«در سفر به کردستان، شنیدن پایان زندگی دختر معترض کردستان؛ شلر، آن لاله واژگون کوهستان، رنج زنان در سلول انفرادی را دوباره به تصویر کشید.
در سلول انفرادی چه بر سر شلر آمد که مرگ را به بازگشت به سلول ترجیح داد؟
شلر دانشجوی رشته علوم سیاسی در دانشگاه رازی کرمانشاه بود ،۲۴مهرماه سال نود، رهبر حکومت برای سخنرانی در جمع دانشجویان به دانشگاه رازی میرود و شلر به اتفاق ۸۶ دانشجوی دیگر طوماری انتقادی را تهیه کرده و در جلسه قرائت میکنند. دو روز بعد شلر سر کلاس درس بازداشت میشود، البته ربوده میشود.
تا پنج ماه هیچکس خبری از شلر نداشت تا اینکه بهمن ماه تماسی از زندان اوین با پدر شلر گرفته میشود و شلر با قید وثیقه آزاد میشود. شلر حاضر به ترک وطن نمیشود، در تلاش برای ادامه تحصیل در دورههای فوق ثبت نام میکند و کتاب میخرد و بخشی را نیز سفارش میدهد.
ناگهان دی ماه سال نود و یک از دادستانی تماس میگیرند که شلر را به زندان بازگردانید. وضعیت شلر در روز آزادی به قید وثیقه دردناک و جانکاه بوده . دختری که ورزشکار و نابغه بود و سرشار از عشق و شور زندگی و سرزندگی، از در زندان با کمک چند زن که زیر بغلش را گرفته بودند، پا به بیرون میگذارد. دوباره فراخواندن او، دوباره رفتن او به سلول، دوباره رنج جانکاه و ...! نمیدانم طی پنج ماه چه بر او گذشته بود؟
یک روز بعد شلر تفنگ شکاری بابا بزرگ را در روستای قلعه گلینه در میان کوههای پر درد کردستان به سینهاش میفشارد و ماشه میکشد اما خود را به دست ماموران حکومت نمیسپارد. روایت سلولهای انفرادی در سینه برخی ماند و به سینه کوهستانها سپرده شد، چه بر سرشان آمد؟»
متن و تصاویر (کلیک کنید) از اینستاگرام نرگس محمدی
اگر در جریان بازداشت شلر، او از حق داشتن وکیل برخوردار بود و حقوقی که باید در مورد متهمان رعایت شود، نقض نمیشد، شلر سرنوشت دیگری پیدا میکرد.
به نظر شما چگونه میتوان به زندانیهایی که کمتر شناخته شده هستند، به لحاظ حقوقی یاری رساند؟ وکلای دادگستری چه اقدامهایی میتوانند انجام دهند؟ خانوادهها چطور؟ چه آموزشهایی باید ببینند؟
#شکنجه #حقیقت_زندان #سلول_انفرادی #شلر
#یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در سلول انفرادی چه بر سر شلر آمد که مرگ را به بازگشت به سلول ترجیح داد؟
شلر دانشجوی رشته علوم سیاسی در دانشگاه رازی کرمانشاه بود ،۲۴مهرماه سال نود، رهبر حکومت برای سخنرانی در جمع دانشجویان به دانشگاه رازی میرود و شلر به اتفاق ۸۶ دانشجوی دیگر طوماری انتقادی را تهیه کرده و در جلسه قرائت میکنند. دو روز بعد شلر سر کلاس درس بازداشت میشود، البته ربوده میشود.
تا پنج ماه هیچکس خبری از شلر نداشت تا اینکه بهمن ماه تماسی از زندان اوین با پدر شلر گرفته میشود و شلر با قید وثیقه آزاد میشود. شلر حاضر به ترک وطن نمیشود، در تلاش برای ادامه تحصیل در دورههای فوق ثبت نام میکند و کتاب میخرد و بخشی را نیز سفارش میدهد.
ناگهان دی ماه سال نود و یک از دادستانی تماس میگیرند که شلر را به زندان بازگردانید. وضعیت شلر در روز آزادی به قید وثیقه دردناک و جانکاه بوده . دختری که ورزشکار و نابغه بود و سرشار از عشق و شور زندگی و سرزندگی، از در زندان با کمک چند زن که زیر بغلش را گرفته بودند، پا به بیرون میگذارد. دوباره فراخواندن او، دوباره رفتن او به سلول، دوباره رنج جانکاه و ...! نمیدانم طی پنج ماه چه بر او گذشته بود؟
یک روز بعد شلر تفنگ شکاری بابا بزرگ را در روستای قلعه گلینه در میان کوههای پر درد کردستان به سینهاش میفشارد و ماشه میکشد اما خود را به دست ماموران حکومت نمیسپارد. روایت سلولهای انفرادی در سینه برخی ماند و به سینه کوهستانها سپرده شد، چه بر سرشان آمد؟»
متن و تصاویر (کلیک کنید) از اینستاگرام نرگس محمدی
اگر در جریان بازداشت شلر، او از حق داشتن وکیل برخوردار بود و حقوقی که باید در مورد متهمان رعایت شود، نقض نمیشد، شلر سرنوشت دیگری پیدا میکرد.
به نظر شما چگونه میتوان به زندانیهایی که کمتر شناخته شده هستند، به لحاظ حقوقی یاری رساند؟ وکلای دادگستری چه اقدامهایی میتوانند انجام دهند؟ خانوادهها چطور؟ چه آموزشهایی باید ببینند؟
#شکنجه #حقیقت_زندان #سلول_انفرادی #شلر
#یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«دوباره دی و دوباره زمستان و دوباره تکرار
هر چه زمستان سردتر میشود شعله درون قلبم افروختهتر میگردد ولی تکرار یادت تکرار
راه رفتنت،تکرار حرفهایت،تکرار درس خواندنت را و امید به زندگانیت
اینکه چه شد تو با آن همه شور زندگی تصمیم گرفتی نباشی جان مادر، قلبم را به آتشفشانی مبدل میسازد
مرا داغدار نبودنت کردی !
یا نه مرا داغدار نبودنت کردند!؟
آری داغدارم کردند این ضحاکان زمستان تیرهی این سرزمین
یازدهمین سال هم گذشت و دل من همچنان بی قرار دیدن روی ماهت است
یازده سال است تو را از من گرفتند ...
سالها انتظار،رنج،حسرت
بدان که آه من و مادران همدرد من دامن این خونریزهای زمانه را میگیرد و دادخواه خون فرزندان شجاعمان هستیم»
- هفدهم دی ماه ۹۷ هفتمین سالگرد درگذشت شلر فرهادی بود
«شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خودش را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد.
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
بنابر اطلاعات موجود، علت دستگیری شلر فرهادی، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر آیت الله خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بیانیه و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
هر چه زمستان سردتر میشود شعله درون قلبم افروختهتر میگردد ولی تکرار یادت تکرار
راه رفتنت،تکرار حرفهایت،تکرار درس خواندنت را و امید به زندگانیت
اینکه چه شد تو با آن همه شور زندگی تصمیم گرفتی نباشی جان مادر، قلبم را به آتشفشانی مبدل میسازد
مرا داغدار نبودنت کردی !
یا نه مرا داغدار نبودنت کردند!؟
آری داغدارم کردند این ضحاکان زمستان تیرهی این سرزمین
یازدهمین سال هم گذشت و دل من همچنان بی قرار دیدن روی ماهت است
یازده سال است تو را از من گرفتند ...
سالها انتظار،رنج،حسرت
بدان که آه من و مادران همدرد من دامن این خونریزهای زمانه را میگیرد و دادخواه خون فرزندان شجاعمان هستیم»
- هفدهم دی ماه ۹۷ هفتمین سالگرد درگذشت شلر فرهادی بود
«شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خودش را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد.
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
بنابر اطلاعات موجود، علت دستگیری شلر فرهادی، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر آیت الله خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بیانیه و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زادروز جاویدنام شلر فرهادی
«در آغوش تاریکی شب،
با تمام خستگی بدنم و
سنگینی دلم،
به آخرین لحظات این سال های پرماجرا نگاه میکنم.
دلم هنوز پر از دلتنگیها و احساساتی است که در طول این سالها نتوانستم به آنها رسیدگی کنم.
مانند یک رهگذر سرگردان در این فضای تاریک،
دلم به دنبال یک نقطهی روشن است.
گاهی فکر میکنم که آیا این دلتنگی و خستگی،پایانی خواهد داشت؟
اما با وجود تمامی سختیها،
تمام خستگى ها،
امید دارم که يك روز چشم باز كنم و
خبرى از دلتنگى نباشد!
كه يك روز چشم باز كنم و
تو را كنار خود ببينم!
كه يك روز چشم باز كنم و
به جاى آن كه برايت بنويسم صبحم را با دیدن روی تو دختر زیبایم آغاز کنم،
عشق را از چشمانم بخوانى و دوباره تو را تنگ در آغوش بکشم شلر قشنگم
سیزدهمین تولد ۲۵ ساله شدنت مبارک شلر همیشه جوانم
دوم خرداد ۱۴۰۳»
«شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
زادروز جاویدنام شلر فرهادی
«در آغوش تاریکی شب،
با تمام خستگی بدنم و
سنگینی دلم،
به آخرین لحظات این سال های پرماجرا نگاه میکنم.
دلم هنوز پر از دلتنگیها و احساساتی است که در طول این سالها نتوانستم به آنها رسیدگی کنم.
مانند یک رهگذر سرگردان در این فضای تاریک،
دلم به دنبال یک نقطهی روشن است.
گاهی فکر میکنم که آیا این دلتنگی و خستگی،پایانی خواهد داشت؟
اما با وجود تمامی سختیها،
تمام خستگى ها،
امید دارم که يك روز چشم باز كنم و
خبرى از دلتنگى نباشد!
كه يك روز چشم باز كنم و
تو را كنار خود ببينم!
كه يك روز چشم باز كنم و
به جاى آن كه برايت بنويسم صبحم را با دیدن روی تو دختر زیبایم آغاز کنم،
عشق را از چشمانم بخوانى و دوباره تو را تنگ در آغوش بکشم شلر قشنگم
سیزدهمین تولد ۲۵ ساله شدنت مبارک شلر همیشه جوانم
دوم خرداد ۱۴۰۳»
«شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
💔32👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلباران مزار جاویدنام شلر فرهادی در زادروز او
«در آغوش تاریکی شب،
با تمام خستگی بدنم و
سنگینی دلم،
به آخرین لحظات این سال های پرماجرا نگاه میکنم.
دلم هنوز پر از دلتنگیها و احساساتی است که در طول این سالها نتوانستم به آنها رسیدگی کنم.
مانند یک رهگذر سرگردان در این فضای تاریک،
دلم به دنبال یک نقطهی روشن است.
گاهی فکر میکنم که آیا این دلتنگی و خستگی،پایانی خواهد داشت؟
اما با وجود تمامی سختیها،
تمام خستگى ها،
امید دارم که يك روز چشم باز كنم و
خبرى از دلتنگى نباشد!
كه يك روز چشم باز كنم و
تو را كنار خود ببينم!
كه يك روز چشم باز كنم و
به جاى آن كه برايت بنويسم صبحم را با دیدن روی تو دختر زیبایم آغاز کنم،
عشق را از چشمانم بخوانى و دوباره تو را تنگ در آغوش بکشم شلر قشنگم
سیزدهمین تولد ۲۵ ساله شدنت مبارک شلر همیشه جوانم
دوم خرداد ۱۴۰۳»
«شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
«در آغوش تاریکی شب،
با تمام خستگی بدنم و
سنگینی دلم،
به آخرین لحظات این سال های پرماجرا نگاه میکنم.
دلم هنوز پر از دلتنگیها و احساساتی است که در طول این سالها نتوانستم به آنها رسیدگی کنم.
مانند یک رهگذر سرگردان در این فضای تاریک،
دلم به دنبال یک نقطهی روشن است.
گاهی فکر میکنم که آیا این دلتنگی و خستگی،پایانی خواهد داشت؟
اما با وجود تمامی سختیها،
تمام خستگى ها،
امید دارم که يك روز چشم باز كنم و
خبرى از دلتنگى نباشد!
كه يك روز چشم باز كنم و
تو را كنار خود ببينم!
كه يك روز چشم باز كنم و
به جاى آن كه برايت بنويسم صبحم را با دیدن روی تو دختر زیبایم آغاز کنم،
عشق را از چشمانم بخوانى و دوباره تو را تنگ در آغوش بکشم شلر قشنگم
سیزدهمین تولد ۲۵ ساله شدنت مبارک شلر همیشه جوانم
دوم خرداد ۱۴۰۳»
«شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
🕊33💔14👍3❤2
دوازدهمین سالگرد جاویدنام شلر فرهادی
دلنوشته مادر دادخواه شلر خطاب به فرزندش:
«دخترم
دوازده سال گذشته، اما هنوز صدای خندههایت در گوشم زنده است. هنوز بوی لباسهایت عطر بودنت را به یادم میآورد. هنوز وقتی کسی در را میزند، دلم میخواهد که تو باشی.
میگویند زمان زخمها را درمان میکند، اما هیچکس نگفت زمان چطور میتواند جای خالی یک دختر را پر کند؟ هیچکس نگفت وقتی مادری دوازده سال چشم به راه دخترش بماند، زمان چه دردی را دوا میکند؟
تو رفتی، دخترم، اما رؤیاهایت باقی ماندند. صدایت، فریادت، حقیقتی که برایش ایستادی، هنوز در قلب ما زنده است. آنها که تو را از ما گرفتند، شاید گمان کردند سکوت فراموشی میآورد. شاید فکر کردند مادری که فرزندش را از دست میدهد، دیگر توان ایستادن ندارد. اما اشتباه کردند.
تو رفتی تا چیزی بزرگتر از خودت زنده بماند. و من اینجا هستم تا این مشعل را نگه دارم؛ برای تو، برای خون تو، برای آرزوهای تو.
دخترم، هر سال که میگذرد، دلتنگیام عمیقتر میشود، اما هر سال هم قویتر میشوم؛ قویتر برای گفتن حقیقت، قویتر برای ادامهی مسیری که تو آغاز کردی. میدانم که میبینی.
میدانم که هنوز کنارم هستی.
تو فقط یک دختر نبودی؛ تو نوری بودی در تاریکی، نوری که خاموش نمیشود، نوری که هیچگاه فراموش نخواهد شد.
دوازدهمین سالگرد رفتنت است، اما به جای اشک با تو پیمان میبندم: راهت ادامه دارد، دخترم. ما هنوز زندهایم، چون تو زندهای؛ در دل من، در خون من، در فریاد این سرزمین.
دوستت دارم دخترم، همیشه و تا ابد.»
ـ «شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دلنوشته مادر دادخواه شلر خطاب به فرزندش:
«دخترم
دوازده سال گذشته، اما هنوز صدای خندههایت در گوشم زنده است. هنوز بوی لباسهایت عطر بودنت را به یادم میآورد. هنوز وقتی کسی در را میزند، دلم میخواهد که تو باشی.
میگویند زمان زخمها را درمان میکند، اما هیچکس نگفت زمان چطور میتواند جای خالی یک دختر را پر کند؟ هیچکس نگفت وقتی مادری دوازده سال چشم به راه دخترش بماند، زمان چه دردی را دوا میکند؟
تو رفتی، دخترم، اما رؤیاهایت باقی ماندند. صدایت، فریادت، حقیقتی که برایش ایستادی، هنوز در قلب ما زنده است. آنها که تو را از ما گرفتند، شاید گمان کردند سکوت فراموشی میآورد. شاید فکر کردند مادری که فرزندش را از دست میدهد، دیگر توان ایستادن ندارد. اما اشتباه کردند.
تو رفتی تا چیزی بزرگتر از خودت زنده بماند. و من اینجا هستم تا این مشعل را نگه دارم؛ برای تو، برای خون تو، برای آرزوهای تو.
دخترم، هر سال که میگذرد، دلتنگیام عمیقتر میشود، اما هر سال هم قویتر میشوم؛ قویتر برای گفتن حقیقت، قویتر برای ادامهی مسیری که تو آغاز کردی. میدانم که میبینی.
میدانم که هنوز کنارم هستی.
تو فقط یک دختر نبودی؛ تو نوری بودی در تاریکی، نوری که خاموش نمیشود، نوری که هیچگاه فراموش نخواهد شد.
دوازدهمین سالگرد رفتنت است، اما به جای اشک با تو پیمان میبندم: راهت ادامه دارد، دخترم. ما هنوز زندهایم، چون تو زندهای؛ در دل من، در خون من، در فریاد این سرزمین.
دوستت دارم دخترم، همیشه و تا ابد.»
ـ «شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤32💔17👍5👌1
امروز زادروز زندهیاد شلر فرهادی بود، مادرش نوشت:
«دوم خرداد؛ تولد شلر من، دختر آزادی
امروز، ۳۸ سال پیش، شلر به دنیا اومد...
دختری با چشمهایی پر از رؤیا، با قلبی که برای همه میتپید.
شلر فقط دختر من نبود، شلر صدای زنانی بود که سکوت رو شکستند،
آیندهای بود که برای دیدنش جنگید،
و جانی که در راه آزادی بخشید.
دلم تنگه برای صداش، آغوشش، و اون لحظههایی که بودنش سادهترین خوشبختی من بود.
اما میدونم اون هنوز زندهست،
در صدای خیابون، در امید نسلهایی که از دل تاریکی میجنگن.
شلر من، تولدت مبارک.
تا همیشه در قلب منی.
تا همیشه در تاریخ این سرزمین.»
ـ «شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«دوم خرداد؛ تولد شلر من، دختر آزادی
امروز، ۳۸ سال پیش، شلر به دنیا اومد...
دختری با چشمهایی پر از رؤیا، با قلبی که برای همه میتپید.
شلر فقط دختر من نبود، شلر صدای زنانی بود که سکوت رو شکستند،
آیندهای بود که برای دیدنش جنگید،
و جانی که در راه آزادی بخشید.
دلم تنگه برای صداش، آغوشش، و اون لحظههایی که بودنش سادهترین خوشبختی من بود.
اما میدونم اون هنوز زندهست،
در صدای خیابون، در امید نسلهایی که از دل تاریکی میجنگن.
شلر من، تولدت مبارک.
تا همیشه در قلب منی.
تا همیشه در تاریخ این سرزمین.»
ـ «شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39👍8