آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.6K photos
41.3K videos
2.57K files
21.4K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
کوروش جلیل، فعال مدنی اهل یاسوج، تصاویری از حکمی که علیه او صادر شد در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد و نوشت:

«به نام ایران
کوروش جلیل هستم فرزند ایران
درست چند روز بعد از مرگ رئیسی، توسط نیروهای وزارت اطلاعات در یاسوج به روش خشونت‌باری و با توهین، تهمت، کتک‌کاری و تهدید به قتل بازداشت و روانه سلول‌های انفرادی این نهاد شدم و بعد از حدود ۳۳ روز آزاد شدم.
با گذشت چند ماه امروز که به سامانه ثنای خود وارد شدم [به دلیل مصادره تلفن همراهم توسط این نهاد دسترسی به سامانه نداشتم] با خیل عظیم احضاریه‌ها و احکام قضایی روبرو شدم که توسط نهادهای امنیتی و سیستم قضایی برای بنده پرونده‌سازی کرده بودند یعنی حدودا هر ۳۰ روز یک پرونده‌سازی، در یکی از همین پرونده‌سازی‌ها به سه سال حبس تعزیری محکوم شده‌ام برای اتهاماتی که قبلا برای آنها هم بازداشت، هم زندانی و هم جریمه شده‌ام.
نکات جالب در این احضاریه ها و احکام اینکه که در یکی از احضاریه‌ها خود دادیار اظهار داشته که قبلاً برای این اتهام ایشان در فلان شعبه محکوم شده و نیازی نیست که دوباره حکم داده شود و نکته جالب دیگری هم که در این احضاریه‌ها قید شده: «کوروش جلیل فرزند اردشیر فعلا متواری!! در صورتی که بنده در همان تاریخ در سلول‌ انفرادی وزارت اطلاعات در بازداشت بودم»،
این همه پرونده‌سازی و احکام توسط نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی برای بنده فقط برای پرسش‌گری و نقدی است که به سیستم ناکارآمد و فاسد جمهوری اسلامی داشته‌ام.
تمامی پرونده‌ها و احکام قضایی رو در همین پست بارگذاری میکنم.
برای این خاک گرامی…
کوروش جلیل فرزند ایران و خاک پای مردم ایران…»


#ایران #ملی_گرایی #کوروش_بزرگ #کوروش_جلیل #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
31🕊6👍2
حمایت دایه شریفه از وریشه مرادی، زندانی سیاسی متهم به «بغی» و درخواست او برای خاتمه دادن به اعتصاب غذا

دایه شریفه :

«نه به اعدام اعتراضی به جا و همگانیست

ما در برابر این قتل عمد حکومتی می‌ایستیم.

از دختر مبارزم ‌وریشه مرادی می‌خواهم به‌ اعتصاب خود پایان دهد، امروز جنبش زنان ازادیخواه به زنان توانمندی مثل شما نیاز دارد، این راه را باید با هم پیمود.

من با تمام وجودم پشتیبان و همراهتان خواهم‌ بود، روز پنج شنبه همراه فعالین مدنی کردستان همراه دخترم ‌و ریشه اعتصاب خواهم کرد.
نه به اعدام»

- جان وریشه مرادی در ۱۶همین روز اعتصاب غذا در خطر است!
وریشه همزمان با روز جهانی مبارزه علیه اعدام،در اعتراض به احکام ‎اعدام در ایران و ادامهٔ وضعیت بلاتکلیف خود، دست به اعتصاب غذای نامحدود زد.

دایه شریفه مادر زنده‌یاد رامین حسین پناهی است که چند سال پیش اعدام شده و مخفیانه دفن شده و هنوز محل دفن او را به مادرش نگفته‌اند.

#وریشه_مرادی #نه_به_اعدام #دایه_شریفه #رامین_حسین_پناهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
40👍5🕊3

به گزارش هنگاو، به نقل از یکی از نزدیکان خانواده آرمیتا گراوند، نهادهای امنیتی در روزهای اخیر خانواده آرمیتا را تحت فشار قرار داده و آنها را از انتشار هرگونه مطلب در شبکه‌های اجتماعی مرتبط با آرمیتا منع کرده‌اند. حتی انتشار استوری از تاج گلی که برای مزار او تهیه شده است نیز برای خانواده ممکن نبوده و نهادهای امنیتی از این اقدام جلوگیری کرده‌اند.

یکی از نزدیکان خانواده در گفت‌وگو با هه‌نگاو اظهار داشت: «از چند روز پیش، خانه خانواده آرمیتا در تهران تحت نظارت شدید نیروهای امنیتی قرار گرفته و هرگونه رفت و آمد به منزل آنها به دقت کنترل می‌شود. این نهادها به خانواده هشدار داده‌اند که مراسم سالگرد آرمیتا نباید در منزل یا بر سر مزار او برگزار شود.»

این منبع افزود: «از صبح شنبه، ۵ آبان، نیروهای امنیتی در اطراف مزار آرمیتا مستقر شده‌اند تا مانع از هرگونه تجمع در سالگرد قتل او شوند.»

آرمیتا گراوند، متولد ۱۳ فروردین ۱۳۸۵ در کرمانشاه (کرماشان)، در ۹ مهر ۱۴۰۲ در پی برخورد ماموران حکومتی به دلیل نقض قانون حجاب اجباری در متروی تهران بی‌هوش شد. او در بیمارستان فجر، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارتش، بستری و به کما رفت. پس از ۲۸ روز، در ۶ آبان ۱۴۰۲ درگذشت او رسما اعلام شد، در حالی که او پیش از آن جان باخته بود.

#یاری_مدنی_توانا #آرمیتاگراوند #آرمیتا_گراوند


@Tavaana_TavaanaTech
💔31👍14🕊4
من #علی_فاضلی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۵ آبان ماه ۱۴۰۱. بیست و نه سالم بود، متولد ۱ خرداد ماه ۱۳۷۲. فرزند حسن و پری، یه خواهرداشتم و یه برادر بنام خسرو و اهل و ساکن آمل در استان مازندران بودم. پدرم مذهبی و از هیأتیهای قدیمی آمل بود. لیسانس حسابداری داشتم و مشغول بکار. اهل ورزش و دوستدار فوتبال و تیم مورد علاقم هم پرسپولیس بود. اصولا آدم خوش خنده و شادی بودم و اهل بزن و برقص، هر کسی احتیاج به کمک داشت تا حد امکانم از جون و دل براش انجام میدادم.

با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا ژینا امینی، وقتی مردم آمل هم به اعتراضات پیوستن منم از همون اول در کنارشون بودم و تو خیابونا فریاد آزادیخواهی سر میدادم. من یکی از لیدرهای تجمعات تو آمل بودم. میرفتم دانشگاه آمل بچه ها رو جمع میکردم حرف میزدم و میگفتم که چجوری تجمع کنیم و آتش انقلاب رو روشن نگاه داریم. روز ۵ آبان ماه ۱۴۰۱ روز بعد از چهلم مهسا بود، اون روز با دوستام قرار گذاشتیم که تا هوا تاریک شد جمع بشیم و هسته مرکزی اعتراضات رو تشکیل بدیم. قرار بود تو خیابون هراز که خیابون اصلی شهر بود و کوچه هاش آفتاب بودن جمع بشیم، من زودتر از بقیه رسیدم اونجا، تا ساعت هفت و نیم یه تعدادی جمع شدیم، میخواستیم حرکت کنیم به طرف فلکه آمل که یه دفعه یه عالمه گارد ویژه و موتورسوار و مامور ریختن و محاصرمون کردن. از دوطرف آفتاب بیست شش رو که تجمع کرده بودیم بستن، با گلوله ساچمه ای، باتوم و گلوله جنگی به مردم حمله ور شدن. اونا رو میزدن و کسانی که گیر میاوردن رو کشون کشون میبردن تو ماشین. ناگهان یکی از مزدورا توی شلوغی تو آفتاب ۳ با کلاشینکف از پشت بهم شلیک کرد، غرق در خون افتادم زمین. دوستام به خانوادم اطلاع دادن و سریع منو رسوندن بیمارستان شمال ولی اونا قبول نکردن که درمانم کنن چون تیر خورده بودم و از معترضین بودم! بعد منو بردن بیمارستان هفده شهریور ولی دیر شده بود…
برادرم خودشو رسوند بیمارستان کنار پیکر بیجون من فریاد میکشید «خدایا یعنی تمام؟؟ کی جوابگو هست؟
ل ع ن ت به خامنه ای! علی بهم گفته بود نیم ساعت میرم یه دور میزنم بعد میام خونه با هم مشروب بخوریم»…کادر درمان تمام سعیشونو‌کردن ولی من خون زیادی از دست داده بودم، بدنم تاب نیاورد و چشم از دنیا فرو بستم…
اونشب مزدورای رژیم من و #مهدی_چاکسری رو با گلوله جنگی کشتن…

بعد از کشته شدنم خانوادم متوجه شدن که نیروهای امنیتی میخوان جنازه منو بردارن ببرن و گروگان بگیرن به همین خاطر سریع جسدمو با خودشون بردن خونه! دو روز جنازه منو توی خونه نگه داشتن و دنبال گرفتن اجازه دفن بودن ولی مزدورا بهشون مجوز نمیدادن و اصرار داشتن جنازمو تحویل بگیرن. خواهر و برادرم ساعتها توی جلسه شورای تامین استان بودن ولی عاقبت مزدورا مادر و خواهرمو گروگان گرفتن تو فرمانداری تا پدرمو مجبور کنن هم جسد منو تحویل بده هم مصاحبه تلویزیونی و اعتراف اجباری بکنه. پدرمو مجبور کردن که بگه من در راه بازگشت از باشگاه توسط تروریستا کشته شدم! خانوادمو بشدت تهدید کردن و تو فشار گذاشتن که منو بسیجی معرفی کنن که توی عملیات تروریستی شهید شدم!! مرتب مزدورا رو میفرستادن خونمون که خانوادمو ساکت کنن. معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران گفت: «تو این حادثه نقش سرویسهای امنیتی به طور خاص سیا و موساد مشهوده»!!!

عاقبت با اعتراف اجباری پدرم روز جمعه ۸ آبان ۱۴۰۱ پیکر بیجون من در قطعه شهدای آمل امامزاده ابراهیم به عنوان «شهید بسیجی عملیات تروریستی» با حضور سنگین مزدورا و قاتلام و دوربین‌ رسانه های حکومتی به خاک سپرده شد….
مراسم هفتم در تاریخ ۱۳ آبان ماه بر سر مزارم برگزار شد، توی اون مراسم مادر داغدارم روی سنگ قبرم قند میسايید و میگفت علی برات عروس ندارم ولی برات قند میسابم…برادرم هم با شیون میگفت: «على شرمندومه على علی مه ره ببخش علی »…

بعد از خاکسپاری خانوادم ساکت نموندن و تمام استوریهای ضد حکومتی منو منتشر کردن و سناریوهای ساختگی و جعل م ر گ منو نقش بر آب کردن. مامورای امنیتی از روزی که دیدن خانوادم زیر بار دروغاشون نمیرن شروع کردن به آزار و اذیتشون.

مراسم چهلم در تاریخ سه شنبه ۱۵ آذرماه برپا شد، مادرم حین عزاداری میگفت: «بچه ها جمع بشین و هلهله کنین، پسرم میاد به خدا میاد، نگین علی نمیاد.»

روز ۱ خرداد ماه ۱۴۰۲ خانوادم تولد ۳۰ سالگیمو بر سر مزارم با دل خون جشن گرفتن. مزدورا راههای منتهی به آرامستان رو بسته بودن و از ورود مردم که از سراسر مازندران (ساری، بابل، محمودآباد و قائمشهر) به محل اومده بودن جلوگیری کردن.

برای سالگرد کشته شدنم مزدورا به خانوادم گفتن فقط ۴۵ دقیقه اجازه برگزاری مراسم دارین. حتی نمیذاشتن دوستام بیان سر مزارم.

ادامه متن
https://tinyurl.com/bdfmn6v3

جمع‌آوری اطلاعات و تنظیم متن از خانم لعبت
loabatk

#علیه_فراموشی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
24💔19🕊3👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

روز چهارم آبان، مراسم دومین سالگرد جان‌باختن جاویدنام کیوان درویشی بر سر مزارش برگزار شد.

درباره کیوان درویشی روایت می‌کنند که او کارگری بود که در سنندج به خیزش انقلابی ۱۴۰۱ پیوست اما در سوم آبان هدف گلوله‌های ساچمه‌ای ماموران حکومت قرار گرفت. ‌
گفته می‌شود او پس از زخمی شدن، از ترس نیروهای امنیتی به مراکز درمانی مراجعه نمی‌کند و برای اینکه مادرش را نگران نکند به اتاقش می‌رود و در را می‌بندد اما بر اثر شدت خونریزی جان می‌بازد و مادرش صبح روز ۴ آبان با پیکر خونین او روبرو می‌شود. ‌
نامه‌ای از کیوان درویشی پیش از پیوستن به اعتراضات منتشر شده که
او در این نامه نوشته است که نمی‌تواند فقط نظاره‌گر باشد و با خواست خودش به انقلاب زن زندگی آزادی می‌پیوندد و جانش را تقدیم مردم کرد و هموطنانش می‌کند.

#کیوان_درویشی #سنندج #زن‌_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔40👍3🕊1
کوروش گوجانی، جوانی ۱۹ ساله بود که در تاریخ ۱۷ بهمن ماه ۱۴۰۱ کشته شد.

او فرزند کرمعلی‌، از ایل بختیاری زراسوند و اهل و ساکن یزدانشهر اصفهان بود. عاشق فوتبال و تیم مورد علاقه‌اش منچستر بود. علاقه زیادی به رقص چوب بختیاری‌ها داشت. پدرش کارگری زحمتکش بود، او تا مقطع راهنمایی درس خواند و پس از آن سراغ نقاشی ماشین رفت و مشغول به کار شد.

‏در جریان خیزش انقلابی پس از کشته شدن مهسا امینی، او فعالانه در اعتراضات شرکت می‌کرد و با دوستانش به شعار نویسی شبانه می‌رفت و در تظاهرات جلودار بود. شب ۲۶ دیماه ۱۴۰۱ وقتی از خونه خارج شد، ماموران حکومتی او را شناسایی کردند و ربپدند، به اتهام ارسال ویدیویی به یکی از شبکه‌های فارسی زبان در بازداشتگاه یک ماه تحت شکنجه قرار گرفت.

گفته شده که به او تعرض شده و نیز بر اثر شکنجه دچار آسیب زیادی شد، عاقبت در تاریخ ۱۵ بهمن ماه زیر شکنجه جان باخت و جنازه‌اش را در بیابان‌های اطراف یزدانشهر رها کردند.

پس از پیدا کردن پیکر او، مادرش سکته کرد.
‏ماموران امنیتی اعلام کردند که او مدت‌ها پیش از زندان آزاد شده بود.

‏خانواده کوروش شدیدا تحت فشار بودند تا موضوع را رسانه‌ای نکنند، اما پدرش گفت بعد از کوروش من دیگر ترسی از مرگ ندارم. او در خصوص کشته شدن فرزندش شکایت کرد، ولی در نهایت پرونده به جایی نرسید و کسی پاسخگو نشد.


#کوروش_گوجانی #زن_زندگی_آزادی #یزدانشهر #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔52👍3🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیض الله آذرنوش، پدر جاویدنام پدرام آذرنوش، با انتشار این ویدیو از نسرین شاکرمی، مادر جاویدنام نیکا شاکرمی، حمایت کرده است.
او در این ویدیو می‌گوید که «هیچ کدام از ما از تیغ تیز نهادهای امنیتی در امان نیستیم.:
امروز مادر نیکا را ربودند، فردا مادرها و خانواده‌های دیگر جاویدنامان را می‌ربایند.
او از مردم می‌خواهد که «اجازه ندهید که ماموران رژیم به خود اجازه دهند که برای خانواده‌های داغدیده ایجاد مشکل بکنند. صدای خانم نسرین شاکرمی باشید و برای آزادی او تلاش کنید.»

این پدر دادخواه در انتها می‌گوید: «دیر یا زود اراده ملت بزرگ و ستمدیده ایران بر همه چیز پیروز شده و کاخ ظلم و جور ضحاک را در هم فرو می‌ریزیم.»


#پدرام_آذرنوش #نسرین_شاکرمی #نیکا_شاکرمی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
34👍5🕊1
خانواده جاویدنام فرشته احمدی، بر سر مزارش و در سالگرد کشته‌شدنش، تولدش را جشن گرفتند.
فرشته احمدی، مادر دو کودک خردسال، روز ۵ آبان ۱۴۰۱ کشته شد، ۶ آبان تولدش بود.

روایت برادر فرشته احمدی، جان‌باخته خیزش ۱۴۰۱، از روز کشته‌شدن خواهرش

ساعت ۷:۳۰ دقیقه بعدازظهر شب حادثه، هوا رو به تاریکی می‌رفت که فرشته تیر خورد و بعد از دقایقی جان سپرد.

ابراهیم احمدی آن شب را این‌طور تعریف می‌کند: «وقتی اطراف خانه فرشته به‌دلیل کشته شدن زانیار شلوغ شده بود، تصمیم می‌گیرند به روستا بروند، ولی باز میانه راه پشیمان می‌شوند و برمی‌گردند شهرو ولی منزل پسرعمو همسرش می‌روند. پسر کوچک فرشته لباس‌ خود را کثیف کرده بود و ظاهرا لباس اضافه نداشته است و فرشته لباس را می‌شوید، حدود ۵ دقیقه قبل از اینکه فرشته به پشت‌بام برود، از پسر خودش عکس گرفته که با او قهر کرده است. شلوار شسته شده را به پشت‌بام می‌برد تا روی بند رخت پهن کند.»

فرشته احمدی در لحظه‌ای که تیر خورده، شلوار پسر خردسال‌اش را در دست داشته و فرزند او در آغوش‌اش نبوده است.

ابراهیم احمدی می‌گوید: «خانمی که فرشته منزل آن‌ها میهمان بوده است با بچه‌ها پشت سر فرشته به پشت‌بام می‌روند و به اعتراضات که در کوچه در جریان بوده است، نگاه می‌کردند. همه پشت دیوار کوتاه لبه پشت‌بام که حدود یک متر ارتفاع داشته است ایستاده بودند. این خانم به من گفت یک دفعه فرشته دست خود را روی سینه‌اش گذاشت، من نفهمیدم گلوله خورده، کمی ایستاد و افتاد روی زانو‌هایش. بعد گفت سینه‌ام سوخت. بعد از گفتن این جمله روی زمین افتاده و گفته است مراقب بچه‌های من باشید. این آخرین جمله فرشته بوده است و بعد از آن دیگر نتوانسته حرفی بزند؛ ولی تا بیمارستان زنده بوده است.»

🔹این مصاحبه در صفحه ایران‌ایر انجام شده است.

#فرشته_احمدی #دادخواهی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔45👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالگرد کشته‌شدن جاویدنام زانیار ابوبکری، فرزند عبدالله و خدیجه، ۲۲ ساله، دیپلم مکانیک

بعد از سربازی، علاوه بر مکانیکی، نماکاری ساختمان هم انجام می‌داد، زانیار روز ۵ آبان کشته می‌شود، او در آن روز همراه با مادر و برادرش به خیابان‌ها می‌روند، برادر زانیار در میان شلوغی‌ها ناپدید می‌شود، زانیار برای حفظ جان مادرش می‌گوید بدو، تیراندازی می‌کنند، اما ناگهان زانیار بر زمین می‌افتد و شکمش می‌شود فواره خون.

به نوشته  منبعی آگاه در شبکه‌های مجازی، «زانیار با دختری که خیلی دوستش داشت بنام «دیمن» نامزد بود  و قرار بود به زودی ازدواج کنند.

در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، روز مراسم خاکسپاری اسماعیل مولودی از جان‌باخته‌های مهاباد در ۵ آبان ۱۴۰۱، شروع بزرگ‌ترین قیام‌های مردم در کردستان بود. نیروهای امنیتی با بی‌رحمی از سلاح‌های جنگی استفاده می‌‌کردند ‌و اعتراضات به خشونت کشیده شد. زانیار و برادر کوچکترش همراه مادرشان به خیابان رفتند، ماموران با ساچمه شلیک می‌کردند، همه درخت‌ها پر از ساچمه بود. تیراندازی با سلاح جنگی که آغاز شد، زانیار سنگ‌ آخر را به طرف ماموران پرت کرد، دست راست مادرش را  گرفت و گفت فرار کنیم، در همان حال، زانیار جلوی پای مادرش به زمین افتاد و فریاد زد «ئه ی دایه گیان» (ای مادر جان)، مادرش فکر کرد زانیار زمین خورده است،  دور کمر پسرش را گرفت تا بلند کند  ولی نتوانست.»

این منبع آگاه ادامه داده: «دو جوان به کمک مادر آمدند تا زانیار را بلند کنند، اما مادر تازه فهمید که زانیار گلوله خورده و شروع کرد به داد و فریاد. از شکم زانیار خون فواره می‌زد، با گلوله قناسه به پسرش شلیک شده بود. گلوله از پشت به سمت چپ کمر زانیار شلیک شده بود و از سمت راست شکمش خارج شده بود. زانیار را به بیمارستان رساندند و او را فوری به اتاق عمل می‌برند، اما زانیار توان تحمل چنین جراحتی را نداشت و جان سپرد.»

#زانیار_ابوبکری #علیه_فراموشی #مهاباد #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔38👍5🕊1
وقت اعلام خبر رسمی برای آرمیتا گراوند

۶ آبان ۱۴۰۲ به صورت رسمی خبر درگذشت آرمیتا گراوند اعلام شد.

این در حالی‌ست که پزشکان و منابع مطلع ۱۹ مهرماه مرگ مغزی او را اعلام کرده بودند.
آرمیتا فقط ۱۶ سال داشت که حدود یک سال پس از قتل مهسا (ژینا) امینی به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری، به قتل رسید.

دادخواه تک‌تک خون‌های ریخته‌شده این ۴۶ سال حکومت ظلم و جهل بر کشورمان هستیم.
نگاه‌های معصومانه این کودک و شوق به زندگی در لحظه‌لحظه‌هایی که از او ثبت شده، منتظر روز دادخواهی هستند.

در کنار خانواده‌های دادخواه باشیم
https://tavaana.org/armita-garavand-killed/

طرح از بهنام محمدی


#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#آرمیتا_گراوند
@Tavaana_TavaanaTech
36💔15👍4🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقری‌نیا، استاد دانشگاه اخراج‌شده، در این ویدئو می‌گوید:
«سیاست‌های غلط جمهوری اسلامی در ممنوعیت مطلق مصرف مشروبات الکلی به خاطر عدم شناخت از طبیعت انسانی است. 
طبیعت انسان کنجکاو و جستجوگر است و نسبت به منع نیز حریص‌تر می‌شود.
کشورهای توسعه‌یافته به جای ممنوعیت مطلق، از سیاست مدیریت مصرف و نظارت و کنترل بر آن بهره می‌گیرند. 
این سیاست ممنوعیت مطلق در حوزه رفتار جنسی، اعتیاد و ترویج موسیقی و هنر  نیز دیده می‌شود. 
به نظر می‌آید فضل‌فروشی اخلاقی (moralism) نظام‌های تمامیت‌خواه برای کنترل بر شهروندان است نه پاکیزه‌شدن کامل جامعه از آلودگی‌ها.»

لازم به ذکر است، هر ساله تعداد زیادی از هم‌وطنان به خاطر مصرف مشروبات تقلبی، جان خود را از دست می‌دهند. عده زیادی هم به جرم مصرف مشروب شلاق می‌خوردند.

#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍32🕊2
بنده سررشته‌ای ندارم ...

این سخن خامنه‌ای در جریان گران‌شدن بنزین و قتل‌عام بیش از ۱۵۰۰ ایرانی را به یاد می‌آورید؟
مقام عظمای ولایتی که «مسئول» هیچ‌چیز نیست!

حسین باستانی در پاسخ به توییت امروز خامنه‌ای نوشت:
«این فعال فضای مجازی می‌گوید واکنش ج.ا به حمله اخیر را باید «مسئولان» تشخیص دهند. همین فعال، ۵ سال پیش وقتی سه برابر شدن قیمت سوخت، جرقه وقایع آبان ۹۸ را زد هم گفت: «مصوبه سران کشور است... بنده در این قضیه سررشته ندارم... صاحب‌نظر نیستم در این قضیه ... مسئولین کشور تصمیم گرفتند.»

به یاد بیاوریم خامنه‌ای حتی مسئولیت نهادهایی را که مستقم روسای آن‌ها را نصب می‌کند بر عهده نگرفته.
قوه قضائیه؟
روزنامه کیهان؟
صداوسیمای جمهوری اسلامی؟

به نظر شما خامنه‌ای چه زمانی مسئولیت تصمیماتی را که گرفته به عهده خواهد گرفت؟

#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍36🕊1
محرومیت ستاره فوتبال زنان ایران به دلیل افتادن روسری

بارها شاهد جنگ دائمی فوتبال زنان ایران با مشکلاتی بوده‌ایم که جمهوری اسلامی بر سر راه آنان می‌گذارد. اکنون هم خبری منتشر شده از محرومیت زهرا قنبری به دلیل این‌که یک لحظه حین شادی پس از یک گل زیبا روسری‌اش از سرش افتاده!
مشکلاتی که نام ایراد عرفی روی آن گذاشته‌اند؛ در حقیقت مخالفت روحانیون و ایراد شرعی! است که باعث می‌شود زنان ایرانی از فوتبال حرفه‌ای زنان کنار گذاشته شوند.
هرچند حالا که گذشته از بستن محکم پستان‌ها، پوشیدن لباس‌های سنگین و دست‌وپاگیر، روسری که حین فعالیت بدنی مانع نفس‌کشیدن هم می‌شود و گردن فوتبالیست را اذیت می‌کند، یک فوتبالیست را به دلیل افتادن روسری محروم کرده‌اند.

ستاره باشگاه خاتون، در دیدار حساسی که منجر به صعود این تیم به مرحله یک‌چهارم نهایی شد‌، زهرا قنبری، رکورددار گلزنی در عرصه باشگاهی و ملی، و زننده گل برتری تیم خاتون مقابل کالج اسکالرز تایلند در لیگ قهرمانان آسیا، یک لحظه روسری از سرش می‌افتد و بدون توجه به آن به شادی پس از گل می‌پردازد.

با وجود آن‌که باشگاه عذرخواهی رسمی کرد و بیانیه‌های رسمی در نکوهش این اتفاق منتشر شد؛ اما ظاهرا مجوز بازی زهرا قنبری برای بازی در لیگ برتر زنان ایران به همین دلیل صادر نمی‌شود. خبرگزاری‌های رسمی نوشته‌اند «کارت بازی این فوتبالیست صادر نشده آن هم به دلیل موانع غیرفوتبالی»!

دلیل شما برای گفتن نه به جمهوری اسلامی چیست؟

#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#فوتبال
@Tavaana_TavaanaTech
💔48👍4🕊1