Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانوادههای جانباختگان راه آزادی، یاد جاویدنام شهریار محمدی را در سالگرد کشته شدن او گرامی داشتند.
دایه مینا، مادر شهریار، دلنوشتهای را به شرح زیر منتشر کرد؛
شهریارم…
من دایهمینایت هستم؛
و قول میدهم همیشه تو را زندگی کنم.
سه سال گذشته، اما نبودنت هنوز مثل روز اول استخوانم را میسوزاند.
امروز دوباره آمدهام به جایی که نفس کشیدی، قدم زدی و خندیدی…
مبارزهات در ما ادامه دارد، نفس میکشد و راه میرود.
پسرم،
نیستی ببینی چقدر مردم دوستت دارند...
شهریارم،
من تو را زندگی میکنم🫂
برای آرزوهای ناتمامت،
که خاموشنشدنیاند.
امروز، همراه خانوادهام و خانوادهی دادخواه،
آمدهام به کوههایی که برایت خانهی نفس و عشق بودند؛
به جایی که کارهای نیمهتمامت را ادامه دهیم.
نبودنت پایان نیست؛ آغاز راهیست که تو روشن کردی.
و در پایان، از مهمانان شهریارم ،
که آمدند و شهریار را در نماد یادبود کوهنوردیاش «زندگی» کردند، سپاسگزارم.
از عزیزانی که عکسهای جاویدنامهایشان را همراه داشتند و یاد شهریار را زنده نگه داشتند،
با تمام قلبم قدردانتان هستم.
و از کوهنوردانی که کنار ما بودند مخصوصا زندهیاد « دکتر گودرزی »و «ما را زندگی کردند»، صمیمانه تشکر میکنم.
همهی ما، تا روز عدالت،
فرزندانمان را زندگی میکنیم.»
#اتحاد_ما_قدرت_دادخواهی_ماست
#زن_زندگی_آزادی
#محمد_جامعه_بزرگ
#عرفان_خزایی
#امیر_مهدی_فرخیپور
#نیما_نوری
#فرزین_معروفی
#ps752
#سپهر_اعظمی
#متین_نادرخانی
#ابوالفضل_آدینه_زاده
#سیاوش_محمودی
#یلدا_آقافضلی
#شهریار_محمدی
#حسین_نادر_بیگی
#علی_طاحونه
#دادخواهی
#همبستگی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دایه مینا، مادر شهریار، دلنوشتهای را به شرح زیر منتشر کرد؛
شهریارم…
من دایهمینایت هستم؛
و قول میدهم همیشه تو را زندگی کنم.
سه سال گذشته، اما نبودنت هنوز مثل روز اول استخوانم را میسوزاند.
امروز دوباره آمدهام به جایی که نفس کشیدی، قدم زدی و خندیدی…
مبارزهات در ما ادامه دارد، نفس میکشد و راه میرود.
پسرم،
نیستی ببینی چقدر مردم دوستت دارند...
شهریارم،
من تو را زندگی میکنم🫂
برای آرزوهای ناتمامت،
که خاموشنشدنیاند.
امروز، همراه خانوادهام و خانوادهی دادخواه،
آمدهام به کوههایی که برایت خانهی نفس و عشق بودند؛
به جایی که کارهای نیمهتمامت را ادامه دهیم.
نبودنت پایان نیست؛ آغاز راهیست که تو روشن کردی.
و در پایان، از مهمانان شهریارم ،
که آمدند و شهریار را در نماد یادبود کوهنوردیاش «زندگی» کردند، سپاسگزارم.
از عزیزانی که عکسهای جاویدنامهایشان را همراه داشتند و یاد شهریار را زنده نگه داشتند،
با تمام قلبم قدردانتان هستم.
و از کوهنوردانی که کنار ما بودند مخصوصا زندهیاد « دکتر گودرزی »و «ما را زندگی کردند»، صمیمانه تشکر میکنم.
همهی ما، تا روز عدالت،
فرزندانمان را زندگی میکنیم.»
#اتحاد_ما_قدرت_دادخواهی_ماست
#زن_زندگی_آزادی
#محمد_جامعه_بزرگ
#عرفان_خزایی
#امیر_مهدی_فرخیپور
#نیما_نوری
#فرزین_معروفی
#ps752
#سپهر_اعظمی
#متین_نادرخانی
#ابوالفضل_آدینه_زاده
#سیاوش_محمودی
#یلدا_آقافضلی
#شهریار_محمدی
#حسین_نادر_بیگی
#علی_طاحونه
#دادخواهی
#همبستگی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔36❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساخت تندیس شنی جاویدنام عرفان زمانی در سواحل عمان
کاری از فرهاد پوریاری
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط»
این آخرین جملهای بود که عرفان زمانی،معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
«عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» لاهیجان از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
#عرفان_زمانی #لاهیجان #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کاری از فرهاد پوریاری
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط»
این آخرین جملهای بود که عرفان زمانی،معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
«عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» لاهیجان از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
#عرفان_زمانی #لاهیجان #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام عرفان رضایی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
عرفان من، فرزندِ این خاکِ خسته، با شهامتی بیپایان، به میدان آمد تا صدای خاموشیِ مردم را به فریاد بیاورد. او نه برای خود، که برای همهی کسانی که در سایهها ماندهاند، در برابر ظلمها به عقب رانده میشوند.
او به دنبال حق بود، بارها به من گفت: دنیا را با خوب بودن میشود ساخت. او به هیچ چیز جز آزادیِ انسانها فکر نکرد و به هیچ چیز جز عدالتِ برابر برای همه متعهد نبود. او با یارانش دست به دست هم داد ند تا آسمانِ این کشور را از رنگِ ترس بیرون بکشانند و آن را به رنگِ حقیقت، آزادی و همدلی بسپارند. در نگاه او، هر انسانِ بیگناهی که نامش در فهرستِ بیعدالتیها گم میشود، شانه به شانهی تو و من، حقِ زندگی داشت.
او محکم در برابر ظلم ایستاد. او با نگاهِ پر از اطمینان، به چشمانِ ناامید نگاه میکرد و میگفت: امروز باید برخیزیم تا فردا برای دختران و پسرانِ این مرز و بوم، رنگ آرامشِ واقعی به خود بگیرد.
او به ما آموخت که آزادی حقِ هر انسانی است و هیچ معذوری برای خاموش کردنِ این حقیقت پذیرفته نیست. او به ما نشان داد که شهید شدن، به معنای پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ راهی است برای فریادِ بیصداترِ جامعه. نامِ او را—عرفان رضایی—در طولِ تاریخ میکوبد تا هر بار که به یاد میآوریم، وجدانِ ما کمی روشنتر شود و تعهدِ ما نسبت به عدالت عمیقتر عرفان در هر سُرودِ باد و هر نورِ کوچکی که در خیابان میدرخشد، زنده است. او در سُرودِ باران، در رویایِ کودکانِ کاراین سرزمین، در دستانِ زنانِ صبور و در نگاهِ پدرانِ منتظر و شرمنده از سفره خالی
ای پسرِ من با تو و برای تو مینویسم تا به دنیا بگویم: هرچند که جسمِ تو در کنارمان نیست، اما روحت، راستی و عشق تو به آزادی، میتواند زندگانیِ مردم را روشنتر کند. نامِ تو را به زبانهای ایرانِ خاکی و به زبانِ همهی انسانها میسپارم تا هر جا که صدایِ اعتراض است، صدای تو هم همراهِ آن باشد.
من وعده میدهم که سکوتِ ظلم طولانی نخواهد بود. من میخواهم که یادِ تو چراغِ شبهایِ سرد باشد تا کودکانِ این دیار بدانند که آزادی، بدون ایستادگیِ هر انسانِ شریف، به دست نمیآید. تو به ما آموختی که شرفِ انسانی با عدالت همراه است و با رفتنت، سنگینیِ مسئولیتِ ما در این مسیر بیشتر میشود. من با دستهایِ خالی اما قلبی بیانتهایِ پر از فریادِ تو، به راهِ عدالت برمیخیزم. و امید دارم که کرامت انسانی دوباره به صحنه ی تاریخ باز میگردد.
#عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر جاویدنام عرفان رضایی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
عرفان من، فرزندِ این خاکِ خسته، با شهامتی بیپایان، به میدان آمد تا صدای خاموشیِ مردم را به فریاد بیاورد. او نه برای خود، که برای همهی کسانی که در سایهها ماندهاند، در برابر ظلمها به عقب رانده میشوند.
او به دنبال حق بود، بارها به من گفت: دنیا را با خوب بودن میشود ساخت. او به هیچ چیز جز آزادیِ انسانها فکر نکرد و به هیچ چیز جز عدالتِ برابر برای همه متعهد نبود. او با یارانش دست به دست هم داد ند تا آسمانِ این کشور را از رنگِ ترس بیرون بکشانند و آن را به رنگِ حقیقت، آزادی و همدلی بسپارند. در نگاه او، هر انسانِ بیگناهی که نامش در فهرستِ بیعدالتیها گم میشود، شانه به شانهی تو و من، حقِ زندگی داشت.
او محکم در برابر ظلم ایستاد. او با نگاهِ پر از اطمینان، به چشمانِ ناامید نگاه میکرد و میگفت: امروز باید برخیزیم تا فردا برای دختران و پسرانِ این مرز و بوم، رنگ آرامشِ واقعی به خود بگیرد.
او به ما آموخت که آزادی حقِ هر انسانی است و هیچ معذوری برای خاموش کردنِ این حقیقت پذیرفته نیست. او به ما نشان داد که شهید شدن، به معنای پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ راهی است برای فریادِ بیصداترِ جامعه. نامِ او را—عرفان رضایی—در طولِ تاریخ میکوبد تا هر بار که به یاد میآوریم، وجدانِ ما کمی روشنتر شود و تعهدِ ما نسبت به عدالت عمیقتر عرفان در هر سُرودِ باد و هر نورِ کوچکی که در خیابان میدرخشد، زنده است. او در سُرودِ باران، در رویایِ کودکانِ کاراین سرزمین، در دستانِ زنانِ صبور و در نگاهِ پدرانِ منتظر و شرمنده از سفره خالی
ای پسرِ من با تو و برای تو مینویسم تا به دنیا بگویم: هرچند که جسمِ تو در کنارمان نیست، اما روحت، راستی و عشق تو به آزادی، میتواند زندگانیِ مردم را روشنتر کند. نامِ تو را به زبانهای ایرانِ خاکی و به زبانِ همهی انسانها میسپارم تا هر جا که صدایِ اعتراض است، صدای تو هم همراهِ آن باشد.
من وعده میدهم که سکوتِ ظلم طولانی نخواهد بود. من میخواهم که یادِ تو چراغِ شبهایِ سرد باشد تا کودکانِ این دیار بدانند که آزادی، بدون ایستادگیِ هر انسانِ شریف، به دست نمیآید. تو به ما آموختی که شرفِ انسانی با عدالت همراه است و با رفتنت، سنگینیِ مسئولیتِ ما در این مسیر بیشتر میشود. من با دستهایِ خالی اما قلبی بیانتهایِ پر از فریادِ تو، به راهِ عدالت برمیخیزم. و امید دارم که کرامت انسانی دوباره به صحنه ی تاریخ باز میگردد.
#عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤23💔12👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی، هم در شب یلدا بر مزار فرزندش حاضر شد و ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
امشب یلداست برای خیلیها شب قصه و انار است
سه سال و سه ماه است که تقویم فصلها را عوض میکند، اما داغ دل من همان است، چهارسال است که سفر ه یلدا یمان پهن نمیشود
فقط نام توست که مثل نالهای بی پایان در دیوارها میپیچد،
من بیست یلدا کنار تو نشستم انار دانه کردم که بخندی، شمع روشن کردم که تاریکی اتاقت کوتاهتر شود
امشب شب قصه و انار است
اما برای من شب حساب است
حساب خون تو با تاریخ
حساب اشکهای من با این سرزمین
حساب خندههای دزدیده شده نسل تو با آنها که پشت میزهای قدرت از مرگ شما عدد میسازند
آنها برای هر کشته پرونده میسازند اما ما برای هر شهید افسانه ✌️
پسرم ،عرفانم تو مثل ستارهای لجوج در بلندترین شب تاریخ این سرزمین میدرخشی
هر قطره خون شما شبی را کوتاهتر و صبحی را نزدیکتر ✌️
#شب_یلدا #عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی، هم در شب یلدا بر مزار فرزندش حاضر شد و ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
امشب یلداست برای خیلیها شب قصه و انار است
سه سال و سه ماه است که تقویم فصلها را عوض میکند، اما داغ دل من همان است، چهارسال است که سفر ه یلدا یمان پهن نمیشود
فقط نام توست که مثل نالهای بی پایان در دیوارها میپیچد،
من بیست یلدا کنار تو نشستم انار دانه کردم که بخندی، شمع روشن کردم که تاریکی اتاقت کوتاهتر شود
امشب شب قصه و انار است
اما برای من شب حساب است
حساب خون تو با تاریخ
حساب اشکهای من با این سرزمین
حساب خندههای دزدیده شده نسل تو با آنها که پشت میزهای قدرت از مرگ شما عدد میسازند
آنها برای هر کشته پرونده میسازند اما ما برای هر شهید افسانه ✌️
پسرم ،عرفانم تو مثل ستارهای لجوج در بلندترین شب تاریخ این سرزمین میدرخشی
هر قطره خون شما شبی را کوتاهتر و صبحی را نزدیکتر ✌️
#شب_یلدا #عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39❤4🕊4
عرفان بزرگی ورزشکار جوان مرودشتی که در اعتراضات دی ۱۴۰۴ کشته شد
جاویدنام عرفان بزرگی، جوانی ورزشکار و اهل مرودشت، در جریان اعتراضات ۱۱ دیماه ۱۴۰۴ به ضرب گلوله از ناحیه سر هدف قرار گرفت و به کما رفت. او به بیمارستان منتقل شد، اما در روز ۱۲ دیماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد.
هنوز پیکرش را به خانواده تحویل داده نشده است.
#عرفان_بزرگی #مرودشت #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام عرفان بزرگی، جوانی ورزشکار و اهل مرودشت، در جریان اعتراضات ۱۱ دیماه ۱۴۰۴ به ضرب گلوله از ناحیه سر هدف قرار گرفت و به کما رفت. او به بیمارستان منتقل شد، اما در روز ۱۲ دیماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد.
هنوز پیکرش را به خانواده تحویل داده نشده است.
#عرفان_بزرگی #مرودشت #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊6
🚨 هشدار فوری – خطر قریبالوقوع اعدام خارج از روند قضایی 🚨
عرفان سلطانی، ۲۶ ساله، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری در فردیس کرج، در وضعیت اضطراری و در آستانه اعدام فراقضایی قرار دارد.
بر اساس گزارشهای موثق، او اخیراً در فردیس بازداشت شده و بدون تشکیل دادگاه علنی، بدون دسترسی به وکیل، و بدون طی شدن هیچیک از مراحل یک دادرسی عادلانه، عملاً به مرگ محکوم شده است.
به خانواده او اطلاع دادهاند که برای یک ملاقات کوتاه و آخرین دیدار مراجعه کنند و به آنها گفته شده که حکم در روزهای آینده اجرا خواهد شد. این نشانهای روشن از تصمیم برای اجرای یک قتل حکومتی است، نه اجرای عدالت.
چنین اقدامی مصداق آشکار اعدام صحرایی، قتل دولتی و نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بشر و تمامی اصول بنیادین حقوق بینالملل است.
در شرایطی که مقامات قضایی جمهوری اسلامی با اظهارات خود زمینهساز عادیسازی خشونت و حذف فیزیکی معترضان شدهاند، فعالان حقوق بشر نسبت به خطر گسترش اعدامهای فراقضایی و میدانی هشدار جدی دادهاند.
سکوت در برابر این جنایت، سکوتی بیطرفانه نیست؛
سکوت، همراهی با جنایت است.
جان عرفان سلطانی در خطر فوری است.
هر لحظه تعلل میتواند به بهای جان یک انسان تمام شود.
#عرفان_سلطانی
#نه_به_اعدام
#اعدام_فراقضایی
#StopExecutions
@Tavaana_TavaanaTech
عرفان سلطانی، ۲۶ ساله، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری در فردیس کرج، در وضعیت اضطراری و در آستانه اعدام فراقضایی قرار دارد.
بر اساس گزارشهای موثق، او اخیراً در فردیس بازداشت شده و بدون تشکیل دادگاه علنی، بدون دسترسی به وکیل، و بدون طی شدن هیچیک از مراحل یک دادرسی عادلانه، عملاً به مرگ محکوم شده است.
به خانواده او اطلاع دادهاند که برای یک ملاقات کوتاه و آخرین دیدار مراجعه کنند و به آنها گفته شده که حکم در روزهای آینده اجرا خواهد شد. این نشانهای روشن از تصمیم برای اجرای یک قتل حکومتی است، نه اجرای عدالت.
چنین اقدامی مصداق آشکار اعدام صحرایی، قتل دولتی و نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بشر و تمامی اصول بنیادین حقوق بینالملل است.
در شرایطی که مقامات قضایی جمهوری اسلامی با اظهارات خود زمینهساز عادیسازی خشونت و حذف فیزیکی معترضان شدهاند، فعالان حقوق بشر نسبت به خطر گسترش اعدامهای فراقضایی و میدانی هشدار جدی دادهاند.
سکوت در برابر این جنایت، سکوتی بیطرفانه نیست؛
سکوت، همراهی با جنایت است.
جان عرفان سلطانی در خطر فوری است.
هر لحظه تعلل میتواند به بهای جان یک انسان تمام شود.
#عرفان_سلطانی
#نه_به_اعدام
#اعدام_فراقضایی
#StopExecutions
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤3👍1😍1
جاویدنام عرفان مغیثه، ۲۰ ساله، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی مقابل کلانتری مشیریه کشته شد
عرفان مغیثه، ۲۰ ساله، روز ۱۸ دیماه مقابل کلانتری ۱۹۶ مشیریه با شلیک مستقیم دو گلوله به ناحیه گردن توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده او پس از هفت روز جستوجو و بیخبری، پیکر عرفان را در کهریزک پیدا کردند. در این مدت، خانواده در اضطراب کامل و بدون هیچ اطلاع رسمی از سرنوشت فرزندشان به سر برده بودند.
شلیک مستقیم به گردن و کشته شدن عرفان در نزدیکی یک مرکز انتظامی، بار دیگر نشاندهنده استفاده بیواسطه از خشونت مرگبار علیه شهروندان و معترضان است. انتقال پیکر او به کهریزک و جستجو میان انبوه پیکرهای جانباختگان، خود شکنجه بزرگی است که به خانوادهها تحمیل شده است.
عرفان مغیثه تنها ۲۰ سال داشت؛ جوانی که زندگیاش با گلوله سرکوب پایان یافت و خانوادهاش هفت روز تمام میان امید و کابوس، در جستوجوی پیکرش سرگردان بودند.
#عرفان_مغیثه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام عرفان مغیثه، ۲۰ ساله، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی مقابل کلانتری مشیریه کشته شد
عرفان مغیثه، ۲۰ ساله، روز ۱۸ دیماه مقابل کلانتری ۱۹۶ مشیریه با شلیک مستقیم دو گلوله به ناحیه گردن توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده او پس از هفت روز جستوجو و بیخبری، پیکر عرفان را در کهریزک پیدا کردند. در این مدت، خانواده در اضطراب کامل و بدون هیچ اطلاع رسمی از سرنوشت فرزندشان به سر برده بودند.
شلیک مستقیم به گردن و کشته شدن عرفان در نزدیکی یک مرکز انتظامی، بار دیگر نشاندهنده استفاده بیواسطه از خشونت مرگبار علیه شهروندان و معترضان است. انتقال پیکر او به کهریزک و جستجو میان انبوه پیکرهای جانباختگان، خود شکنجه بزرگی است که به خانوادهها تحمیل شده است.
عرفان مغیثه تنها ۲۰ سال داشت؛ جوانی که زندگیاش با گلوله سرکوب پایان یافت و خانوادهاش هفت روز تمام میان امید و کابوس، در جستوجوی پیکرش سرگردان بودند.
#عرفان_مغیثه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام عرفان عزتی؛ جوان ۲۸ سالهای که در کرمانشاه با شلیک به سر کشته شد
عرفان عزتی، ۲۸ ساله، در تاریخ ۱۸ دیماه در محدوده شهرک معلم کرمانشاه بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای رسیده، شلیک از سوی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی انجام شده است.
عرفان عزتی مجرد بود و در آستانه ازدواج قرار داشت؛ جوانی که زندگی و آیندهای پیشرو داشت اما فرصت ادامه آن از او گرفته شد.
یاد و نام او در کنار دیگر جانباختگان این روزها، در حافظه جمعی مردم باقی خواهد ماند.
#عرفان_عزتی #کرمانشاه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام عرفان عزتی؛ جوان ۲۸ سالهای که در کرمانشاه با شلیک به سر کشته شد
عرفان عزتی، ۲۸ ساله، در تاریخ ۱۸ دیماه در محدوده شهرک معلم کرمانشاه بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای رسیده، شلیک از سوی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی انجام شده است.
عرفان عزتی مجرد بود و در آستانه ازدواج قرار داشت؛ جوانی که زندگی و آیندهای پیشرو داشت اما فرصت ادامه آن از او گرفته شد.
یاد و نام او در کنار دیگر جانباختگان این روزها، در حافظه جمعی مردم باقی خواهد ماند.
#عرفان_عزتی #کرمانشاه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤4🕊4
مادر جاویدنام عرفان رضایی: حتی با اسلحه هم نمیتوانید صدای مادری را که برای حق فرزندش میجنگد خاموش کنید
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی از جانباختگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، با انتشار تصویری از خود در کنار مزار فرزندش، متنی سرشار از سوگ، دادخواهی و ایستادگی منتشر کرد.
او در این نوشته چنین میگوید:
«من مادرم، مادری که درد را در عمق جانش حس میکند، مادری که خون پسرش را در رگهایش جاری میبیند و هنوز چشم به راه عدالت است. من طلبکارم، طلبکار از آنهایی که پسرم را به جرم خواستن آزادی، به جرم اعتراض به ظلم، به خاک و خون کشیدند. طلبکارم از آنهایی که جوانی پسرم را با ظلم و بیرحمی ربودند، از آنهایی که صدای او را خاموش کردند، نفسش را بریدند و قلبم را شکستند.
اما من تنها نیستم؛ من نماد هزاران مادری هستم که فرزندانشان را در راه حق از دست دادهاند، مادری که دردش را فریاد میزند و دادخواهی میکند. من به آنها میگویم: نمیتوانید با سکوت و بیعدالتی، حقیقت را دفن کنید. هر گلولهای که شلیک کردید، هر نفسی که بریدید، آتشی در دلها روشن کردید که خاموششدنی نیست.
من مادرم، و تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خونم، دادخواهی میکنم. پسرم را پس میخواهم، عدالت را میخواهم، آیندهای روشن برای همه جوانان را میخواهم. و به آنهایی که گمان میکنند میتوانند صدای دادخواهی را خاموش کنند میگویم: شما حتی با اسلحهتان نمیتوانید صدای مادری را که برای حق پسرش میجنگد خاموش کنید. ما زندهایم، ما قویایم، و عدالت را از شما میگیریم.»
انتشار این نوشته در فضایی همراه با نگرانی و فشار بر خانوادههای جاویدنامان صورت گرفته است؛ با این حال، تأکید بر دادخواهی و حفظ صدا نشان میدهد که ایستادگی و استواری این خانوادهها همچنان ادامه دارد و روایت آنان به بخشی ماندگار از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است.
#فرزانه_برزه_کار #دادخواهی #عرفان_رضایی_نوایی #ما_زنده_ایم #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
مادر جاویدنام عرفان رضایی: حتی با اسلحه هم نمیتوانید صدای مادری را که برای حق فرزندش میجنگد خاموش کنید
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی از جانباختگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، با انتشار تصویری از خود در کنار مزار فرزندش، متنی سرشار از سوگ، دادخواهی و ایستادگی منتشر کرد.
او در این نوشته چنین میگوید:
«من مادرم، مادری که درد را در عمق جانش حس میکند، مادری که خون پسرش را در رگهایش جاری میبیند و هنوز چشم به راه عدالت است. من طلبکارم، طلبکار از آنهایی که پسرم را به جرم خواستن آزادی، به جرم اعتراض به ظلم، به خاک و خون کشیدند. طلبکارم از آنهایی که جوانی پسرم را با ظلم و بیرحمی ربودند، از آنهایی که صدای او را خاموش کردند، نفسش را بریدند و قلبم را شکستند.
اما من تنها نیستم؛ من نماد هزاران مادری هستم که فرزندانشان را در راه حق از دست دادهاند، مادری که دردش را فریاد میزند و دادخواهی میکند. من به آنها میگویم: نمیتوانید با سکوت و بیعدالتی، حقیقت را دفن کنید. هر گلولهای که شلیک کردید، هر نفسی که بریدید، آتشی در دلها روشن کردید که خاموششدنی نیست.
من مادرم، و تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خونم، دادخواهی میکنم. پسرم را پس میخواهم، عدالت را میخواهم، آیندهای روشن برای همه جوانان را میخواهم. و به آنهایی که گمان میکنند میتوانند صدای دادخواهی را خاموش کنند میگویم: شما حتی با اسلحهتان نمیتوانید صدای مادری را که برای حق پسرش میجنگد خاموش کنید. ما زندهایم، ما قویایم، و عدالت را از شما میگیریم.»
انتشار این نوشته در فضایی همراه با نگرانی و فشار بر خانوادههای جاویدنامان صورت گرفته است؛ با این حال، تأکید بر دادخواهی و حفظ صدا نشان میدهد که ایستادگی و استواری این خانوادهها همچنان ادامه دارد و روایت آنان به بخشی ماندگار از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است.
#فرزانه_برزه_کار #دادخواهی #عرفان_رضایی_نوایی #ما_زنده_ایم #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊6💯5❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام عرفان بزرگی، برگزار شد
حاضران دست زدند و زنان کل کشیدند، ساز و دامنه زدند و رقصیدند... شعار دادند «این گل پرپر شده هدیه به میهن شده»
برای عرفان بزرگی، در چهلمش جشن گرفتند.
عرفان بزرگی ورزشکار جوان مرودشتی که در اعتراضات دی ۱۴۰۴ کشته شد
جاویدنام عرفان بزرگی، جوانی ورزشکار و اهل مرودشت، در جریان اعتراضات ۱۱ دیماه ۱۴۰۴ به ضرب گلوله از ناحیه سر هدف قرار گرفت و به کما رفت. او به بیمارستان منتقل شد، اما در روز ۱۲ دیماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد.
#عرفان_بزرگی #مرودشت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
مراسم چهلم جاویدنام عرفان بزرگی، برگزار شد
حاضران دست زدند و زنان کل کشیدند، ساز و دامنه زدند و رقصیدند... شعار دادند «این گل پرپر شده هدیه به میهن شده»
برای عرفان بزرگی، در چهلمش جشن گرفتند.
عرفان بزرگی ورزشکار جوان مرودشتی که در اعتراضات دی ۱۴۰۴ کشته شد
جاویدنام عرفان بزرگی، جوانی ورزشکار و اهل مرودشت، در جریان اعتراضات ۱۱ دیماه ۱۴۰۴ به ضرب گلوله از ناحیه سر هدف قرار گرفت و به کما رفت. او به بیمارستان منتقل شد، اما در روز ۱۲ دیماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد.
#عرفان_بزرگی #مرودشت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊14
بیخبری از وضعیت عرفان جوادی؛ نوجوان کشتیگیر دهدشتی پس از بازداشت به یاسوج منتقل شد
عرفان جوادی، متولد ۱۳۸۶، در تاریخ ۷ بهمنماه بازداشت شده است. بنا بر گزارشهای موجود، او چند روزی را در زندان دهدشت سپری کرده و سپس به یاسوج منتقل شده است.
از زمان بازداشت تاکنون، تنها یک تماس چندثانیهای از سوی او برقرار شده و بهجز این تماس کوتاه، هیچ خبر مشخصی از وضعیت جسمی، محل نگهداری و شرایط پروندهاش در دسترس نیست.
گفتنی است عرفان جوادی سابقه قهرمانی در مسابقات رسمی کشتی را در کارنامه خود دارد.
#عرفان_جوادی #دهدشت #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بیخبری از وضعیت عرفان جوادی؛ نوجوان کشتیگیر دهدشتی پس از بازداشت به یاسوج منتقل شد
عرفان جوادی، متولد ۱۳۸۶، در تاریخ ۷ بهمنماه بازداشت شده است. بنا بر گزارشهای موجود، او چند روزی را در زندان دهدشت سپری کرده و سپس به یاسوج منتقل شده است.
از زمان بازداشت تاکنون، تنها یک تماس چندثانیهای از سوی او برقرار شده و بهجز این تماس کوتاه، هیچ خبر مشخصی از وضعیت جسمی، محل نگهداری و شرایط پروندهاش در دسترس نیست.
گفتنی است عرفان جوادی سابقه قهرمانی در مسابقات رسمی کشتی را در کارنامه خود دارد.
#عرفان_جوادی #دهدشت #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤22🕊12💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت جانباختن جاویدنام عرفان یوسفی؛ جوان ۲۶ سالهای که پس از اصابت گلوله، در بیمارستان جان داد
۱۸ دیماه ۱۴۰۴، عرفان یوسفی، ۲۶ ساله، در محدوده فرمانداری شهرقدس (قلعه حسنخان) هدف اصابت گلوله قرار گرفت. او در لحظه تیرخوردن به اطرافیانش اعلام کرد که زخمی شده است. با باز بودن درِ یکی از خانههای اطراف، وی را به آنجا منتقل کردند تا خودرویی برای رساندنش به بیمارستان پیدا شود. پس از یافتن خودرو، عرفان به بیمارستان نور شهریار انتقال داده شد.
در مسیر بیمارستان، حدود ساعت ۹ شب، او با شمارهای ناشناس با خواهرش تماس گرفت و گفت: «به پهلوم تیر خورده و مردم دارن میبرنم بیمارستان نور شهریار.»
در گفتوگوی کوتاه میان آن دو، خواهرش پس از شنیدن خبر تیرخوردن به او گفت به وجودش افتخار میکند و عرفان در حالی که از درد شدید سخن میگفت، پاسخ داد: «نوکرتم آبجی، ولی انقدر درد دارم نفسم داره بند میاد.»
زمانی که پدر و خواهرش به بیمارستان رسیدند، عرفان از نخستین افرادی بود که به اتاق عمل منتقل شده بود. آنان تا نزدیک ساعت ۳ بامداد در بیخبری کامل از وضعیت او بودند تا اینکه با پیگیریهای مداوم، خواهرش پیکر عرفان را در سردخانه بیمارستان شناسایی کرد. مسئولان بیمارستان از خانواده خواستند ساعت ۸ صبح برای تحویل گرفتن پیکر مراجعه کنند، اما حدود ساعت ۵ صبح نیروهای پلیس از درِ پشتی وارد شده و پیکر را از سردخانه به کهریزک منتقل کردند؛ اقدامی که به دور از دید مردم انجام شد.
بر اساس اطلاعات موجود، گلوله از پشت به پهلوی عرفان اصابت کرده و از جلو خارج شده بود؛ آسیبی که منجر به سوراخ شدن کامل ریه شده بود. گفته میشود او تا پیش از ورود به اتاق عمل زنده بوده، اما از درد شدید و بیحسی پاها شکایت داشته است.
کد پیکر در کهریزک ۱۱۹۴۳ اعلام شد. پیکر عرفان در ۲۰ دیماه به شهرقدس منتقل و خانواده سرانجام در ۲۲ دیماه موفق به برگزاری مراسم خاکسپاری شدند.
به گفته نزدیکان، خانواده او رؤیای دیدن مراسم ازدواج عرفان را در سر داشتند؛ رؤیایی که هرگز محقق نشد.
#عرفان_یوسفی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
۱۸ دیماه ۱۴۰۴، عرفان یوسفی، ۲۶ ساله، در محدوده فرمانداری شهرقدس (قلعه حسنخان) هدف اصابت گلوله قرار گرفت. او در لحظه تیرخوردن به اطرافیانش اعلام کرد که زخمی شده است. با باز بودن درِ یکی از خانههای اطراف، وی را به آنجا منتقل کردند تا خودرویی برای رساندنش به بیمارستان پیدا شود. پس از یافتن خودرو، عرفان به بیمارستان نور شهریار انتقال داده شد.
در مسیر بیمارستان، حدود ساعت ۹ شب، او با شمارهای ناشناس با خواهرش تماس گرفت و گفت: «به پهلوم تیر خورده و مردم دارن میبرنم بیمارستان نور شهریار.»
در گفتوگوی کوتاه میان آن دو، خواهرش پس از شنیدن خبر تیرخوردن به او گفت به وجودش افتخار میکند و عرفان در حالی که از درد شدید سخن میگفت، پاسخ داد: «نوکرتم آبجی، ولی انقدر درد دارم نفسم داره بند میاد.»
زمانی که پدر و خواهرش به بیمارستان رسیدند، عرفان از نخستین افرادی بود که به اتاق عمل منتقل شده بود. آنان تا نزدیک ساعت ۳ بامداد در بیخبری کامل از وضعیت او بودند تا اینکه با پیگیریهای مداوم، خواهرش پیکر عرفان را در سردخانه بیمارستان شناسایی کرد. مسئولان بیمارستان از خانواده خواستند ساعت ۸ صبح برای تحویل گرفتن پیکر مراجعه کنند، اما حدود ساعت ۵ صبح نیروهای پلیس از درِ پشتی وارد شده و پیکر را از سردخانه به کهریزک منتقل کردند؛ اقدامی که به دور از دید مردم انجام شد.
بر اساس اطلاعات موجود، گلوله از پشت به پهلوی عرفان اصابت کرده و از جلو خارج شده بود؛ آسیبی که منجر به سوراخ شدن کامل ریه شده بود. گفته میشود او تا پیش از ورود به اتاق عمل زنده بوده، اما از درد شدید و بیحسی پاها شکایت داشته است.
کد پیکر در کهریزک ۱۱۹۴۳ اعلام شد. پیکر عرفان در ۲۰ دیماه به شهرقدس منتقل و خانواده سرانجام در ۲۲ دیماه موفق به برگزاری مراسم خاکسپاری شدند.
به گفته نزدیکان، خانواده او رؤیای دیدن مراسم ازدواج عرفان را در سر داشتند؛ رؤیایی که هرگز محقق نشد.
#عرفان_یوسفی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊3❤1