آموزشکده توانا
48.3K subscribers
42.6K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر مرتضی نعمتی، استاد فرهیخته‌ای که با قلم زیبایش تجربه زیسته خود از تفتیش عقیده در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی را بیان نموده و پشت پرده این نظام تمامیت خواه را آشکار کرده، اینک به اتهام نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام به دادگاه انقلاب آبدانان فراخوانده شده است؛ و چه ارتباط معناداری دارند این دو اتهام!

دکتر باقری‌نیا در این ویدیو بخش‌هایی از متن دکتر نعمتی را می‌خواند.

آقای نعمتی در تلگرام و اینستاگرام خود نوشته:

من یک استاد دانشگاه وظیفه‌شناسم!
مرتضی نعمتی

آنها که شغل و موقعیت‌ دانشگاهی مرا گرفتند، به من اتهام «نشر اکاذیب» زده‌اند و «تبلیغ علیه نظام»!
ارتباطی منطقی میان این دو اتهام وجود دارد. «نشر اکاذیب» چیزی نیست جز گفتن حقایقی که طرح و نشر آنها برای این نظام تهدید و خطر تلقی می‌شود!
بنابراین معنای این دو اتهام این است: «چرا حقایقی را به زبان آورده‌ای که برای ما خطر و تهدید تلقی می‌شود»؟ از قضا آنچه ناخواسته مرا به وادی سیاست کشاند، تعهد حرفه‌ای‌ام به بیان حقیقت است. وظایف ذاتی دانشگاه در تعارض با ساختاری است که از دروغ بنا شده و به این اعتبار راستگویی خطرناک‌ترین و رادیکال‌ترین کنش سیاسی در روزگار ماست.
به عنوان یک فرد دانشگاهی همواره خود را متعهد به راستگویی و بیان حقیقت می‌دانم حتی اگر هزینه‌ی آن زندان و اسارت باشد.
آنکه باید از نشر اکاذیب دست بردارد شما هستید! من یک استاد وظیفه‌شناسم!


«در روزگار استبداد و اختناق، سخنِ راست در حکم کشیدن شمشیر اعتراض است. شجاع، عریان و بی‌پروا چشم دوختن است در چشم استبداد! و دروغ شاه‌واژه‌ی بقا و سازگاری با تباهی محیط؛ کالایی با تولید انبوه است!»
(از کتاب جغرافیای شخصی)

#مرتضی_نعمتی #حسن_بافری_نیا #دانشگاه #دانشگاه_در_زنجیر #آزادی_بیان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍331
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای مرتضی نعمتی، استاد پیشین دانشگاه چمران اهواز، در ویدیویی که در کانال تلگرام خود منتشر کرده است، به اظهارات اخیر دکتر مسعود پزشکیان درباره بازگشت "بسیاری از اساتید اخراجی و تعلیقی به دانشگاه‌ها" واکنش نشان داد. وی با طرح پرسش‌هایی، خواستار شفاف‌سازی در این زمینه شد.

دکتر نعمتی ضمن درخواست انتشار لیست اساتید بازگشته، اظهار داشت که براساس اطلاعات وی، تعداد بازگشتگان انگشت‌شمار است و همین افراد نیز با موانع اداری، حقوقی و قضایی روبه‌رو هستند.

او همچنین به تشکیل پرونده‌های قضایی برای برخی از اساتید به اتهاماتی نظیر "نشر اکاذیب" و "تبلیغ علیه نظام" اشاره کرد و تأکید کرد که دولت نه اراده واقعی برای بازگرداندن اساتید دارد و نه توانایی عملی اجرای آن را.

دکتر نعمتی این روند را نشانه‌ای از نبود عزم جدی برای اصلاح وضعیت دانشگاه‌ها و بازگرداندن آزادی آکادمیک دانست.

#مرتضی_نعمتی #تعلیق_اساتید #اخراج_اساتید #دانشگاه #دانشگاه_در_زنجیر #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍30👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر مرتضی نعمتی، این ویدیو را با شرح زیر منتشر کرده است:

«ماردوشِ پیر»

شعر و آهنگ: مرتضی نعمتی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
هنگامی که خوراک ماردوش مغزِ گرامی‌ترینِ جان‌‌هاست، تنهایی آن جانِ شیرینی را تصور کن که مرگ فرا می‌خواندش، به نخستین دیدار بامدادی!
آن گمنامی غریب را دریاب و بر مصلحت زیستن تُف کن!
ــــــــــــــــــــــــــــــــ

لازم به ذکر است، آقای دکتر نعمتی در روزهای شنبه و سه‌شنبه هفته آینده برای رسیدگی به اتهامات خود باید در جلسه دادگاه حضور یابد.

دکتر نعمتی چندی پیش نوشته بود:

من یک استاد دانشگاه وظیفه‌شناسم!
مرتضی نعمتی

آنها که شغل و موقعیت‌ دانشگاهی مرا گرفتند، به من اتهام «نشر اکاذیب» زده‌اند و «تبلیغ علیه نظام»!
ارتباطی منطقی میان این دو اتهام وجود دارد. «نشر اکاذیب» چیزی نیست جز گفتن حقایقی که طرح و نشر آنها برای این نظام تهدید و خطر تلقی می‌شود!
بنابراین معنای این دو اتهام این است: «چرا حقایقی را به زبان آورده‌ای که برای ما خطر و تهدید تلقی می‌شود»؟ از قضا آنچه ناخواسته مرا به وادی سیاست کشاند، تعهد حرفه‌ای‌ام به بیان حقیقت است. وظایف ذاتی دانشگاه در تعارض با ساختاری است که از دروغ بنا شده و به این اعتبار راستگویی خطرناک‌ترین و رادیکال‌ترین کنش سیاسی در روزگار ماست.
به عنوان یک فرد دانشگاهی همواره خود را متعهد به راستگویی و بیان حقیقت می‌دانم حتی اگر هزینه‌ی آن زندان و اسارت باشد.
آنکه باید از نشر اکاذیب دست بردارد شما هستید! من یک استاد وظیفه‌شناسم!


«در روزگار استبداد و اختناق، سخنِ راست در حکم کشیدن شمشیر اعتراض است. شجاع، عریان و بی‌پروا چشم دوختن است در چشم استبداد! و دروغ شاه‌واژه‌ی بقا و سازگاری با تباهی محیط؛ کالایی با تولید انبوه است!»
(از کانال جغرافیای شخصی)

آقای نعمتی در سال ۱۴۰۲ وقتی که گفته شد دانشگاه تهران، می‌خواهد به بشار اسد و شیخ زکزاکی مدرک دکترای افتخاری بدهد، در اعتراض به این موضوع مدرک دانشگاهی‌اش را پاره کرد.

او به تدریس مداحانی مثل سعید حدادیان در دانشگاه تهران نیز اعتراض کرده بود.

https://t.me/MortezaNemati1

#مرتضی_نعمتی #دانشگاه #دانشگاه_در_زنجیر #آزادی_بیان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍373
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر مرتضی نعمتی، استاد معترض دانشگاه چمران اهواز، که به اجبار از استادی دانشگاه استعفا داده، ویدیویی را منتشر کرده که نشان می‌دهد که آستین همت را بالا زده و یک باشگاه سنگ‌نوردی در زادگاهش آبدانان، درست کرده است.

او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«گاه ارزش کارها نه به بزرگی و وسعت آن، بلکه به پس‌زمینه‌ی تباهی است که در آن قرار گرفته‌ای...

دوسال پس از استعفای اجباریم از دانشگاه، سایه‌ی سنگین دادگاه و زندان و اتهامات سیاسی بر بالای سرم سنگین بود. دست خالی‌ام را مشت کردم و تصمیم گرفتم آرزوی دیرینه‌‌‌ام برای ساختن یک باشگاه سنگنوردی را محقق کنم.
«زمستان سخت» عنوانی شایسته برای سه ماه زمانی است که در آن «باشگاه سنگنوردی لیت» را ساختم.
این میان روزهای حضورم در دادگاه انقلاب تنها مجال فراغت و استراحتم بود!
شغل دائم من «ساختن» است. فرقی ندارد کجا و چگونه اما همیشه مشغول ساختن چیزی بوده‌ام. چیزهای کوچک و شاید ناچیز! چیزهایی که گاهی به چشم نمی‌آیند و گاهی نیز نادیده انگاشته می‌شوند. گاه برایم اهمیتی ندارد و گاهی انگشتم را در چشم محیط می‌کنم تا ببیند! چرا؟! برای آنکه یادمان نرود هیچ چیز سر جای خودش نیست...!

دوستانی همراهی و همدلی کردند؛ و همسرم که همراه همیشگی‌ام در تمام این سال‌ها بوده است.
فاز دوم توسعه و تکمیل باشگاه و ساخت دیواره‌ی سرطناب مستلزم یافتن یک اسپانسر خوش‌فکر است! امیدوارم با مساعدت دوستان محقق شود.»

مرتضی نعمتی
https://t.me/MortezaNemati1


#مرتضی_نعمتی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍238😍1
دکتر مرتضی نعمتی، استاد دانشگاه منتقد، از محکومیت خود به پرداخت جزای نقدی بابت اتهام نشر اکاذیب، خبر داد و نوشت:

فیش حقوقی من!

مرتضی نعمتی

به گناهان هفت‌گانه «حماقت» را هم باید اضافه کرد. حماقت نقطه‌ی مقابل نادانی نیست، زیرا احمق‌ها در نادیده انگاشتن حقیقت صاحب اراده و عاملیت‌اند. به این اعتبار حماقت خویشاوند تنی تمامیت‌خواهی است چرا که دست کشیدن از حقیقت، دست کشیدن از آزادی است و دیکتاتوری چیزی نیست جز «حماقت سازمان‌یافته»!


درین سه‌سالی که مجبور به استعفای از شغلم در دانشگاه شدم، از سامانه‌ی دروغ و تفتیش عقاید مستنداتی غیرقابل انکار ارائه کردم و نوشتم که در میان انبوه نام‌هایی که برای این شیوه‌ی «حکمرانی علمی» می‌توان برگزید، بهترین و گویاترین واژه «حکمرانی دروغ» است، آنهم در جایی که رسالت ذاتی‌اش جستجو و بیان واقعیت و حقیقت است. دانشگاه و دانشگاهیانی که آگاهانه خاک در چشم حقیقت می‌ریزند یا آنرا نادیده می‌گیرند. جایی که زبان و بیان آکادمیک ابزاری برای «شرارت علمی» است و تعداد صفرهای فیش‌های حقوقی نسبتی روشن با چنین «رواداری شیادانه»‌ای دارد. با این توضیح تکلیف گل‌واژه‌ی معلوم‌الحال «نشر اکاذیب» هم مشخص است.

ـــــــــــــــــــــ
این هم فیش حقوقی من است! محصول سه سال تلاش برای «نشر اکاذیب». البته از حساب و کتابش سر در نمی‌آورم، بخصوص آن بخش ریزش را نمی‌دانم چطور محاسبه‌ کرده‌اند. بیمه و کسوراتش هم برایم پرسش بزرگی است!
دوستی می‌گفت: «برو خدا را شکر کن که فقط جریمه‌ات کرده‌اند». راست می‌گفت؛ بالای برگه هم نوشته‌اند با تکیه بر «شرف و وجدان»! همچنین خداوند را شاکرم که توفیقی اجباری نصیب این عنصر نامطلوب شد تا نقشی هرچند کوچک در تامین هزینه‌های جنگ تحمیلی دوازده روزه با «اسرائیل ظالم» داشته باشد.


آهنگ پایانی متن با صدای شادمهر عقیلی:
«وطـــــــــنم.... ای شکوه پابرجای»


#مرتضی_نعمتی #دانشگاه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔324
دکتر مرتضی نعمتی از پرونده‌سازی جدید علیه خود خبر داد. او نوشت:

«هر دم از این باغ بری می‌رسد...؛ نه از درخت آزادی که از شجره‌ی تباه رصد و شنود!

امروز احضاریه دادگاه انقلاب آبدانان را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» دریافت کردم

شگفتا از این وسواسِ بیمارگونه‌ در «جرم‌انگاریِ حقیقت»، در هنگامه‌ای که تباهی، لایه‌به‌لایه‌ی هستی‌مان را بلعیده و استخوانِ معیشت و کرامت‌مان را زیرِ چرخ‌دنده‌هایِ ناتوانی خُرد کرده است؛
در بِزنگاهی که خبرچینان و مُخبران نان‌آور خانواده‌‌اند و دست‌ِ‌های پاک را تنها بر سر می‌توان کوبید. نان سفره‌‌ی ما را اگر بریده‌اند، جای شکرش باقی‌است که راپورت احوالات روزمره‌ام سفره‌ی نامرئی چندین سر عائله‌ی مخبر را رنگین کرده است. سفره‌هاتان رنگین‌تر!

این تباهی برساخته‌ی ما نیست؛ ما تنها روایت‌گر آن هستیم. انگشت اتهام به سوی شماست.

مرتضی نعمتی
یازدهم خرداد ۱۴۰۵»

دکتر مرتضی نعمتی، استاد معترض دانشگاه چمران اهواز، که به اجبار از استادی دانشگاه استعفا داده و برای امرار معاش در آبدانان یک باشگاه سنگ‌نوردی تاسیس کرد. او چندین بار با پرونده‌ساری مواجه و بازداشت و زندانی شد.
آقای نعمتی نوازنده سه‌تار هم هست و برای شعری از حسین شنبه‌زاده آهنگی درست کرده و خوانده بود. آقای نعمتی نظراتش را همواره با صراحت در کانال تلگرام «جغرافبای شخصی» و اینستاگرام می‌نویسد و گاهی به مناسبتی سه‌تار می‌زند و خشم و غم خود را با زبان موسیقی ابراز می‌کند.
#مرتضی_نعمتی #آبدانان

@Tavaana_TavaanaTech
🕊81
مرتضی نعمتی، فعال مدنی و استاد سابق دانشگاه، در دو یادداشت، آزادی را از خیابان به درون زندگی روزمره می‌کشاند و نشان می‌دهد چگونه «دست‌های نامرئی» قدرت، از مسیر ترس، مصلحت و روابط شخصی، انسان را در سکوت و انفعال محبوس می‌کنند؛ روایتی که در آن، بازپس‌گیری «جغرافیای شخصی» و سخن گفتن از «خود»، به کنشی اعتراضی و ضرورتی برای بقا بدل می‌شود.


متن یادداشت‌های ایشان به شرح زیر است:

روزمرگی و آزادی

دست‌های نامرئی دیکتاتور
مرتضی نعمتی

در زیست‌جهانی که به آن تعلق دارم، آزادی صرفا یک امری سیاسی نیست. فراتر از جغرافیای سیاست، بزرگ‌ترین زندان‌ها در بطن «روزمرگی‌» ساخته می‌شوند. شغل، درآمد، آبرو و پیوندهای خانوادگی؛ این‌ها دست‌های نامرئی حاکمیت‌اند که با ظرافتی هولناک، شهروندان را در حصار خود محبوس می‌کنند.
اسبت را زین کن! میدان اصلیِ نبرد، دقیقاً همین‌جاست. اگر در این جغرافیای شخصی، قافیه را باخته‌ای، بی‌جهت در خیابان‌ها خود را ساچمه‌آژین نکن! تظاهرات، از ریشه‌ی «تظاهر» است. فریادِ آزادی، اگر از مرزهای اراده‌ی فردی و تسلط بر روزمرگی نگذرد، نمایش و تئاتر مقاومت است. اگر کسی نتواند آزادی را در مواجهه با هیولاهای نامرئی سلطه و در متن زندگی روزانه باز یابد، در هیچ جای دیگری، معنای آن را لمس نخواهد کرد. وقتی اطرافیان بتوانند با معجونی از «مصلحت» و «نصیحت»، تو را در خانه‌ی خودت مسموم و زندانی کنند، حکومت دیگر نیازی به زندان و انفرادی ندارد.
اعدام، زندان و محرومیت دست‌های مرئی تمامیت‌خواهی‌اند و برای کسانی که سودای آزادی دارند آشنا و پیش‌بینی‌پذیرند. اما آنچه در نهایت، حتی جسورترین‌ها را به زانو درمی‌آورد، دست‌های دراز و نامرئی‌ «حاکم جابر»ند؛ همان‌هایی که ترس و جبونی را در سینه‌ها می‌کارند: « ممکن است اموالت را مصادره کنند»، «خانواده‌ات آسیب می‌بیند»، «همه دارند زندگی‌شان را می‌کنند»، «این مردم لیاقتِ فداکاری تو را ندارند...». این‌ها دست‌های شیطان‌اند؛ که به نام خیرخواهی اما به کام تمامیت‌خواهی، رنجیر می‌بافند.
نه آقا! فریاد من، برای آزادی توده‌ها نیست؛ بیایید این نمایش دروغین «دیگرخواهی» را کنار بگذاریم. دست‌کم من چنین مدعایی ندارم.

شما را نمی‌دانم، اما این بساط کثافت ریاکاری و دروغ و این سفره‌ی کرموی فاسد، شایسته‌ی من نیست. بگذارید فریادم را برای خودم بزنم؛ اهمیتی ندارد که دیگران لیاقت آزادی را دارند یا نه!

بزرگ‌ترین پیروزیِ تمامیت‌خواهی، این نیست که تو را در زندان محبوس کند؛ وقتی است که تو را متقاعد کند:
«آزادی، هزینه‌ای است که ارزش پرداختن ندارد.»

چرا از خودم می‌نویسم؟

اینکه از جزئیاتِ زندگی‌ام و به‌خصوص از پرونده‌ی سیاسی‌ام می‌نویسم، برای آن نیست که به آستانه‌ی خودتعظیمی رسیده‌ام یا می‌خواهم جسارت و شهامتم را در چشم خلایق فرو کنم. من همواره ترس‌هایم را دنبال کرده‌ام و ترس، مهم‌ترین راهنمای من برای شجاع‌بودن است.

تمامیت‌خواهی و ساختارهای سلطه، از کتمان، سکوت و خاموشی تغذیه می‌کنند. نوشتن از «جغرافیای شخصی» و جزئیات وجودی، تداوم کنشِ اعتراضی در فضای عمومی است. این مسالمت‌آمیزترین راه برای نقد ساختارهایی است که می‌خواهند انسان را به یک رقم، به یک جزءِ بی‌هویت و به یک «پرونده‌ی باز» در سلسله‌مراتبِ اداری و قضایی تقلیل دهند.
این روزها نبرد واقعی نه در خیابان که در میدان روایت‌ها جریان دارد. نبردی برای تصاحب معنا! برای آنکه در این جنگ بازنده نباشی باید همیشه یک قدم جلوتر باشی. کسانی که با فضای سیاست، رسانه و دستگاه قضا آشنا هستند، می‌دانند که این رویکرد مهمترین راه حفاظت از «خود» در برابر اتهامات سیاسی و شبه‌قانونی است. سخن گفتن از دالان‌های تاریک خفقان، عاملان و ضابطان را از پستوی تاریک گمنامی، به ساحت وضوح و پاسخگویی می‌کشاند.

«من» آخرین سنگریست که هیچ کس نمی‌تواند آنرا تسخیر کند و «جغرافیای شخصی» قلمرو پیوند روزمرگی و آزادی است. من به نافروتنی خود آگاهم و عاملیت‌ام را در ذبح خاکساری می‌بینم. چرا که معتقدم در این روزگار «فروتنی فضیلت درماندگان و اخلاقِ بردگان است»(از کتاب جغرافیای شخصی). فروتنی در برابر قدرت، خودکشی اخلاقی است و تواضع لباسی برای پوشاندن فضیلت‌‌های گمشده است.

من هستم، و هستیِ من، فراتر از آنچه مرا از آن محروم می‌کنید یا در در پرونده‌هایتان می‌نویسید، جریان خواهد داشت. این همان تکراری از «من» است که هرگز به ملال نخواهد انجامید.
پس اگر چیزی برای گفتن داری، نافروتن باش و از «خود»ت بگو. خاموش نباش! اکنون مجال و روزگار خودداری و پنهان شدن پشت فروتنی جعلی نیست:

«خاموشی، سرآغازِ تاریکی است».

پنجم تیرماه ۱۴۰۵

#مرتضی_نعمتی #آزادی

@Tavaana_TavaanaTech
20🕊14👌2