This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مادر_ایران_ز_جا_برخاسته
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران
.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#مهساامینی
#mahsaamini
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران
.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#مهساامینی
#mahsaamini
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خبر قتل اعضای خانواده توسط جوانی که در کودکی شاهد قتل ناموسی خواهر بزرگترش تنها به خاطر صحبت با یک پسر بود، خبری تکان دهنده و قابل تامل بود، اعضای ذکور خانواده در ۱۲ سالگی بهرام خواهرش را کشتند و او شاهدش بود، شاید خواستند به او درس «غیرت»!، «ناموسپرستی»! و «مردانگی» بدهند! بقیه اعضای خانواده هم از جنایت خبر داشتند.... بهرام اما ده سال بعد از آن واقعه رفتار دیگری کرد، باوری ارتجاعی و قتل در ده سال پیش قربانیان تازهای در سالها بعد گرفت. دکتر رضا احمدی، روانپزشک، متنی درباره این قتل و تاثیر این تروما بر روان یک کودک ۱۲ ساله نوشته است.
«بهرامهای زخمی
پسری دوازده ساله در اوج احساس غرور و همه توانی با صحنه کتکخوردن خواهر بزرگترش توسط پدر و برادران بزرگتر مواجه میشود، که میگویند توی دختر بدلیل حرفزدن با دوست پسر شایسته مجازات مرگ هستی و برادر دوازده سالهای که بخود میگوید چرا مرگ؟ و باید کاری کنم اما نمیتواند و پرونده قطور #قتل_ناموسی ورق دیگری میخورد. نوجوان دوازده ساله وحشتزده از مرگ خواهر می خواهد فریاد بزند، اما میترسد که او نیز ناتوان باشد و به ورطه نابودی بلغزد. روزها و شبها با خود فکر میکند، چرا کشتند؟ من چقدر بیعرضه و ناتوان بودم که جلوی مرگ خواهرم را نتوانستم بگیرم. اگر فلان کار را میکردم، الان خواهرم زنده بود و من خیلی برادر بدی هستم.
هر روز صحنه مرگ بصورت زنده از جلوی چشمانش گذر میکند، گویی هر لحظه، آنرا زندگی می کند، می خوابد که شاید از آن خلاصی یابد، اما کابوسها را پایانی نیست و کابوسی که در آن خواهر قربانی شده، فریاد کمک سر میدهد و برادری که میگوید، نمیتوانم، نمیشود، شرمندهام، گناهکارم، مرا ببخش و اینگونه از خواب میپرد و در بیداری هم باز این تکرارهای ناتمام.
پسر نوجوان بشدت تحت فشار است و از این همه احساس ناتوانی و درماندگی دردش میگیرد و گاه دوست دارد، دردش را، زخمش را، سفره دلش را جایی امن بگشاید، اما میترسد که نکند آبرویم برود که تو چکاره بودی که گذاشتی خواهرت را بکشند و یا اینکه اگر حرفی بزنم و به گوش بابا و برادران برسد، تنبیهی ویرانگر را باید تجربه کنم، بنابراین از دردش نمیگوید که نکند شرمگین و خجالتزده و عامل بیآبرویی خانواده شود، از طرفی هم میترسد و خود این ترس هم دوباره خجالتزدهاش میکند که تو بخاطر ترس و نجات خودت از حق خواهرت دفاع نمیکنی.
سالها این همه درد و زخم را بروز نمیدهد، با کسی صحبت نمیکند تا اینکه درد او را از پای میاندازد، بی حس و کرخت میکند که دیگر تاب و توانی برای دست و پنجه نرمکردن با این همه درد و احساسات ناخوشایند ندارد. مدتی در این کرختی میماند با درس،مدرسه، دانشگاه، شغل، بی حسی و کرختی هیجانی از این احساسات مقداری فاصله میگیرد، اما بالاخره در بیست و دو سالگی از این کرختی و بیحسی خسته میشود و میخواهد احساس گیرکردن و فریزشدن در دوازده سالگی را بدرد. گویی بیحسی هم درمان نبود، دیگر زندگی روزمره را حس نمیکند و میخواهد این کرختی و بیحسی را پاره کند تا خود و زندگی را حس کند، اما با گذر زمانی طولانی و سدکردن راه بروز احساساتش، قیمت این پارگی و دریدن سهمگین شده و حاصلش باز شدن سد بند ده ساله خشم تلنبار شده از احساس استیصال، ناتوانی، آدم بد بودن، گناه، سرزنش، شرمندگی و خجالت است که دیگر بهمنی پرخاشگر و ویرانگر شده، که هر آنچه در مسیر است را با خود به کام نابودی میبرد.
بیایید فرض کنیم که این سناریو میتواند داستان #بهرام ، بیست و دوساله، دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان، معلم پیشه، اهل فاریاب و شاهد ترومای «قتل ناموسی» باشد، که اگر اینگونه باشد، یعنی بهرامها آموزش ندیدهاند که حق دارند، در محیطی امن از احساسات ناخوشایند خود بگویند، از احساساتی دردناک بگویند که قابل انکار نیست و اگر دیده و شنیده شود بسان گلوله برفی آب میشود، اما اگر دیده و شنیده نشود میتواند تبدیل به بهمنی ویرانگر و مخرب شود.
تروماهایی از این دست به اشکال مختلف رو به افزایش است و نقش مهم حاکمیت را باید گوشزد کرد. زمانی که حاکمیت نه تنها جانباختگان و آسیبدیدگان اعتراضات را به رسمیت نمیشناسد، بلکه موانعی در مسیر سوگواری، دیده شدن زخم و همدلی جمعی برای آنها ایجاد میکند، شاید مشکلی سیاسی را به زیر فرش میراند، اما مانع از ترمیم روانی کافی برای بازماندگان تروما میشود....»
ادامه را اینجا بخوانید:
#تروما #قتل_ناموسی #یاری_مدنی_توانا
«بهرامهای زخمی
پسری دوازده ساله در اوج احساس غرور و همه توانی با صحنه کتکخوردن خواهر بزرگترش توسط پدر و برادران بزرگتر مواجه میشود، که میگویند توی دختر بدلیل حرفزدن با دوست پسر شایسته مجازات مرگ هستی و برادر دوازده سالهای که بخود میگوید چرا مرگ؟ و باید کاری کنم اما نمیتواند و پرونده قطور #قتل_ناموسی ورق دیگری میخورد. نوجوان دوازده ساله وحشتزده از مرگ خواهر می خواهد فریاد بزند، اما میترسد که او نیز ناتوان باشد و به ورطه نابودی بلغزد. روزها و شبها با خود فکر میکند، چرا کشتند؟ من چقدر بیعرضه و ناتوان بودم که جلوی مرگ خواهرم را نتوانستم بگیرم. اگر فلان کار را میکردم، الان خواهرم زنده بود و من خیلی برادر بدی هستم.
هر روز صحنه مرگ بصورت زنده از جلوی چشمانش گذر میکند، گویی هر لحظه، آنرا زندگی می کند، می خوابد که شاید از آن خلاصی یابد، اما کابوسها را پایانی نیست و کابوسی که در آن خواهر قربانی شده، فریاد کمک سر میدهد و برادری که میگوید، نمیتوانم، نمیشود، شرمندهام، گناهکارم، مرا ببخش و اینگونه از خواب میپرد و در بیداری هم باز این تکرارهای ناتمام.
پسر نوجوان بشدت تحت فشار است و از این همه احساس ناتوانی و درماندگی دردش میگیرد و گاه دوست دارد، دردش را، زخمش را، سفره دلش را جایی امن بگشاید، اما میترسد که نکند آبرویم برود که تو چکاره بودی که گذاشتی خواهرت را بکشند و یا اینکه اگر حرفی بزنم و به گوش بابا و برادران برسد، تنبیهی ویرانگر را باید تجربه کنم، بنابراین از دردش نمیگوید که نکند شرمگین و خجالتزده و عامل بیآبرویی خانواده شود، از طرفی هم میترسد و خود این ترس هم دوباره خجالتزدهاش میکند که تو بخاطر ترس و نجات خودت از حق خواهرت دفاع نمیکنی.
سالها این همه درد و زخم را بروز نمیدهد، با کسی صحبت نمیکند تا اینکه درد او را از پای میاندازد، بی حس و کرخت میکند که دیگر تاب و توانی برای دست و پنجه نرمکردن با این همه درد و احساسات ناخوشایند ندارد. مدتی در این کرختی میماند با درس،مدرسه، دانشگاه، شغل، بی حسی و کرختی هیجانی از این احساسات مقداری فاصله میگیرد، اما بالاخره در بیست و دو سالگی از این کرختی و بیحسی خسته میشود و میخواهد احساس گیرکردن و فریزشدن در دوازده سالگی را بدرد. گویی بیحسی هم درمان نبود، دیگر زندگی روزمره را حس نمیکند و میخواهد این کرختی و بیحسی را پاره کند تا خود و زندگی را حس کند، اما با گذر زمانی طولانی و سدکردن راه بروز احساساتش، قیمت این پارگی و دریدن سهمگین شده و حاصلش باز شدن سد بند ده ساله خشم تلنبار شده از احساس استیصال، ناتوانی، آدم بد بودن، گناه، سرزنش، شرمندگی و خجالت است که دیگر بهمنی پرخاشگر و ویرانگر شده، که هر آنچه در مسیر است را با خود به کام نابودی میبرد.
بیایید فرض کنیم که این سناریو میتواند داستان #بهرام ، بیست و دوساله، دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان، معلم پیشه، اهل فاریاب و شاهد ترومای «قتل ناموسی» باشد، که اگر اینگونه باشد، یعنی بهرامها آموزش ندیدهاند که حق دارند، در محیطی امن از احساسات ناخوشایند خود بگویند، از احساساتی دردناک بگویند که قابل انکار نیست و اگر دیده و شنیده شود بسان گلوله برفی آب میشود، اما اگر دیده و شنیده نشود میتواند تبدیل به بهمنی ویرانگر و مخرب شود.
تروماهایی از این دست به اشکال مختلف رو به افزایش است و نقش مهم حاکمیت را باید گوشزد کرد. زمانی که حاکمیت نه تنها جانباختگان و آسیبدیدگان اعتراضات را به رسمیت نمیشناسد، بلکه موانعی در مسیر سوگواری، دیده شدن زخم و همدلی جمعی برای آنها ایجاد میکند، شاید مشکلی سیاسی را به زیر فرش میراند، اما مانع از ترمیم روانی کافی برای بازماندگان تروما میشود....»
ادامه را اینجا بخوانید:
#تروما #قتل_ناموسی #یاری_مدنی_توانا
Telegraph
بهرام های زخمی
خبر قتل اعضای خانواده توسط جوانی که در کودکی شاهد قتل ناموسی خواهر بزرگترش تنها به خاطر صحبت با یک پسر بود، خبری تکان دهنده و قابل تامل بود، اعضای ذکور خانواده در ۱۲ سالگی بهرام خواهرش را کشتند و او شاهدش بود، شاید خواستند به او درس «غیرت»!، «ناموسپرستی»!…
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاهنامه را بخوانید!
شاهنامه بزرگترین کتاب سیاسی است که در این مملکت نوشته شده است و نشان میدهد که چگونه هر بار کسانی میآیند و وعدهای میدهند برای بهبود جهان، عدالت و... و کمکم این قدرت فاسد و تبدیل به چه گندی میشود. و این تکرار و تکرار میشود و تا اکنون و امروز هم تکرار شده و میشود.
@beyzaiebahram
#بهرام_بیضایی #شاهنامه #دیباچه_نوین_شاهنامه #سهراب_کشی #سیاوش_خوانی #مرگ_یزدگرد #بیضایی #وعده #فقر_فساد_گرونی #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شاهنامه بزرگترین کتاب سیاسی است که در این مملکت نوشته شده است و نشان میدهد که چگونه هر بار کسانی میآیند و وعدهای میدهند برای بهبود جهان، عدالت و... و کمکم این قدرت فاسد و تبدیل به چه گندی میشود. و این تکرار و تکرار میشود و تا اکنون و امروز هم تکرار شده و میشود.
@beyzaiebahram
#بهرام_بیضایی #شاهنامه #دیباچه_نوین_شاهنامه #سهراب_کشی #سیاوش_خوانی #مرگ_یزدگرد #بیضایی #وعده #فقر_فساد_گرونی #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍49😍1💯1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وزیر آموزش و پرورش اخیراً اعلام کرده که اولویت این وزارتخانه نماز است. اما آیا واقعاً مشکلات گسترده و حیرتانگیز آموزش و پرورش ایران در این نکته قابل تعریف و خلاصه است؟
فقط در زمینهی مربوط به خود معلمان، مشکلاتی چون حقوق پایین، عدم امنیت شغلی و شرایط نامناسب کاری معلمان در سخنان وزیر نادیده گرفته میشوند و به مسائلی پرداخته میشوند که ریاکاری مستتر در آن مشام هر فرد آزادهای را میآزارد.
وزارت آموزش و پرورش به جای سوءاستفاده از مذهب برای منحرف کردن توجهها از مشکلات واقعی، باید روی حل بحرانهای اصلی این سیستم تمرکز کند.
ضمن اینکه در بخشی دیگر از سخنان، این وزیر با رویکردی توهینآمیز اشاره کرد که معلمان بایستی «شناسنامه اخلاقی» داشته باشند!
در اینجا جناب بهرام یعقوبی، دبیر باسابقهی تبریزی که به زور بازنشسته شده است، به درستی اشاره میکند که کاش این «شناسنامه اخلاقی» برای افرادی چون این وزیر صادر میشد.
معلم و دانشآموز ایرانی نیاز به وزیری دارد که اولویتهای واقعی آموزش و پرورش را درک کند، نه اینکه از مذهب برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدیها استفاده کند.
#گفتگو_توانا #حقوق_معلمان #بهرام_یعقوبی
@Dislogue1402
فقط در زمینهی مربوط به خود معلمان، مشکلاتی چون حقوق پایین، عدم امنیت شغلی و شرایط نامناسب کاری معلمان در سخنان وزیر نادیده گرفته میشوند و به مسائلی پرداخته میشوند که ریاکاری مستتر در آن مشام هر فرد آزادهای را میآزارد.
وزارت آموزش و پرورش به جای سوءاستفاده از مذهب برای منحرف کردن توجهها از مشکلات واقعی، باید روی حل بحرانهای اصلی این سیستم تمرکز کند.
ضمن اینکه در بخشی دیگر از سخنان، این وزیر با رویکردی توهینآمیز اشاره کرد که معلمان بایستی «شناسنامه اخلاقی» داشته باشند!
در اینجا جناب بهرام یعقوبی، دبیر باسابقهی تبریزی که به زور بازنشسته شده است، به درستی اشاره میکند که کاش این «شناسنامه اخلاقی» برای افرادی چون این وزیر صادر میشد.
معلم و دانشآموز ایرانی نیاز به وزیری دارد که اولویتهای واقعی آموزش و پرورش را درک کند، نه اینکه از مذهب برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدیها استفاده کند.
#گفتگو_توانا #حقوق_معلمان #بهرام_یعقوبی
@Dislogue1402
👌15👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مادر_ایران_ز_جا_برخاسته
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران
.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#مهساامینی
#mahsaamini
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران
.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#مهساامینی
#mahsaamini
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊28❤8💔6👍4
زادروز بهرام بیضایی هنرمند در تبعید
ورق بزنید
امروز ۵ دیماه زادروز بهرام بیضایی ست. بهرام بیضایی کارگردان سینما و تئاتر و نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس و پژوهشگر ایرانی است که ۵ دیماه ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود.
او یکی از پایهگذاران و از اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که در سال ۱۳۵۷ از آن کنارهگیری کرد، اما همچنان به تدریس در دانشگاه ادامه داد تا اینکه در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد.
بیضایی چه پیش و چه پس از ۵۷ فیلمسازی بوده که همواره در مسیر هنری خود با دستاندازهای بسیار از جانب حکومت مواجه بوده است. از کارهای ماندگار او میتوان به رگبار، چریکهتارا، باشو غریبه کوچک و مرگ یزدگرد اشاره کرد.
بیضایی در عرصه تئاتر هم جایگاه ویژه و کارنامه درخشانی دارد به طوری که به او لقب «مرد شماره یک تئاتر ایران» را دادهاند.
بیضایی در سال ۱۳۸۴ نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» را در سالن اصلی تاتر شهر به روی صحنه برد که با استقبال عمومی بسیار مواجه شد. این نمایش گوشهچشمی هم داشت به قتلهای زنجیرهای در ایران.
بهرام بیضایی سال ۱۳۸۹ به دعوت عباس میلانی و برنامه مطالعات ایرانشناسی به استنفورد رفت و در دانشگاه استتنفورد مشغول به تدریس شد؛ علاوهبراین، او سه نمایش موفق جانا و بلادور، گزارش ارداویراف و طربنامه را هم روی صحنه برده است.
در روزهای اخیر اخباری مبنی بر بیماری این نویسنده و هنرمند منتشر شده که آرزوی سلامتی و بهروزی برای ایشان داریم و از شما همراهان دعوت میکنیم درباره بهرام بیضایی در این لینک بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/bahram-beyzaei/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بهرام_بیضایی
#تئاتر
@Tavaana_TavaanaTech
ورق بزنید
امروز ۵ دیماه زادروز بهرام بیضایی ست. بهرام بیضایی کارگردان سینما و تئاتر و نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس و پژوهشگر ایرانی است که ۵ دیماه ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود.
او یکی از پایهگذاران و از اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که در سال ۱۳۵۷ از آن کنارهگیری کرد، اما همچنان به تدریس در دانشگاه ادامه داد تا اینکه در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد.
بیضایی چه پیش و چه پس از ۵۷ فیلمسازی بوده که همواره در مسیر هنری خود با دستاندازهای بسیار از جانب حکومت مواجه بوده است. از کارهای ماندگار او میتوان به رگبار، چریکهتارا، باشو غریبه کوچک و مرگ یزدگرد اشاره کرد.
بیضایی در عرصه تئاتر هم جایگاه ویژه و کارنامه درخشانی دارد به طوری که به او لقب «مرد شماره یک تئاتر ایران» را دادهاند.
بیضایی در سال ۱۳۸۴ نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» را در سالن اصلی تاتر شهر به روی صحنه برد که با استقبال عمومی بسیار مواجه شد. این نمایش گوشهچشمی هم داشت به قتلهای زنجیرهای در ایران.
بهرام بیضایی سال ۱۳۸۹ به دعوت عباس میلانی و برنامه مطالعات ایرانشناسی به استنفورد رفت و در دانشگاه استتنفورد مشغول به تدریس شد؛ علاوهبراین، او سه نمایش موفق جانا و بلادور، گزارش ارداویراف و طربنامه را هم روی صحنه برده است.
در روزهای اخیر اخباری مبنی بر بیماری این نویسنده و هنرمند منتشر شده که آرزوی سلامتی و بهروزی برای ایشان داریم و از شما همراهان دعوت میکنیم درباره بهرام بیضایی در این لینک بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/bahram-beyzaei/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بهرام_بیضایی
#تئاتر
@Tavaana_TavaanaTech
❤31👍9
بازداشت چهار شهروند در شهرستان بهمئی توسط نیروهای لباس شخصی
چهار شهروند اهل شهرستان بهمئی از استان کهگیلویه و بویراحمد، روز یکم مرداد ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی با لباس شخصی بازداشت شدهاند. این افراد عبارتند از:
بهرام چیرهنژاد، ۳۷ ساله، شغل آزاد
صادق سروش، ۳۹ ساله، تعمیرکار موبایل
اسماعیل فتحی، ۳۶ ساله، تعمیرکار موبایل
کمال مهرپرور، ۳۰ ساله، تعمیرکار موبایل
به گفته منابع محلی، بازداشت این افراد بدون ارائه حکم قضایی یا توضیح درباره اتهامات صورت گرفته و تاکنون خانوادههای آنان از محل نگهداری و وضعیت حقوقیشان هیچ اطلاعی ندارند.
در همین رابطه، فردین چیرهنژاد، زندانی سیاسی سابق، با انتشار استوری در اینستاگرام، بازداشت برادرش بهرام چیرهنژاد را تأیید کرده و نوشته است:
> «اینجانب فردین چیرهنژاد در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۴ اعلام میکنم که برادرم بهرام چیرهنژاد و چندین نفر دیگر توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شدهاند. تأکید میکنم که بهرام چیرهنژاد در سلامت کامل جسمی، روحی و روانی بوده است و چنانچه خلاف این ثابت شود، مسئولیت آن بر عهده اطلاعات سپاه، امامجمعه لیکک و دادستان شهرستان خواهد بود.»
این بازداشتها در شرایطی رخ دادهاند که موج سرکوب امنیتی در شهرهای کوچک و بزرگ همچنان ادامه دارد و نهادهای امنیتی بدون پاسخگویی شفاف، اقدام به دستگیریهای فراقانونی میکنند.
#بهرام_چیره_نژاد #کمال_مهرپرور #اسماعیل_فتحی #صادق_سروش #بهمئی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چهار شهروند اهل شهرستان بهمئی از استان کهگیلویه و بویراحمد، روز یکم مرداد ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی با لباس شخصی بازداشت شدهاند. این افراد عبارتند از:
بهرام چیرهنژاد، ۳۷ ساله، شغل آزاد
صادق سروش، ۳۹ ساله، تعمیرکار موبایل
اسماعیل فتحی، ۳۶ ساله، تعمیرکار موبایل
کمال مهرپرور، ۳۰ ساله، تعمیرکار موبایل
به گفته منابع محلی، بازداشت این افراد بدون ارائه حکم قضایی یا توضیح درباره اتهامات صورت گرفته و تاکنون خانوادههای آنان از محل نگهداری و وضعیت حقوقیشان هیچ اطلاعی ندارند.
در همین رابطه، فردین چیرهنژاد، زندانی سیاسی سابق، با انتشار استوری در اینستاگرام، بازداشت برادرش بهرام چیرهنژاد را تأیید کرده و نوشته است:
> «اینجانب فردین چیرهنژاد در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۴ اعلام میکنم که برادرم بهرام چیرهنژاد و چندین نفر دیگر توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شدهاند. تأکید میکنم که بهرام چیرهنژاد در سلامت کامل جسمی، روحی و روانی بوده است و چنانچه خلاف این ثابت شود، مسئولیت آن بر عهده اطلاعات سپاه، امامجمعه لیکک و دادستان شهرستان خواهد بود.»
این بازداشتها در شرایطی رخ دادهاند که موج سرکوب امنیتی در شهرهای کوچک و بزرگ همچنان ادامه دارد و نهادهای امنیتی بدون پاسخگویی شفاف، اقدام به دستگیریهای فراقانونی میکنند.
#بهرام_چیره_نژاد #کمال_مهرپرور #اسماعیل_فتحی #صادق_سروش #بهمئی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤25🕊10👍1
Forwarded from گفتوشنود
درخشش «باشو» در ونیز؛
تقدیر جشنواره از بهرام بیضایی پس از چهار دهه
در هشتاد و دومین جشنواره فیلم ونیز که شامگاه شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ برگزار شد، سینمای ایران با موفقیتهای تازهای مورد توجه قرار گرفت.
فیلم ماندگار «باشو، غریبه کوچک» ساخته بهرام بیضایی توانست در بخش کلاسیک، جایزه بهترین فیلم ترمیمشده جشنواره را دریافت کند.
پیام بهرام بیضایی پس از اعلام این جایزه، توسط محمد رسولاف در مراسم پایانی قرائت شد. بیضایی در بخشی از پیام خود نوشت:
«درست چهل سال از فیلمبرداری این فیلم در شمال و جنوب ایران میگذرد. با این فیلم، همکاران ریشه کار مرا در کانون زدند. فیلم نزدیک به چهار سال کنار گذاشته شد، ولی امروز بعد از چهل سال با کمال فروتنی به همه قربانیان آن جنگ هشتساله بیمعنا درود میفرستم.»
بهرام بیضایی (زادهٔ ۱۳۱۷ در تهران) نمایشنامهنویس، کارگردان تئاتر و سینما، پژوهشگر و نویسنده برجسته ایرانی است که از او بهعنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین هنرمندان معاصر یاد میشود. او در طول بیش از پنج دهه فعالیت، آثاری ماندگار چون رگبار، باشو، غریبه کوچک و مسافران را خلق کرده و همواره جایگاه ویژهای در تاریخ سینمای ایران داشته است. بیضایی افزون بر کارگردانی، پژوهشهای ارزشمندی در حوزه اسطوره، نمایش و فرهنگ ایرانی انجام داده است. او از خانوادهای بهایی برخاسته و در سالهای پس از انقلاب اسلامی با محدودیتها و فشارهای سیاسی و اجتماعی روبهرو شد؛ شرایطی که سرانجام به مهاجرتش به خارج از ایران و ادامه فعالیت در دانشگاههای معتبر جهان انجامید.
#باشو #بهرام_بیضایی #جنگ #سینما #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درخشش «باشو» در ونیز؛
تقدیر جشنواره از بهرام بیضایی پس از چهار دهه
در هشتاد و دومین جشنواره فیلم ونیز که شامگاه شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ برگزار شد، سینمای ایران با موفقیتهای تازهای مورد توجه قرار گرفت.
فیلم ماندگار «باشو، غریبه کوچک» ساخته بهرام بیضایی توانست در بخش کلاسیک، جایزه بهترین فیلم ترمیمشده جشنواره را دریافت کند.
پیام بهرام بیضایی پس از اعلام این جایزه، توسط محمد رسولاف در مراسم پایانی قرائت شد. بیضایی در بخشی از پیام خود نوشت:
«درست چهل سال از فیلمبرداری این فیلم در شمال و جنوب ایران میگذرد. با این فیلم، همکاران ریشه کار مرا در کانون زدند. فیلم نزدیک به چهار سال کنار گذاشته شد، ولی امروز بعد از چهل سال با کمال فروتنی به همه قربانیان آن جنگ هشتساله بیمعنا درود میفرستم.»
بهرام بیضایی (زادهٔ ۱۳۱۷ در تهران) نمایشنامهنویس، کارگردان تئاتر و سینما، پژوهشگر و نویسنده برجسته ایرانی است که از او بهعنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین هنرمندان معاصر یاد میشود. او در طول بیش از پنج دهه فعالیت، آثاری ماندگار چون رگبار، باشو، غریبه کوچک و مسافران را خلق کرده و همواره جایگاه ویژهای در تاریخ سینمای ایران داشته است. بیضایی افزون بر کارگردانی، پژوهشهای ارزشمندی در حوزه اسطوره، نمایش و فرهنگ ایرانی انجام داده است. او از خانوادهای بهایی برخاسته و در سالهای پس از انقلاب اسلامی با محدودیتها و فشارهای سیاسی و اجتماعی روبهرو شد؛ شرایطی که سرانجام به مهاجرتش به خارج از ایران و ادامه فعالیت در دانشگاههای معتبر جهان انجامید.
#باشو #بهرام_بیضایی #جنگ #سینما #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤17👍5
بهرام چوبیاصل؛ اعدامی با حکم توقف اجرا
فضای شرکت «بهپرداز سامانه همراه اول» در شوک فرو رفته است. همکاران ناباورانه از هم میپرسند: «مگر ممکن است؟ مگر میشود مهندس چوبی با آنهمه شور و شوق زندگی دیگر در بین ما نباشد؟»
بهرام چوبیاصل، متخصص شناختهشده حوزه اوراکل و از نیروهای کلیدی شرکت، کسی بود که سالها برای آموزش، دریافت مدارک بینالمللی و ارتقای مهارتهای فنی به سفرهای متعدد میرفت. همین رفتوآمدها، سطح مالی مناسب، خودروهای گرانقیمت و املاک، باعث شد در نگاه امنیتیها به او «مشکوک» جلوه کند.
پروندهای از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۴
بهرام نخستین بار در سال ۱۳۸۸، پس از اعتراضات انتخابات ریاستجمهوری بازداشت شد؛ اتهام «هک سامانههای دولتی» و «جاسوسی» بر او چسباندند. اما در نهایت پس از محاکمه، از تمام اتهامات تبرئه و آزاد شد.
سالها گذشت تا دوباره در اردیبهشت ۱۴۰۲ در تبریز بازداشت و به تهران منتقل شد. او دو سال و پنج ماه در انفرادی بند ۲۰۹ اوین زندانی ماند؛ پرونده او به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران ار جامع شد، جایی که حتی درخواست دادستان وقت مبنی بر منع تعقیب، با بیاعتنایی قاضی صلواتی روبهرو شد. صلواتی ـ برخلاف نظر دادستان ـ حکم اعدام صادر کرد. این حکم ابتدا در دیوان عالی نقض شد، اما بار دیگر در شعبه همعرض و سپس در دیوان تأیید گردید.
توقف اجرا، اما اجرای حکم
۵ مهر ۱۴۰۴ وکیل او درخواست اعاده دادرسی دوم را ثبت کرد. همان روز، شعبه دیوان عالی دستور توقف اجرای حکم اعدام را صادر و ابلاغ کرد. با این حال، بهرام در سکوت خبری، از اوین به قزلحصار منتقل شد و سحرگاه روز بعد اعدام گردید. حتی نام او در خبرگزاری میزان به اشتباه «بهمن» درج شد؛ خطایی که ابهام بیشتری برانگیخت.
بهرام چوبین، فرزند حسن، متولد ۳۱ شهریور ۱۳۵۶ در تبریز بود. در دانشگاه تبریز، رشته کامپیوتر خوانده بود و بعدها در شرکتهای تخصصی مثل پژواک رایانه و بهپرداز سامانه همراه اول مشغول به کار شد. او همچنین عضو هیأت مدیره شرکت «آتی فنآور آراز منطقه آزاد ماکو» بود. او از همسرش جدا شده بود و زندگی پرچالش خانوادگی داشت. در این مدت تنها خواهرش، مهناز، هر هفته از تبریز برای ملاقات میآمد. پدر و مادر سالخوردهاش، هر دو در سن بالای ۸۵ سال، توان رفتن به زندان برای ملاقات فرزندشان را نداشتند.
در بهپرداز، همکارانش هنوز جرئت نمیکنند علنی درباره او حرف بزنند. برخی میگویند سیاسی نبود و برایش پاپوش امنیتی دوخته شد. اما همه در یک چیز همنظرند: او متخصصی توانمند، متمول و پرانرژی بود که ناگهان از زندگیشان حذف شد.
یک فرد مطلع میگوید همسر سابق بهرام که او هم در اثر سرطان درگذشته، برای او پاپوش درست کرده، اما در این مورد مطمئن نیست.
بهرام چوبی با آنکه متخصص کامپیوتر بود، در شبکههای اجتماعی حضور فعالی نداشت. فیسبوک او چند تصویر دارد که در سال ۲۰۱۰ بارگذاری شدهاند، در توییتر تنها دو توییت را ریتوییت کرده بود، در لینکدین یک اکانت غیر فعال داشت و در اینستاگرام هم اکانتش که سال ۲۰۱۶ ساخته شده است، غیر فعال بوده است.
در ویدیویی که جمهوری اسلامی درباره بهرام چوبی درست کرده است، مکالماتی منتسب به او پخش شده است که به نظر غیرمنطقی میآید. به نظر میرسد بهرام چوبی هم همچون محسن لنگرنشین، بابک شهبازی و سایر افرادی که اخیرا اعدام شدهاند، قربانی پروندهسازی و مستندات جعلی بوده باشد.
اعدام بهرام چوبیاصل با وجود حکم توقف اجرا، یکی از نمونههای تکاندهنده بیاعتنایی نهادهای امنیتی و قضایی به اصول دادرسی و حقوق متهم است. تضاد آشکار میان نظر دادستان و حکم قاضی، نقض و تأیید متناقض دیوان، و در نهایت شتابزدگی در اجرای حکم، سؤالی بزرگ را باقی میگذارد: چرا عجله برای گرفتن جان او اینچنین بیپروا بود؟
#بهرام_چوبی_اصل #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فضای شرکت «بهپرداز سامانه همراه اول» در شوک فرو رفته است. همکاران ناباورانه از هم میپرسند: «مگر ممکن است؟ مگر میشود مهندس چوبی با آنهمه شور و شوق زندگی دیگر در بین ما نباشد؟»
بهرام چوبیاصل، متخصص شناختهشده حوزه اوراکل و از نیروهای کلیدی شرکت، کسی بود که سالها برای آموزش، دریافت مدارک بینالمللی و ارتقای مهارتهای فنی به سفرهای متعدد میرفت. همین رفتوآمدها، سطح مالی مناسب، خودروهای گرانقیمت و املاک، باعث شد در نگاه امنیتیها به او «مشکوک» جلوه کند.
پروندهای از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۴
بهرام نخستین بار در سال ۱۳۸۸، پس از اعتراضات انتخابات ریاستجمهوری بازداشت شد؛ اتهام «هک سامانههای دولتی» و «جاسوسی» بر او چسباندند. اما در نهایت پس از محاکمه، از تمام اتهامات تبرئه و آزاد شد.
سالها گذشت تا دوباره در اردیبهشت ۱۴۰۲ در تبریز بازداشت و به تهران منتقل شد. او دو سال و پنج ماه در انفرادی بند ۲۰۹ اوین زندانی ماند؛ پرونده او به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران ار جامع شد، جایی که حتی درخواست دادستان وقت مبنی بر منع تعقیب، با بیاعتنایی قاضی صلواتی روبهرو شد. صلواتی ـ برخلاف نظر دادستان ـ حکم اعدام صادر کرد. این حکم ابتدا در دیوان عالی نقض شد، اما بار دیگر در شعبه همعرض و سپس در دیوان تأیید گردید.
توقف اجرا، اما اجرای حکم
۵ مهر ۱۴۰۴ وکیل او درخواست اعاده دادرسی دوم را ثبت کرد. همان روز، شعبه دیوان عالی دستور توقف اجرای حکم اعدام را صادر و ابلاغ کرد. با این حال، بهرام در سکوت خبری، از اوین به قزلحصار منتقل شد و سحرگاه روز بعد اعدام گردید. حتی نام او در خبرگزاری میزان به اشتباه «بهمن» درج شد؛ خطایی که ابهام بیشتری برانگیخت.
بهرام چوبین، فرزند حسن، متولد ۳۱ شهریور ۱۳۵۶ در تبریز بود. در دانشگاه تبریز، رشته کامپیوتر خوانده بود و بعدها در شرکتهای تخصصی مثل پژواک رایانه و بهپرداز سامانه همراه اول مشغول به کار شد. او همچنین عضو هیأت مدیره شرکت «آتی فنآور آراز منطقه آزاد ماکو» بود. او از همسرش جدا شده بود و زندگی پرچالش خانوادگی داشت. در این مدت تنها خواهرش، مهناز، هر هفته از تبریز برای ملاقات میآمد. پدر و مادر سالخوردهاش، هر دو در سن بالای ۸۵ سال، توان رفتن به زندان برای ملاقات فرزندشان را نداشتند.
در بهپرداز، همکارانش هنوز جرئت نمیکنند علنی درباره او حرف بزنند. برخی میگویند سیاسی نبود و برایش پاپوش امنیتی دوخته شد. اما همه در یک چیز همنظرند: او متخصصی توانمند، متمول و پرانرژی بود که ناگهان از زندگیشان حذف شد.
یک فرد مطلع میگوید همسر سابق بهرام که او هم در اثر سرطان درگذشته، برای او پاپوش درست کرده، اما در این مورد مطمئن نیست.
بهرام چوبی با آنکه متخصص کامپیوتر بود، در شبکههای اجتماعی حضور فعالی نداشت. فیسبوک او چند تصویر دارد که در سال ۲۰۱۰ بارگذاری شدهاند، در توییتر تنها دو توییت را ریتوییت کرده بود، در لینکدین یک اکانت غیر فعال داشت و در اینستاگرام هم اکانتش که سال ۲۰۱۶ ساخته شده است، غیر فعال بوده است.
در ویدیویی که جمهوری اسلامی درباره بهرام چوبی درست کرده است، مکالماتی منتسب به او پخش شده است که به نظر غیرمنطقی میآید. به نظر میرسد بهرام چوبی هم همچون محسن لنگرنشین، بابک شهبازی و سایر افرادی که اخیرا اعدام شدهاند، قربانی پروندهسازی و مستندات جعلی بوده باشد.
اعدام بهرام چوبیاصل با وجود حکم توقف اجرا، یکی از نمونههای تکاندهنده بیاعتنایی نهادهای امنیتی و قضایی به اصول دادرسی و حقوق متهم است. تضاد آشکار میان نظر دادستان و حکم قاضی، نقض و تأیید متناقض دیوان، و در نهایت شتابزدگی در اجرای حکم، سؤالی بزرگ را باقی میگذارد: چرا عجله برای گرفتن جان او اینچنین بیپروا بود؟
#بهرام_چوبی_اصل #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔25❤15
Forwarded from گفتوشنود
بهرام مشیری، نویسنده، پژوهشگر تاریخ، و از روشنفکران برجسته و منتقد دین و دیکتاتوری درگذشت. او شب یکشنبه ۹ نوامبر ۲۰۲۵ (برابر با دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴ به وقت تهران) در بیمارستان هوگ ارواین در ایالت کالیفرنیا، بر اثر خونریزی مغزی چشم از جهان فروبست.
مشیری که متولد ۲ فروردین ۱۳۲۶ بود، سالها با تولید و اجرای برنامههایی چون «سرزمین جاوید» در رسانههای برونمرزی، به نقد خرافات، دینسالاری و استبداد پرداخت. سخنان تند و صریح او در نقد ساختارهای فکری و فرهنگی سنتی، نقشی مهم در شکستن تابوهای ذهنی و دینی در میان بسیاری از مخاطبان فارسیزبان داشت.
او با نگاه نقادانهاش به تاریخ و دین، از جمله چهرههایی بود که در فضای فکری ایرانیان خارج از کشور، بر گسترش گفتوگوهای آزاد درباره اندیشه، تاریخ و انسانگرایی تأثیری چشمگیر گذاشت. به همین دلیل، همواره مورد غضب حکومت جمهوری اسلامی قرار داشت و در مقاطعی نیز با تهدیدهای جانی و سوءقصد روبهرو شد.
تلویزیون «سرزمین جاوید»، رسانهای که سالها پایگاه اندیشه و فعالیت مشیری بود، با انتشار اطلاعیهای درگذشت او را چنین اعلام کرد:
«با اندوهی ژرف و دلی آکنده از غم، درگذشت استاد بهرام مشیری – نویسنده، روشنفکر، تاریخشناس، منتقد دین و استبداد، آزادیخواه، برنامهساز سرزمین جاوید، و از پیشگامان اندیشه آزادی، را به آگاهی عموم میرسانیم... نام و یاد استاد بهرام مشیری، این اندیشمند آزاده و فرزند راستین ایرانزمین، در تاریخ فرهنگ و آزادیخواهی ایران جاودان خواهد ماند.»
درگذشت بهرام مشیری، بیتردید رویدادی تلخ و جبرانناپذیر برای جامعه روشنفکران، کنشگران آزادیخواه، و دوستداران اندیشه نقادانه است. میراث او در دفاع از خرد، آزادی، و روشنگری، همچنان الهامبخش نسلهایی از ایرانیان خواهد بود.
#بهرام_مشیری #تفکر_نقاد #نقد_دین #آزاداندیش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بهرام مشیری، نویسنده، پژوهشگر تاریخ، و از روشنفکران برجسته و منتقد دین و دیکتاتوری درگذشت. او شب یکشنبه ۹ نوامبر ۲۰۲۵ (برابر با دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴ به وقت تهران) در بیمارستان هوگ ارواین در ایالت کالیفرنیا، بر اثر خونریزی مغزی چشم از جهان فروبست.
مشیری که متولد ۲ فروردین ۱۳۲۶ بود، سالها با تولید و اجرای برنامههایی چون «سرزمین جاوید» در رسانههای برونمرزی، به نقد خرافات، دینسالاری و استبداد پرداخت. سخنان تند و صریح او در نقد ساختارهای فکری و فرهنگی سنتی، نقشی مهم در شکستن تابوهای ذهنی و دینی در میان بسیاری از مخاطبان فارسیزبان داشت.
او با نگاه نقادانهاش به تاریخ و دین، از جمله چهرههایی بود که در فضای فکری ایرانیان خارج از کشور، بر گسترش گفتوگوهای آزاد درباره اندیشه، تاریخ و انسانگرایی تأثیری چشمگیر گذاشت. به همین دلیل، همواره مورد غضب حکومت جمهوری اسلامی قرار داشت و در مقاطعی نیز با تهدیدهای جانی و سوءقصد روبهرو شد.
تلویزیون «سرزمین جاوید»، رسانهای که سالها پایگاه اندیشه و فعالیت مشیری بود، با انتشار اطلاعیهای درگذشت او را چنین اعلام کرد:
«با اندوهی ژرف و دلی آکنده از غم، درگذشت استاد بهرام مشیری – نویسنده، روشنفکر، تاریخشناس، منتقد دین و استبداد، آزادیخواه، برنامهساز سرزمین جاوید، و از پیشگامان اندیشه آزادی، را به آگاهی عموم میرسانیم... نام و یاد استاد بهرام مشیری، این اندیشمند آزاده و فرزند راستین ایرانزمین، در تاریخ فرهنگ و آزادیخواهی ایران جاودان خواهد ماند.»
درگذشت بهرام مشیری، بیتردید رویدادی تلخ و جبرانناپذیر برای جامعه روشنفکران، کنشگران آزادیخواه، و دوستداران اندیشه نقادانه است. میراث او در دفاع از خرد، آزادی، و روشنگری، همچنان الهامبخش نسلهایی از ایرانیان خواهد بود.
#بهرام_مشیری #تفکر_نقاد #نقد_دین #آزاداندیش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔54🕊5❤2👎1👌1
امروز زادروز بهرام بیضایی، نویسنده، پژوهشگر و کارگردان شهیر ایرانی است. او سال ۱۴۰۱ در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران قطعه شعری را سروده بود که بخشی از آن را میآوریم:
«باطل است آن رأىِ ناميمونِ زشت
نسل ما رأى دگر خواهد نوشت!
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!»
بهرام بیضایی کارگردان سینما و تئاتر و نمایشنامه نویس و فیلمنامهنویس و پژوهشگر ایرانی در پنجم دیماه ۱۳۱۷ در تهران دیده به جهان گشود.
برخی از آثار این کارگردان بزرگ توسط جمهوری اسلامی توقیف شدند و برخی پس از چند سال اجازه انتشار یافتند. آقای بیضایی همواره نگاهی انتقادآمیز نسبت به حکومت داشته و به همین دلیل با محدودیتهای بسیار مواجه شد. او محقق و استاد دانشگاه بود، اما سال ۱۳۶۲ از دانشگاه تهران اخراج شد.
شهریور ۸۹ بیضایی به دعوت مرکز پژوهشهای ایرانشناسی دانشگاه استنفورد آمریکا، ایران را همراه خانواده ترک کرد و از آن زمان در کنار پژوهش و تدریس در این دانشگاه، چند نمایش را روی صحنه برده است.
#یاری_مدنی_توانا #بهرام_بیضایی
@Tavaana_TavaanaTech
«باطل است آن رأىِ ناميمونِ زشت
نسل ما رأى دگر خواهد نوشت!
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!»
بهرام بیضایی کارگردان سینما و تئاتر و نمایشنامه نویس و فیلمنامهنویس و پژوهشگر ایرانی در پنجم دیماه ۱۳۱۷ در تهران دیده به جهان گشود.
برخی از آثار این کارگردان بزرگ توسط جمهوری اسلامی توقیف شدند و برخی پس از چند سال اجازه انتشار یافتند. آقای بیضایی همواره نگاهی انتقادآمیز نسبت به حکومت داشته و به همین دلیل با محدودیتهای بسیار مواجه شد. او محقق و استاد دانشگاه بود، اما سال ۱۳۶۲ از دانشگاه تهران اخراج شد.
شهریور ۸۹ بیضایی به دعوت مرکز پژوهشهای ایرانشناسی دانشگاه استنفورد آمریکا، ایران را همراه خانواده ترک کرد و از آن زمان در کنار پژوهش و تدریس در این دانشگاه، چند نمایش را روی صحنه برده است.
#یاری_مدنی_توانا #بهرام_بیضایی
@Tavaana_TavaanaTech
👌25❤12👍2🕊1
بهرام بیضایی روز پنجشنبه ۵ دیماه ۱۴۰۴ و همزمان با تولد ۸۷ سالگیاش درگذشته است.
مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، با انتشار متنی در فیسبوک، خبر درگذشت این نمایشنامهنویس و فیلمساز را تایید کرده است.
همچنین گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد، درگذشت بهرام بیضایی را تأیید کرده و از ایشان بهعنوان «فخر ادب و هنر ایران» و یکی از همکاران برجسته این دانشگاه در ۱۵ سال اخیر یاد کرده است.
بهرام بیضایی متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران، از تاثیرگذارترین چهرههای تئاتر و سینمای معاصر ایران بود. از او آثار ماندگاری چون؛ «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه کوچک» و «مسافران» بر جای مانده است.
درباره بهرام بیضایی بخوانید:
https://tavaana.org/bahram-beyzaei/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بهرام_بیضایی
#تئاتر
@Tavaana_TavaanaTech
مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، با انتشار متنی در فیسبوک، خبر درگذشت این نمایشنامهنویس و فیلمساز را تایید کرده است.
همچنین گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد، درگذشت بهرام بیضایی را تأیید کرده و از ایشان بهعنوان «فخر ادب و هنر ایران» و یکی از همکاران برجسته این دانشگاه در ۱۵ سال اخیر یاد کرده است.
بهرام بیضایی متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران، از تاثیرگذارترین چهرههای تئاتر و سینمای معاصر ایران بود. از او آثار ماندگاری چون؛ «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه کوچک» و «مسافران» بر جای مانده است.
درباره بهرام بیضایی بخوانید:
https://tavaana.org/bahram-beyzaei/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بهرام_بیضایی
#تئاتر
@Tavaana_TavaanaTech
💔65❤8🕊5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#مادر_ایران_ز_جا_برخاسته
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از اعتراضات سراسری مردم ایران
.
#اعتصابات_سراسری
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از اعتراضات سراسری مردم ایران
.
#اعتصابات_سراسری
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤56🕊8💔4
پیام وداع جعفر پناهی با بهرام بیضایی؛ «سینمای ایران به او بدهکار است»
جعفر پناهی، فیلمساز شناختهشده ایرانی و برنده نخل طلایی جشنواره کن، در پی درگذشت بهرام بیضایی، کارگردان بزرگ و تأثیرگذار سینما و تئاتر ایران، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود، یاد و میراث او را گرامی داشت.
پناهی در این یادداشت با اشاره به سالها حذف، سکوت تحمیلی و دوری بیضایی، نوشت که او «راه آسان را انتخاب نکرد» و با وجود همه فشارها، «زبان و باورش را واگذار نکرد». او بیضایی را آموزگار ایستادگی در برابر فراموشی دانست و از تأثیر مستقیم و غیرمستقیم این هنرمند بر نسلهای مختلف سخن گفت.
این فیلمساز در ادامه، به خاطرهای شخصی از قرار دیداری ساده با بیضایی در سانفرانسیسکو اشاره کرد؛ دیداری که به دلیل وضعیت جسمانی بیضایی و پس از یک سال شیمیدرمانی، به زمانی دیگر موکول شد. پناهی نوشت که بیآنکه بداند آن تماس تلفنی آخرین بار شنیدن صدای بیضایی است، با امید دیداری دیگر خداحافظی کرده است؛ صدایی خسته که به گفته او، «وزن یک نبرد خاموش» را با خود داشت.
در این متن آمده است: بهرام بیضایی «فقط یک نام در تاریخ سینما و تئاتر ایران نبود»، بلکه هنرمندی بود که «اسطوره، تاریخ و زبان این سرزمین را به تصویر کشید و نگذاشت به فراموشی سپرده شوند». پناهی تأکید کرد که سینمای ایران، پیش از جهانی شدن، «در آینه نگاه او خود را شناخت» و بیضایی به تصویر «اندیشه» و به روایت «شأن» بخشید.
جعفر پناهی در پایان نوشت: «امروز، آن صدای خسته برای من صدای یک عصر کامل است؛ عصری که با بیضایی فکر کرد و قد کشید. سینمای ایران به او بدهکار است؛ نه فقط برای آثارش، بلکه برای شرافتی که به اندیشه و هنر بخشید. او رفت، اما آنچه ساخت و کاشت، در تصویر، در کلمه و در وجدان ما زنده مانده.»
#بهرام_بیضایی #سینمای_ایران #جعفر_پناهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جعفر پناهی، فیلمساز شناختهشده ایرانی و برنده نخل طلایی جشنواره کن، در پی درگذشت بهرام بیضایی، کارگردان بزرگ و تأثیرگذار سینما و تئاتر ایران، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود، یاد و میراث او را گرامی داشت.
پناهی در این یادداشت با اشاره به سالها حذف، سکوت تحمیلی و دوری بیضایی، نوشت که او «راه آسان را انتخاب نکرد» و با وجود همه فشارها، «زبان و باورش را واگذار نکرد». او بیضایی را آموزگار ایستادگی در برابر فراموشی دانست و از تأثیر مستقیم و غیرمستقیم این هنرمند بر نسلهای مختلف سخن گفت.
این فیلمساز در ادامه، به خاطرهای شخصی از قرار دیداری ساده با بیضایی در سانفرانسیسکو اشاره کرد؛ دیداری که به دلیل وضعیت جسمانی بیضایی و پس از یک سال شیمیدرمانی، به زمانی دیگر موکول شد. پناهی نوشت که بیآنکه بداند آن تماس تلفنی آخرین بار شنیدن صدای بیضایی است، با امید دیداری دیگر خداحافظی کرده است؛ صدایی خسته که به گفته او، «وزن یک نبرد خاموش» را با خود داشت.
در این متن آمده است: بهرام بیضایی «فقط یک نام در تاریخ سینما و تئاتر ایران نبود»، بلکه هنرمندی بود که «اسطوره، تاریخ و زبان این سرزمین را به تصویر کشید و نگذاشت به فراموشی سپرده شوند». پناهی تأکید کرد که سینمای ایران، پیش از جهانی شدن، «در آینه نگاه او خود را شناخت» و بیضایی به تصویر «اندیشه» و به روایت «شأن» بخشید.
جعفر پناهی در پایان نوشت: «امروز، آن صدای خسته برای من صدای یک عصر کامل است؛ عصری که با بیضایی فکر کرد و قد کشید. سینمای ایران به او بدهکار است؛ نه فقط برای آثارش، بلکه برای شرافتی که به اندیشه و هنر بخشید. او رفت، اما آنچه ساخت و کاشت، در تصویر، در کلمه و در وجدان ما زنده مانده.»
#بهرام_بیضایی #سینمای_ایران #جعفر_پناهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤44💔17
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درگذشت بهرام بیضایی، ضایعه بزرگی برای فرهنگ و سینمای ایران است. از روز گذشته که این خبر منتشر شد، واکنشهای زیادی از سوی دوستداران او با انتشار کلیپهایی از سخنان ماندگارش صورت گرفت.
این ویدیو از شعرخوانی بهرام بیضایی، در صفحه زندهیاد سیمین بهبهانی که توسط خانوادهاش اداره میشود، منتشر شده است.
🖤
▪️▪️▪️ ز گهواره تا گور، زور است و زور ▪️▪️▪️
رفتنتان قابل باور نیست
آقای بیضایی عزیز... 💔
#بهرام_بیضایی
جاودانه تا ابد 🤍✨
پنجم دی ۱۳۱۷ - پنجم دی ۱۴۰۴
•••
🎞️ شعرخوانی بهرام بیضایی به یاد #سیمین_بهبهانی
در مراسم یادبود او در دانشگاه استفورد
دسامبر ۲۰۱۴ - آذر ۱۳۹۳
•••
#استاد_بهرام_بیضایی #بهرام_بیضائی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
درگذشت بهرام بیضایی، ضایعه بزرگی برای فرهنگ و سینمای ایران است. از روز گذشته که این خبر منتشر شد، واکنشهای زیادی از سوی دوستداران او با انتشار کلیپهایی از سخنان ماندگارش صورت گرفت.
این ویدیو از شعرخوانی بهرام بیضایی، در صفحه زندهیاد سیمین بهبهانی که توسط خانوادهاش اداره میشود، منتشر شده است.
🖤
▪️▪️▪️ ز گهواره تا گور، زور است و زور ▪️▪️▪️
رفتنتان قابل باور نیست
آقای بیضایی عزیز... 💔
#بهرام_بیضایی
جاودانه تا ابد 🤍✨
پنجم دی ۱۳۱۷ - پنجم دی ۱۴۰۴
•••
🎞️ شعرخوانی بهرام بیضایی به یاد #سیمین_بهبهانی
در مراسم یادبود او در دانشگاه استفورد
دسامبر ۲۰۱۴ - آذر ۱۳۹۳
•••
#استاد_بهرام_بیضایی #بهرام_بیضائی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔36❤4
بهرام بیضایی؛ هنرمندی که تن به سانسور نداد
طرح از رضا جوزانی
reza.arts
#بهرام_بیضایی #سانسور #سینمای_ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از رضا جوزانی
reza.arts
#بهرام_بیضایی #سانسور #سینمای_ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯22💔11❤4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«بهرام بیضایی»، فیلمساز سرشناس ایرانی، در تاریخ ۱۹مهر۱۳۹۹ در گفتوگویی ویدیویی در شماره سوم مجله «پروژه سینمای جهان مارتین اسکورسیزی» که از سوی نشریه «کرایتریون» توزیع شده است، درباره آتش زدن فیلمها پس از انقلاب در بیابانهای شورآباد تهران، اخراجش از دانشگاه به دلیل بهایی بودن و توقیف فیلمهایش گفته است.
بهرام بیضایی در بخشی از گفتوگو ویدیویی خود درباره اخراجش از دانشگاه گفته است: «من آن زمان استاد دانشگاه بودم. از دانشگاه اخراج شدم؛ به عنوان بهایی، به عنوان یک غیرمسلمان. پدر و مادرم بهایی بودند. من در یک خانواده بهایی بزرگ شدم، منتهی مذهب من فرهنگ است. مذهب من خود مذهب نیست. مذهب اعتقاد شخصی است که به هیچ کس در جهان مربوط نیست. من مذهبم فرهنگ است و در جلسه بازجویی دانشگاه هم این را گفتم و اخراج شدم.»
#بهرام_بیضایی #مذهب #فرهنگ #بهائی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بهرام بیضایی در بخشی از گفتوگو ویدیویی خود درباره اخراجش از دانشگاه گفته است: «من آن زمان استاد دانشگاه بودم. از دانشگاه اخراج شدم؛ به عنوان بهایی، به عنوان یک غیرمسلمان. پدر و مادرم بهایی بودند. من در یک خانواده بهایی بزرگ شدم، منتهی مذهب من فرهنگ است. مذهب من خود مذهب نیست. مذهب اعتقاد شخصی است که به هیچ کس در جهان مربوط نیست. من مذهبم فرهنگ است و در جلسه بازجویی دانشگاه هم این را گفتم و اخراج شدم.»
#بهرام_بیضایی #مذهب #فرهنگ #بهائی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤23🕊1
بهرام بیضایی؛ هنرمندی که تن به سانسور نداد
دیدگاهداو درباره سرکوب و سانسور را بخوانید:
«شما از یک دستگاه نظارت مستقیم صحبت میکنید. من راجع به آن حرفی ندارم. من از گروههای نامرئی نظارت صحبت میکنم، که همه جا هستند، و بسیار خطرناکترند. به این دلیل که چهرۀ مشخص قابل باز شناختنی ندارند. شما در مورد دستگاه نظارت میدانید با کی و با چی طرفید، و در این مورد نمیدانید. این یک نیروی جاری ناپیداست که هر لحظه از هر جا بخواهد سر در میآورد. این یک ستم است که هر لحظه به شکلی ظاهر میشود. گاهی یک تهدید اقتصادی است، گاهی یک نفوذ محلی، گاهی یک مدیر اداره است، و گاهی پیر دختری طرفدار تقوای بانوان. هر کس میتواند جلوی کار شما را بگیرد. وانمود کردن اینکه ما نمایندۀ مردم هستیم و آنها جریحهدار شدهاند آنقدر باب روز است که هر کس میتواند با مخفی شدن پشت این نقاب و جانبداری مصلحتی از مردم کارتان را تخطئه کند.»
پس از انتشار خبر درگذشت بهرام بیضایی، گزیدههایی از سخنان ایشان مورد توجه جامعه قرار گرفته است.
شما کدام سخنان ایشان را به خاطر دارید؟
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #بهرام_بیضایی
@Tavaana_TavaanaTech
دیدگاهداو درباره سرکوب و سانسور را بخوانید:
«شما از یک دستگاه نظارت مستقیم صحبت میکنید. من راجع به آن حرفی ندارم. من از گروههای نامرئی نظارت صحبت میکنم، که همه جا هستند، و بسیار خطرناکترند. به این دلیل که چهرۀ مشخص قابل باز شناختنی ندارند. شما در مورد دستگاه نظارت میدانید با کی و با چی طرفید، و در این مورد نمیدانید. این یک نیروی جاری ناپیداست که هر لحظه از هر جا بخواهد سر در میآورد. این یک ستم است که هر لحظه به شکلی ظاهر میشود. گاهی یک تهدید اقتصادی است، گاهی یک نفوذ محلی، گاهی یک مدیر اداره است، و گاهی پیر دختری طرفدار تقوای بانوان. هر کس میتواند جلوی کار شما را بگیرد. وانمود کردن اینکه ما نمایندۀ مردم هستیم و آنها جریحهدار شدهاند آنقدر باب روز است که هر کس میتواند با مخفی شدن پشت این نقاب و جانبداری مصلحتی از مردم کارتان را تخطئه کند.»
پس از انتشار خبر درگذشت بهرام بیضایی، گزیدههایی از سخنان ایشان مورد توجه جامعه قرار گرفته است.
شما کدام سخنان ایشان را به خاطر دارید؟
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #بهرام_بیضایی
@Tavaana_TavaanaTech
💔25👍2❤1
جاویدنام بهرام اخلاقی، جانباز ۵۹ ساله، با شلیک ساچمهای نیروهای جمهوری اسلامی در هشتگرد کشته شد
جاویدنام بهرام اخلاقی، ۵۹ ساله، جانباز جنگ، متأهل و دارای دو فرزند، ساکن نظرآباد کرج، در جریان سرکوب اعتراضات مردمی با شلیک گلولههای ساچمهای نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، او در روز ۱۹ دیماه در هشتگرد کرج و از فاصله نزدیک، از ناحیه جمجمه، صورت، قلب و ریه هدف شلیک قرار گرفت و بهشدت مجروح شد. بهرام اخلاقی به مدت یک هفته در حالت کما در بیمارستان بستری بود، اما نهایتاً روز جمعه ۲۶ دیماه جان باخت.
پیکر این شهروند جانباخته تنها پس از گروکشی و تهدید، و به شرط تدفین در خفا و عدم برگزاری هرگونه مراسم یادبود یا تجمع، به آنها تحویل داده شد؛ رویکردی که نشاندهنده تداوم فشار و سرکوب حتی پس از جانباختن قربانیان است.
بهرام اخلاقی که خود از جانبازان جنگ ایران و عراق بود، قربانی خشونتی شد که علیه شهروندان غیرمسلح در جریان اعتراضات مردمی اعمال میشود؛ خشونتی که مصداق روشن نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر است.
#بهرام_اخلاقی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #هشتگرد
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام بهرام اخلاقی، ۵۹ ساله، جانباز جنگ، متأهل و دارای دو فرزند، ساکن نظرآباد کرج، در جریان سرکوب اعتراضات مردمی با شلیک گلولههای ساچمهای نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، او در روز ۱۹ دیماه در هشتگرد کرج و از فاصله نزدیک، از ناحیه جمجمه، صورت، قلب و ریه هدف شلیک قرار گرفت و بهشدت مجروح شد. بهرام اخلاقی به مدت یک هفته در حالت کما در بیمارستان بستری بود، اما نهایتاً روز جمعه ۲۶ دیماه جان باخت.
پیکر این شهروند جانباخته تنها پس از گروکشی و تهدید، و به شرط تدفین در خفا و عدم برگزاری هرگونه مراسم یادبود یا تجمع، به آنها تحویل داده شد؛ رویکردی که نشاندهنده تداوم فشار و سرکوب حتی پس از جانباختن قربانیان است.
بهرام اخلاقی که خود از جانبازان جنگ ایران و عراق بود، قربانی خشونتی شد که علیه شهروندان غیرمسلح در جریان اعتراضات مردمی اعمال میشود؛ خشونتی که مصداق روشن نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر است.
#بهرام_اخلاقی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #هشتگرد
@Tavaana_TavaanaTech
💔17🕊4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام بهرام اخلاقی، جانباز ۵۹ ساله، با شلیک ساچمهای نیروهای جمهوری اسلامی در هشتگرد کشته شد
ویدیویی از جاویدرام بهرام اخلاقی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که نشان میدهد او بخشهایی از منظومه آرش کمانگیر ثر سیاوش کسرایی را میخواند.
جاویدنام بهرام اخلاقی، ۵۹ ساله، جانباز جنگ، متأهل و دارای دو فرزند، ساکن نظرآباد کرج، در جریان سرکوب اعتراضات مردمی با شلیک گلولههای ساچمهای نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، او در روز ۱۹ دیماه در هشتگرد کرج و از فاصله نزدیک، از ناحیه جمجمه، صورت، قلب و ریه هدف شلیک قرار گرفت و بهشدت مجروح شد. بهرام اخلاقی به مدت یک هفته در حالت کما در بیمارستان بستری بود، اما نهایتاً روز جمعه ۲۶ دیماه جان باخت.
پیکر این شهروند جانباخته تنها پس از گروکشی و تهدید، و به شرط تدفین در خفا و عدم برگزاری هرگونه مراسم یادبود یا تجمع، به آنها تحویل داده شد؛ رویکردی که نشاندهنده تداوم فشار و سرکوب حتی پس از جانباختن قربانیان است.
بهرام اخلاقی که خود از جانبازان جنگ ایران و عراق بود، قربانی خشونتی شد که علیه شهروندان غیرمسلح در جریان اعتراضات مردمی اعمال میشود؛ خشونتی که مصداق روشن نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر است.
#بهرام_اخلاقی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #هشتگرد
@Tavaana_TavaanaTech
ویدیویی از جاویدرام بهرام اخلاقی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که نشان میدهد او بخشهایی از منظومه آرش کمانگیر ثر سیاوش کسرایی را میخواند.
جاویدنام بهرام اخلاقی، ۵۹ ساله، جانباز جنگ، متأهل و دارای دو فرزند، ساکن نظرآباد کرج، در جریان سرکوب اعتراضات مردمی با شلیک گلولههای ساچمهای نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، او در روز ۱۹ دیماه در هشتگرد کرج و از فاصله نزدیک، از ناحیه جمجمه، صورت، قلب و ریه هدف شلیک قرار گرفت و بهشدت مجروح شد. بهرام اخلاقی به مدت یک هفته در حالت کما در بیمارستان بستری بود، اما نهایتاً روز جمعه ۲۶ دیماه جان باخت.
پیکر این شهروند جانباخته تنها پس از گروکشی و تهدید، و به شرط تدفین در خفا و عدم برگزاری هرگونه مراسم یادبود یا تجمع، به آنها تحویل داده شد؛ رویکردی که نشاندهنده تداوم فشار و سرکوب حتی پس از جانباختن قربانیان است.
بهرام اخلاقی که خود از جانبازان جنگ ایران و عراق بود، قربانی خشونتی شد که علیه شهروندان غیرمسلح در جریان اعتراضات مردمی اعمال میشود؛ خشونتی که مصداق روشن نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر است.
#بهرام_اخلاقی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #هشتگرد
@Tavaana_TavaanaTech
💔43🕊8❤4