Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نام این پیرمرد سرد و گرم روزگار چشیده را عمو حبیب گفتهاند؛ خیلی روشن و رسا شعر زیبایی میخواند با مضمون رواداری دینی و آیینی…
من به این علت ندارم دین و کیش
تا نریزم خون همنوعان خویش
خیلی جالب است که لایههایی از جامعه ما آماده بودهاند که به دلایل مذهبی خون بریزند و در عین حال از دیرباز قالب شعر کلاسیک فارسی پذیرای مضامین روادارانه تا حد توجیه و ستایش از بیدینی و بیایمانی هم بوده است.
آیا زمانی فراخواهد رسید که این لایههای روادار جامعه ما از سنگر شعر و شاعری خارج شده و بتوانند یک نظم سیاسی فراگیر و روادار تاسیس کنند؟ یا چنین سخنانی همواره ماهیت شاعرانه خواهد داشت؟
شما چه فکر میکنید؟
گفتشنود تمایل دارد که نظرات بیپرده و سانسورنشده شما را منعکس کند.
#گفتگو #رواداری #دین #جزمیت_اندیشی
@dialogue1402
من به این علت ندارم دین و کیش
تا نریزم خون همنوعان خویش
خیلی جالب است که لایههایی از جامعه ما آماده بودهاند که به دلایل مذهبی خون بریزند و در عین حال از دیرباز قالب شعر کلاسیک فارسی پذیرای مضامین روادارانه تا حد توجیه و ستایش از بیدینی و بیایمانی هم بوده است.
آیا زمانی فراخواهد رسید که این لایههای روادار جامعه ما از سنگر شعر و شاعری خارج شده و بتوانند یک نظم سیاسی فراگیر و روادار تاسیس کنند؟ یا چنین سخنانی همواره ماهیت شاعرانه خواهد داشت؟
شما چه فکر میکنید؟
گفتشنود تمایل دارد که نظرات بیپرده و سانسورنشده شما را منعکس کند.
#گفتگو #رواداری #دین #جزمیت_اندیشی
@dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
@dialogue1402
«حکمت تمدنی»
معرفی کتاب
اثر احسان یارشاطر
ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه فهرستی از پادشاهان کلدانی (ملوکالکلدانیین) ارائه میدهد که از بختنصر اول شروع میشود و به اسکندر ختم میشود! یعنی کلیه پادشاهان بابل قدیم را ذکر میکند تا به کوروش و داریوش برسد و نام تمامی پادشاهان هخامنشی را هم درست ذکر میکند و به اسکندر که میرسد به عنوان بنیانگذار حکومت بعدی (سلوکیان) فهرست را میبندد!
این فهرست از این حیث جالب است که زیر نام کلی «پادشاهان کلدانی» قرار میگیرد. کلدانیان قومی بودند در جنوب عراق امروز (جنوب بینالنهرین/ میاندورود) که پادشاهان بزرگ بابل از این قوم برخاستهاند؛ قومی سامینژاد که زبانشان هم از خانواده زبانهای سامیست و تمدن بابل که گهواره تمدن در کل سیاره نامیده شده است، تا حد زیادی مرهون این قوم و پادشاهان این قوم بوده است. برای ما ایرانیان این سوال پیش میآید که چطور پادشاهان پارس با زبان پارسی باستان که هیچ ربطی به سامیها نداشتهاند، میتوانند پادشاهان یک اقلیم، یعنی پادشاهان بابل محسوب شوند!؟
بیرونی تصریح میکند که این اسامی را با تحقیق از اهالی بابل به دست آورده است. همه ما میدانیم که اهالی بابل در دوران باستان، چه استقبال پرشوری از کوروش کرده بودند. بنابراین دور نیست که در پاسخ به پرسش بیرونی، نام پادشاهان هخامنشی را به عنوان پادشاهان خود ذکر کرده باشند.
ما ایرانیان اگر به خاطر آوریم که تاریخ بنیانگذاری حکمرانی سنتی ایرانی را تاریخ فتح بابل به دست کوروش میدانیم، انگاه شاید به فهرستی که بیرونی میدهد بتوانیم نگاهی دوباره بیاندازیم. مفهوم این یادمان تاریخی که برای ما نیز محترم است این است که از چشمانداز تمدن کهن این ناحیه، پادشاهان پارس پس از فتح بابل بود که به ویژه راه خود را به تاریخ کلان سیاره بازکردهاند و تا پیش از آن، پادشاهان محلی (به ویژه در ناحیه انشان تا کرمان امروزی) محسوب میشدهاند که با همسایگان خود، زد و خوردی داشتهاند. این واقعیت مزید را هم اگر مدنظر بگیریم که نام پادشاهان هخامنشی هیچ انعکاسی در افسانههای ملی ما ایرانیان ندارد، آنگاه شاید به سیالیت هویتهای سیاسی و حتی ملی پی ببریم!…
برای مطالعه ادامه متن به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/hekmat-tmaddoni-ehsan-yarshater/
#حکمت #تمدن #رواداری #مدارا #هویت #هویت_ملی #هویت_دینی #هویت_سیال
@dialogue1402
«حکمت تمدنی»
معرفی کتاب
اثر احسان یارشاطر
ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه فهرستی از پادشاهان کلدانی (ملوکالکلدانیین) ارائه میدهد که از بختنصر اول شروع میشود و به اسکندر ختم میشود! یعنی کلیه پادشاهان بابل قدیم را ذکر میکند تا به کوروش و داریوش برسد و نام تمامی پادشاهان هخامنشی را هم درست ذکر میکند و به اسکندر که میرسد به عنوان بنیانگذار حکومت بعدی (سلوکیان) فهرست را میبندد!
این فهرست از این حیث جالب است که زیر نام کلی «پادشاهان کلدانی» قرار میگیرد. کلدانیان قومی بودند در جنوب عراق امروز (جنوب بینالنهرین/ میاندورود) که پادشاهان بزرگ بابل از این قوم برخاستهاند؛ قومی سامینژاد که زبانشان هم از خانواده زبانهای سامیست و تمدن بابل که گهواره تمدن در کل سیاره نامیده شده است، تا حد زیادی مرهون این قوم و پادشاهان این قوم بوده است. برای ما ایرانیان این سوال پیش میآید که چطور پادشاهان پارس با زبان پارسی باستان که هیچ ربطی به سامیها نداشتهاند، میتوانند پادشاهان یک اقلیم، یعنی پادشاهان بابل محسوب شوند!؟
بیرونی تصریح میکند که این اسامی را با تحقیق از اهالی بابل به دست آورده است. همه ما میدانیم که اهالی بابل در دوران باستان، چه استقبال پرشوری از کوروش کرده بودند. بنابراین دور نیست که در پاسخ به پرسش بیرونی، نام پادشاهان هخامنشی را به عنوان پادشاهان خود ذکر کرده باشند.
ما ایرانیان اگر به خاطر آوریم که تاریخ بنیانگذاری حکمرانی سنتی ایرانی را تاریخ فتح بابل به دست کوروش میدانیم، انگاه شاید به فهرستی که بیرونی میدهد بتوانیم نگاهی دوباره بیاندازیم. مفهوم این یادمان تاریخی که برای ما نیز محترم است این است که از چشمانداز تمدن کهن این ناحیه، پادشاهان پارس پس از فتح بابل بود که به ویژه راه خود را به تاریخ کلان سیاره بازکردهاند و تا پیش از آن، پادشاهان محلی (به ویژه در ناحیه انشان تا کرمان امروزی) محسوب میشدهاند که با همسایگان خود، زد و خوردی داشتهاند. این واقعیت مزید را هم اگر مدنظر بگیریم که نام پادشاهان هخامنشی هیچ انعکاسی در افسانههای ملی ما ایرانیان ندارد، آنگاه شاید به سیالیت هویتهای سیاسی و حتی ملی پی ببریم!…
برای مطالعه ادامه متن به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/hekmat-tmaddoni-ehsan-yarshater/
#حکمت #تمدن #رواداری #مدارا #هویت #هویت_ملی #هویت_دینی #هویت_سیال
@dialogue1402