آموزشکده توانا
47.9K subscribers
43.2K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
چهارمین هفت‌سین گوهر بدون س‌تار

داستان زندگی برخی خیلی زود شروع می‌شود و قصه عده‌ای دیگر دیرهنگام. داستان گوهر عشقی اما خیلی دیر شروع شد. درست همان روزی که خبر کشته شدن فرزندش، #ستار_بهشتی را به او دادند. ستار که یک هفته قبل بازداشت شده بود، هیچ وقت به خانه برنگشت. پایان قصه ستار اما شروع داستان زندگی مادری بود که عشق مادری را با حق‌خواهی و مبارزه با ظلم پیوند زد و آنچنان #ایستادگی کرد که نامش آوازه‌ای بلند در ایران یافت.

مادری که تمام امید و آرزویش ستار بود، وقتی او را از دست داد تمام زندگیش را وقف خون‌خواهی فرزندش کرد. او که زنی سالمند است تصویر فرزندش را به دست گرفت و در پی احقاق حق خود و روشن ساختن حقیقت به این‌سو و آن‌سو رفت و با رسانه‌های مختلف در داخل و خارج ایران گفتگو کرد تا فریاد #مظلومیت فرزندش باشد؛ هرجا رسید دست به #افشاگری زد. از هیچ تهدیدی نهراسید و تصویر خودش با قاب عکس پسرش در دست، تبدیل به نماد مردم بی‌پناهی شد که مورد #ظلم واقع می‌شوند اما #سکوت نمی‌کنند.

مادر ستار آرام آرام تبدیل به مادری می‌شد که دلسوز همه #مادران داغداری بود که فرزند خود را سال‌های قبل به دلایل سیاسی از دست داده بودند. در نوروز ۱۳۹۲، ویدیویی از #گوهر_عشقی منتشر شد که به مردم ایران عید نوروز را تبریک می‌گفت: «اینجانب مادر ستار بهشتی به مردم ایران #عید #نوروز را تبریک می‌گویم. این اولین عیدی است که #عزادار ستار هستم و مشکی پوشیده‌ام. از روزی که ستار کشته شد مردم پشتیبان من بوده‌اند و از آن‌ها ممنونم. اما هیچ مسئولی تا به حال پیش من نیامده است. من یک مادر #داغدیده و رنج کشیده هستم که ستار #پرستار و نان‌آورم بود و او را بی‌گناه کشتند. گناه فرزند من چه بود که چهار روزه او را کشتند؟ من روزها کنار قبر ستارم و شب‌ها با عکس او زندگی می‌کنم. خواسته من دادگاهی مردمی، علنی و عادلانه است. اگر فرزند من گناهکار بوده است من #مادر همین بچه‌ام و من هم گناهکارم پس من را هم به رگبار ببندید. #ستار را در راه ایران دادم و حاضرم فرزند دیگرم را هم در این راه بدهم اما از خون ستار نمی‌گذرم. من آرزو دارم جوانانی که در #زندان داریم آزاد شوند. باید مملکت آزاد شود و #زندانی نداشته باشیم. نباید جوانان زیر #شکنجه باشند.»

بیشتر بخوانید:
http://goo.gl/vT4nWo
@Tavaana_TavaanaTech
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
عکس‌هایی از شهاب حسینی منتشر شده است که هم بهروز وثوقی را در آغوش گرفته است و هم در جایی دیگر سردار نقدی را، در جایی سیاه‌پوش است و سینه می‌زند و در جایی دیگر گویا شنگول است و لابد رقص و آب‌شنگولی.

در جایی کنار خامنه‌ای ایستاده است و از او می‌خواهد که سینمای ارزشی - بخوانید سینمای رانتی- را مورد حمایت قرار دهد که لابد از این راه میلیاردها تومان نصیب بازی‌گران ارزشی بشود و در جای دیگر هم ممکن است برای بهرام بیضایی و ناصر تقوایی و امیر نادری که برای «خود»شان بودن ایستادگی کردند، سرود بسراید و کف بزند.

باور بفرمایید همه‌ی ایراد از شهاب حسینی نیست. وقتی در جایی زندگی کنی که برای جماعت کثیری، رفتار تا این حد متناقض و ریاکارانه به هیچ وجه ضد ارزش محسوب نمی‌شود و به بهانه‌ی زندگی در شرایط نامناسب و دیکتاتوری، هر رفتار بی‌پرنسیبی نه تنها زشت نیست، بل‌که نوعی مبارزه‌ی گام‌به‌گام هم شمرده می‌شود و شرایط سخت، توجیه‌گر هر گونه معلق‌زدن وسط میدان قدرتمندان به حساب می‌آید، چرا همگان بخواهند بهرام بیضایی باشند؟

وقتی می‌شود هم در کنار نقدی پول درآورد و هم محبوب قلوب مردم بود؛ هم سینه زد و هم عرق خورد و مورد قبول «عرق‌خوران ولایی» بود؛ وقتی می‌شود جمع ضدین بود و محبوب هر دو طرف، چرا باید یک‌رو بود و به سهم عظیم خود از سینمای دولتی - نفتی پشت‌ ِ پا زد؟

مگر همه باید مبارز باشند؟ اشتباه نکنید منظورم مبارزه با حکومت نیست بل‌که مبارزه با خود و با نفس خود برای زیست اخلاقی و انسانی است. وقتی دوغ و دوشاب یکی است عقل! اقتضا می‌کند هر آن‌جا باشی که امکانات هست، که پول هست.

در یک جامعه‌ی با حساسیت‌های بالای اخلاقی و در حضور نهادهای مدنی و عدم دست‌اندازی‌های قدرت به همه‌ی شئونات است که انسان‌ها می‌توانند با دشواری کم‌تری طرف اخلاق و پرنسیب‌های اخلاقی بایستند. وقتی زندگی با اصول اخلاقی در جامعه‌ای نیازمند یک مبارزه‌ی بی‌امان با نفس و با خود اغواگر است کم‌تر انسان‌هایی توانایی چنین نبرد جان‌کاهی را دارند.

در جامعه‌‌ی امت‌وار رانتی، آدم‌ها تلاش می‌کنند آن‌جایی بایستند که حلوا است و شهد و عسل و آن‌هایی که تلاش می‌کنند چنین نباشند نه تنها کار قشنگی نمی‌کنند بل‌که از سوی «بچه‌زرنگ‌»‌ها مشنگ نام می‌گیرند و کیست که دوست داشته باشد به جای زرنگ، مشنگ باشد.

از فیسبوک بهزاد مهرانی
نظر شما چیست؟
در اینستاگرام توانا بنویسید.
goo.gl/Py8r3k

@Tavaana_TavaanaTech