Forwarded from گفتوشنود
ژاکلین ایزاک
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن میگوید. صدایش میلرزد. کنارش زنی مینشیند که راهش را به آنجا باز کرده و سخنانش را ترجمه میکند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا مییابد که جهان آن را «بشنود».
در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیتهای دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راههای موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.
کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیدهشدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان بهجای دیدن آنان صرفا بهعنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.
هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنجشان میتوانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدیهای محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکلگیری فشار عمومی برای شناسایی جنایتهای داعش بهعنوان نسلکشی بوده است.
الگوی رهبری او را میتوان «ترجمه بین جهانها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاههای پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی میآید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سندیگو و تحصیل در آکسفورد. مهمتر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنانکه با اخلص، بازماندهی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.
کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایتهای داعش علیه ایزدیها را نسلکشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمانهای غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطههای قابلاعتماد نیاز داشتند و دولتها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.
▪️درسهایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیتها باید مسئلهای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغهی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانهای رفتار کرد.
کنشگری موثر نیازمند صبر، چندساحتیبودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست میآید.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»
https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/
#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن میگوید. صدایش میلرزد. کنارش زنی مینشیند که راهش را به آنجا باز کرده و سخنانش را ترجمه میکند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا مییابد که جهان آن را «بشنود».
در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیتهای دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راههای موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.
کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیدهشدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان بهجای دیدن آنان صرفا بهعنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.
هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنجشان میتوانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدیهای محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکلگیری فشار عمومی برای شناسایی جنایتهای داعش بهعنوان نسلکشی بوده است.
الگوی رهبری او را میتوان «ترجمه بین جهانها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاههای پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی میآید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سندیگو و تحصیل در آکسفورد. مهمتر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنانکه با اخلص، بازماندهی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.
کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایتهای داعش علیه ایزدیها را نسلکشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمانهای غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطههای قابلاعتماد نیاز داشتند و دولتها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.
▪️درسهایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیتها باید مسئلهای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغهی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانهای رفتار کرد.
کنشگری موثر نیازمند صبر، چندساحتیبودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست میآید.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»
https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/
#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4🕊4
وخامت وضعیت جسمی ترانه رحیمی در زندان دولتآباد؛ مسئولان از اعزام او به بیمارستان خودداری میکنند
بر اساس اطلاعات رسیده از یک منبع مطلع، ترانه رحیمی، زندانی ۲۰ ساله و از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، با وجود آسیب شدید در ناحیه پا و زانو و همچنین مشکلات جدی ریوی، از اعزام به بیمارستان و دریافت خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
یک منبع مطلع از وضعیت ترانه رحیمی میگوید آسیبدیدگی پای او شدت یافته و بهویژه از ناحیه زانو با مشکل جدی مواجه است، اما مسئولان زندان دولتآباد اصفهان تاکنون با اعزام او به بیمارستان برای بررسی و درمان تخصصی موافقت نکردهاند.
به گفته این منبع، ترانه علاوه بر مشکل پا، از عارضه شدید ریوی نیز رنج میبرد و وضعیت جسمی او نیازمند رسیدگی پزشکی خارج از زندان است.
این منبع همچنین میگوید در پی درخواست ترانه برای رسیدگی به وضعیت جسمی و درمان پای آسیبدیدهاش، یکی از مسئولان بخش درمان زندان خطاب به او گفته است: «تو که قرار است اعدام شوی؛ حالا از درد پا بمیری یا اصلاً فلج بمیری.»
ترانه رحیمی و خواهر دوقلویش رومینا، هر دو ۲۰ ساله، از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» هستند و در زندان دولتآباد اصفهان نگهداری میشوند. این دو خواهر در ارتباط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شدهاند.
ترانه در این پرونده با اتهاماتی سنگین از جمله «محاربه» مواجه شدهاست؛ اتهامی که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
محرومیت ترانه رحیمی از اعزام به بیمارستان در حالی گزارش میشود که وضعیت آسیبدیدگی پا و بیماری ریوی او، به گفته منبع مطلع، رو به وخامت گذاشته و ادامه محرومیت از درمان تخصصی میتواند سلامت او را با خطر بیشتری مواجه کند.
#ترانه_رحیمی #نه_به_اعدام #اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات رسیده از یک منبع مطلع، ترانه رحیمی، زندانی ۲۰ ساله و از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، با وجود آسیب شدید در ناحیه پا و زانو و همچنین مشکلات جدی ریوی، از اعزام به بیمارستان و دریافت خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
یک منبع مطلع از وضعیت ترانه رحیمی میگوید آسیبدیدگی پای او شدت یافته و بهویژه از ناحیه زانو با مشکل جدی مواجه است، اما مسئولان زندان دولتآباد اصفهان تاکنون با اعزام او به بیمارستان برای بررسی و درمان تخصصی موافقت نکردهاند.
به گفته این منبع، ترانه علاوه بر مشکل پا، از عارضه شدید ریوی نیز رنج میبرد و وضعیت جسمی او نیازمند رسیدگی پزشکی خارج از زندان است.
این منبع همچنین میگوید در پی درخواست ترانه برای رسیدگی به وضعیت جسمی و درمان پای آسیبدیدهاش، یکی از مسئولان بخش درمان زندان خطاب به او گفته است: «تو که قرار است اعدام شوی؛ حالا از درد پا بمیری یا اصلاً فلج بمیری.»
ترانه رحیمی و خواهر دوقلویش رومینا، هر دو ۲۰ ساله، از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» هستند و در زندان دولتآباد اصفهان نگهداری میشوند. این دو خواهر در ارتباط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شدهاند.
ترانه در این پرونده با اتهاماتی سنگین از جمله «محاربه» مواجه شدهاست؛ اتهامی که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
محرومیت ترانه رحیمی از اعزام به بیمارستان در حالی گزارش میشود که وضعیت آسیبدیدگی پا و بیماری ریوی او، به گفته منبع مطلع، رو به وخامت گذاشته و ادامه محرومیت از درمان تخصصی میتواند سلامت او را با خطر بیشتری مواجه کند.
#ترانه_رحیمی #نه_به_اعدام #اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
💔11🕊3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«خون من رنگینتر از بقیه نیست»؛ روایت جانباختن سجاد اصغری در اعتراضات دیماه
سجاد اصغری، جوان ۳۳ ساله ساکن فردیس کرج، شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات با شلیک گلوله جان باخت. یکی از نزدیکان او میگوید سجاد پیش از رفتن به خیابان، در پاسخ به اصرار اطرافیان برای نرفتن گفته بود: «خون من رنگینتر از بقیه نیست؛ وقتی اعتراض داریم باید برویم.»
یکی از نزدیکان سجاد اصغری در روایت چگونگی جانباختن او میگوید که آن شب، در نزدیکی محل زندگیاش، شماری از معترضان در حال شعار دادن بودند. به گفته این فرد، سجاد با مشاهده نزدیکشدن نیروها، به معترضان هشدار داد که محل را ترک کنند و خود برای فراهمکردن فرصت فرار آنان در محل ماند.
این فرد میگوید پس از فرار دیگران، سجاد از پشت هدف قرار گرفت و ابتدا از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و سپس گلوله دیگری به شقیقه او شلیک شد.
به گفته این منبع، سجاد پس از تیراندازی به یک مرکز درمانی منتقل شد. خانواده او ابتدا از سرنوشتش اطلاعی نداشتند تا اینکه پس از تماس با تلفن همراه سجاد، یکی از کارکنان مرکز درمانی پاسخ داد و از خانواده خواست خود را به آنجا برسانند.
سجاد اصغری متولد سال ۱۳۷۱، دارای مدرک کارشناسی مدیریت بود و در زمینه راهاندازی کافه و رستوران فعالیت میکرد.
یکی از نزدیکان او میگوید سجاد تنها چند روز پیش از جانباختنش درباره دغدغهای که نسبت به زندگی و آینده داشت، گفته بود: «بزرگترین ترسم این است که بمیرم و اسمی از من در این دنیا نماند و کاری برای این دنیا نکرده باشم.»
پیکر سجاد اصغری در «بهشت علی» اشتهارد به خاک سپرده شد. بنا بر روایت نزدیکانش، به دلیل اصابت گلوله اجازه دفن او در بهشت سکینه کرج داده نشد.
این منبع همچنین میگوید در مراسم خاکسپاری، شماری از افرادی که سجاد آن شب به آنان برای فرار هشدار داده بود، پس از دیدن اعلامیه و شناختن او، همراه خانوادههایشان در مراسم حاضر شدند. به گفته این منبع، خانوادههای آنان از خانواده سجاد تشکر کردند و گفتند اگر اقدام او برای هشدار دادن و فراهمکردن فرصت فرار نبود، ممکن بود فرزندانشان نیز آن شب جان خود را از دست بدهند.
#سجاد_اصغری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سجاد اصغری، جوان ۳۳ ساله ساکن فردیس کرج، شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات با شلیک گلوله جان باخت. یکی از نزدیکان او میگوید سجاد پیش از رفتن به خیابان، در پاسخ به اصرار اطرافیان برای نرفتن گفته بود: «خون من رنگینتر از بقیه نیست؛ وقتی اعتراض داریم باید برویم.»
یکی از نزدیکان سجاد اصغری در روایت چگونگی جانباختن او میگوید که آن شب، در نزدیکی محل زندگیاش، شماری از معترضان در حال شعار دادن بودند. به گفته این فرد، سجاد با مشاهده نزدیکشدن نیروها، به معترضان هشدار داد که محل را ترک کنند و خود برای فراهمکردن فرصت فرار آنان در محل ماند.
این فرد میگوید پس از فرار دیگران، سجاد از پشت هدف قرار گرفت و ابتدا از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و سپس گلوله دیگری به شقیقه او شلیک شد.
به گفته این منبع، سجاد پس از تیراندازی به یک مرکز درمانی منتقل شد. خانواده او ابتدا از سرنوشتش اطلاعی نداشتند تا اینکه پس از تماس با تلفن همراه سجاد، یکی از کارکنان مرکز درمانی پاسخ داد و از خانواده خواست خود را به آنجا برسانند.
سجاد اصغری متولد سال ۱۳۷۱، دارای مدرک کارشناسی مدیریت بود و در زمینه راهاندازی کافه و رستوران فعالیت میکرد.
یکی از نزدیکان او میگوید سجاد تنها چند روز پیش از جانباختنش درباره دغدغهای که نسبت به زندگی و آینده داشت، گفته بود: «بزرگترین ترسم این است که بمیرم و اسمی از من در این دنیا نماند و کاری برای این دنیا نکرده باشم.»
پیکر سجاد اصغری در «بهشت علی» اشتهارد به خاک سپرده شد. بنا بر روایت نزدیکانش، به دلیل اصابت گلوله اجازه دفن او در بهشت سکینه کرج داده نشد.
این منبع همچنین میگوید در مراسم خاکسپاری، شماری از افرادی که سجاد آن شب به آنان برای فرار هشدار داده بود، پس از دیدن اعلامیه و شناختن او، همراه خانوادههایشان در مراسم حاضر شدند. به گفته این منبع، خانوادههای آنان از خانواده سجاد تشکر کردند و گفتند اگر اقدام او برای هشدار دادن و فراهمکردن فرصت فرار نبود، ممکن بود فرزندانشان نیز آن شب جان خود را از دست بدهند.
#سجاد_اصغری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
چرا میل باور داشت سکوت یک نفر، ضرر همه ماست؟
جان استوارت میل (۱۸۰۶-۱۸۷۳)، فیلسوف انگلیسی، در سال ۱۸۵۹ کتاب «درباره آزادی» را نوشت؛ متنی که هنوز پایه لیبرالیسم مدرن است. او در دورانی که اکثریت پارلمانی و افکار عمومی میتوانستند فرد را له کنند، پرسشی بنیادین طرح کرد: مرز مداخله جامعه در زندگی فرد کجاست؟
پاسخ میل «اصل آسیب» (Harm Principle) بود: تنها زمانی میتوان آزادی کسی را محدود کرد که به دیگران آسیب برساند، نه به خودش. او نوشت انسان «تنها کنترلکننده مطلق بدن و ذهن خویش» است. این اصل امروز پایه حقوق مدنی در دموکراسیهای غربی است.
میل تاکید داشت خطر اصلی، دیکتاتوری حاکمان نیست بلکه «استبداد اکثریت» است؛ فشار اجتماعی برای همرنگشدن. او هشدار داد جامعه میتواند بیآنکه قانونی بنویسد، آزادی فردی را خفه کند؛ این ایده امروز در نقد فرهنگ «کنسلکردن» (cancel culture) بازتاب دارد.
درباره آزادی بیان، میل استدلالی ماندگار دارد: حتی اگر عقیدهای غلط باشد، خاموشکردنش خطاست، چون حقیقت از برخورد آرا زاده میشود. او نوشت سکوتکردن یک عقیده «سرقت از نسل بشر» است. این جمله امروز سنگبنای دفاع از آزادی مطبوعات است.
میل تکثر شیوههای زندگی را ارزش میدانست، نه تهدید؛ فردیت را موتور پیشرفت جامعه میدید. او باور داشت سرکوب تفاوت، اجتماع را به رکود میکشاند، نه امنیت.
تأثیر میل عمیق است، آیزایا برلین در «دو مفهوم آزادی» مستقیما به او ارجاع داد؛ آمارتیا سن نیز نظریه آزادی-محور توسعهاش را وامدار میل دانسته است. اسناد حقوق بشر سازمان ملل نیز رگههایی از اصل آسیب او دارند.
میراث میل امروز در بحثهای پلتفرمهای اجتماعی، سانسور، و حقوق اقلیتها زنده است؛ او یادآوری میکند آزادی واقعی، تحمل عقیدهای است که از آن بیزاریم.
#جان_استوارت_میل #آزادی #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جان استوارت میل (۱۸۰۶-۱۸۷۳)، فیلسوف انگلیسی، در سال ۱۸۵۹ کتاب «درباره آزادی» را نوشت؛ متنی که هنوز پایه لیبرالیسم مدرن است. او در دورانی که اکثریت پارلمانی و افکار عمومی میتوانستند فرد را له کنند، پرسشی بنیادین طرح کرد: مرز مداخله جامعه در زندگی فرد کجاست؟
پاسخ میل «اصل آسیب» (Harm Principle) بود: تنها زمانی میتوان آزادی کسی را محدود کرد که به دیگران آسیب برساند، نه به خودش. او نوشت انسان «تنها کنترلکننده مطلق بدن و ذهن خویش» است. این اصل امروز پایه حقوق مدنی در دموکراسیهای غربی است.
میل تاکید داشت خطر اصلی، دیکتاتوری حاکمان نیست بلکه «استبداد اکثریت» است؛ فشار اجتماعی برای همرنگشدن. او هشدار داد جامعه میتواند بیآنکه قانونی بنویسد، آزادی فردی را خفه کند؛ این ایده امروز در نقد فرهنگ «کنسلکردن» (cancel culture) بازتاب دارد.
درباره آزادی بیان، میل استدلالی ماندگار دارد: حتی اگر عقیدهای غلط باشد، خاموشکردنش خطاست، چون حقیقت از برخورد آرا زاده میشود. او نوشت سکوتکردن یک عقیده «سرقت از نسل بشر» است. این جمله امروز سنگبنای دفاع از آزادی مطبوعات است.
میل تکثر شیوههای زندگی را ارزش میدانست، نه تهدید؛ فردیت را موتور پیشرفت جامعه میدید. او باور داشت سرکوب تفاوت، اجتماع را به رکود میکشاند، نه امنیت.
تأثیر میل عمیق است، آیزایا برلین در «دو مفهوم آزادی» مستقیما به او ارجاع داد؛ آمارتیا سن نیز نظریه آزادی-محور توسعهاش را وامدار میل دانسته است. اسناد حقوق بشر سازمان ملل نیز رگههایی از اصل آسیب او دارند.
میراث میل امروز در بحثهای پلتفرمهای اجتماعی، سانسور، و حقوق اقلیتها زنده است؛ او یادآوری میکند آزادی واقعی، تحمل عقیدهای است که از آن بیزاریم.
#جان_استوارت_میل #آزادی #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍4👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی از جاویدنام علیاصغر استخر منتشر شده است.
جاویدنام علیاصغر استخر، متولد ۲۹ آبان ۱۳۷۹، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود. او در یک چایخانه در اصفهان کار میکرد و به کمپ و طبیعتگردی علاقه داشت. آرزویش این بود که روزی ایران آزاد شود.
علیاصغر شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ از خانه خارج شد تا به معترضان بپیوندد و برای مجروحان و آسیبدیدگان آب تهیه کند. او همان شب در بهارستان اصفهان هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت. پیکر علیاصغر حدود ۱۰ روز بعد به خانواده تحویل داده شد.
خانواده علیاصغر در تمام این مدت در بیمارستانها، سردخانهها و اداره آگاهی در جستوجوی او بودند؛ روایتی که تنها بخشی از رنج خانوادههای جانباختگان اعتراضات است.
روایت زندگی و سرنوشت جانباختگان، بخشی از مسیر دادخواهی است. خانوادههای دادخواه نباید در این مسیر تنها بمانند. حمایت جامعه از آنان و شنیدن صدایشان، ایستادن در کنار حقیقت و حق دادخواهی است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام علیاصغر استخر، متولد ۲۹ آبان ۱۳۷۹، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود. او در یک چایخانه در اصفهان کار میکرد و به کمپ و طبیعتگردی علاقه داشت. آرزویش این بود که روزی ایران آزاد شود.
علیاصغر شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ از خانه خارج شد تا به معترضان بپیوندد و برای مجروحان و آسیبدیدگان آب تهیه کند. او همان شب در بهارستان اصفهان هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت. پیکر علیاصغر حدود ۱۰ روز بعد به خانواده تحویل داده شد.
خانواده علیاصغر در تمام این مدت در بیمارستانها، سردخانهها و اداره آگاهی در جستوجوی او بودند؛ روایتی که تنها بخشی از رنج خانوادههای جانباختگان اعتراضات است.
روایت زندگی و سرنوشت جانباختگان، بخشی از مسیر دادخواهی است. خانوادههای دادخواه نباید در این مسیر تنها بمانند. حمایت جامعه از آنان و شنیدن صدایشان، ایستادن در کنار حقیقت و حق دادخواهی است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊3❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی همسر محسن رشیدی خانیآبادی؛ تو در قلب من و در یاد مردم زندهای
ساناز بنیسعید، همسر جاویدنام محسن رشیدی خانیآبادی با انتشار ویدئویی از مزار همسرش، در قسمتی از متن منتشر شده خود نوشته است:
🔸محسن رشیدی خانیآبادی، شهروند مسیحی، روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان یکی از تجمعات اعتراضی به دست نیروهای سرکوب و با شلیک گلوله جنگی در بهارستان اصفهان کشته شد. در این تجمع، دوست همراه او، شهرام مقصودلو، قهرمان دو دوره مسابقات کشوری پاورلیفتینگ و اهل ایذه، از ناحیه قفسه سینه هدف تیربار نیروهای حکومتی قرار گرفت.
🔸سازمان ماده ۱۸، بر اساس گزارش دوستان نزدیک که شاهد این رویداد بودند، نوشت:
محسن رشیدی ۴۲ ساله برای کمک به دوست مجروحش به سمت او میرود، اما ماموران امنیتی او را مورد ضربوشتم قرار میدهند.
محسن موفق میشود خود را از دست ماموران نجات داده و از محل بگریزد. پس از پراکنده شدن نیروها، او بار دیگر برای نجات پیکر دوستش به صحنه بازمیگردد. در همین زمان، ماموران امنیتی از پشت سر با گلوله جنگی او را هدف قرار میدهند و گلوله به ناحیه ران پای او اصابت میکند.
🔸ماموران مستقر در مقابل بیمارستان مانع ورود محسن و همراهانش به اورژانس و دسترسی او به خدمات درمانی میشوند. در نتیجه، محسن رشیدی بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست میدهد.
#محسن_رشیدی_خانی_آبادی
💸 tavaanatech
ساناز بنیسعید، همسر جاویدنام محسن رشیدی خانیآبادی با انتشار ویدئویی از مزار همسرش، در قسمتی از متن منتشر شده خود نوشته است:
«من ماندهام و دلتنگیِ بیپایان،
اما سرم را بلند نگه میدارم؛
چون همسر مردی بودم که در سختترین لحظه، انسانیت را انتخاب کرد.
محسن من،
تو برای من تمام نشدی…
تو در قلب من، در یاد مردم و در تمام روزهایی که برای دادخواهیات میایستیم، زندهای.»
🔸محسن رشیدی خانیآبادی، شهروند مسیحی، روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان یکی از تجمعات اعتراضی به دست نیروهای سرکوب و با شلیک گلوله جنگی در بهارستان اصفهان کشته شد. در این تجمع، دوست همراه او، شهرام مقصودلو، قهرمان دو دوره مسابقات کشوری پاورلیفتینگ و اهل ایذه، از ناحیه قفسه سینه هدف تیربار نیروهای حکومتی قرار گرفت.
🔸سازمان ماده ۱۸، بر اساس گزارش دوستان نزدیک که شاهد این رویداد بودند، نوشت:
محسن رشیدی ۴۲ ساله برای کمک به دوست مجروحش به سمت او میرود، اما ماموران امنیتی او را مورد ضربوشتم قرار میدهند.
محسن موفق میشود خود را از دست ماموران نجات داده و از محل بگریزد. پس از پراکنده شدن نیروها، او بار دیگر برای نجات پیکر دوستش به صحنه بازمیگردد. در همین زمان، ماموران امنیتی از پشت سر با گلوله جنگی او را هدف قرار میدهند و گلوله به ناحیه ران پای او اصابت میکند.
🔸ماموران مستقر در مقابل بیمارستان مانع ورود محسن و همراهانش به اورژانس و دسترسی او به خدمات درمانی میشوند. در نتیجه، محسن رشیدی بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست میدهد.
#محسن_رشیدی_خانی_آبادی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔15❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
شرکت در این نظرسنجی فقط حدود ۵ دقیقه زمان میبرد. فرم را باز کنید و بیپرده نظرتان را با ما در میان بگذارید.
لینک نظرسنجی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😍1