Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به وضعیت حامیان جمهوری اسلامی پیش و پس از آتشبس
ویدئویی که در شبکههای اجتماعی مورد توجه کاربران قرار گرفته، به استفاده ابزاری جمهوری اسلامی از برخی حامیان خود و موضوع حجاب اجباری مربوط است.
🔸یکی از افرادی که پیش از آتشبس ویدئویی از او منتشر شده بود که ادعا میکرد تا بحال هیچ کسی درباره وضعیت ظاهر و پوشش به آنها تذکری نداده، اما اکنون در ویدئویی که اخیرا منتشر شده، میگوید که ماموران به او درباره رعایت حجاب اجباری تذکر دادهاند!
برخی کاربران در واکنش به این ویدئو نوشتهاند:
💸 tavaanatech
ویدئویی که در شبکههای اجتماعی مورد توجه کاربران قرار گرفته، به استفاده ابزاری جمهوری اسلامی از برخی حامیان خود و موضوع حجاب اجباری مربوط است.
🔸یکی از افرادی که پیش از آتشبس ویدئویی از او منتشر شده بود که ادعا میکرد تا بحال هیچ کسی درباره وضعیت ظاهر و پوشش به آنها تذکری نداده، اما اکنون در ویدئویی که اخیرا منتشر شده، میگوید که ماموران به او درباره رعایت حجاب اجباری تذکر دادهاند!
برخی کاربران در واکنش به این ویدئو نوشتهاند:
«تا وقتی در قاب دوربین به کارشان میآیید، حامی محسوب میشوید؛ اما وقتی کارشان با شما تمام شد، دوباره باید قوانین قرون وسطایی را با زور و اجبار رعایت کنید!»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍4
لازمهی تشخص در مبارزه!
✍️ حميدرضا شعبانی
(نشر دف)
▫️برای جامعهی مدنی ایران که اینروزها ناامیدتر از همیشه است!
هراس و ناامیدی جامعهی مدنی ایران از آینده، در وضعیت پیچیدهای که هم جنگ و هم صلح، هردو مقدمتا، دستآوردهای چندین سال مبارزهی آرام و تدریجی و خونبهای سنگین و دردناک آنرا هدفِ نابودی قرار داده، بسیار قابل درک است. چه جنگ و چه صلح آمریکا و اسرائیل با جمهوریاسلامی (که من شخصاً به آن بسیار مشکوکم!) و چه حتا فروپاشی ناگهانی حکومت و جایگزینی نیرویی جدید که مدلی آشنا در خاورمیانه است، همه در محدودهی هستْبودِ قدرت و منافع ناشی از قدرت، معنا میشوند. پرسش ایناست:
جامعهی مدنی (یعنی مردم و جامعهای که مستقل از حکومت، مستقل از مناسبات بازار و اقتصاد جهانی، جایی میان فرد/خانواده و حکومت، بیرون از کسب سود و قدرت، در مقام عرصهی کُنش و تنها خیرخواه بهبود کیفیت زندگی خود ایستادهاند) با کدام چشمانداز آینده، و چگونه میتوانند به پایداری خود و نهادهای وابسته به خود امیدوار باشند؟
ما میدانیم که وضعیت معیشت در پایینترین سطح نمودار چند دههی اخیر است. میدانیم حکومت برای حفظ و بقای خود مطالبات مدنی مردم، از حق انتخاب سبک زندگیِ آزاد (مانند حجاب) گرفته تا حق دسترسی به اطلاعات و اخبار را با مصوبات قانونی و یا شوآفهای نمایشی ممنوع کردهاست. میدانیم که بزرگترین زندان روزنامهنگاران جهانایم و بیش از هشتاددرصد از اعدامهای دنیا (که حتا نام آنهم در جهان مُدرن، هراس و ناامیدی میافکند) برای نمایش آن اقتدار و سرکوب در کشور ما رخ میدهد! میدانیم جنگ بهطور طبیعی و صلح با ظاهرِ «شکست مفتضحانه دشمن» هر دو بهمعنای آشتی حاکمان با ملت نیست. میدانیم حکومت، بهطور مستمر تلاش میکند روایت مطالبات مدنی جامعه را نزد وابستگان یا هواداران خود «بیخاصیت، فاسد اخلاقی، وابسته به دشمن و یا حتا بیمقدار و ناموجود» بهقولی بهاندازهی «خس و خاشاک» تفسیر یا تعبیر کند. همچنین میدانیم در وضعیت چنین انسدادی، احتمال قهریشدن، به زیرزمین رفتن و خشنشدن مبارزات مدنی وجود دارد، هرچند تجربهی تاریخی مسلح شدن جنبشهای اجتماعی (دستکم در ١٢٠ سال گذشته) هرگونه خشونت سازمانیافته را -چنانکه حکومتها از امتیاز آن برای دوام خود بهرهمنداند- بهدلایل ذاتیاش، بهنفع استقرار حقوق مدنی ملتها یا دموکراسی پایدارِ آنها، نهادینه نکردهاست. امروز، بهتر از هر زمان میدانیم که بهدلیل امواج شدید نفرت میان گروههای فکری ایران، اپوزیسیون هم (که حالا خود، به بخش مهمی از این نفرت بدل شده) قادر نیست برایمان صلح و آزادی و آرامش بههمراه بیاورد. ما به هستهی سخت یکی از مهمترین مباحث جامعهشناسی در جنبشهای اجتماعی اصابت کردهایم و اگرچه برای حل مسئله حکم قطعی و سادهای وجود ندارد، ولی الگوهای قوی و غالبی وجود دارد که درصورت کاربستِ موفق آنها، ممکن است بتوانیم (چه در ادامهی جنگ و چه در صلحی که منجر به جریتر شدن حاکمیت است، و چه حتا در فروپاشی یا تغییر نظم سیاسی) یکی از پایدارترین دموکراسیها را از دل همین وضع موجود در میان کشورهای خاورمیانه رقم بزنیم.
اگر جنبش مدنی ایران بتواند جامعهای موازی (Parallel Society) و متشخص -که من تمام سرمایهی اجتماعی ساخت و ظهور هدفمند آنرا، بهخصوص در میان نسلهای جوانتر میبینم- در درون همین جامعهی کنونی بسازد و ستون فقرات این «جامعه در جامعه» را بهلحاظ نرمافزاری، ارزشهای مدنی و بهخصوص پذیرش حق رأی و نظرات غیرتمامیتخواه دیگران قراردهد، آنگاه نخستین دستآورد آن، تغییر مسیر ماشینیست که همه در آن سواریم. طوریکه تمام تلاش نیروی پوزیسیون برای حفظ ارزشهای اساطیری که حالا دیگر کارکردش را از دست داده، و همچنین تلاش اپوزیسیون یا دولتهای معارضی که برای حذف و تعویض این رانندگان (بهتعبیری؛ نزاع مبتنی بر سطح قدرت) میکوشند، تابعی از این جامعهی نوین میگردد، نه محاط یا متبوع آن!
در حقیقت این جامعهی موازی یا «جامعه در جامعه» از زمان جنبش مهسا بهبعد، در ایران بهشکل مشهودی متولد شدهاست، اما باید بهسرعت شخصیت یابد و دستگاه فکری و اخلاقی خود را (با نگاهی به تجربهی سایر ملل) چنان فراگیر کند تا هم ابزار خشن سرکوب از دست حکومت خارج شود، و هم با استقرار ارزشهای مدنی در درون خود، امکان اَمن و کماضطراب زیستپذیری ممکنتر برای سایر بخشهای جامعه فراهم کند. بهنحوی که حتا وفادارترین نیروهای فکری طرفدار حاکمیت، بهسمت آن جابهجا گردد!
ارزش هر دستآورد جمعی متناسب با بهای درایتی است که برای آن صَرف میکنیم و لازمهی چنین تشخُصی در مبارزه، استواری و امید تا آخرین روز زندگی است.▪️
این مطلب از کانال تلگرامی نشر دف برداشته شده است.
#جامعه_مدنی #آزادی #مبارزه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
✍️ حميدرضا شعبانی
(نشر دف)
▫️برای جامعهی مدنی ایران که اینروزها ناامیدتر از همیشه است!
هراس و ناامیدی جامعهی مدنی ایران از آینده، در وضعیت پیچیدهای که هم جنگ و هم صلح، هردو مقدمتا، دستآوردهای چندین سال مبارزهی آرام و تدریجی و خونبهای سنگین و دردناک آنرا هدفِ نابودی قرار داده، بسیار قابل درک است. چه جنگ و چه صلح آمریکا و اسرائیل با جمهوریاسلامی (که من شخصاً به آن بسیار مشکوکم!) و چه حتا فروپاشی ناگهانی حکومت و جایگزینی نیرویی جدید که مدلی آشنا در خاورمیانه است، همه در محدودهی هستْبودِ قدرت و منافع ناشی از قدرت، معنا میشوند. پرسش ایناست:
جامعهی مدنی (یعنی مردم و جامعهای که مستقل از حکومت، مستقل از مناسبات بازار و اقتصاد جهانی، جایی میان فرد/خانواده و حکومت، بیرون از کسب سود و قدرت، در مقام عرصهی کُنش و تنها خیرخواه بهبود کیفیت زندگی خود ایستادهاند) با کدام چشمانداز آینده، و چگونه میتوانند به پایداری خود و نهادهای وابسته به خود امیدوار باشند؟
ما میدانیم که وضعیت معیشت در پایینترین سطح نمودار چند دههی اخیر است. میدانیم حکومت برای حفظ و بقای خود مطالبات مدنی مردم، از حق انتخاب سبک زندگیِ آزاد (مانند حجاب) گرفته تا حق دسترسی به اطلاعات و اخبار را با مصوبات قانونی و یا شوآفهای نمایشی ممنوع کردهاست. میدانیم که بزرگترین زندان روزنامهنگاران جهانایم و بیش از هشتاددرصد از اعدامهای دنیا (که حتا نام آنهم در جهان مُدرن، هراس و ناامیدی میافکند) برای نمایش آن اقتدار و سرکوب در کشور ما رخ میدهد! میدانیم جنگ بهطور طبیعی و صلح با ظاهرِ «شکست مفتضحانه دشمن» هر دو بهمعنای آشتی حاکمان با ملت نیست. میدانیم حکومت، بهطور مستمر تلاش میکند روایت مطالبات مدنی جامعه را نزد وابستگان یا هواداران خود «بیخاصیت، فاسد اخلاقی، وابسته به دشمن و یا حتا بیمقدار و ناموجود» بهقولی بهاندازهی «خس و خاشاک» تفسیر یا تعبیر کند. همچنین میدانیم در وضعیت چنین انسدادی، احتمال قهریشدن، به زیرزمین رفتن و خشنشدن مبارزات مدنی وجود دارد، هرچند تجربهی تاریخی مسلح شدن جنبشهای اجتماعی (دستکم در ١٢٠ سال گذشته) هرگونه خشونت سازمانیافته را -چنانکه حکومتها از امتیاز آن برای دوام خود بهرهمنداند- بهدلایل ذاتیاش، بهنفع استقرار حقوق مدنی ملتها یا دموکراسی پایدارِ آنها، نهادینه نکردهاست. امروز، بهتر از هر زمان میدانیم که بهدلیل امواج شدید نفرت میان گروههای فکری ایران، اپوزیسیون هم (که حالا خود، به بخش مهمی از این نفرت بدل شده) قادر نیست برایمان صلح و آزادی و آرامش بههمراه بیاورد. ما به هستهی سخت یکی از مهمترین مباحث جامعهشناسی در جنبشهای اجتماعی اصابت کردهایم و اگرچه برای حل مسئله حکم قطعی و سادهای وجود ندارد، ولی الگوهای قوی و غالبی وجود دارد که درصورت کاربستِ موفق آنها، ممکن است بتوانیم (چه در ادامهی جنگ و چه در صلحی که منجر به جریتر شدن حاکمیت است، و چه حتا در فروپاشی یا تغییر نظم سیاسی) یکی از پایدارترین دموکراسیها را از دل همین وضع موجود در میان کشورهای خاورمیانه رقم بزنیم.
اگر جنبش مدنی ایران بتواند جامعهای موازی (Parallel Society) و متشخص -که من تمام سرمایهی اجتماعی ساخت و ظهور هدفمند آنرا، بهخصوص در میان نسلهای جوانتر میبینم- در درون همین جامعهی کنونی بسازد و ستون فقرات این «جامعه در جامعه» را بهلحاظ نرمافزاری، ارزشهای مدنی و بهخصوص پذیرش حق رأی و نظرات غیرتمامیتخواه دیگران قراردهد، آنگاه نخستین دستآورد آن، تغییر مسیر ماشینیست که همه در آن سواریم. طوریکه تمام تلاش نیروی پوزیسیون برای حفظ ارزشهای اساطیری که حالا دیگر کارکردش را از دست داده، و همچنین تلاش اپوزیسیون یا دولتهای معارضی که برای حذف و تعویض این رانندگان (بهتعبیری؛ نزاع مبتنی بر سطح قدرت) میکوشند، تابعی از این جامعهی نوین میگردد، نه محاط یا متبوع آن!
در حقیقت این جامعهی موازی یا «جامعه در جامعه» از زمان جنبش مهسا بهبعد، در ایران بهشکل مشهودی متولد شدهاست، اما باید بهسرعت شخصیت یابد و دستگاه فکری و اخلاقی خود را (با نگاهی به تجربهی سایر ملل) چنان فراگیر کند تا هم ابزار خشن سرکوب از دست حکومت خارج شود، و هم با استقرار ارزشهای مدنی در درون خود، امکان اَمن و کماضطراب زیستپذیری ممکنتر برای سایر بخشهای جامعه فراهم کند. بهنحوی که حتا وفادارترین نیروهای فکری طرفدار حاکمیت، بهسمت آن جابهجا گردد!
ارزش هر دستآورد جمعی متناسب با بهای درایتی است که برای آن صَرف میکنیم و لازمهی چنین تشخُصی در مبارزه، استواری و امید تا آخرین روز زندگی است.▪️
این مطلب از کانال تلگرامی نشر دف برداشته شده است.
#جامعه_مدنی #آزادی #مبارزه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
❤4👍2👌2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت خشونتآمیز پارسا نجفی، شهروند ۱۹ ساله بهایی در اصفهان همراه با تفتیش منزل
پارسا نجفی، شهروند ۱۹ ساله بهایی ساکن اصفهان، روز شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ توسط ماموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت و به زندان مرکزی اصفهان منتقل شد. گزارشها حاکی از آن است که این بازداشت با رفتارهای خشن و توهینآمیز مأموران همراه بوده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی حوالی ساعت ۹:۳۰ صبح روز شنبه با یورش به منزل خانواده نجفی، اقدام به بازداشت این شهروند جوان کردند. در جریان این عملیات، ماموران منزل خانوادگی او را مورد تفتیش قرار داده و وسایل شخصی متعلق به پارسا و اعضای خانوادهاش، از جمله تلفنهای همراه، لپتاپهای شخصی، کارتهای بانکی، مدارک هویتی، گذرنامه، تابلوها و کتابهای درسی و آموزشی را ضبط کردند.
تا لحظه تنظیم این خبر، از دلایل بازداشت و اتهامات انتسابی به آقای نجفی اطلاعی در دست نیست. این در حالی است که محل سکونت این خانواده پیشتر نیز در دیماه ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی مورد تفتیش قرار گرفته بود.
خانواده این جوان ۱۹ ساله تنها از طریق یک تماس تلفنی کوتاه از انتقال او به زندان مطلع شدهاند و همچنان در بیخبری مطلق از وضعیت حقوقی فرزندشان به سر میبرند.
بازداشت پارسا نجفی در ادامه موج گسترده و سیستماتیک سرکوب جامعه بهاییان در ایران صورت میگیرد. نهادهای امنیتی در اصفهان، به عنوان یکی از کانونهای اصلی فشار بر اقلیتهای دینی، در سالهای اخیر با اتخاذ رویکردهای خشونتآمیز، اقدام به بازداشتهای خودسرانه، یورش به منازل و ضبط اموال شخصی شهروندان کردهاند.
این برخوردهای غیرقانونی، بخشی از استراتژی کلان حکومت برای محدودسازی فعالیتهای اجتماعی بهاییان و ایجاد فضای ارعاب در میان اقلیتهای عقیدتی است. استفاده از رفتارهای توهینآمیز، بلاتکلیفیهای طولانیمدت در بازداشتگاهها و پروندهسازیهای بدون استناد قانونی، نه تنها حقوق بنیادین این شهروندان را نقض میکند، بلکه با هدف قرار دادن نسل جوان بهایی، نشاندهنده تلاش سیستماتیک حاکمیت برای حذف یا انزوای کامل این جامعه از چرخه حیات اجتماعی و مدنی کشور است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #پارسا_نجفی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پارسا نجفی، شهروند ۱۹ ساله بهایی ساکن اصفهان، روز شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ توسط ماموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت و به زندان مرکزی اصفهان منتقل شد. گزارشها حاکی از آن است که این بازداشت با رفتارهای خشن و توهینآمیز مأموران همراه بوده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی حوالی ساعت ۹:۳۰ صبح روز شنبه با یورش به منزل خانواده نجفی، اقدام به بازداشت این شهروند جوان کردند. در جریان این عملیات، ماموران منزل خانوادگی او را مورد تفتیش قرار داده و وسایل شخصی متعلق به پارسا و اعضای خانوادهاش، از جمله تلفنهای همراه، لپتاپهای شخصی، کارتهای بانکی، مدارک هویتی، گذرنامه، تابلوها و کتابهای درسی و آموزشی را ضبط کردند.
تا لحظه تنظیم این خبر، از دلایل بازداشت و اتهامات انتسابی به آقای نجفی اطلاعی در دست نیست. این در حالی است که محل سکونت این خانواده پیشتر نیز در دیماه ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی مورد تفتیش قرار گرفته بود.
خانواده این جوان ۱۹ ساله تنها از طریق یک تماس تلفنی کوتاه از انتقال او به زندان مطلع شدهاند و همچنان در بیخبری مطلق از وضعیت حقوقی فرزندشان به سر میبرند.
بازداشت پارسا نجفی در ادامه موج گسترده و سیستماتیک سرکوب جامعه بهاییان در ایران صورت میگیرد. نهادهای امنیتی در اصفهان، به عنوان یکی از کانونهای اصلی فشار بر اقلیتهای دینی، در سالهای اخیر با اتخاذ رویکردهای خشونتآمیز، اقدام به بازداشتهای خودسرانه، یورش به منازل و ضبط اموال شخصی شهروندان کردهاند.
این برخوردهای غیرقانونی، بخشی از استراتژی کلان حکومت برای محدودسازی فعالیتهای اجتماعی بهاییان و ایجاد فضای ارعاب در میان اقلیتهای عقیدتی است. استفاده از رفتارهای توهینآمیز، بلاتکلیفیهای طولانیمدت در بازداشتگاهها و پروندهسازیهای بدون استناد قانونی، نه تنها حقوق بنیادین این شهروندان را نقض میکند، بلکه با هدف قرار دادن نسل جوان بهایی، نشاندهنده تلاش سیستماتیک حاکمیت برای حذف یا انزوای کامل این جامعه از چرخه حیات اجتماعی و مدنی کشور است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #پارسا_نجفی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔12❤7🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عبدالرسول مرتضوی از زندان اصفهان: صدها بازداشتشده دیماه ۱۴۰۴ تحت شکنجه قرار گرفتهاند
عبدالرسول مرتضوی، زندانی سیاسی، جانباز جنگ که سالهاست در زندان به سر میبرد، در یک تماس تلفنی با انتشار نامهای خطاب به سید مجتبی حسینی خامنهای، از آنچه «شکنجه گسترده بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴» در بازداشتگاههای امنیتی و زندان مرکزی اصفهان خواند، پرده برداشت.
مرتضوی در این نامه اعلام کرده است که پس از اعلام خبر درگذشت رهبر جمهوری اسلامی، با دستور دادستانی اصفهان به بازداشتگاه اداره اطلاعات اصفهان موسوم به «الفسا» منتقل شده و حدود ۴۰ روز، از دهم اسفند ۱۴۰۴ تا هجدهم فروردین ۱۴۰۵، در کنار شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در این بازداشتگاه نگهداری شده است.
او میگوید در مدت حضور خود، آثار شکنجه را بر بدن بسیاری از بازداشتشدگان مشاهده کرده و همچنین بارها صدای ضربوشتم و فریادهای آنان را شنیده است. به گفته این زندانی سیاسی، قطع ارتباط با خانواده، نگهداری در سلولهای کوچک، روشن بودن دائمی چراغهای پرنور، محدودیت شدید استفاده از هوای آزاد، تغذیه نامناسب، رفتارهای تحقیرآمیز و بازجوییهای همراه با ضربوشتم از جمله فشارهایی بوده که بر بازداشتشدگان اعمال شده است.
مرتضوی در نامه خود نام بیش از بیست نفر از افرادی را که به گفته او در این بازداشتگاه تحت شکنجه قرار گرفتهاند، ذکر کرده و افزوده است که هماکنون نیز صدها نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در بندهای مختلف زندان مرکزی اصفهان نگهداری میشوند و همگی تجربه شکنجه و بدرفتاری را پشت سر گذاشتهاند.
این زندانی سیاسی همچنین به وقایع پس از شورش زندان مرکزی اصفهان در یازدهم فروردین ۱۴۰۵ اشاره کرده و مدعی شده است که پس از آن رویداد، شمار زیادی از زندانیان عادی برای گرفتن اعتراف درباره آتشسوزی بخشهایی از زندان، تحت شکنجه و ضربوشتم شدید قرار گرفتهاند.
مرتضوی در بخش دیگری از نامه خود با استناد به اصول ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی، که شکنجه و هتک حرمت زندانیان را ممنوع اعلام کردهاند، پرسیده است که آیا این اصول صرفاً جنبه تزئینی دارند یا قرار است در عمل نیز اجرا شوند.
او در پایان خواستار مجازات عاملان شکنجه و بدرفتاری با زندانیان شده و هشدار داده است که هرگونه اعمال محدودیت جدید علیه او پس از انتشار این نامه میتواند نشانهای از بیتوجهی مسئولان به گزارشهای مطرحشده درباره نقض حقوق زندانیان باشد.
#عبدالرسول_مرتضوی #شکنجه #اصفهان #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
عبدالرسول مرتضوی، زندانی سیاسی، جانباز جنگ که سالهاست در زندان به سر میبرد، در یک تماس تلفنی با انتشار نامهای خطاب به سید مجتبی حسینی خامنهای، از آنچه «شکنجه گسترده بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴» در بازداشتگاههای امنیتی و زندان مرکزی اصفهان خواند، پرده برداشت.
مرتضوی در این نامه اعلام کرده است که پس از اعلام خبر درگذشت رهبر جمهوری اسلامی، با دستور دادستانی اصفهان به بازداشتگاه اداره اطلاعات اصفهان موسوم به «الفسا» منتقل شده و حدود ۴۰ روز، از دهم اسفند ۱۴۰۴ تا هجدهم فروردین ۱۴۰۵، در کنار شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در این بازداشتگاه نگهداری شده است.
او میگوید در مدت حضور خود، آثار شکنجه را بر بدن بسیاری از بازداشتشدگان مشاهده کرده و همچنین بارها صدای ضربوشتم و فریادهای آنان را شنیده است. به گفته این زندانی سیاسی، قطع ارتباط با خانواده، نگهداری در سلولهای کوچک، روشن بودن دائمی چراغهای پرنور، محدودیت شدید استفاده از هوای آزاد، تغذیه نامناسب، رفتارهای تحقیرآمیز و بازجوییهای همراه با ضربوشتم از جمله فشارهایی بوده که بر بازداشتشدگان اعمال شده است.
مرتضوی در نامه خود نام بیش از بیست نفر از افرادی را که به گفته او در این بازداشتگاه تحت شکنجه قرار گرفتهاند، ذکر کرده و افزوده است که هماکنون نیز صدها نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در بندهای مختلف زندان مرکزی اصفهان نگهداری میشوند و همگی تجربه شکنجه و بدرفتاری را پشت سر گذاشتهاند.
این زندانی سیاسی همچنین به وقایع پس از شورش زندان مرکزی اصفهان در یازدهم فروردین ۱۴۰۵ اشاره کرده و مدعی شده است که پس از آن رویداد، شمار زیادی از زندانیان عادی برای گرفتن اعتراف درباره آتشسوزی بخشهایی از زندان، تحت شکنجه و ضربوشتم شدید قرار گرفتهاند.
مرتضوی در بخش دیگری از نامه خود با استناد به اصول ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی، که شکنجه و هتک حرمت زندانیان را ممنوع اعلام کردهاند، پرسیده است که آیا این اصول صرفاً جنبه تزئینی دارند یا قرار است در عمل نیز اجرا شوند.
او در پایان خواستار مجازات عاملان شکنجه و بدرفتاری با زندانیان شده و هشدار داده است که هرگونه اعمال محدودیت جدید علیه او پس از انتشار این نامه میتواند نشانهای از بیتوجهی مسئولان به گزارشهای مطرحشده درباره نقض حقوق زندانیان باشد.
#عبدالرسول_مرتضوی #شکنجه #اصفهان #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18❤7💔6
Forwarded from گفتوشنود
دیگرینامه
«دیگرینامه» پادکستی بود که سال ۱۴۰۳ از یوتیوب و ساندکلاود آموزشکده توانا و صفحات آن در شبکههای اجتماعی منتشر شد و اکنون نسخه نوشتاری آن در اختیار شما علاقهمندان قرار میگیرد.
این مجموعه راجع به «دیگری» است؛ تمامی آنهایی که طبق روایتهای رسمی از ما نیستند و دقیقا به همین طریق، در شکلدادن به هویت خود ما نقش مهمی ایفاء میکنند. اگرچه بین ما و آن دیگریها رابطه پیچیدهای از مهر و کین، خشم و همدلی، و زندگی و مرگ در جریان باشد.
در این مجموعه که امیدواریم بستری برای گسترش فرهنگ گفتوگو در مقولاتی باشد که به طور سنتی در حیطه ادیان و سنتهای دینی بوده است، راهی بهتر ندیدیم که بر «دیگری» در فرهنگ دینی و به عبارت دیگر، بر دگرباشی دینی تمرکز کنیم. بر همین اساس، تمامی باورمندان به ادیان رسمی و غیررسمی و حتی خداناباوران و منتقدان دین هم در دایره مخاطبان ما در این مجموعه قرار میگیرند.
https://dialog.tavaana.org/others-ebook/
#دیگرینامه #دیگری_نامه #پادکست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«دیگرینامه» پادکستی بود که سال ۱۴۰۳ از یوتیوب و ساندکلاود آموزشکده توانا و صفحات آن در شبکههای اجتماعی منتشر شد و اکنون نسخه نوشتاری آن در اختیار شما علاقهمندان قرار میگیرد.
این مجموعه راجع به «دیگری» است؛ تمامی آنهایی که طبق روایتهای رسمی از ما نیستند و دقیقا به همین طریق، در شکلدادن به هویت خود ما نقش مهمی ایفاء میکنند. اگرچه بین ما و آن دیگریها رابطه پیچیدهای از مهر و کین، خشم و همدلی، و زندگی و مرگ در جریان باشد.
در این مجموعه که امیدواریم بستری برای گسترش فرهنگ گفتوگو در مقولاتی باشد که به طور سنتی در حیطه ادیان و سنتهای دینی بوده است، راهی بهتر ندیدیم که بر «دیگری» در فرهنگ دینی و به عبارت دیگر، بر دگرباشی دینی تمرکز کنیم. بر همین اساس، تمامی باورمندان به ادیان رسمی و غیررسمی و حتی خداناباوران و منتقدان دین هم در دایره مخاطبان ما در این مجموعه قرار میگیرند.
https://dialog.tavaana.org/others-ebook/
#دیگرینامه #دیگری_نامه #پادکست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌2
گزارش اخیر اسکاننیوز با عنوان «انفجار قیمت مواد غذایی در یک سال» تصویری نگرانکننده از وضعیت معیشت در ایران ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، در فاصله اردیبهشت ۱۴۰۴ تا اردیبهشت سال جاری، قیمت برخی اقلام اساسی با جهشهای بیسابقهای همراه بوده است؛ بهطوریکه چند کالای ضروری بیش از ۳۰۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند.
در این میان، روغن نباتی با افزایش ۴۳۱ درصدی و روغن مایع با رشد ۳۵۳ درصدی در صدر گرانیها قرار دارند. همچنین قیمت تخممرغ بهعنوان یکی از اصلیترین منابع پروتئین برای خانوارهای کمدرآمد، ۳۴۲ درصد افزایش یافته است. قیمت مرغ نیز در همین بازه زمانی رشدی حدود ۳۴۳ درصد را ثبت کرده است.
این اعداد صرفا آمار اقتصادی نیستند؛ بازتاب مستقیم فشاری هستند که بر زندگی روزمره مردم وارد شده است. در چنین شرایطی، بخش قابل توجهی از جامعه زیر بار فقر فزایندهای قرار گرفته که نتیجه سیاستهای اقتصادی و مدیریتی موجود است و کرامت و امنیت روانی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
@Tavaana_TavaanaTech
در این میان، روغن نباتی با افزایش ۴۳۱ درصدی و روغن مایع با رشد ۳۵۳ درصدی در صدر گرانیها قرار دارند. همچنین قیمت تخممرغ بهعنوان یکی از اصلیترین منابع پروتئین برای خانوارهای کمدرآمد، ۳۴۲ درصد افزایش یافته است. قیمت مرغ نیز در همین بازه زمانی رشدی حدود ۳۴۳ درصد را ثبت کرده است.
این اعداد صرفا آمار اقتصادی نیستند؛ بازتاب مستقیم فشاری هستند که بر زندگی روزمره مردم وارد شده است. در چنین شرایطی، بخش قابل توجهی از جامعه زیر بار فقر فزایندهای قرار گرفته که نتیجه سیاستهای اقتصادی و مدیریتی موجود است و کرامت و امنیت روانی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔7
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
⚠️ هشدار جدی درباره کلاهبرداری فروش فیلترشکن؛
به تبلیغات تلگرامی در کانالها اعتماد نکنید
در هفتههای اخیر و همزمان با قطعی سراسری اینترنت، بسیاری از کاربران ایرانی هدف تبلیغات گمراهکننده در «تلگرام ادز» قرار گرفتهاند؛ تبلیغاتی که در کانالها و گروههای تلگرامی، فروش VPN، فیلترشکن و انواع کانفیگ را تبلیغ میکنند.
🔹این تبلیغات بهصورت خودکار و اجباری توسط تلگرام نمایش داده میشوند و هیچ ارتباطی با مدیران یا صاحبان کانالهای خبری ندارند. به همین دلیل، حتی در کانالهای معتبر هم ممکن است چنین آگهیهایی دیده شود، بدون اینکه ادمینها نقشی در انتشار آن داشته باشند.
برخی از این تبلیغات با وعده دسترسی سریع به اینترنت جهانی، کاربران را فریب میدهند و در مواردی به کلاهبرداری منجر میشوند.
نکته مهم:
نمایش تبلیغات در تلگرام الزاما به معنی تأیید آن توسط صاحب کانال نیست. بهویژه در مورد فروش فیلترشکن و کانفیگ، به این آگهیها اعتماد نکنید و با احتیاط کامل عمل کنید.
💸 tavaanatech
به تبلیغات تلگرامی در کانالها اعتماد نکنید
در هفتههای اخیر و همزمان با قطعی سراسری اینترنت، بسیاری از کاربران ایرانی هدف تبلیغات گمراهکننده در «تلگرام ادز» قرار گرفتهاند؛ تبلیغاتی که در کانالها و گروههای تلگرامی، فروش VPN، فیلترشکن و انواع کانفیگ را تبلیغ میکنند.
🔹این تبلیغات بهصورت خودکار و اجباری توسط تلگرام نمایش داده میشوند و هیچ ارتباطی با مدیران یا صاحبان کانالهای خبری ندارند. به همین دلیل، حتی در کانالهای معتبر هم ممکن است چنین آگهیهایی دیده شود، بدون اینکه ادمینها نقشی در انتشار آن داشته باشند.
برخی از این تبلیغات با وعده دسترسی سریع به اینترنت جهانی، کاربران را فریب میدهند و در مواردی به کلاهبرداری منجر میشوند.
نکته مهم:
نمایش تبلیغات در تلگرام الزاما به معنی تأیید آن توسط صاحب کانال نیست. بهویژه در مورد فروش فیلترشکن و کانفیگ، به این آگهیها اعتماد نکنید و با احتیاط کامل عمل کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤1👌1
سپیده قلیان، زندانی سیاسی تازه آزادشده، تصویری از دو کودک و همسر فائزه صالحآبادی، در مقابل ورودی دادگاه مشهد منتشر کرده،
فائزه صالحآبادی مادری است که بیش از چهار ماه است در بازداشت موقت در زندان وکیلآباد مشهد به سر میبرد و قرار است پروندهاش در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ در شعبه دوم دادگاه انقلاب مشهد بررسی شود.
بر اساس اطلاعات موجود، او در ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ توسط مأموران امنیتی در منزل خود بازداشت شد و ابتدا به بازداشتگاه و سپس به زندان منتقل شده است. اتهامات مطرحشده علیه او شامل «توهین به مقدسات»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» عنوان شده.
برای آزادی موقت او، وثیقهای به مبلغ چهار میلیارد تومان تعیین شده است؛ اما خانواده اعلام کردهاند توان تأمین این مبلغ را ندارند و به همین دلیل او همچنان در بازداشت موقت باقی مانده است.
در این میان، آنچه بیش از همه در این پرونده برجسته میشود، وضعیت دو کودک اوست؛ یک دختر هشتساله و یک پسر سیزدهساله که به گفته نزدیکان، با مشکلات جسمی و شرایط دشوار خانوادگی نیز مواجهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
فائزه صالحآبادی مادری است که بیش از چهار ماه است در بازداشت موقت در زندان وکیلآباد مشهد به سر میبرد و قرار است پروندهاش در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ در شعبه دوم دادگاه انقلاب مشهد بررسی شود.
بر اساس اطلاعات موجود، او در ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ توسط مأموران امنیتی در منزل خود بازداشت شد و ابتدا به بازداشتگاه و سپس به زندان منتقل شده است. اتهامات مطرحشده علیه او شامل «توهین به مقدسات»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» عنوان شده.
برای آزادی موقت او، وثیقهای به مبلغ چهار میلیارد تومان تعیین شده است؛ اما خانواده اعلام کردهاند توان تأمین این مبلغ را ندارند و به همین دلیل او همچنان در بازداشت موقت باقی مانده است.
در این میان، آنچه بیش از همه در این پرونده برجسته میشود، وضعیت دو کودک اوست؛ یک دختر هشتساله و یک پسر سیزدهساله که به گفته نزدیکان، با مشکلات جسمی و شرایط دشوار خانوادگی نیز مواجهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔27❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیژن عبدالکریمی که سالها با عنوان استاد فلسفه در رسانهها و نشستهای مختلف حکومتی ظاهر شده، اینبار راهحل سادهتری برای مواجهه با مخالفان فکری پیدا کرده است: نه گفتوگو، نه نقد، نه استدلال؛ بلکه شلیک با آرپیجی سپس قطع با گیوتین!
🔴 عبدالکریمی پیشتر گفته بود "افسار روشنفکران ما دست رسانههای بیگانه افتاده است"، و در اظهارات دیگری نیز جامعه ایران را "تبزده" توصیف کرده و گفته بود مردم گاهی "هذیان" میگویند.
وی در ویدیویی دیگر که از حضور او در مراسم «نه به آتشبس» منتشر شده، از دانشجویان خواسته است هستههای مقاومت تشکیل دهند و کار با کلاشنیکف و کلت را یاد بگیرند!
🔴 اما سوالی که به ذهن میرسد اینکه، وقتی یک استاد فلسفه بهجای پاسخدادن به منتقدان، از آرپیجی و گیوتین حرف میزند، دقیقا چه کسی تب کرده و چه کسی در حال هذیانگویی است؟
فلسفه از جایی آغاز میشود که انسان بتواند حتی با مخالف خود گفتوگو کند. جایی که پاسخ پرسشها آرپیجی و گیوتین باشد، هرچه هست، نه نامش فلسفه است و نه گویندهاش چیزی از فلسفه سر در میآورد.
💸 tavaanatech
وی در ویدیویی دیگر که از حضور او در مراسم «نه به آتشبس» منتشر شده، از دانشجویان خواسته است هستههای مقاومت تشکیل دهند و کار با کلاشنیکف و کلت را یاد بگیرند!
فلسفه از جایی آغاز میشود که انسان بتواند حتی با مخالف خود گفتوگو کند. جایی که پاسخ پرسشها آرپیجی و گیوتین باشد، هرچه هست، نه نامش فلسفه است و نه گویندهاش چیزی از فلسفه سر در میآورد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔9👍4
بیانیه رضا محمدحسینی در حمایت از بچههای اکباتان و سهراب حسنخانی
نه به اعدام، نه به زندانی سیاسی، نه به مجازاتهای غیرانسانی
رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، با انتشار متنی در حمایت از «بچههای اکباتان» و سهراب حسنخانی، نسبت به احکام اعدام صادرشده برای میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی اعتراض کرد. او همچنین محکومیت سهراب حسنخانی به حبس، شلاق و جزای نقدی را نشانهای از سرکوب صداهای معترض دانست و با تأکید بر مخالفت با اعدام، زندان سیاسی و مجازاتهای غیرانسانی، خواستار لغو احکام اعدام و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی شد.
«از پشت دیوارهای زندان قزلحصار، صدای اعتراض و نگرانی عمیق خود را نسبت به احکام اعدام صادرشده برای میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی اعلام میکنم.
اعدام تنها پایان یک زندگی نیست؛ زخمی عمیق بر وجدان جامعه و نقض بنیادیترین حق انسانی، یعنی حق حیات است. هیچ حکومتی با گرفتن جان انسانها به عدالت دست نمییابد و هیچ جامعهای با گسترش چرخه مرگ، به امنیت و آرامش پایدار نمیرسد. دفاع از میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی و تمامی زندانیان محکوم به اعدام، دفاع از حق زندگی، حق برخورداری از دادرسی عادلانه و پاسداری از کرامت ذاتی انسان است؛ حقوقی که نباید تحت هیچ شرایطی از هیچ انسانی سلب شود.
در همین حال، سهراب حسنخانی تنها به دلیل حمایت از بچههای اکباتان و اعتراض به احکام اعدام، به حبس، شلاق و جریمه نقدی محکوم شده است. مجازات شلاق، که یادآور دوران خشونت و تحقیر انسان است، نه نشانی از عدالت، بلکه نمادی از سرکوب صداهای معترض و فشار بر مدافعان حقوق بشر و آزادی بیان به شمار میآید.
من به عنوان یک زندانی سیاسی، از درون زندان نیز بر این باور پای میفشارم که زندان، شلاق و اعدام هرگز عدالت نمیآفرینند. عدالت از احترام به کرامت انسانی، آزادی اندیشه و بیان، و تضمین دادرسی عادلانه برای همگان سرچشمه میگیرد؛ نه از مجازاتهایی که بر رنج و خشونت میافزایند.
امروز در کنار میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی میایستم؛ در کنار سهراب حسنخانی میایستم؛ و در کنار تمامی زندانیان سیاسی، عقیدتی و محکوم به اعدام میایستم که به دلیل عقیده، اعتراض یا مطالبه حقوق خود با محرومیت و سرکوب روبهرو شدهاند. صدای من، صدای مطالبه برای لغو احکام اعدام، پایان دادن به مجازاتهای غیرانسانی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی است.
تاریخ بارها نشان داده است که آزادی را نمیتوان در سلولهای زندان محبوس کرد، حقیقت را نمیتوان با شلاق خاموش ساخت و حق زندگی را نمیتوان با طناب دار از میان برد. آنچه ماندگار است، اراده انسان برای دستیابی به آزادی، عدالت و کرامت است؛ ارادهای که هیچ قدرتی توان خاموش کردن آن را ندارد.
باشد که فردای ایران، فردایی باشد که در آن هیچ انسانی به دلیل عقیده، اعتراض، یا مبارزه برای آزادی، از حق زندگی، آزادی و کرامت انسانی محروم نشود؛ فردایی که عدالت بر پایه حقوق بشر و حرمت انسان بنا شود، نه بر مجازات و سرکوب.
رضا محمد حسینی طامه
زندان قزلحصار»
ـ لازم به ذکر است، سال گذشته سهراب حسنخانی در اعتراض به حکم اعدام بچههای اکباتان دست به تحصن زده بود که بلافاصله بازداشت شد و حالا برای تحمل دوران محکومیتش احضار شده است.
#رضا_محمدحسینی #سهراب_حسنخانی #نه_به_اعدام #بچه_های_اکباتان
@Tavaana_TavaanaTech
نه به اعدام، نه به زندانی سیاسی، نه به مجازاتهای غیرانسانی
رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، با انتشار متنی در حمایت از «بچههای اکباتان» و سهراب حسنخانی، نسبت به احکام اعدام صادرشده برای میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی اعتراض کرد. او همچنین محکومیت سهراب حسنخانی به حبس، شلاق و جزای نقدی را نشانهای از سرکوب صداهای معترض دانست و با تأکید بر مخالفت با اعدام، زندان سیاسی و مجازاتهای غیرانسانی، خواستار لغو احکام اعدام و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی شد.
«از پشت دیوارهای زندان قزلحصار، صدای اعتراض و نگرانی عمیق خود را نسبت به احکام اعدام صادرشده برای میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی اعلام میکنم.
اعدام تنها پایان یک زندگی نیست؛ زخمی عمیق بر وجدان جامعه و نقض بنیادیترین حق انسانی، یعنی حق حیات است. هیچ حکومتی با گرفتن جان انسانها به عدالت دست نمییابد و هیچ جامعهای با گسترش چرخه مرگ، به امنیت و آرامش پایدار نمیرسد. دفاع از میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی و تمامی زندانیان محکوم به اعدام، دفاع از حق زندگی، حق برخورداری از دادرسی عادلانه و پاسداری از کرامت ذاتی انسان است؛ حقوقی که نباید تحت هیچ شرایطی از هیچ انسانی سلب شود.
در همین حال، سهراب حسنخانی تنها به دلیل حمایت از بچههای اکباتان و اعتراض به احکام اعدام، به حبس، شلاق و جریمه نقدی محکوم شده است. مجازات شلاق، که یادآور دوران خشونت و تحقیر انسان است، نه نشانی از عدالت، بلکه نمادی از سرکوب صداهای معترض و فشار بر مدافعان حقوق بشر و آزادی بیان به شمار میآید.
من به عنوان یک زندانی سیاسی، از درون زندان نیز بر این باور پای میفشارم که زندان، شلاق و اعدام هرگز عدالت نمیآفرینند. عدالت از احترام به کرامت انسانی، آزادی اندیشه و بیان، و تضمین دادرسی عادلانه برای همگان سرچشمه میگیرد؛ نه از مجازاتهایی که بر رنج و خشونت میافزایند.
امروز در کنار میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی میایستم؛ در کنار سهراب حسنخانی میایستم؛ و در کنار تمامی زندانیان سیاسی، عقیدتی و محکوم به اعدام میایستم که به دلیل عقیده، اعتراض یا مطالبه حقوق خود با محرومیت و سرکوب روبهرو شدهاند. صدای من، صدای مطالبه برای لغو احکام اعدام، پایان دادن به مجازاتهای غیرانسانی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی است.
تاریخ بارها نشان داده است که آزادی را نمیتوان در سلولهای زندان محبوس کرد، حقیقت را نمیتوان با شلاق خاموش ساخت و حق زندگی را نمیتوان با طناب دار از میان برد. آنچه ماندگار است، اراده انسان برای دستیابی به آزادی، عدالت و کرامت است؛ ارادهای که هیچ قدرتی توان خاموش کردن آن را ندارد.
باشد که فردای ایران، فردایی باشد که در آن هیچ انسانی به دلیل عقیده، اعتراض، یا مبارزه برای آزادی، از حق زندگی، آزادی و کرامت انسانی محروم نشود؛ فردایی که عدالت بر پایه حقوق بشر و حرمت انسان بنا شود، نه بر مجازات و سرکوب.
رضا محمد حسینی طامه
زندان قزلحصار»
ـ لازم به ذکر است، سال گذشته سهراب حسنخانی در اعتراض به حکم اعدام بچههای اکباتان دست به تحصن زده بود که بلافاصله بازداشت شد و حالا برای تحمل دوران محکومیتش احضار شده است.
#رضا_محمدحسینی #سهراب_حسنخانی #نه_به_اعدام #بچه_های_اکباتان
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9👌2❤1
جعفر پناهی، فیلمساز سرشناس و برنده جوایز معتبر بینالمللی سینما، با تأیید حکم صادرشده از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
مصطفی نیلی، وکیل آقای پناهی، در گفتگو با «امتداد» اعلام کرده است که شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ایمان افشاری، ضمن رد واخواهی، حکم غیابی صادرشده علیه موکلش را عیناً تأیید کرده است. بر اساس این حکم، جعفر پناهی علاوه بر یک سال زندان، به دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال ممنوعیت عضویت در گروهها و تشکلهای سیاسی و اجتماعی نیز محکوم شده است.
مطابق آنچه در کیفرخواست آمده، از جمله موارد استنادشده برای صدور این حکم، ساخت فیلمهای مستقل و بدون مجوز حکومتی، حمایت از زندانیان سیاسی و عقیدتی، حمایت از اعتراضات مردمی، پشتیبانی از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، امضای بیانیهای درباره اعتصاب کامیونداران و همچنین انتشار مطالبی در مخالفت با احکام اعدام بوده است.
بر اساس اعلام وکیل او، این حکم ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
@Tavaana_TavaanaTech
مصطفی نیلی، وکیل آقای پناهی، در گفتگو با «امتداد» اعلام کرده است که شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ایمان افشاری، ضمن رد واخواهی، حکم غیابی صادرشده علیه موکلش را عیناً تأیید کرده است. بر اساس این حکم، جعفر پناهی علاوه بر یک سال زندان، به دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال ممنوعیت عضویت در گروهها و تشکلهای سیاسی و اجتماعی نیز محکوم شده است.
مطابق آنچه در کیفرخواست آمده، از جمله موارد استنادشده برای صدور این حکم، ساخت فیلمهای مستقل و بدون مجوز حکومتی، حمایت از زندانیان سیاسی و عقیدتی، حمایت از اعتراضات مردمی، پشتیبانی از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، امضای بیانیهای درباره اعتصاب کامیونداران و همچنین انتشار مطالبی در مخالفت با احکام اعدام بوده است.
بر اساس اعلام وکیل او، این حکم ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که بسیاری از اشکال اعتراض مدنی در ایران با سرکوب، احضار، بازداشت و پروندهسازی امنیتی مواجه میشود، بازنشستگان تامین اجتماعی همچنان از معدود گروههایی هستند که با وجود فشارهای گسترده، هر هفته صدای مطالبات خود را به خیابان میآورند.
روز یکشنبه ۱۷ خردادماه، گروهی از بازنشستگان در تهران مقابل سازمان تامین اجتماعی تجمع کردند و ضمن اعتراض به وضعیت دشوار معیشتی، خواستار آزادی زندانیان صنفی و مدنی از جمله مسعود فرهیخته شدند. همزمان، جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی شوش، کرخه و هفتتپه نیز با برگزاری تجمع و راهپیمایی اعتراضی، اجرای کامل طرح همسانسازی حقوق، افزایش مستمریها متناسب با نرخ تورم و رسیدگی به مشکلات درمانی و معیشتی را مطالبه کردند.
اعتراضات بازنشستگان در شرایطی ادامه دارد که بسیاری از آنان با حقوقی بهمراتب پایینتر از خط فقر، افزایش مداوم هزینههای زندگی، گرانی دارو و درمان و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند.
@Tavaana_TavaanaTech
روز یکشنبه ۱۷ خردادماه، گروهی از بازنشستگان در تهران مقابل سازمان تامین اجتماعی تجمع کردند و ضمن اعتراض به وضعیت دشوار معیشتی، خواستار آزادی زندانیان صنفی و مدنی از جمله مسعود فرهیخته شدند. همزمان، جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی شوش، کرخه و هفتتپه نیز با برگزاری تجمع و راهپیمایی اعتراضی، اجرای کامل طرح همسانسازی حقوق، افزایش مستمریها متناسب با نرخ تورم و رسیدگی به مشکلات درمانی و معیشتی را مطالبه کردند.
اعتراضات بازنشستگان در شرایطی ادامه دارد که بسیاری از آنان با حقوقی بهمراتب پایینتر از خط فقر، افزایش مداوم هزینههای زندگی، گرانی دارو و درمان و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔11💯2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
۸۸ روز اینترنت را قطع کردند، حالا برای پسدادن حق مردم مدال شجاعت میخواهند
۸۸ روز اینترنت را قطع کردند، کسبوکارها را زمینگیر کردند، ارتباط مردم با جهان را به گروگان گرفتند و میلیونها نفر را برای انجام ابتداییترین کارهای روزمره گرفتار کردند. حالا که پس از نزدیک به سه ماه، بخشی از همان حق طبیعی و بدیهی مردم را نصفهونیمه پس دادهاند، انتظار دارند جامعه برایشان کف بزند و از "شجاعت" مسئولان تشکر کند.
🔴 زهرا بهروزآذر، معاون مسعود پزشکیان در امور زنان و خانواده، گفته است:
◾️ دقیقا کدام مسئله حل شده است؟
آیا اینترنت به وضعیت عادی برگشته است؟ آیا محدودیتها بهطور کامل برداشته شدهاند؟ آیا خسارت سنگین واردشده به کسبوکارها، آموزش، ارتباطات و زندگی روزمره مردم جبران شده است؟ آیا کسی توضیح داده که چرا حقی که میشد از روز اول از مردم سلب نشود، پس از ۸۸ روز با تبلیغات و تعریف و تمجید به آنان بازگردانده شده است؟
🔹منت گذاشتن برای پس دادن دزدی که از وقت و حق مردم شده، نه تنها افتخار ندارد، بلکه وقاحتی است که تنها در پشت تریبونهای رسمی یافت میشود. شما مدال شجاعت را برای کدام دستاورد میخواهید؟ برای اینترنت نیمبندی که حتی به کیفیت اسفبار دیماه هم برنگشته است؟
کاربران نیز در واکنش به این سخنان نوشتهاند:
برخی دیگر پرسیدهاند:
💸 tavaanatech
۸۸ روز اینترنت را قطع کردند، کسبوکارها را زمینگیر کردند، ارتباط مردم با جهان را به گروگان گرفتند و میلیونها نفر را برای انجام ابتداییترین کارهای روزمره گرفتار کردند. حالا که پس از نزدیک به سه ماه، بخشی از همان حق طبیعی و بدیهی مردم را نصفهونیمه پس دادهاند، انتظار دارند جامعه برایشان کف بزند و از "شجاعت" مسئولان تشکر کند.
«مسئله اینترنت با درایت رئیسجمهور و معاون اول و شجاعت وزیر ارتباطات حل شد.»
◾️ دقیقا کدام مسئله حل شده است؟
آیا اینترنت به وضعیت عادی برگشته است؟ آیا محدودیتها بهطور کامل برداشته شدهاند؟ آیا خسارت سنگین واردشده به کسبوکارها، آموزش، ارتباطات و زندگی روزمره مردم جبران شده است؟ آیا کسی توضیح داده که چرا حقی که میشد از روز اول از مردم سلب نشود، پس از ۸۸ روز با تبلیغات و تعریف و تمجید به آنان بازگردانده شده است؟
🔹منت گذاشتن برای پس دادن دزدی که از وقت و حق مردم شده، نه تنها افتخار ندارد، بلکه وقاحتی است که تنها در پشت تریبونهای رسمی یافت میشود. شما مدال شجاعت را برای کدام دستاورد میخواهید؟ برای اینترنت نیمبندی که حتی به کیفیت اسفبار دیماه هم برنگشته است؟
کاربران نیز در واکنش به این سخنان نوشتهاند:
«اسمش شجاعت نیست؛ بیعرضگی است.»
برخی دیگر پرسیدهاند:
«اگر میشد بعد از حدود ۹۰ روز اینترنت را وصل کرد، چرا روز اول این کار را نکردند؟ اگر امروز میشود محدودیت را برداشت، روز اول هم میشد.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌3💯2❤1