🔴 روایت یورش شبانه به بند سیاسی قزلحصار؛ انتقال محکومان به اعدام و اعمال خشونت گسترده در واحد ۴
یک منبع موثق، جهت ثبت در تاریخ، بخشی از روایت یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ در واحد ۴ زندان قزلحصار کرج را بیان میکند:
از حدود ساعت ۲۱ شب گذشته بود که ناگهان مشاهده کردیم چندین نفر با نقاب، به همراه اکثر مسئولان زندان، به سالن زندانیان سیاسی واحد چهار یورش بردند. تعدادی از زندانیان را به سمت بیرون درِ سالن هدایت کردند و سپس به آنها دستبند زدند. از داخل سالن متوجه شدیم که قصد دارند زندانیان محکوم به اعدام را خارج کنند.
با اعمال زور و در مواجهه با مقاومت، یکییکی همه را خارج کردند. هر کسی در مقابل خروج از سالن یا زدن دستبند مقاومت میکرد، با خشونت زندانبانها مواجه میشد. وحید روی زمین نشست و گفت «دستبند نمیزنم»، اما به زور به او دستبند زدند. اکبر (شاهرخ) دانشورکار با خشونت به بیرون سالن برده شد. سعید ماسوری فریاد زد: «همه ما را باید بکشید» و مورد حمله زندانبان قرار گرفت. پویا قبادی نیز با اعمال خشونت به بیرون منتقل شد.
در بیرون سالن، هر کسی که به زندانبانها اعتراض میکرد یا درباره رژیم سخنی میگفت، مورد حمله قرار میگرفت؛ بهویژه محکومان به اعدام. بابک علیپور، با وجود آسیبدیدگی رباط پایش، در جریان مقاومتش به زور از سالن خارج شد. علی یونسی گفت «دستبند نمیزنم»، اما قاسم صحرایی با مشت به زیر چشم او زد که منجر به کبودی شد و سپس به او دستبند زد.
نقابدارها در بیرون سالن نیز با محکومان به اعدام اعمال خشونت میکردند و صدای شوکر برقی (برای ایجاد رعب) شنیده میشد. میثم دهبانزاده نیز به دلیل مقاومت، مورد ضربوشتم قرار گرفت. سپس تلاش کردیم فضا را آرام کنیم و فریاد زدیم «کسی را نزنید» و تا حد ممکن زندانیان را از نقابدارها دور کردیم.
در این عملیات، افرادی از جمله قاسم صحرایی، حقی و خدایی (افسر جانشین)، حسن قبادی (معاون زندان)، وحید اشرفآبادی (پرسنل حفاظت اطلاعات)، مجتبی کمرهای (رئیس حفاظت اطلاعات)، سجاد لروند (مسئول گارد زندان)، اشکان کمالی (رئیس سابق زندان قزلحصار و نماینده سازمان زندانها) و رضا غلامپور سیگارودی (معاون قضایی زندان قزلحصار) حضور داشتند. در پاسخ به اعتراضها، اعلام شد که این اقدام «به دستور اطلاعات» انجام شده است.
پس از آنکه شش زندانی محکوم به اعدام (ابوالحسن منتظر، پویا قبادی، وحید بنیعامریان، بابک علیپور، محمد تقوی و اکبر (شاهرخ) دانشورکار) را جدا کردند، مشخص شد که این اقدام برای اجرای حکم اعدام است.
همه را به زیر هشت واحد ۴ بردند و آن شش نفر را یکییکی جدا کردند. لحظات بسیار سنگین و شکنجهآور بود. زندانیان تلاش میکردند آنها را در آغوش بگیرند و خداحافظی کنند، اما زندانبانها اجازه آخرین دیدار نمیدادند و با ممانعت از تجمع، آنها را یکییکی از واحد خارج کردند.
اکبر (شاهرخ) دانشورکار دستش را بالا برد و گفت: «برای اجرای ما آمدهاند، بچهها ناراحت نباشید» و از دور خداحافظی کرد؛ در حالی که نشانی از ترس در چهرهاش دیده نمیشد. محمد تقوی نیز آرام و خونسرد بود. سپس هر شش نفر را جدا کرده و بردند.
بر اساس این روایت، این زندانیان بدون اطلاع قبلی و بهطور ناگهانی برای اجرای حکم منتقل شدند و از حق آخرین ملاقات با خانواده یا وکیل خود محروم ماندند. همچنین تا لحظه تنظیم این گزارش، پیکرهای آنان به خانوادهها تحویل داده نشده و هیچ اطلاع شفافی درباره محل دفن آنها منتشر نشده است؛ مشخص نیست که آیا دفن شدهاند یا در صورت دفن، در کجا.
پس از این وقایع، تعدادی از زندانیان شعارهای اعتراضی سر دادند و در پی آن، جمعی از آنها به انفرادی واحد ۳ (موسوم به «سوئیت») منتقل شدند. در هر سلول حدود ۴ تا ۵ نفر نگهداری میشدند، در حالیکه این سلولها حدود ۱۰ متر مربع مساحت داشتند. شرایط بهداشتی و انسانی بسیار نامناسب بود؛ دستشویی و حمام داخل سلول، زیر دوربین و بدون درب، در برابر چند نفر دیگر قرار داشت و وضعیت شکنجهآوری ایجاد کرده بود. زندانیان از هواخوری و تماس تلفنی نیز محروم بودند و حدود یک هفته در این شرایط نگهداری شدند.
پس از آن، معاون زندان اعلام کرد که ۱۲ نفر به سالن بازگردانده میشوند، اما با شرایطی محدودتر و با «هماهنگی بالا» (اشاره به نهادهای امنیتی) و دستور مدیرکل زندانهای استان تهران. تماس تلفنی به روزانه دو ساعت (۱۴ تا ۱۶) محدود شد و تردد نیز تحت کنترل شدید قرار گرفت.
۱۲ نفر به سالن بازگشتند و ۴ نفر، سعید ماسوری، لقمان امینپور، سپهر امامجمعه و میثم دهبانزاده، بهدلیل آنچه «تحریک سایر زندانیان» عنوان شد، برای چند روز بیشتر در انفرادی نگهداری شدند.
ادامه گزارش در لینک زیر:
https://tinyurl.com/GhezEd
#نه_به_اعدام #از_قزلحصار_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
یک منبع موثق، جهت ثبت در تاریخ، بخشی از روایت یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ در واحد ۴ زندان قزلحصار کرج را بیان میکند:
از حدود ساعت ۲۱ شب گذشته بود که ناگهان مشاهده کردیم چندین نفر با نقاب، به همراه اکثر مسئولان زندان، به سالن زندانیان سیاسی واحد چهار یورش بردند. تعدادی از زندانیان را به سمت بیرون درِ سالن هدایت کردند و سپس به آنها دستبند زدند. از داخل سالن متوجه شدیم که قصد دارند زندانیان محکوم به اعدام را خارج کنند.
با اعمال زور و در مواجهه با مقاومت، یکییکی همه را خارج کردند. هر کسی در مقابل خروج از سالن یا زدن دستبند مقاومت میکرد، با خشونت زندانبانها مواجه میشد. وحید روی زمین نشست و گفت «دستبند نمیزنم»، اما به زور به او دستبند زدند. اکبر (شاهرخ) دانشورکار با خشونت به بیرون سالن برده شد. سعید ماسوری فریاد زد: «همه ما را باید بکشید» و مورد حمله زندانبان قرار گرفت. پویا قبادی نیز با اعمال خشونت به بیرون منتقل شد.
در بیرون سالن، هر کسی که به زندانبانها اعتراض میکرد یا درباره رژیم سخنی میگفت، مورد حمله قرار میگرفت؛ بهویژه محکومان به اعدام. بابک علیپور، با وجود آسیبدیدگی رباط پایش، در جریان مقاومتش به زور از سالن خارج شد. علی یونسی گفت «دستبند نمیزنم»، اما قاسم صحرایی با مشت به زیر چشم او زد که منجر به کبودی شد و سپس به او دستبند زد.
نقابدارها در بیرون سالن نیز با محکومان به اعدام اعمال خشونت میکردند و صدای شوکر برقی (برای ایجاد رعب) شنیده میشد. میثم دهبانزاده نیز به دلیل مقاومت، مورد ضربوشتم قرار گرفت. سپس تلاش کردیم فضا را آرام کنیم و فریاد زدیم «کسی را نزنید» و تا حد ممکن زندانیان را از نقابدارها دور کردیم.
در این عملیات، افرادی از جمله قاسم صحرایی، حقی و خدایی (افسر جانشین)، حسن قبادی (معاون زندان)، وحید اشرفآبادی (پرسنل حفاظت اطلاعات)، مجتبی کمرهای (رئیس حفاظت اطلاعات)، سجاد لروند (مسئول گارد زندان)، اشکان کمالی (رئیس سابق زندان قزلحصار و نماینده سازمان زندانها) و رضا غلامپور سیگارودی (معاون قضایی زندان قزلحصار) حضور داشتند. در پاسخ به اعتراضها، اعلام شد که این اقدام «به دستور اطلاعات» انجام شده است.
پس از آنکه شش زندانی محکوم به اعدام (ابوالحسن منتظر، پویا قبادی، وحید بنیعامریان، بابک علیپور، محمد تقوی و اکبر (شاهرخ) دانشورکار) را جدا کردند، مشخص شد که این اقدام برای اجرای حکم اعدام است.
همه را به زیر هشت واحد ۴ بردند و آن شش نفر را یکییکی جدا کردند. لحظات بسیار سنگین و شکنجهآور بود. زندانیان تلاش میکردند آنها را در آغوش بگیرند و خداحافظی کنند، اما زندانبانها اجازه آخرین دیدار نمیدادند و با ممانعت از تجمع، آنها را یکییکی از واحد خارج کردند.
اکبر (شاهرخ) دانشورکار دستش را بالا برد و گفت: «برای اجرای ما آمدهاند، بچهها ناراحت نباشید» و از دور خداحافظی کرد؛ در حالی که نشانی از ترس در چهرهاش دیده نمیشد. محمد تقوی نیز آرام و خونسرد بود. سپس هر شش نفر را جدا کرده و بردند.
بر اساس این روایت، این زندانیان بدون اطلاع قبلی و بهطور ناگهانی برای اجرای حکم منتقل شدند و از حق آخرین ملاقات با خانواده یا وکیل خود محروم ماندند. همچنین تا لحظه تنظیم این گزارش، پیکرهای آنان به خانوادهها تحویل داده نشده و هیچ اطلاع شفافی درباره محل دفن آنها منتشر نشده است؛ مشخص نیست که آیا دفن شدهاند یا در صورت دفن، در کجا.
پس از این وقایع، تعدادی از زندانیان شعارهای اعتراضی سر دادند و در پی آن، جمعی از آنها به انفرادی واحد ۳ (موسوم به «سوئیت») منتقل شدند. در هر سلول حدود ۴ تا ۵ نفر نگهداری میشدند، در حالیکه این سلولها حدود ۱۰ متر مربع مساحت داشتند. شرایط بهداشتی و انسانی بسیار نامناسب بود؛ دستشویی و حمام داخل سلول، زیر دوربین و بدون درب، در برابر چند نفر دیگر قرار داشت و وضعیت شکنجهآوری ایجاد کرده بود. زندانیان از هواخوری و تماس تلفنی نیز محروم بودند و حدود یک هفته در این شرایط نگهداری شدند.
پس از آن، معاون زندان اعلام کرد که ۱۲ نفر به سالن بازگردانده میشوند، اما با شرایطی محدودتر و با «هماهنگی بالا» (اشاره به نهادهای امنیتی) و دستور مدیرکل زندانهای استان تهران. تماس تلفنی به روزانه دو ساعت (۱۴ تا ۱۶) محدود شد و تردد نیز تحت کنترل شدید قرار گرفت.
۱۲ نفر به سالن بازگشتند و ۴ نفر، سعید ماسوری، لقمان امینپور، سپهر امامجمعه و میثم دهبانزاده، بهدلیل آنچه «تحریک سایر زندانیان» عنوان شد، برای چند روز بیشتر در انفرادی نگهداری شدند.
ادامه گزارش در لینک زیر:
https://tinyurl.com/GhezEd
#نه_به_اعدام #از_قزلحصار_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔1
محمدجواد اردشیر لاریجانی، دبیر پیشین ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی که متولد عراق است، در فروردین ۱۴۰۴ درباره مذاکره با آمریکا گفته بود:
«اینها آدمهای لوس، ننر و بیربطی هستند؛ یک دفعه در اتاق را باز میکنند و میگویند ول کن بابا! بیایید مستقیم با هم مذاکره کنیم.»
این سطح از ادبیات و برخورد، بازتاب نگاه و رویکردی است که سالهاست در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دیده میشود. همان کسانی که با شعار «مرگ بر آمریکا» و سیاستهای تنشزا، تحریم، فقر و فشار اقتصادی را بر مردم تحمیل کردهاند، در عمل خود و خانوادههایشان از زندگی مرفه در همان کشورها بهرهمندند.
محمدجواد لاریجانی، برادر علی لاریجانی است؛ دبیر شورای عالی امنیت ملی که در جریان درگیری نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی کشته شد.
و البته علاوه بر کشتن قاسم سلیمانی، علی خامنهای و سرداران عالیرتبه سپاه پاسداران در روزهای گذشته شاهد اعزام هیئتی گسترده از سوی جمهوری اسلامی به پاکستان بودیم؛ هیئتی بیش از ۸۰ نفر به ریاست قالیباف که در جریان آن، مذاکراتی نیز بهطور مستقیم با آمریکا انجام شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«اینها آدمهای لوس، ننر و بیربطی هستند؛ یک دفعه در اتاق را باز میکنند و میگویند ول کن بابا! بیایید مستقیم با هم مذاکره کنیم.»
این سطح از ادبیات و برخورد، بازتاب نگاه و رویکردی است که سالهاست در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دیده میشود. همان کسانی که با شعار «مرگ بر آمریکا» و سیاستهای تنشزا، تحریم، فقر و فشار اقتصادی را بر مردم تحمیل کردهاند، در عمل خود و خانوادههایشان از زندگی مرفه در همان کشورها بهرهمندند.
محمدجواد لاریجانی، برادر علی لاریجانی است؛ دبیر شورای عالی امنیت ملی که در جریان درگیری نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی کشته شد.
و البته علاوه بر کشتن قاسم سلیمانی، علی خامنهای و سرداران عالیرتبه سپاه پاسداران در روزهای گذشته شاهد اعزام هیئتی گسترده از سوی جمهوری اسلامی به پاکستان بودیم؛ هیئتی بیش از ۸۰ نفر به ریاست قالیباف که در جریان آن، مذاکراتی نیز بهطور مستقیم با آمریکا انجام شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤2
مرکز اطلاعرسانی پلیس خوزستان از بازداشت ۲۲ شهروند در این استان بهدلیل آنچه «ارتباط با رسانههای خارج از کشور» عنوان شده، خبر داده است. در این گزارش، بازداشتشدگان «عوامل فریبخورده و مزدور مرتبط با شبکههای رسانهای دشمن» معرفی شدهاند و اعلام شده که این افراد با «هماهنگی قضایی» در شهرهای مختلف استان بازداشت شدهاند. با این حال، هیچگونه اطلاعاتی درباره هویت، محل نگهداری یا جزئیات پرونده این شهروندان منتشر نشده است.
اتهامها همان ادعاهای همیشگیاند: «جاسوسی»، «ارتباط با دشمن»، «تشویش اذهان عمومی». بدون ارائه سند، بدون دادرسی شفاف، بدون دسترسی به وکیل. اینها نه روند قضایی، بلکه سناریوی آشنای سرکوب است.
در شرایطی که اینترنت بارها محدود یا قطع شده و جریان آزاد اطلاعات بهشدت تحت کنترل است، هرگونه ارتباط، اطلاعرسانی یا حتی ارسال تصویر میتواند بهانهای برای بازداشت شهروندان شود. این روند نشان میدهد که هدف اصلی نه «امنیت»، بلکه بستن راه اطلاعرسانی و ایجاد فضای ترس در جامعه است.
@Tavaana_TavaanaTech
اتهامها همان ادعاهای همیشگیاند: «جاسوسی»، «ارتباط با دشمن»، «تشویش اذهان عمومی». بدون ارائه سند، بدون دادرسی شفاف، بدون دسترسی به وکیل. اینها نه روند قضایی، بلکه سناریوی آشنای سرکوب است.
در شرایطی که اینترنت بارها محدود یا قطع شده و جریان آزاد اطلاعات بهشدت تحت کنترل است، هرگونه ارتباط، اطلاعرسانی یا حتی ارسال تصویر میتواند بهانهای برای بازداشت شهروندان شود. این روند نشان میدهد که هدف اصلی نه «امنیت»، بلکه بستن راه اطلاعرسانی و ایجاد فضای ترس در جامعه است.
@Tavaana_TavaanaTech
❤1👍1💔1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محمد خوشبیان، روحانی سابق و منتقد رژیم جمهوری اسلامی ، در این ویدیو با یادآوری سالروز گرامی داشت قربانیان و بازماندگان هولوکاست و تاکید بر محکوم کردن این واقعه، یادآوری میکند جمهوری اسلامی هم در حال تکرار جنایتی انسانی است که طی سالهای حکومت این رژیم ایدئولوژیک بهصورت فزاینده با انسانزدایی و نقض کرامت انسانها در جهت تحکیم سلطه و تقویت قدرت رهبران تمامیتخواه از هر جنایتی در برابر ایرانیان استفاده کرده و این چرخه خشونت از خامنهای پدر به خامنهای پسرمنتقل شده است.
#هولوکاست #جمهوری_اسلامی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
#هولوکاست #جمهوری_اسلامی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍4❤1
توماس جفرسون (١٧٤٣– ١٨٢٦) سومین رئیس جمهور ایالات متحده و یکی از مدافعان آزادی مذهبی است.
او درباره مذهب، دولت، سیاست، مشارکت مردم و مواردی از این دست و ارتباط آنها با یکدیگر، نوشتههای مهمی دارد؛ در «نکاتی در مورد ایالت ویرجینیا (دین)» آمده:
«اگر همسایه من بگوید که بیست خدا وجود دارد، یا اساسا خدایی وجود ندارد، به من آسیبی نخواهد رسید.»
این کتاب را با ترجمه اختصاصی توانا بخوانید! به رایگان دانلود کنید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
او درباره مذهب، دولت، سیاست، مشارکت مردم و مواردی از این دست و ارتباط آنها با یکدیگر، نوشتههای مهمی دارد؛ در «نکاتی در مورد ایالت ویرجینیا (دین)» آمده:
«اگر همسایه من بگوید که بیست خدا وجود دارد، یا اساسا خدایی وجود ندارد، به من آسیبی نخواهد رسید.»
این کتاب را با ترجمه اختصاصی توانا بخوانید! به رایگان دانلود کنید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍6
«در هر نسیمی بوی خون است…
بوی مادری که با سه فرزندش، به قتل رسیدهاند و کنار هم در خاک آرمیدهاند؛ بهدست خشونتی که هیچگاه پاسخگو نبوده.
معصومه برآبادی و سه فرزندش، محسن ۲۱ ساله، ابوالفضل ۱۳ ساله و امیرمحمد ۱۰ ساله، تنها نامهایی نیستند در یک خبر کوتاه؛
آنها یک خانوادهاند، یک زندگی، رؤیاهایی که ناتمام ماندند و آغوشی که برای همیشه خالی شد.
این مزار، سند یک فاجعه است.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
این عکس در فضای مجازی منتشر شده از شهر سبزوار. فراموش نکنیم نامها را تکرار کنیم، روایتها را زنده نگه داریم، چرا که فراموشی، ادامه همان ظلم است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بوی مادری که با سه فرزندش، به قتل رسیدهاند و کنار هم در خاک آرمیدهاند؛ بهدست خشونتی که هیچگاه پاسخگو نبوده.
معصومه برآبادی و سه فرزندش، محسن ۲۱ ساله، ابوالفضل ۱۳ ساله و امیرمحمد ۱۰ ساله، تنها نامهایی نیستند در یک خبر کوتاه؛
آنها یک خانوادهاند، یک زندگی، رؤیاهایی که ناتمام ماندند و آغوشی که برای همیشه خالی شد.
این مزار، سند یک فاجعه است.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
این عکس در فضای مجازی منتشر شده از شهر سبزوار. فراموش نکنیم نامها را تکرار کنیم، روایتها را زنده نگه داریم، چرا که فراموشی، ادامه همان ظلم است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤2👌1
عباس یاوری، شهروند عرب ساکن شیراز و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در بازداشتگاههای امنیتی جان خود را از دست داد؛ بر اساس شواهد و گزارشهای حقوق بشری عباس یاوری در نتیجه شکنجههای شدید به قتل رسیده است.
منابع آگاه تأکید کردهاند که عباس یاوری در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجههای سنگین قرار داشته و جانباختن او در همین شرایط رخ داده است. با این حال، نهادهای امنیتی و قضایی تلاش کردهاند با اعلام «خودکشی»، واقعیت را پنهان کنند؛ روایتی که به گفته منابع مطلع، حتی با فشار بر خانواده او همراه بوده تا همان روایت رسمی را بپذیرند.
این نخستینبار نیست که مرگ یک بازداشتشده با چنین سناریویی توجیه میشود. الگوی تکراری «شکنجه، مرگ، و سپس اعلام خودکشی» سالهاست در پروندههای مشابه دیده میشود؛ تلاشی برای فرار از پاسخگویی و پاککردن رد خشونت سیستماتیک.
مسئول این مرگ، جمهوری اسلامی است؛ سیستمی که با بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و بیپاسخگذاشتن جان انسانها، مسئول مستقیم چنین فجایعی است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
منابع آگاه تأکید کردهاند که عباس یاوری در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجههای سنگین قرار داشته و جانباختن او در همین شرایط رخ داده است. با این حال، نهادهای امنیتی و قضایی تلاش کردهاند با اعلام «خودکشی»، واقعیت را پنهان کنند؛ روایتی که به گفته منابع مطلع، حتی با فشار بر خانواده او همراه بوده تا همان روایت رسمی را بپذیرند.
این نخستینبار نیست که مرگ یک بازداشتشده با چنین سناریویی توجیه میشود. الگوی تکراری «شکنجه، مرگ، و سپس اعلام خودکشی» سالهاست در پروندههای مشابه دیده میشود؛ تلاشی برای فرار از پاسخگویی و پاککردن رد خشونت سیستماتیک.
مسئول این مرگ، جمهوری اسلامی است؛ سیستمی که با بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و بیپاسخگذاشتن جان انسانها، مسئول مستقیم چنین فجایعی است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤3💯3👌1💔1
Forwarded from گفتوشنود
Islamic Republic Regime Escalates Persecution of Religious Minorities
The Islamic Republic regime has intensified its crackdown on religious minorities, with widespread arrests of Baha’i and Zoroastrian citizens. In Shiraz, Mahsa and Mandana Sotoudeh, Behzad Basiri, Pejman Zare, Sara Sepehri, Behzad Yazdani, and Romina Khazali are being held incommunicado. In Kerman, Shakila Ghasemi, Peyvand & Borna Naeimi face detention under torture, while Zoroastrian leader Hooman Forouhari and his wife Minou Mehrabani were seized. Meanwhile, Mashhad reports the arrests of Ghazaleh Rayat and six others. These systematic detentions reflect the regime's escalating pressure on freedom of belief. These cases represent only a fraction of the ongoing rights violations against religious minorities under the current regime’s systematic suppression.
#ReligiousFreedomIran
#BahaiRights
#StopMinorityPersecution
@Dialogue1402
The Islamic Republic regime has intensified its crackdown on religious minorities, with widespread arrests of Baha’i and Zoroastrian citizens. In Shiraz, Mahsa and Mandana Sotoudeh, Behzad Basiri, Pejman Zare, Sara Sepehri, Behzad Yazdani, and Romina Khazali are being held incommunicado. In Kerman, Shakila Ghasemi, Peyvand & Borna Naeimi face detention under torture, while Zoroastrian leader Hooman Forouhari and his wife Minou Mehrabani were seized. Meanwhile, Mashhad reports the arrests of Ghazaleh Rayat and six others. These systematic detentions reflect the regime's escalating pressure on freedom of belief. These cases represent only a fraction of the ongoing rights violations against religious minorities under the current regime’s systematic suppression.
#ReligiousFreedomIran
#BahaiRights
#StopMinorityPersecution
@Dialogue1402
💔4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک هموطن از داخل ایران، در پیامی صوتی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از وضعیت این روزهای کشور پس از اعلام آتشبس در پی جنگ حدود ۴۰ روزه میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی میگوید؛ روایتی از شوک، سردرگمی و تداوم فشارهای داخلی.
او میگوید که اعلام آتشبس برای بسیاری از مردم غیرمنتظره بوده است:
«هیچکس اصلاً انتظار آتشبس را نداشت. همه فکر میکردند این مسیر قرار است تا یک نتیجه جدی ادامه پیدا کند. وقتی خبر آتشبس آمد، ما شوکه شدیم؛ نه خوشحال شدیم، نه حتی آرام. فقط گیج بودیم.»
به گفته این شهروند، پس از سرکوب گسترده اعتراضات و کشتهشدن هزاران نفر در دی ماه و سپس آغاز جنگ و آسیب به زیرساختها، بسیاری از مردم با تحمل هزینههای سنگین، به امید رسیدن به تغییری بنیادین پیش رفته بودند:
«ما دیدیم چه گذشت؛ دیدیم چند هزار نفر کشته شدند، جنگ شد، زیرساختها نابود شد. با همه اینها مردم تحمل کردند تا به نتیجهای که میخواهیم، یعنی پایان جمهوری اسلامی برسیم.»
او تأکید میکند که اگرچه ممکن است در ظاهر از شدت درگیریها کاسته شده باشد، اما در زندگی روزمره تغییر معناداری رخ نداده است:
«شاید صدای جنگ کمتر شده باشد، اما در عمق زندگیمان هیچچیز درست نشده. اینترنت عملاً از دسترس خارج است و با هزینه بسیار زیاد و سختی میتوان برای لحظاتی وصل شد.»
به گفته او، نهتنها فشارهای حکومت کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد افزایش یافته است:
«حکومت نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه خشنتر شده. صراحتاً گفتهاند اعدامها باید سریعتر انجام شود. اینترنت را قطع کردهاند، ایستهای بازرسی زیاد شده، گوشیها را چک میکنند و فضا کاملاً امنیتی است.»
او فضای عمومی جامعه را «سنگین و خفهکننده» توصیف میکند و از نوعی شوک جمعی سخن میگوید:
«مردم در بهت هستند؛ هم خستهاند، هم سردرگم. کمتر حرف میزنند، کمتر واکنش نشان میدهند. هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد.»
این شهروند همچنین از نگرانی عمیق نسبت به بینتیجه ماندن هزینههای سنگینی که مردم پرداخت کردهاند سخن میگوید:
«بیشترین نگرانی این است که این همه هزینه دادیم، کشته، جنگ، نابودی زیرساختها، اما هنوز هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.»
او به وضعیت دشوار دسترسی به اینترنت و محدودیتهای اجتماعی نیز اشاره میکند:
«برای اتصال به اینترنت باید بخش زیادی از درآمد ماهانه را هزینه کرد. در شهرها ایستهای بازرسی هست، به حجاب گیر میدهند، اگر کسی شادی کند یا مقاومت نشان دهد، با او برخورد میکنند.»
به گفته این شهروند، امید مردم نیز دستخوش تغییر شده است:
«قبلاً بخشی از امید به بیرون بود، اما حالا خیلیها به این نتیجه رسیدهاند که قدرتهای خارجی بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. اگر امیدی باشد، بیشتر به خود مردم است.»
او در پایان، از جامعه جهانی میخواهد صدای مردم ایران را بازتاب دهند:
«ما مردم ایران با همه این سختیها هنوز شرافتمندانه زندگی میکنیم و مبارزه میکنیم. سالهاست در برابر دیکتاتوری ایستادهایم و با وجود همه هزینهها، امید به آزادی هنوز کاملاً از بین نرفته است.»
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران #DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید که اعلام آتشبس برای بسیاری از مردم غیرمنتظره بوده است:
«هیچکس اصلاً انتظار آتشبس را نداشت. همه فکر میکردند این مسیر قرار است تا یک نتیجه جدی ادامه پیدا کند. وقتی خبر آتشبس آمد، ما شوکه شدیم؛ نه خوشحال شدیم، نه حتی آرام. فقط گیج بودیم.»
به گفته این شهروند، پس از سرکوب گسترده اعتراضات و کشتهشدن هزاران نفر در دی ماه و سپس آغاز جنگ و آسیب به زیرساختها، بسیاری از مردم با تحمل هزینههای سنگین، به امید رسیدن به تغییری بنیادین پیش رفته بودند:
«ما دیدیم چه گذشت؛ دیدیم چند هزار نفر کشته شدند، جنگ شد، زیرساختها نابود شد. با همه اینها مردم تحمل کردند تا به نتیجهای که میخواهیم، یعنی پایان جمهوری اسلامی برسیم.»
او تأکید میکند که اگرچه ممکن است در ظاهر از شدت درگیریها کاسته شده باشد، اما در زندگی روزمره تغییر معناداری رخ نداده است:
«شاید صدای جنگ کمتر شده باشد، اما در عمق زندگیمان هیچچیز درست نشده. اینترنت عملاً از دسترس خارج است و با هزینه بسیار زیاد و سختی میتوان برای لحظاتی وصل شد.»
به گفته او، نهتنها فشارهای حکومت کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد افزایش یافته است:
«حکومت نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه خشنتر شده. صراحتاً گفتهاند اعدامها باید سریعتر انجام شود. اینترنت را قطع کردهاند، ایستهای بازرسی زیاد شده، گوشیها را چک میکنند و فضا کاملاً امنیتی است.»
او فضای عمومی جامعه را «سنگین و خفهکننده» توصیف میکند و از نوعی شوک جمعی سخن میگوید:
«مردم در بهت هستند؛ هم خستهاند، هم سردرگم. کمتر حرف میزنند، کمتر واکنش نشان میدهند. هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد.»
این شهروند همچنین از نگرانی عمیق نسبت به بینتیجه ماندن هزینههای سنگینی که مردم پرداخت کردهاند سخن میگوید:
«بیشترین نگرانی این است که این همه هزینه دادیم، کشته، جنگ، نابودی زیرساختها، اما هنوز هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.»
او به وضعیت دشوار دسترسی به اینترنت و محدودیتهای اجتماعی نیز اشاره میکند:
«برای اتصال به اینترنت باید بخش زیادی از درآمد ماهانه را هزینه کرد. در شهرها ایستهای بازرسی هست، به حجاب گیر میدهند، اگر کسی شادی کند یا مقاومت نشان دهد، با او برخورد میکنند.»
به گفته این شهروند، امید مردم نیز دستخوش تغییر شده است:
«قبلاً بخشی از امید به بیرون بود، اما حالا خیلیها به این نتیجه رسیدهاند که قدرتهای خارجی بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. اگر امیدی باشد، بیشتر به خود مردم است.»
او در پایان، از جامعه جهانی میخواهد صدای مردم ایران را بازتاب دهند:
«ما مردم ایران با همه این سختیها هنوز شرافتمندانه زندگی میکنیم و مبارزه میکنیم. سالهاست در برابر دیکتاتوری ایستادهایم و با وجود همه هزینهها، امید به آزادی هنوز کاملاً از بین نرفته است.»
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران #DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
❤7💔4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس:
شاید به مصلحت نباشد که در چنین شرایطی اینترنت در دسترس باشد
فضلالله رنجبر، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، در اظهارنظری درباره محدودیت اینترنت گفته است
وقتی میلیونها نفر از ابتداییترین ابزار ارتباطی با جهان خارج محروم شدهاند، وقتی خانوادهها حتی امکان یک تماس ساده با عزیزانشان را ندارند و وقتی هزاران کسبوکار عملاً نابود شدهاند، صحبت از «مصلحت نبودن اینترنت» برای ۹۰ میلیون شهرومند ایرانی واقعا توهینآمیز است.
واقعیت این است که اینترنت برای مردم یک ابزار لوکس و تجملی نیست که بتوان هر زمان آن را قطع کرد و بعد با وعده جبران از کنار پیامدهایش عبور کرد. کسبوکاری که از بین میرود، اعتمادی که از دست میرود و ارتباطی که قطع میشود، با هیچ وعدهای قابل بازگشت نیست.
این اظهارنظرها بهروشنی نشان میدهد که همیشه فاصلهای جدی میان تصمیمگیران و واقعیت زندگی مردم است؛ جایی که رنج، بیکاری میلیونها نفر، بهسادگی در قالب یک کلمه مضحک خلاصه میشود: «مصلحت»!
💸 tavaanatech
شاید به مصلحت نباشد که در چنین شرایطی اینترنت در دسترس باشد
فضلالله رنجبر، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، در اظهارنظری درباره محدودیت اینترنت گفته است
که در شرایط فعلی، ممکن است دسترسی آزاد به اینترنت «به مصلحت نباشد» و حتی بتواند زمینهساز برخی مسائل دیگر شود.
وقتی میلیونها نفر از ابتداییترین ابزار ارتباطی با جهان خارج محروم شدهاند، وقتی خانوادهها حتی امکان یک تماس ساده با عزیزانشان را ندارند و وقتی هزاران کسبوکار عملاً نابود شدهاند، صحبت از «مصلحت نبودن اینترنت» برای ۹۰ میلیون شهرومند ایرانی واقعا توهینآمیز است.
واقعیت این است که اینترنت برای مردم یک ابزار لوکس و تجملی نیست که بتوان هر زمان آن را قطع کرد و بعد با وعده جبران از کنار پیامدهایش عبور کرد. کسبوکاری که از بین میرود، اعتمادی که از دست میرود و ارتباطی که قطع میشود، با هیچ وعدهای قابل بازگشت نیست.
این اظهارنظرها بهروشنی نشان میدهد که همیشه فاصلهای جدی میان تصمیمگیران و واقعیت زندگی مردم است؛ جایی که رنج، بیکاری میلیونها نفر، بهسادگی در قالب یک کلمه مضحک خلاصه میشود: «مصلحت»!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔7
تداوم بازداشت سهیل عربی، در سلول انفرادی قزلحصار و شرایط غیرانسانی
بیش از یک ماه است که سهیل عربی بازداشت شده است و مدتها از او هیچ اطلاعاتی در دست نبود.
طبق اطلاعاتی که به آموزشکده توانا سیده، سهیل عربی در واحد ۳زندان قزلحصار در یکی از انفرادیهای موسوم به سوییت، نگهداری میشود و او همچنان تحت بازجویی است.
طبق این گزارش، سهیل عربی شرایط غیر انسانی نگهداری و تحت فشار نگهداری میشود و با توجه به گزارشهایی که پیشتر در خصوص سلولهای موسوم به سوئیت منتشر شده است، این سلولها شرایط بسیار سختی دارند.
در این سوئیتها غالبا زندانیان خطرناک و محکومان به اعدام قبل از اجرای حکم غیرانسانی در آن نگهداری میشوند.
حسین رونقی چند ماه پیش درباره همین سلولها نوشته بود :
«آنچه در آنجا... دیدم، حقیقتاً بیانگر روزگار مرگ انسانیت در دوران ماست. به چشم دیدن چنین ستمهایی، عزم مرا بر تصمیم خود راسختر کرد. (هنوز باورش سخت است که چند وقت بعد از قتل الهه حسیننژاد، چند سلول آنطرفتر با قاتلش بهمن فرزانه در یک بند نگهداری شوم؛ آن هم به جرم اظهار نظر و عقیده و دفاع از حق حاکمیت ملت ایران.)»
حالا سهیل عربی که سالها حبس و تبعید را تجربه کرده است، به مدت طولانی در انفرادی و تحت فشار است و این معنایی جز تلاش بازجویان برای وادار کردن او به اعتراف اجباری ندارد.
صدای سهیل عربی و سایر زندانیان سیاسی باشیم.
#سهیل_عربی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بیش از یک ماه است که سهیل عربی بازداشت شده است و مدتها از او هیچ اطلاعاتی در دست نبود.
طبق اطلاعاتی که به آموزشکده توانا سیده، سهیل عربی در واحد ۳زندان قزلحصار در یکی از انفرادیهای موسوم به سوییت، نگهداری میشود و او همچنان تحت بازجویی است.
طبق این گزارش، سهیل عربی شرایط غیر انسانی نگهداری و تحت فشار نگهداری میشود و با توجه به گزارشهایی که پیشتر در خصوص سلولهای موسوم به سوئیت منتشر شده است، این سلولها شرایط بسیار سختی دارند.
در این سوئیتها غالبا زندانیان خطرناک و محکومان به اعدام قبل از اجرای حکم غیرانسانی در آن نگهداری میشوند.
حسین رونقی چند ماه پیش درباره همین سلولها نوشته بود :
«آنچه در آنجا... دیدم، حقیقتاً بیانگر روزگار مرگ انسانیت در دوران ماست. به چشم دیدن چنین ستمهایی، عزم مرا بر تصمیم خود راسختر کرد. (هنوز باورش سخت است که چند وقت بعد از قتل الهه حسیننژاد، چند سلول آنطرفتر با قاتلش بهمن فرزانه در یک بند نگهداری شوم؛ آن هم به جرم اظهار نظر و عقیده و دفاع از حق حاکمیت ملت ایران.)»
حالا سهیل عربی که سالها حبس و تبعید را تجربه کرده است، به مدت طولانی در انفرادی و تحت فشار است و این معنایی جز تلاش بازجویان برای وادار کردن او به اعتراف اجباری ندارد.
صدای سهیل عربی و سایر زندانیان سیاسی باشیم.
#سهیل_عربی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤8💔6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لغو تابعیت نیلوفر حکیمآرا؛ روایت تازهای از فشار فراتر از مرزها
نیلوفر حکیمآرا، که پس از خروج از ایران با انتشار روایتهایی درباره آزارهای جنسی از سوی پدرش خبرساز شده بود، اعلام کرده تابعیت ایرانیاش از سوی جمهوری اسلامی سلب شده است. او همچنین از اعضای جامعه الجیبیتیکیو (جامعه رنگینکمانی) است.
نیلوفر حکیمآرا فرزند محمدعلی حکیمآرا است؛ فردی که بهعنوان کارشناس در برنامههای صداوسیما به عنوان مبلغ سیاستهای حکومت حضور داشته و عضو هیئت علمی دانشکده ارتباطات و رسانه دانشگاه صداوسیما معرفی میشود.
به گفته او، این موضوع بهطور غیرمستقیم و از طریق توقیف یک موتورسیکلت به نامش آشکار شده است. این وسیله که در اختیار یکی از دوستانش بوده، توسط پلیس متوقف و به پارکینگ منتقل شده و در پیگیریهای انجامشده، به دوست او اعلام شده که فردی با نام «نیلوفر حکیمآرا» دیگر دارای تابعیت ایرانی نیست و اموال منتسب به او نیز مشمول مصادره خواهد شد.
نیلوفر حکیمآرا، در خارج از ایران مورد انواع حملات و تهدیدها قرار گرفته و پیامهای تهدید به مرگ هم دریافت کرده است.
این اقدام (سلب تابعیت) در حالی صورت گرفته که بر اساس قوانین موجود، تابعیت ایرانی حقی بنیادین محسوب میشود و سلب آن، حتی در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی، روندی پیچیده و محدود دارد.
اما از جمهوری اسلامی که به هیچ قانون و قاعدهای پایبند نیست و علاوه بر حقوق بشر، اصول قانون اساسی و قوانین کیفری خودش اصول اخلاقی را هم رعایت نمیکند و در خیابان به مجروحان تیر خلاص میزند، هیچ چیزی بعید نیست.
چندی پیش مریم ابراهیموند، فیلمساز مستقل، از اعلام شفاهی لغو تابعیت خود توسط کنسولگری جمهوری اسلامی در محل اقامتش خبر داده بود؛ موضوعی که با واکنشهای حمایتی برخی چهرههای رسانهای وابسته به حکومت همراه شد. از جمله محمدرضا شهبازی، مجری صداوسیما، که از چنین اقداماتی استقبال کرده و خواستار گسترش آن شده بود.
گزارشها و واکنشها نشان میدهد که موضوع مصادره اموال، سلب تابعیت و محرومسازی شهروندان از حقوق اساسی، بهویژه در قبال منتقدان، بهتدریج در حال گسترش است.
نیروهای معروف حکومتی که این روزها با «سیمکارت سفید» مشغول فعالیت هستند، در حال تبلیغ و نرمالسازی این اقدام فراقانونی هستند. سکوت در برابر این روند به حکومت برای اعمال بیشتر کارهای غیرقانونی کمک میکند. در برابر هیچ ظلمی سکوت نکنیم.
#نیلوفر_حکیم_آرا #سلب_تابعیت
@Tavaana_TavaanaTech
نیلوفر حکیمآرا، که پس از خروج از ایران با انتشار روایتهایی درباره آزارهای جنسی از سوی پدرش خبرساز شده بود، اعلام کرده تابعیت ایرانیاش از سوی جمهوری اسلامی سلب شده است. او همچنین از اعضای جامعه الجیبیتیکیو (جامعه رنگینکمانی) است.
نیلوفر حکیمآرا فرزند محمدعلی حکیمآرا است؛ فردی که بهعنوان کارشناس در برنامههای صداوسیما به عنوان مبلغ سیاستهای حکومت حضور داشته و عضو هیئت علمی دانشکده ارتباطات و رسانه دانشگاه صداوسیما معرفی میشود.
به گفته او، این موضوع بهطور غیرمستقیم و از طریق توقیف یک موتورسیکلت به نامش آشکار شده است. این وسیله که در اختیار یکی از دوستانش بوده، توسط پلیس متوقف و به پارکینگ منتقل شده و در پیگیریهای انجامشده، به دوست او اعلام شده که فردی با نام «نیلوفر حکیمآرا» دیگر دارای تابعیت ایرانی نیست و اموال منتسب به او نیز مشمول مصادره خواهد شد.
نیلوفر حکیمآرا، در خارج از ایران مورد انواع حملات و تهدیدها قرار گرفته و پیامهای تهدید به مرگ هم دریافت کرده است.
این اقدام (سلب تابعیت) در حالی صورت گرفته که بر اساس قوانین موجود، تابعیت ایرانی حقی بنیادین محسوب میشود و سلب آن، حتی در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی، روندی پیچیده و محدود دارد.
اما از جمهوری اسلامی که به هیچ قانون و قاعدهای پایبند نیست و علاوه بر حقوق بشر، اصول قانون اساسی و قوانین کیفری خودش اصول اخلاقی را هم رعایت نمیکند و در خیابان به مجروحان تیر خلاص میزند، هیچ چیزی بعید نیست.
چندی پیش مریم ابراهیموند، فیلمساز مستقل، از اعلام شفاهی لغو تابعیت خود توسط کنسولگری جمهوری اسلامی در محل اقامتش خبر داده بود؛ موضوعی که با واکنشهای حمایتی برخی چهرههای رسانهای وابسته به حکومت همراه شد. از جمله محمدرضا شهبازی، مجری صداوسیما، که از چنین اقداماتی استقبال کرده و خواستار گسترش آن شده بود.
گزارشها و واکنشها نشان میدهد که موضوع مصادره اموال، سلب تابعیت و محرومسازی شهروندان از حقوق اساسی، بهویژه در قبال منتقدان، بهتدریج در حال گسترش است.
نیروهای معروف حکومتی که این روزها با «سیمکارت سفید» مشغول فعالیت هستند، در حال تبلیغ و نرمالسازی این اقدام فراقانونی هستند. سکوت در برابر این روند به حکومت برای اعمال بیشتر کارهای غیرقانونی کمک میکند. در برابر هیچ ظلمی سکوت نکنیم.
#نیلوفر_حکیم_آرا #سلب_تابعیت
@Tavaana_TavaanaTech
❤3💔1
Forwarded from گفتوشنود
به نظر میرسد که در جامعه ایران، در زمینه «براندازی»(گذار از نظام فرقهای ولایت فقیه) نوعی توافق گسترده شکل گرفته است. مخالفت با وضعیت موجود، بهویژه در قالب خواستِ براندازی، دیگر محدود به گروههای خاص نیست.
«بنیانگذاری» فرایندِ آگاهانه و جمعیِ تعریف، طراحی و ساختِ نظم سیاسی و اجتماعیِ جدید بر پایهی واقعیات اجتماعی، پتانسیلهای موجود و ارزشهایی مانند آزادی، قانون، توازن قدرت، و حقوق شهروندی است.
براندازی: تاکید بر نفی و سلب وضعیت غیرعادلانه موجود دارد؛ میگوید «چه چیزی نباید ادامه پیدا کند».
بنیانگذاری: میگوید «چه چیزی باید جای نظم پیشین ساخته شود»؛ تاکید بر ساختن نظمی جدید بر پایهی واقعیتهای اجتماعی، تاریخی و ظرفیتهای موجود دارد. «بنیانگذاری»، تداوم، ادامه، تکامل و بلوغِ گفتمان براندازی است، نه نفی آن.
براندازی: بر مشکلات وضعیت موجود تمرکز میکند؛ جنایات، فساد، ناکارآمدی و سرکوب را برجسته میسازد.
بنیانگذاری: بر نقاط مثبت و قوت جامعه مدنی، همبستگی و توانمندیهای آزادیخواهان از هر گروه، سرمایههای انسانی و امکانات واقعی تمرکز میکند.
براندازی: دشوار و پرهزینه و نیازمند فداکاری است.
بنیانگذاری: از آن هم دشوارتر است، چون علاوه بر عبور از نظم قدیم، باید قرارداد اجتماعی جدید، نهادها، اعتماد عمومی و ظرفیت ادارهی کشور را نیز بسازد. گروهها باید از اختلافات سطحی بگذرند.
براندازی: بیش از هر چیز فقدان مشروعیتِ اخلاقی نظام را آشکار میکند. بر شکست ارزشی فرقه حاکم و ظاهر مقدس-نمای آن تاکید دارد.
بنیانگذاری: باید از نظر اخلاقی و ارزشهای انسانی، والا، بلندنظر، ارجمند و ستوده باشد. برای شهروندان قابل پذیرش، محترم و محل اعتماد باشد، اما ادعای تقدس و خداگونگی نکند.
براندازی: مستلزم ترک ساختار فکری، مذهبی و فرهنگی معیوبی است که منجر به وضع فعلی شده؛ کاری که بسیار دشوار و دردناک است.
بنیانگذاری: مستلزم آفرینش یا پذیرش یک ساختار تازه و انسانی فکری، ارزشی و فرهنگی است که کرامت برابر و حقوق انسانها از هر لایه اجتماعی در آن اولویت شماره یک باشد.
براندازی: کنشهایش عمدتاً شناختهشده، و گاهی پراکنده و فردمحور است (اعتراض، نافرمانی، افشاگری).
بنیانگذاری: به شدت نیازمند سازماندهی، رهبری، اعتمادسازی و همبستگی پایدار میان نیروهای مختلف است.
براندازی: دشمن مشترک را روشن میکند
بنیانگذاری: دوست، شریک، متحد و روش همکاری را روشن میکند. گروههای مختلف از نظر اعتقادی و ارزشی باید با هم همبستگی بسازند.
براندازی: به سطحی نسبتا بالا از هماهنگی و همبستگی نیاز دارد.
بنیانگذاری: به سطح بسیار بالا و پیشرفته هماهنگی نیاز دارد؛ بدون نقشه، سازمانیافتگی، اعتماد، رهبری، تقسیم کار و انضباط جمعی پیش نمیرود.
براندازی: کمتر پیچیده است، زیرا با نفی و اعتراضهای شناخته شده سر و کار دارد.
بنیانگذاری: پیچیدهتر و دشوارتر است، چون نیازمند تصور آینده، طراحی نهادها و حل اختلافهاست.
براندازی: ایدههایش تا حد زیادی عمومی و جاافتاده شدهاند. فرقه حاکم تا حدی به آن عادت کرده و سازوکارهای مواجهه با آن را توسعه داده است.
بنیانگذاری: برای نظام تهدیدی جدیتر است، زیرا ایجابی است و میتواند بدیلی واقعی و قابلتصور ارائه دهد. ایدههایش نو، کمتر آزمودهشده و هنوز محل اختلاف و حتی مقاومت هستند.
براندازی: میتواند نیروهای بسیار متنوع را حول یک «نه» مشترک جمع کند. وحدتِ سلبی ایجاد میکند.
بنیانگذاری: باید همان نیروهای متنوع را حول یک «آری» مشترک به حداقلی از توافق برساند. وحدتِ ایجابی و برنامهای میطلبد.
براندازی: بیشتر زبانِ خشم، اعتراض و مقاومت دارد
بنیانگذاری: باید زبانِ همبستگی، مسئولیت اخلاقی، تدبیر و آیندهسازی را توسعه دهد.
براندازی: میتواند با شعارهای نسبتا کلی پیش برود.
بنیانگذاری: ناچار است تا حدی وارد جزئیات شود؛ از قانون اساسی و تفکیک قوا تا حقوق اقوام، زنان، دین، اقتصاد، آموزش و امنیت.
براندازی: شرط لازمِ گذار است
بنیانگذاری: شرطِ پایداری و موفقیتِ گذار است.
براندازی و بنیانگذاری در تعارض با یکدیگر نیستند، بلکه همراه و همزمان با هم به پیش میروند. براندازی، لحظهی گسستن از نظم فرسوده است؛ بنیانگذاری، لحظهی پیریختن نظم نو. اولی راه را باز میکند، دومی راه را میسازد. اولی بدون دومی ممکن است به خلأ بینجامد، و دومی بدون اولی ممکن است هرگز آغاز نشود. از سوی دیگر نظام با منطقِ براندازی آشناتر است و برای سرکوب آن سازوکارهای بیشتری ساخته؛ اما بنیانگذاری برایش خطرناکتر است، چون فقط تهدید نیست، بلکه بدیل هم تولید میکند. تجربهی گذارهای تاریخی نشان میدهد که صرفِ فروپاشی نظم پیشین کافی نیست و مرحله دشوارتر بعدی، ساختن نهادها، قواعد و توافقهای تازه است. چیزی مشابه تجربه ایران در دوره انقلاب مشروطه.
@Dialogue1402
«بنیانگذاری» فرایندِ آگاهانه و جمعیِ تعریف، طراحی و ساختِ نظم سیاسی و اجتماعیِ جدید بر پایهی واقعیات اجتماعی، پتانسیلهای موجود و ارزشهایی مانند آزادی، قانون، توازن قدرت، و حقوق شهروندی است.
براندازی: تاکید بر نفی و سلب وضعیت غیرعادلانه موجود دارد؛ میگوید «چه چیزی نباید ادامه پیدا کند».
بنیانگذاری: میگوید «چه چیزی باید جای نظم پیشین ساخته شود»؛ تاکید بر ساختن نظمی جدید بر پایهی واقعیتهای اجتماعی، تاریخی و ظرفیتهای موجود دارد. «بنیانگذاری»، تداوم، ادامه، تکامل و بلوغِ گفتمان براندازی است، نه نفی آن.
براندازی: بر مشکلات وضعیت موجود تمرکز میکند؛ جنایات، فساد، ناکارآمدی و سرکوب را برجسته میسازد.
بنیانگذاری: بر نقاط مثبت و قوت جامعه مدنی، همبستگی و توانمندیهای آزادیخواهان از هر گروه، سرمایههای انسانی و امکانات واقعی تمرکز میکند.
براندازی: دشوار و پرهزینه و نیازمند فداکاری است.
بنیانگذاری: از آن هم دشوارتر است، چون علاوه بر عبور از نظم قدیم، باید قرارداد اجتماعی جدید، نهادها، اعتماد عمومی و ظرفیت ادارهی کشور را نیز بسازد. گروهها باید از اختلافات سطحی بگذرند.
براندازی: بیش از هر چیز فقدان مشروعیتِ اخلاقی نظام را آشکار میکند. بر شکست ارزشی فرقه حاکم و ظاهر مقدس-نمای آن تاکید دارد.
بنیانگذاری: باید از نظر اخلاقی و ارزشهای انسانی، والا، بلندنظر، ارجمند و ستوده باشد. برای شهروندان قابل پذیرش، محترم و محل اعتماد باشد، اما ادعای تقدس و خداگونگی نکند.
براندازی: مستلزم ترک ساختار فکری، مذهبی و فرهنگی معیوبی است که منجر به وضع فعلی شده؛ کاری که بسیار دشوار و دردناک است.
بنیانگذاری: مستلزم آفرینش یا پذیرش یک ساختار تازه و انسانی فکری، ارزشی و فرهنگی است که کرامت برابر و حقوق انسانها از هر لایه اجتماعی در آن اولویت شماره یک باشد.
براندازی: کنشهایش عمدتاً شناختهشده، و گاهی پراکنده و فردمحور است (اعتراض، نافرمانی، افشاگری).
بنیانگذاری: به شدت نیازمند سازماندهی، رهبری، اعتمادسازی و همبستگی پایدار میان نیروهای مختلف است.
براندازی: دشمن مشترک را روشن میکند
بنیانگذاری: دوست، شریک، متحد و روش همکاری را روشن میکند. گروههای مختلف از نظر اعتقادی و ارزشی باید با هم همبستگی بسازند.
براندازی: به سطحی نسبتا بالا از هماهنگی و همبستگی نیاز دارد.
بنیانگذاری: به سطح بسیار بالا و پیشرفته هماهنگی نیاز دارد؛ بدون نقشه، سازمانیافتگی، اعتماد، رهبری، تقسیم کار و انضباط جمعی پیش نمیرود.
براندازی: کمتر پیچیده است، زیرا با نفی و اعتراضهای شناخته شده سر و کار دارد.
بنیانگذاری: پیچیدهتر و دشوارتر است، چون نیازمند تصور آینده، طراحی نهادها و حل اختلافهاست.
براندازی: ایدههایش تا حد زیادی عمومی و جاافتاده شدهاند. فرقه حاکم تا حدی به آن عادت کرده و سازوکارهای مواجهه با آن را توسعه داده است.
بنیانگذاری: برای نظام تهدیدی جدیتر است، زیرا ایجابی است و میتواند بدیلی واقعی و قابلتصور ارائه دهد. ایدههایش نو، کمتر آزمودهشده و هنوز محل اختلاف و حتی مقاومت هستند.
براندازی: میتواند نیروهای بسیار متنوع را حول یک «نه» مشترک جمع کند. وحدتِ سلبی ایجاد میکند.
بنیانگذاری: باید همان نیروهای متنوع را حول یک «آری» مشترک به حداقلی از توافق برساند. وحدتِ ایجابی و برنامهای میطلبد.
براندازی: بیشتر زبانِ خشم، اعتراض و مقاومت دارد
بنیانگذاری: باید زبانِ همبستگی، مسئولیت اخلاقی، تدبیر و آیندهسازی را توسعه دهد.
براندازی: میتواند با شعارهای نسبتا کلی پیش برود.
بنیانگذاری: ناچار است تا حدی وارد جزئیات شود؛ از قانون اساسی و تفکیک قوا تا حقوق اقوام، زنان، دین، اقتصاد، آموزش و امنیت.
براندازی: شرط لازمِ گذار است
بنیانگذاری: شرطِ پایداری و موفقیتِ گذار است.
براندازی و بنیانگذاری در تعارض با یکدیگر نیستند، بلکه همراه و همزمان با هم به پیش میروند. براندازی، لحظهی گسستن از نظم فرسوده است؛ بنیانگذاری، لحظهی پیریختن نظم نو. اولی راه را باز میکند، دومی راه را میسازد. اولی بدون دومی ممکن است به خلأ بینجامد، و دومی بدون اولی ممکن است هرگز آغاز نشود. از سوی دیگر نظام با منطقِ براندازی آشناتر است و برای سرکوب آن سازوکارهای بیشتری ساخته؛ اما بنیانگذاری برایش خطرناکتر است، چون فقط تهدید نیست، بلکه بدیل هم تولید میکند. تجربهی گذارهای تاریخی نشان میدهد که صرفِ فروپاشی نظم پیشین کافی نیست و مرحله دشوارتر بعدی، ساختن نهادها، قواعد و توافقهای تازه است. چیزی مشابه تجربه ایران در دوره انقلاب مشروطه.
@Dialogue1402
❤11👍3👌3💯1
Islamic Republic Regime Arrests 22 in Khuzestan Over Foreign Media Ties
The Islamic Republic regime’s police in Khuzestan has announced the arrest of 22 citizens for allegedly “communicating with foreign media.” Authorities labeled the detainees as “mercenaries” of “enemy networks,” yet provided no information regarding their identities or locations. These arrests follow a recurring pattern of repression, utilizing generic charges like “spying” and “disturbing public opinion” without evidence, legal counsel, or transparent trials. Amid severe internet restrictions, the regime weaponizes any act of information sharing as a pretext for detention. This systematic campaign targets the free flow of information, replacing judicial due process with a familiar script of intimidation designed to instill fear and silence the society.
#StopRepressionInIran
#digitalblackoutiran
#FreedomOfInformation
@Tavaana_TavaanaTech
The Islamic Republic regime’s police in Khuzestan has announced the arrest of 22 citizens for allegedly “communicating with foreign media.” Authorities labeled the detainees as “mercenaries” of “enemy networks,” yet provided no information regarding their identities or locations. These arrests follow a recurring pattern of repression, utilizing generic charges like “spying” and “disturbing public opinion” without evidence, legal counsel, or transparent trials. Amid severe internet restrictions, the regime weaponizes any act of information sharing as a pretext for detention. This systematic campaign targets the free flow of information, replacing judicial due process with a familiar script of intimidation designed to instill fear and silence the society.
#StopRepressionInIran
#digitalblackoutiran
#FreedomOfInformation
@Tavaana_TavaanaTech
🕊3👍1
Forwarded from گفتوشنود
مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۲۸ فروردین از «اعدام» و «مصادره اموال مخالفان» انتقاد کرد.
عبدالحمید گفت که «اعدام به ضرر کشور ، ملت، حکومت و حاکم است و سبب نارضایتی مردم میشود» و تاکید کرد که «نباید اموال مخالفان و کسانی که در داخل یا خارج از کشور فعالیت میکنند، مصادره شود.»
امام جمعه اهل سنت زاهدان همچنین با انتقاد از «تندروی» گفت: «دیپلماسی کشور نباید تحت تأثیر تندروها باشد و از آنها الهام بگیرد و یا از آنها بترسد.»
مولوی عبدالحمید که در سالهای اخیر از منتقدان حکومت بهویژه سرکوب و کشتار معترضان بوده است، پیش از این با انتشار پیامی خواستار «انتخاب مسیر توقف جنگ» شده بود.
#اهل_سنت #مولوی_عبدالحمید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
عبدالحمید گفت که «اعدام به ضرر کشور ، ملت، حکومت و حاکم است و سبب نارضایتی مردم میشود» و تاکید کرد که «نباید اموال مخالفان و کسانی که در داخل یا خارج از کشور فعالیت میکنند، مصادره شود.»
امام جمعه اهل سنت زاهدان همچنین با انتقاد از «تندروی» گفت: «دیپلماسی کشور نباید تحت تأثیر تندروها باشد و از آنها الهام بگیرد و یا از آنها بترسد.»
مولوی عبدالحمید که در سالهای اخیر از منتقدان حکومت بهویژه سرکوب و کشتار معترضان بوده است، پیش از این با انتشار پیامی خواستار «انتخاب مسیر توقف جنگ» شده بود.
#اهل_سنت #مولوی_عبدالحمید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
با افزایش استفاده از باتها، حسابهای غیرواقعی و تولید محتوا با هوش مصنوعی، تشخیص حسابهای جعلی در X دشوارتر از همیشه شده است. بسیاری از این حسابها برای جمعآوری بازدید، انتشار اخبار نادرست و جعلی یا حتی سوءاستفاده از کاربران ساخته میشوند.
🔹تغییر نام کاربری به شکل مکرر
وقتی یک حساب مرتب نام کاربری عوض میکند، معمولا پشت آن یک هدف مشخص وجود دارد:
یا ابتدا با محتوای جذاب و تحریککننده فالوئر جمع کرده و بعد صاحب آن تغییر کرده، یا اینکه چندین فرد در دورههای مختلف از آن استفاده کردهاند. این کار خصوصا در حسابهایی که با محتوای زرد فعالیت میکنند، رایج است.
🔹دنبالکردن کاربران بسیار
حسابهایی که تعداد دنبالکنندگان و دنبالشوندگانشان بسیار زیاد و تقریبا هماندازه است، معمولا بخشی از یک شبکه ساختگی هستند. این حسابها همدیگر را دنبال میکنند تا آمار ظاهری را بالا ببرند.
در عمده موارد، تعداد دنبالشوندگان (Following) کاربران واقعی خیلی کمتر از تعداد دنبالشوندگان این نوع حسابهاست.
🔹فعالیت بیش از اندازه در مدت کوتاه
وقتی یک کاربر طی مدت کوتاهی تعداد زیادی پست منتشر یا بازنشر میکند، احتمال زیادی وجود دارد که مدیریت آن توسط ابزارهای خودکار انجام شود. این رفتار در سالهای اخیر با کمک هوش مصنوعی حتی شدیدتر شده و بعضی حسابها در چند سال، تعداد توییتهایی ثبت کردهاند که برای یک فرد معمولی غیرمعمول به نظر میرسد.
🔹استفاده از تصاویر نامعتبر یا سرقتی
یکی از روشهای رایج حسابهای فیک، استفاده از عکسهای جذاب اما دزدیدهشده از دیگران (مثلا تصاویر پروفایل) است؛ خصوصا در پروفایلهایی که تلاش میکنند با ظاهر دوستانه یا جنسی، اعتماد یا توجه کاربران را جلب کنند.
راه ساده بررسی: با Google Lens عکس را جستوجو کنید و ببینید آیا تصویر در صفحات دیگر تکرار شده است یا خیر. اگر تصویر در وبسایتهای غیرمرتبط یا پروفایلهای بینامونشان ظاهر شود، احتمال جعلیبودن حساب بالا میرود.
🔹تاریخ ساخت حساب
پروژههای تولید حساب فیک معمولا حسابهای جدید میسازند و سپس با حجم زیاد محتوا تلاش میکنند آن را قدیمی و فعال نشان دهند. ترکیب «ساخت تازه + فعالیت عجیب» یکی از سرنخهای مهم است.
🔹ادعای سکونت در کشور دیگر
برخی حسابها برای جلب اعتماد یا تاثیرگذاری بیشتر، ادعا میکنند در کشورهایی مثل آمریکا زندگی میکنند. اما با بررسی زمان انتشار پستها یا اطلاعات عمومی پروفایل، مشخص میشود محل فعالیت آنها جای دیگری است.
این اختلاف معمولا نشان میدهد هویت اعلامشده واقعی نیست.
ادامه مطلب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
علیرضا عبدی، فعال مدنی، در روایتی تکاندهنده از پرونده محمدامین بیگلری، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«چند شب پیش رفتیم خونه یه پدر داغدار… پدری که از ۳ سالگی، بچههاشو تنها بزرگ کرده… پسرش یه بچه ۱۷–۱۸ ساله بوده، کارگر… نه اهل سیاست، نه دنبال دردسر… اون شب فقط توی شلوغی گیر کرده بود…»
او در ادامه تأکید میکند:
«از اونجا به بعد، سکوت مطلق… هیچ تماسی با خانواده، هیچ خبری، هیچ دسترسی واقعی به وکیل… کمتر از ۴۸ ساعت دادگاه، حکم اعدام… بدون خداحافظی، بدون اطلاع خانواده… فقط از خبرها فهمیدن اعدام شده…»
و در پایان از خواستههای ساده اما دردناک یک پدر مینویسد:
«فقط میخواد بدونه بچهش کجاست… چه بلایی سرش اومده… پیکرشو تحویل بگیره… و اسمش با این برچسبها نمونه.»
محمدامین بیگلری، متولد ۱۳۸۶، دانشجوی ۱۹ ساله رشته کامپیوتر، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد. او به همراه چند نفر دیگر به «حمله به یک مرکز بسیج» متهم شد؛ اتهامی که در روندی مبهم و بدون دسترسی به وکیل مستقل، به صدور حکم اعدام انجامید. او در ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ اعدام شد.
@Tavaana_TavaanaTech
«چند شب پیش رفتیم خونه یه پدر داغدار… پدری که از ۳ سالگی، بچههاشو تنها بزرگ کرده… پسرش یه بچه ۱۷–۱۸ ساله بوده، کارگر… نه اهل سیاست، نه دنبال دردسر… اون شب فقط توی شلوغی گیر کرده بود…»
او در ادامه تأکید میکند:
«از اونجا به بعد، سکوت مطلق… هیچ تماسی با خانواده، هیچ خبری، هیچ دسترسی واقعی به وکیل… کمتر از ۴۸ ساعت دادگاه، حکم اعدام… بدون خداحافظی، بدون اطلاع خانواده… فقط از خبرها فهمیدن اعدام شده…»
و در پایان از خواستههای ساده اما دردناک یک پدر مینویسد:
«فقط میخواد بدونه بچهش کجاست… چه بلایی سرش اومده… پیکرشو تحویل بگیره… و اسمش با این برچسبها نمونه.»
محمدامین بیگلری، متولد ۱۳۸۶، دانشجوی ۱۹ ساله رشته کامپیوتر، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد. او به همراه چند نفر دیگر به «حمله به یک مرکز بسیج» متهم شد؛ اتهامی که در روندی مبهم و بدون دسترسی به وکیل مستقل، به صدور حکم اعدام انجامید. او در ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ اعدام شد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔7