دو دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران توسط کمیتهی مرکزی وازرت بهداشت به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شدند.
بر اساس این حکم #مطهره_گونهای به ۲۴ ماه منع موقت از تحصیل (تاریخ اجرای حکم: اول آبان سال جاری) که ۱۲ ماه آن قابل اجراست و تبعید و تغییر محل تحصیل به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل محکوم شده و این حکم قطعی و قابل اجرا خواهد بود.
همسر ایشان #مهدی_هادیزاده نیز بر اساس حکم کمیتهی مرکزی وزارت بهداشت به دو ترم منع تحصیل (یک ترم اجرایی و یک ترم تعلیقی) و همچنین به تبعید به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل محکوم شده است.
مهدی هادیزاده صدور این حکم را به نوعی اخراج خود از دانشگاه تلقی کرده است. او در توییتر نوشت:
«"اخراج با رودربایستی
حکم من بعد از ماراتن ۶ ماهه بالاخره صادر شد. کمیته ی مرکزی وزارت بهداشت با پیشنهاد کمیته ی تجدیدنظر دانشگاه موافقت کرد و ما از دانشگاه ع پ تهران به ع پ اردبیل تبعید شدیم.
ایضا دوترم منع تحصیل(یک ترم اجرایی و یک ترم تعلیقی)
اما این پایان قصه نیست.
علی الظاهر وضعیت تحصیل من از بهمن سال گذشته تا الان بدون قبولی واحدهای ترم گذشته بلاتکلیف مونده. چرا که زمان اجرای حکم از اول آبان امسال تا اردیبهشت سال آینده محاسبه شده و رسما تعلیق غیرقانونی ما از اول اردیبهشت امسال تا اول آبان بمنزله غیبت آموزشی و نمره ی صفر در نظر گرفته شده. احتمال پایان سنوات ۹ ساله ی من و بروز ایرادات نظام وظیفه هست؛یعنی بفرض عدم تغییر در روند اجرای این حکم یحتمل از ابتدای مهر سال بعد درگیر توقف تحصیل و اخراج خواهم شد مگر بلطف کمیسیون موارد خاص امکان بازشدن سرترم فراهم بشه که با مشروطی ترم قبل علنا اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
#سرکوب_دانشگاه #دانشگاه_تهران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این حکم #مطهره_گونهای به ۲۴ ماه منع موقت از تحصیل (تاریخ اجرای حکم: اول آبان سال جاری) که ۱۲ ماه آن قابل اجراست و تبعید و تغییر محل تحصیل به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل محکوم شده و این حکم قطعی و قابل اجرا خواهد بود.
همسر ایشان #مهدی_هادیزاده نیز بر اساس حکم کمیتهی مرکزی وزارت بهداشت به دو ترم منع تحصیل (یک ترم اجرایی و یک ترم تعلیقی) و همچنین به تبعید به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل محکوم شده است.
مهدی هادیزاده صدور این حکم را به نوعی اخراج خود از دانشگاه تلقی کرده است. او در توییتر نوشت:
«"اخراج با رودربایستی
حکم من بعد از ماراتن ۶ ماهه بالاخره صادر شد. کمیته ی مرکزی وزارت بهداشت با پیشنهاد کمیته ی تجدیدنظر دانشگاه موافقت کرد و ما از دانشگاه ع پ تهران به ع پ اردبیل تبعید شدیم.
ایضا دوترم منع تحصیل(یک ترم اجرایی و یک ترم تعلیقی)
اما این پایان قصه نیست.
علی الظاهر وضعیت تحصیل من از بهمن سال گذشته تا الان بدون قبولی واحدهای ترم گذشته بلاتکلیف مونده. چرا که زمان اجرای حکم از اول آبان امسال تا اردیبهشت سال آینده محاسبه شده و رسما تعلیق غیرقانونی ما از اول اردیبهشت امسال تا اول آبان بمنزله غیبت آموزشی و نمره ی صفر در نظر گرفته شده. احتمال پایان سنوات ۹ ساله ی من و بروز ایرادات نظام وظیفه هست؛یعنی بفرض عدم تغییر در روند اجرای این حکم یحتمل از ابتدای مهر سال بعد درگیر توقف تحصیل و اخراج خواهم شد مگر بلطف کمیسیون موارد خاص امکان بازشدن سرترم فراهم بشه که با مشروطی ترم قبل علنا اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
#سرکوب_دانشگاه #دانشگاه_تهران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای دانشجوی تبعیدی دندانپزشکی دانشگاه تهران و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران، امروز، چهارشنبه ١٢ اردیبهشت پس از احضار تلفنی توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد.
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران، که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود، به دلیل عدم تودیع وثیقه به زندان اوین منتقل شد.
برخی منابع از انتقال او به بند عمومی خبر دادهاند.
مطهره در مهرماه ۱۴۰۱ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد. ماهها ممنوعالورود به دانشگاه بود. اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام توهین به مقدسات مجددا به دادسرای شهیدمقدس "امنیت" اوین احضار شد.
او در هفتههای اخیر بارها توسط نهادهای امنیتی احضار شده بود.
خانم گونهای دو روز پیش در ایکس نوشته بود:
«توسط سپاه ثارالله با عنوان پلیس اماکن احضار تلفنی شدم. تاکید کردهاند که با پدرم همراه باشم خانوادهام مرا حسب اعتقادات شخصی و مذهبی دگم خود با تحریک سپاه تهدید به حبس خانگی کردهاند در کمال صحت، روان اعلام میکنم که از مشی خانوادهام برائت میجویم
من دیگر دختر کسی نیستم.»
اینکه برای کنترل یک زن عاقل و بالغ به پدر و همسر(در حال جدایی) او متوسل شدهاند، بسیار توهینآمیز است. خانم گونهای امروز پیش از بازداشت در نوشتهای به این موضوع مجددا اشاره کرده بود.
بازجویان برای به سکوت واداشتن او از راههای مختلف وارد شدند، ولی جواب منفی شنیدند.
«جلسهی بازجویی نبود. معامله بود.
ساکت باش تا مدرکت را بگیری و برایت پرونده نسازند!
میخواهیم کمکت کنیم و بالاخره دولت عوض میشود و شاید رفتی وزارت بهداشت!
پاسخ من یک کلمه بود: نه!
دستبوس دوستانی که نگرانم بودند هستم.»
خانم گونهای نظرات خود را در رسانه داخلی «تحکیم ملت» و اپلیکیشن ایکس با صراحت و شهامت مینوشت.
او را به خاطر ابراز عقیده و نظر بازداشت کردهاند.
محمدجواد اکبرین، فعال سیاسی، در خصوص بازداشت مطهره نوشت:
هیچ راهی جواب نداد برای ترساندن یا خریدن #مطهره_گونهای و امروز بازداشت شد. دانشجوی دندانپزشکی بود و محروم شد از تحصیل در «همه دانشگاههای کشور»! غیرمستقیم گفتند یا برو خارج یا سکوت کن. ماند و سکوت نکرد. از راه خانوادهاش وارد شدند نشد. هر بار گفت «من از این راه برنمیگردم».
#مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران، که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود، به دلیل عدم تودیع وثیقه به زندان اوین منتقل شد.
برخی منابع از انتقال او به بند عمومی خبر دادهاند.
مطهره در مهرماه ۱۴۰۱ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد. ماهها ممنوعالورود به دانشگاه بود. اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام توهین به مقدسات مجددا به دادسرای شهیدمقدس "امنیت" اوین احضار شد.
او در هفتههای اخیر بارها توسط نهادهای امنیتی احضار شده بود.
خانم گونهای دو روز پیش در ایکس نوشته بود:
«توسط سپاه ثارالله با عنوان پلیس اماکن احضار تلفنی شدم. تاکید کردهاند که با پدرم همراه باشم خانوادهام مرا حسب اعتقادات شخصی و مذهبی دگم خود با تحریک سپاه تهدید به حبس خانگی کردهاند در کمال صحت، روان اعلام میکنم که از مشی خانوادهام برائت میجویم
من دیگر دختر کسی نیستم.»
اینکه برای کنترل یک زن عاقل و بالغ به پدر و همسر(در حال جدایی) او متوسل شدهاند، بسیار توهینآمیز است. خانم گونهای امروز پیش از بازداشت در نوشتهای به این موضوع مجددا اشاره کرده بود.
بازجویان برای به سکوت واداشتن او از راههای مختلف وارد شدند، ولی جواب منفی شنیدند.
«جلسهی بازجویی نبود. معامله بود.
ساکت باش تا مدرکت را بگیری و برایت پرونده نسازند!
میخواهیم کمکت کنیم و بالاخره دولت عوض میشود و شاید رفتی وزارت بهداشت!
پاسخ من یک کلمه بود: نه!
دستبوس دوستانی که نگرانم بودند هستم.»
خانم گونهای نظرات خود را در رسانه داخلی «تحکیم ملت» و اپلیکیشن ایکس با صراحت و شهامت مینوشت.
او را به خاطر ابراز عقیده و نظر بازداشت کردهاند.
محمدجواد اکبرین، فعال سیاسی، در خصوص بازداشت مطهره نوشت:
هیچ راهی جواب نداد برای ترساندن یا خریدن #مطهره_گونهای و امروز بازداشت شد. دانشجوی دندانپزشکی بود و محروم شد از تحصیل در «همه دانشگاههای کشور»! غیرمستقیم گفتند یا برو خارج یا سکوت کن. ماند و سکوت نکرد. از راه خانوادهاش وارد شدند نشد. هر بار گفت «من از این راه برنمیگردم».
#مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍54❤19🕊4👌1
جرمانگاری «حقیقت»، در جمهوری اسلامی
✍️مطهره گونهای
۲۴ مارس، «روز جهانی حق دانستن حقیقت» است. هنگامی که صاحبان ایدئولوژی تبدیل به صاحبان قدرت میشوند، «حقیقت» را هم به انقیاد خود درمیآورند؛ یعنی اربابان قدرت، تعریفی برساخته و دروغین از حقیقت را بر شهروندان جامعه تحمیل میکنند و اگر فردی این «کذب بدل به حقیقت» را انکار کند، غیرخودی شناخته شده و مطرود میشود.
رژیمهای استبدادی ایدئولوژیک، اولاً باور به منحصر بهفرد بودن انسانها و تکثر اندیشه آنها ندارند و در راستای سلب آن، اصالت «حقیقت» را کتمان میکنند و خود را مسلط بر جان و مال و زندگی مردم میدانند. ثانیاً بر این باور موهوم استوارند که «آزادی»، از جمله آزادی بیان، موجب از دست رفتن نظم حاکم و در نهایت به وجود آمدن هرجومرج میشود. بنابراین هم از برملا شدن حقیقتِ جاری در حاکمیت میهراسند – چرا که شالودهی استبداد را تهدید میکند – و هم با تمامی قوا و توان، مقابل آن میایستند.
جمهوری اسلامی نیز ۴۶ سال است که این حق را از مردم دریغ داشته است: از کارنامهی سیاه دههی ۶۰ و گورهای دستهجمعی خاوران تا پروندهی قتلهای زنجیرهای؛ از انتخابات ۸۸ تا شلیک دو موشک به هواپیمای اوکراینی؛ از فجایع رخداده در زمان کرونا و دستورالعمل و حکم خامنهای مبنی بر ممنوعیت ورود واکسن و از دست رفتن جان انسانها، تا قتل سبعانه و وحشیانهی مهسا امینی و نیکا شاکرمی؛ و تمام حقایقی که زیر قالی بقای خود پنهان کرده است.
نظامی که نهتنها حقیقت را کتمان میکند، بلکه آن را وارونه و دگرگون جلوه میدهد یا متوسل به «شبهحقیقت»ها توسط بارش رسانهای گسترده میشود، تا مردم آن چیزی را باور کنند و بدانند که او میخواهد. اگر هم فعالان سیاسی و مدنی در صدد افشای حقیقت برآیند، آنها را تحت اتهام نشر اکاذیب یا تبلیغ علیه نظام سرکوب میکند. بدین ترتیب، در تمامی ارکان قدرت، این فریب «حقیقتسازی» یا «انکار» آن وجود دارد.
خامنهای، که خود را ولیامر مسلمین جهان میداند، در تمامی این سالها حتی در یک نشست خبری هم حضور نیافته؛ چرا که از پاسخگویی عاجز و هراسان است. در سخنرانیهای مونولوگ خود نیز صرفاً به تحکیم همان موهومات به نام حقیقت میپردازد و مخاطبان «متحدالشکل» پیرامون خود را هم «مردم» میپندارد، حال آنکه فردیت و منحصر بودن خویش را در شخص و نظامی ایدئولوژیک خلاصه کردهاند.
اما جامعهی شبکهای، محصول گسترش فراگیر اینترنت و رسانههای جمعی، مردم را از حقیقت و بیان آن باز نمیدارد؛ اگرچه نظام فریبکار و متوهم جمهوری اسلامی، آن را به انحای گوناگون منکوب کند.
زنده باد نام و یاد تمام کسانی که علیرغم شمشیر آختهی سرکوب استبداد دینی، از افشای حقیقت و روشنگری افکار عمومی سرباز نزدند.
ـ مطهره گونهای دانشجوی اخراجی و فعال سیاسی است که در آستانه دفاع از پایاننامه دکترای دندانپزشکی بود. او ایستادگی و شرافت را به سر خم کردن ترجیح داد و اخراج و زندانی شد و اخیرا پس از تحمل ۶ ماه حبس آزاد شد.
#روز_جهانی_حق_دانستن_حقیقت #دانستن_حق_مردم_است
#نه_به_دروغ
#مطهره_گونهای #مهسا_امینی #هواپیمای_اوکراینی #نیکا_شاکرمی #دهه_شصت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مطهره گونهای
۲۴ مارس، «روز جهانی حق دانستن حقیقت» است. هنگامی که صاحبان ایدئولوژی تبدیل به صاحبان قدرت میشوند، «حقیقت» را هم به انقیاد خود درمیآورند؛ یعنی اربابان قدرت، تعریفی برساخته و دروغین از حقیقت را بر شهروندان جامعه تحمیل میکنند و اگر فردی این «کذب بدل به حقیقت» را انکار کند، غیرخودی شناخته شده و مطرود میشود.
رژیمهای استبدادی ایدئولوژیک، اولاً باور به منحصر بهفرد بودن انسانها و تکثر اندیشه آنها ندارند و در راستای سلب آن، اصالت «حقیقت» را کتمان میکنند و خود را مسلط بر جان و مال و زندگی مردم میدانند. ثانیاً بر این باور موهوم استوارند که «آزادی»، از جمله آزادی بیان، موجب از دست رفتن نظم حاکم و در نهایت به وجود آمدن هرجومرج میشود. بنابراین هم از برملا شدن حقیقتِ جاری در حاکمیت میهراسند – چرا که شالودهی استبداد را تهدید میکند – و هم با تمامی قوا و توان، مقابل آن میایستند.
جمهوری اسلامی نیز ۴۶ سال است که این حق را از مردم دریغ داشته است: از کارنامهی سیاه دههی ۶۰ و گورهای دستهجمعی خاوران تا پروندهی قتلهای زنجیرهای؛ از انتخابات ۸۸ تا شلیک دو موشک به هواپیمای اوکراینی؛ از فجایع رخداده در زمان کرونا و دستورالعمل و حکم خامنهای مبنی بر ممنوعیت ورود واکسن و از دست رفتن جان انسانها، تا قتل سبعانه و وحشیانهی مهسا امینی و نیکا شاکرمی؛ و تمام حقایقی که زیر قالی بقای خود پنهان کرده است.
نظامی که نهتنها حقیقت را کتمان میکند، بلکه آن را وارونه و دگرگون جلوه میدهد یا متوسل به «شبهحقیقت»ها توسط بارش رسانهای گسترده میشود، تا مردم آن چیزی را باور کنند و بدانند که او میخواهد. اگر هم فعالان سیاسی و مدنی در صدد افشای حقیقت برآیند، آنها را تحت اتهام نشر اکاذیب یا تبلیغ علیه نظام سرکوب میکند. بدین ترتیب، در تمامی ارکان قدرت، این فریب «حقیقتسازی» یا «انکار» آن وجود دارد.
خامنهای، که خود را ولیامر مسلمین جهان میداند، در تمامی این سالها حتی در یک نشست خبری هم حضور نیافته؛ چرا که از پاسخگویی عاجز و هراسان است. در سخنرانیهای مونولوگ خود نیز صرفاً به تحکیم همان موهومات به نام حقیقت میپردازد و مخاطبان «متحدالشکل» پیرامون خود را هم «مردم» میپندارد، حال آنکه فردیت و منحصر بودن خویش را در شخص و نظامی ایدئولوژیک خلاصه کردهاند.
اما جامعهی شبکهای، محصول گسترش فراگیر اینترنت و رسانههای جمعی، مردم را از حقیقت و بیان آن باز نمیدارد؛ اگرچه نظام فریبکار و متوهم جمهوری اسلامی، آن را به انحای گوناگون منکوب کند.
زنده باد نام و یاد تمام کسانی که علیرغم شمشیر آختهی سرکوب استبداد دینی، از افشای حقیقت و روشنگری افکار عمومی سرباز نزدند.
ـ مطهره گونهای دانشجوی اخراجی و فعال سیاسی است که در آستانه دفاع از پایاننامه دکترای دندانپزشکی بود. او ایستادگی و شرافت را به سر خم کردن ترجیح داد و اخراج و زندانی شد و اخیرا پس از تحمل ۶ ماه حبس آزاد شد.
#روز_جهانی_حق_دانستن_حقیقت #دانستن_حق_مردم_است
#نه_به_دروغ
#مطهره_گونهای #مهسا_امینی #هواپیمای_اوکراینی #نیکا_شاکرمی #دهه_شصت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍30❤2😍1
مطهره گونهای:
در جنگ و نسلکشی، طلب استمداد از مجامع بینالمللی یک ضرورت است
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی با تأکید بر اینکه آنچه در ایران رخ داده صرفاً «سرکوب» نیست بلکه «نسلکشی» است، معتقد است در مواجهه با حکومتی تا بندندان مسلح که تنها زبان گلوله را میفهمد، مفاهیمی چون گذار دموکراتیک و پرهیز مطلق از مداخله خارجی کارایی خود را از دست دادهاند و «دفاع مشروع» به ضرورتی گریزناپذیر برای نجات ایران بدل شده است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
میتوان از آدمها بت نساخت، آنها را تقدیس نکرد، اما سخنانشان را شنید و به نقد کشید.
دستکم سه سال فرصت وجود داشت تا جزئیات پیشنهاد «نجات ایران» تکمیل و ارائه شود. اکنون، در بحبوحه گذار اعتراض به انقلاب، باید منتظر اراده مردم و پیامدهای آن ماند. در چنین شرایطی حتی سخن گفتن از «دموکراتیک بودن» گذار نیز بیمعناست.
ما با حکومتی تا بندندان مسلح روبهرو هستیم؛ حکومتی که تنها زبان گلوله و موشک را به رسمیت میشناسد. این امکان وجود داشت که مجموعه نیروهای سیاسی ـ که برخی از آنها هویت خود را بیش از هر چیز در نفی و انکار جریان مقابل خود تعریف میکنند ـ به جای این رویکرد سلبی، بر اتحاد درونی و همبستگی با دیگر نیروهای دارای پایگاه اجتماعی و ظرفیت واقعی تمرکز کنند. استفاده از کلیدواژههای مبهم یا جملاتی که حتی به اندازه یک دقیقه به تداوم حیات حاکمیت کمک میکنند، دیگر نمیتواند نقش «راهنما» ایفا کند.
این روزها شاهد صدور بیانیههایی از سوی فعالان سیاسی هستیم که برخی از آنها بر عدم «مداخله خارجی» تاکید میکنند.
اعلام مخالفت صریح با «عدم مداخله خارجی» بدون بازتعریف روشن این مفهوم، یا در قالب کلیگویی، پاسخی متناسب با وضعیت ویرانگر کنونی نیست.
نام بزرگ آنچه این روزها بر ایران گذشته را نمیتوان صرفاً به «سرکوب»، «کشتار» یا «جنایت بشری» تقلیل داد. آنچه در واقع رخ داد، «نسلکشی» بود. امروز میتوان با قاطعیت گفت که تمامیت مردم ایران در برابر تمامیت مرجعیت شیعه و استبداد دینی صفآرایی کردهاند؛ حتی اگر بهای آن تکهتکه شدن کشور یا بدتر از آن، جنگ باشد. با این حال، باید تأکید کرد که جنگ اصلی هماکنون در خاک این سرزمین جریان دارد و دشمن اصلی، خامنهای و جمهوری اسلامیاند که ملت را به نابودی میکشانند.
از این رو، «دفاع مشروع» و حتی «حمایت از مداخله خارجی» در برابر این تمامیت خون، جنون و ستم، نهتنها مذموم و مصداق «وطنفروشی» نیست، بلکه عین «وطنپرستی» است و در عین حال، گریزناپذیر خواهد بود. تروریسمی که این روزها بهطور گسترده در ادبیات امنیتی و تبلیغاتی نظام تکرار میشود، یادآور ارعاب دهه شصت است؛ دههای که هم رخدادهایش و هم سرکوب بیسابقهاش با هدف شکستن اراده مردم رقم خورد.
نباید از سرسختی خامنهای در حفظ قدرت و پیرویاش از قرائت عاشورایی از سیاست غافل شد. او از شکست «امت» در برابر «ملت» خشمگین است؛ خشمی که حتی نوزاد بیگناه را نیز در آتش انتقام خود میسوزاند. امروز دشمن دیگر دیش ماهواره، اینترنت یا «غربزدگی» نیست؛ دشمن کتاب، دانشگاه و رسانه آزاد است. حتی جمعی کوچک که در چایخانهای درباره گرانی بنزین صحبت میکنند نیز تحمل نمیشود.
در نتیجه، خرد و کلان، پیر و جوان، با یاری ساختار دولتی «خالص» و «مخلص»، به شکلی سیستماتیک حذف میشوند؛ یا در خیابان با گلوله جنگی از پشت هدف قرار میگیرند، یا از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میشوند. مردم دیگر در آمار حکومت جایی ندارند و این فیلتر جلادِ خالصساز، به فرمان خامنهای آنقدر میکُشد تا جز مدیحه رهبر چیزی شنیده نشود.
مردم با دست خالی و سنگ، این بار نه صرفاً از سر استیصال، بلکه آگاهانه و با خشمی فزاینده، در نبردی نابرابر با خدا، کتاب و مکتب جمهوری اسلامی ـ که همگی در خدمت حفظ نظام و ولایت مطلقه فقیهاند ـ جان میبازند.
منطق و تجربه تاریخی حکم میکند که در شرایط جنگ و نسلکشی، باید از مجامع بینالمللی طلب استمداد کرد. این امر نه «دخالت نامشروع» است و نه «اشغال سرزمینی»، بلکه تلاشی برای «نجات ایران» از سالها ویرانیِ پیوند دین و قدرت است. این خاک قرار نیست اشغال شود؛ چهبسا همین امروز نیز در اشغال جمهوری اسلامی، ماجراجوییهای آن و عطش سیریناپذیر قدرت و استبداد خامنهای باشد. در چنین وضعیتی، راهی جز «دفاع مشروع» باقی نمانده است.
امید که ایران، دوباره ایران شود.
#مداخله_بشردوستانه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #ایران #مطهره_گونهای
@Tavaana_TavaanaTech
در جنگ و نسلکشی، طلب استمداد از مجامع بینالمللی یک ضرورت است
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی با تأکید بر اینکه آنچه در ایران رخ داده صرفاً «سرکوب» نیست بلکه «نسلکشی» است، معتقد است در مواجهه با حکومتی تا بندندان مسلح که تنها زبان گلوله را میفهمد، مفاهیمی چون گذار دموکراتیک و پرهیز مطلق از مداخله خارجی کارایی خود را از دست دادهاند و «دفاع مشروع» به ضرورتی گریزناپذیر برای نجات ایران بدل شده است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
میتوان از آدمها بت نساخت، آنها را تقدیس نکرد، اما سخنانشان را شنید و به نقد کشید.
دستکم سه سال فرصت وجود داشت تا جزئیات پیشنهاد «نجات ایران» تکمیل و ارائه شود. اکنون، در بحبوحه گذار اعتراض به انقلاب، باید منتظر اراده مردم و پیامدهای آن ماند. در چنین شرایطی حتی سخن گفتن از «دموکراتیک بودن» گذار نیز بیمعناست.
ما با حکومتی تا بندندان مسلح روبهرو هستیم؛ حکومتی که تنها زبان گلوله و موشک را به رسمیت میشناسد. این امکان وجود داشت که مجموعه نیروهای سیاسی ـ که برخی از آنها هویت خود را بیش از هر چیز در نفی و انکار جریان مقابل خود تعریف میکنند ـ به جای این رویکرد سلبی، بر اتحاد درونی و همبستگی با دیگر نیروهای دارای پایگاه اجتماعی و ظرفیت واقعی تمرکز کنند. استفاده از کلیدواژههای مبهم یا جملاتی که حتی به اندازه یک دقیقه به تداوم حیات حاکمیت کمک میکنند، دیگر نمیتواند نقش «راهنما» ایفا کند.
این روزها شاهد صدور بیانیههایی از سوی فعالان سیاسی هستیم که برخی از آنها بر عدم «مداخله خارجی» تاکید میکنند.
اعلام مخالفت صریح با «عدم مداخله خارجی» بدون بازتعریف روشن این مفهوم، یا در قالب کلیگویی، پاسخی متناسب با وضعیت ویرانگر کنونی نیست.
نام بزرگ آنچه این روزها بر ایران گذشته را نمیتوان صرفاً به «سرکوب»، «کشتار» یا «جنایت بشری» تقلیل داد. آنچه در واقع رخ داد، «نسلکشی» بود. امروز میتوان با قاطعیت گفت که تمامیت مردم ایران در برابر تمامیت مرجعیت شیعه و استبداد دینی صفآرایی کردهاند؛ حتی اگر بهای آن تکهتکه شدن کشور یا بدتر از آن، جنگ باشد. با این حال، باید تأکید کرد که جنگ اصلی هماکنون در خاک این سرزمین جریان دارد و دشمن اصلی، خامنهای و جمهوری اسلامیاند که ملت را به نابودی میکشانند.
از این رو، «دفاع مشروع» و حتی «حمایت از مداخله خارجی» در برابر این تمامیت خون، جنون و ستم، نهتنها مذموم و مصداق «وطنفروشی» نیست، بلکه عین «وطنپرستی» است و در عین حال، گریزناپذیر خواهد بود. تروریسمی که این روزها بهطور گسترده در ادبیات امنیتی و تبلیغاتی نظام تکرار میشود، یادآور ارعاب دهه شصت است؛ دههای که هم رخدادهایش و هم سرکوب بیسابقهاش با هدف شکستن اراده مردم رقم خورد.
نباید از سرسختی خامنهای در حفظ قدرت و پیرویاش از قرائت عاشورایی از سیاست غافل شد. او از شکست «امت» در برابر «ملت» خشمگین است؛ خشمی که حتی نوزاد بیگناه را نیز در آتش انتقام خود میسوزاند. امروز دشمن دیگر دیش ماهواره، اینترنت یا «غربزدگی» نیست؛ دشمن کتاب، دانشگاه و رسانه آزاد است. حتی جمعی کوچک که در چایخانهای درباره گرانی بنزین صحبت میکنند نیز تحمل نمیشود.
در نتیجه، خرد و کلان، پیر و جوان، با یاری ساختار دولتی «خالص» و «مخلص»، به شکلی سیستماتیک حذف میشوند؛ یا در خیابان با گلوله جنگی از پشت هدف قرار میگیرند، یا از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میشوند. مردم دیگر در آمار حکومت جایی ندارند و این فیلتر جلادِ خالصساز، به فرمان خامنهای آنقدر میکُشد تا جز مدیحه رهبر چیزی شنیده نشود.
مردم با دست خالی و سنگ، این بار نه صرفاً از سر استیصال، بلکه آگاهانه و با خشمی فزاینده، در نبردی نابرابر با خدا، کتاب و مکتب جمهوری اسلامی ـ که همگی در خدمت حفظ نظام و ولایت مطلقه فقیهاند ـ جان میبازند.
منطق و تجربه تاریخی حکم میکند که در شرایط جنگ و نسلکشی، باید از مجامع بینالمللی طلب استمداد کرد. این امر نه «دخالت نامشروع» است و نه «اشغال سرزمینی»، بلکه تلاشی برای «نجات ایران» از سالها ویرانیِ پیوند دین و قدرت است. این خاک قرار نیست اشغال شود؛ چهبسا همین امروز نیز در اشغال جمهوری اسلامی، ماجراجوییهای آن و عطش سیریناپذیر قدرت و استبداد خامنهای باشد. در چنین وضعیتی، راهی جز «دفاع مشروع» باقی نمانده است.
امید که ایران، دوباره ایران شود.
#مداخله_بشردوستانه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #ایران #مطهره_گونهای
@Tavaana_TavaanaTech
👍25❤6💯2