آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.1K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
اتهام محاربه و بغی علیه رزگار بیگزاده بابامیری به دلیل تأمین دارو برای مجروحان اعتراضات ۱۴۰۱

رزگار بیگزاده بابامیری، زندانی سیاسی اهل بوکان، تنها به جرم کمک به مجروحان سرکوب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، با اتهامات سنگینی از جمله «محاربه» و «بغی» روبرو شده است.

به گزارش ایران اینترنشنال، شعبه ۱۰ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه برای این زندانی سیاسی کیفرخواستی صادر کرده و اتهاماتی همچون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تأمین مالی تروریسم»، «تبلیغ علیه نظام»، «جاسوسی و همکاری با دول متخاصم»، «داشتن تجهیزات اینترنت ماهواره‌ای (استارلینک)»، «حمل سلاح غیرمجاز»، «عضویت در گروه‌های غیرقانونی» و «آمریت در ترور» را به وی نسبت داده است.

با این حال، رزگار بیگزاده در جلسه دادگاه تمامی این اتهامات را رد کرده و تصریح کرده که تنها اقدامی که انجام داده، تأمین دارو برای مجروحانی بوده که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ سرکوب شده بودند. او تأکید کرده که این کمک‌ها را به‌صورت ناشناس به دست آن‌ها رسانده و یک دستگاه اینترنت ماهواره‌ای استارلینک را نیز تنها برای استفاده شخصی خریداری کرده است.

به گفته دختر این زندانی سیاسی، او بیش از ۶۰۰ روز است که در بازداشت موقت به سر می‌برد و در این مدت تحت فشارهای شدید روحی و شکنجه قرار گرفته است.

رزگار بیگزاده بابامیری در حالی با چنین اتهاماتی مواجه شده که تأمین دارو برای آسیب‌دیدگان یک حرکت اعتراضی، اقدامی انسانی و به دور از خشونت است. انتساب این اتهامات سنگین به فردی که تنها برای نجات جان انسان‌ها تلاش کرده، بار دیگر سرکوب بی‌رحمانه و سیاست‌های ظالمانه دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی را آشکار می‌کند.


طرح از آیلین فلاح

#رزگار_بیگ_زاده_بابامیری #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔41🕊5👍21
درخواست فوری برای رسیدگی به وضعیت یک زندانی سیاسی در ایران

رزگار بیگزاده بابامیری، کشاورز ساده‌ای از بوکان، به اتهام کمک بشردوستانه به معترضان مجروح در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» به طور خودسرانه بازداشت و شکنجه شده است. اکنون او در خطر صدور حکم اعدام قرار دارد. دختر او، ژینو بیگزاده بابامیری، در این نامه از گزارشگران حقوق بشر خواستار مداخله فوری برای نجات جان پدرش شده است.

درخواست فوری برای رسیدگی به وضعیت رزگار بیگزاده بابامیری، زندانی سیاسی

خطاب به:

خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران

خانم سارا حسین، رئیس هیئت بین‌المللی حقیقت‌یاب مستقل درباره جمهوری اسلامی ایران

خانم ساتو و خانم حسین،
من، ژینو بیگزاده بابامیری، دختر رزگار بیگزاده بابامیری، زندانی سیاسی کُرد در ایران هستم. این نامه را برای توجه فوری شما به وضعیت بحرانی پدرم و نقض آشکار حقوق انسانی او می‌نویسم.

پدرم، کشاورزی ساده و شهروندی عادی از اهالی شهرستان بوکان در کردستان ایران، بنابر اتهاماتی کاملاً بی‌اساس در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شده است. وی صرفاً به دلیل کمک‌های انسان‌دوستانه به معترضان مجروح در جریان سرکوب خونین معترضین در شهرهای کردستان، تحت بازداشت، شکنجه و در خطر صدور حکم اعدام قرار دارد.

ربایش و بازداشت خودسرانه

در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، شهرهای کردستان آماج حملات و سرکوب خونین نیروهای حکومتی قرار گرفتند. نیروهای امنیتی حکومت به شدیدترین وجه ممکن اعتراضات مسالمت‌آمیز شهروندان را سرکوب کردند. در این راستا، معترضان مجروح به دلیل بیم از بازداشت توسط نیروهای امنیتی از مراجعه به بیمارستان‌ها خودداری می‌کردند. در چنین شرایط بحرانی حادث شده، شهروندان عادی نظیر پدرم برای حمایت از مجروحان و قربانیان، طی اقداماتی بشر‌دوستانه مبادرت به توزیع دارو و کمک‌های ضروری به مجروحان کردند. این اقدامات پدرم کاملاً داوطلبانه و صرفاً بر مبنای حس شفقت و کرامت ذاتی انسانی بوده است.

در این راستا و با تشدید ربودن و بازداشت‌های فله‌ای، در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، پدرم توسط مأموران وزارت اطلاعات مورد ناپدیدی قهری قرار گرفت. بیش از چهار ماه، خانواده ما هیچ اطلاعی از محل نگهداری او نداشت. علیرغم تلاش‌های مکرر ما برای یافتن او از طریق مراجع قضایی و امنیتی، هیچ اطلاعاتی ارائه نشد. متعاقب چهار ماه ناپدیدی قهری مطلع شدیم که پدرم در یک بازداشتگاه مخفی-امنیتی وزارت اطلاعات در شهر ارومیه نگهداری می‌شود.

شکنجه و اعترافات اجباری

پدرم در دوران بازداشت تحت شدیدترین شکنجه‌های جسمانی و روانی قرار داشته تا بنابر خواست بازجویان امنیتی، تن به اعترافات اجباری بدهد. طی ایام بازجویی، بر اثر شکنجه قدرت شنوایی یکی از گوش‌های خود را از دست می‌دهد. در این راستا، پدرم ضمن شکایت از بازجویان وزارت اطلاعات به دلیل اعمال شکنجه در سازمان قضایی نیروهای مسلح ارومیه، تقاضای معاینه توسط پزشکی قانونی را داد که شکایت و درخواست وی رد شد. (شماره پرونده: 140335390007386765/29.09.1403)

اتهامات بی‌اساس و تحصیل ادله نامشروع توسط بازجویان

متعاقب ناپدیدی قهری و بازداشت غیرقانونی، در مرحله تحقیقات مقدماتی در دادسرای ارومیه، پدرم با اتهامات سنگینی از جمله «بغی»، «جاسوسی» و «قتل» مواجه شد. شایان ذکر است این اتهامات سنگین بر اساس قوانین جزایی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند منجر به اعدام شود. قویاً اعلام می‌دارم این پرونده‌سازی بنابر رویه معمول مأموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران است.

نقض دادرسی منصفانه و حقوق متهم

نقض اصل ۳۲ قانون اساسی ایران: پدرم بدون هرگونه الزامات اساسی در خصوص بازداشت یک متهم، ربوده و نه بازداشت شده است.

نقض اصل ۳۸ قانون اساسی ایران و مواد ۶۰ و ۱۹۵ قانون آیین دادرسی کیفری: تمامی اشکال شکنجه حتی بر اساس قوانین داخلی جمهوری اسلامی مشمول ممنوعیت صریح می‌باشد و هرگونه اعتراف تحت شکنجه غیرقابل استماع است.

نقض مواد ۳۵، ۴۸ و ۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری: پدرم از بدو بازداشت از دسترسی به مشاوره حقوقی و وکیل انتخابی مستقل محروم بوده است. ایضاً، حق بر داشتن وکیل و حقوق متهم به هیچ عنوان به وی تفهیم نشده است.

نقض میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: دولت جمهوری اسلامی ایران در قضیه اخیر به‌عنوان یکی از طرفین میثاق حقوق مدنی و سیاسی، ناقض تعهدات بین‌المللی خود در خصوص دادرسی منصفانه، رهایی از شکنجه و ممنوعیت بازداشت خودسرانه است.

با توجه به خطر قریب‌الوقوع صدور حکم اعدام برای پدرم، از شما درخواست می‌کنم به اقدامات زیر مبادرت ورزید:

ادامه در آدرس زیر:
https://tinyurl.com/2d4mctkd


#رزگار_بیگ_زاده_بابامیری #نه_به_اعدام #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍234
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختر رزگار بیگزاده بابامیری، زندانی سیاسی‌ای که با اتهامات سنگینی در زندان است، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

پدرم یک تولّد دیگر را در زندان های جمهوری اسلامی سپری کرد...
او به جرم کمک رسانی به مجروحین جنبش #زن_زندگی_آزادی ، در خطر احکام سنگین است.
تنهایش نگذاریم! صدای عدالت باشیم!

باوکم لە دایکبوونێکی دیکەی لە بەندیخانەکانی کۆماری ئێسلامی ئێران بردەسەر ...
تەنها تاوانی باوکم یارمەتیدانی هاونیشتمانیەکانی و بریندارانی بزوتنەوەی #ژن_ژیان_ئازادی بووه.
باوکم شایەنی ئازادیە! باوکم تەنها نەهێڵن!


#رزگار_بابامیری #رزگار_بیگ_زاده_بابامیری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
31👍5🕊3💔2
اعتصاب غذای رزگار بیگزاده بابامیری در زندان ارومیه در اعتراض به بلاتکلیفی پرونده‌اش

رزگار بیگزاده بابامیری، زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه که با اتهاماتی همچون «بغی» و «محاربه» مواجه است، از روز پنجشنبه ۱۸ بهمن‌ماه در اعتراض به وضعیت نامشخص پرونده خود و عدم رسیدگی به خواسته‌هایش، دست به اعتصاب غذای خشک زده است.

به گفته ژینو بیگزاده بابامیری، دختر این زندانی، او در واکنش به رفتارهای غیرانسانی مسئولان زندان، بلاتکلیفی پرونده و بی‌توجهی به درخواست‌هایش، اعتصاب خود را آغاز کرده است.

رزگار بیگزاده در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ در بوکان توسط نیروهای امنیتی به دلیل کمک‌رسانی به مجروحان اعتراضات سال ۱۴۰۱ بازداشت شد. او نزدیک به چهار ماه را در بازداشتگاه‌های اداره اطلاعات بوکان و ارومیه تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری سپری کرد و سپس به زندان ارومیه منتقل شد.

اتهاماتی که علیه او مطرح شده شامل محاربه، بغی، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تأمین مالی تروریسم، تبلیغ علیه نظام، جاسوسی، همکاری با دولت‌های متخاصم، داشتن تجهیزات اینترنت ماهواره‌ای (استارلینک)، نگهداری سلاح غیرمجاز، عضویت در گروه‌های غیرمجاز و آمریت در یک پرونده قتل است.

جلسه دادگاه او از بابت یکی از این اتهامات، روز دوشنبه ۳ دی‌ماه در دادگاه کیفری ارومیه برگزار شد، در حالی که بخش دیگری از پرونده‌اش همچنان در شعبه یک دادگاه انقلاب این شهر در حال بررسی است.

بیگزاده پیش‌تر در نامه‌ای خطاب به قاضی پرونده، اعتراض خود را نسبت به ۱۳۳ روز بازجویی، برگزاری دادرسی به‌صورت الکترونیکی، ممانعت از حضور وکیل در جلسات دادگاه و عدم رسیدگی به شکایتش درباره شکنجه‌های دوران بازداشت اعلام کرده بود.

او پیش از بازداشت، به کشاورزی در بوکان مشغول بود.

#رزگار_بابامیری #رزگار_بیگ_زاده_بابامیری
#یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔27😍1
پژمان سلطانی، از بازداشت‌شدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، به اعدام محکوم شد

شبکه حقوق بشر کردستان، خبر از صدور حکم اعدام برای یکی از بازداشت‌شدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ داد و نوشت: «شعبه یک دادگاه کیفری ویژه نوجوانان در استان آذربایجان‌غربی، پژمان سلطانی، از بازداشت‌شدگان جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» را به اتهام «قتل عمد» به اعدام (قصاص نفس) محکوم کرد.»

اگر چه اطلاعات بیشتری از سوی شبکه خبری کردستان درباره پژمان سلطانی منتشر شده است اما به گزارش این شبکه، روز یک شنبه ۲۱ بهمن احکام چهارتن از معترضان خیزش مهسا امینی صادر شده است که در جریان آن، رزگار بیگزاده بابامیری و علی (سوران) قاسمی، دو بازداشت‌شده دیگر این پرونده، به اتهام «مباشرت در قتل» به ترتیب به ۱۵ سال و ۱۰ سال و یک روز حبس تعزیری محکوم شده‌اند. کاوه صالحی، نفر چهارم این پرونده، از تمامی اتهامات تبرئه شده است.

بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، جلسه دادگاه این چهار زندانی سیاسی در تاریخ ۹ دی ۱۴۰۳ در شعبه یک دادگاه کیفری ویژه نوجوانان استان آذربایجان‌غربی برگزار و در تاریخ ۲۶ دی حکم صادره به آن‌ها در زندان ابلاغ شد.

#پژمان_سلطانی #رزگار_بیگ_زاده_بابامیری #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔311👍1
رزگار بیگزاده بابامیری: گفتند جنازه‌ات را در کانال فاضلاب و دریاچه و گورهای دسته‌جمعی ناشناس مخفی می‌کنیم

رزگار بیگزاده بابامیری، زندانی سیاسی، طی نامه‌ای از شکنجه‌هایی که در زندان بر او رفته است گفته است. متن این نامه در ادامه می‌آید:
در تلاشم با نگارش این متن که داستان ۱۳۰ روز بازداشت و وضعیت من [را] در تمام این مدت بازگو می‌کند، صدای خودم را به دنیای متمدن برسانم. در شرایطی که تحت نظارت مداوم مخبرین و سیستم‌های نظارتی زندان به سر می‌برم و طبیعتا تنش و فشار مضاعف و مستمری را تجربه می‌کنم، تمرکز یافتن در نگارش کار چندان ساده‌ای نیست.
در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ طی یک تماس تلفنی از سوی فردی به نام سعیدی که خود را مأمور اداره اطلاعات بوکان معرفی نمود، در ساعت ۵ عصر به مکانی در حوالی تالار روژ در حومه شهر بوکان فراخوانده شدم و پس از مراجعه به محل مورد اشاره توسط سعیدی و فرد دیگری که بعدا فهمیدم بازجوی پرونده ماست و نام سازمانی‌اش قربانی است، به اداره اطلاعات بوکان منتقل شدم. تا حوالی ساعت ۱۰ شب در یک اتاق بازداشت شدم از ساعت ۱۰ شب تیم بازجویان شامل ۶ نفر که شامل سعیدی و قربانی و رییس اداره اطلاعات بوکان موسوم به نام سازمانی حجتی، و سه مامور ناشناس دیگر به صورت شیفتی مورد وحشیانه‌ترین اشکال شکنجه و ضرب‌و‌شتم قرار گرفتم.
ضمن ضرب‌وشتم مداوما مورد تهدید به مرگ و توهین و تحقیر قرار می‌گرفتم و مرتب توسط حجتی و قربانی و سعیدی متذکر می‌شدم که در مکانی هستم که قبلا ده‌ها نفر از به‌قول خودشان «اغتشاش‌گر[ان]» تحت شکنجه کشته شده‌اند؛ قرار دارم و به سرنوشت آنان گرفتار می‌شوم و عاقبت جنازه‌ام مثل جنازه‌ آنان در دریاچه سد بوکان و کانال فاضلاب و گورهای دسته‌جمعی پرت خواهد شد.
تمام تلاش خود را معطوف این مسئله نمودند به من بفهمانند به آخر خط رسیده‌ام و آنهایی که شکنجه‌‌ام می‌کنند در مصونیت مطلق قانونی قرار دارند و مرگ من هیچ عواقبی برای شکنجه‌گرانم نخواهد داشت. صد البته توحش آنان در شکنجه به خوبی نشان می‌داد واقعا هیچ نگرانی نسبت به مرگ من تحت شکنجه ندارند. در طول سه شب شکنجه در اداره اطلاعات بوکان ده‌ها بار زیر ضرب‌وشتم و شوک‌های الکتریکی بیهوش شدم.
[در پی] بیش از حدود ۷۲ ساعت شکنجه مداوم در معیت چند متهم دیگر در یک ون ویژه حمل زندانیان تحت اسکورت کاروانی از خودروهای حامل افراد لباس شخصی مسلح با تدابیری ویژه و شبانه به بازداشتگاه اداره اطلاعات استان آذربایجان غربی واقع در ارومیه منتقل شدم.
از همان ابتدا در ارومیه تحت شکنجه‌هایی به قول خودشان تخصصی و حرفه‌ای و متنوع و برنامه‌ریزی‌شده قرار گرفتم. تکنیک‌های متنوعی در بازجویی‌های بازداشتگاه ارومیه بر من اعمال شد که تعدادی از آنان را به اختصار بازگو می‌کنم تا خواننده این متن بهتر در جریان حال‌وهوای مهیب شکنجه‌ها قرار گیرد.
۱- تکنیک القای خفگی: با دست و پا و چشم بسته در حالی که کیسه‌ای بر سر من کشیده می‌شد، به صورت افقی و به پشت در جایی شبیه حمام یا سرویس دستشویی قرار داده می‌شدم و جریان آب بر روی سر و صورت من باز می‌شد که مرگ در هراس از خفگی را به صورت وحشتناک بر من القا می‌کرد.
۲- تکنیک اعدام صوری (دار زدن): من را با صورت و دست و چشم بسته در نیمه‌های شب کاملا ناگهانی از سلول انفرادی به یک اتاق نامعلوم منتقل می‌کردند و وادارم می‌کردند ساعت‌ها با طنابی دور گردن روی یک چهارپایه بایستم و من را تهدید به اعدام در گمنامی و خفا می‌کردند و سعی می‌کردند تا جایی که می‌شود، مرعوبم کنند.
۳- تکنیک اعدام صوری (تیر باران): با دست و پا و چشمان بسته ضمن تهدید و تحقیر و استهزاء مدام، با چکاندن ماشه سلاح‌هایشان به من می‌گفتند: اسمت را هیچ کجا به عنوان زندانی ثبت نکرده‌ایم که وقتی حین بازجویی کشته شدی به‌راحتی جنازه‌ات را مثل جنازه اغتشاشگران (معترضین) در کانال فاضلاب و در دریاچه و گورهای دسته‌جمعی ناشناس مخفی کنیم.
۴- تکنیک شوک الکتریکی: با چشم بسته و دست‌های بسته به صندلی طناب‌پیچ می‌شدم و توسط مامورین اداره اطلاعات، ضمن توهین و تحقیر و ورود به حریم شخصی و خانوادگی با وارد کردن شوک الکتریکی به نرمه گوش، بیضه‌ها، نوک سینه‌ها، ستون فقرات، پهلو و زیربغل‌ها و ران‌ها و گیجگاهم درد وحشتناکی را به من وارد می‌نمودند تا آنچه را می‌خواستند بنویسم یا جلو دوربین تکرار کنم.
۵- تکنیک اعمال بی‌خوابی مستمر: مامورین اداره اطلاعات چندین شبانه‌روز پی‌درپی، با سرکشی مداوم و ایجاد سروصدا و ناسزا و ورود به سلول و ضرب‌وشتم و هر وسیله‌ی دیگری که بتواند مانع خواب من شود، تلاش می‌کردند مانع تمرکز و آرامشم شوند تا مقاومتم بشکند و طبق سناریوهای بازجویان بنویسم و جلو دوربین دیکته‌های آنان را تکرار کنم. این در حالی است که تنها جرم من کمک به همنوع است.

ادامه نامه را در سایت توانا بخوانید


#رزگار_بابامیری #رزگار_بیگ_زاده_بابامیری #بیانیه
💔40👍61