Forwarded from گفتوشنود
امام جمعه مشهد: مجتبی خامنهای به رزمندگان پیام داده که این آتشبس دروغ است
احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد گفت: «️رهبر انقلاب از یک طرف به شورای عالی امنیت ملی اجازه دادند که آتشبس را قبول کنید و از طرف دیگر به رزمندگان پیام داده که این آتشبس دروغ است، دشمن به آن پایبند نمیماند و جنگ را ادامه خواهد داد.»
او ادامه داد: «️شورای عالی امنیت ملی هم برای خنثی کردن توطئه آمریکا اعلام کرد که آتشبس را قبول می کنیم که نهایتا مشخص شد اصل آتشبس دروغ است و دشمن اهل آتشبس نیست.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که علمالهدی طی چند هفته اخیر دیدگاههای متناقض از تقبیه و منع مذاکره و پایان جنگ تا دیدگاه مثبت به آتش بس داشته و یک رویه نامتعادل و ناپایدار در این مورد به نمایشگذاشته است.
#علم_الهدی #جنگ #آتش_بس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد گفت: «️رهبر انقلاب از یک طرف به شورای عالی امنیت ملی اجازه دادند که آتشبس را قبول کنید و از طرف دیگر به رزمندگان پیام داده که این آتشبس دروغ است، دشمن به آن پایبند نمیماند و جنگ را ادامه خواهد داد.»
او ادامه داد: «️شورای عالی امنیت ملی هم برای خنثی کردن توطئه آمریکا اعلام کرد که آتشبس را قبول می کنیم که نهایتا مشخص شد اصل آتشبس دروغ است و دشمن اهل آتشبس نیست.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که علمالهدی طی چند هفته اخیر دیدگاههای متناقض از تقبیه و منع مذاکره و پایان جنگ تا دیدگاه مثبت به آتش بس داشته و یک رویه نامتعادل و ناپایدار در این مورد به نمایشگذاشته است.
#علم_الهدی #جنگ #آتش_بس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خیابان در اختیار چه کسانی است؟
آنجا که صدا بلندتر است، نه لزوماً جمعیت بیشتر!
پیام همراهان
این روزها و به ویژه پس از آتش بس خیابانها پرند؛ اما آیا این به معنای حضور اکثریت است؟
در سطح شهر، صحنههایی آشنا تکرار میشود: گروههای حامی حکومت که با آسودگی خیابانها را میبندند، ترافیک ایجاد میکنند، پردههای بزرگ نصب میکنند، برنامه برگزار میکنند، هزینههای قابلتوجهی صرف میکنند، چای و حتی غذا توزیع میکنند و نمادها را میان رهگذران پخش میکنند. این حضور، پررنگ و مداوم است؛ آنقدر که بهسادگی میتواند بهعنوان «صدای جامعه» تعبیر شود.
اما آنچه دیده میشود، لزوماً تمام واقعیت نیست.
خیابان، بیش از آنکه آینهی تعداد باشد، بازتاب «امکان حضور» است. وقتی یک گروه از سازماندهی، منابع و هزینهی پایینتر برای حضور برخوردار است، میتواند فضا را اشغال کند و تصویری از برتری بسازد؛تصویری که ممکن است با نسبتهای واقعی جامعه فاصله داشته باشد.
در مقابل، بسیاری دیگر غایباند. نه لزوماً از سر رضایت، بلکه بهدلیل محاسبهی هزینه. وقتی حضور میتواند پیامدهای شغلی، اجتماعی یا شخصی داشته باشد، سکوت به انتخابی عقلانی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، پدیدهای شکل میگیرد که در ادبیات علوم اجتماعی به آن «مارپیچ سکوت» گفته میشود: هرچه یک صدا بلندتر و بیرقیبتر باشد، دیگران بیشتر به حاشیه رانده میشوند و سکوت گستردهتر میشود.
پیامد این وضعیت، شکلگیری نوعی «توهم اکثریت» است؛ حضوری که بهدلیل تکرار و شدت، بزرگتر از واقعیت به نظر میرسد، و سکوتی که بهاشتباه به معنای همراهی تعبیر میشود.
نخبگان نیز اغلب بیرون از این صحنه میمانند. نه فقط بهدلیل تفاوت ابزار اثرگذاری، بلکه بهدلیل ریسک از دست دادن موقعیت و نبود امکان هماهنگی جمعی. در غیاب آنان، خیابان بهتدریج از تنوع تهی میشود و به صحنهای با صدای غالب تبدیل میگردد.
برای فهم آنچه میگذرد، باید یک تمایز ساده اما اساسی را به خاطر سپرد:
آنچه در خیابان دیده میشود، الزاماً آن چیزی نیست که در جامعه جریان دارد.
گاهی حقیقت، نه در صداهای بلند، بلکه در سکوتهای گسترده پنهان است؛ سکوتی که اگر شنیده نشود، میتواند بهسادگی با رضایت اشتباه گرفته شود.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
آنجا که صدا بلندتر است، نه لزوماً جمعیت بیشتر!
پیام همراهان
این روزها و به ویژه پس از آتش بس خیابانها پرند؛ اما آیا این به معنای حضور اکثریت است؟
در سطح شهر، صحنههایی آشنا تکرار میشود: گروههای حامی حکومت که با آسودگی خیابانها را میبندند، ترافیک ایجاد میکنند، پردههای بزرگ نصب میکنند، برنامه برگزار میکنند، هزینههای قابلتوجهی صرف میکنند، چای و حتی غذا توزیع میکنند و نمادها را میان رهگذران پخش میکنند. این حضور، پررنگ و مداوم است؛ آنقدر که بهسادگی میتواند بهعنوان «صدای جامعه» تعبیر شود.
اما آنچه دیده میشود، لزوماً تمام واقعیت نیست.
خیابان، بیش از آنکه آینهی تعداد باشد، بازتاب «امکان حضور» است. وقتی یک گروه از سازماندهی، منابع و هزینهی پایینتر برای حضور برخوردار است، میتواند فضا را اشغال کند و تصویری از برتری بسازد؛تصویری که ممکن است با نسبتهای واقعی جامعه فاصله داشته باشد.
در مقابل، بسیاری دیگر غایباند. نه لزوماً از سر رضایت، بلکه بهدلیل محاسبهی هزینه. وقتی حضور میتواند پیامدهای شغلی، اجتماعی یا شخصی داشته باشد، سکوت به انتخابی عقلانی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، پدیدهای شکل میگیرد که در ادبیات علوم اجتماعی به آن «مارپیچ سکوت» گفته میشود: هرچه یک صدا بلندتر و بیرقیبتر باشد، دیگران بیشتر به حاشیه رانده میشوند و سکوت گستردهتر میشود.
پیامد این وضعیت، شکلگیری نوعی «توهم اکثریت» است؛ حضوری که بهدلیل تکرار و شدت، بزرگتر از واقعیت به نظر میرسد، و سکوتی که بهاشتباه به معنای همراهی تعبیر میشود.
نخبگان نیز اغلب بیرون از این صحنه میمانند. نه فقط بهدلیل تفاوت ابزار اثرگذاری، بلکه بهدلیل ریسک از دست دادن موقعیت و نبود امکان هماهنگی جمعی. در غیاب آنان، خیابان بهتدریج از تنوع تهی میشود و به صحنهای با صدای غالب تبدیل میگردد.
برای فهم آنچه میگذرد، باید یک تمایز ساده اما اساسی را به خاطر سپرد:
آنچه در خیابان دیده میشود، الزاماً آن چیزی نیست که در جامعه جریان دارد.
گاهی حقیقت، نه در صداهای بلند، بلکه در سکوتهای گسترده پنهان است؛ سکوتی که اگر شنیده نشود، میتواند بهسادگی با رضایت اشتباه گرفته شود.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درخواست توقف ادامه اقدامات نظامی از درون زندان؛ روایت مهدی مسکیننواز از تبعات انسانی خشونت
مهدی مسکیننواز، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان در فایلی صوتی که دو روز پیش داده و به تازگی در اکانت ایکس او منتشر شده، نسبت به تداوم اقدامات نظامی و پیامدهای انسانی آن ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف این روند شده است.
در این پیام میگوید که گرچه چنین مواضعی ممکن است احساسی یا متناقض تلقی شود، اما این سخنان برخاسته از تجربه مستقیم رنج و واقعیتهای میدانی است. او با اشاره به وضعیت خانوادهای که طی شش ماه گذشته سه بار عزادار شدهاند، تأکید میکند که هر روز با نگرانی از وضعیت آنان روز خود را آغاز میکند.
او در ادامه هشدار داده است که ادامه این مسیر، بیش از آنکه سودی به همراه داشته باشد، موجب افزایش خسارات و آسیبهای انسانی خواهد شد. بر همین اساس، در این پیام بر ضرورت توقف گزینه نظامی که از آن در ابتدا بهعنوان اقدامی «هدفمند» یاد شده، تأکید شده است.
این زندانی در پایان، با اشاره به شرایط جاری، خواستار پایان دادن به روندی شده که به گفته او، پیامدی جز تشدید رنج و خسارت برای جامعه نداشته است.
این پیام صوتی با هشتگ #جامعه_مدنی منتشر شده است و احتمالا منظور بازگشت به جامعه مدنی است.
مهدی مسکیننواز تا چندی پیش در زندان بندرانزلی محبوس بود، به نظر میرسد به تازگی به زندان لاکان رشت منتقل شده است.
#مهدی_مسکین_نواز #بیانیه #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
مهدی مسکیننواز، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان در فایلی صوتی که دو روز پیش داده و به تازگی در اکانت ایکس او منتشر شده، نسبت به تداوم اقدامات نظامی و پیامدهای انسانی آن ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف این روند شده است.
در این پیام میگوید که گرچه چنین مواضعی ممکن است احساسی یا متناقض تلقی شود، اما این سخنان برخاسته از تجربه مستقیم رنج و واقعیتهای میدانی است. او با اشاره به وضعیت خانوادهای که طی شش ماه گذشته سه بار عزادار شدهاند، تأکید میکند که هر روز با نگرانی از وضعیت آنان روز خود را آغاز میکند.
او در ادامه هشدار داده است که ادامه این مسیر، بیش از آنکه سودی به همراه داشته باشد، موجب افزایش خسارات و آسیبهای انسانی خواهد شد. بر همین اساس، در این پیام بر ضرورت توقف گزینه نظامی که از آن در ابتدا بهعنوان اقدامی «هدفمند» یاد شده، تأکید شده است.
این زندانی در پایان، با اشاره به شرایط جاری، خواستار پایان دادن به روندی شده که به گفته او، پیامدی جز تشدید رنج و خسارت برای جامعه نداشته است.
این پیام صوتی با هشتگ #جامعه_مدنی منتشر شده است و احتمالا منظور بازگشت به جامعه مدنی است.
مهدی مسکیننواز تا چندی پیش در زندان بندرانزلی محبوس بود، به نظر میرسد به تازگی به زندان لاکان رشت منتقل شده است.
#مهدی_مسکین_نواز #بیانیه #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤2
قمار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بر سر سفره مردم؛
خاکستر شدن صنایع مادر در آتش جنگافروزی
سیاستهای ستیزهجویانه جمهوری اسلامی و اصرار بر دشمنتراشیهای بیپایان، بهویژه در قبال اسرائیل، سرانجام گریبان اقتصاد لرزان ایران را گرفت و کشور را به کام جنگی ویرانگر کشاند. در این میان، صنایع پیشران که ستون فقرات معیشت عمومی محسوب میشدند، به سیبل حملات تبدیل شده و هزینه توهمات استراتژیک نظام را از جیب ملت پرداخت کردند.
⚫️منطقه ویژه ماهشهر: شاهرگی که بریده شد
منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، به عنوان قطب اول پتروشیمی کشور، قلب تپنده صنعت ارزآور ایران بود. این منطقه با تمرکز بر زنجیره کامل تولید از الفینها و پلیمرها تا مواد شیمیایی پایه و آروماتیکها، حدود ۴۰ درصد از کل ظرفیت تولید پتروشیمی ایران را در اختیار داشت. مجتمعهای عظیمی همچون بندر امام، مارون، اروند و فجر، نهتنها تأمینکننده نیاز داخلی، بلکه منبع اصلی ورود ارز به کشور بودند.
⚫️فاجعهی فراتر از بمباران: نابودی معیشت
با از کار افتادن این ابرمجتمع صنعتی در پی حملات اخیر، فاجعهای چندلایه رخ داده است:
۱. هدررفت سرمایههای ملی: میلیاردها دلار منابعی که طی دههها از حق مردم ایران صرف ساخت این زیرساختها شده بود، در چشمبرهمزدنی به تلی از آهنپاره تبدیل شد.
۲. غارت دارایی سهامداران: بخش بزرگی از سهام این پتروشیمیها متعلق به صندوقهای بازنشستگی و سهام عدالت است؛ یعنی اموال مستقیم مردمی که اکنون شاهد دود شدن سرمایههای خرد خود هستند.
۳. فلج شدن صنایع پاییندستی: پتروشیمی ماهشهر خوراک هزاران واحد تولیدی کوچک و متوسط (از صنایع پلاستیک و نساجی تا دارویی و شوینده) را تأمین میکرد. توقف تولید در ماهشهر، به معنای تعطیلی زنجیرهای کارخانهها و بیکاری گسترده است.
۴. شوک ارزی و تورم افسارگسیخته: با قطع درآمد صادراتی این منطقه، تراز ارزی کشور فروپاشیده و نتیجه مستقیم آن، پرواز قیمت ارز و موج جدیدی از گرانی کالاهای اساسی است که کمر طبقه ضعیف را خواهد شکست.
آنچه در ماهشهر و دیگر نقاط صنعتی رخ داد، نه یک اتفاق تنها از جنس جنگ، بلکه نتیجه مستقیم رویکرد «دیگرستیز» و ایدئولوژیمحور رهبرانی است که بقای خود را در صدور بحران و جنگطلبی میبینند. جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که برای گسترش نفوذ منطقهای و توهمات سیاسی خود، ابایی از قربانی کردن صنایع مادر، ثروت ملی و امنیت اقتصادی مردم ایران ندارد. هزینه این «جنگ خودخواسته» را نه حاکمان در برجهای عاج، بلکه مردمی میپردازند که زیر بار تورم و ویرانی، قربانی سیاستهای بیخردانه شدهاند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #تورم #گرانی #فقر #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
خاکستر شدن صنایع مادر در آتش جنگافروزی
سیاستهای ستیزهجویانه جمهوری اسلامی و اصرار بر دشمنتراشیهای بیپایان، بهویژه در قبال اسرائیل، سرانجام گریبان اقتصاد لرزان ایران را گرفت و کشور را به کام جنگی ویرانگر کشاند. در این میان، صنایع پیشران که ستون فقرات معیشت عمومی محسوب میشدند، به سیبل حملات تبدیل شده و هزینه توهمات استراتژیک نظام را از جیب ملت پرداخت کردند.
⚫️منطقه ویژه ماهشهر: شاهرگی که بریده شد
منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، به عنوان قطب اول پتروشیمی کشور، قلب تپنده صنعت ارزآور ایران بود. این منطقه با تمرکز بر زنجیره کامل تولید از الفینها و پلیمرها تا مواد شیمیایی پایه و آروماتیکها، حدود ۴۰ درصد از کل ظرفیت تولید پتروشیمی ایران را در اختیار داشت. مجتمعهای عظیمی همچون بندر امام، مارون، اروند و فجر، نهتنها تأمینکننده نیاز داخلی، بلکه منبع اصلی ورود ارز به کشور بودند.
⚫️فاجعهی فراتر از بمباران: نابودی معیشت
با از کار افتادن این ابرمجتمع صنعتی در پی حملات اخیر، فاجعهای چندلایه رخ داده است:
۱. هدررفت سرمایههای ملی: میلیاردها دلار منابعی که طی دههها از حق مردم ایران صرف ساخت این زیرساختها شده بود، در چشمبرهمزدنی به تلی از آهنپاره تبدیل شد.
۲. غارت دارایی سهامداران: بخش بزرگی از سهام این پتروشیمیها متعلق به صندوقهای بازنشستگی و سهام عدالت است؛ یعنی اموال مستقیم مردمی که اکنون شاهد دود شدن سرمایههای خرد خود هستند.
۳. فلج شدن صنایع پاییندستی: پتروشیمی ماهشهر خوراک هزاران واحد تولیدی کوچک و متوسط (از صنایع پلاستیک و نساجی تا دارویی و شوینده) را تأمین میکرد. توقف تولید در ماهشهر، به معنای تعطیلی زنجیرهای کارخانهها و بیکاری گسترده است.
۴. شوک ارزی و تورم افسارگسیخته: با قطع درآمد صادراتی این منطقه، تراز ارزی کشور فروپاشیده و نتیجه مستقیم آن، پرواز قیمت ارز و موج جدیدی از گرانی کالاهای اساسی است که کمر طبقه ضعیف را خواهد شکست.
آنچه در ماهشهر و دیگر نقاط صنعتی رخ داد، نه یک اتفاق تنها از جنس جنگ، بلکه نتیجه مستقیم رویکرد «دیگرستیز» و ایدئولوژیمحور رهبرانی است که بقای خود را در صدور بحران و جنگطلبی میبینند. جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که برای گسترش نفوذ منطقهای و توهمات سیاسی خود، ابایی از قربانی کردن صنایع مادر، ثروت ملی و امنیت اقتصادی مردم ایران ندارد. هزینه این «جنگ خودخواسته» را نه حاکمان در برجهای عاج، بلکه مردمی میپردازند که زیر بار تورم و ویرانی، قربانی سیاستهای بیخردانه شدهاند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #تورم #گرانی #فقر #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
💔4
Forwarded from گفتوشنود
پس از اظهارات تند دونالد ترامپ علیه موضع ضد جنگ پاپ لئون چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان در واکنشی کوتاه و بدون ورود به جدل سیاسی بار دیگر بر پیام اصلی خود تأکید کرد. پاپ لئون پیش از پرواز به الجزایر در جمع خبرنگاران اظهار داشت «پیام همواره همان است: ترویج صلح» و افزود قصد ندارد وارد مناقشه با رئیسجمهوری آمریکا شود.
پاپ لئو روز دوشنبه ۲۴ فروردین به خبرگزاری رویترز گفت که پس از انتقاد تند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به رهبر کلیسای ۱.۴ میلیارد نفری، قصد دارد همچنان علیه جنگ موضعگیری کند.
او در اظهاراتی در هواپیمای پاپی به مقصد الجزایر، که سفر ۱۰روزه خود به چهار کشور آفریقایی را از آنجا آغاز میکند، همچنین گفت که از پیام مسیحیت «سوءاستفاده» میشود.
پاپ لئو به رویترز گفت: «نمیخواهم وارد بحث با او شوم. فکر نمیکنم پیام انجیل به گونهای باشد که برخی افراد از آن سوءاستفاده میکنند».
او که به زبان انگلیسی صحبت میکرد افزود: «بهطور جدی به مخالفت با جنگ ادامه خواهم داد، با هدف ترویج صلح، گفتوگو و روابط چندجانبه میان کشورها برای یافتن راهحلهای عادلانه برای مشکلات».
رهبر کاتولیکهای جهان گفت: «امروز افراد زیادی در جهان رنج میبرند. افراد بیگناه بسیاری کشته میشوند. و فکر میکنم کسی باید برخیزد و بگوید راه بهتری هم وجود دارد».
رئیسجمهور آمریکا روز یکشنبه از رهبر کاتولیکهای جهان بهدلیل مخالفتش با جنگ ایران انتقاد و او را متهم کرده بود که در برابر «جرم و جنایت و سلاح هستهای» ضعیف است.
#پاپ #جنگ #صلح #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پاپ لئو روز دوشنبه ۲۴ فروردین به خبرگزاری رویترز گفت که پس از انتقاد تند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به رهبر کلیسای ۱.۴ میلیارد نفری، قصد دارد همچنان علیه جنگ موضعگیری کند.
او در اظهاراتی در هواپیمای پاپی به مقصد الجزایر، که سفر ۱۰روزه خود به چهار کشور آفریقایی را از آنجا آغاز میکند، همچنین گفت که از پیام مسیحیت «سوءاستفاده» میشود.
پاپ لئو به رویترز گفت: «نمیخواهم وارد بحث با او شوم. فکر نمیکنم پیام انجیل به گونهای باشد که برخی افراد از آن سوءاستفاده میکنند».
او که به زبان انگلیسی صحبت میکرد افزود: «بهطور جدی به مخالفت با جنگ ادامه خواهم داد، با هدف ترویج صلح، گفتوگو و روابط چندجانبه میان کشورها برای یافتن راهحلهای عادلانه برای مشکلات».
رهبر کاتولیکهای جهان گفت: «امروز افراد زیادی در جهان رنج میبرند. افراد بیگناه بسیاری کشته میشوند. و فکر میکنم کسی باید برخیزد و بگوید راه بهتری هم وجود دارد».
رئیسجمهور آمریکا روز یکشنبه از رهبر کاتولیکهای جهان بهدلیل مخالفتش با جنگ ایران انتقاد و او را متهم کرده بود که در برابر «جرم و جنایت و سلاح هستهای» ضعیف است.
#پاپ #جنگ #صلح #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6❤2
روایت «قبر خالی»؛ ۳۸ روز جستوجو برای کودکی که هرگز پیدا نشد
به نقل از روزنامه شرق، پرونده «ماکان نصیری»، دانشآموز هفتساله کلاس اولی در مدرسه شجره طیبه میناب، در حالی با عنوان مفقودالاثر بسته شد که «از او فقط یک لنگه کفش ماند و یک پولیور آبی».
در این گزارش آمده است که از میان ۱۵۶ قربانی این حمله، تنها پیکر ماکان هرگز شناسایی نشد: «تنها کودکی که هیچچیز، مطلقا هیچچیز از پیکر نحیف و کوچکش پیدا نشد».
مادر ماکان، آسیه، ۳۸ روز میان آوارها و سردخانهها به دنبال نشانی از فرزندش بود. تنها امید او، تکهای از بدن کودک بود: «۳۸ روز در سردخانهها و روی آوارها بود تا تکهای از بدن سومین فرزندش را پیدا کند». اما در نهایت، دایی ماکان تنها نشانه را پیدا کرد؛ «یک لنگه کفش پاره ماکان صد متر دورتر از محل انفجار».
روایت لحظه پیدا شدن این نشانه، نقطه اوج این فاجعه است: «از حال رفت؛ چون تا آن روز هیچ اثری از ماکان ندیده بودند… قیامت شد».
مادر میگوید در تمام ساعات جستوجو، هیچ کودک زندهای از زیر آوار بیرون نیامد: «هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده میشد، بیجان بود». و درباره وضعیت پیکرها میگوید: «بیشترشان تکهتکه بودند».
در روز چهارم، تنها نشانه دیگر پیدا شد: «پولیور آبی ماکان». اما حتی آن هم امید را از بین نبرد؛ «به همین دلیل امید به زندهبودنش داشتم». این امید تا روز سیوهشتم ادامه داشت.
دایی ماکان که خود در میان آوارها به جستوجو پرداخته، صحنهها را اینگونه توصیف میکند: «هرچه آوار برمیداشتند، تکههای دست و پا و سر کوچک کودکان بود… اصلا نمیشود وصف کرد». او حتی تکههای بدن را جمعآوری میکرد: «هر تکه گوشت یا انگشتی پیدا میکرد میگذاشت روی گاز استریل و میبرد به پزشکی قانونی».
در نهایت، از ماکان فقط چند یادگار باقی ماند؛ «پولیور آبی مچالهشده و یک لنگه کفش کرم»، که اکنون در یک صندوق شیشهای در مسجد محل نگهداری میشود.
قبر ماکان اما خالی است. به گفته مادر: «الان فقط یک قبر نمادین دارد». قبری که به یکی از تلخترین تصاویر این فاجعه تبدیل شده؛ «قبرهای خالی کوچک… قبر ماکان اما خالی است».
گزارش کامل را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/3dpnuk38
#ماکان_نصیری #میناب #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
به نقل از روزنامه شرق، پرونده «ماکان نصیری»، دانشآموز هفتساله کلاس اولی در مدرسه شجره طیبه میناب، در حالی با عنوان مفقودالاثر بسته شد که «از او فقط یک لنگه کفش ماند و یک پولیور آبی».
در این گزارش آمده است که از میان ۱۵۶ قربانی این حمله، تنها پیکر ماکان هرگز شناسایی نشد: «تنها کودکی که هیچچیز، مطلقا هیچچیز از پیکر نحیف و کوچکش پیدا نشد».
مادر ماکان، آسیه، ۳۸ روز میان آوارها و سردخانهها به دنبال نشانی از فرزندش بود. تنها امید او، تکهای از بدن کودک بود: «۳۸ روز در سردخانهها و روی آوارها بود تا تکهای از بدن سومین فرزندش را پیدا کند». اما در نهایت، دایی ماکان تنها نشانه را پیدا کرد؛ «یک لنگه کفش پاره ماکان صد متر دورتر از محل انفجار».
روایت لحظه پیدا شدن این نشانه، نقطه اوج این فاجعه است: «از حال رفت؛ چون تا آن روز هیچ اثری از ماکان ندیده بودند… قیامت شد».
مادر میگوید در تمام ساعات جستوجو، هیچ کودک زندهای از زیر آوار بیرون نیامد: «هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده میشد، بیجان بود». و درباره وضعیت پیکرها میگوید: «بیشترشان تکهتکه بودند».
در روز چهارم، تنها نشانه دیگر پیدا شد: «پولیور آبی ماکان». اما حتی آن هم امید را از بین نبرد؛ «به همین دلیل امید به زندهبودنش داشتم». این امید تا روز سیوهشتم ادامه داشت.
دایی ماکان که خود در میان آوارها به جستوجو پرداخته، صحنهها را اینگونه توصیف میکند: «هرچه آوار برمیداشتند، تکههای دست و پا و سر کوچک کودکان بود… اصلا نمیشود وصف کرد». او حتی تکههای بدن را جمعآوری میکرد: «هر تکه گوشت یا انگشتی پیدا میکرد میگذاشت روی گاز استریل و میبرد به پزشکی قانونی».
در نهایت، از ماکان فقط چند یادگار باقی ماند؛ «پولیور آبی مچالهشده و یک لنگه کفش کرم»، که اکنون در یک صندوق شیشهای در مسجد محل نگهداری میشود.
قبر ماکان اما خالی است. به گفته مادر: «الان فقط یک قبر نمادین دارد». قبری که به یکی از تلخترین تصاویر این فاجعه تبدیل شده؛ «قبرهای خالی کوچک… قبر ماکان اما خالی است».
گزارش کامل را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/3dpnuk38
#ماکان_نصیری #میناب #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
💔26🕊3❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک هموطن از داخل ایران، در پیامی صوتی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از وضعیت این روزهای کشور پس از اعلام آتشبس در پی جنگ حدود ۴۰ روزه میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی میگوید؛ روایتی از شوک، سردرگمی و تداوم فشارهای داخلی.
او میگوید که اعلام آتشبس برای بسیاری از مردم غیرمنتظره بوده است:
«هیچکس اصلاً انتظار آتشبس را نداشت. همه فکر میکردند این مسیر قرار است تا یک نتیجه جدی ادامه پیدا کند. وقتی خبر آتشبس آمد، ما شوکه شدیم؛ نه خوشحال شدیم، نه حتی آرام. فقط گیج بودیم.»
به گفته این شهروند، پس از سرکوب گسترده اعتراضات و کشتهشدن هزاران نفر در دی ماه و سپس آغاز جنگ و آسیب به زیرساختها، بسیاری از مردم با تحمل هزینههای سنگین، به امید رسیدن به تغییری بنیادین پیش رفته بودند:
«ما دیدیم چه گذشت؛ دیدیم چند هزار نفر کشته شدند، جنگ شد، زیرساختها نابود شد. با همه اینها مردم تحمل کردند تا به نتیجهای که میخواهیم، یعنی پایان جمهوری اسلامی برسیم.»
او تأکید میکند که اگرچه ممکن است در ظاهر از شدت درگیریها کاسته شده باشد، اما در زندگی روزمره تغییر معناداری رخ نداده است:
«شاید صدای جنگ کمتر شده باشد، اما در عمق زندگیمان هیچچیز درست نشده. اینترنت عملاً از دسترس خارج است و با هزینه بسیار زیاد و سختی میتوان برای لحظاتی وصل شد.»
به گفته او، نهتنها فشارهای حکومت کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد افزایش یافته است:
«حکومت نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه خشنتر شده. صراحتاً گفتهاند اعدامها باید سریعتر انجام شود. اینترنت را قطع کردهاند، ایستهای بازرسی زیاد شده، گوشیها را چک میکنند و فضا کاملاً امنیتی است.»
او فضای عمومی جامعه را «سنگین و خفهکننده» توصیف میکند و از نوعی شوک جمعی سخن میگوید:
«مردم در بهت هستند؛ هم خستهاند، هم سردرگم. کمتر حرف میزنند، کمتر واکنش نشان میدهند. هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد.»
این شهروند همچنین از نگرانی عمیق نسبت به بینتیجه ماندن هزینههای سنگینی که مردم پرداخت کردهاند سخن میگوید:
«بیشترین نگرانی این است که این همه هزینه دادیم، کشته، جنگ، نابودی زیرساختها، اما هنوز هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.»
او به وضعیت دشوار دسترسی به اینترنت و محدودیتهای اجتماعی نیز اشاره میکند:
«برای اتصال به اینترنت باید بخش زیادی از درآمد ماهانه را هزینه کرد. در شهرها ایستهای بازرسی هست، به حجاب گیر میدهند، اگر کسی شادی کند یا مقاومت نشان دهد، با او برخورد میکنند.»
به گفته این شهروند، امید مردم نیز دستخوش تغییر شده است:
«قبلاً بخشی از امید به بیرون بود، اما حالا خیلیها به این نتیجه رسیدهاند که قدرتهای خارجی بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. اگر امیدی باشد، بیشتر به خود مردم است.»
او در پایان، از جامعه جهانی میخواهد صدای مردم ایران را بازتاب دهند:
«ما مردم ایران با همه این سختیها هنوز شرافتمندانه زندگی میکنیم و مبارزه میکنیم. سالهاست در برابر دیکتاتوری ایستادهایم و با وجود همه هزینهها، امید به آزادی هنوز کاملاً از بین نرفته است.»
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران #DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید که اعلام آتشبس برای بسیاری از مردم غیرمنتظره بوده است:
«هیچکس اصلاً انتظار آتشبس را نداشت. همه فکر میکردند این مسیر قرار است تا یک نتیجه جدی ادامه پیدا کند. وقتی خبر آتشبس آمد، ما شوکه شدیم؛ نه خوشحال شدیم، نه حتی آرام. فقط گیج بودیم.»
به گفته این شهروند، پس از سرکوب گسترده اعتراضات و کشتهشدن هزاران نفر در دی ماه و سپس آغاز جنگ و آسیب به زیرساختها، بسیاری از مردم با تحمل هزینههای سنگین، به امید رسیدن به تغییری بنیادین پیش رفته بودند:
«ما دیدیم چه گذشت؛ دیدیم چند هزار نفر کشته شدند، جنگ شد، زیرساختها نابود شد. با همه اینها مردم تحمل کردند تا به نتیجهای که میخواهیم، یعنی پایان جمهوری اسلامی برسیم.»
او تأکید میکند که اگرچه ممکن است در ظاهر از شدت درگیریها کاسته شده باشد، اما در زندگی روزمره تغییر معناداری رخ نداده است:
«شاید صدای جنگ کمتر شده باشد، اما در عمق زندگیمان هیچچیز درست نشده. اینترنت عملاً از دسترس خارج است و با هزینه بسیار زیاد و سختی میتوان برای لحظاتی وصل شد.»
به گفته او، نهتنها فشارهای حکومت کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد افزایش یافته است:
«حکومت نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه خشنتر شده. صراحتاً گفتهاند اعدامها باید سریعتر انجام شود. اینترنت را قطع کردهاند، ایستهای بازرسی زیاد شده، گوشیها را چک میکنند و فضا کاملاً امنیتی است.»
او فضای عمومی جامعه را «سنگین و خفهکننده» توصیف میکند و از نوعی شوک جمعی سخن میگوید:
«مردم در بهت هستند؛ هم خستهاند، هم سردرگم. کمتر حرف میزنند، کمتر واکنش نشان میدهند. هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد.»
این شهروند همچنین از نگرانی عمیق نسبت به بینتیجه ماندن هزینههای سنگینی که مردم پرداخت کردهاند سخن میگوید:
«بیشترین نگرانی این است که این همه هزینه دادیم، کشته، جنگ، نابودی زیرساختها، اما هنوز هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.»
او به وضعیت دشوار دسترسی به اینترنت و محدودیتهای اجتماعی نیز اشاره میکند:
«برای اتصال به اینترنت باید بخش زیادی از درآمد ماهانه را هزینه کرد. در شهرها ایستهای بازرسی هست، به حجاب گیر میدهند، اگر کسی شادی کند یا مقاومت نشان دهد، با او برخورد میکنند.»
به گفته این شهروند، امید مردم نیز دستخوش تغییر شده است:
«قبلاً بخشی از امید به بیرون بود، اما حالا خیلیها به این نتیجه رسیدهاند که قدرتهای خارجی بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. اگر امیدی باشد، بیشتر به خود مردم است.»
او در پایان، از جامعه جهانی میخواهد صدای مردم ایران را بازتاب دهند:
«ما مردم ایران با همه این سختیها هنوز شرافتمندانه زندگی میکنیم و مبارزه میکنیم. سالهاست در برابر دیکتاتوری ایستادهایم و با وجود همه هزینهها، امید به آزادی هنوز کاملاً از بین نرفته است.»
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران #DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
❤7💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلشن فتحی، فعال مدنی، در این ویدیو از ایجاد آلودگی صوتی توسط نیروهای حکومتی و تبعیض در حق استفاده از خیابان میگوید.
او ضمن انتشار این ویدیو مینویسد:
«چرا بعضیها مالک خیابانند؟ چرا خیابان، برای بعضیها همیشه روشن و امن است و برای بعضی دیگر تاریک و پر از ترس؟
چرا آنها با پرچم و شعار، صاحب این خاک به نظر میرسند و ما، ساکنانی موقت که هر لحظه ممکن است بازخواست شویم نه بهخاطر خطای احتمالی، صرفا بهخاطر متفاوت بودن؟
من خواستهای عجیب ندارم. نه قدرت میخواهم، نه آشوب.
فقط میخواهم اگر حق نامش را بتوان گذاشت ماهی یکبار، یک ربع، یا حتی چند دقیقه، در میدان اصلی شهر بایستم، میکروفونی در دست بگیرم و حرفم را بزنم.
همین مثل آنها… فریاد بزنم و تمام حرص و بغضم را بر سر پنجرههای این شهر آوار کنم
بدون ترس و لرز… بدون اینکه هر کلمهام را پیشاپیش سانسور کنم در ذهن خودم.
مگر حق شهروندی من چه تفاوتی دارد با کسی که با یک پرچم و چند شعار ایدئولوژیک، خیابان را به تصرف خود درمیآورد؟
او میتواند هر شب آرامش مرا به هم بزند، صدای بلندش را بر زندگی من تحمیل کند، خیابان را ببندد، فضا را پر کند از حضور خودش و من از ترس کشنده حتی جرأت نکنم بگویم لطفاً، خواهش میکنم کمی آرامتر.
آلودگی صدا که صرفا صدا نیست.
وقتی با صدای جنگ و اخبار بمباران و اضطرابِ هر لحظه گره میخورد، تبدیل میشود به فشاری که تا عمق جان نفوذ میکند.
من احساس میکنم میان دو دیوانه گیر افتادهام
میان دشمن خارجی و تندروهای داخلی،
میان ترس از آنچه از بیرون میآید و فشاری که از درون تحمیل میشود.
جایی که نه پناهی هست و نه صدایی که تو را نمایندگی کند.
احساس میکنم اسیرم.
اسیری که زندانبانش آنقدر به او نزدیک است که راه فرار را هم از یادش میبرد.
و تلختر از آن لحظهای است که حتی اگر در را باز بگذارند،
به خودش میگوید: «کجا بروم؟ چه کسی منتظر من است؟»
من همان بیتِ ناتمامم:
حالِ من، حالِ اسیریست که هنگامِ فرار یادش آمد
کسی منتظرش نیست…
و نرفت.
این فقط یک اعتراض نیست.
یک بغض قدیمی است.
بغضِ دیدهنشدن، شنیدهنشدن، مهم نبودن.
چرا شادی آنها مجاز است و شادی ما جرم؟
چرا حضور آنها حق است و حضور ما تهدید؟
چرا خیابان برای آنها خانه است و برای ما، جایی که باید از آن عبور کنیم سریع، بیصدا با اضطراب کشنده؟
من فقط میخواهم سهم کوچکی از این شهر داشته باشم نه حتی بیشتر از دیگران.
فقط برابر با آنها
همینقدر ساده همینقدر دور و بعید…»
#جنگ #ایران #iran
@Tavaana_TavaanaTech
او ضمن انتشار این ویدیو مینویسد:
«چرا بعضیها مالک خیابانند؟ چرا خیابان، برای بعضیها همیشه روشن و امن است و برای بعضی دیگر تاریک و پر از ترس؟
چرا آنها با پرچم و شعار، صاحب این خاک به نظر میرسند و ما، ساکنانی موقت که هر لحظه ممکن است بازخواست شویم نه بهخاطر خطای احتمالی، صرفا بهخاطر متفاوت بودن؟
من خواستهای عجیب ندارم. نه قدرت میخواهم، نه آشوب.
فقط میخواهم اگر حق نامش را بتوان گذاشت ماهی یکبار، یک ربع، یا حتی چند دقیقه، در میدان اصلی شهر بایستم، میکروفونی در دست بگیرم و حرفم را بزنم.
همین مثل آنها… فریاد بزنم و تمام حرص و بغضم را بر سر پنجرههای این شهر آوار کنم
بدون ترس و لرز… بدون اینکه هر کلمهام را پیشاپیش سانسور کنم در ذهن خودم.
مگر حق شهروندی من چه تفاوتی دارد با کسی که با یک پرچم و چند شعار ایدئولوژیک، خیابان را به تصرف خود درمیآورد؟
او میتواند هر شب آرامش مرا به هم بزند، صدای بلندش را بر زندگی من تحمیل کند، خیابان را ببندد، فضا را پر کند از حضور خودش و من از ترس کشنده حتی جرأت نکنم بگویم لطفاً، خواهش میکنم کمی آرامتر.
آلودگی صدا که صرفا صدا نیست.
وقتی با صدای جنگ و اخبار بمباران و اضطرابِ هر لحظه گره میخورد، تبدیل میشود به فشاری که تا عمق جان نفوذ میکند.
من احساس میکنم میان دو دیوانه گیر افتادهام
میان دشمن خارجی و تندروهای داخلی،
میان ترس از آنچه از بیرون میآید و فشاری که از درون تحمیل میشود.
جایی که نه پناهی هست و نه صدایی که تو را نمایندگی کند.
احساس میکنم اسیرم.
اسیری که زندانبانش آنقدر به او نزدیک است که راه فرار را هم از یادش میبرد.
و تلختر از آن لحظهای است که حتی اگر در را باز بگذارند،
به خودش میگوید: «کجا بروم؟ چه کسی منتظر من است؟»
من همان بیتِ ناتمامم:
حالِ من، حالِ اسیریست که هنگامِ فرار یادش آمد
کسی منتظرش نیست…
و نرفت.
این فقط یک اعتراض نیست.
یک بغض قدیمی است.
بغضِ دیدهنشدن، شنیدهنشدن، مهم نبودن.
چرا شادی آنها مجاز است و شادی ما جرم؟
چرا حضور آنها حق است و حضور ما تهدید؟
چرا خیابان برای آنها خانه است و برای ما، جایی که باید از آن عبور کنیم سریع، بیصدا با اضطراب کشنده؟
من فقط میخواهم سهم کوچکی از این شهر داشته باشم نه حتی بیشتر از دیگران.
فقط برابر با آنها
همینقدر ساده همینقدر دور و بعید…»
#جنگ #ایران #iran
@Tavaana_TavaanaTech
❤14👍5💯2💔1
شصت روز از قطع #اینترنت و تعلیقِ زندگی نود میلیون ایرانی گذشت
انگار کسی دکمه مکث را روی یک جامعه زده باشد…
جنگی که حاکمیت با مردم برقرار کرده و یک سکوتِ تحمیلی که همهچیز را از کار انداخته.
شصت روز است که ارتباط، سادهترین و بدیهیترین حقِ انسان، تبدیل شده به امتیازی نایاب.
پیامها قطع شدند، جریانِ فکر، جریانِ روایت و حتی حقِ دیده شدن رانتی و طبقاتی شده
از ریلزهای تکراری و کامنتهای مامان خسته بودم😢
اما شصت روز کافی بود تا عذاب وجدان بی توجهی به روزی صد پیامش لهام کند
تا درک کنم اینترنت، اصلیترین ستونِ نامرئیِ زندگی مدرن حتی برای مامان خانه دارم است؛
جایی که کار میکنیم،حرف میزنیم،خودمان را تعریف میکنیم و حتی وجود داشتن را ثابت میکنیم.
شصت روز است که اقتصادهای کوچک بیرحمانه، دفن شدهاند.. آنلاینشاپهایی که نه سرمایه داشتند، نه پشتوانه، فقط عشق و امید داشتند از بین رفته اند
شصت روز است که آدمها درآمد و شأنِ کاریشان را از دست دادهاند.
و در لایهای عمیقتر، شصت روز است که روایتگری از واقعیت و حقیقت مصادره شده و داستان زندگی ما را کیفکشان مینویسند… در حقیقت این خاموشی همزمان با فشار کشنده بر فعالین داخل کشور یک جور بازنویسیِ واقعیت است.
شصت روز است که
گروههای خانوادگی خاموشاند، خندههای ساده و بحثهای بیاهمیت و چشموهمچشمیهای کوچک…
همهشان بخشی از یک بافت اجتماعی بودند که حالا نخبهنخ دارد از هم باز میشود.
شصت روز است که
این نخها را بیرحمانه بریدهاند و خطرناکترین بخش ماجرا هم همین است که انسان به سکوت و نبودن صدا و امکان و واقعیت و دروغ پردازی هم عادت میکند.
شاید شصت روزِ قطع اینترنت، فقط یک بحرانِ فنی یا امنیتی نباشد ممکن است تمرینی باشد برای دیدن اینکه جامعه تا کجا میتواند بدون صدا دوام بیاورد تمرین آستانه خفگی…
اما زیر این سکوت دلتنگی ما زنده تر است
و همین دلتنگی،شاید آخرین نشانه این باشد که زندگی هنوز کامل خاموش نشده…
#DigitalBlackOutIran #internet #جنگ
ـ متن از حساب کاربری گلشن فتحی در ایکس
@Tavaana_TavaanaTech
انگار کسی دکمه مکث را روی یک جامعه زده باشد…
جنگی که حاکمیت با مردم برقرار کرده و یک سکوتِ تحمیلی که همهچیز را از کار انداخته.
شصت روز است که ارتباط، سادهترین و بدیهیترین حقِ انسان، تبدیل شده به امتیازی نایاب.
پیامها قطع شدند، جریانِ فکر، جریانِ روایت و حتی حقِ دیده شدن رانتی و طبقاتی شده
از ریلزهای تکراری و کامنتهای مامان خسته بودم😢
اما شصت روز کافی بود تا عذاب وجدان بی توجهی به روزی صد پیامش لهام کند
تا درک کنم اینترنت، اصلیترین ستونِ نامرئیِ زندگی مدرن حتی برای مامان خانه دارم است؛
جایی که کار میکنیم،حرف میزنیم،خودمان را تعریف میکنیم و حتی وجود داشتن را ثابت میکنیم.
شصت روز است که اقتصادهای کوچک بیرحمانه، دفن شدهاند.. آنلاینشاپهایی که نه سرمایه داشتند، نه پشتوانه، فقط عشق و امید داشتند از بین رفته اند
شصت روز است که آدمها درآمد و شأنِ کاریشان را از دست دادهاند.
و در لایهای عمیقتر، شصت روز است که روایتگری از واقعیت و حقیقت مصادره شده و داستان زندگی ما را کیفکشان مینویسند… در حقیقت این خاموشی همزمان با فشار کشنده بر فعالین داخل کشور یک جور بازنویسیِ واقعیت است.
شصت روز است که
گروههای خانوادگی خاموشاند، خندههای ساده و بحثهای بیاهمیت و چشموهمچشمیهای کوچک…
همهشان بخشی از یک بافت اجتماعی بودند که حالا نخبهنخ دارد از هم باز میشود.
شصت روز است که
این نخها را بیرحمانه بریدهاند و خطرناکترین بخش ماجرا هم همین است که انسان به سکوت و نبودن صدا و امکان و واقعیت و دروغ پردازی هم عادت میکند.
شاید شصت روزِ قطع اینترنت، فقط یک بحرانِ فنی یا امنیتی نباشد ممکن است تمرینی باشد برای دیدن اینکه جامعه تا کجا میتواند بدون صدا دوام بیاورد تمرین آستانه خفگی…
اما زیر این سکوت دلتنگی ما زنده تر است
و همین دلتنگی،شاید آخرین نشانه این باشد که زندگی هنوز کامل خاموش نشده…
#DigitalBlackOutIran #internet #جنگ
ـ متن از حساب کاربری گلشن فتحی در ایکس
@Tavaana_TavaanaTech
💔4👍3
مریم ابراهیموند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، در متنی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، با نگاهی فراتر از لحظه حمله، به تصمیمهایی پرداخت که پیش از آغاز جنگ گرفته شد؛ تصمیمهایی که به گفته او، با وجود پیشبینی خطر و انتقال برخی وابستگان به مکانهای امن، کودکان، از جمله نوههای علی خامنهای، را در موقعیتی ناامن باقی گذاشت و آنها را به قربانیانی بیدفاع بدل کرد؛ کودکانی که هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتند اما بهای آن را با جان خود پرداختند.
متن خانم ابراهیموند با کمی ویرایش به شرح زیر است:
«جنایتی که قبل از جنگ در بیت علی خامنهای اتفاق افتاد:
جنگ باعث شده که برخی در مورد کودکان کشتهشده در جنگ [بی توجه به حق حیات کودکان] موضع سیاسی بگیرند؛ [برخی اینگونه تعبیر کردند که اگر کسانی] از کشتهشدن کودکان میناب بنویسند یعنی در راستای روایت جمهوری اسلامی حرکت میکنند و اگر حمایت نکنند، باعث میشود برچسبی نخورند.
خیلیها هم با [وجود] دسترسی به اینترنت در داخل، سکوت را انتخاب کردهاند تا مورد قضاوت سیاسی قرار نگیرند. عدهای هم فقط یک بخشی از حقیقت را مینویسند اما اشارهای به ریشه این جنایت نمیکنند. من تا به امروز در مورد کودکان کشتهشده میناب و جنگ، نظری ندادم و سعی کردم تمام زوایا را ببینم، بعد از آن نقد یا محکوم کنم.
اما میخواهم از یک جنایت سخن بگویم؛
شاید ریشه کشتهشدن کودکان میناب را بتوانیم در این جنایت پیدا کنیم.
قبل از اینکه آمریکا و اسرائیل حمله کنند، نهادهای نظامی و امنیتی میدانستند که قرار است در روزهای بسیار نزدیک جنگ رخ دهد.
[شواهدی نشان میدهد که] از مدتی قبل از جنگ، مسئولان سیاسی که در بیت رهبری و حومه آن زندگی و [فعالیت] میکردند، به لحاظ امنیتی از آنجا خارج و به مکانهای دیگری از جمله قم منتقل شدند. [زنده ماندن اصغر حجازی و محمد محمدی گلپایگانی، وحید و ... شاید به همین دلیل باشد]
اما اجازه دادند کودک سه ساله، نوه علی خامنهای، در بیت حضور داشته باشد. چرا در چنین شرایطی، کودکان مشمول این جابهجایی و حفاظت نشدند؟
زمانی که فردی مانند علی خامنهای جنگ، ایثار و ملحقشدن به خدا را در چنین چارچوبی معنا میکند و کودک سه ساله را جلوی موشکهای آمریکا و اسراییل قرار میدهد. حالا دیگر نباید فقط موشکهای آمریکایی را [در خصوص کشته شدن کودکان] محکوم کنیم.
گرچه باید کشتهشدن همه کودکان، از کودک سهساله تا کودکان میناب، محکوم شود؛ کودکانی که روشن است پیش از هر چیز در نتیجه تصمیمهایی در بیت در معرض خطر قرار گرفتند، آنجا که کودک سهساله را با وجود شرایط ناامن جابهجا نکردند و در موقعیتی پرخطر نگه داشتند.
اینجا کشتهشدن کودک خردسال ناشی از تصمیمات علی خامنهای «کودک کُش» است یا موشکهای آمریکایی؟
من نمیتوانم کشتهشدن «کودکان میناب » را صرفاً محکوم کنم و بگویم با موشکهای آمریکا کشته شدند، وقتی پیش از آن، در سطح تصمیمگیری، امکان پیشبینی و حفاظت وجود داشته اما بهطور کامل اعمال نشده است. در چنین شرایطی، مسئولیت را نمیتوان فقط متوجه عاملان حمله دانست. برای من، پیش از موشکهای آمریکایی، سطحی از مسئولیت متوجه ساختار تصمیمگیری داخلی است؛ آیا این روند، بهنوعی، زمینهساز یک فاجعه و نوعی جنایت علیه کودکان نبوده است؟
کودکان، فراتر از هر روایت سیاسی، قربانیان بیدفاعاند و هر تصمیم یا عدمتصمیمی که منجر به بهخطر افتادن جان آنها شود چه در داخل و چه در خارج باید مورد پرسش و پاسخگویی قرار گیرد.»
ـ متن برگرفته از حساب کاربری خانم ابراهیموند
لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در شرایطی کشور را به ورطه جنگ کشاند، که نه پناهگاه درست کرده بود و نه سیستم هشدار داشت، نه رادار داشت و نه پدافند مؤثر برای دفاع از جان مردم به ویژه کودکان!
گرچه این موضوع هم نافی مسئولیت نیروهای مهاجم در مورد هدف قرار دادن مدرسه و اهداف غیرنظامی نیست.
در مورد قربانیانی همچون نوههای خامنهای یا فرزندان برخی مسئولان حکومتی، افراد غیرنظامی کشته شده، مسئولیت مرگ در اثر نگهداری کودکان در محل پرخطر و عدم توجه به حفاظت جان شهروندان در شرایط جنگی بر عهده ساختار تصمیمگیری حکومت است. کما اینکه در طرف مقابل جنگ یعنی اسرائیل، تعداد کشتهشدگان (به دلیل وجود سیستم هشدار و پدافند پیشرفته و پناهگاه) بسیار کمتر گزارش شده است.
ـ عکس: نوههای خامنهای که در جنگ کشته شدند
#جنگ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
متن خانم ابراهیموند با کمی ویرایش به شرح زیر است:
«جنایتی که قبل از جنگ در بیت علی خامنهای اتفاق افتاد:
جنگ باعث شده که برخی در مورد کودکان کشتهشده در جنگ [بی توجه به حق حیات کودکان] موضع سیاسی بگیرند؛ [برخی اینگونه تعبیر کردند که اگر کسانی] از کشتهشدن کودکان میناب بنویسند یعنی در راستای روایت جمهوری اسلامی حرکت میکنند و اگر حمایت نکنند، باعث میشود برچسبی نخورند.
خیلیها هم با [وجود] دسترسی به اینترنت در داخل، سکوت را انتخاب کردهاند تا مورد قضاوت سیاسی قرار نگیرند. عدهای هم فقط یک بخشی از حقیقت را مینویسند اما اشارهای به ریشه این جنایت نمیکنند. من تا به امروز در مورد کودکان کشتهشده میناب و جنگ، نظری ندادم و سعی کردم تمام زوایا را ببینم، بعد از آن نقد یا محکوم کنم.
اما میخواهم از یک جنایت سخن بگویم؛
شاید ریشه کشتهشدن کودکان میناب را بتوانیم در این جنایت پیدا کنیم.
قبل از اینکه آمریکا و اسرائیل حمله کنند، نهادهای نظامی و امنیتی میدانستند که قرار است در روزهای بسیار نزدیک جنگ رخ دهد.
[شواهدی نشان میدهد که] از مدتی قبل از جنگ، مسئولان سیاسی که در بیت رهبری و حومه آن زندگی و [فعالیت] میکردند، به لحاظ امنیتی از آنجا خارج و به مکانهای دیگری از جمله قم منتقل شدند. [زنده ماندن اصغر حجازی و محمد محمدی گلپایگانی، وحید و ... شاید به همین دلیل باشد]
اما اجازه دادند کودک سه ساله، نوه علی خامنهای، در بیت حضور داشته باشد. چرا در چنین شرایطی، کودکان مشمول این جابهجایی و حفاظت نشدند؟
زمانی که فردی مانند علی خامنهای جنگ، ایثار و ملحقشدن به خدا را در چنین چارچوبی معنا میکند و کودک سه ساله را جلوی موشکهای آمریکا و اسراییل قرار میدهد. حالا دیگر نباید فقط موشکهای آمریکایی را [در خصوص کشته شدن کودکان] محکوم کنیم.
گرچه باید کشتهشدن همه کودکان، از کودک سهساله تا کودکان میناب، محکوم شود؛ کودکانی که روشن است پیش از هر چیز در نتیجه تصمیمهایی در بیت در معرض خطر قرار گرفتند، آنجا که کودک سهساله را با وجود شرایط ناامن جابهجا نکردند و در موقعیتی پرخطر نگه داشتند.
اینجا کشتهشدن کودک خردسال ناشی از تصمیمات علی خامنهای «کودک کُش» است یا موشکهای آمریکایی؟
من نمیتوانم کشتهشدن «کودکان میناب » را صرفاً محکوم کنم و بگویم با موشکهای آمریکا کشته شدند، وقتی پیش از آن، در سطح تصمیمگیری، امکان پیشبینی و حفاظت وجود داشته اما بهطور کامل اعمال نشده است. در چنین شرایطی، مسئولیت را نمیتوان فقط متوجه عاملان حمله دانست. برای من، پیش از موشکهای آمریکایی، سطحی از مسئولیت متوجه ساختار تصمیمگیری داخلی است؛ آیا این روند، بهنوعی، زمینهساز یک فاجعه و نوعی جنایت علیه کودکان نبوده است؟
کودکان، فراتر از هر روایت سیاسی، قربانیان بیدفاعاند و هر تصمیم یا عدمتصمیمی که منجر به بهخطر افتادن جان آنها شود چه در داخل و چه در خارج باید مورد پرسش و پاسخگویی قرار گیرد.»
ـ متن برگرفته از حساب کاربری خانم ابراهیموند
لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در شرایطی کشور را به ورطه جنگ کشاند، که نه پناهگاه درست کرده بود و نه سیستم هشدار داشت، نه رادار داشت و نه پدافند مؤثر برای دفاع از جان مردم به ویژه کودکان!
گرچه این موضوع هم نافی مسئولیت نیروهای مهاجم در مورد هدف قرار دادن مدرسه و اهداف غیرنظامی نیست.
در مورد قربانیانی همچون نوههای خامنهای یا فرزندان برخی مسئولان حکومتی، افراد غیرنظامی کشته شده، مسئولیت مرگ در اثر نگهداری کودکان در محل پرخطر و عدم توجه به حفاظت جان شهروندان در شرایط جنگی بر عهده ساختار تصمیمگیری حکومت است. کما اینکه در طرف مقابل جنگ یعنی اسرائیل، تعداد کشتهشدگان (به دلیل وجود سیستم هشدار و پدافند پیشرفته و پناهگاه) بسیار کمتر گزارش شده است.
ـ عکس: نوههای خامنهای که در جنگ کشته شدند
#جنگ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤4
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در اظهار نظری در شبکه تروتسوشال با انتشار تصویری از خود، به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داد که «بهتر است هر چه زودتر سر عقل بیابند.»
او در این اظهار نظر گفت که «ایران نمیتواند اوضاعش را سامان دهد. آنها نمیدانند چگونه یک توافق غیرهستهای امضا کنند. بهتر است هرچه زودتر عاقل شوند!»
تصویری که به همراه این اظهار نظر دونالد ترامپ منتشر شده، او را اسلحه به دست در میدان جنگ نشان میدهد و روی تصویر درج شده «دیگر از آن مرد خوشاخلاق خبری نیست»؛ اشارهای به اظهار نظر ۱۰ روز پیش او که با هشدار به جمهوری اسلامی برای پذیرش یک توافق منطقی و منصفانه، گفته بود که او هشدار داد که «دیگر از "آقای خوشاخلاق" خبری نیست. آنها سریع و راحت فرو میریزند و اگر توافق را قبول نکنند، برای من افتخاری خواهد بود کاری را انجام دهم که باید انجام شود.»
#دونالد_ترامپ #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
او در این اظهار نظر گفت که «ایران نمیتواند اوضاعش را سامان دهد. آنها نمیدانند چگونه یک توافق غیرهستهای امضا کنند. بهتر است هرچه زودتر عاقل شوند!»
تصویری که به همراه این اظهار نظر دونالد ترامپ منتشر شده، او را اسلحه به دست در میدان جنگ نشان میدهد و روی تصویر درج شده «دیگر از آن مرد خوشاخلاق خبری نیست»؛ اشارهای به اظهار نظر ۱۰ روز پیش او که با هشدار به جمهوری اسلامی برای پذیرش یک توافق منطقی و منصفانه، گفته بود که او هشدار داد که «دیگر از "آقای خوشاخلاق" خبری نیست. آنها سریع و راحت فرو میریزند و اگر توافق را قبول نکنند، برای من افتخاری خواهد بود کاری را انجام دهم که باید انجام شود.»
#دونالد_ترامپ #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
رئیسجمهور ایالات متحده درباره ایران:
«آنها میخواهند یک توافق انجام دهند، اما من از آن راضی نیستم، بنابراین خواهیم دید چه اتفاقی میافتد.»
دونالد ترامپ در پاسخ گزارشگری که پرسید آیا در حال بررسی حملات جدید به ایران هستید؟ گفت: «چرا باید این را به شما بگویم؟»
او در بخش دیگری از سخنانش افزود: «ما همین حالا با ایران گفتوگو کردیم. ببینیم چه میشود، اما باید بگویم که من خوشحال نیستم… آنها باید به یک توافق درست برسند. در حال حاضر، من از چیزی که پیشنهاد میدهند راضی نیستم.»
رئیسجمهور آمریکا همچنین درباره جلسه توجیهی خود با فرمانده مرکزی ایالات متحده (سنتکام) گفت:
«گزینههایی وجود دارد. آیا میخواهیم برویم و آنها را نابود کنیم و برای همیشه تمامشان کنیم یا میخواهیم تلاش کنیم به یک توافق برسیم؟... از نظر انسانی، ترجیح میدهم [توافق انجام شود].»
ویدیوها از صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا
@USABehFarsi
ـ در جمهوری اسلامی همچنان وجود تعدد مراکز تصمیمگیری و جنگ قدرت، کشور را با خطر از سرگیری حملات نظامی مواجه میکند. در این شرایط مردم ایران همچنان آسیب میبینند و هزینه میپردازند. برای گذار از این وضعیت، لازم است که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و آنها که حفظ و اعتلای ایران برایشان اهمیت دارد، ائتلاف گستردهای شکل دهند و به حکومت فشار وارد کنند و تلاش کنند که تغییر واقعی را رقم بزنند و سرنوشت ایران را تغییر دهند.
#جنگ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
«آنها میخواهند یک توافق انجام دهند، اما من از آن راضی نیستم، بنابراین خواهیم دید چه اتفاقی میافتد.»
دونالد ترامپ در پاسخ گزارشگری که پرسید آیا در حال بررسی حملات جدید به ایران هستید؟ گفت: «چرا باید این را به شما بگویم؟»
او در بخش دیگری از سخنانش افزود: «ما همین حالا با ایران گفتوگو کردیم. ببینیم چه میشود، اما باید بگویم که من خوشحال نیستم… آنها باید به یک توافق درست برسند. در حال حاضر، من از چیزی که پیشنهاد میدهند راضی نیستم.»
رئیسجمهور آمریکا همچنین درباره جلسه توجیهی خود با فرمانده مرکزی ایالات متحده (سنتکام) گفت:
«گزینههایی وجود دارد. آیا میخواهیم برویم و آنها را نابود کنیم و برای همیشه تمامشان کنیم یا میخواهیم تلاش کنیم به یک توافق برسیم؟... از نظر انسانی، ترجیح میدهم [توافق انجام شود].»
ویدیوها از صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا
@USABehFarsi
ـ در جمهوری اسلامی همچنان وجود تعدد مراکز تصمیمگیری و جنگ قدرت، کشور را با خطر از سرگیری حملات نظامی مواجه میکند. در این شرایط مردم ایران همچنان آسیب میبینند و هزینه میپردازند. برای گذار از این وضعیت، لازم است که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و آنها که حفظ و اعتلای ایران برایشان اهمیت دارد، ائتلاف گستردهای شکل دهند و به حکومت فشار وارد کنند و تلاش کنند که تغییر واقعی را رقم بزنند و سرنوشت ایران را تغییر دهند.
#جنگ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍3❤1
وزیر جنگ آمریکا: این به مردم ایران بستگی دارد که از فرصت استفاده کنند و از شر این رژیم خلاص شوند
وزیر دفاع ایالات متحده، پیت هگست، عملیات «پروژه آزادی» را موقت توصیف کرد که هدف آن حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و مقابله با اخاذی دریایی ایران است. او اعلام کرد که آمریکا قصد دارد اطمینان حاصل کند رژیم ایران هرگز سلاح هستهای نداشته باشد و به مردم ایران دعوت کرد تا از فرصت خلاصی از رژیم استفاده کنند. هگست همچنین به جمهوری اسلامی هشدار داد که در صورت حمله به کشتیهای بینالمللی یا نیروهای آمریکایی با پاسخی ویرانگر روبرو میشوند.
پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده تاکید کرد که «پروژه آزادی» ماهیتی متفاوت از عملیات «خشم حماسی» دارد. او این عملیات را موقت و داری زمان محدود توصیف کرد که تنها یک مأموریت دارد: حفاظت از آزادی کشتیرانی بینالمللی در مقابل اخاذی دریایی جمهوری اسلامی ایران.
آقای هگست که در اولین نشست خبری پنتاگون پس از اجرای «پروژه آزادی» حضور داشت گفت پرزیدنت ترامپ از هیچ یک از خواستههای خود عقبنشینی نکرده و اطمینان حاصل خواهد کرد که رژیم ایران هرگز سلاح هستهای نداشته باشد اما این به مردم ایران بستگی دارد که از فرصت استفاده کنند و از شر این رژیم خلاص شوند.
او ابراز امیدواری کرد که چنین بشود اما یادآوری کرد رژیم ایران رژیمی است که به تازگی ۴۵ هزار ایرانی معترض بیگناه را کشته است و خلاص شدن از شر آن برای مردم، چالشبرانگیز است.
وزیر جنگ آمریکا به سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هشدار داد: «خطاب به آنچه از نیروهای ایران باقی مانده است: اگر به نیروهای آمریکایی یا کشتیرانی تجاری بیگناه حمله کنید، با قدرت آتش ویرانگر و درهمکوبنده آمریکا روبرو خواهید شد. ما ترجیح میدهیم این یک عملیات مسالمتآمیز باشد، اما برای دفاع از مردم خود، دست به ماشه هستیم.»
او تأکید کرد که مأموریت اصلی «پروژه آزادی» نشان دادن این واقعیت است که حکومت ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد و افزود: «ما میدانیم [حکومت] ایران از این حقیقت که محاصره ما همچنان برقرار است و ما میتوانیم کشتیها را از منطقه عبور دهیم، سرافکنده و شرمسار است. ما به تمام جهان کمک خواهیم کرد تا کشتیهای خود را از این مسیر عبور دهند.»
وزیر جنگ ایالات متحده گفت که ایالات متحده به عنوان یک هدیه برای جهان، با «پروژه آزادی» آزادی کشتیرانی را در تنگه هرمز تضمین کرده است.
به گفته آقای هگست دنیا بیش از آمریکا به تنگه هرمز نیاز دارد، پس باید مسئولیت بیشتری را بپذیرد.
وزیر جنگ آمریکا همچنین تاکید کرد: اگر جمهوری اسلامی به اخاذی دریایی ادامه دهد با آتش کوبنده آمریکا مواجه خواهد شد.
منبع صدای آمریکا
#ایران #جنگ #تنگه_هرمز
@Tavaana_TavaanaTech
وزیر دفاع ایالات متحده، پیت هگست، عملیات «پروژه آزادی» را موقت توصیف کرد که هدف آن حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و مقابله با اخاذی دریایی ایران است. او اعلام کرد که آمریکا قصد دارد اطمینان حاصل کند رژیم ایران هرگز سلاح هستهای نداشته باشد و به مردم ایران دعوت کرد تا از فرصت خلاصی از رژیم استفاده کنند. هگست همچنین به جمهوری اسلامی هشدار داد که در صورت حمله به کشتیهای بینالمللی یا نیروهای آمریکایی با پاسخی ویرانگر روبرو میشوند.
پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده تاکید کرد که «پروژه آزادی» ماهیتی متفاوت از عملیات «خشم حماسی» دارد. او این عملیات را موقت و داری زمان محدود توصیف کرد که تنها یک مأموریت دارد: حفاظت از آزادی کشتیرانی بینالمللی در مقابل اخاذی دریایی جمهوری اسلامی ایران.
آقای هگست که در اولین نشست خبری پنتاگون پس از اجرای «پروژه آزادی» حضور داشت گفت پرزیدنت ترامپ از هیچ یک از خواستههای خود عقبنشینی نکرده و اطمینان حاصل خواهد کرد که رژیم ایران هرگز سلاح هستهای نداشته باشد اما این به مردم ایران بستگی دارد که از فرصت استفاده کنند و از شر این رژیم خلاص شوند.
او ابراز امیدواری کرد که چنین بشود اما یادآوری کرد رژیم ایران رژیمی است که به تازگی ۴۵ هزار ایرانی معترض بیگناه را کشته است و خلاص شدن از شر آن برای مردم، چالشبرانگیز است.
وزیر جنگ آمریکا به سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هشدار داد: «خطاب به آنچه از نیروهای ایران باقی مانده است: اگر به نیروهای آمریکایی یا کشتیرانی تجاری بیگناه حمله کنید، با قدرت آتش ویرانگر و درهمکوبنده آمریکا روبرو خواهید شد. ما ترجیح میدهیم این یک عملیات مسالمتآمیز باشد، اما برای دفاع از مردم خود، دست به ماشه هستیم.»
او تأکید کرد که مأموریت اصلی «پروژه آزادی» نشان دادن این واقعیت است که حکومت ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد و افزود: «ما میدانیم [حکومت] ایران از این حقیقت که محاصره ما همچنان برقرار است و ما میتوانیم کشتیها را از منطقه عبور دهیم، سرافکنده و شرمسار است. ما به تمام جهان کمک خواهیم کرد تا کشتیهای خود را از این مسیر عبور دهند.»
وزیر جنگ ایالات متحده گفت که ایالات متحده به عنوان یک هدیه برای جهان، با «پروژه آزادی» آزادی کشتیرانی را در تنگه هرمز تضمین کرده است.
به گفته آقای هگست دنیا بیش از آمریکا به تنگه هرمز نیاز دارد، پس باید مسئولیت بیشتری را بپذیرد.
وزیر جنگ آمریکا همچنین تاکید کرد: اگر جمهوری اسلامی به اخاذی دریایی ادامه دهد با آتش کوبنده آمریکا مواجه خواهد شد.
منبع صدای آمریکا
#ایران #جنگ #تنگه_هرمز
@Tavaana_TavaanaTech
👌3
دونالد ترامپ: جمهوری اسلامی «که مردم خودش را میکشد نباید کنترل بمبی را داشته باشد که میتواند میلیونها نفر را بکشد»
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در تماسی با رئیس کمیسیون اروپا، گفت که هر دو کاملاً با این نکته همنظر هستند که جمهوری اسلامی ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. وی همچنین اعلام کرد که منتظر عمل اتحادیه اروپا در توافق تجاری مصوب میماند و در غیر این صورت تعرفهها به سطح بالاتری افزایش خواهد یافت.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز پنجشنبه در تروتسوشال اعلام کرد که با اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا «تماس بسیار خوبی» داشت و در این تماس در مورد ایران گفتوگو کرد.
آقای ترامپ گفت «درباره موضوعات زیادی صحبت کردیم، از جمله اینکه کاملاً همنظر هستیم که [جمهوری اسلامی] ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
آقای ترامپ در مورد جمهوری اسلامی افزود که در تماسش با ئیس کمیسیون اروپا «موافقت داشتیم که حکومتی که مردم خودش را میکشد، نباید کنترل بمبی را داشته باشد که میتواند میلیونها نفر را بکشد.»
#ایران #جنگ #دونالد_ترامپ
@Tavaana_TavaanaTech
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در تماسی با رئیس کمیسیون اروپا، گفت که هر دو کاملاً با این نکته همنظر هستند که جمهوری اسلامی ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. وی همچنین اعلام کرد که منتظر عمل اتحادیه اروپا در توافق تجاری مصوب میماند و در غیر این صورت تعرفهها به سطح بالاتری افزایش خواهد یافت.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز پنجشنبه در تروتسوشال اعلام کرد که با اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا «تماس بسیار خوبی» داشت و در این تماس در مورد ایران گفتوگو کرد.
آقای ترامپ گفت «درباره موضوعات زیادی صحبت کردیم، از جمله اینکه کاملاً همنظر هستیم که [جمهوری اسلامی] ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
آقای ترامپ در مورد جمهوری اسلامی افزود که در تماسش با ئیس کمیسیون اروپا «موافقت داشتیم که حکومتی که مردم خودش را میکشد، نباید کنترل بمبی را داشته باشد که میتواند میلیونها نفر را بکشد.»
#ایران #جنگ #دونالد_ترامپ
@Tavaana_TavaanaTech
👍7❤2
Forwarded from گفتوشنود
علی خامنهای: «جنگ نظامي، جنگ فکرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است… هرکس علاقهمند به امام حسین است، یعنی علاقهمند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است.» (۱۳۹۲)
ایرانیان آزادیخواه، سلامت روان و آسیبها
منظور خامنهای از «جنگ روحی و اجتماعی» چه بود؟
ورق بزنید
علی خامنهای در سال ۱۳۹۲، ضمن تعریف و تمجید از اسلام «مقاتله» (به معنی مبارزه یا کُشتار)، برای پیروان فرقه خود از «انواع جنگ» که در این نوع اسلام باید دنبال شود سخن گفت. یکی از این انواع، «جنگ روحی» و دیگری «جنگ اجتماعی» بود. منظور خامنهای از این اصطلاحات چه بود؟ و روشهای جنگ روحی و اجتماعی و مقابله با آنها چیستند؟
به نظر میرسد در سالهای پس از استقرار نظام اسلامی، به ویژه در دو دهه گذشته، وضع جامعه ایران از نظر سلامت روانی بدتر شده است. گزارشها نشان از میزان بالای اختلالات روانی، خودکشی، رواج افسردگی، استرس و سایر مشکلات روحی و روانی میان ایرانیان دارد. از نظر اجتماعی نیز جامعه ایران با فقر و خشونت، مانند خشونت مامورین نظام یا خشونتهای کلامی و روانی، روبهرو بوده است. آیا بخشی از این روندها، میتواند نتیجه سیاستهای سیستماتیک و سازوکارهای «جنگ روحی و اجتماعی» نظام اسلامی باشد؟
در سالها و روزهای اخیر، به نظر میرسد فشار روانی فرقه حاکم بر ایران بر مردم افزایش چشمگیری یافته است. از سویی، فشار اقتصادی شدید ناشی از سیاستهای نظام باعث ایجاد اضطراب و استیصال در میان بخشی از مردم شده است. رابطه مستقیم میان فشار اقتصادی و وضع سلامت روانی با مطالعات متعدد علمی تایید شده است.
از سوی دیگر، محروم کردن عمدی و گسترده میلیونها نفر از اینترنت آزاد و با قیمت مناسب، آزار روانی شدیدی را بر مردم تحمیل کرده است. در غیاب دسترسی به اینترنت، ایرانیان به نوعی زندان دیجیتال فرستاده شدهاند، در حالی که پیروان فرقه ولایت به اینترنت آزاد دسترسی دارند؛ وضعیتی که میتواند آپارتاید دیجیتال نامیده شود.
زندگی در سایه ظلم و تبعیض دائمی و سلطه تکبرآمیز فرقه ولایت، خود عاملی برای شکست روان و عزت نفس و نابودکننده احساس کرامت انسانی افراد است. به علاوه، تهدید علنی مردم در تلویزیون و خیابان با زبانی پلشت و دهنکجی به احساسات مردم و جانباختگان اعتراضات نیز بر زخمهای روانی مردم افزوده است. شایان توجه است که تمامی این اعمال نظام آگاهانه و برنامهریزیشده است، و برای آنها بودجه و پرسنل در نظر گرفته شده است.
در کنار اینها، به نظر میرسد نیروهای نظام در زمینه تفرقهافکنی اجتماعی، به ویژه میان مخالفان نظام نیز به شدت فعال هستند. به نظر میرسد آنان با استفاده از سیمکارتهای سفید به رواج روایات دروغ، توهین و تمسخر مردم، و با ساختن پروفایلهای جعلی، به فحاشی و لجنپراکنی میپردازند، و جو گفتمان سیاسی اجتماعی را مسموم و بیمار میکنند.
به نظر میرسد فرقه ولایت فقیه، به عنوان بخشی از سیاستهای سیستماتیک خود در برابر ملت ایران، درگیر یک «جنگ روحی-روانی» تمامعیار با مردم ایران نیز است. شاید بتوان گفت نظام اسلامی، آمریکا را «دشمن شماره یک» خود نمیداند، و در واقع، اکنون دشمن اصلی خود را ایرانیان آزادیخواه در نظر گرفته است.
در نتیجه این سیاستها، به نظر میرسد بخش بزرگی از جامعه با آلام روحی و روانی، فرسایش احساس کرامت و عزت نفس، احساس شکنجهشدگی، ترس و انزوا، افسردگی، احساس بیآیندگی، هراس دائمی، و خستگی و فرسودگی روانی روبهرو شده است.
راههای مقابله با این جنگ روحی چیستند؟ برای مثال، شناخت تکنیکهای فرسایش روح و روان ـ بهویژه فعالیتهای سایبری و عملیات تفرقهافکنانه در لباس مخالفان ـ میتواند به خنثی کردن بخشی از این فشارها کمک کند. همچنین درگیر نشدن در خشونت کلامی، تقویت همبستگی میان مردم، کمک به حفظ روحیه یکدیگر، دور هم جمع شدن، استفاده بهموقع از استراحت روحی و روانی، و اختصاص زمانهایی برای مراقبه، ورزش، بازی، موسیقی، رقص و حضور در طبیعت میتواند مؤثر باشد.
هدف از این کنشها عادیسازی شرایط نیست، بلکه ایجاد فرصت برای تنفس و بازسازی روانی، دستیابی به آرامش نسبی، احیای احساس کرامت انسانی، کمک به یکدیگر با محبت و احترام ـ بهویژه نسبت به مخالفان فکری در میان معترضان ـ و نیز تقویت روشنبینی، توجه به عقل و واقعیت، و جلوگیری از بازی خوردن توسط احساسات و هیجانات است. چنین رویکردی میتواند به کنشگری مؤثرتر و حفظ سلامت روحی و روانی افراد کمک کند.
#اسلام_مقاتله #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ایرانیان آزادیخواه، سلامت روان و آسیبها
منظور خامنهای از «جنگ روحی و اجتماعی» چه بود؟
ورق بزنید
علی خامنهای در سال ۱۳۹۲، ضمن تعریف و تمجید از اسلام «مقاتله» (به معنی مبارزه یا کُشتار)، برای پیروان فرقه خود از «انواع جنگ» که در این نوع اسلام باید دنبال شود سخن گفت. یکی از این انواع، «جنگ روحی» و دیگری «جنگ اجتماعی» بود. منظور خامنهای از این اصطلاحات چه بود؟ و روشهای جنگ روحی و اجتماعی و مقابله با آنها چیستند؟
به نظر میرسد در سالهای پس از استقرار نظام اسلامی، به ویژه در دو دهه گذشته، وضع جامعه ایران از نظر سلامت روانی بدتر شده است. گزارشها نشان از میزان بالای اختلالات روانی، خودکشی، رواج افسردگی، استرس و سایر مشکلات روحی و روانی میان ایرانیان دارد. از نظر اجتماعی نیز جامعه ایران با فقر و خشونت، مانند خشونت مامورین نظام یا خشونتهای کلامی و روانی، روبهرو بوده است. آیا بخشی از این روندها، میتواند نتیجه سیاستهای سیستماتیک و سازوکارهای «جنگ روحی و اجتماعی» نظام اسلامی باشد؟
در سالها و روزهای اخیر، به نظر میرسد فشار روانی فرقه حاکم بر ایران بر مردم افزایش چشمگیری یافته است. از سویی، فشار اقتصادی شدید ناشی از سیاستهای نظام باعث ایجاد اضطراب و استیصال در میان بخشی از مردم شده است. رابطه مستقیم میان فشار اقتصادی و وضع سلامت روانی با مطالعات متعدد علمی تایید شده است.
از سوی دیگر، محروم کردن عمدی و گسترده میلیونها نفر از اینترنت آزاد و با قیمت مناسب، آزار روانی شدیدی را بر مردم تحمیل کرده است. در غیاب دسترسی به اینترنت، ایرانیان به نوعی زندان دیجیتال فرستاده شدهاند، در حالی که پیروان فرقه ولایت به اینترنت آزاد دسترسی دارند؛ وضعیتی که میتواند آپارتاید دیجیتال نامیده شود.
زندگی در سایه ظلم و تبعیض دائمی و سلطه تکبرآمیز فرقه ولایت، خود عاملی برای شکست روان و عزت نفس و نابودکننده احساس کرامت انسانی افراد است. به علاوه، تهدید علنی مردم در تلویزیون و خیابان با زبانی پلشت و دهنکجی به احساسات مردم و جانباختگان اعتراضات نیز بر زخمهای روانی مردم افزوده است. شایان توجه است که تمامی این اعمال نظام آگاهانه و برنامهریزیشده است، و برای آنها بودجه و پرسنل در نظر گرفته شده است.
در کنار اینها، به نظر میرسد نیروهای نظام در زمینه تفرقهافکنی اجتماعی، به ویژه میان مخالفان نظام نیز به شدت فعال هستند. به نظر میرسد آنان با استفاده از سیمکارتهای سفید به رواج روایات دروغ، توهین و تمسخر مردم، و با ساختن پروفایلهای جعلی، به فحاشی و لجنپراکنی میپردازند، و جو گفتمان سیاسی اجتماعی را مسموم و بیمار میکنند.
به نظر میرسد فرقه ولایت فقیه، به عنوان بخشی از سیاستهای سیستماتیک خود در برابر ملت ایران، درگیر یک «جنگ روحی-روانی» تمامعیار با مردم ایران نیز است. شاید بتوان گفت نظام اسلامی، آمریکا را «دشمن شماره یک» خود نمیداند، و در واقع، اکنون دشمن اصلی خود را ایرانیان آزادیخواه در نظر گرفته است.
در نتیجه این سیاستها، به نظر میرسد بخش بزرگی از جامعه با آلام روحی و روانی، فرسایش احساس کرامت و عزت نفس، احساس شکنجهشدگی، ترس و انزوا، افسردگی، احساس بیآیندگی، هراس دائمی، و خستگی و فرسودگی روانی روبهرو شده است.
راههای مقابله با این جنگ روحی چیستند؟ برای مثال، شناخت تکنیکهای فرسایش روح و روان ـ بهویژه فعالیتهای سایبری و عملیات تفرقهافکنانه در لباس مخالفان ـ میتواند به خنثی کردن بخشی از این فشارها کمک کند. همچنین درگیر نشدن در خشونت کلامی، تقویت همبستگی میان مردم، کمک به حفظ روحیه یکدیگر، دور هم جمع شدن، استفاده بهموقع از استراحت روحی و روانی، و اختصاص زمانهایی برای مراقبه، ورزش، بازی، موسیقی، رقص و حضور در طبیعت میتواند مؤثر باشد.
هدف از این کنشها عادیسازی شرایط نیست، بلکه ایجاد فرصت برای تنفس و بازسازی روانی، دستیابی به آرامش نسبی، احیای احساس کرامت انسانی، کمک به یکدیگر با محبت و احترام ـ بهویژه نسبت به مخالفان فکری در میان معترضان ـ و نیز تقویت روشنبینی، توجه به عقل و واقعیت، و جلوگیری از بازی خوردن توسط احساسات و هیجانات است. چنین رویکردی میتواند به کنشگری مؤثرتر و حفظ سلامت روحی و روانی افراد کمک کند.
#اسلام_مقاتله #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاهم در ایران؛ صلح در جهان
ایرانِ امروز در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری به «صلح با جهان» نیاز دارد. مردم ایران در شعارهای خود علیه جمهوری اسلامی به صراحت اعلام کردهاند با سیاست خارجی تنشزای این رژیم هیچ سازگاری ندارند و برای این کار تا پای تغییر این نظام نیز میایستند و برای آن هزینه میدهند.
اما در کنار پیگیری رخدادهای روزمره خوب است ببینیم این سیاست مخرب جمهوری اسلامی در سیاست خارجی از کجا آب میخورد. واقعیت این است که تقابلورزیهای جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی، پیوند سنگینی با نگاه انحصارگرایانه این نظام به مذاهب و عقاید مختلف در سیاست داخلی دارد.
اگر بپذیریم که نگاه تنشزدا در حوزه سیاست خارجی از نفس پذیرش تکثر در جهان آغاز میشود بهآسانی میتوان دریافت نظامی که اساسا تکثر در درون ایران را به رسمیت نمیشناسد بعید است در خارج نیز چنین نگاهی را پیش بگیرد. چنانکه ایدئولوگهای جمهوری اسلامی چون حسین شریعتمداری، که منصوب شخص خامنهای بود، بدون نظرخواهی از مسلمانان جهان، ولی فقیه سابق این نظام، یعنی علی خامنهای، را «ولی امر مسلمین جهان» خطاب میکردند.
به بیان دیگر، وقتی در داخل، صداهای متفاوت – چه مذهبی، چه فکری – تحمل نمیشود، چگونه میتوان انتظار داشت این نظام با جهان تفاهم بنیادین داشته باشد؟
مطالعه بیشتر در سایت گفتوشنود
https://dialog.tavaana.org/peace-understanding/
#جنگ #صلح #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ایرانِ امروز در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری به «صلح با جهان» نیاز دارد. مردم ایران در شعارهای خود علیه جمهوری اسلامی به صراحت اعلام کردهاند با سیاست خارجی تنشزای این رژیم هیچ سازگاری ندارند و برای این کار تا پای تغییر این نظام نیز میایستند و برای آن هزینه میدهند.
اما در کنار پیگیری رخدادهای روزمره خوب است ببینیم این سیاست مخرب جمهوری اسلامی در سیاست خارجی از کجا آب میخورد. واقعیت این است که تقابلورزیهای جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی، پیوند سنگینی با نگاه انحصارگرایانه این نظام به مذاهب و عقاید مختلف در سیاست داخلی دارد.
اگر بپذیریم که نگاه تنشزدا در حوزه سیاست خارجی از نفس پذیرش تکثر در جهان آغاز میشود بهآسانی میتوان دریافت نظامی که اساسا تکثر در درون ایران را به رسمیت نمیشناسد بعید است در خارج نیز چنین نگاهی را پیش بگیرد. چنانکه ایدئولوگهای جمهوری اسلامی چون حسین شریعتمداری، که منصوب شخص خامنهای بود، بدون نظرخواهی از مسلمانان جهان، ولی فقیه سابق این نظام، یعنی علی خامنهای، را «ولی امر مسلمین جهان» خطاب میکردند.
به بیان دیگر، وقتی در داخل، صداهای متفاوت – چه مذهبی، چه فکری – تحمل نمیشود، چگونه میتوان انتظار داشت این نظام با جهان تفاهم بنیادین داشته باشد؟
مطالعه بیشتر در سایت گفتوشنود
https://dialog.tavaana.org/peace-understanding/
#جنگ #صلح #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اثر ناکارآمدی جمهوری اسلامی شرایط اقتصادی ایران در طی تمام این سالها مرتب بد و بدتر شده است. این رژیم با سیاستهای تنشزای خود ایران را به ورطه جنگ کشانده و حالا شرایط از قبل هم بدتر شده است.
بسیاری از هموطنان کار و زندگی خود را از دست دادهاند. جمهوری اسلامی امید و آرزو را کشته است.
این هموطن میگوید در اثر بیکاری همسرش، بیپولی و مشکلات اقتصادی، اقدام به سقط جنین کرده در حالی که سالها در آرزوی فرزند داشتن بود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #فقر #جنگ #بیکاری
@Tavaana_TavaanaTech
بسیاری از هموطنان کار و زندگی خود را از دست دادهاند. جمهوری اسلامی امید و آرزو را کشته است.
این هموطن میگوید در اثر بیکاری همسرش، بیپولی و مشکلات اقتصادی، اقدام به سقط جنین کرده در حالی که سالها در آرزوی فرزند داشتن بود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #فقر #جنگ #بیکاری
@Tavaana_TavaanaTech
💔24❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حامد میرزایی، هموطن ساکن تهران، در جریان حملات موشکی آمریکا و اسرائیل، ۱۲ تن از اعضای خانوادهاش را از دست داد.
همدلی مردم با او کمترین کار انسانی است که جامعه ایرانیان میتواند انجام دهد.
خانواده او قربانی جنگی شد که آتش آن با نفرتپراکنی، تنشزایی، ایجاد گروههای نیابتی، مخفیکاری برای پروژه هستهای به قصد غنیسازی بیش از حد نیاز (و به قصد ساخت بمب)، افروخته شد و در این میان بسیاری از هموطنان آسیب دیدند، کارشان را از دست دادند یا حتی جانشان را از دست دادند.
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
همدلی مردم با او کمترین کار انسانی است که جامعه ایرانیان میتواند انجام دهد.
خانواده او قربانی جنگی شد که آتش آن با نفرتپراکنی، تنشزایی، ایجاد گروههای نیابتی، مخفیکاری برای پروژه هستهای به قصد غنیسازی بیش از حد نیاز (و به قصد ساخت بمب)، افروخته شد و در این میان بسیاری از هموطنان آسیب دیدند، کارشان را از دست دادند یا حتی جانشان را از دست دادند.
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤13💔13
آرش صادقی، فعال مدنی صدیق و شریف و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در استوری اینستاگرام خود بر برابری ارزش جان انسانها تأکید کرد و نوشت که نباید میان قربانیان اعتراضات دیماه و کشتهشدگان غیرنظامی جنگ مرزی کشید. او با انتقاد از نگاههای سیاسی و جناحی به رنج انسانها، تأکید کرد که تاریخ درباره مواضع افراد در برابر مرگ، ویرانی و رنج انسانها قضاوت خواهد کرد، نه بر اساس شعارها و روایتهای سیاسی.
متن نوشته آقای صادقی به شرح زیر است:
«تاریخ، در آیندهای نهچندان دور، درباره همه ما قضاوت خواهد کرد؛ نه بر اساس شعارها، بلکه بر اساس اینکه در برابر رنج انسانها چه موضعی گرفتیم.
برای کشتهشدگان دیماه گریستیم؛ همانگونه که برای قربانیان غیرنظامی جنگ گریستیم.
کشتهشدگان دیماه را فرزندان این سرزمین میدانستیم و قربانیان جنگ اخیر را نیز. میان خونها مرز نکشیدیم و میان رنجها تبعیض قائل نشدیم.
نه پرچم هیچ کشوری را بر دوش کشیدیم و نه درد انسانها را با معیارهای سیاسی سنجیدیم.
برای هر کسی که درد این سرزمین را درد خود میداند، همه آنان مردم این سرزمین بودند؛ انسانهایی با آرزوها، خانوادهها و زندگیهایی که از میان ما رفتند.
در روزهایی که فرزندان این سرزمین کشته میشدند، چه در خیابانها در دیماه و چه در آتش جنگ، سکوت نکردیم؛ زیرا باور داشتیم که ارزش جان انسانها وابسته به زمان، مکان یا روایت سیاسی نیست.
روزی که گردوغبار این سالها فروبنشیند و هیاهوی سیاست و جنگ به تاریخ بپیوندد، آنچه باقی خواهد ماند نام دولتها، پرچمها و پیروزیهای ادعایی نخواهد بود؛ بلکه یاد انسانهایی خواهد بود که جان باختند و یاد کسانی که در برابر مرگ آنان سکوت کردند.
ما در سوگ همه فرزندان این سرزمین میایستیم؛ بیآنکه خون کسی را ارزشمندتر از دیگری بدانیم.
و اگر تاریخ روزی از ما بپرسد: «در روزگار مرگ و ویرانی در کدام سو ایستاده بودید؟» پاسخ ما روشن خواهد بود:
در کنار انسان، در کنار زندگی و در کنار مردمی که بهای همه این رنجها را پرداختند.»
#آرش_صادقی #دی_ماه_خونین #جنگ #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaananaTech
متن نوشته آقای صادقی به شرح زیر است:
«تاریخ، در آیندهای نهچندان دور، درباره همه ما قضاوت خواهد کرد؛ نه بر اساس شعارها، بلکه بر اساس اینکه در برابر رنج انسانها چه موضعی گرفتیم.
برای کشتهشدگان دیماه گریستیم؛ همانگونه که برای قربانیان غیرنظامی جنگ گریستیم.
کشتهشدگان دیماه را فرزندان این سرزمین میدانستیم و قربانیان جنگ اخیر را نیز. میان خونها مرز نکشیدیم و میان رنجها تبعیض قائل نشدیم.
نه پرچم هیچ کشوری را بر دوش کشیدیم و نه درد انسانها را با معیارهای سیاسی سنجیدیم.
برای هر کسی که درد این سرزمین را درد خود میداند، همه آنان مردم این سرزمین بودند؛ انسانهایی با آرزوها، خانوادهها و زندگیهایی که از میان ما رفتند.
در روزهایی که فرزندان این سرزمین کشته میشدند، چه در خیابانها در دیماه و چه در آتش جنگ، سکوت نکردیم؛ زیرا باور داشتیم که ارزش جان انسانها وابسته به زمان، مکان یا روایت سیاسی نیست.
روزی که گردوغبار این سالها فروبنشیند و هیاهوی سیاست و جنگ به تاریخ بپیوندد، آنچه باقی خواهد ماند نام دولتها، پرچمها و پیروزیهای ادعایی نخواهد بود؛ بلکه یاد انسانهایی خواهد بود که جان باختند و یاد کسانی که در برابر مرگ آنان سکوت کردند.
ما در سوگ همه فرزندان این سرزمین میایستیم؛ بیآنکه خون کسی را ارزشمندتر از دیگری بدانیم.
و اگر تاریخ روزی از ما بپرسد: «در روزگار مرگ و ویرانی در کدام سو ایستاده بودید؟» پاسخ ما روشن خواهد بود:
در کنار انسان، در کنار زندگی و در کنار مردمی که بهای همه این رنجها را پرداختند.»
#آرش_صادقی #دی_ماه_خونین #جنگ #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaananaTech
❤20👌5👍2
Forwarded from گفتوشنود
جهل و سقوط تمدنها
مصطفا آلاحمد
تمدنها میمیرند و این مرگ همیشه ناگهانی نیست؛ تاریخ نشان میدهد فروپاشی تمدنها همیشه با جنگ یا دشمن خارجی صورت نمیگیرد، بلکه آنگاه که جامعهای ، علم را تحقیر و به ایدئولوژی جهل و خرافات سلام میکند، فروپاشی تمدنی آغاز شده است. وقتی علم، این ابزار حقیقت، بیارزش میشود، ایدئولوژیِ دروغ شکل میگیرد.
رهایی از جهلی که طی دههها بر جامعه مسلط شده است، آسان نخواهد بود و حتی انقلابها نیز اگر بر بستر آگاهی اجتماعی شکل نگیرند، کاری از پیش نخواهند برد. ملتی که یک بار به جهل تن میدهد، تاوانش را نسلهای گوناگون با فقر، بیماری، جنگ، خشونت و عقبماندگی خواهند داد. هر تمدنی، بدون آگاهی، دیر یا زود به سوی زوال خواهد رفت.
فاجعه از جایی آغاز میشود که دانشمندان، پزشکان، مهندسان، وکلا، معلمان، هنرمندان و دیگر گروههای مرجع، سرنوشت عمومی را رها کنند و رفاه و امنیت شخصی را بر مسئولیت جمعی ترجیح دهند. در چنین وضعیتی، عرصهی عمومی خالی از کنشگران میماند و قدرت به دست نیروهایی میافتد که نه دغدغهی فرهنگ دارند، نه انسان، نه آینده و نه طبیعت.
نتیجهی این شرایط، فقط یک بحران سیاسی نیست؛ بلکه زنجیرهای از فروپاشیهاست: فساد ساختاری، دزدسالاری، تخریب محیط زیست، گسترش فقر و خشونت، جنگ و در نهایت زوالِ تدریجیِ یک تمدن.
تمدن، بیش از هر چیز، به انسانهای آگاهی نیاز دارد که بتوانند فراتر از منافع فردی بیندیشند؛ انسانهایی که نسبت به حقیقت، عدالت، رنج دیگران و سرنوشت مشترک، احساس مسئولیت کنند. انسانهایی که به جای خرافات به علم اقتدا کنند. به قول آدورنو:
«شرطِ تکرار نشدنِ آشویتس، پیش از هر چیز، آگاهی است.»
روشن است که وظیفهی این آگاهیبخشی، بر عهدهی گروههای مرجعی است که نسبت به مسائل اجتماعی احساس مسئولیت کنند و منافع شخصی را بر منافع جمعی ترجیح ندهند.
هیچ استبدادی بدون مشارکت و سکوتِ نخبگان و همچنین ترس تودهها پایدار نمیماند.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
#مصطفا_آل_احمد
برگرفته و بازنگری از صفحه نویسنده
#جنگ
#جهل
#تمدن
@Dialogue1402
مصطفا آلاحمد
تمدنها میمیرند و این مرگ همیشه ناگهانی نیست؛ تاریخ نشان میدهد فروپاشی تمدنها همیشه با جنگ یا دشمن خارجی صورت نمیگیرد، بلکه آنگاه که جامعهای ، علم را تحقیر و به ایدئولوژی جهل و خرافات سلام میکند، فروپاشی تمدنی آغاز شده است. وقتی علم، این ابزار حقیقت، بیارزش میشود، ایدئولوژیِ دروغ شکل میگیرد.
رهایی از جهلی که طی دههها بر جامعه مسلط شده است، آسان نخواهد بود و حتی انقلابها نیز اگر بر بستر آگاهی اجتماعی شکل نگیرند، کاری از پیش نخواهند برد. ملتی که یک بار به جهل تن میدهد، تاوانش را نسلهای گوناگون با فقر، بیماری، جنگ، خشونت و عقبماندگی خواهند داد. هر تمدنی، بدون آگاهی، دیر یا زود به سوی زوال خواهد رفت.
فاجعه از جایی آغاز میشود که دانشمندان، پزشکان، مهندسان، وکلا، معلمان، هنرمندان و دیگر گروههای مرجع، سرنوشت عمومی را رها کنند و رفاه و امنیت شخصی را بر مسئولیت جمعی ترجیح دهند. در چنین وضعیتی، عرصهی عمومی خالی از کنشگران میماند و قدرت به دست نیروهایی میافتد که نه دغدغهی فرهنگ دارند، نه انسان، نه آینده و نه طبیعت.
نتیجهی این شرایط، فقط یک بحران سیاسی نیست؛ بلکه زنجیرهای از فروپاشیهاست: فساد ساختاری، دزدسالاری، تخریب محیط زیست، گسترش فقر و خشونت، جنگ و در نهایت زوالِ تدریجیِ یک تمدن.
تمدن، بیش از هر چیز، به انسانهای آگاهی نیاز دارد که بتوانند فراتر از منافع فردی بیندیشند؛ انسانهایی که نسبت به حقیقت، عدالت، رنج دیگران و سرنوشت مشترک، احساس مسئولیت کنند. انسانهایی که به جای خرافات به علم اقتدا کنند. به قول آدورنو:
«شرطِ تکرار نشدنِ آشویتس، پیش از هر چیز، آگاهی است.»
روشن است که وظیفهی این آگاهیبخشی، بر عهدهی گروههای مرجعی است که نسبت به مسائل اجتماعی احساس مسئولیت کنند و منافع شخصی را بر منافع جمعی ترجیح ندهند.
هیچ استبدادی بدون مشارکت و سکوتِ نخبگان و همچنین ترس تودهها پایدار نمیماند.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
#مصطفا_آل_احمد
برگرفته و بازنگری از صفحه نویسنده
#جنگ
#جهل
#تمدن
@Dialogue1402
❤8👍3👌1