فرزاد جان خود را از دست می‌دهد.
پس از مرگ او، خانواده با تهدیدهای مستقیم روبه‌رو شده‌اند. مأموران اطلاعات نکا به پدر فرزاد گفته‌اند:
«اگر اطلاع‌رسانی کنید، مصاحبه کنید یا مراسم برگزار کنید، پسر دیگر‌تان را هم مثل فرزاد می‌کشیم.»

همچنین تهدید کرده‌اند که در صورت رسانه‌ای شدن موضوع، جنازه را تحویل نخواهند داد. در نهایت تحت همین فشارها، از خانواده تعهد کتبی گرفته شده و پیکر فرزاد به‌صورت شبانه در روستای قلعه‌سر نکا دفن شده است.

این دومین بازداشت فرزاد بود. او نخستین‌بار در جریان «جنگ دوازده‌روزه» توسط اطلاعات بازداشت و بعد با وثیقه آزاد شده بود. اما دو هفته پیش بار دیگر به دلیل چند استوری انتقادی در اینستاگرام بازداشت و این‌بار در بازداشتگاه اطلاعات نکا به همراه برادرش مورد شکنجه قرار گرفت؛ شکنجه‌هایی که به‌گفته نزدیکانش مستقیماً به مرگ او منتهی شد.

#فرزاد_خوش_برش #فرزاد_خوشبرش #شکنجه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔486
اطلاعات تکمیلی از قتل در بازداشتگاه:
زمان انتقال به بیمارستان، کبد و هر دو کلیه فرزاد خوش‌برش از کار افتاده بود

اطلاعات تازه‌ به‌دست‌آمده نشان می‌دهد فرزاد خوش‌برش، جوان ۳۱ ساله اهل نکا که در بازداشتگاه اداره اطلاعات مازندران تحت شکنجه قرار گرفته بود، هنگام انتقال به بیمارستان در وضعیت کاملاً بحرانی قرار داشته و کبد و هر دو کلیه‌ او از کار افتاده بود. او در حالی که به کما رفته بود به بیمارستان خاتم‌الانبیاء بهشهر منتقل شد، اما تنها چند ساعت بعد، بامداد ۲۵ آبان، جان باخت.

براساس این گزارش‌ها، در روزهای بازداشت، به فرزاد و برادرش فرهاد در بازداشتگاه کیک و آب داده شده بود. فرهاد از نوشیدن آب خودداری می‌کند، اما فرزاد آب را می‌نوشد و بلافاصله دچار وخامت شدید جسمی، شامل استفراغ و اسهال خونی می‌شود؛ علائمی که به گفته نزدیکان خانواده تا پیش از مرگ نیز ادامه داشته است. پس از وخیم‌شدن وضعیت او، مأموران دو برادر را از هم جدا می‌کنند؛ فرزاد را به زندان بهشهر و فرهاد را به زندان ساری منتقل می‌کنند. نزدیکان خانواده این جداسازی ناگهانی را اقدامی برای جلوگیری از افشای واقعیت شکنجه‌ها می‌دانند.

روایت‌ها حاکی است که در بازداشتگاه اداره اطلاعات، فرزاد تحت ضرب‌وشتم سنگین قرار گرفته و آثار کبودی در سراسر بدن او دیده می‌شد. تنها تصویری که از آثار شکنجه او ثبت شده، عکسی است که مخفیانه از پاهایش در بیمارستان گرفته شده؛ زیرا مأموران اطلاعات نکا اجازه تصویربرداری از صورت و سایر نقاط بدن او را نمی‌دادند.

فرزاد در تاریخ ۲۴ آبان در وضعیت وخیم به بیمارستان منتقل می‌شود. همان روز خانواده‌اش را مطلع می‌کنند که او بستری شده است، اما چند ساعت بعد به آنان خبر می‌رسد که فرزندشان درگذشته است. به گفته منابع آگاه، مأموران اطلاعات نکا پس از مرگ فرزاد، خانواده را تهدید کرده‌اند که در صورت اطلاع‌رسانی، مصاحبه یا برگزاری هرگونه مراسم، جان برادر دیگر او را نیز به خطر خواهند انداخت. همچنین گفته شده که اگر موضوع رسانه‌ای شود، پیکر فرزاد را تحویل نخواهند داد.

در پی این تهدیدها، از خانواده تعهد کتبی گرفته شده و پیکر او به‌صورت شبانه و در سکوت کامل امنیتی در روستای قلعه‌سر نکا دفن شده است. این دومین بازداشت فرزاد خوش‌برش بود. او نخستین‌بار در جریان «جنگ دوازده‌روزه» بازداشت و با وثیقه آزاد شده بود، اما دو هفته پیش به دلیل انتشار چند استوری انتقادی در اینستاگرام دوباره بازداشت شد و شکنجه‌های اعمال‌شده در بازداشتگاه، به گفته نزدیکان، مستقیماً به مرگ او منتهی شده است.


#فرزاد_خوش_برش #فرزاد_خوش‌برش #شکنجه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊156
فریب آزادی؛ بازی روانی بازجو برای در هم شکستن مقاومت زندانی سیاسی

✍️احسان قدیری، زندانی سیاسی سابق

توجه و پرداختن به رویدادهایی که در زندان‌های جمهوری اسلامی برای زندانیان سیاسی رخ می‌دهد، نقش مهمی در افزایش آگاهی ملی و حرکت به سمت آزادی ایران دارد. هدف، نه بزرگ‌نمایی است و نه ارائه اطلاعات نادرست، بلکه بازتاب واقعیتی غیرقابل‌انکار تا میهن‌دوستان آگاهانه‌تر در این مسیر پرپیچ‌وخم گام بردارند. آنچه در ادامه می‌آید، بخشی از تجربه‌ای است که در این مسیر به دست آورده‌ام.

در زندان، بیش از فشارهای فیزیکی، این فشارهای روانی هستند که زندانیان سیاسی را آزار می‌دهند. این فشارها در اشکال مختلف و اغلب به‌مراتب شدیدتر از شکنجه‌های جسمی اعمال می‌شوند.

پس از بازداشت –که معمولاً با خشونت، برای ایجاد ترس و نمایش قدرت انجام می‌شود– زندانی سیاسی به سلول انفرادی منتقل شده و در بندهای امنیتی تحت بازجویی قرار می‌گیرد. در این شرایط، هرگونه ارتباط او با دنیای بیرون قطع شده و تنها فردی که مجبور به تحملش است، بازجو (یا آن‌گونه که خود می‌گویند، "ضابط") خواهد بود.

بازجو برای در هم شکستن زندانی، از انواع روش‌های غیراخلاقی و غیرانسانی استفاده می‌کند؛ شکنجه‌های جسمی و روانی را توأمان به کار می‌گیرد تا او را وادار به پذیرش خواسته‌هایش کند. در این میان، یکی از رایج‌ترین ابزارهای فشار روانی، حربه‌ای است که می‌توان آن را «فریب آزادی» نامید.

در این روش، ابتدا به زندانی القا می‌کنند که آزادی (معمولاً با وثیقه) نزدیک است. به او گفته می‌شود که برای خروج آماده شود. سپس، در حالی که امید رهایی در دلش شعله‌ور شده، او را به سلول بازمی‌گردانند. بازجویی‌ها موقتاً متوقف می‌شود تا فشار روانی بیشتری بر او وارد آید. در این مدت، زندانی در حالتی از انتظار و بلاتکلیفی نگه داشته می‌شود، وضعیتی که خود نوعی شکنجه روحی است. در نهایت، امیدی که در او زنده کرده‌اند، ناگهان از بین می‌رود. هدف از این تاکتیک، در هم شکستن مقاومت زندانی و وادار کردن او به اعترافات کذب علیه خود و دیگران است؛ اعترافاتی که می‌تواند زمینه‌ساز احکام سنگین‌تر برای او باشد.

این روش محدود به دوران بازجویی نیست. در بندهای عمومی نیز این سیاست بر زندانیان سیاسی، به‌ویژه آن‌هایی که در میان سایر زندانیان تأثیرگذارند، اعمال می‌شود. در این مرحله، حقوق اولیه‌ای همچون مرخصی، آزادی مشروط، یا حتی اعزام به مراکز درمانی از آن‌ها سلب می‌شود و این حقوق به‌عنوان امتیازاتی ویژه جلوه داده می‌شوند. زندانی، که به امید این امتیازات روزها را سپری کرده، در آخرین لحظات متوجه می‌شود که همه‌چیز یک بازی روانی بوده است. لحظه‌ای که او با هم‌بندی‌های خود وداع کرده و خود را برای آزادی آماده کرده، با حقیقت تلخی مواجه می‌شود: فریبی دیگر، و حبس ادامه‌دار.

در چنین شرایطی، زندانی سیاسی که تمام مسیرهای اعتراض را بسته می‌بیند، ناچار به روش‌های نهایی متوسل می‌شود؛ اعتصاب غذا، آسیب رساندن به خود، یا اقداماتی که تنها سلاح باقی‌مانده در برابر سرکوب سیستماتیک هستند. در نهایت، آنچه در زندان‌های جمهوری اسلامی بر زندانیان سیاسی تحمیل می‌شود، چیزی فراتر از یک دوره‌ی حبس است؛ این‌جا، زندانی نه‌تنها برای بقای جسمانی خود، بلکه برای حفظ هویت و آرمان‌هایش نیز باید بجنگد.

مرتبط:
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟، راهنمای مقدماتی برای کنش‌گران
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/

#بازجویی #شکنجه #شکنجه_سفید #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊41
«یک تصادف ساده»: بازاندیشی جعفر پناهی درباره عدالت و وجدان نوین ایرانی

✍️نظام الدین میثاقی

در سینمایی در آریزونا، هنگام تماشای فیلم «یک تصادف ساده» ساختهٔ غیرقانونی جعفر پناهی در ایران، سنگینی حافظهٔ جمعی را در سالن احساس ‌کردم. داستان از جایی شروع می‌شود که یک زندانیِ سابق، به‌طور اتفاقی صدای مردی را می‌شنود که زمانی در زندان جمهوری اسلامی او را شکنجه کرده بود. اما این فیلم، روایت انتقام نیست؛ روایت مواجههٔ اخلاقی است.

پناهی نشان می‌دهد چگونه قربانیان، با تکیه بر حافظه حسی خود ــ صدا، راه رفتن، بو، زخم‌ها، سکوت‌ها ــ تلاش می‌کنند هویت شکنجه‌گر را بازشناسند؛ چون در زندان همیشه چشم‌بند بوده و بازجوها بی‌نام و بی‌چهره عمل می‌کرده‌اند. این بازشناسی، نه فقط یک فرد، بلکه رفتار تمام نظام سرکوب را افشا می‌کند.

قدرت اصلی فیلم در امتناع از ساده‌سازی است. قربانیان با وجود نزدیکی به لحظهٔ انتقام، از تکرار خشونت سر باز می‌زنند. آن‌ها نمی‌خواهند شبیه شکنجه‌گر شوند. در همین‌جاست که فیلم از یک داستان شخصی فراتر می‌رود و به تأملی عمیق درباره عدالت، کرامت انسانی و وجدان جمعی یک ملت بدل می‌شود.

در زمانی که ماشین سرکوب جمهوری اسلامی همچنان فعال است و اعدام‌ها ‌و اعتراف‌های اجباری و شکنجه ها در بالاترین حد خود قرار دارد، این فیلم فقط یک اثر هنری نیست؛ یک سند است. سندی از حافظه زنده مردمی که شکنجه شدند، اما انسانیت خود را حفظ کردند. «یک تصادف ساده» روایت مردمی است که پس از دهه‌ها چشم‌بند، در تلاش هستند که دوباره ببیند — نه با چشم، بلکه با وجدان.

#جعفر_پناهی #شکنجه #یک_تصادف_ساده #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
25🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم هفتم جاویدنام فرزاد خوش‌برش برگزار شد

ویدیو بخشی از تصاویری است که برای ما ارسال شده است.

فرزاد خوش‌برش، جوان ۳۱ ساله اهل نکا که در بازداشتگاه اداره اطلاعات مازندران تحت شکنجه قرار گرفته بود، هنگام انتقال به بیمارستان در وضعیت کاملاً بحرانی قرار داشته و کبد و هر دو کلیه‌ او از کار افتاده بود. او در حالی که به کما رفته بود به بیمارستان خاتم‌الانبیاء بهشهر منتقل شد، اما تنها چند ساعت بعد، بامداد ۲۵ آبان، جان باخت.

در روزهای بازداشت، به فرزاد و برادرش فرهاد در بازداشتگاه کیک و آب داده شده بود. فرهاد از نوشیدن آب خودداری می‌کند، اما فرزاد آب را می‌نوشد و بلافاصله دچار وخامت شدید جسمی، شامل استفراغ و اسهال خونی می‌شود؛ علائمی که به گفته نزدیکان خانواده تا پیش از مرگ نیز ادامه داشته است. پس از وخیم‌شدن وضعیت او، مأموران دو برادر را از هم جدا می‌کنند؛ فرزاد را به زندان بهشهر و فرهاد را به زندان ساری منتقل می‌کنند. نزدیکان خانواده این جداسازی ناگهانی را اقدامی برای جلوگیری از افشای واقعیت شکنجه‌ها می‌دانند.

روایت‌ها حاکی است که در بازداشتگاه اداره اطلاعات، فرزاد تحت ضرب‌وشتم سنگین قرار گرفته و آثار کبودی در سراسر بدن او دیده می‌شد. تنها تصویری که از آثار شکنجه او ثبت شده، عکسی است که مخفیانه از پاهایش در بیمارستان گرفته شده؛ زیرا مأموران اطلاعات نکا اجازه تصویربرداری از صورت و سایر نقاط بدن او را نمی‌دادند.

فرزاد در تاریخ ۲۴ آبان در وضعیت وخیم به بیمارستان منتقل می‌شود. همان روز خانواده‌اش را مطلع می‌کنند که او بستری شده است، اما چند ساعت بعد به آنان خبر می‌رسد که فرزندشان درگذشته است. به گفته منابع آگاه، مأموران اطلاعات نکا پس از مرگ فرزاد، خانواده را تهدید کرده‌اند که در صورت اطلاع‌رسانی، مصاحبه یا برگزاری هرگونه مراسم، جان برادر دیگر او را نیز به خطر خواهند انداخت. همچنین گفته شده که اگر موضوع رسانه‌ای شود، پیکر فرزاد را تحویل نخواهند داد.

در پی این تهدیدها، از خانواده تعهد کتبی گرفته شده و پیکر او به‌صورت شبانه و در سکوت کامل امنیتی در روستای قلعه‌سر نکا دفن شده است. این دومین بازداشت فرزاد خوش‌برش بود. او نخستین‌بار در جریان «جنگ دوازده‌روزه» بازداشت و با وثیقه آزاد شده بود، اما دو هفته پیش به دلیل انتشار چند استوری انتقادی در اینستاگرام دوباره بازداشت شد و شکنجه‌های اعمال‌شده در بازداشتگاه، به گفته نزدیکان، مستقیماً به مرگ او منتهی شده است.


#فرزاد_خوش_برش #فرزاد_خوش‌برش #شکنجه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊43
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«۵هزارتومان و ۲ کله‌قند آوردند و گفتند دیشب دختران شما را عقد کردیم»

در این فایل صوتی، خانم پوران ناظمی، فعال مدنی، برای نخستین بار با جزییات از رنج‌هایی که در زندان جمهوری اسلامی در دهه شصت، هنگامی که کودکی بیش نبود، متحمل شد، سخن می‌گوید.

این فایل بخشی از برنامه شماره ۶۴ کلاب هاوس تاریخ شفاهی حقوق بشر است که در تاریخ دوم جون ۲۰۲۳ با مدیریت آقای سعید دهقان، حقوقدان، برگزار شده است. این مجموعه برنامه‌ها قرار است بعدها پس از پیاده‌شدن، به صورت یک کتاب منتشر شود.
این بخش از برنامه با پیشنهاد و اجازه آقای دهقان، توسط آموزشکده توانا منتشر می‌شود.


آنچه باید درباره پوران ناظمی بدانیم
جان پوران ناظمی، فعال مدنی و از بازداشت‌شدگان مراسم هفتم خسرو علی‌کردی، به دلیل شرایط جسمی، بیماری و پرونده قضایی باز و سنگینی که دارد، در وضعیت پرخطر قرار گرفته است.
پوران ناظمی فعال مدنی، شاعر و نویسنده‌ای است که سال‌ها در حوزه‌های مختلف اجتماعی از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، توانمندسازی زنان و حمایت از کودکان، به‌ویژه در مناطق جنوب‌شرق ایران، فعالیت مستمر داشته است. او از مخالفان مجازات اعدام و یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال سیاسی برای استعفای علی خامنه‌ای به شمار می‌رود. ناظمی از دوران نوجوانی بارها به دلیل فعالیت‌های مدنی احضار و بازداشت شده و در سال‌های اخیر نیز در تجمع‌های اعتراضی مختلف، از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، اعتراض به سرکوب معترضان خوزستانی و مخالفت با طالبان، بازداشت شده است. در جریان یکی از این بازداشت‌ها، او به‌شدت مجروح شد.
در مهرماه ۱۴۰۱ و هم‌زمان با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پوران ناظمی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از آزادی در بهمن همان سال، هنگام ملاقات با پدر بیمارش در بیمارستان، به همراه خواهرش با خشونت و تعرض جنسی بازداشت شد و چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد گردید. دادگاه انقلاب جیرفت در شهریور ۱۴۰۲ او را با اتهام‌هایی از جمله محاربه و افساد فی‌الارض مواجه کرد؛ اتهام‌هایی که باعث شد او از حضور در دادگاه‌های جمهوری اسلامی خودداری کند و نزدیک به دو سال به‌صورت مخفیانه زندگی کند. با این حال، ناظمی در این دوره نیز فعالیت‌های مدنی خود را متوقف نکرد. مستند «پناهگاه ۲۵» بر پایه همین مقطع از زندگی او ساخته شده است.
پوران ناظمی در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرد که به دلیل افشاگری درباره فساد مسئولان در جنوب کرمان، از سوی نهادهای امنیتی «مهدورالدم» معرفی شده است. با وجود این‌که تصور می‌شد پرونده او در شهریور ۱۴۰۴ مختومه شده باشد، کیفرخواست جدیدی علیه او صادر شد و پرونده با اتهام‌های سنگین محاربه و افساد فی‌الارض بار دیگر به جریان افتاد.

خانم ناظمی، همواره غمخوار مردم محروم جنوب کرمان بود و در فعالیت‌های عام‌المنفعه مشارکت داشت. او از دوستان نزدیک فاطمه سپهری و ناهید شیرپیشه است و همواره صدای آن‌ها و سایر خانواده‌های دادخواه و زندانیان سیاسی بوده است.

او در دهه شصت وقتی که هنوز کودک بود، بازداشت شده و در زندان مخوفی در کرمان محبوس شد، روایت او را از آن دوران بشنوید.


#پوران_ناظمی #دهه_شصت #زندانی_سیاسی #کرمان #زندان #شکنجه #اعدام #شلاق #خسرو_علیکردی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
19💔12
ویدیویی از خانم فائزه هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی و زندانی سیاسی سابق، منتشر شده که او در آن می‌گوید زندان اوین مثل هتل است و امکانات خوبی دارد.

مریم ابراهیم‌وند، زندانی سیاسی سابق در پاسخ به فائزه هاشمی، با انتشار متنی تاکید می‌کند که وقتی زندانی را «هتل» می‌نامند، رنج نامرئی می‌شود. وقتی سرکوب را به میز و صندلی پلاستیکی تقلیل می‌دهند، فروپاشی روانی انسان‌ها از روایت حذف می‌شود. این متن روایت کسی است که سال‌هایی از جوانی‌اش را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذرانده؛ کسی که در همان «هتل اوین» مورد ادعای فائزه هاشمی، زیر فشار امنیتی، حذف اجتماعی و سرکوب نرم، تا مرز خودکشی پیش رفت.

متن یادداشت خانم ابراهیم‌وند به شرح زیر است:

‏از میز پلاستیکی تا فروپاشی روانی: دروغِ «هتل اوین»
خانم فائزه هاشمی،
گفتید «زندان اوین هتل است!».
من سه سال از جوانی‌ام را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذراندم؛دو سال در قرچک ورامین،
و یک سال در اوین.اگر منظورتان از «هتل» دو میز و صندلی پلاستیکی است،پس شما آگاهانه یا ناآگاهانه دارید شکنجه، فشار روانی، فروپاشی ذهنی و حذف تدریجی انسان را به اشیای پلاستیکی تقلیل می‌دهید.
وا مصیبتا اگر معیار شما از رنج، فقط خشونت عریان و خون‌ریزی مستقیم است.
مسئله زندان جمهوری اسلامی فقط باتوم و کابل نیست.مسئله «مکانیسم‌های سلطه» است سیستمی که انسان را از درون می‌جود، قدرتی که هم زندانی و هم زندانبان را در یک ساختار کنترل واحد زندانی می‌کند،و با سرکوب نرم، با انزوا، با پرونده‌سازی، با ترور شخصیت، با حذف اجتماعی، انسان را به مرز نابودی می‌رساند.
می‌دانستید من در همان «هتل اوین» شما،
به‌دلیل فشار امنیتی، روایت‌سازی‌های دروغین،
عدم دسترسی به وکیل،شاکیان خصوصیِ ساخته‌شده،و منزوی‌کردنم در میان زندانیان سیاسی،
به مرز خودکشی رسیدم؟
می‌دانستید یک شب هشتاد قرص خوردم؟
حالا بگویید:
آیا آن میز و صندلی پلاستیکی توانست فروپاشی روانی مرا نجات دهد؟
آیا «ظاهر مرتب زندان» می‌تواند حذف وجودی یک انسان را بپوشاند؟
چطور می‌شود سرکوب نرم، حذف تدریجی، و قتل روانی رابا یک برچسب عوام‌فریبانه مثل «هتل اوین» تطهیر کرد؟
و بگذارید صریح بپرسم:
آیا می‌دانید همان‌هایی که شما مدعی‌اید پدرتان را کشتند
از حرف شما خوشحال شدند؟
پدر شما در یک استخر لاکچری کشته شد.
آیا حاضرید آن مرگ را هم به «لاکچری بودن استخر» تقلیل دهید؟آیا می‌شود حذف و مرگ را با دکور و ظاهر بزک کرد؟
خانم هاشمی، یا از سازوکار قدرت بی‌اطلاعید که بعید میدانم، یا آگاهانه در حال بازتولید گفتمان جمهوری اسلامی هستید.
در هر دو حالت، این حرف‌ها نه فقط توهین به زندانیان سیاسی، بلکه کمک مستقیم به سفیدشویی سیستمی است که تخصصش نابودی انسان‌ها بدون گذاشتن رد خون است.
و این دقیقاً همان چیزی است که جمهوری اسلامی می‌خواهد.

#زندان #شکنجه #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👌445👍4😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام فرزاد خوش‌برش، زندانی سیاسی جان‌باخته، ویدیویی از مادرش منتشر کرده که نشان می‌دهد او با دیدن قاب عکس فرزندش بی‌تابی می‌کند.
فرزاد خوش‌برش، جوان ۳۱ ساله اهل نکا که در بازداشتگاه اداره اطلاعات مازندران تحت شکنجه قرار گرفته بود، هنگام انتقال به بیمارستان در وضعیت کاملاً بحرانی قرار داشته و کبد و هر دو کلیه‌ او از کار افتاده بود. او در حالی که به کما رفته بود به بیمارستان خاتم‌الانبیاء بهشهر منتقل شد، اما تنها چند ساعت بعد، بامداد ۲۵ آبان، جان باخت.
شاهدان می‌گویند بر روی بدن فرزاد، آثار کبودی دیده می‌شد.

مراسم خاکسپاری او با حضور گسترده ماموران امنیتی و لباس شخصی جمهوری اسلامی برگزار شد.


#فرزادخوشبرش #فرزاد_خوشبرش #دادخواهی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊42
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام فرزاد خوش‌برش بر سر مزار او برگزار شد

فرزاد خوش‌برش، جوان ۳۱ ساله اهل نکا که در بازداشتگاه اداره اطلاعات مازندران تحت شکنجه قرار گرفته بود، هنگام انتقال به بیمارستان در وضعیت کاملاً بحرانی قرار داشته و کبد و هر دو کلیه‌ او از کار افتاده بود. او در حالی که به کما رفته بود به بیمارستان خاتم‌الانبیاء بهشهر منتقل شد، اما تنها چند ساعت بعد، بامداد ۲۵ آبان، جان باخت.
شاهدان می‌گویند بر روی بدن فرزاد، آثار کبودی دیده می‌شد.

مراسم خاکسپاری او با حضور گسترده ماموران امنیتی و لباس شخصی جمهوری اسلامی برگزار شد.

#فرزادخوشبرش #فرزاد_خوشبرش #دادخواهی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔323
وخامت شدید وضعیت جسمی بیژن کریمیان در زندان مرکزی ایلام پس از ضرب‌وشتم و شکنجه

بر اساس گزارش‌های دریافتی، بیژن کریمیان، شهروند اهل دره‌شهر، در پی ضرب‌وشتم و شکنجه شدید در زندان مرکزی ایلام، در وضعیت جسمی بسیار وخیمی قرار دارد و جان او به‌طور جدی در خطر است.
طبق این اطلاعات، بیژن کریمیان بر اثر شکنجه دچار شکستگی دنده شده و در پی آن با خونریزی داخلی مواجه است. منابع مطلع می‌گویند وضعیت او به‌شدت بحرانی است و نیاز فوری به رسیدگی پزشکی خارج از زندان دارد. نگرانی‌ها زمانی افزایش یافت که مأموران زندان در تماس تلفنی با خانواده کریمیان، ضمن اطلاع دادن از وخامت حال او، از خانواده خواسته‌اند برای تحویل گرفتنش به زندان مراجعه کنند؛ اقدامی که این گمانه را تقویت کرده است که مسئولان قصد دارند او را در شرایطی بحرانی و بدون مسئولیت‌پذیری پزشکی از زندان خارج کنند.

بیژن کریمیان فرزند آزادبخش کریمیان، از جانبازان جنگ هشت‌ساله ایران و عراق است. دوستان و خانواده او نسبت به وضعیت فرزندشان ابراز نگرانی شدید کرده و خواستار انتقال فوری بیژن کریمیان به مراکز درمانی مجهز و رسیدگی پزشکی مستقل شده‌اند.

این گزارش در حالی منتشر می‌شود که طی روزهای اخیر، موارد متعددی از بدرفتاری، شکنجه و محرومیت درمانی زندانیان در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های مختلف کشور گزارش شده و نگرانی‌ها درباره جان بازداشت‌شدگان افزایش یافته است.

مسئولیت هر اتفاقی برای بیژن کریمیان و سایر بازداشت‌شدگان بر عهده جمهوری اسلامی است.
چندی پیش هم جمهوری اسلامی فرزاد خوش‌برش را به شدت شکنجه داد. او در بیمارستان جانش را از دست داد، ولی همه می‌دانیم که عامل قتل او ماموران امنیتی رژیم بوده‌اند.

#بیژن_کریمیان #ایلام #شکنجه #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔507🕊1
علی شریف‌زاده اردکانی: اعترافات گرفته‌شده تحت شکنجه، فاقد اعتبار قضایی است

علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، از دریافت گزارش‌های نگران‌کننده درباره وضعیت بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر خبر داد.

به گفته او، پس از گفت‌وگو با خانواده‌های دستگیرشدگان مشخص شده است که بسیاری از بازداشت‌شدگان پس از دستگیری، به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته‌اند. بر اساس این روایت‌ها، افراد با چشم و دست بسته تحت شکنجه قرار گرفته و با وارد کردن ضربات شدید به شکم، زیر پا و سایر نقاط بدن، وادار به امضای برگه‌های اعتراف اجباری شده‌اند.

این وکیل دادگستری تأکید کرده است که تمامی این اعترافات، محصول شکنجه و فشار فیزیکی و روانی بوده و از نظر حقوقی و قضایی، نمی‌تواند مبنای صدور حکم قرار گیرد.

او با اشاره به اصول بدیهی دادرسی عادلانه، تأکید کرده است استفاده از اعترافات اخذشده تحت شکنجه، نقض آشکار حقوق متهمان و بی‌اعتباری روند قضایی است.

ـ لازم به ذکر است، در سال ۱۴۰۱ آقای شریف‌زاده از شکنجه شدید جاویدنام سیدمحمد حسینی خبر داده بود. با این حال بی دادگاه جمهوری اسلامی، توجهی به سخنان و دفاعیات وکیل نکرد.

همان‌گونه که در روزهای خونین ۱۸ و ۱۹ دی ماه، رفتار حکومت با کشتار وحشیانه و استفاده از سلاح سنگین، تیر خلاص زدن به مجروحان، قتل مجروحان در بیمارستان‌ها، قتل کودکان، سلاخی با قمه و تبر و ... کاملا تغییر کرده، رفتار قضایی حکومت هم به کلی با قبل از این وقایع فرق کرده است. قبلا اگر در مواردی ظواهر قضایی رعایت می‌شد، اکنون دیگر حکومت خود را ملزم به آن نمی‌داند.
نمونه‌اش را در خصوص رفتار با اجساد جان‌باختگان، توهین شدید به خانواده‌ها، گورهای دسته‌جمعی، اعدام صحرایی و ... خوانده و شنیده ایم.
مواردی از شکنجه قرون وسطایی بازداشت‌شدگان به آموزشکده توانا گزارش شده که به دلیل اعمال خشونت بسیار زیاد قادر به بازگویی آن‌ها هم در پست‌ها نیستبم، ولی به سازمان‌های بین‌المللی گزارش شده است.

#جنایت_علیه_بشریت
#شکنجه #نه_به_جمهوری_اسلامی
#اعتراف_اجباری


@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊3💯32
روایت یک بازداشتی از شکنجه پس از اعتراضات ۱۸ دی؛ «با انبردست بخیه دستم را کشیدند»

«من چند روزه از بازداشت اومدم بیرون. ۱۸ دی تو اعتراضات شهر ... بودم، دستم تیر خورد. به زور و بلا تونستیم یه دکتر پیدا کنیم و خلاصه دستمو بخیه کرد.
سه روز بعد، ساعت ۴ صبح، پنج نفر ریختن خونه و منو بردن. بلاهایی سرم آوردن که الان اگه یکی دستش بهم بخوره می‌ترسم و شوکه می‌شم. بخیه دستمو با انبردست می‌کشیدن، زخمم باز می‌شد و خون می‌رفت. داخل زخم دستمو با انبردست فشار می‌دادن؛ بیهوش می‌شدم و وقتی به خودم می‌اومدم می‌دیدم همه‌جا پر از خونه.
حرفشون این بود: «شما می‌خواین انقلاب کنین؟ حالا اینجا انقلاب کنین.»
صدای جیغ دخترا رو می‌شنیدم که التماس می‌کردن. تو این ۲۳ روزی که اونجا بودم، بدترین رفتارها رو با ما کردن. می‌گفتم چرا منو نمی‌کشین تا خلاص شم.
هنوزم کبودیاش روی دستم مونده. زخممو باز کردن، تاندون دستم که بخیه بود رو کشیدن و پاره کردن. وای… وای… بدنم درد می‌کنه وقتی اینا رو می‌نویسم.
وحشتناک بود خیلی بد بود می‌گفتم فقط نزنیدم هرچی بیارین امضا می‌کنم، هرجا شما بگین اونجا بودم من چندتا برگه بدون اینکه بخونم امضا کردم، نمیدونم چه بلایی قراره سرم بیاد..

خواستم این حرفا رو بزنم که بدونین با ما چی کار کردن.
حال روحیم خیلی بده. واقعاً تو کلمات نمی‌گنجه که بگم چه روزای وحشتناکی بود. با صدای زنگ هم می‌ترسم؛ فکر می‌کنم اومدن دوباره ببرنم.»

ـ روایت بالا را یکی از بازداشت‌شدگان برای ما فرستاده است. او فکر خودکشی داشت و به او یک روان‌شناس معرفی کردیم.

ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانواده‌های دادخواه هستید و به روان‌شناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.

درس‌نامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/

سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s

در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/

زخم‌های پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/


#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔5710🕊10