شانزدهمین سالگرد قتل حکومتی رامین آقازاده قهرمانی و احمد نجاتی کارگر، دو تن از مظلومترین جانباختگان بازداشتگاه کهریزک
#رامین_آقازاده_قهرمانی و #احمد_نجاتی_کارگر، دو جوان آزاده، در تابستان داغ و خونین ۸۸، در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ریاستجمهوری بازداشت شدند. آنها به جرم فریاد زدن برای آزادی وطن و زندگی بهتر به بازداشتگاه مخوف کهریزک فرستاده شدند؛ جایی که نامش با شکنجه و مرگ گره خورده است.
رامین آقازاده قهرمانی از طریق دوربینهای مداربسته شناسایی شد. مأموران امنیتی شبانه به خانهاش رفتند و او را همراه با مادرش به مکانی نامعلوم بردند. با دستور مقامات قضایی، رامین به کهریزک منتقل شد؛ به زندانی بیقانون، که انسان را از انسانیت تهی میکرد.
رامین حدود ۱۵ روز در جهنم کهریزک بازداشت بود. زیر بدترین شکنجهها، با بدنی زخمی و روحی خسته، آزاد شد؛ اما نه برای زندگی، که برای جانباختن. به مادرش گفته بود: مرا چند روز از پا آویزان کردند... شکنجهام کردند تا مرز مرگ.
دو روز بعد، در خانه دچار تشنج شد. به بیمارستان نرسید... قلبش ایستاد. در سکوتی سنگین، در راه آزادی وطن، خاموش شد.
احمد نجاتی کارگر نیز از جوانان معترض به نتایج انتخابات بود که همراه با عدهای دیگر به کهریزک اعزام شد. او هم زیر شکنجههای مکرر جسمش فرسوده شد، کلیههایش از کار افتاد و پس از آزادی، در بیمارستان جان سپرد.
احمد هم، بیدفاع و تنها، در راه آزادی از میان ما رفت.
اما فاجعه با مرگشان تمام نشد. بخش خبری ۲۰:۳۰، مرگ احمد را انکار کرد. ادعا کردند که او زنده است. حتی تصویری از قبری قدیمی با همین نام منتشر کردند. اما مادر داغدار احمد حقیقت را فریاد زد: «این قبر متعلق به برادر احمد است. احمد در طبقهی بالا دفن شده.
با دروغ، نمیتوان حقیقت را دفن کرد.
متأسفانه چند ماه پیش، پدر احمد نجاتی کارگر پس از سالها غم و بیپاسخی، به سوی فرزندش پر کشید. پدری که هرگز دادخواهی پسرش را ندید.و با قلبی شکسته، خاموش شد.
این دو جوان، در روزگاری جان باختند که نه شبکههای اجتماعی بود، نه اینترنت، نه رسانهای که فریادشان را منعکس کند.
تنها بودند. بیپناه کشته شدند.
اما یادشان، در دل ما جاودانه است.
یاد و نام رامین و احمد، برای همیشه در حافظهی ملت باقی خواهد ماند. آنها در اعتراض به ظلم برخاستند، و در راه آزادی وطن جان باختند. ما فراموش نمیکنیم. قهرمانان خاموش نمیمیرند.
صدای مظلومیتشان باشیم.
✍️مسعود علیزاده
#احمد_نجاتی_کارگر
#رامین_آقازاده_قهرمانی
#بازداشتگاه_کهریزک
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شانزدهمین سالگرد قتل حکومتی رامین آقازاده قهرمانی و احمد نجاتی کارگر، دو تن از مظلومترین جانباختگان بازداشتگاه کهریزک
#رامین_آقازاده_قهرمانی و #احمد_نجاتی_کارگر، دو جوان آزاده، در تابستان داغ و خونین ۸۸، در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ریاستجمهوری بازداشت شدند. آنها به جرم فریاد زدن برای آزادی وطن و زندگی بهتر به بازداشتگاه مخوف کهریزک فرستاده شدند؛ جایی که نامش با شکنجه و مرگ گره خورده است.
رامین آقازاده قهرمانی از طریق دوربینهای مداربسته شناسایی شد. مأموران امنیتی شبانه به خانهاش رفتند و او را همراه با مادرش به مکانی نامعلوم بردند. با دستور مقامات قضایی، رامین به کهریزک منتقل شد؛ به زندانی بیقانون، که انسان را از انسانیت تهی میکرد.
رامین حدود ۱۵ روز در جهنم کهریزک بازداشت بود. زیر بدترین شکنجهها، با بدنی زخمی و روحی خسته، آزاد شد؛ اما نه برای زندگی، که برای جانباختن. به مادرش گفته بود: مرا چند روز از پا آویزان کردند... شکنجهام کردند تا مرز مرگ.
دو روز بعد، در خانه دچار تشنج شد. به بیمارستان نرسید... قلبش ایستاد. در سکوتی سنگین، در راه آزادی وطن، خاموش شد.
احمد نجاتی کارگر نیز از جوانان معترض به نتایج انتخابات بود که همراه با عدهای دیگر به کهریزک اعزام شد. او هم زیر شکنجههای مکرر جسمش فرسوده شد، کلیههایش از کار افتاد و پس از آزادی، در بیمارستان جان سپرد.
احمد هم، بیدفاع و تنها، در راه آزادی از میان ما رفت.
اما فاجعه با مرگشان تمام نشد. بخش خبری ۲۰:۳۰، مرگ احمد را انکار کرد. ادعا کردند که او زنده است. حتی تصویری از قبری قدیمی با همین نام منتشر کردند. اما مادر داغدار احمد حقیقت را فریاد زد: «این قبر متعلق به برادر احمد است. احمد در طبقهی بالا دفن شده.
با دروغ، نمیتوان حقیقت را دفن کرد.
متأسفانه چند ماه پیش، پدر احمد نجاتی کارگر پس از سالها غم و بیپاسخی، به سوی فرزندش پر کشید. پدری که هرگز دادخواهی پسرش را ندید.و با قلبی شکسته، خاموش شد.
این دو جوان، در روزگاری جان باختند که نه شبکههای اجتماعی بود، نه اینترنت، نه رسانهای که فریادشان را منعکس کند.
تنها بودند. بیپناه کشته شدند.
اما یادشان، در دل ما جاودانه است.
یاد و نام رامین و احمد، برای همیشه در حافظهی ملت باقی خواهد ماند. آنها در اعتراض به ظلم برخاستند، و در راه آزادی وطن جان باختند. ما فراموش نمیکنیم. قهرمانان خاموش نمیمیرند.
صدای مظلومیتشان باشیم.
✍️مسعود علیزاده
#احمد_نجاتی_کارگر
#رامین_آقازاده_قهرمانی
#بازداشتگاه_کهریزک
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔78🕊7❤5💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدار دایە شریفە مادر رنج و مقاومت با خانوادۀ جانباختە محیط زیستی، حمید مرادی
در روزی آمیختە با اندوە و همدلی، دایە شریفە مادر مبارز استوار سربدار، رامین حسین پناهی، با حضور در مراسم جانباختە قهرمان نیشتمان حمید مرادی یاد و نام فرزند رشید کوردستان را گرامی داشت.
او با اهدای تاج گلی سادە اما پر معنا، ادای احترام خود را بە کسانی واداشت کە جان خود را در راە پاسداری از نیشتمان و آزادی فدا کردە بود،
دایە شریفە خود سال هاست داغ جانباختن فرزند را در دل داد، با چهرەای آرام اما قلبی پر درد، کنار پدر و خواهران داغدار حمید نشست و اندوە مشترکشان را در آغوش گرفت.
دایە شریفە همچنین برای دیدار با خانوادەهای مجروحان آتش سوزی آبیدر رفت، او با چشمانی اشکبار و قلبی پر از امید برای همە آسیب دیدەها آرزوی سلامتی آرزو کرد و گفت:
درد فرزند شما، درد فرزندان من است؛ ما همە زخمی یک درد مشترکیم، اما خاموش نخواهیم شد و روشن باقی خواهیم ماند.
#حمید_مرادی #رامین_حسین_پناهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در روزی آمیختە با اندوە و همدلی، دایە شریفە مادر مبارز استوار سربدار، رامین حسین پناهی، با حضور در مراسم جانباختە قهرمان نیشتمان حمید مرادی یاد و نام فرزند رشید کوردستان را گرامی داشت.
او با اهدای تاج گلی سادە اما پر معنا، ادای احترام خود را بە کسانی واداشت کە جان خود را در راە پاسداری از نیشتمان و آزادی فدا کردە بود،
دایە شریفە خود سال هاست داغ جانباختن فرزند را در دل داد، با چهرەای آرام اما قلبی پر درد، کنار پدر و خواهران داغدار حمید نشست و اندوە مشترکشان را در آغوش گرفت.
دایە شریفە همچنین برای دیدار با خانوادەهای مجروحان آتش سوزی آبیدر رفت، او با چشمانی اشکبار و قلبی پر از امید برای همە آسیب دیدەها آرزوی سلامتی آرزو کرد و گفت:
درد فرزند شما، درد فرزندان من است؛ ما همە زخمی یک درد مشترکیم، اما خاموش نخواهیم شد و روشن باقی خواهیم ماند.
#حمید_مرادی #رامین_حسین_پناهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤41
بیخبری از وضعیت رامین منصوری، شهروند معترض بازداشتشده در لردگان
رامین منصوری، شهروند ۳۹ ساله اهل روستای بابامنصور از بخش خانمیرزای شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری، روز ۱۳ مردادماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و تاکنون از سرنوشت او خبری در دست نیست.
یک منبع مطلع گفت: «آقای منصوری، متأهل و پدر سه پسر است و به عنوان راننده جرثقیل و ماشین سنگین کار میکرد. او پیشتر نیز به دلیل شرکت در اعتراضات بازداشت و پس از چند ماه آزاد شده بود. خانوادهاش میگویند پس از آزادی، به دلیل داروهایی که در زندان به او داده بودند، وضعیت روحی و روانیاش دچار اختلال شد.»
به گفته این منبع، منصوری در روزهای پیش از بازداشت، به دلیل فشار شدید اقتصادی و قطع آب و برق در محل زندگی خود، اقدام به اعتراض کرده و چند ویدئوی اعتراضی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی در صفحه شخصیاش منتشر کرده بود. چند روز بعد، حدود ۵۰ نیروی امنیتی با چهرههای پوشیده، با استفاده از گاز فلفل، باتوم و ضربوشتم، او را در منزل شخصیاش بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرکرد منتقل کردند.
خانواده رامین منصوری میگویند پس از بازداشت، هیچ پاسخی از سوی مراجع امنیتی و قضایی دریافت نکردهاند و از وضعیت سلامت و محل نگهداری او بیاطلاعاند.
#رامین_منصوری #آب_برق_زندگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رامین منصوری، شهروند ۳۹ ساله اهل روستای بابامنصور از بخش خانمیرزای شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری، روز ۱۳ مردادماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و تاکنون از سرنوشت او خبری در دست نیست.
یک منبع مطلع گفت: «آقای منصوری، متأهل و پدر سه پسر است و به عنوان راننده جرثقیل و ماشین سنگین کار میکرد. او پیشتر نیز به دلیل شرکت در اعتراضات بازداشت و پس از چند ماه آزاد شده بود. خانوادهاش میگویند پس از آزادی، به دلیل داروهایی که در زندان به او داده بودند، وضعیت روحی و روانیاش دچار اختلال شد.»
به گفته این منبع، منصوری در روزهای پیش از بازداشت، به دلیل فشار شدید اقتصادی و قطع آب و برق در محل زندگی خود، اقدام به اعتراض کرده و چند ویدئوی اعتراضی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی در صفحه شخصیاش منتشر کرده بود. چند روز بعد، حدود ۵۰ نیروی امنیتی با چهرههای پوشیده، با استفاده از گاز فلفل، باتوم و ضربوشتم، او را در منزل شخصیاش بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرکرد منتقل کردند.
خانواده رامین منصوری میگویند پس از بازداشت، هیچ پاسخی از سوی مراجع امنیتی و قضایی دریافت نکردهاند و از وضعیت سلامت و محل نگهداری او بیاطلاعاند.
#رامین_منصوری #آب_برق_زندگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔15
در روز بزرگداشت ابوعلی سینا و روز پزشک یادی میکنیم از رامین پوراندرجانی و عبدالرضا سودبخش پزشکان فاجعه کهریزک
آبان ۸۸ رامین پوراندرجانی پزشک کهریزک را به دلیل فاشکردن قتلهای کهریزک کشتند و گفتند خودکشی کرده،دکتر عبدالرضا سودبخش، استاد دانشگاه و متخصص بیماریهای عفونیکه حاضر به گواهی دروغ درمورد کشتههای کهریزک نشد در سال ۸۸ توسطدو موتورسوار که هرگز شناسایی نشدند، مقابل مطبش با شلیک گلوله به قتل رسید.
پزشکان متعهدی که فقط دلیل انجام وظیفهای که برایش قسم خورده بودند، کشته شدند.
رامین پوراندرجانی، قربانی کهریزک
جان بر سر قسم
goo.gl/58wvWW
#عبدالرضا_سودبخش #رامین_پوراندرحانی #روز_پزشک #کهریزک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آبان ۸۸ رامین پوراندرجانی پزشک کهریزک را به دلیل فاشکردن قتلهای کهریزک کشتند و گفتند خودکشی کرده،دکتر عبدالرضا سودبخش، استاد دانشگاه و متخصص بیماریهای عفونیکه حاضر به گواهی دروغ درمورد کشتههای کهریزک نشد در سال ۸۸ توسطدو موتورسوار که هرگز شناسایی نشدند، مقابل مطبش با شلیک گلوله به قتل رسید.
پزشکان متعهدی که فقط دلیل انجام وظیفهای که برایش قسم خورده بودند، کشته شدند.
رامین پوراندرجانی، قربانی کهریزک
جان بر سر قسم
goo.gl/58wvWW
#عبدالرضا_سودبخش #رامین_پوراندرحانی #روز_پزشک #کهریزک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
1❤49💔17🕊9
به احترام سپیدپوشانِ ایثار، با دلی به وسعتِ انسان
✍️کوکب بداغی پگاه معلم و فعال مدنی ایذه
«در میانهی غبارِ روزهای پر التهاب، هنوز صدای تپیدن دلهایی هست که برای مردم میتپید…
دلهایی که نه پشت میز طبابت، که در خیابان، در پناهگاههای ساده، در میان دود و درد و بغض، برای انسان بودن، ایستادگی کردند. شما پزشکان بی ادعا نه فقط مرهم زخم های تن که التیام زخم های جان شدید، آنجا که انسانیت جراحت برداشت شما زخم پوشان سکوت وتاریکی شدید شما که سپیدی ردایتان روشن تر از هر مشعل بر شب بی عدالتی تابید.
بعضیتان در قفس افتادید، تعدادی از شما بی صدا پر کشیدید.
و بعضی هنوز در سایهروشن روزگار، بیآنکه دیده شوید، ایستادهاید...
اما نامتان، چون نبضی آرام در حافظهی این مردم میزند در دل مادرانی که فرزندانشان را با دستان شما به زندگی بازگرداندند.
در نگاه زخمی که با مهربانیتان آرام گرفت، و در قلب ما که هرگز فراموشتان نخواهیم کرد.
ای سپیدپوشانِ آزادی،
شما روشنترین فصل انسانیتاید،
و هر جا که حق و شرف باشد، یاد شما خواهد بود.»
ـ از اینستاگرام کوکب بداغی
#آیدا_رستمی
#آیلار_حقی
#پریسا_بهمنی
#عبدالرضا_سودبخش
#ابراهیم_ریگی
#پیوند_علامه
#رامین_پوراندریجانی
#پزشکان_زندانی_راه_آزادی
#حمید_قره_حسنلو
#فرزانه_قره_حسنلو
#روز_پزشک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️کوکب بداغی پگاه معلم و فعال مدنی ایذه
«در میانهی غبارِ روزهای پر التهاب، هنوز صدای تپیدن دلهایی هست که برای مردم میتپید…
دلهایی که نه پشت میز طبابت، که در خیابان، در پناهگاههای ساده، در میان دود و درد و بغض، برای انسان بودن، ایستادگی کردند. شما پزشکان بی ادعا نه فقط مرهم زخم های تن که التیام زخم های جان شدید، آنجا که انسانیت جراحت برداشت شما زخم پوشان سکوت وتاریکی شدید شما که سپیدی ردایتان روشن تر از هر مشعل بر شب بی عدالتی تابید.
بعضیتان در قفس افتادید، تعدادی از شما بی صدا پر کشیدید.
و بعضی هنوز در سایهروشن روزگار، بیآنکه دیده شوید، ایستادهاید...
اما نامتان، چون نبضی آرام در حافظهی این مردم میزند در دل مادرانی که فرزندانشان را با دستان شما به زندگی بازگرداندند.
در نگاه زخمی که با مهربانیتان آرام گرفت، و در قلب ما که هرگز فراموشتان نخواهیم کرد.
ای سپیدپوشانِ آزادی،
شما روشنترین فصل انسانیتاید،
و هر جا که حق و شرف باشد، یاد شما خواهد بود.»
ـ از اینستاگرام کوکب بداغی
#آیدا_رستمی
#آیلار_حقی
#پریسا_بهمنی
#عبدالرضا_سودبخش
#ابراهیم_ریگی
#پیوند_علامه
#رامین_پوراندریجانی
#پزشکان_زندانی_راه_آزادی
#حمید_قره_حسنلو
#فرزانه_قره_حسنلو
#روز_پزشک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔34❤9🕊2
تداوم بازداشت پنج فعال فرهنگی و سیاسی در تهران و بیخبری از آنها
روز چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ نیروهای «اطلاعات سپاه» در اقدامی همزمان پنج تن از فعالان فرهنگی و سیاسی کشور را در منازل شخصیشان بازداشت کردند. اسامی بازداشتشدگان عبارتاند از: احسان رستمی، رامین رستمی، حسن توزندهجانی، نیما مهدیزادگان و مرجان اردشیرزاده.
احسان رستمی، مترجم شناختهشده در حوزه اقتصاد سیاسی و نقد سرمایهداری جهانی است و آثار متعددی در زمینه فلسفه، اقتصاد و جنبشهای اجتماعی-سیاسی ترجمه و منتشر کرده است.
حسن توزندهجانی نیز شاعر و فعال فرهنگی در عرصه کتاب است که همان روز در منزل شخصیاش بازداشت شد.
همچنین مرجان اردشیرزاده مترجم کتابهای «سواد رسانه و تفکر انتقادی» و «زن درمان در انگلیس قرن نوزدهم» است.
به گزارش نزدیکان این افراد، از زمان بازداشت تاکنون همگی آنان از حق تماس تلفنی محروم بودهاند و خانوادهها هیچ اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت سلامتی عزیزان خود ندارند.
خانوادههای بازداشتشدگان طی روزهای گذشته بارها به شعبه بازپرسی دادسرای ناحیه ۳۳ مستقر در زندان اوین مراجعه کردهاند اما پاسخی روشن و مشخص دریافت نکردهاند. این بیخبری، نگرانیها درباره وضعیت آنان را افزایش داده است.
تنها عکس احسان و رامین رستمی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
از سه بازداشت شده دیگر عکسی در دست نیست.
#احسان_رستمی، #رامین_رستمی، #حسن_توزندهجانی، #نیما_مهدیزادگان ، #مرجان_اردشیرزاده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روز چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ نیروهای «اطلاعات سپاه» در اقدامی همزمان پنج تن از فعالان فرهنگی و سیاسی کشور را در منازل شخصیشان بازداشت کردند. اسامی بازداشتشدگان عبارتاند از: احسان رستمی، رامین رستمی، حسن توزندهجانی، نیما مهدیزادگان و مرجان اردشیرزاده.
احسان رستمی، مترجم شناختهشده در حوزه اقتصاد سیاسی و نقد سرمایهداری جهانی است و آثار متعددی در زمینه فلسفه، اقتصاد و جنبشهای اجتماعی-سیاسی ترجمه و منتشر کرده است.
حسن توزندهجانی نیز شاعر و فعال فرهنگی در عرصه کتاب است که همان روز در منزل شخصیاش بازداشت شد.
همچنین مرجان اردشیرزاده مترجم کتابهای «سواد رسانه و تفکر انتقادی» و «زن درمان در انگلیس قرن نوزدهم» است.
به گزارش نزدیکان این افراد، از زمان بازداشت تاکنون همگی آنان از حق تماس تلفنی محروم بودهاند و خانوادهها هیچ اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت سلامتی عزیزان خود ندارند.
خانوادههای بازداشتشدگان طی روزهای گذشته بارها به شعبه بازپرسی دادسرای ناحیه ۳۳ مستقر در زندان اوین مراجعه کردهاند اما پاسخی روشن و مشخص دریافت نکردهاند. این بیخبری، نگرانیها درباره وضعیت آنان را افزایش داده است.
تنها عکس احسان و رامین رستمی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
از سه بازداشت شده دیگر عکسی در دست نیست.
#احسان_رستمی، #رامین_رستمی، #حسن_توزندهجانی، #نیما_مهدیزادگان ، #مرجان_اردشیرزاده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز در هفتمین سالگرد قتل حکومتی (اعدام) رامین حسینپناهی، لقمان و زانیار مرادی، امجد (برادر رامین) و دایه آمنه مادر جاویدنام زانیار بر مزار کاک اقبال مرادی پدر زانیار مرادی حضور یافتند.
آنها ضمن گرامیداشت یاد و نام آن جاویدنامان، بر پیمان دادخواهی تا سرنگونی جمهوری اسلامی تاکید کردند.
لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی هرگز پیکر لقمان و زانیار و رامین را به خانوادههای آنها تحویل نداده و محل مزار آنها را اعلام نکرده است.
#لقمان_مرادی #زانیار_مرادی #رامین_حسین_پناهی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آنها ضمن گرامیداشت یاد و نام آن جاویدنامان، بر پیمان دادخواهی تا سرنگونی جمهوری اسلامی تاکید کردند.
لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی هرگز پیکر لقمان و زانیار و رامین را به خانوادههای آنها تحویل نداده و محل مزار آنها را اعلام نکرده است.
#لقمان_مرادی #زانیار_مرادی #رامین_حسین_پناهی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23❤1🕊1
رادا، خواهر جاویدنام رامین فاتحی، از بازداشت چند ساعته، بازجویی و تهدید مادر دادخواهش خبر داد. او دیروز نوشت:
«چندین ساعت بازداشت و بازجویی و تهدید مادر جانباخته انقلاب ژینا «رامین فاتحی»
امروز،تاریخ دوباره تکرار شد در شهر سنندج، نیروهای ادارهٔ اطلاعات مادرم را احضار کردند و ساعتها او را در همان مکان بازجویی و تهدید کردند؛ همان جایی که برادر عزیزم، رامین، زیر شکنجه جان خود را از دست داد. آنها مادر ۷۱ سالهام را ـ با وجود بیماریهای زمینهای و شرایط جسمانی سخت ـ تحت فشار روحی شدید قرار دادند. به او گفتند: • حق ندارد در هیچ مراسم و سالگردی شرکت کند. • باید از دادخواهی دست بکشد. • اگر فرزندانش در خارج از کشور سکوت نکنند، «به روش خودشان» آنها را ساکت خواهند کرد. تصور کنید مادری داغدار را دوباره به همان قتلگاه فرزندش میبرند، نه برای دادخواهی و حقیقت، بلکه برای تحقیر، تهدید و وادار کردنش به سکوت. اما ما سکوت نخواهیم کرد. من بهعنوان دختر او شهادت میدهم که مادرم امروز بار دیگر شکنجه شد؛ این بار نه با زنجیر و شکنجهٔ جسمی، بلکه با تهدید، تحقیر و فشار روحی. از همهٔ وجدانهای بیدار، رسانههای آزاد و سازمانهای حقوق بشری میخواهم صدای مادرم و همهٔ مادران دادخواه باشید. اجازه ندهید جمهوری اسلامی با تهدید و آزار، مادران داغدار را وادار به سکوت کند.»
#رامین_فاتحی #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«چندین ساعت بازداشت و بازجویی و تهدید مادر جانباخته انقلاب ژینا «رامین فاتحی»
امروز،تاریخ دوباره تکرار شد در شهر سنندج، نیروهای ادارهٔ اطلاعات مادرم را احضار کردند و ساعتها او را در همان مکان بازجویی و تهدید کردند؛ همان جایی که برادر عزیزم، رامین، زیر شکنجه جان خود را از دست داد. آنها مادر ۷۱ سالهام را ـ با وجود بیماریهای زمینهای و شرایط جسمانی سخت ـ تحت فشار روحی شدید قرار دادند. به او گفتند: • حق ندارد در هیچ مراسم و سالگردی شرکت کند. • باید از دادخواهی دست بکشد. • اگر فرزندانش در خارج از کشور سکوت نکنند، «به روش خودشان» آنها را ساکت خواهند کرد. تصور کنید مادری داغدار را دوباره به همان قتلگاه فرزندش میبرند، نه برای دادخواهی و حقیقت، بلکه برای تحقیر، تهدید و وادار کردنش به سکوت. اما ما سکوت نخواهیم کرد. من بهعنوان دختر او شهادت میدهم که مادرم امروز بار دیگر شکنجه شد؛ این بار نه با زنجیر و شکنجهٔ جسمی، بلکه با تهدید، تحقیر و فشار روحی. از همهٔ وجدانهای بیدار، رسانههای آزاد و سازمانهای حقوق بشری میخواهم صدای مادرم و همهٔ مادران دادخواه باشید. اجازه ندهید جمهوری اسلامی با تهدید و آزار، مادران داغدار را وادار به سکوت کند.»
#رامین_فاتحی #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔34❤1🕊1
چهاردهمین روز اعتصاب غذای احسان و رامین رستمی، دو فعال فرهنگی بازداشتشده در زندان اوین
احسان و رامین رستمی، دو فعال فرهنگی اهل هرسین کرمانشاه و ساکن تهران، اکنون دو هفته است که در اعتصاب غذای تر به سر میبرند. خانوادهی آنان با نگرانی هشدار دادهاند که جانشان در خطر است.
این دو پسرعمو، پس از بازداشت همزمان در روز ۲۹ مردادماه همراه با سه فعال فرهنگی دیگر، بدون اطلاعرسانی رسمی، در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری میشوند. تاکنون هیچ توضیحی دربارهی دلایل بازداشت یا اتهامات علیه آنها ارائه نشده است.
خانوادهی رستمی بارها تلاش کردهاند با بازپرس شعبهی پنج دادسرای اوین دیدار کنند، اما بینتیجه بوده است. آنها در نامهای با درد نوشتهاند:
«ده روز است بدنشان را از نان تهی کردهاند تا شاید صدای جانشان در آن سوی دیوارها شنیده شود.»
خانوادهی رستمی روز شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۴ علام کرده بودند:
«امروز هم به دادسرا رفتیم، اما آقای جلایر، بازپرس شعبهی پنج، باز هم ما را به حضور نپذیرفت تا فقط بگوییم چرا دیدن و شنیدن فرزندانمان از ما دریغ میشود.»
در متن دیگری از سوی خانواده آمده است:
«عزیزان ما در کجای وطن خود چنین اسیر و غریب ماندهاند که ما کتابهای قانون را از بر کردهایم تا رسم اسارت را بفهمیم و باز هم پاسخی نیافتهایم.»
احسان و رامین رستمی، پسرعموهایی اهل هرسین از استان کرمانشاه و ساکن تهران هستند.
بنا بر گزارشها، روز ۲۹ مردادماه مأموران امنیتی همزمان به منازل پنج فعال فرهنگی در تهران یورش بردند و حسن توزندهجانی (شاعر و فعال فرهنگی)، احسان رستمی (ناشر، مترجم و کتابفروش)، مرجان اردشیرزاده (مترجم)، رامین رستمی و نیما مهدیزادگان را بازداشت کردند.
از سوی دیگر حسین شاهوزهی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان وکیلآباد مشهد، همزمان با ابلاغ تایید حکم اعدامش، در اعتراض به این حکم ضمن اعلام عدم پذیرش اتهامات انتسابی ـ که تحت شکنجه و اعتراف اجباری به او منتسب شدهاند ـ دست به اعتصاب غذا زده است.
#احسان_رستمی #رامین_رستمی #حسین_شاهوزهی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
احسان و رامین رستمی، دو فعال فرهنگی اهل هرسین کرمانشاه و ساکن تهران، اکنون دو هفته است که در اعتصاب غذای تر به سر میبرند. خانوادهی آنان با نگرانی هشدار دادهاند که جانشان در خطر است.
این دو پسرعمو، پس از بازداشت همزمان در روز ۲۹ مردادماه همراه با سه فعال فرهنگی دیگر، بدون اطلاعرسانی رسمی، در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری میشوند. تاکنون هیچ توضیحی دربارهی دلایل بازداشت یا اتهامات علیه آنها ارائه نشده است.
خانوادهی رستمی بارها تلاش کردهاند با بازپرس شعبهی پنج دادسرای اوین دیدار کنند، اما بینتیجه بوده است. آنها در نامهای با درد نوشتهاند:
«ده روز است بدنشان را از نان تهی کردهاند تا شاید صدای جانشان در آن سوی دیوارها شنیده شود.»
خانوادهی رستمی روز شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۴ علام کرده بودند:
«امروز هم به دادسرا رفتیم، اما آقای جلایر، بازپرس شعبهی پنج، باز هم ما را به حضور نپذیرفت تا فقط بگوییم چرا دیدن و شنیدن فرزندانمان از ما دریغ میشود.»
در متن دیگری از سوی خانواده آمده است:
«عزیزان ما در کجای وطن خود چنین اسیر و غریب ماندهاند که ما کتابهای قانون را از بر کردهایم تا رسم اسارت را بفهمیم و باز هم پاسخی نیافتهایم.»
احسان و رامین رستمی، پسرعموهایی اهل هرسین از استان کرمانشاه و ساکن تهران هستند.
بنا بر گزارشها، روز ۲۹ مردادماه مأموران امنیتی همزمان به منازل پنج فعال فرهنگی در تهران یورش بردند و حسن توزندهجانی (شاعر و فعال فرهنگی)، احسان رستمی (ناشر، مترجم و کتابفروش)، مرجان اردشیرزاده (مترجم)، رامین رستمی و نیما مهدیزادگان را بازداشت کردند.
از سوی دیگر حسین شاهوزهی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان وکیلآباد مشهد، همزمان با ابلاغ تایید حکم اعدامش، در اعتراض به این حکم ضمن اعلام عدم پذیرش اتهامات انتسابی ـ که تحت شکنجه و اعتراف اجباری به او منتسب شدهاند ـ دست به اعتصاب غذا زده است.
#احسان_رستمی #رامین_رستمی #حسین_شاهوزهی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊8❤4
رامین پوراندرجانی؛ پزشکی که شرافت و وجدانش را به دیکتاتور نفروخت
مرگ دکتر رامین پوراندرجانی نه مسمومیت غذایی بود و نه خودکشی ، مسئولان ردهبالای نیروی انتظامی و امنیتی او را کشتند تا صدای حقیقت دربارهی جنایتهای بازداشتگاه کهریزک از زبانش فاش نشود.
برای رامین پوراندرجانی مینویسم ، پزشکی مظلوم و شرافتمند که به اجبار در بازداشتگاه کهریزک خدمت میکرد. صدایش را بریدند تا از «نبض گرفتن با پوتین» چیزی نگوید، تا از «گونیهای سفید» سخنی به میان نیاورد.او را کشتند تا جنایت پنهان بماند، و خانوادهای داغدار شد، فقط به جرم آنکه پسرشان شاهد فجایع کهریزک بود.
جهنم کهریزک
سال ۱۳۸۸، وقتی در بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک زیر شدیدترین شکنجهها بودیم و هر لحظه مرگ را آرزو میکردیم، فهمیدیم پزشکی در آن جهنم حضور دارد.روز سوم بازداشت، حال چند نفر از ما وخیم شد؛ از جمله امیر جوادیفر. چند نفر از بچهها او را نزد پزشک کهریزک بردند، اما به گفتهشان، پزشک تنها چند قرص و یک قطره چشم داد و دیگر او را ندیدیم.
پس از آزادی از زندان اوین، همراه چند تن از بازماندگان کهریزک از آمران و عاملان این جنایت در سازمان قضایی نیروهای مسلح شکایت کردیم.آن زمان، از پزشک کهریزک نیز دلخور بودیم. گمان میکردیم عامدانه از رسیدگی به ما سر باز زده و حتی امیر جوادیفر را با وجود نابینایی و وخامت حالش به بیمارستان نفرستاده است.
دیدار با دکتر پوراندرجانی:
روزی برای پیگیری شکایت به دادگاه قضایی رفتم. آنجا، برای نخستینبار دکتر رامین پوراندرجانی را دیدم؛ بههمراه پدرش آمده بود برای تفهیم اتهام. در ذهنم تصویر خشن و سردی از پزشک کهریزک داشتم، اما وقتی دیدمش فهمیدم اشتباه میکردم. چهرهاش آرام، نگران و صادق بود؛ نه از جنس بازجوها و شکنجهگران.
از او گلایه کردیم و بهش گفتیم ازت شکایت میکنیم : چرا به ما مجروحین سر نزدی؟ چرا امیر را نفرستادی بیمارستان؟ چرا به فریاد ما نرسیدی؟ رامین گفت از او شکایت نکنیم. گفت اگر اجازه دهید، همهچیز را توضیح میدهد.
بیرون ساختمان، با حضور پدرش به گفتوگو نشستیم.
رامین گفت:
من مثل خود شما طرفدار جنبش سبز هستم؛ بدشانسی من بود که برای خدمت سربازی به کهریزک فرستاده شدم.
پدرش گفت:رامین انسان شریفی است، قربانی این شرایط شده است و براش پاپوش درست کردند.
رامین ادامه داد که وقتی حال امیر جوادیفر را وخیم دیده با سرهنگ کمیجانی، رئیس بازداشتگاه، تماس گرفته اما پاسخی نگرفته است.سپس با ستاد فرماندهی ناجا تماس گرفته و باز هم بیتوجهی دیده است.
او گفت: هیچ دارو و امکاناتی در اختیار نداشتم. تنها چند قرص مسکن و یک قطره چشم باقی مانده بود که همان را به امیر دادم. خودم هم از بودن در آن جهنم رنج میبردم. بارها درخواست انتقال دادم، اما نپذیرفتند. من هم در کهریزک زندانی بودم، مثل شما.
او از شکنجههای وحشیانهای گفت که در حضور فرماندهان نیروی انتظامی انجام میشد؛ زمانی که سردار رادان و تیمش همراه نمایندگان قوه قضاییه و دادستانی با هلیکوپتر به کهریزک میآمدند و بازداشتشدگان را با لولههای PVC و چوب و لوله و باتوم تا سر حد مرگ میزدند تا بمیرند.
رامین گفت:اجازه نمیدادند حتی نبضشان را بگیرم تا بفهمم زنده اند یا مرده. مأموران با پوتین روی سینهشان فشار میدادند و نبضشان را با پوتین میگرفتند تا ببینند زندهاند یا مرده. اگر مرده بودند، جسدشان را در گونی سفید میگذاشتند؛ و خیلیها هم زنده در همان گونیها جان دادند.
نپذیرفتن دروغ:
در جلسهی چهارم دادگاه متهمان کهریزک، سرهنگ کمیجانی اعتراف کرد که سعید مرتضوی (دادستان وقت تهران)، سردار رادان و سرتیپ رجبزاده (فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران) از او و دکتر پوراندرجانی خواسته بودند نامهای را امضا کنند مبنی بر اینکه بازداشتشدگان بر اثر مننژیت فوت کردهاند.
اما رامین امضا نکرد. با وجود تهدید و فشار، حاضر نشد در پنهانکاری جنایت شریک شود.
او احساس امنیت نمیکرد. تهدیدش کرده بودند که اگر از نام مقاماتی که به کهریزک میآمدند سخن بگوید، برایش دردسر خواهند ساخت. حتی چند روزی به دستور سرهنگ کمیجانی بازداشتش کردند تا سکوت کند.
با این حال، رامین و پدرش قول دادند در کنار خانوادههای جانباختگان و ما بازماندگان کهریزک بایستند و حقیقت را فاش کنند. قرار بود او در برابر کمیته حقیقتیاب مجلس شهادت دهد و با چند نماینده دیدار کند. اما چند روز بعد، خبر آمد که پیکر بیجانش در ساختمان بهداری نیروی انتظامی پیدا شده است. ابتدا گفتند خودکشی کرده، بعد اعلام کردند مسمومیت غذایی علت مرگ بوده است.
حقیقت روشن است:
مرگ رامین پوراندرجانی نه خودکشی بود و نه مسمومیت.
او را کشتند تا زبان حقیقت خاموش بماند.
از صفحه مسعود علیزاده
#بازداشتگاه_کهریزک
#رامین_پوراندرجانی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مرگ دکتر رامین پوراندرجانی نه مسمومیت غذایی بود و نه خودکشی ، مسئولان ردهبالای نیروی انتظامی و امنیتی او را کشتند تا صدای حقیقت دربارهی جنایتهای بازداشتگاه کهریزک از زبانش فاش نشود.
برای رامین پوراندرجانی مینویسم ، پزشکی مظلوم و شرافتمند که به اجبار در بازداشتگاه کهریزک خدمت میکرد. صدایش را بریدند تا از «نبض گرفتن با پوتین» چیزی نگوید، تا از «گونیهای سفید» سخنی به میان نیاورد.او را کشتند تا جنایت پنهان بماند، و خانوادهای داغدار شد، فقط به جرم آنکه پسرشان شاهد فجایع کهریزک بود.
جهنم کهریزک
سال ۱۳۸۸، وقتی در بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک زیر شدیدترین شکنجهها بودیم و هر لحظه مرگ را آرزو میکردیم، فهمیدیم پزشکی در آن جهنم حضور دارد.روز سوم بازداشت، حال چند نفر از ما وخیم شد؛ از جمله امیر جوادیفر. چند نفر از بچهها او را نزد پزشک کهریزک بردند، اما به گفتهشان، پزشک تنها چند قرص و یک قطره چشم داد و دیگر او را ندیدیم.
پس از آزادی از زندان اوین، همراه چند تن از بازماندگان کهریزک از آمران و عاملان این جنایت در سازمان قضایی نیروهای مسلح شکایت کردیم.آن زمان، از پزشک کهریزک نیز دلخور بودیم. گمان میکردیم عامدانه از رسیدگی به ما سر باز زده و حتی امیر جوادیفر را با وجود نابینایی و وخامت حالش به بیمارستان نفرستاده است.
دیدار با دکتر پوراندرجانی:
روزی برای پیگیری شکایت به دادگاه قضایی رفتم. آنجا، برای نخستینبار دکتر رامین پوراندرجانی را دیدم؛ بههمراه پدرش آمده بود برای تفهیم اتهام. در ذهنم تصویر خشن و سردی از پزشک کهریزک داشتم، اما وقتی دیدمش فهمیدم اشتباه میکردم. چهرهاش آرام، نگران و صادق بود؛ نه از جنس بازجوها و شکنجهگران.
از او گلایه کردیم و بهش گفتیم ازت شکایت میکنیم : چرا به ما مجروحین سر نزدی؟ چرا امیر را نفرستادی بیمارستان؟ چرا به فریاد ما نرسیدی؟ رامین گفت از او شکایت نکنیم. گفت اگر اجازه دهید، همهچیز را توضیح میدهد.
بیرون ساختمان، با حضور پدرش به گفتوگو نشستیم.
رامین گفت:
من مثل خود شما طرفدار جنبش سبز هستم؛ بدشانسی من بود که برای خدمت سربازی به کهریزک فرستاده شدم.
پدرش گفت:رامین انسان شریفی است، قربانی این شرایط شده است و براش پاپوش درست کردند.
رامین ادامه داد که وقتی حال امیر جوادیفر را وخیم دیده با سرهنگ کمیجانی، رئیس بازداشتگاه، تماس گرفته اما پاسخی نگرفته است.سپس با ستاد فرماندهی ناجا تماس گرفته و باز هم بیتوجهی دیده است.
او گفت: هیچ دارو و امکاناتی در اختیار نداشتم. تنها چند قرص مسکن و یک قطره چشم باقی مانده بود که همان را به امیر دادم. خودم هم از بودن در آن جهنم رنج میبردم. بارها درخواست انتقال دادم، اما نپذیرفتند. من هم در کهریزک زندانی بودم، مثل شما.
او از شکنجههای وحشیانهای گفت که در حضور فرماندهان نیروی انتظامی انجام میشد؛ زمانی که سردار رادان و تیمش همراه نمایندگان قوه قضاییه و دادستانی با هلیکوپتر به کهریزک میآمدند و بازداشتشدگان را با لولههای PVC و چوب و لوله و باتوم تا سر حد مرگ میزدند تا بمیرند.
رامین گفت:اجازه نمیدادند حتی نبضشان را بگیرم تا بفهمم زنده اند یا مرده. مأموران با پوتین روی سینهشان فشار میدادند و نبضشان را با پوتین میگرفتند تا ببینند زندهاند یا مرده. اگر مرده بودند، جسدشان را در گونی سفید میگذاشتند؛ و خیلیها هم زنده در همان گونیها جان دادند.
نپذیرفتن دروغ:
در جلسهی چهارم دادگاه متهمان کهریزک، سرهنگ کمیجانی اعتراف کرد که سعید مرتضوی (دادستان وقت تهران)، سردار رادان و سرتیپ رجبزاده (فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران) از او و دکتر پوراندرجانی خواسته بودند نامهای را امضا کنند مبنی بر اینکه بازداشتشدگان بر اثر مننژیت فوت کردهاند.
اما رامین امضا نکرد. با وجود تهدید و فشار، حاضر نشد در پنهانکاری جنایت شریک شود.
او احساس امنیت نمیکرد. تهدیدش کرده بودند که اگر از نام مقاماتی که به کهریزک میآمدند سخن بگوید، برایش دردسر خواهند ساخت. حتی چند روزی به دستور سرهنگ کمیجانی بازداشتش کردند تا سکوت کند.
با این حال، رامین و پدرش قول دادند در کنار خانوادههای جانباختگان و ما بازماندگان کهریزک بایستند و حقیقت را فاش کنند. قرار بود او در برابر کمیته حقیقتیاب مجلس شهادت دهد و با چند نماینده دیدار کند. اما چند روز بعد، خبر آمد که پیکر بیجانش در ساختمان بهداری نیروی انتظامی پیدا شده است. ابتدا گفتند خودکشی کرده، بعد اعلام کردند مسمومیت غذایی علت مرگ بوده است.
حقیقت روشن است:
مرگ رامین پوراندرجانی نه خودکشی بود و نه مسمومیت.
او را کشتند تا زبان حقیقت خاموش بماند.
از صفحه مسعود علیزاده
#بازداشتگاه_کهریزک
#رامین_پوراندرجانی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔46❤9
رامین زله، زندانی سیاسی محبوس در زندان نقده، با حکم شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد و به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده است. این حکم در ۱۵ آذر به او ابلاغ شد. زله در ۱ مرداد ۱۴۰۳ بدون حکم قضایی در خانه بازداشت و از همان ابتدا با نقض گسترده حقوق قانونی مواجه بوده است.
به گفته منابع مطلع، خانواده او طی ماهها زیر فشار و تهدید نیروهای امنیتی قرار داشتهاند تا از اطلاعرسانی درباره وضعیت فرزندشان خودداری کنند.
رامین زله در تمام مراحل بازداشت و بازجویی از حق داشتن وکیل تعیینی محروم بوده و تنها یک وکیل تسخیری برایش تعیین شده که خانواده حتی نام او را نمیدانند. محاکمه او در یک جلسه آنلاین چنددقیقهای برگزار شده؛ جلسهای که هیچ امکان دفاع، ارائه مدارک یا رسیدگی بیطرفانه فراهم نکرده و حکم اعدام بر پایه همین روند صادر شده است.
منابع آگاه همچنین میگویند زله در طول بازداشت از تماس و ملاقات با خانواده محروم بوده و خانواده در بیشتر مواقع هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی یا محل نگهداری او نداشتهاند.
#رامین_زله #مهاباد #نقده #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به گفته منابع مطلع، خانواده او طی ماهها زیر فشار و تهدید نیروهای امنیتی قرار داشتهاند تا از اطلاعرسانی درباره وضعیت فرزندشان خودداری کنند.
رامین زله در تمام مراحل بازداشت و بازجویی از حق داشتن وکیل تعیینی محروم بوده و تنها یک وکیل تسخیری برایش تعیین شده که خانواده حتی نام او را نمیدانند. محاکمه او در یک جلسه آنلاین چنددقیقهای برگزار شده؛ جلسهای که هیچ امکان دفاع، ارائه مدارک یا رسیدگی بیطرفانه فراهم نکرده و حکم اعدام بر پایه همین روند صادر شده است.
منابع آگاه همچنین میگویند زله در طول بازداشت از تماس و ملاقات با خانواده محروم بوده و خانواده در بیشتر مواقع هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی یا محل نگهداری او نداشتهاند.
#رامین_زله #مهاباد #نقده #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔17🕊8❤1👎1
دایه شریفه، مادر رامین حسینپناهی زندانی سیاسی اعدام شده،در پیامی خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی و همه بازداشتشدگان مراسم یادبود خسرو علیکردی وکیل دادگستری جان باخته در مشهد شد.
او در پیامی نوشت »نرگس محمدی برنده جایزه نوبل صلح یار خانواده ما و همه خانوادههای دادخواه همچنین سپیده قلیان عالیه مطلبزاده و چند عزیز دیگر در مشهد در مراسم یادبود وكيل حقوق بشری خسرو علیکردی بازداشت شدند به عنوان مادری دادخواه در کنار خانوادههایشان هستم و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی و همه بازداشتشدگان هستم همچنین همراه با تمامی داغدیدهگان تا رسیدن به عدالت و آزادی به دادخواهی ادامه خواهیم داد.»
۲۹ آذر ۱۴۰۴
ـ لازم به ذکر است، نرگس محمدی چند سال پیش و قبل از بازداشت دور قبلش در سال ۱۴۰۰، در مدت کوتاهی که آزاد بود، شهر به شهر به دیدار خانوادههای دادخواه میرفت و در یکی از سفرهایش به دیدار دایه شریفه رفته بود.
لازم به ذکر است، حکومت هفت سال پس از اعدام رامین حسینپناهی، هنوز محل دفن او را به این مادر داغدار اعلام نکرده است.
#دایه_شریفه #رامین_حسین_پناهی #نرگس_محمدی #جواد_علیکردی #خسرو_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
دایه شریفه، مادر رامین حسینپناهی زندانی سیاسی اعدام شده،در پیامی خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی و همه بازداشتشدگان مراسم یادبود خسرو علیکردی وکیل دادگستری جان باخته در مشهد شد.
او در پیامی نوشت »نرگس محمدی برنده جایزه نوبل صلح یار خانواده ما و همه خانوادههای دادخواه همچنین سپیده قلیان عالیه مطلبزاده و چند عزیز دیگر در مشهد در مراسم یادبود وكيل حقوق بشری خسرو علیکردی بازداشت شدند به عنوان مادری دادخواه در کنار خانوادههایشان هستم و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی و همه بازداشتشدگان هستم همچنین همراه با تمامی داغدیدهگان تا رسیدن به عدالت و آزادی به دادخواهی ادامه خواهیم داد.»
۲۹ آذر ۱۴۰۴
ـ لازم به ذکر است، نرگس محمدی چند سال پیش و قبل از بازداشت دور قبلش در سال ۱۴۰۰، در مدت کوتاهی که آزاد بود، شهر به شهر به دیدار خانوادههای دادخواه میرفت و در یکی از سفرهایش به دیدار دایه شریفه رفته بود.
لازم به ذکر است، حکومت هفت سال پس از اعدام رامین حسینپناهی، هنوز محل دفن او را به این مادر داغدار اعلام نکرده است.
#دایه_شریفه #رامین_حسین_پناهی #نرگس_محمدی #جواد_علیکردی #خسرو_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
❤19👍4
بازداشت رامین محمدیزاده، ۲۲ ساله، در اعتراضات یاسوج
بر اساس گزارشهای دریافتی، رامین محمدیزاده، ۲۲ ساله، شامگاه روز دوشنبه ۱۵ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات شهر یاسوج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، از نهاد بازداشتکننده، محل نگهداری و اتهامات احتمالی مطرحشده علیه این شهروند جوان اطلاعی در دست نیست.
در یاسوج روز. دوشنبه مردم معترض و خانوادههای بازداشتشدگان، جلوی فرمانداری تجمع کرده بودند. اعتراضات یاسوج در غروب روز ۱۵ دی ماه در خیابان ادامه یافت.
این بازداشت در ادامه موج برخوردهای امنیتی با معترضان در یاسوج و همزمان با تداوم اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف کشور صورت گرفته است.
#رامین_محمدی_زاده #یاسوج #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت رامین محمدیزاده، ۲۲ ساله، در اعتراضات یاسوج
بر اساس گزارشهای دریافتی، رامین محمدیزاده، ۲۲ ساله، شامگاه روز دوشنبه ۱۵ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات شهر یاسوج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، از نهاد بازداشتکننده، محل نگهداری و اتهامات احتمالی مطرحشده علیه این شهروند جوان اطلاعی در دست نیست.
در یاسوج روز. دوشنبه مردم معترض و خانوادههای بازداشتشدگان، جلوی فرمانداری تجمع کرده بودند. اعتراضات یاسوج در غروب روز ۱۵ دی ماه در خیابان ادامه یافت.
این بازداشت در ادامه موج برخوردهای امنیتی با معترضان در یاسوج و همزمان با تداوم اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف کشور صورت گرفته است.
#رامین_محمدی_زاده #یاسوج #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊9❤1
رامین پویافرد، شهروند ساکن فردیس، شامگاه پنجشنبه هجدهم دیماه در جریان اعتراضات مردمی، در فلکه پنجم فردیس با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سرکوبگر از ناحیه سر کشته شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، پدر یک دختر خردسال بود.
در اینستاگرامش خطاب به دخترش نوشته بود:
«دختر قشنگم لبخند و خندههایت که کیلومترها ادامه پیدا میکند، قلب و روح من گرم میشود. تو خیلی سریع بزرگ میشوی در حالی که من آرزو میکنم هر لحظه با تو بودن تا ابد ادامه داشته باشد.»
حالا دخترش تا ابد یاد پدر مهربانش را در دلش خواهد داشت و روزی که جمهوری اسلامی سقوط کند و قاتلان به جزای خود برسند، در کنار مردم جشن خواهد گرفت.
#رامین_پویافرد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات رسیده، پدر یک دختر خردسال بود.
در اینستاگرامش خطاب به دخترش نوشته بود:
«دختر قشنگم لبخند و خندههایت که کیلومترها ادامه پیدا میکند، قلب و روح من گرم میشود. تو خیلی سریع بزرگ میشوی در حالی که من آرزو میکنم هر لحظه با تو بودن تا ابد ادامه داشته باشد.»
حالا دخترش تا ابد یاد پدر مهربانش را در دلش خواهد داشت و روزی که جمهوری اسلامی سقوط کند و قاتلان به جزای خود برسند، در کنار مردم جشن خواهد گرفت.
#رامین_پویافرد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊3
جاویدنام رامین رئیسی از جانباختگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در اصفهان
رامین رئیسی، متولد ۲۹ بهمن ۱۳۷۵، در شب ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ و در پی فراخوان اعتراضی، با هدف تهیه و رساندن لوازم پزشکی به مجروحان در منطقه بهارستان اصفهان حضور داشت. او از همان شب ناپدید شد و هیچ اطلاعی از سرنوشتش در دسترس خانواده قرار نگرفت.
به گفته بستگان، خانواده رامین رئیسی در روزهای بعد برای پیگیری وضعیت او به نهادها و مراکز مختلف مراجعه کردند. در دو روز نخست، روایتهای متناقض و نادرستی از سوی مراجع غیررسمی ارائه شد؛ از جمله اینکه او به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده است. با این حال، هیچ نهاد رسمی مسئولیت بازداشت یا نگهداری او را نپذیرفت.
سرانجام پس از حدود ۱۰ روز بیخبری، در ۲۸ دیماه پیکر بیجان رامین رئیسی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و همراه با تهدید به خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری او با حضور افرادی ناشناس که بعدها مشخص شد «مامور لباسشخصی» بودهاند، در باغ رضوان اصفهان برگزار شد. هدف از این حضور امنیتی، تسریع در دفن پیکر و جلوگیری از شکلگیری هرگونه تجمع یا اعتراض عنوان شده است.
یک روز پس از خاکسپاری، علیرضا رئیسی، از بستگان نزدیک رامین بازداشت شد. از زمان این بازداشت تاکنون، خانواده در بیخبری کامل بهسر میبرند و هیچیک از نهادهای مسئول پاسخگوی وضعیت او نبودهاند.
رامین رئیسی دو ماه پیش از جانباختن، گواهینامه رانندگی جرثقیل دریافت کرده بود و قصد داشت بهطور رسمی مشغول به کار شود.
#رامین_رئیسی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
رامین رئیسی، متولد ۲۹ بهمن ۱۳۷۵، در شب ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ و در پی فراخوان اعتراضی، با هدف تهیه و رساندن لوازم پزشکی به مجروحان در منطقه بهارستان اصفهان حضور داشت. او از همان شب ناپدید شد و هیچ اطلاعی از سرنوشتش در دسترس خانواده قرار نگرفت.
به گفته بستگان، خانواده رامین رئیسی در روزهای بعد برای پیگیری وضعیت او به نهادها و مراکز مختلف مراجعه کردند. در دو روز نخست، روایتهای متناقض و نادرستی از سوی مراجع غیررسمی ارائه شد؛ از جمله اینکه او به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده است. با این حال، هیچ نهاد رسمی مسئولیت بازداشت یا نگهداری او را نپذیرفت.
سرانجام پس از حدود ۱۰ روز بیخبری، در ۲۸ دیماه پیکر بیجان رامین رئیسی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و همراه با تهدید به خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری او با حضور افرادی ناشناس که بعدها مشخص شد «مامور لباسشخصی» بودهاند، در باغ رضوان اصفهان برگزار شد. هدف از این حضور امنیتی، تسریع در دفن پیکر و جلوگیری از شکلگیری هرگونه تجمع یا اعتراض عنوان شده است.
یک روز پس از خاکسپاری، علیرضا رئیسی، از بستگان نزدیک رامین بازداشت شد. از زمان این بازداشت تاکنون، خانواده در بیخبری کامل بهسر میبرند و هیچیک از نهادهای مسئول پاسخگوی وضعیت او نبودهاند.
رامین رئیسی دو ماه پیش از جانباختن، گواهینامه رانندگی جرثقیل دریافت کرده بود و قصد داشت بهطور رسمی مشغول به کار شود.
#رامین_رئیسی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊5❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام رامین رئیسی و تولد او همزمان برگزار شد
جاویدنام رامین رئیسی، متولد ۲۹ بهمن ۱۳۷۵، در شب ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ و در پی فراخوان اعتراضی، با هدف تهیه و رساندن لوازم پزشکی به مجروحان در منطقه بهارستان اصفهان حضور داشت. او از همان شب ناپدید شد و هیچ اطلاعی از سرنوشتش در دسترس خانواده قرار نگرفت.
به گفته بستگان، خانواده رامین رئیسی در روزهای بعد برای پیگیری وضعیت او به نهادها و مراکز مختلف مراجعه کردند. در دو روز نخست، روایتهای متناقض و نادرستی از سوی مراجع غیررسمی ارائه شد؛ از جمله اینکه او به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده است. با این حال، هیچ نهاد رسمی مسئولیت بازداشت یا نگهداری او را نپذیرفت.
سرانجام پس از حدود ۱۰ روز بیخبری، در ۲۸ دیماه پیکر بیجان رامین رئیسی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و همراه با تهدید به خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری او با حضور افرادی ناشناس که بعدها مشخص شد «مامور لباسشخصی» بودهاند، در باغ رضوان اصفهان برگزار شد. هدف از این حضور امنیتی، تسریع در دفن پیکر و جلوگیری از شکلگیری هرگونه تجمع یا اعتراض عنوان شده است.
یک روز پس از خاکسپاری، علیرضا رئیسی، از بستگان نزدیک رامین بازداشت شد. از زمان این بازداشت تاکنون، خانواده در بیخبری کامل بهسر میبرند و هیچیک از نهادهای مسئول پاسخگوی وضعیت او نبودهاند.
رامین رئیسی دو ماه پیش از جانباختن، گواهینامه رانندگی جرثقیل دریافت کرده بود و قصد داشت بهطور رسمی مشغول به کار شود.
#رامین_رئیسی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام رامین رئیسی، متولد ۲۹ بهمن ۱۳۷۵، در شب ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ و در پی فراخوان اعتراضی، با هدف تهیه و رساندن لوازم پزشکی به مجروحان در منطقه بهارستان اصفهان حضور داشت. او از همان شب ناپدید شد و هیچ اطلاعی از سرنوشتش در دسترس خانواده قرار نگرفت.
به گفته بستگان، خانواده رامین رئیسی در روزهای بعد برای پیگیری وضعیت او به نهادها و مراکز مختلف مراجعه کردند. در دو روز نخست، روایتهای متناقض و نادرستی از سوی مراجع غیررسمی ارائه شد؛ از جمله اینکه او به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده است. با این حال، هیچ نهاد رسمی مسئولیت بازداشت یا نگهداری او را نپذیرفت.
سرانجام پس از حدود ۱۰ روز بیخبری، در ۲۸ دیماه پیکر بیجان رامین رئیسی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و همراه با تهدید به خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری او با حضور افرادی ناشناس که بعدها مشخص شد «مامور لباسشخصی» بودهاند، در باغ رضوان اصفهان برگزار شد. هدف از این حضور امنیتی، تسریع در دفن پیکر و جلوگیری از شکلگیری هرگونه تجمع یا اعتراض عنوان شده است.
یک روز پس از خاکسپاری، علیرضا رئیسی، از بستگان نزدیک رامین بازداشت شد. از زمان این بازداشت تاکنون، خانواده در بیخبری کامل بهسر میبرند و هیچیک از نهادهای مسئول پاسخگوی وضعیت او نبودهاند.
رامین رئیسی دو ماه پیش از جانباختن، گواهینامه رانندگی جرثقیل دریافت کرده بود و قصد داشت بهطور رسمی مشغول به کار شود.
#رامین_رئیسی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
❤13💔6
در پی انتشار خبر مرگ اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، برخی خانوادههای دادخواه با یادآوری رنجها و جنایتهایی که بر عزیزانشان رفته، به این خبر واکنش نشان دادند؛ واکنشهایی که بازتابی از سالها درد، خشم و مطالبه عدالت است.
رامتین فاتحی، فرزند دادخواه رامین فاتحی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی اکس نوشت:
«آرام بخواب بابا گیان،
در آستانه بهار و تولدت،
آمر شکنجه و قتل تو و هزاران آزادیخواه،
وزیر جلاد اطلاعات، (اسماعیل خطیب)، به سزای اعمالش رسید.»
رامین فاتحی ۴۴ ساله در جریان بازداشتهای گسترده در پی اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ در ۲۱ مهر ماه توسط اطلاعات سنندج بازداشت شد. او تحت شدیدترین و وحشیانهترین شکنجهها قرار گرفت و پس از ۹ روز در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به قتل رسید.
#سنندج #رامین_فاتحی #نه_به_جمهورى_اسلامى #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
رامتین فاتحی، فرزند دادخواه رامین فاتحی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی اکس نوشت:
«آرام بخواب بابا گیان،
در آستانه بهار و تولدت،
آمر شکنجه و قتل تو و هزاران آزادیخواه،
وزیر جلاد اطلاعات، (اسماعیل خطیب)، به سزای اعمالش رسید.»
رامین فاتحی ۴۴ ساله در جریان بازداشتهای گسترده در پی اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ در ۲۱ مهر ماه توسط اطلاعات سنندج بازداشت شد. او تحت شدیدترین و وحشیانهترین شکنجهها قرار گرفت و پس از ۹ روز در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به قتل رسید.
#سنندج #رامین_فاتحی #نه_به_جمهورى_اسلامى #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊5👍1
اعدام دو زندانی دیگر در ایران؛ جمهوری اسلامی رامین زله و کریم معروفپور را اعدام کرد
خبرگزاری میزان، رسانه وابسته به قوه قضائیه جمهوری اسلامی، اعلام کرد رامین زله و کریم معروفپور، دو شهروند ایرانی، صبح پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شدند. به گفته قوه قضائیه، این دو زندانی با اتهامهایی از جمله «تشکیل گروه با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «عضویت در گروههای تروریستی تجزیهطلب» و «قیام مسلحانه از طریق تشکیل گروههای مجرمانه» مواجه بودند.
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی میزان، رامین زله در مردادماه ۱۴۰۳ و کریم معروفپور در فروردینماه ۱۴۰۰ بازداشت شده بودند. قوه قضائیه مدعی شده است که این دو نفر در ارتباط با «گروههای تروریستی تجزیهطلب» فعالیت داشتهاند.
ارگان رسمی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی همچنین مدعی شد رامین زله «پس از طی دورههای آموزشی» از سوی یک گروه مسلح مأمور شده بود تا در «ناآرامیهای کشور» بهعنوان «لیدر» حضور داشته باشد. میزان همچنین نوشته است که این دو زندانی در جریان بازجوییها «اعتراف» کرده بودند که برای «ترور فرمانده پایگاه سپاه یکی از شهرستانهای غرب کشور» با یکدیگر همکاری داشته و اقدام به نگهداری سلاح کرده بودند.
این ادعاها در شرایطی مطرح شده که این زندانیان بدون دسترسی به وکیل انتخابی، محرومیت از ملاقات خانواده، تحمل شکنجه و سلول انفرادی و اجبار به اعتراف علیه خود، در روندی ناعادلانه به مجازات غیرانسانی اعدام محکوم شدند.
از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، روند اجرای احکام اعدام در جمهوری اسلامی شدت گرفته و در برخی روزها چندین حکم اعدام به اجرا درآمده است. در هفتههای اخیر نیز گزارشهای متعددی از اجرای پیدرپی احکام اعدام منتشر شده است.
#رامین_زله #کریم_معروفپور #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
خبرگزاری میزان، رسانه وابسته به قوه قضائیه جمهوری اسلامی، اعلام کرد رامین زله و کریم معروفپور، دو شهروند ایرانی، صبح پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شدند. به گفته قوه قضائیه، این دو زندانی با اتهامهایی از جمله «تشکیل گروه با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «عضویت در گروههای تروریستی تجزیهطلب» و «قیام مسلحانه از طریق تشکیل گروههای مجرمانه» مواجه بودند.
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی میزان، رامین زله در مردادماه ۱۴۰۳ و کریم معروفپور در فروردینماه ۱۴۰۰ بازداشت شده بودند. قوه قضائیه مدعی شده است که این دو نفر در ارتباط با «گروههای تروریستی تجزیهطلب» فعالیت داشتهاند.
ارگان رسمی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی همچنین مدعی شد رامین زله «پس از طی دورههای آموزشی» از سوی یک گروه مسلح مأمور شده بود تا در «ناآرامیهای کشور» بهعنوان «لیدر» حضور داشته باشد. میزان همچنین نوشته است که این دو زندانی در جریان بازجوییها «اعتراف» کرده بودند که برای «ترور فرمانده پایگاه سپاه یکی از شهرستانهای غرب کشور» با یکدیگر همکاری داشته و اقدام به نگهداری سلاح کرده بودند.
این ادعاها در شرایطی مطرح شده که این زندانیان بدون دسترسی به وکیل انتخابی، محرومیت از ملاقات خانواده، تحمل شکنجه و سلول انفرادی و اجبار به اعتراف علیه خود، در روندی ناعادلانه به مجازات غیرانسانی اعدام محکوم شدند.
از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، روند اجرای احکام اعدام در جمهوری اسلامی شدت گرفته و در برخی روزها چندین حکم اعدام به اجرا درآمده است. در هفتههای اخیر نیز گزارشهای متعددی از اجرای پیدرپی احکام اعدام منتشر شده است.
#رامین_زله #کریم_معروفپور #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔6🕊3❤2
نوزدهم خرداد، زادروز پزشکی است که شرافت را به ترس نفروخت و وجدان را در برابر قدرت به زانو درنیاورد؛ زادروز دکتر رامین پوراندرجانی.
رامین اگر کشته نمیشد، امروز چهلوسه ساله میشد. شاید همچنان با روپوش سپید پزشکی در خدمت مردم بود، جان بیماران را نجات میداد و در کنار خانوادهاش زندگی آرام و شرافتمندانهای داشت. اما سرنوشت او با حقیقتی تلخ و با روزهایی گره خورد که در بازداشتگاه کهریزک بر بسیاری از جوانان این سرزمین گذشت.
من مسعود علیزاده به عنوان یکی از قربانیان کهریزک، یک بار در دادسرای سازمان قضایی نیروهای مسلح با دکتر رامین پوراندرجانی و پدرش دیدار و گفتوگو کردم. هنوز نگاه نگران اما استوار او را به یاد دارم؛ نگاهی که در آن هم اندوه دیده میشد و هم پایبندی به حقیقت.
من بر پایه آنچه دیدهام، شنیدهام و باور دارم، معتقدم رامین پوراندرجانی جان خود را از دست نداد، بلکه جانش را گرفتند؛ زیرا حاضر نشد درباره آنچه در کهریزک دیده بود سکوت کند، حقیقت را پنهان سازد یا چشم بر رنج و سرنوشت قربانیان ببندد. او حاضر نشد قتل جانباختگان کهریزک را به روایتی نسبت دهد که با مشاهدات و وجدان حرفهایاش سازگار نبود و آن را مننژیت اعلام کند.
رامین میتوانست راهی آسانتر را انتخاب کند. میتوانست سکوت کند، چشم فروبندد و با تأیید روایتی که با وجدان و دانستههایش سازگار نبود، امنیت خود را حفظ کند. اما چنین نکرد. او نخواست حقیقتی را که دیده بود قربانی مصلحت کند و وجدان خود را به بهای آسایش و امنیت شخصی بفروشد.
رامین عزیز،
سالها از رفتنت گذشته است، اما نامت همچنان در حافظه و قلب بسیاری از ما زنده است. آنان که روزهای تلخ و فراموشنشدنی قتلگاه کهریزک را از نزدیک لمس کردهاند، هرگز تو را از یاد نخواهند برد. برای بسیاری از ما، تو تنها یک پزشک نبودی؛ نماد وجدانی بودی که زیر سنگینترین فشارها، تهدیدها و هراسها نیز خاموش نشد.
امروز، در زادروزت، با احترام، اندوه و سپاس از تو یاد میکنیم؛ از انسانی که به باور ما، حقیقت را بر مصلحت ترجیح داد و بهای سنگینی برای این انتخاب پرداخت. نامت با شرافت گره خورده است و یادت در خاطر ما جاودانه خواهد ماند.
یادت گرامی، راهت پررهرو و نامت جاودان.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#رامین_پوراندرجانی #کهریزک #شرافت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
نوزدهم خرداد، زادروز پزشکی است که شرافت را به ترس نفروخت و وجدان را در برابر قدرت به زانو درنیاورد؛ زادروز دکتر رامین پوراندرجانی.
رامین اگر کشته نمیشد، امروز چهلوسه ساله میشد. شاید همچنان با روپوش سپید پزشکی در خدمت مردم بود، جان بیماران را نجات میداد و در کنار خانوادهاش زندگی آرام و شرافتمندانهای داشت. اما سرنوشت او با حقیقتی تلخ و با روزهایی گره خورد که در بازداشتگاه کهریزک بر بسیاری از جوانان این سرزمین گذشت.
من مسعود علیزاده به عنوان یکی از قربانیان کهریزک، یک بار در دادسرای سازمان قضایی نیروهای مسلح با دکتر رامین پوراندرجانی و پدرش دیدار و گفتوگو کردم. هنوز نگاه نگران اما استوار او را به یاد دارم؛ نگاهی که در آن هم اندوه دیده میشد و هم پایبندی به حقیقت.
من بر پایه آنچه دیدهام، شنیدهام و باور دارم، معتقدم رامین پوراندرجانی جان خود را از دست نداد، بلکه جانش را گرفتند؛ زیرا حاضر نشد درباره آنچه در کهریزک دیده بود سکوت کند، حقیقت را پنهان سازد یا چشم بر رنج و سرنوشت قربانیان ببندد. او حاضر نشد قتل جانباختگان کهریزک را به روایتی نسبت دهد که با مشاهدات و وجدان حرفهایاش سازگار نبود و آن را مننژیت اعلام کند.
رامین میتوانست راهی آسانتر را انتخاب کند. میتوانست سکوت کند، چشم فروبندد و با تأیید روایتی که با وجدان و دانستههایش سازگار نبود، امنیت خود را حفظ کند. اما چنین نکرد. او نخواست حقیقتی را که دیده بود قربانی مصلحت کند و وجدان خود را به بهای آسایش و امنیت شخصی بفروشد.
رامین عزیز،
سالها از رفتنت گذشته است، اما نامت همچنان در حافظه و قلب بسیاری از ما زنده است. آنان که روزهای تلخ و فراموشنشدنی قتلگاه کهریزک را از نزدیک لمس کردهاند، هرگز تو را از یاد نخواهند برد. برای بسیاری از ما، تو تنها یک پزشک نبودی؛ نماد وجدانی بودی که زیر سنگینترین فشارها، تهدیدها و هراسها نیز خاموش نشد.
امروز، در زادروزت، با احترام، اندوه و سپاس از تو یاد میکنیم؛ از انسانی که به باور ما، حقیقت را بر مصلحت ترجیح داد و بهای سنگینی برای این انتخاب پرداخت. نامت با شرافت گره خورده است و یادت در خاطر ما جاودانه خواهد ماند.
یادت گرامی، راهت پررهرو و نامت جاودان.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#رامین_پوراندرجانی #کهریزک #شرافت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤8
چند روز پیش از صدور حکم اعدام برای ۱۲ تن از بازداشتشدگان دی ماه خونین ۱۴۰۴ در اصفهان خبر دادیم. یکی از افراد محکوم به اعدام «علیزضا رئیسی» است. او فرزند دختر عموی جاویدنام رامین رئیسی از کشته شدگان دی ماه است.
رامین رئیسی ۱۹ دی ماه کشته شد، پیکرش ۲۸ دی ماه به خانواده تحویل داده و در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. یک روز بعد از آن علیرضا رئیسی را بازداشت کردند.
تا بیست روز کسی از او خبر نداشت، بعدها خبر رسید که تهدید به تزریق آمپول هوا شده و زیر شکنجه بود تا به اعترافات اجباری تن دهد.
چند روز پیش خبر رسید که به اعدام محکوم شده است.
در جریان اعتراضات روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان، واقع بین ملکشهر و کاوه، مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند که چهار عضو بسیج در این محل کشته شدهاند.
پس از این واقعه، در مرحله نخست ۵۹ نفر بازداشت شدند. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره این پرونده، ۲۳ نفر از بازداشتشدگان، با وجود آنکه گفته میشود نقشی در کشته شدن این چهار نفر نداشتهاند، تنها برای تکمیل پرونده با احکام ۵ تا ۱۰ سال حبس روبهرو شدهاند.
همچنین ۱۲ نفر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شدهاند. گزارشها حاکی است که احکام این دوازده نفر در ۱۴ تیر ۱۴۰۵ در دیوان عالی کشور تأیید شده و پرونده برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.
دادستان این پرونده محمد نخجوان و قضات آن محمد براتیدرچه و محمد توکلی (معروف به وکیلی) هستند. محمد توکلی پیشتر نیز قاضی پرونده «خانه اصفهان» بوده است.
#علیرضا_رئیسی #رامین_رئیسی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
رامین رئیسی ۱۹ دی ماه کشته شد، پیکرش ۲۸ دی ماه به خانواده تحویل داده و در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. یک روز بعد از آن علیرضا رئیسی را بازداشت کردند.
تا بیست روز کسی از او خبر نداشت، بعدها خبر رسید که تهدید به تزریق آمپول هوا شده و زیر شکنجه بود تا به اعترافات اجباری تن دهد.
چند روز پیش خبر رسید که به اعدام محکوم شده است.
در جریان اعتراضات روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان، واقع بین ملکشهر و کاوه، مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند که چهار عضو بسیج در این محل کشته شدهاند.
پس از این واقعه، در مرحله نخست ۵۹ نفر بازداشت شدند. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره این پرونده، ۲۳ نفر از بازداشتشدگان، با وجود آنکه گفته میشود نقشی در کشته شدن این چهار نفر نداشتهاند، تنها برای تکمیل پرونده با احکام ۵ تا ۱۰ سال حبس روبهرو شدهاند.
همچنین ۱۲ نفر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شدهاند. گزارشها حاکی است که احکام این دوازده نفر در ۱۴ تیر ۱۴۰۵ در دیوان عالی کشور تأیید شده و پرونده برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.
دادستان این پرونده محمد نخجوان و قضات آن محمد براتیدرچه و محمد توکلی (معروف به وکیلی) هستند. محمد توکلی پیشتر نیز قاضی پرونده «خانه اصفهان» بوده است.
#علیرضا_رئیسی #رامین_رئیسی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊6❤3