Forwarded from گفتوشنود
پدیدارشناسی دین نشان میدهد که بخش مهمی از بقا و گسترش باورهای دینی، فراتر از استدلالهای عقلانی، بر پایه تجربیات احساسی و سازوکارهای روانی بنا شده است. یکی از ابزارهای کلیدی در این میان، استفاده از «وهم» و «تلقین احوال روحانی» است که نقش مهمی در جذب، حفظ و تعمیق وفاداری پیروان ایفا میکند.
▪️مکانیسمهای القای تجربه روحانی
ادیان از ابزارهای متنوعی برای گذار از سطح استدلال عقلانی به سطح تجربه احساسی استفاده میکنند. مراسمها، مناسک جمعی، موسیقیهای آیینی و فضاسازیهای خاص (مانند معماری مکانهای مقدس)، با هدف «تعلیق ادراک عقلانی» طراحی شدهاند. وقتی فرد در فضایی قرار میگیرد که محرکهای حسی-احساسی به شدت تقویت شدهاند، سد مقاومت منطقی کاهش یافته و زمینه برای پذیرش آموزهها به عنوان «حقایق درونی» فراهم میشود. در این وضعیت، پیرو نه از طریق منطقِ گزارهای، بلکه از طریق «شهود احساسی» با امر قدسی پیوند میخورد.
▪️کارکرد وهم به مثابه ابزار انسجامبخش
در این بافتار، «وهم» نه به معنای کذب مطلق، بلکه به مثابه ساختاری برای تفسیر جهان فراتر از ماده به کار میرود. تأکید بر معجزات، کرامات و روایتهای فراطبیعی، کارکردهای مشخصی در جامعه دینی دارد:
این روایتها به پرسشهای لاینحل انسانی پاسخ داده و نوعی امنیت روانی ایجاد میکنند.
اشتراک در باور به نشانههای الهی و تجربههای فراطبیعی، مرزهای «خودی» و «دیگری» را پررنگ کرده و حس تعلق گروهی را تعمیق میبخشد.
وهم با دور زدن تحلیل منطقی، مستقیما به لایههای احساسی ذهن نفوذ میکند. هنگامی که یک باور با تجربهای شدید (مانند گریه در مراسم مذهبی یا رویت نشانهای خاص) گره میخورد، نقد آن برای فرد دشوار میشود، چرا که نقد آموزه به مثابه نقد تجربه درونی خود فرد تلقی میگردد.
▪️ از دیدگاه انتقادی، اتکا بر این روشها میتواند منجر به کاهش «عاملیت عقلی» پیروان شود. منتقدان معتقدند هنگامی که سیستمهای دینی برای بقای خود به تقویت وهم و سرکوب تفکر نقادانه متوسل میشوند، آزادی انتخاب فردی محدود شده و ساختار قدرت در درون سازمانهای دینی تثبیت میشود. با این حال، کارکردگرایانِ دینشناس استدلال میکنند که این تجربیات «غیرعقلانی»، پاسخ به نیازهای بنیادی انسان برای معنایابی و پیوند با متعالی هستند که صرفا با ابزارهای منطقی قابل جایگزینی نیستند.
این رویکرد، تضاد میان «عقل» و «ایمان» را به عنوان یکی از تنشهای دائم در تاریخ ادیان حفظ کرده است.
#وهم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️مکانیسمهای القای تجربه روحانی
ادیان از ابزارهای متنوعی برای گذار از سطح استدلال عقلانی به سطح تجربه احساسی استفاده میکنند. مراسمها، مناسک جمعی، موسیقیهای آیینی و فضاسازیهای خاص (مانند معماری مکانهای مقدس)، با هدف «تعلیق ادراک عقلانی» طراحی شدهاند. وقتی فرد در فضایی قرار میگیرد که محرکهای حسی-احساسی به شدت تقویت شدهاند، سد مقاومت منطقی کاهش یافته و زمینه برای پذیرش آموزهها به عنوان «حقایق درونی» فراهم میشود. در این وضعیت، پیرو نه از طریق منطقِ گزارهای، بلکه از طریق «شهود احساسی» با امر قدسی پیوند میخورد.
▪️کارکرد وهم به مثابه ابزار انسجامبخش
در این بافتار، «وهم» نه به معنای کذب مطلق، بلکه به مثابه ساختاری برای تفسیر جهان فراتر از ماده به کار میرود. تأکید بر معجزات، کرامات و روایتهای فراطبیعی، کارکردهای مشخصی در جامعه دینی دارد:
این روایتها به پرسشهای لاینحل انسانی پاسخ داده و نوعی امنیت روانی ایجاد میکنند.
اشتراک در باور به نشانههای الهی و تجربههای فراطبیعی، مرزهای «خودی» و «دیگری» را پررنگ کرده و حس تعلق گروهی را تعمیق میبخشد.
وهم با دور زدن تحلیل منطقی، مستقیما به لایههای احساسی ذهن نفوذ میکند. هنگامی که یک باور با تجربهای شدید (مانند گریه در مراسم مذهبی یا رویت نشانهای خاص) گره میخورد، نقد آن برای فرد دشوار میشود، چرا که نقد آموزه به مثابه نقد تجربه درونی خود فرد تلقی میگردد.
▪️ از دیدگاه انتقادی، اتکا بر این روشها میتواند منجر به کاهش «عاملیت عقلی» پیروان شود. منتقدان معتقدند هنگامی که سیستمهای دینی برای بقای خود به تقویت وهم و سرکوب تفکر نقادانه متوسل میشوند، آزادی انتخاب فردی محدود شده و ساختار قدرت در درون سازمانهای دینی تثبیت میشود. با این حال، کارکردگرایانِ دینشناس استدلال میکنند که این تجربیات «غیرعقلانی»، پاسخ به نیازهای بنیادی انسان برای معنایابی و پیوند با متعالی هستند که صرفا با ابزارهای منطقی قابل جایگزینی نیستند.
این رویکرد، تضاد میان «عقل» و «ایمان» را به عنوان یکی از تنشهای دائم در تاریخ ادیان حفظ کرده است.
#وهم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍4👌2
نه به اعدام
بخش سه
پیام همراهان (یکی از زندانیان سیاسی سابق)
در همین روزهایی که اکثریت جامعه درگیر جنگ، تورم و گرانی هستند (فارغ از اینکه هر سه عامل نیز دغدغهای مشروع برای مردم و حاصل نزدیک به پنج دهه جنگطلبی و بیتدبیری جمهوری اسلامی است)، انسانهای بیشماری با جرائم گوناگون زیر حکم اعدام قرار دارند.
در این بخش میخواهم از قتل و قصاص بگویم.
برای درک حال یک اعدامی، جز اینکه خود یک اعدامی باشید، راه دیگری وجود ندارد؛ اما آنچه از مشاهدههایم در زندان قرچک و زنان محکوم به اعدام دیدهام، شاید بتواند تنها ذرهای از شکنجه روانی این افراد را بازگو کند.
«مردههای متحرک»؛ شاید این تعبیر، کمی، فقط کمی، گویای حال این دسته از زندانیان باشد؛ زندانیانی که از بدو بازداشت تا صدور و اجرای حکم، در فروپاشی کامل روانی به سر میبرند؛ بیشتر بیم و کمتر امید.
آن سالها، سهشنبهها روز انتقال اعدامیها به سوئیت بود و نیمهشب، زمان انتقال به زندان رجاییشهر (که بعدها بسته شد) برای اجرای حکم. سهشنبهها آنقدر سنگین و سیاه بود که حتی بعضی از پرسنل قرچک، که به توحش شهرت دارند، نمیخواستند در آن روز شیفت باشند.
اعدامیها؛ دختران و زنان جوان و سالمندی که همیشه با چشمان وحشتزده، لبهای سفید از ترس، صدای لرزان و چهرهای رنگپریده، بهجای راه رفتن، پاهای خود را بر زمین میکشیدند. کسانی که سالها (بعضی پنج تا شش سال) زیر حکم مرگ بودند و با روشن شدن پیج، سراپا گوش و چشم میشدند: «امروز نوبت کیست؟»
یک روز، ظهر، زندان در سکوت مطلق بود. کنجکاو شدم. آن زمان بند ما از دیگر بندها جدا و همیشه قفل بود. از پشت در پرسوجو کردیم. کسی را به انفرادی منتقل کرده بودند. گویی بوی مرگ در تمام زندان پیچیده بود. انفرادی روبهروی بند ما بود. ساعت یک نیمهشب، صدای باز شدن درِ انفرادی لرزه بر تن همه انداخت؛ انگار همه اعدامی بودیم. بعد از آن، صدای کشمکش و جیغهای هیستریک بود؛ صدایی که بعد از سالها هنوز در گوشم مانده است. نیم ساعت بعد، همهجا ساکت شد و محکوم را از درِ پشتی منتقل کرده بودند.
فردای آن روز، همان شخص را پشت درِ بند دیدم. زندان برایش توقف گرفته بود، اما او تا پای چوبه دار رفته بود؛ پیش از طلوع آفتاب. هنوز وحشت طناب دار در چشمانش بود و صدا و بدنش میلرزید. بعد از پنج سال که زیر حکم بود، شب گذشته طناب دار را از نزدیک دیده بود. او حدود سه ماه بعد اعدام شد.
میگویند قاتل باید قصاص شود، اما نمیدانم آیا مقتول هم چنین تجاربی را از سر گذرانده بود یا نه؟
آیا خانواده مقتول حالا به آرامش رسیدهاند؟
اینکه قانون قصاص نفس، بار روانی این حکم غیرانسانی را بر دوش خانواده داغدار میگذارد نیز یکی از جنایتهای خاموش این قانون است؛ خانوادهای که باید میان بخشش و انتقام انتخاب کند و اغلب، گاه از سر خشم و کینه و گاه تحت تأثیر حرف دیگران، خونخواهی را ترجیح میدهد.
اما قاتل، نام «قاتل» را تا پایان عمر با خود حمل میکند، بیآنکه کسی زمینه، انگیزه و نحوه وقوع قتل را موشکافی کند.
در شرایطی که هرکدام از ما میتوانیم در یک لحظه، سرشار از خشم، به یک قاتل تبدیل شویم...
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بخش سه
پیام همراهان (یکی از زندانیان سیاسی سابق)
در همین روزهایی که اکثریت جامعه درگیر جنگ، تورم و گرانی هستند (فارغ از اینکه هر سه عامل نیز دغدغهای مشروع برای مردم و حاصل نزدیک به پنج دهه جنگطلبی و بیتدبیری جمهوری اسلامی است)، انسانهای بیشماری با جرائم گوناگون زیر حکم اعدام قرار دارند.
در این بخش میخواهم از قتل و قصاص بگویم.
برای درک حال یک اعدامی، جز اینکه خود یک اعدامی باشید، راه دیگری وجود ندارد؛ اما آنچه از مشاهدههایم در زندان قرچک و زنان محکوم به اعدام دیدهام، شاید بتواند تنها ذرهای از شکنجه روانی این افراد را بازگو کند.
«مردههای متحرک»؛ شاید این تعبیر، کمی، فقط کمی، گویای حال این دسته از زندانیان باشد؛ زندانیانی که از بدو بازداشت تا صدور و اجرای حکم، در فروپاشی کامل روانی به سر میبرند؛ بیشتر بیم و کمتر امید.
آن سالها، سهشنبهها روز انتقال اعدامیها به سوئیت بود و نیمهشب، زمان انتقال به زندان رجاییشهر (که بعدها بسته شد) برای اجرای حکم. سهشنبهها آنقدر سنگین و سیاه بود که حتی بعضی از پرسنل قرچک، که به توحش شهرت دارند، نمیخواستند در آن روز شیفت باشند.
اعدامیها؛ دختران و زنان جوان و سالمندی که همیشه با چشمان وحشتزده، لبهای سفید از ترس، صدای لرزان و چهرهای رنگپریده، بهجای راه رفتن، پاهای خود را بر زمین میکشیدند. کسانی که سالها (بعضی پنج تا شش سال) زیر حکم مرگ بودند و با روشن شدن پیج، سراپا گوش و چشم میشدند: «امروز نوبت کیست؟»
یک روز، ظهر، زندان در سکوت مطلق بود. کنجکاو شدم. آن زمان بند ما از دیگر بندها جدا و همیشه قفل بود. از پشت در پرسوجو کردیم. کسی را به انفرادی منتقل کرده بودند. گویی بوی مرگ در تمام زندان پیچیده بود. انفرادی روبهروی بند ما بود. ساعت یک نیمهشب، صدای باز شدن درِ انفرادی لرزه بر تن همه انداخت؛ انگار همه اعدامی بودیم. بعد از آن، صدای کشمکش و جیغهای هیستریک بود؛ صدایی که بعد از سالها هنوز در گوشم مانده است. نیم ساعت بعد، همهجا ساکت شد و محکوم را از درِ پشتی منتقل کرده بودند.
فردای آن روز، همان شخص را پشت درِ بند دیدم. زندان برایش توقف گرفته بود، اما او تا پای چوبه دار رفته بود؛ پیش از طلوع آفتاب. هنوز وحشت طناب دار در چشمانش بود و صدا و بدنش میلرزید. بعد از پنج سال که زیر حکم بود، شب گذشته طناب دار را از نزدیک دیده بود. او حدود سه ماه بعد اعدام شد.
میگویند قاتل باید قصاص شود، اما نمیدانم آیا مقتول هم چنین تجاربی را از سر گذرانده بود یا نه؟
آیا خانواده مقتول حالا به آرامش رسیدهاند؟
اینکه قانون قصاص نفس، بار روانی این حکم غیرانسانی را بر دوش خانواده داغدار میگذارد نیز یکی از جنایتهای خاموش این قانون است؛ خانوادهای که باید میان بخشش و انتقام انتخاب کند و اغلب، گاه از سر خشم و کینه و گاه تحت تأثیر حرف دیگران، خونخواهی را ترجیح میدهد.
اما قاتل، نام «قاتل» را تا پایان عمر با خود حمل میکند، بیآنکه کسی زمینه، انگیزه و نحوه وقوع قتل را موشکافی کند.
در شرایطی که هرکدام از ما میتوانیم در یک لحظه، سرشار از خشم، به یک قاتل تبدیل شویم...
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤17🕊4👌2💔2
ابوالفضل و علیرضا سپاهی، پسرعمو و همپرونده، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارند و جان هر دو در خطر جدی است.
رابطه این دو تنها به نسبت پسرعمو بودن محدود نمیشود؛ یکی از آنها با دخترعموی خود، یعنی خواهر دیگری، ازدواج کرده و در نتیجه، علاوه بر پسرعمو بودن، یکی داماد خانواده دیگر نیز هست.
امروز آخرین ملاقات آنها با خانواده برگزار شد؛ دیداری تلخ با مادری که همزمان باید با پسر و دامادش، که قرار است اعدام شوند، خداحافظی کند. این مادر خود نیز با حکم پنج سال حبس در زندان به سر میبرد و برای انجام این آخرین ملاقات، او را از زندان به محل ملاقات منتقل کردند.
این روایت، تصویری دردناک از پیامدهای انسانی احکام اعدام است؛ خانوادهای که همزمان با خطر از دست دادن دو عزیز خود، با زندانی بودن مادر نیز روبهروست. ابوالفضل و علیرضا سپاهی از متهمان پرونده میدان علیخانی در اصفهان هستند. در این پرونده ۱۲ نفر محکوم به اعدام شدهاند و دیروز دونفر از آنها اعدام شدند.
#نه_به_اعدام #ابوالفضل_سپاهی #علیرضا_سپاهی
@Tavaana_TavaanaTech
رابطه این دو تنها به نسبت پسرعمو بودن محدود نمیشود؛ یکی از آنها با دخترعموی خود، یعنی خواهر دیگری، ازدواج کرده و در نتیجه، علاوه بر پسرعمو بودن، یکی داماد خانواده دیگر نیز هست.
امروز آخرین ملاقات آنها با خانواده برگزار شد؛ دیداری تلخ با مادری که همزمان باید با پسر و دامادش، که قرار است اعدام شوند، خداحافظی کند. این مادر خود نیز با حکم پنج سال حبس در زندان به سر میبرد و برای انجام این آخرین ملاقات، او را از زندان به محل ملاقات منتقل کردند.
این روایت، تصویری دردناک از پیامدهای انسانی احکام اعدام است؛ خانوادهای که همزمان با خطر از دست دادن دو عزیز خود، با زندانی بودن مادر نیز روبهروست. ابوالفضل و علیرضا سپاهی از متهمان پرونده میدان علیخانی در اصفهان هستند. در این پرونده ۱۲ نفر محکوم به اعدام شدهاند و دیروز دونفر از آنها اعدام شدند.
#نه_به_اعدام #ابوالفضل_سپاهی #علیرضا_سپاهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔46❤5🕊1
تداوم اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار در هفتمین روز؛ دوختن لبها و آغاز اعتصاب غذای تر و خشک در ششمین روز اعتراض
اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در واحد ۲ زندان قزلحصار کرج در هفتمین روز ادامه یافت. شماری از این زندانیان در ششمین روز اعتصاب، در اعتراض به بیپاسخ ماندن مطالبات خود، لبهایشان را دوخته و اعتصاب غذای تر و خشک را آغاز کردند.
روز گذشته شنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵، همزمان با ششمین روز اعتصاب غذا، تعدادی از زندانیان در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولان زندان و نهادهای قضایی، لبهای خود را دوخته و اعتصاب غذای تر و خشک را آغاز کردند.
برخی از زندانیان در اثر اعتصاب غذا، بیحال شدهاند.
این اعتصاب در اعتراض به احکام اعدام و انتقال تعدادی از زندانیان به سوئیت (انفرادی قبل از اعدام) آغاز شده است.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در واحد ۲ زندان قزلحصار کرج در هفتمین روز ادامه یافت. شماری از این زندانیان در ششمین روز اعتصاب، در اعتراض به بیپاسخ ماندن مطالبات خود، لبهایشان را دوخته و اعتصاب غذای تر و خشک را آغاز کردند.
روز گذشته شنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵، همزمان با ششمین روز اعتصاب غذا، تعدادی از زندانیان در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولان زندان و نهادهای قضایی، لبهای خود را دوخته و اعتصاب غذای تر و خشک را آغاز کردند.
برخی از زندانیان در اثر اعتصاب غذا، بیحال شدهاند.
این اعتصاب در اعتراض به احکام اعدام و انتقال تعدادی از زندانیان به سوئیت (انفرادی قبل از اعدام) آغاز شده است.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14💔13❤2
تداوم بیخبری از وضعیت کامین کرکی؛ خانواده احتمال انتقال او به تهران را مطرح کردند
عرفان کرکی، برادر کامین کرکی، با انتشار مطلبی در صفحه اینستاگرام خود از ادامه بیخبری مطلق از وضعیت این شهروند بازداشتشده خبر داد.
او نوشت که با گذشت بیش از دو هفته از بازداشت کامین کرکی در مشهد، خانواده تاکنون هیچ تماس تلفنی یا اطلاعی از وضعیت جسمی و محل نگهداری او دریافت نکردهاند.
به گفته عرفان کرکی، بر اساس اطلاعاتی که خانواده به دست آوردهاند و با توجه به ورود ضابطان دیگری به پرونده، این احتمال وجود دارد که کامین کرکی از مشهد به تهران منتقل شده باشد و قطع کامل ارتباط با او نیز ناشی از همین جابهجایی باشد. این ادعا تاکنون از سوی نهادهای مسئول تأیید نشده است.
خانواده کامین کرکی خواستار اعلام رسمی محل نگهداری، روشن شدن وضعیت پرونده، آزادی فوری او و پایان دادن به بیخبری از سرنوشت این شهروند شدهاند.
#کامین_کرکی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
عرفان کرکی، برادر کامین کرکی، با انتشار مطلبی در صفحه اینستاگرام خود از ادامه بیخبری مطلق از وضعیت این شهروند بازداشتشده خبر داد.
او نوشت که با گذشت بیش از دو هفته از بازداشت کامین کرکی در مشهد، خانواده تاکنون هیچ تماس تلفنی یا اطلاعی از وضعیت جسمی و محل نگهداری او دریافت نکردهاند.
به گفته عرفان کرکی، بر اساس اطلاعاتی که خانواده به دست آوردهاند و با توجه به ورود ضابطان دیگری به پرونده، این احتمال وجود دارد که کامین کرکی از مشهد به تهران منتقل شده باشد و قطع کامل ارتباط با او نیز ناشی از همین جابهجایی باشد. این ادعا تاکنون از سوی نهادهای مسئول تأیید نشده است.
خانواده کامین کرکی خواستار اعلام رسمی محل نگهداری، روشن شدن وضعیت پرونده، آزادی فوری او و پایان دادن به بیخبری از سرنوشت این شهروند شدهاند.
#کامین_کرکی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊6💔5
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت شش رهبر مسیحی در چین در پی یورش به کلیساهای خانگی
در پی یورشهای هماهنگ مأموران امنیتی به چند کلیسای خانگی در شهر یویانگ، در استان هونان چین، شش رهبر مسیحی، ازجمله کشیش هوانگ لی، بازداشت شدند. این عملیات ۱۱ ژوئیه انجام شد و به گفته سازمان مسیحی «چاینا اید»، شماری دیگر از مسیحیان بازداشتشده پس از بازجویی آزاد شدند.
افراد آزادشده از بازجوییهای طولانی، انگشتنگاری، نمونهگیری خون برای آزمایش دیانای، ضبط صدا و تصویر و تشکیل پروندههای امنیتی خبر دادهاند.
بر اساس این گزارش، افزون بر کشیش هوانگ لی، پیر یانگ جیانجون، واعظ هو هونگتائو، کشیش لوئو کایمین، خواهر یانگ چون و برادر فو نیز همچنان در بازداشت به سر میبرند.
مأموران در جریان تفتیش منزل، تمامی کتابهای مقدس را ضبط کردهاند.
مسیحیان آزادشده گفتهاند پلیس به آنان هشدار داده است که شرکت در جلسات کلیساهای ثبتنشده، جرم محسوب میشود.
دکتر باب فو، بنیانگذار و رئیس «چاینا اید»، این یورشها را بخشی از «کارزار سیستماتیک حزب کمونیست چین، تحت رهبری شی جینپینگ، برای ریشهکن کردن کلیساهای خانگی مستقل» توصیف کرده است.
«چاینا اید» همچنین اعلام کرده است که مصادره کتابهای مقدس و فشار بر اعضای خانواده برای نظارت بر یکدیگر، نشانه افزایش محدودیتها علیه آزادی مذهبی در چین است./محبت نیوز
#مسیحی #کلیسای_خانگی #چین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در پی یورشهای هماهنگ مأموران امنیتی به چند کلیسای خانگی در شهر یویانگ، در استان هونان چین، شش رهبر مسیحی، ازجمله کشیش هوانگ لی، بازداشت شدند. این عملیات ۱۱ ژوئیه انجام شد و به گفته سازمان مسیحی «چاینا اید»، شماری دیگر از مسیحیان بازداشتشده پس از بازجویی آزاد شدند.
افراد آزادشده از بازجوییهای طولانی، انگشتنگاری، نمونهگیری خون برای آزمایش دیانای، ضبط صدا و تصویر و تشکیل پروندههای امنیتی خبر دادهاند.
بر اساس این گزارش، افزون بر کشیش هوانگ لی، پیر یانگ جیانجون، واعظ هو هونگتائو، کشیش لوئو کایمین، خواهر یانگ چون و برادر فو نیز همچنان در بازداشت به سر میبرند.
مأموران در جریان تفتیش منزل، تمامی کتابهای مقدس را ضبط کردهاند.
مسیحیان آزادشده گفتهاند پلیس به آنان هشدار داده است که شرکت در جلسات کلیساهای ثبتنشده، جرم محسوب میشود.
دکتر باب فو، بنیانگذار و رئیس «چاینا اید»، این یورشها را بخشی از «کارزار سیستماتیک حزب کمونیست چین، تحت رهبری شی جینپینگ، برای ریشهکن کردن کلیساهای خانگی مستقل» توصیف کرده است.
«چاینا اید» همچنین اعلام کرده است که مصادره کتابهای مقدس و فشار بر اعضای خانواده برای نظارت بر یکدیگر، نشانه افزایش محدودیتها علیه آزادی مذهبی در چین است./محبت نیوز
#مسیحی #کلیسای_خانگی #چین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊11💔2
گزارش ویژه | روایت یک منبع آگاه از پرونده ۱۶ متهم موسوم به «پرونده میدان شهدا» در اصفهان
عکس: رمینا و ترانه رحیمی، دوقلوهای ۲۰ ساله، تنها متهمان پرونده که تصاویرشان در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی آموزشکده توانا از یک منبع آگاه، روند رسیدگی به پرونده موسوم به «پرونده میدان شهدا» که برای دستکم ۱۶ متهم اتهاماتی از جمله «محاربه»، «تخریب اموال عمومی در حکم محاربه»، «اجتماع و تبانی»، «تبلیغ علیه نظام» و در برخی موارد «معاونت در محاربه» مطرح شده، با نقضهای جدی دادرسی عادلانه، محدودیت در دسترسی به پرونده، طرح ادعاهای شکنجه برای اخذ اعتراف و رفتارهای خارج از موازین قانونی در جریان رسیدگی همراه بوده است.
بر اساس این اطلاعات، جلسات رسیدگی در شعبهای از دادگاه انقلاب مستقر در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) و به ریاست قاضی براتی برگزار شده است.
از همان ابتدای رسیدگی، دسترسی وکلای مدافع به پرونده با محدودیتهای گسترده همراه بوده و تنها برخی از آنان امکان مطالعه پرونده را یافتهاند. همچنین خانوادهها و وکلای تعدادی از متهمان برای اعلام وکالت و دسترسی به پرونده با موانع متعدد اداری و قضایی روبهرو شدهاند.
متهمان؛ جوانان، فروشندگان و شاگردان کفشفروشی
بر اساس اطلاعات دریافتی، بخش قابل توجهی از متهمان از کارکنان یا وابستگان چند کفشفروشی در محدوده میدان شهدا هستند. در میان اسامی مطرحشده، نامهای میلاد بوئری، مهرداد بوئری، علی بوئری، ترانه رحیمی، رمینا رحیمی، احمدرضا سعیدی، نوید الیاسی، ابوالفضل دادگستر، مهدی منصوری، حامد مهرعلیان، مهدی اسدی و ستایش ساعدی دیده میشود. (میلاد و مهرداد و علی بوئری برادر هستند)
ترانه و رمینا رحیمی دو خواهر دوقلوی ۲۰ ساله و تنها فرزندان خانواده هستند که اردیبهشت امسال بیستمین سالروز تولد خود را در زندان سپری کردهاند.
همچنین اطلاعات دریافتی نشان میدهد برخلاف ادعای «اجتماع و تبانی»، برخی از متهمان پیش از بازداشت اساساً یکدیگر را نمیشناختهاند و ارتباط تعدادی از آنان صرفاً به اشتغال در یک کفشفروشی محدود بوده است.
اتهام محاربه بر مبنای ساخت کوکتل مولوتف
بخش اصلی پرونده بر ادعای ساخت کوکتل مولوتف در یکی از کفشفروشیهای منطقه استوار شده است.
با این حال، متهمان در دادگاه اظهار کردهاند تجربهای در ساخت کوکتل مولوتف نداشتهاند و حتی در ساخت آن از روغن نباتی استفاده کرده بودند؛ موضوعی که به گفته آنان باعث شده کوکتلهای ساختهشده هنگام پرتاب آتش نگیرند و عملاً کارایی نداشته باشند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، در پرونده نقش هر یک از متهمان در ساخت کوکتل مولوتف به صورت جداگانه تعریف شده است؛ از تهیه بطری و پارچه گرفته تا حمل یا همراه داشتن آن، به گونهای که همین اقدامات به عنوان مستند اتهام محاربه یا معاونت در محاربه مورد استناد قرار گرفته است.
ابهام در فیلمهای مورد استناد پرونده
یکی از مهمترین مستندات پرونده، فیلمهایی است که گفته میشود از داخل محل ساخت کوکتل مولوتف تهیه شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، نحوه فیلمبرداری به گونهای به نظر میرسد که دوربین از پیش در محل نصب شده بوده و تصاویر با زاویهای ثابت و مناسب ضبط شدهاند. این موضوع این پرسش را ایجاد کرده که آیا پیش از بازداشتها، محل تحت نظارت امنیتی بوده یا فردی از نزدیکان متهمان در تهیه این تصاویر نقش داشته است.
در عین حال، تاکنون هیچ مدرک مستقلی که این احتمال را تأیید کند، منتشر نشده است.
شکنجه و اعترافات اجباری
شماری از متهمان در جلسه دادگاه اعلام کردهاند که در دوران بازجویی تحت شکنجه جسمی و روانی قرار گرفتهاند.
بر اساس این روایت، برخی از آنان از استفاده از شوکر، ضربوشتم، تهدید به تجاوز، تهدید اعضای خانواده و اعمال فشارهای شدید برای اخذ اعتراف سخن گفتهاند.
همچنین برخی متهمان اظهار کردهاند هیچگاه نزد بازپرس منتقل نشده و بازجوییها و اخذ اعترافات در محل نگهداری آنان انجام شده است. بازرس در بازداشتگاه حضور پیدا میکرد و حتی در روند شکنجه متهمان مشارکت داشت.
اطلاعات دریافتی همچنین حاکی از آن است که برخی متهمان در دادگاه گفتهاند متن اعترافات آنان از پیش تنظیم شده و حتی به نظر میرسد که جزئیات جراحات مقتول، بر اساس گزارش پزشکی قانونی، در اعترافات گنجانده شده و از آنان خواسته شده همان مطالب را امضا کنند.
ادامه گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/isfahan1404/
#نه_به_اعدام #پرونده_میدان_شهدا #اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
عکس: رمینا و ترانه رحیمی، دوقلوهای ۲۰ ساله، تنها متهمان پرونده که تصاویرشان در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی آموزشکده توانا از یک منبع آگاه، روند رسیدگی به پرونده موسوم به «پرونده میدان شهدا» که برای دستکم ۱۶ متهم اتهاماتی از جمله «محاربه»، «تخریب اموال عمومی در حکم محاربه»، «اجتماع و تبانی»، «تبلیغ علیه نظام» و در برخی موارد «معاونت در محاربه» مطرح شده، با نقضهای جدی دادرسی عادلانه، محدودیت در دسترسی به پرونده، طرح ادعاهای شکنجه برای اخذ اعتراف و رفتارهای خارج از موازین قانونی در جریان رسیدگی همراه بوده است.
بر اساس این اطلاعات، جلسات رسیدگی در شعبهای از دادگاه انقلاب مستقر در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) و به ریاست قاضی براتی برگزار شده است.
از همان ابتدای رسیدگی، دسترسی وکلای مدافع به پرونده با محدودیتهای گسترده همراه بوده و تنها برخی از آنان امکان مطالعه پرونده را یافتهاند. همچنین خانوادهها و وکلای تعدادی از متهمان برای اعلام وکالت و دسترسی به پرونده با موانع متعدد اداری و قضایی روبهرو شدهاند.
متهمان؛ جوانان، فروشندگان و شاگردان کفشفروشی
بر اساس اطلاعات دریافتی، بخش قابل توجهی از متهمان از کارکنان یا وابستگان چند کفشفروشی در محدوده میدان شهدا هستند. در میان اسامی مطرحشده، نامهای میلاد بوئری، مهرداد بوئری، علی بوئری، ترانه رحیمی، رمینا رحیمی، احمدرضا سعیدی، نوید الیاسی، ابوالفضل دادگستر، مهدی منصوری، حامد مهرعلیان، مهدی اسدی و ستایش ساعدی دیده میشود. (میلاد و مهرداد و علی بوئری برادر هستند)
ترانه و رمینا رحیمی دو خواهر دوقلوی ۲۰ ساله و تنها فرزندان خانواده هستند که اردیبهشت امسال بیستمین سالروز تولد خود را در زندان سپری کردهاند.
همچنین اطلاعات دریافتی نشان میدهد برخلاف ادعای «اجتماع و تبانی»، برخی از متهمان پیش از بازداشت اساساً یکدیگر را نمیشناختهاند و ارتباط تعدادی از آنان صرفاً به اشتغال در یک کفشفروشی محدود بوده است.
اتهام محاربه بر مبنای ساخت کوکتل مولوتف
بخش اصلی پرونده بر ادعای ساخت کوکتل مولوتف در یکی از کفشفروشیهای منطقه استوار شده است.
با این حال، متهمان در دادگاه اظهار کردهاند تجربهای در ساخت کوکتل مولوتف نداشتهاند و حتی در ساخت آن از روغن نباتی استفاده کرده بودند؛ موضوعی که به گفته آنان باعث شده کوکتلهای ساختهشده هنگام پرتاب آتش نگیرند و عملاً کارایی نداشته باشند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، در پرونده نقش هر یک از متهمان در ساخت کوکتل مولوتف به صورت جداگانه تعریف شده است؛ از تهیه بطری و پارچه گرفته تا حمل یا همراه داشتن آن، به گونهای که همین اقدامات به عنوان مستند اتهام محاربه یا معاونت در محاربه مورد استناد قرار گرفته است.
ابهام در فیلمهای مورد استناد پرونده
یکی از مهمترین مستندات پرونده، فیلمهایی است که گفته میشود از داخل محل ساخت کوکتل مولوتف تهیه شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، نحوه فیلمبرداری به گونهای به نظر میرسد که دوربین از پیش در محل نصب شده بوده و تصاویر با زاویهای ثابت و مناسب ضبط شدهاند. این موضوع این پرسش را ایجاد کرده که آیا پیش از بازداشتها، محل تحت نظارت امنیتی بوده یا فردی از نزدیکان متهمان در تهیه این تصاویر نقش داشته است.
در عین حال، تاکنون هیچ مدرک مستقلی که این احتمال را تأیید کند، منتشر نشده است.
شکنجه و اعترافات اجباری
شماری از متهمان در جلسه دادگاه اعلام کردهاند که در دوران بازجویی تحت شکنجه جسمی و روانی قرار گرفتهاند.
بر اساس این روایت، برخی از آنان از استفاده از شوکر، ضربوشتم، تهدید به تجاوز، تهدید اعضای خانواده و اعمال فشارهای شدید برای اخذ اعتراف سخن گفتهاند.
همچنین برخی متهمان اظهار کردهاند هیچگاه نزد بازپرس منتقل نشده و بازجوییها و اخذ اعترافات در محل نگهداری آنان انجام شده است. بازرس در بازداشتگاه حضور پیدا میکرد و حتی در روند شکنجه متهمان مشارکت داشت.
اطلاعات دریافتی همچنین حاکی از آن است که برخی متهمان در دادگاه گفتهاند متن اعترافات آنان از پیش تنظیم شده و حتی به نظر میرسد که جزئیات جراحات مقتول، بر اساس گزارش پزشکی قانونی، در اعترافات گنجانده شده و از آنان خواسته شده همان مطالب را امضا کنند.
ادامه گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/isfahan1404/
#نه_به_اعدام #پرونده_میدان_شهدا #اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
❤18🕊10💔4
Forwarded from گفتوشنود
تمامیتخواهی و بنیانهای فلسفی آن
یادداشت «تمامیتخواهی و بنیانهای فلسفی آن» به واکاوی ریشههای فکری و تاریخی نظامهای تمامیتخواه از نیچه و مارکس تا ایدئولوژیهای معاصر میپردازد.
حکومتهای تمامیتخواه برخلاف حکومتهای مستبد و اقتدارگرا، به دنبال سیاستزدایی از جامعه نیستند؛ بلکه تمامی جزئیات حیات اجتماعی، از پوشش و فناوری گرفته تا اندیشه و علم را سیاسی میکنند و با خلق دشمنان فرضی، سیاست حذف را پیش میبرند.
ریشه بسیاری از سیستمهای تمامیتخواه در تقلیل فلسفی «حقیقت» به «مناسبات قدرت» نهفته است؛ تفکری که از نیچه و مارکس آغاز شده و با تبدیل حقیقت به ابزار غرضورزی سیاسی و جعل علوم دستساز (مانند علوم آریایی، مارکسیستی یا اسلامی)، زمینه دخالت حداکثری حکومت در تمام شئون زندگی شهروندان را فراهم میکند.
برای مطالعه نسخه کامل یادداشت به وبسایت مراجعه کنید
https://dialog.tavaana.org/totalitarianism/
#تمامیت_خواهی #فلسفه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
یادداشت «تمامیتخواهی و بنیانهای فلسفی آن» به واکاوی ریشههای فکری و تاریخی نظامهای تمامیتخواه از نیچه و مارکس تا ایدئولوژیهای معاصر میپردازد.
حکومتهای تمامیتخواه برخلاف حکومتهای مستبد و اقتدارگرا، به دنبال سیاستزدایی از جامعه نیستند؛ بلکه تمامی جزئیات حیات اجتماعی، از پوشش و فناوری گرفته تا اندیشه و علم را سیاسی میکنند و با خلق دشمنان فرضی، سیاست حذف را پیش میبرند.
ریشه بسیاری از سیستمهای تمامیتخواه در تقلیل فلسفی «حقیقت» به «مناسبات قدرت» نهفته است؛ تفکری که از نیچه و مارکس آغاز شده و با تبدیل حقیقت به ابزار غرضورزی سیاسی و جعل علوم دستساز (مانند علوم آریایی، مارکسیستی یا اسلامی)، زمینه دخالت حداکثری حکومت در تمام شئون زندگی شهروندان را فراهم میکند.
برای مطالعه نسخه کامل یادداشت به وبسایت مراجعه کنید
https://dialog.tavaana.org/totalitarianism/
#تمامیت_خواهی #فلسفه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9👌2❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۲۷ تیر، زادروز سپهر سلطانی است؛ نوجوانی ۱۵ ساله که فرصت بزرگشدن و ساختن آیندهاش از او گرفته شد.
سپهر که با بیماری تنفسی زندگی میکرد، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ملکشهر اصفهان، پس از شلیک گاز اشکآور آسیب دید و جان باخت. نوجوانی که باید تولدش را در کنار خانواده جشن میگرفت، حالا مادرش زادروز او را با خاطراتی گرامی میدارد که تنها یادگار سالهای کوتاه حضورش هستند.
مادر سپهر با انتشار این ویدیو در صفحه اینستاگرامش نوشت:
🔸در شرایطی که خانوادههای دادخواه با فشار، تهدید و محدودیت روبهرو میشوند، شبکههای اجتماعی میتوانند این دیوار سکوت و سانسور را بشکنند. بازنشر روایت سپهر و دیگر جانباختگان اعتراضات، صدای این خانوادههای داغدار را به گوش جهان میرساند.
#سپهر_سلطانی
💸 tavaanatech
سپهر که با بیماری تنفسی زندگی میکرد، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ملکشهر اصفهان، پس از شلیک گاز اشکآور آسیب دید و جان باخت. نوجوانی که باید تولدش را در کنار خانواده جشن میگرفت، حالا مادرش زادروز او را با خاطراتی گرامی میدارد که تنها یادگار سالهای کوتاه حضورش هستند.
مادر سپهر با انتشار این ویدیو در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«داشتی مرد می شدی ، داشتی قد میکشیدی و من داشتم با لحظه های قد کشیدن و مرد شدنت زندگی میکردم که دنیا تو رو ازم گرفت. سپهر مامان، من به تو افتخار میکنم تو ارزشمندترین هدیه خدا بودی برام با اینکه سالهای با هم بودنمون خیلی کوتاه بود ولی خاطرات تو تا همیشه تو قلب من می مونه پسر شجاع وطن تولدت تو آسمونا مبارک.»
🔸در شرایطی که خانوادههای دادخواه با فشار، تهدید و محدودیت روبهرو میشوند، شبکههای اجتماعی میتوانند این دیوار سکوت و سانسور را بشکنند. بازنشر روایت سپهر و دیگر جانباختگان اعتراضات، صدای این خانوادههای داغدار را به گوش جهان میرساند.
#سپهر_سلطانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔20
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
قوه قضائیه:
انتشار تصاویر و مطالبی که باعث رعب و وحشت شود، تا ۱۵ سال حبس دارد
🔸قوه قضاییه جمهوری اسلامی در بیانیهای هشدار داده است انتشار هرگونه مطلب، تصویر یا ویدئویی که از نگاه مقام قضایی «کذب»، «موجب رعب و وحشت عمومی» یا «مغایر با امنیت ملی» تشخیص داده شود، میتواند مجازاتی تا ۱۵ سال زندان و محرومیت دائمی از خدمات دولتی و عمومی در پی داشته باشد.
🔸همچنین ارسال ویدئو، عکس یا اطلاعات برای رسانهها و صفحات مجازی خارج از کشور، چنانچه برخلاف امنیت ملی قلمداد شود، با دو تا پنج سال حبس و انفصال دائمی از خدمات دولتی و عمومی روبهرو خواهد شد.
انتشار این بیانیه با واکنشهای طعنهآمیز کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است. شماری از کاربران میگویند رئیس دستگاه قضایی که نهاد تحت مدیریتش در صدور و اجرای احکام اعدام جوانان معترض و برخوردهای مرگبار با مردم نقش دارد، بیش از آنکه چهرهای قضایی باشد، برای افکار عمومی یادآور «جلاد» است.
از همین رو، کاربران با کنایه پرسیدهاند:
🔸اما نکته تلخ داستان اینجاست که در جمهوری اسلامی، ظاهرا ایجاد رعب و وحشت مسئله اصلی نیست؛ بلکه ثبت و انتشار تصویر آن جرم محسوب میشود!
وقتی امکان پنهانکردن خشونت وجود ندارد، دوربین، خبرنگار و شهروندی که واقعیت را روایت میکند به تهدیدی علیه "امنیت ملی" تبدیل میشوند!
💸 tavaanatech
انتشار تصاویر و مطالبی که باعث رعب و وحشت شود، تا ۱۵ سال حبس دارد
🔸قوه قضاییه جمهوری اسلامی در بیانیهای هشدار داده است انتشار هرگونه مطلب، تصویر یا ویدئویی که از نگاه مقام قضایی «کذب»، «موجب رعب و وحشت عمومی» یا «مغایر با امنیت ملی» تشخیص داده شود، میتواند مجازاتی تا ۱۵ سال زندان و محرومیت دائمی از خدمات دولتی و عمومی در پی داشته باشد.
🔸همچنین ارسال ویدئو، عکس یا اطلاعات برای رسانهها و صفحات مجازی خارج از کشور، چنانچه برخلاف امنیت ملی قلمداد شود، با دو تا پنج سال حبس و انفصال دائمی از خدمات دولتی و عمومی روبهرو خواهد شد.
انتشار این بیانیه با واکنشهای طعنهآمیز کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است. شماری از کاربران میگویند رئیس دستگاه قضایی که نهاد تحت مدیریتش در صدور و اجرای احکام اعدام جوانان معترض و برخوردهای مرگبار با مردم نقش دارد، بیش از آنکه چهرهای قضایی باشد، برای افکار عمومی یادآور «جلاد» است.
از همین رو، کاربران با کنایه پرسیدهاند:
«اگر انتشار تصاویر رعبآور تا ۱۵ سال زندان دارد، آیا انتشار تصویر رئیس قوه قضاییه نیز مشمول همین قانون میشود؟!»
🔸اما نکته تلخ داستان اینجاست که در جمهوری اسلامی، ظاهرا ایجاد رعب و وحشت مسئله اصلی نیست؛ بلکه ثبت و انتشار تصویر آن جرم محسوب میشود!
وقتی امکان پنهانکردن خشونت وجود ندارد، دوربین، خبرنگار و شهروندی که واقعیت را روایت میکند به تهدیدی علیه "امنیت ملی" تبدیل میشوند!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زادروز جاویدنام سودا اکرمیفرد؛
نوجوانی که امروز باید ۱۷ ساله میشد
امروز سودا باید شمع ۱۷سالگیاش را فوت میکرد؛ اما ۲۷ تیر برای خانواده اکرمیفرد، بهجای جشن تولد، به یادآور جای خالی دختری تبدیل شده است که تنها ۱۶ سال داشت.
🔸جاویدنام سودا اکرمیفرد در اعتراضات ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در مارلیک کرج، هدف گلوله جنگی نیروهای حکومتی قرار گرفت و در خیابان، در آغوش مادرش جان باخت.
🔸پس از آن، نهادهای امنیتی بارها مادر و دیگر اعضای خانواده سودا را احضار کردند و تحت فشار گذاشتند تا واژه «جاویدنام» از سنگ مزار او پاک شود و خانواده درباره آنچه بر سودا گذشت، سکوت کند. مادرش اما در برابر این فشارها ایستاد و گفت: «من دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم.»
۲۷ تیر، زادروز جاویدنام سودا اکرمیفرد؛ نوجوانی که امروز باید ۱۷ ساله میشد، گرامی باد.
🔸تعداد زیادی از جوانان و دوستان سودا با پوشیدن لباس سفید و جمع شدن در کنار مزار او، سالگرد تولد جاویدنام سودا اکرمی فرد را گرامی داشتند.
#سودا_اکرمی_فرد
💸 tavaanatech
نوجوانی که امروز باید ۱۷ ساله میشد
امروز سودا باید شمع ۱۷سالگیاش را فوت میکرد؛ اما ۲۷ تیر برای خانواده اکرمیفرد، بهجای جشن تولد، به یادآور جای خالی دختری تبدیل شده است که تنها ۱۶ سال داشت.
🔸جاویدنام سودا اکرمیفرد در اعتراضات ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در مارلیک کرج، هدف گلوله جنگی نیروهای حکومتی قرار گرفت و در خیابان، در آغوش مادرش جان باخت.
🔸پس از آن، نهادهای امنیتی بارها مادر و دیگر اعضای خانواده سودا را احضار کردند و تحت فشار گذاشتند تا واژه «جاویدنام» از سنگ مزار او پاک شود و خانواده درباره آنچه بر سودا گذشت، سکوت کند. مادرش اما در برابر این فشارها ایستاد و گفت: «من دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم.»
۲۷ تیر، زادروز جاویدنام سودا اکرمیفرد؛ نوجوانی که امروز باید ۱۷ ساله میشد، گرامی باد.
🔸تعداد زیادی از جوانان و دوستان سودا با پوشیدن لباس سفید و جمع شدن در کنار مزار او، سالگرد تولد جاویدنام سودا اکرمی فرد را گرامی داشتند.
#سودا_اکرمی_فرد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔20❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محکومیت «آنیتا پاپیست»، خواننده جوان، به ۷۴ ضربه شلاق
بر اساس گزارشهای منتشرشده، «آنیتا»، خواننده جوانی که آثارش را با نام «آنیتا پاپیست» در اینستاگرام منتشر میکند، به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. گذرنامه او را نیز توقیف و خط تلفن همراهش را مسدود کردهاند؛ مجازاتهایی برای جوانی که صدایش را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده است.
🔸طی ماهها و سالهای گذشته، شماری از خوانندگان زن، نوازندگان و دیگر هنرمندان پس از انتشار اجراهایشان، با احضار و بازداشت، حذف آثار، مسدود شدن صفحات اینستاگرام، ممنوعیت فعالیت و ضبط گذرنامه روبهرو شدهاند. در برخی پروندهها، مأموران کنترل حسابهای شخصی هنرمندان را به دست گرفته و بهجای محتوای اصلی، پیامهای قضایی روی صفحات آنها قرار دادهاند. گزارشهای متعدد نیز از تشدید مسدودسازی صفحات خوانندگان زن و جلوگیری از فعالیت عمومی آنان حکایت دارد.
🔸ظاهرا فساد، غارت و نابودی زندگی میلیونها شهروند ایرانی آنقدر «جرم» نیست که دستگاه قضایی را تکان دهد؛ اما کافی است زنی بخواند تا قاضی، پلیس، نهاد امنیتی و سامانه مخابراتی همگی ناگهان به کار بیفتند!
💸 tavaanatech
بر اساس گزارشهای منتشرشده، «آنیتا»، خواننده جوانی که آثارش را با نام «آنیتا پاپیست» در اینستاگرام منتشر میکند، به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. گذرنامه او را نیز توقیف و خط تلفن همراهش را مسدود کردهاند؛ مجازاتهایی برای جوانی که صدایش را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده است.
🔸طی ماهها و سالهای گذشته، شماری از خوانندگان زن، نوازندگان و دیگر هنرمندان پس از انتشار اجراهایشان، با احضار و بازداشت، حذف آثار، مسدود شدن صفحات اینستاگرام، ممنوعیت فعالیت و ضبط گذرنامه روبهرو شدهاند. در برخی پروندهها، مأموران کنترل حسابهای شخصی هنرمندان را به دست گرفته و بهجای محتوای اصلی، پیامهای قضایی روی صفحات آنها قرار دادهاند. گزارشهای متعدد نیز از تشدید مسدودسازی صفحات خوانندگان زن و جلوگیری از فعالیت عمومی آنان حکایت دارد.
🔸ظاهرا فساد، غارت و نابودی زندگی میلیونها شهروند ایرانی آنقدر «جرم» نیست که دستگاه قضایی را تکان دهد؛ اما کافی است زنی بخواند تا قاضی، پلیس، نهاد امنیتی و سامانه مخابراتی همگی ناگهان به کار بیفتند!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔12🕊3👍1
محکومیت پریا دادگر صفا، بازداشتی دیماه ۱۴۰۴ به ۱۰ سال حبس
پریا دادگر صفا، ۲۳ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در تهران، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی عموزاد به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. بر اساس حکم صادرشده، چهار سال از این مجازات به حالت تعلیق درآمده و شش سال آن به عنوان حبس تعزیری قابل اجرا خواهد بود.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، پریا دادگر صفا متهم ردیف نخست این پرونده بوده و ریبوار مارابی، متهم ردیف دوم، نیز به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.
اتهام مطرحشده علیه این دو شهروند «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور» عنوان شده است.
گزارشهای منتشرشده از سوی منابع حقوق بشری حاکی از آن است که پریا دادگر پس از بازداشت، حدود سه ماه را در زندان اوین سپری کرده و سپس پرونده او برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شده است.
بر پایه اطلاعات دریافتی، انتظار میرود پریا دادگر طی هفتههای آینده برای اجرای حکم حبس به زندان اوین احضار شود.
#پریا_دادگر #نه_به_جمهوری_اسلامی
پریا دادگر صفا، ۲۳ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در تهران، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی عموزاد به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. بر اساس حکم صادرشده، چهار سال از این مجازات به حالت تعلیق درآمده و شش سال آن به عنوان حبس تعزیری قابل اجرا خواهد بود.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، پریا دادگر صفا متهم ردیف نخست این پرونده بوده و ریبوار مارابی، متهم ردیف دوم، نیز به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.
اتهام مطرحشده علیه این دو شهروند «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور» عنوان شده است.
گزارشهای منتشرشده از سوی منابع حقوق بشری حاکی از آن است که پریا دادگر پس از بازداشت، حدود سه ماه را در زندان اوین سپری کرده و سپس پرونده او برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شده است.
بر پایه اطلاعات دریافتی، انتظار میرود پریا دادگر طی هفتههای آینده برای اجرای حکم حبس به زندان اوین احضار شود.
#پریا_دادگر #نه_به_جمهوری_اسلامی
❤7🕊5💔3😍1
Forwarded from گفتوشنود
مولوی محمد انور ریگی، روحانی اهل سنت بلوچ و امام جمعه منصوبشده میرجاوه، بامداد دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵ در نزدیکی مسجد جامع این شهر هدف تیراندازی افراد مسلح ناشناس قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
انتصاب وی پس از برکناری و بازداشت مولوی عبدالقهار میربلوچزهی با حمایت مصطفی محامی، نماینده علی خامنهای در سیستان و بلوچستان، با مخالفت گسترده شهروندان میرجاوه روبهرو شده بود و اعتراضهای مردمی و تحریم نماز جمعه این شهر را در پی داشت.
مولوی انور ریگی پیشتر نیز در آذر ۱۴۰۳ از یک سوءقصد مسلحانه جان سالم به در برده بود. همچنین پس از اعتراضات به انتصاب او، شماری از شهروندان و فعالان منطقه با پروندههای امنیتی و قضایی مواجه شدند.
تا این لحظه، هیچ اطلاعات مستقلی درباره هویت یا انگیزه عاملان این ترور منتشر نشده است.
#اهل_سنت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انتصاب وی پس از برکناری و بازداشت مولوی عبدالقهار میربلوچزهی با حمایت مصطفی محامی، نماینده علی خامنهای در سیستان و بلوچستان، با مخالفت گسترده شهروندان میرجاوه روبهرو شده بود و اعتراضهای مردمی و تحریم نماز جمعه این شهر را در پی داشت.
مولوی انور ریگی پیشتر نیز در آذر ۱۴۰۳ از یک سوءقصد مسلحانه جان سالم به در برده بود. همچنین پس از اعتراضات به انتصاب او، شماری از شهروندان و فعالان منطقه با پروندههای امنیتی و قضایی مواجه شدند.
تا این لحظه، هیچ اطلاعات مستقلی درباره هویت یا انگیزه عاملان این ترور منتشر نشده است.
#اهل_سنت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊4❤2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پنج سال از قیام تشنگان خوزستان میگذرد؛ روزهایی که مردم برای ابتداییترین حق خود، یعنی دسترسی به آب، به خیابان آمدند و پاسخ حکومت نه آب، که گلوله، بازداشت و قطع اینترنت بود.
تیرماه ۱۴۰۰، مردم خوزستان فریاد میزدند که تشنهاند. یکی از ماندگارترین صداهای آن روزها، فریاد زنی بود که خطاب به نیروهای سرکوب میگفت:
«مظاهرات سلمیه، چرا تیر میندازی؟ تو که خاکتو نبردن! ما آب و زمینمون رو میخوایم.»
این جمله، به نماد قیام تشنگان خوزستان تبدیل شد؛ مردمی که تنها خواهان زندگی بودند.
هزاران شهروند برای حق زندگی، آب و کرامت انسانی ایستادند، اما جمهوری اسلامی پاسخ مطالبه آنها را با گلوله داد. دستکم ۹ نفر در جریان سرکوب اعتراضات خوزستان جان خود را از دست دادند و دهها نفر دیگر بازداشت و زخمی شدند.
امروز همان حکومتی که مردم خوزستان را به جرم مطالبه آب هدف گلوله قرار داد، از «وطن» و «دفاع از ایران» سخن میگوید. اما وطندوستی با شلیک به مردم، با کشتن جوانان، با خاموشکردن صدای معترضان و با کشاندن کشور به جنگ و ویرانی سازگار نیست.
@Tavaana_TavaanaTech
تیرماه ۱۴۰۰، مردم خوزستان فریاد میزدند که تشنهاند. یکی از ماندگارترین صداهای آن روزها، فریاد زنی بود که خطاب به نیروهای سرکوب میگفت:
«مظاهرات سلمیه، چرا تیر میندازی؟ تو که خاکتو نبردن! ما آب و زمینمون رو میخوایم.»
این جمله، به نماد قیام تشنگان خوزستان تبدیل شد؛ مردمی که تنها خواهان زندگی بودند.
هزاران شهروند برای حق زندگی، آب و کرامت انسانی ایستادند، اما جمهوری اسلامی پاسخ مطالبه آنها را با گلوله داد. دستکم ۹ نفر در جریان سرکوب اعتراضات خوزستان جان خود را از دست دادند و دهها نفر دیگر بازداشت و زخمی شدند.
امروز همان حکومتی که مردم خوزستان را به جرم مطالبه آب هدف گلوله قرار داد، از «وطن» و «دفاع از ایران» سخن میگوید. اما وطندوستی با شلیک به مردم، با کشتن جوانان، با خاموشکردن صدای معترضان و با کشاندن کشور به جنگ و ویرانی سازگار نیست.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16👌5💔4