تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، تنها چند قاب از یک فاجعه نبود؛ پردهبرداری از ابعاد سرکوبی بود که در آن، خیابان، بیمارستان و حتی پیکر جانباختگان نیز از خشونت حکومت در امان نماندند. جایی که مجروحان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ برای نجات به آن پناه برده بودند، بنا بر روایت شاهدان، به صحنه تعقیب، تهدید، تیراندازی و پنهانسازی پیکر کشتهشدگان بدل شد.
این گزارش حرفهای با هماهنگی و پیگیری فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال، بخشی از حافظه جمعی ما را ثبت میکند؛ حافظهای که اجازه نمیدهد نام و سرگذشت کشتهشدگان در تاریکی دفن شود.
روایت محمد طالبی طرقی:
جوان معترضی که در خیزش دی ۱۴۰۴ کشته شد، محمد طالبی، ۳۵ ساله بود، عاشق موتور و موتورسواری، او در ۱۸ دی در جریان اعتراضات در محدوده هفتحوض با شلیک مستقیم به سر کشته شد و پیکرش به انباری بیمارستان الغدیر منتقل شده بود.
محمد فرزند یکی از کشتهشدگان جنگ ایران و عراق بود؛ نسلی که حکومت سالها از نام و خون پدرانشان برای تبلیغات استفاده کرد، اما فرزندان همان خانوادهها را در خیابان هدف گلوله قرار داد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این گزارش حرفهای با هماهنگی و پیگیری فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال، بخشی از حافظه جمعی ما را ثبت میکند؛ حافظهای که اجازه نمیدهد نام و سرگذشت کشتهشدگان در تاریکی دفن شود.
روایت محمد طالبی طرقی:
جوان معترضی که در خیزش دی ۱۴۰۴ کشته شد، محمد طالبی، ۳۵ ساله بود، عاشق موتور و موتورسواری، او در ۱۸ دی در جریان اعتراضات در محدوده هفتحوض با شلیک مستقیم به سر کشته شد و پیکرش به انباری بیمارستان الغدیر منتقل شده بود.
محمد فرزند یکی از کشتهشدگان جنگ ایران و عراق بود؛ نسلی که حکومت سالها از نام و خون پدرانشان برای تبلیغات استفاده کرد، اما فرزندان همان خانوادهها را در خیابان هدف گلوله قرار داد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔4
پگاه آهنگرانی، فیلمساز و بازیگر ایرانی، برای مستند بلند «تمرینهایی برای یک انقلاب» موفق به دریافت جایزه معتبر «چشم طلایی» (L’Œil d’or)، مهمترین جایزه بخش مستند جشنواره فیلم کن ۲۰۲۶ شد.
این مستند در بخش «نمایشهای ویژه» هفتادونهمین دوره جشنواره کن به نمایش درآمد و از میان ۲۱ مستند حاضر در بخشهای رسمی و جنبی، بهعنوان بهترین مستند جشنواره انتخاب شد.
«تمرینهایی برای یک انقلاب» با استفاده از آرشیوهای خانوادگی، فیلمهای خانگی، تصاویر اعتراضات، روزنامهها، ویدیوهای آرشیوی و روایتهای شخصی، بیش از چهار دهه از تاریخ معاصر ایران را مرور میکند؛ روایتی از امید، سرکوب، مقاومت و تلاش جامعه ایران برای تغییر.
هیئت داوران این جایزه از روایت «زنده، انسانی و فوری» فیلم تقدیر کرده و آن را اثری دانسته که در میانه خشونت و تحولات سیاسی، بر ارزش زندگی انسانها تمرکز دارد.
پگاه آهنگرانی نیز درباره ساخت این مستند گفته است که این پروژه برای او «بیشتر شبیه درمان» بوده تا صرفا فیلمسازی؛ تلاشی برای روایت همزمان خاطرات شخصی و تاریخ معاصر ایران.
@Tavaana_TavaanaTech
این مستند در بخش «نمایشهای ویژه» هفتادونهمین دوره جشنواره کن به نمایش درآمد و از میان ۲۱ مستند حاضر در بخشهای رسمی و جنبی، بهعنوان بهترین مستند جشنواره انتخاب شد.
«تمرینهایی برای یک انقلاب» با استفاده از آرشیوهای خانوادگی، فیلمهای خانگی، تصاویر اعتراضات، روزنامهها، ویدیوهای آرشیوی و روایتهای شخصی، بیش از چهار دهه از تاریخ معاصر ایران را مرور میکند؛ روایتی از امید، سرکوب، مقاومت و تلاش جامعه ایران برای تغییر.
هیئت داوران این جایزه از روایت «زنده، انسانی و فوری» فیلم تقدیر کرده و آن را اثری دانسته که در میانه خشونت و تحولات سیاسی، بر ارزش زندگی انسانها تمرکز دارد.
پگاه آهنگرانی نیز درباره ساخت این مستند گفته است که این پروژه برای او «بیشتر شبیه درمان» بوده تا صرفا فیلمسازی؛ تلاشی برای روایت همزمان خاطرات شخصی و تاریخ معاصر ایران.
@Tavaana_TavaanaTech
👍9👌1
مریم ابراهیموند: کودکان در زندان به ابزار فشار و کنترل مادران تبدیل شدهاند
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در گفتگویی با کیانا کثیری که با حضور حامد فرمند، فعال حقوق کودکان، برگزار شد، از تجربه زندگی در بند مادران زندان قرچک و وضعیت کودکان زندانی سخن گفت.
خانم ابراهیموند که پس از آزادی دو مستند با عنوانهای «مادرانگی در اسارت» و «به کدامین گناه» درباره کودکان زندانی ساخته است، در بخشی از این گفتگو با اشاره به تجربه حضور خود در بند مادران گفت: «مدت نه ماه تا یک سال در بند مادران زندان بودم. زندانیان سیاسی قرچک را بهعنوان تنبیه، از بند زندانیان سیاسی به بند مادران منتقل میکردند. ما فقط از دور شاهد حضور کودکان در زندان نبودیم، بلکه مجبور بودیم با آنها زندگی کنیم؛ با آنها بخوابیم، بیدار شویم و هر روز رفتار مادران، زندانبانان و فضای حاکم بر زندگی این کودکان را از نزدیک ببینیم.»
او توضیح داد که همین تجربه باعث شد پس از آزادی تصمیم بگیرد درباره کودکان زندانی مستند بسازد و روایت آنها را ثبت کند. ابراهیموند گفت: «همیشه دوست داشتم خود این کودکان مقابل دوربین قرار بگیرند و روایتگر تجربههایشان باشند.»
این فیلمساز مستقل با اشاره به گفتگوهایش با چند کودک زندانی و مادرانشان، به شرایط کودکانی مانند نازلی و گندم پرداخت؛ کودکانی که در زندان متولد شدند و سالهای نخست زندگی خود را در همان محیط سپری کردند.
ابراهیموند در ادامه با اشاره به مسئله بارداریهای ناخواسته در زندانهای ایران گفت: «بسیاری از زنانی که من در زندان دیدم، هنگام بازداشت تازه متوجه بارداری خود میشدند و دیگر حق انتخابی نداشتند؛ نه میتوانستند تصمیم بگیرند کودک را نگه دارند و نه اجازه سقط داشتند.»
او با انتقاد از قوانین مربوط به سقط جنین در جمهوری اسلامی افزود: «بسیاری از این زنان اساساً تمایلی به مادر شدن نداشتند، اما بهدلیل جرمانگاری سقط جنین مجبور بودند کودک را در زندان به دنیا بیاورند و نگهداری کنند.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین درباره حضور طولانیمدت کودکان در زندان گفت: «طبق قانون گفته میشود کودک تا دو سالگی میتواند کنار مادر باشد، اما من شخصاً شاهد حضور کودکانی چهار، پنج و حتی ششساله در زندان بودهام.»
او همچنین از استفاده ابزاری از کودکان برای کنترل مادران در زندان سخن گفت و توضیح داد: «وقتی مادری برای غذای کودک، بهداشت یا مرخصی اعتراض میکرد، مسئولان زندان تهدیدش میکردند که بچهات را میگیریم و به بهزیستی میدهیم.»
ابراهیموند با اشاره به آسیبهای گستردهای که کودکان زندانی متحمل میشوند، تأکید کرد: «ما نمیتوانیم سادهانگارانه بگوییم کودک را به بهزیستی بسپارند؛ چون در هر دو حالت، چه در زندان بماند و چه از مادر جدا شود، کودک آسیب میبیند.»
او در پایان خواستار توجه بیشتر رسانهها، فعالان مدنی و نهادهای حقوق بشری به وضعیت کودکان زندانی شد و گفت: «باید بیش از گذشته درباره این کودکان صحبت کنیم؛ نه فقط برای روایت رنج آنها، بلکه برای یافتن راهکارهای حقوقی، انسانی و حمایتی.»
برای آگاهی بیشتر در این زمینه میتوانید کتابچه «راهنمای حمایت از کودکان دارای والدین زندانی»، اثر حامد فرمند را به رایگان در وبسایت آموزشکده توانا مطالعه کنید.
https://tavaana.org/children_of_incarcerated_parents/
کودکان دارای والد زندانی، آسیبها و نیازها:
https://youtu.be/_9asB44Y7pg
کودکان دارای والدین زندانی، لزوم و نحوه حمایت:
https://tavaana.org/parents_prison
حمایت فوری از کودکان زندانیان
https://tavaana.org/support-children-of-prisoners/
#کودک #زندان #حقوق_کودک
@Tavaana_TavaanaTech
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در گفتگویی با کیانا کثیری که با حضور حامد فرمند، فعال حقوق کودکان، برگزار شد، از تجربه زندگی در بند مادران زندان قرچک و وضعیت کودکان زندانی سخن گفت.
خانم ابراهیموند که پس از آزادی دو مستند با عنوانهای «مادرانگی در اسارت» و «به کدامین گناه» درباره کودکان زندانی ساخته است، در بخشی از این گفتگو با اشاره به تجربه حضور خود در بند مادران گفت: «مدت نه ماه تا یک سال در بند مادران زندان بودم. زندانیان سیاسی قرچک را بهعنوان تنبیه، از بند زندانیان سیاسی به بند مادران منتقل میکردند. ما فقط از دور شاهد حضور کودکان در زندان نبودیم، بلکه مجبور بودیم با آنها زندگی کنیم؛ با آنها بخوابیم، بیدار شویم و هر روز رفتار مادران، زندانبانان و فضای حاکم بر زندگی این کودکان را از نزدیک ببینیم.»
او توضیح داد که همین تجربه باعث شد پس از آزادی تصمیم بگیرد درباره کودکان زندانی مستند بسازد و روایت آنها را ثبت کند. ابراهیموند گفت: «همیشه دوست داشتم خود این کودکان مقابل دوربین قرار بگیرند و روایتگر تجربههایشان باشند.»
این فیلمساز مستقل با اشاره به گفتگوهایش با چند کودک زندانی و مادرانشان، به شرایط کودکانی مانند نازلی و گندم پرداخت؛ کودکانی که در زندان متولد شدند و سالهای نخست زندگی خود را در همان محیط سپری کردند.
ابراهیموند در ادامه با اشاره به مسئله بارداریهای ناخواسته در زندانهای ایران گفت: «بسیاری از زنانی که من در زندان دیدم، هنگام بازداشت تازه متوجه بارداری خود میشدند و دیگر حق انتخابی نداشتند؛ نه میتوانستند تصمیم بگیرند کودک را نگه دارند و نه اجازه سقط داشتند.»
او با انتقاد از قوانین مربوط به سقط جنین در جمهوری اسلامی افزود: «بسیاری از این زنان اساساً تمایلی به مادر شدن نداشتند، اما بهدلیل جرمانگاری سقط جنین مجبور بودند کودک را در زندان به دنیا بیاورند و نگهداری کنند.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین درباره حضور طولانیمدت کودکان در زندان گفت: «طبق قانون گفته میشود کودک تا دو سالگی میتواند کنار مادر باشد، اما من شخصاً شاهد حضور کودکانی چهار، پنج و حتی ششساله در زندان بودهام.»
او همچنین از استفاده ابزاری از کودکان برای کنترل مادران در زندان سخن گفت و توضیح داد: «وقتی مادری برای غذای کودک، بهداشت یا مرخصی اعتراض میکرد، مسئولان زندان تهدیدش میکردند که بچهات را میگیریم و به بهزیستی میدهیم.»
ابراهیموند با اشاره به آسیبهای گستردهای که کودکان زندانی متحمل میشوند، تأکید کرد: «ما نمیتوانیم سادهانگارانه بگوییم کودک را به بهزیستی بسپارند؛ چون در هر دو حالت، چه در زندان بماند و چه از مادر جدا شود، کودک آسیب میبیند.»
او در پایان خواستار توجه بیشتر رسانهها، فعالان مدنی و نهادهای حقوق بشری به وضعیت کودکان زندانی شد و گفت: «باید بیش از گذشته درباره این کودکان صحبت کنیم؛ نه فقط برای روایت رنج آنها، بلکه برای یافتن راهکارهای حقوقی، انسانی و حمایتی.»
برای آگاهی بیشتر در این زمینه میتوانید کتابچه «راهنمای حمایت از کودکان دارای والدین زندانی»، اثر حامد فرمند را به رایگان در وبسایت آموزشکده توانا مطالعه کنید.
https://tavaana.org/children_of_incarcerated_parents/
کودکان دارای والد زندانی، آسیبها و نیازها:
https://youtu.be/_9asB44Y7pg
کودکان دارای والدین زندانی، لزوم و نحوه حمایت:
https://tavaana.org/parents_prison
حمایت فوری از کودکان زندانیان
https://tavaana.org/support-children-of-prisoners/
#کودک #زندان #حقوق_کودک
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤1
Forwarded from گفتوشنود
مولوی عبدالحمید: مشکل در قانون اساسی است
مولوی عبدالحمید، در مراسم نماز جمعه زاهدان، با ابراز تأسف از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و «گرانیهای بیحدومرز» در کشور، تأکید کرد که ملت ایران صاحبان اصلی این کشور و ثروتهای کلان آن هستند، اما در شرایط بسیار سختی قرار دارند و گرسنگی تحمل میکنند.
وی در بخشی از سخنانش اظهار داشت که پیش از جنگ، شرایط اقتصادی کشور و مردم در آستانه نابودی قرار داشت و پول ملی ارزش خود را از دست داده بود و تورم و گرانی بیداد میکرد، اما اکنون که کشور در شرایط جنگی قرار دارد، تورم و گرانی حد و مرزی ندارد.
عبدالحمید ادامه داد که ملت شریف و بزرگ ایران صاحبان اصلی این کشور و ثروتهای کلان آن هستند، اما در شرایط بسیار سختی قرار دارند و گرسنگی تحمل میکنند و پرسید کسانی که مسئولیت امور را بر عهده دارند، در روز قیامت چه پاسخی برای رنجها و سختیهای این ملت خواهند داشت.
دولت نقش مؤثری در سیاستهای داخلی و خارجی ندارد / مشکل در قانون اساسی است
امامجمعه زاهدان همچنین گفت مردم معتقدند دولتی انتخاب کردهاند که اختیارات کافی ندارد. او افزود که در بسیاری از کشورها تصمیمگیری درباره سیاستهای داخلی و خارجی در اختیار دولت است، اما در ایران دولت بهجز اجرا، نقش مؤثری در این حوزهها ندارد.
وی تأکید کرد که مشکل در قانون اساسی است و تا زمانی که در آن تغییر ایجاد نشود، هیچکس نمیتواند اوضاع کشور را سامان دهد و مشکلات و بحرانهای کشور باید آسیبشناسی شوند.
مردم ایران حرفها و گلایههای زیادی دارند
عبدالحمید در ادامه اظهار داشت که مردم ایران گلایههای فراوانی دارند؛ بسیاری سرمایههای مادی خود را از دست دادهاند و عدهای نیز در نتیجه کشمکشهای سیاسی نسبت به دین بدبین شدهاند.
وی تأکید کرد که در دین، پیامبر و قرآن هیچ عیب و ضعفی وجود ندارد و ضعفها مربوط به عملکرد انسانهاست و توصیه کرد که مردم ضعف عملکرد افراد را به حساب دین نگذارند.
قطعی اینترنت مردم را آزار میدهد؛ به این روند پایان دهید
امامجمعه زاهدان در بخش پایانی سخنانش از قطع اینترنت بینالمللی در کشور انتقاد کرد و گفت که اینترنت امروز به یکی از نیازهای اساسی بشر تبدیل شده و تمام بخشهای زندگی مردم با آن گره خورده است.
وی خطاب به مسئولان خواستار پایاندادن به روند قطع اینترنت شد تا مردم از این رنج رهایی پیدا کنند.
#مولوی_عبدالحمید #اهل_سنت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مولوی عبدالحمید، در مراسم نماز جمعه زاهدان، با ابراز تأسف از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و «گرانیهای بیحدومرز» در کشور، تأکید کرد که ملت ایران صاحبان اصلی این کشور و ثروتهای کلان آن هستند، اما در شرایط بسیار سختی قرار دارند و گرسنگی تحمل میکنند.
وی در بخشی از سخنانش اظهار داشت که پیش از جنگ، شرایط اقتصادی کشور و مردم در آستانه نابودی قرار داشت و پول ملی ارزش خود را از دست داده بود و تورم و گرانی بیداد میکرد، اما اکنون که کشور در شرایط جنگی قرار دارد، تورم و گرانی حد و مرزی ندارد.
عبدالحمید ادامه داد که ملت شریف و بزرگ ایران صاحبان اصلی این کشور و ثروتهای کلان آن هستند، اما در شرایط بسیار سختی قرار دارند و گرسنگی تحمل میکنند و پرسید کسانی که مسئولیت امور را بر عهده دارند، در روز قیامت چه پاسخی برای رنجها و سختیهای این ملت خواهند داشت.
دولت نقش مؤثری در سیاستهای داخلی و خارجی ندارد / مشکل در قانون اساسی است
امامجمعه زاهدان همچنین گفت مردم معتقدند دولتی انتخاب کردهاند که اختیارات کافی ندارد. او افزود که در بسیاری از کشورها تصمیمگیری درباره سیاستهای داخلی و خارجی در اختیار دولت است، اما در ایران دولت بهجز اجرا، نقش مؤثری در این حوزهها ندارد.
وی تأکید کرد که مشکل در قانون اساسی است و تا زمانی که در آن تغییر ایجاد نشود، هیچکس نمیتواند اوضاع کشور را سامان دهد و مشکلات و بحرانهای کشور باید آسیبشناسی شوند.
مردم ایران حرفها و گلایههای زیادی دارند
عبدالحمید در ادامه اظهار داشت که مردم ایران گلایههای فراوانی دارند؛ بسیاری سرمایههای مادی خود را از دست دادهاند و عدهای نیز در نتیجه کشمکشهای سیاسی نسبت به دین بدبین شدهاند.
وی تأکید کرد که در دین، پیامبر و قرآن هیچ عیب و ضعفی وجود ندارد و ضعفها مربوط به عملکرد انسانهاست و توصیه کرد که مردم ضعف عملکرد افراد را به حساب دین نگذارند.
قطعی اینترنت مردم را آزار میدهد؛ به این روند پایان دهید
امامجمعه زاهدان در بخش پایانی سخنانش از قطع اینترنت بینالمللی در کشور انتقاد کرد و گفت که اینترنت امروز به یکی از نیازهای اساسی بشر تبدیل شده و تمام بخشهای زندگی مردم با آن گره خورده است.
وی خطاب به مسئولان خواستار پایاندادن به روند قطع اینترنت شد تا مردم از این رنج رهایی پیدا کنند.
#مولوی_عبدالحمید #اهل_سنت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5👌1
بعضی جملهها آنقدر در فرهنگ عمومی تکرار شدهاند که کمکم شبیه «حقیقت» به نظر میرسند؛ حتی وقتی تاریخ بارها خلاف آن را ثابت کرده باشد. یکی از همین باورها این است که «سرِ بیگناه بالای دار نمیرود»؛ جملهای که گاهی ناخواسته، قربانی را متهم و جامعه را نسبت به بیعدالتی بیحس میکند.
اما تاریخ بشر، از دادگاههای تفتیش عقاید تا حکومتهای استبدادی معاصر، پر است از انسانهایی که نه بهخاطر جرم، بلکه بهخاطر اندیشه، اعتراض، باور، یا حتی قربانیشدن در روندهای ناعادلانه، جان خود را از دست دادهاند.
در روزگاری که اعدام همچنان به ابزار سرکوب سیاسی و ایجاد وحشت تبدیل شده، شاید زمان آن رسیده باشد که بعضی باورهای قدیمی را دوباره مرور کنیم؛ باورهایی که اگر بدون پرسش پذیرفته شوند، میتوانند راه را برای عادیسازی ظلم و خاموشکردن صدای بیگناهان باز کنند.
پوسترها را ورق بزنید!
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
اما تاریخ بشر، از دادگاههای تفتیش عقاید تا حکومتهای استبدادی معاصر، پر است از انسانهایی که نه بهخاطر جرم، بلکه بهخاطر اندیشه، اعتراض، باور، یا حتی قربانیشدن در روندهای ناعادلانه، جان خود را از دست دادهاند.
در روزگاری که اعدام همچنان به ابزار سرکوب سیاسی و ایجاد وحشت تبدیل شده، شاید زمان آن رسیده باشد که بعضی باورهای قدیمی را دوباره مرور کنیم؛ باورهایی که اگر بدون پرسش پذیرفته شوند، میتوانند راه را برای عادیسازی ظلم و خاموشکردن صدای بیگناهان باز کنند.
پوسترها را ورق بزنید!
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
👍6👌2
منوچهر فلاح، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، بار دیگر از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب رشت به اعدام محکوم شد؛ حکمی که پس از نقض در دیوان عالی کشور و ارجاع پرونده به شعبه همعرض، دوباره صادر شده است.
منوچهر فلاح پیشتر در دیماه ۱۴۰۳ از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده بود. اگرچه دیوان عالی کشور ابتدا این حکم را تایید کرده بود، اما پس از پذیرش اعاده دادرسی، حکم نقض شد و پرونده برای بررسی دوباره به شعبهای همعرض ارجاع شد؛ روندی که بسیاری امیدوار بودند به توقف حکم اعدام منجر شود، اما در نهایت بار دیگر به صدور حکم مرگ انجامید.
اتهام اولیه این زندانی سیاسی، واردآوردن خسارتی حدود ۱۵ میلیون تومان به ساختمان دادگستری رشت عنوان شده بود؛ پروندهای که در ابتدا حتی امکان آزادی با وثیقه برای او وجود داشت. اما در ادامه، با دخالت نهادهای امنیتی، اتهامهای سنگینتری از جمله «محاربه» و ارتباط با گروههای مخالف حکومت به پرونده او اضافه شد و در نهایت به صدور حکم اعدام انجامید.
@Tavaana_TavaanaTech
منوچهر فلاح پیشتر در دیماه ۱۴۰۳ از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده بود. اگرچه دیوان عالی کشور ابتدا این حکم را تایید کرده بود، اما پس از پذیرش اعاده دادرسی، حکم نقض شد و پرونده برای بررسی دوباره به شعبهای همعرض ارجاع شد؛ روندی که بسیاری امیدوار بودند به توقف حکم اعدام منجر شود، اما در نهایت بار دیگر به صدور حکم مرگ انجامید.
اتهام اولیه این زندانی سیاسی، واردآوردن خسارتی حدود ۱۵ میلیون تومان به ساختمان دادگستری رشت عنوان شده بود؛ پروندهای که در ابتدا حتی امکان آزادی با وثیقه برای او وجود داشت. اما در ادامه، با دخالت نهادهای امنیتی، اتهامهای سنگینتری از جمله «محاربه» و ارتباط با گروههای مخالف حکومت به پرونده او اضافه شد و در نهایت به صدور حکم اعدام انجامید.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊6
Behzad Yazdani and Romina Khazali: Baha’i Couple Held in Indefinite Detention for Over 50 Days
Baha’i couple Behzad Yazdani, a translator, and artist Romina Khazali remain in limbo at Shiraz’s Adelabad Prison after over 50 days of detention. Arrested by IRGC intelligence in late March 2026, they have been denied legal counsel and face no formal charges. Khazali, who recently underwent stomach surgery, is suffering from deteriorating physical and mental health, yet authorities have repeatedly rejected bail requests. Separated from their two teenage children, this couple’s prolonged, opaque detention is a stark example of the systematic persecution and psychological warfare waged against Baha’i families in Iran.
#BehzadYazdani
#RominaKhazali
#HumanRights
#AdelabadPrison
@Tavaana_TavaanaTech
Baha’i couple Behzad Yazdani, a translator, and artist Romina Khazali remain in limbo at Shiraz’s Adelabad Prison after over 50 days of detention. Arrested by IRGC intelligence in late March 2026, they have been denied legal counsel and face no formal charges. Khazali, who recently underwent stomach surgery, is suffering from deteriorating physical and mental health, yet authorities have repeatedly rejected bail requests. Separated from their two teenage children, this couple’s prolonged, opaque detention is a stark example of the systematic persecution and psychological warfare waged against Baha’i families in Iran.
#BehzadYazdani
#RominaKhazali
#HumanRights
#AdelabadPrison
@Tavaana_TavaanaTech
💔5❤1🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
گوگل بالاخره امکان تغییر آدرس جیمیل را فراهم کرد؛ قابلیتی که سالها یکی از درخواستهای اصلی کاربران بود. حالا اگر زمانی یک آدرس ایمیل عجیب، قدیمی یا غیرحرفهای ساختهاید، میتوانید بدون نیاز به ساخت حساب جدید، آدرس اصلی حساب گوگل خود را تغییر دهید.
برای تغییر آدرس جیمیل کافی است این مراحل را انجام دهید:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👌1
قوه قضائیه جمهوری اسلامی از صدور احکام سنگین زندان برای دو زن، به نامهای لیلا رمضانی و فاطمه ملکاحمدی، خبر داده است؛ دو شهروندی که به اتهام «همکاری با شبکههای معاند» و «اقدام علیه امنیت ملی» مجموعا به ۵۳ سال حبس محکوم شدهاند.
بر اساس اعلام رئیس کل دادگستری استان سمنان، لیلا رمضانی به ۲۶ سال و فاطمه ملکاحمدی به ۲۷ سال زندان محکوم شدهاند. همچنین برای این دو زن مجازاتهای تکمیلی از جمله «انفصال از خدمات دولتی»، «ممنوعیت خروج از کشور» و «محرومیت از عضویت در احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی» در نظر گرفته شده است.
مقامهای قضائی جمهوری اسلامی مدعی شدهاند این دو نفر در «راستای اهداف سرویسهای جاسوسی آمریکایی و اسرائیلی» فعالیت میکردهاند و از طریق «ارسال تصاویر و اطلاعات» با رسانهها و شبکههای مخالف حکومت در ارتباط بودهاند؛ ادعاهایی که بدون انتشار جزئیات پرونده، مدارک یا روند دادرسی مطرح شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اعلام رئیس کل دادگستری استان سمنان، لیلا رمضانی به ۲۶ سال و فاطمه ملکاحمدی به ۲۷ سال زندان محکوم شدهاند. همچنین برای این دو زن مجازاتهای تکمیلی از جمله «انفصال از خدمات دولتی»، «ممنوعیت خروج از کشور» و «محرومیت از عضویت در احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی» در نظر گرفته شده است.
مقامهای قضائی جمهوری اسلامی مدعی شدهاند این دو نفر در «راستای اهداف سرویسهای جاسوسی آمریکایی و اسرائیلی» فعالیت میکردهاند و از طریق «ارسال تصاویر و اطلاعات» با رسانهها و شبکههای مخالف حکومت در ارتباط بودهاند؛ ادعاهایی که بدون انتشار جزئیات پرونده، مدارک یا روند دادرسی مطرح شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔10
امروز ریرا اسماعیلیون، دختری که همراه مادرش پریسا اقبالی در پرواز PS752 به دست سپاه پاسداران کشته شد، شانزده ساله میشد؛ تولدی که بهجای جشن، سالهاست با سوگ، خاطره و دادخواهی گره خورده است.
حامد اسماعیلیون، نویسنده و از خانوادههای دادخواه پرواز PS752، در متنی به مناسبت تولد دخترش نوشته است:
«دخترم ریرا امروز شانزده ساله میشد… ریرا و مادرش، همسر عزیزم پریسا، از مسافران پرواز پیاس۷۵۲ بودند که با موشکهای سپاه پاسداران کشته شدند.»
او در بخشی دیگر از این متن، از زندگی و آیندهای میگوید که از دخترش ربوده شد:
«گاهی حدس میزنم که اگر او بود در اینباره چه میگفت، اگر او بود چگونه فکر میکرد… هیچکس این تعلیقِ بیپایان را درک نمیکند مگر عزیزی را به ظلم از دست داده باشد.»
اسماعیلیون همچنین نوشته است که امسال در ماراتن اتاوا به یاد ریرا خواهد دوید؛ پرواز PS752 جنایتی بود که جان ۱۷۶ انسان را گرفت و سالها بعد، خانوادههای قربانیان همچنان برای حقیقت، عدالت و پاسخگویی تلاش میکنند.
طرح از رضا عقیلی
https://www.tavaana.org/cartoon_rira/
@Tavaana_TavaanaTech
حامد اسماعیلیون، نویسنده و از خانوادههای دادخواه پرواز PS752، در متنی به مناسبت تولد دخترش نوشته است:
«دخترم ریرا امروز شانزده ساله میشد… ریرا و مادرش، همسر عزیزم پریسا، از مسافران پرواز پیاس۷۵۲ بودند که با موشکهای سپاه پاسداران کشته شدند.»
او در بخشی دیگر از این متن، از زندگی و آیندهای میگوید که از دخترش ربوده شد:
«گاهی حدس میزنم که اگر او بود در اینباره چه میگفت، اگر او بود چگونه فکر میکرد… هیچکس این تعلیقِ بیپایان را درک نمیکند مگر عزیزی را به ظلم از دست داده باشد.»
اسماعیلیون همچنین نوشته است که امسال در ماراتن اتاوا به یاد ریرا خواهد دوید؛ پرواز PS752 جنایتی بود که جان ۱۷۶ انسان را گرفت و سالها بعد، خانوادههای قربانیان همچنان برای حقیقت، عدالت و پاسخگویی تلاش میکنند.
طرح از رضا عقیلی
https://www.tavaana.org/cartoon_rira/
@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊3❤2
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، تنها چند قاب از یک فاجعه نبود؛ پردهبرداری از ابعاد سرکوبی بود که در آن، خیابان، بیمارستان و حتی پیکر جانباختگان نیز از خشونت حکومت در امان نماندند. جایی که مجروحان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ برای نجات به آن پناه برده بودند، بنا بر روایت شاهدان، به صحنه تعقیب، تهدید، تیراندازی و پنهانسازی پیکر کشتهشدگان بدل شد.
این گزارش حرفهای با هماهنگی و پیگیری فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال، بخشی از حافظه جمعی ما را ثبت میکند؛ حافظهای که اجازه نمیدهد نام و سرگذشت کشتهشدگان در تاریکی دفن شود.
روایت شهابالدین سامنی، در اعتراضات سراسری دیماه با
شلیک مستقیم مأموران امنیتی به چشمش کشته شد. شهابالدین سامنی، متولد ۱۳۵۸، از کودکی به ورزشهای رزمی علاقهمند بود و در رشته پانکریشن برنده مدال مسابقات جهانی بود.
او شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی در میدان هفتحوض تهران، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. یک گلوله به چشم چپ او اصابت کرد و همان یک تیر موجب جان باختنش شد. به گفته منابع آگاه، شلیک را تکتیرانداز و با سلاح قناسه انجام داده است.
@Tavaana_TavaanaTech
این گزارش حرفهای با هماهنگی و پیگیری فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال، بخشی از حافظه جمعی ما را ثبت میکند؛ حافظهای که اجازه نمیدهد نام و سرگذشت کشتهشدگان در تاریکی دفن شود.
روایت شهابالدین سامنی، در اعتراضات سراسری دیماه با
شلیک مستقیم مأموران امنیتی به چشمش کشته شد. شهابالدین سامنی، متولد ۱۳۵۸، از کودکی به ورزشهای رزمی علاقهمند بود و در رشته پانکریشن برنده مدال مسابقات جهانی بود.
او شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی در میدان هفتحوض تهران، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. یک گلوله به چشم چپ او اصابت کرد و همان یک تیر موجب جان باختنش شد. به گفته منابع آگاه، شلیک را تکتیرانداز و با سلاح قناسه انجام داده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔5❤4
این روزها بسیاری از مردم ایران همزمان با فشارهای سیاسی، با بحرانهای سنگین اقتصادی و معیشتی هم روبهرو هستند؛ از گرانی و کاهش قدرت خرید گرفته تا محدودیت اینترنت، ناامنی شغلی و دشوارتر شدن زندگی روزمره. اما برای فهم دقیقتر این وضعیت، شنیدن صدای خود مردم اهمیت دارد.
ما تلاش کردهایم با تهیه یک پرسشنامه کوتاه، تصویری واقعیتر از شرایط زندگی، وضعیت اقتصادی و دسترسی به امکانات در ایران امروز ثبت کنیم. پاسخهای شما میتواند به درک بهتر ابعاد فقیرتر شدن جامعه، افزایش فشار بر خانوادهها و تاثیر محدودیتها بر زندگی روزمره کمک کند.
لطفا چند دقیقه وقت بگذارید و این پرسشنامه را پر کنید و برای دیگران هم بفرستید. هر پاسخ، بخشی از واقعیتیست که نباید نادیده گرفته شود.
https://docs.google.com/forms/d/1XPJbd9pjqgRkcicK7D6GGCZjcPvWUjf73mLycykQ7MA/edit
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
ما تلاش کردهایم با تهیه یک پرسشنامه کوتاه، تصویری واقعیتر از شرایط زندگی، وضعیت اقتصادی و دسترسی به امکانات در ایران امروز ثبت کنیم. پاسخهای شما میتواند به درک بهتر ابعاد فقیرتر شدن جامعه، افزایش فشار بر خانوادهها و تاثیر محدودیتها بر زندگی روزمره کمک کند.
لطفا چند دقیقه وقت بگذارید و این پرسشنامه را پر کنید و برای دیگران هم بفرستید. هر پاسخ، بخشی از واقعیتیست که نباید نادیده گرفته شود.
https://docs.google.com/forms/d/1XPJbd9pjqgRkcicK7D6GGCZjcPvWUjf73mLycykQ7MA/edit
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👌3
Forwarded from گفتوشنود
تاریکی یکسان؛
سوگیری «همگنی برونگروه» و حذف تنوع انسانی
ما اغلب تصور میکنیم که قضاوتهایمان محصول تفکر منطقی و مشاهده بیطرفانه واقعیت است، اما حقیقت این است که ذهن ما در چنبرهای از «سوگیریهای شناختی» و خطاهای پنهان گرفتار است که مانند لنزهایی کدر، تصویر ما از جهان را دگرگون میکنند.
این مجموعه با رویکردی تحلیلی به کالبدشکافی خطای ذهنی بنیادین میپردازد تا فاش کند که چگونه نقصهای ظریف در سیستم پردازش اطلاعات مغز، به فجایع عمیق اجتماعی همچون دیگریستیزی، فرقهگرایی و نارواداری ختم میشوند. این نوشتارها دعوتی است برای بازنگری در ساختار فکریمان؛ تا دریابیم که چگونه سوگیریهای ما دیوارهایی از عدم پذیرش میان ما و «دیگری» بنا میکنند و چطور شناخت این تلههای درونی، میتواند نخستین گام برای فرو ریختن دیوارهای تعصب و بازگشت به مدار رواداری و کرامت انسانی باشد.
عینک تکرنگ
چرا فکر میکنیم «آنها» همه مثل هم هستند؟
سوگیری شناختی «اثر همگنی برونگروه» (Out-group Homogeneity Effect) تمایل ما به دیدن اعضای گروه خودمان به عنوان افرادی متنوع و با ویژگیهای فردیِ گوناگون، اما دیدن اعضای گروههای دیگر به عنوان یک تودهی بیشکل و یکسان است. مغز ما با این کار، پیچیدگی انسانهای «غریبه» را حذف میکند. در حالی که ما به خوبی میدانیم اعضای گروهِ خودمان (هموطنان، همکیشان یا همفکرانمان) تفاوتهای زیادی در عقاید و سلیقه دارند، به راحتی به «دیگران» برچسب یکسانی میزنیم. این سوگیری، اولین قدم برای عدم پذیرش است؛ چرا که وقتی فردی را نه به عنوان یک شخص، بلکه به عنوان یک «نمونهی تکراری» از یک گروه میبینیم، درکِ تفاوتهای فردیاش غیرممکن میشود.
کاریکاتور دشمن
پیوند یکسانانگاری با دیگریستیزی
وقتی این سوگیری شناختی بر ذهن مسلط میشود، دیگریستیزی به سادگی آب خوردن رخ میدهد. این همان جایی است که پدیدهی فرقهگرایی بیشترین بهره را میبرد؛ چرا که پیروان یک فرقه، همهی منتقدان یا مخالفان خود را با یک چوب میرانند و تصور میکنند همهی آنها با یک انگیزه و یک شیوه عمل میکنند. این یکسانانگاری ظالمانه، راه را بر هرگونه گفتگو میبندد؛ چون ما گمان میکنیم با شناختِ یک نفر از آن گروه، همهی آنها را شناختهایم. این نارواداری، نتیجه مستقیمِ تقلیل انسانهای متنوع به کلیشههایی است که ذهن ما ساخته تا جهان را برایش ساده کند.
بازگرداندن چهرهها
تمرین دیدن تفاوتها در «دیگری»
پادزهر این سوگیری، «شخصیتبخشی» است. رواداری واقعی زمانی آغاز میشود که ما آگاهانه به جایِ کلیگویی، به دنبالِ تفاوتهای فردیِ مخالفانمان بگردیم. باید به خاطر بسپاریم که در هر گروهی که ما آن را «دشمن» یا «دیگری» مینامیم، هزاران صدای متفاوت، دغدغههای فردی و تضادهای درونی وجود دارد. شکستن اثر همگنی یعنی بپذیریم که «آنها» هم مثل «ما»، موجوداتی چندبعدی هستند. وقتی یاد بگیریم که به جایِ دیدنِ یک «توده سیاه»، چهرهها، رنجها و روایتهای منحصربهفرد تکتک آدمها را ببینیم، دیوارهای نارواداری فرو میریزد و فضا برای گفتگو گشوده میشود.
مطالعه بیشتر در سایت
https://dialog.tavaana.org/cognitive-bias4/
#سوگیری_شناختی #خطای_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سوگیری «همگنی برونگروه» و حذف تنوع انسانی
ما اغلب تصور میکنیم که قضاوتهایمان محصول تفکر منطقی و مشاهده بیطرفانه واقعیت است، اما حقیقت این است که ذهن ما در چنبرهای از «سوگیریهای شناختی» و خطاهای پنهان گرفتار است که مانند لنزهایی کدر، تصویر ما از جهان را دگرگون میکنند.
این مجموعه با رویکردی تحلیلی به کالبدشکافی خطای ذهنی بنیادین میپردازد تا فاش کند که چگونه نقصهای ظریف در سیستم پردازش اطلاعات مغز، به فجایع عمیق اجتماعی همچون دیگریستیزی، فرقهگرایی و نارواداری ختم میشوند. این نوشتارها دعوتی است برای بازنگری در ساختار فکریمان؛ تا دریابیم که چگونه سوگیریهای ما دیوارهایی از عدم پذیرش میان ما و «دیگری» بنا میکنند و چطور شناخت این تلههای درونی، میتواند نخستین گام برای فرو ریختن دیوارهای تعصب و بازگشت به مدار رواداری و کرامت انسانی باشد.
عینک تکرنگ
چرا فکر میکنیم «آنها» همه مثل هم هستند؟
سوگیری شناختی «اثر همگنی برونگروه» (Out-group Homogeneity Effect) تمایل ما به دیدن اعضای گروه خودمان به عنوان افرادی متنوع و با ویژگیهای فردیِ گوناگون، اما دیدن اعضای گروههای دیگر به عنوان یک تودهی بیشکل و یکسان است. مغز ما با این کار، پیچیدگی انسانهای «غریبه» را حذف میکند. در حالی که ما به خوبی میدانیم اعضای گروهِ خودمان (هموطنان، همکیشان یا همفکرانمان) تفاوتهای زیادی در عقاید و سلیقه دارند، به راحتی به «دیگران» برچسب یکسانی میزنیم. این سوگیری، اولین قدم برای عدم پذیرش است؛ چرا که وقتی فردی را نه به عنوان یک شخص، بلکه به عنوان یک «نمونهی تکراری» از یک گروه میبینیم، درکِ تفاوتهای فردیاش غیرممکن میشود.
کاریکاتور دشمن
پیوند یکسانانگاری با دیگریستیزی
وقتی این سوگیری شناختی بر ذهن مسلط میشود، دیگریستیزی به سادگی آب خوردن رخ میدهد. این همان جایی است که پدیدهی فرقهگرایی بیشترین بهره را میبرد؛ چرا که پیروان یک فرقه، همهی منتقدان یا مخالفان خود را با یک چوب میرانند و تصور میکنند همهی آنها با یک انگیزه و یک شیوه عمل میکنند. این یکسانانگاری ظالمانه، راه را بر هرگونه گفتگو میبندد؛ چون ما گمان میکنیم با شناختِ یک نفر از آن گروه، همهی آنها را شناختهایم. این نارواداری، نتیجه مستقیمِ تقلیل انسانهای متنوع به کلیشههایی است که ذهن ما ساخته تا جهان را برایش ساده کند.
بازگرداندن چهرهها
تمرین دیدن تفاوتها در «دیگری»
پادزهر این سوگیری، «شخصیتبخشی» است. رواداری واقعی زمانی آغاز میشود که ما آگاهانه به جایِ کلیگویی، به دنبالِ تفاوتهای فردیِ مخالفانمان بگردیم. باید به خاطر بسپاریم که در هر گروهی که ما آن را «دشمن» یا «دیگری» مینامیم، هزاران صدای متفاوت، دغدغههای فردی و تضادهای درونی وجود دارد. شکستن اثر همگنی یعنی بپذیریم که «آنها» هم مثل «ما»، موجوداتی چندبعدی هستند. وقتی یاد بگیریم که به جایِ دیدنِ یک «توده سیاه»، چهرهها، رنجها و روایتهای منحصربهفرد تکتک آدمها را ببینیم، دیوارهای نارواداری فرو میریزد و فضا برای گفتگو گشوده میشود.
مطالعه بیشتر در سایت
https://dialog.tavaana.org/cognitive-bias4/
#سوگیری_شناختی #خطای_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤1👌1