آموزشکده توانا
48.7K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
ذکرا و فرزاد از آن دسته زوج های خاطره باز هستند که برای زنده نگه داشتن این خاطرات #نوستالوژیک ابتکار جالبی کردند و دستی به سر و روی یک #فولکس_آبی قدیمی کشیده اند و آن را تبدیل به یک #کافه_سیار لوکس کرده اند و نامش را گذاشته اند «وی کافه». «ذکرا عباسی» لیسانس روزنامه نگاری دارد و «فرزاد حسینی» مردم شناسی خوانده است و حالا دغدغه های اجتماعی و مردم شناسی شان جمع می شود در این فولکس واگن آبی و بهانه ای می شود که به تمام کوچه پس کوچه های پایتخت سر بزنند و مردم هر محله را ذوق زده کنند.کافه آنها کاملا خانوادگی با منوی کاملا خانگی بین 5 تا 8 هزار تومان است.
@Tavaana_TavaanaTech
👇 👇 👇 👇 👇 👇
.
کسب‌وکار متفاوت زوج جوان که با استقبال تهرانی‌ها روبه‌رو شده است
یک بعدازظهر خودمانی در کافه‌فولکس!
.
اگر اهل پیاده‌روی باشید، ممکن است #فولکس_آبی را در خیابان سی‌تیر، آجودانیه، نیاوران، بهشتی و یا ... دیده‌ باشید اما یک کافه سیار از چه راهی مشتریانش را پیدا می‌کند؟ #فرزاد_حسینی می‌گوید مهم‌ترین راه ارتباطشان با مشتریان صفحه اینستاگرامی است که حالا بیشتر از ٤٢‌هزار فالوور دارد. البته جالب است که بدانید فرزاد کافه‌شان را متعلق به خیابان‌های دنج می‌داند و اصلا علاقه‌ای ندارد که در خیابان‌ها و معابر شلوغ دنبال مشتری‌های بیشتر بگردد. شاید چون این کار حس تبلیغات و تست‌های رایگان خیابانی را برایش تداعی می‌کند اما آنها یک #کیوسک تبلیغاتی نیستند، آنها یک #کافه هستند تنها با ظاهر و شکل و شمایلی متفاوت‌تر.
می‌گوید بیشترین فروش کافه کوچک‌شان مربوط به محله دروس در منطقه سه تهران است و کمترین درآمدشان روزی رقم خورده است که برای یک فستیوال یک‌روزه در جاده مخصوص کرج حاضر شده‌اند.

حسینی می‌گوید کسب‌وکارشان برای مردم جذاب است، آنها کنجکاوند اما مهربان. وقتی نیاز به یک پریز برق دارند یا جایی برای پارک کردن، مردم به کمک‌شان می‌آیند و به سرعت امکانات مورد نیازشان فراهم می‌شود. همین مهربانی باعث شده است آنها دلگرم‌تر و امیدوارتر ادامه بدهند. #مهربانی اهالی خونگرم پایتخت به همین‌جا خلاصه نمی‌شود و یک #کافه_سیار توانسته است مشتریان ثابتی برای خودش دست و پا کند.

می‌گوید بیشتر مشتریان ایرانی آدم‌های خوبی هستند. آنها درست شبیه تمام مصرف‌کنندگان دنیا تنها توقع #کیفیت و #احترام را دارند؛ نکته‌ای که در خیلی موارد نادیده گرفته شده است اما یک برند خوب می‌داند ادامه حیاتش در گرو همین مشتریان است. اگر راضی باشند دنبالت می‌کنند حتی اگر جای ثابتی نداشته باشی. گزارش مائده امینی را در شهروند بخوانید: http://bit.ly/2cAzkWz

@waycafe

@Tavaana_TavaanaTech
حراج حیاط #کافه_نادری، پاتوق تاریخی تهران، توسط #ستاد_اجرایی_فرمان_امام به قیمت دو میلیارد و ۱۶۰میلیون تومان.

درباره ستاد فرمان امام در این گزارش بخوانید:
goo.gl/4Dxag7

@Tavaana_TavaanaTech
دیروز کافه‌ای در تهران افتتاح شد به اسم #کافه_دانتیسم
.
این کافه توسط ده تا از بچه‌های مبتلا به اوتیسم و #سندروم_داون اداره می‌شود.

معلولان ده درصد از جمعیت کشور رل تشکیل می‌دهند که شایسته زندگی امن و شرافتمندانه هستند.
شایسته است که امکانات شهر، فضاهای کسب و کار و ... برای آنان مناسب‌سازی شود.
شایسته است امکان آموزش و شکوفایی توانمندی‌های آنها فراهم شود.
اینها وظیفه حکومت است.
سایر مردم هم باید آموزش ببینند که آنها را ناتوان نبینند و با احترام برخورد نمایند.

bit.ly/2Kvgih0

مطالب مرتبط:
از من نترسید؛ من فقط یک کروموزم اضافه دارم!
bit.ly/1TXbmRL

راهنمای عملی آموزش به دانش‌آموزان دارای #اوتیسم
bit.ly/1qGNhNh
توانمندان معلول
goo.gl/LVeJLX

@Tavaana_TavaanaTech

یکی از کاربران توییتر این تصویر را منتشر کرد و خبر داد که در یک کافه این برگه را به او دادند. این توییت با واکنش‌های زیادی مواجه شد.

یکی از کاربران نوشت:
«‏تذکر برای حجاب به هیچ شکلی جالب که نیست هیچ، همدستی با سیستم خشونت گره، چرا فکر می کنید فقط زنان باید هزینه بدن؟ حقوق زنان مگه حقوق بشر نیست؟ ظلم به زنان اشکال نداره، تذکر برای حجاب اجباری که خشونت علیه زنانه عیب نداره، ولی پلمب شدن کافه عیب داره؟ همیشه زنان باید کوتاه بیان؟!»

کاربر دیگری به طنز نوشت:

«‏"امروز توی مزرعه موقع برداشت پنبه زنجیر از پاهام باز شد اما اینبار ارباب به جای شلاق و توهین خیلی آروم و محترمانه ازم خواست خودم زنجیرو ببندم، حرکت جالبی بود."

-خاطرات یک برده(۱۸۶۱ کارولینای شمالی)»

کاربری دیگر نوشت:

«‏بهترین روش سرکوبگری اینه که کاری کنیم علاوه بر ایجاد هزینه برای افرادی که قانونِ غلط و تبعیض آمیز رعایت نمیکنن، برای دیگرانم هزینه ایجاد کنیم. مثلا بگیم طبق قانون در اتوبوسها فرد سیاه‌پوست نباید روی صندلی مخصوص سفیدپوستا بشینه، اگه نشست، راننده جریمه میشه!»

یکی دیگر از کاربران چنین نوشت:
«نازی‌ها بخش عمده‌ای از فرایند کشتار و آدم‌سوزی را به خودِ قربانیان می‌سپردند و در نهایت همانها را هم می‌کشتند.
جمهوری‌اسلامی نیز حکومتی توتالیتر و سرکوبگر است که همین قاعده را مو‌به‌مو اجرا می‌کند!»

نظر شما چیست؟

#حجاب_بی_حجاب #کافه #سرکوب #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍40🤔5👎21🔥1
Forwarded from گفت‌وشنود
جغرافیای مکث و سیاست هراس
چرا کافه‎‌ها بسته می‌شوند؟

گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از سوی کاربران در شبکه‌های اجتماعی، بار دیگر بر موج تازه‌ای از پلمب واحدهای صنفی در پایتخت، به‌ویژه در خیابان‌های سنایی و ایرانشهر، گواهی می‌دهند؛ رویدادی که در بستر هم‌زمانی‌اش با تنش‌های فزاینده سیاسی و نظامی، معنادارتر به نظر می‌رسد. هرچند نهادهای ناظر، بهانه‌هایی چون «عدم رعایت شئونات، سد معبر و تداخل صنفی» را دستمایه این تعطیلی‌ها قرار می‌دهند، اما ریشه این فشار مکرر را باید در لایه‌ای بسیار عمیق‌تر از خط‌کشی‌های اداری و ضوابط تعزیراتی جست‌وجو کرد. پرسش کانونی این است: چرا در این برهه، کافه‌ها چنین در کانون غضب و انقباض حاکمیت قرار گرفته‌اند؟

پاسخ را نباید در آیین‌نامه‌های صنفی، که در منطق بنیادین قدرت توتالیتر و ایدئولوژیک جست‌وجو کرد. حکومت‌های ایدئولوژیک بیش از آنکه از تخلفات خرد و ایذایی بترسند، از «فضا» می‌ترسند؛ از جغرافیای کوچکی که امکان مکث، درنگ و حضور جمعی را فراهم می‌کند. در شهری که فضاهای عمومی رسمی یا در چنبره تجاری‌سازی مطلق گرفتارند و یا زیر شدیدترین لایه‌های نظارت و کنترل امنیتی نفس می‌کشند، کافه به پناهگاهی برای «بودن با دیگری» بدل شده است.

مسئله اصلی نه قهوه است و نه حتی پوشش؛ مسئله مکان گفت‌وگوست. کافه جایی است که در آن، اتمسفر اتمیزه و فردمحور جامعه شکسته می‌شود. میزهای کافه بستر رویش شبکه‌های اجتماعی حقیقی و رودررویند؛ شبکه‌هایی که بر پایه اشتراک فکری، تبادل تجربه‌های زیسته، بحث درباره هنر، سیاست و ادبیات شکل می‌گیرند. این‌گونه است که غریبه‌ها در پس یک فنجان چای و ساعت‌ها گفتگو، از سطح مصرف‌کنندگان منفعل کالا به همسایگان مدنی و هم‌سرنوشت بدل می‌شوند.

پیامد طبیعی این تعامل رو در رو، زایش همدلی، تمرین عاملیت جمعی و عمق‌بخشی به آگاهی انتقادی است. آگاهی، در تعریف ساختارهای اقتدارگرا، یک تهدید امنیتی بالقوه است. هر کانون فکری و مدنی که بیرون از دایره کنترل متمرکز نهادهای رسمی جوانه بزند و بتواند شهروندان را در فضایی به یکدیگر پیوند دهد، پایه‌های انحصار معنا و حقیقت را می‌لرزاند.

تعطیلی کافه‌ها، در تحلیل نهایی، واکنشی است به پتانسیل رهایش‌بخش این مکان‌ها. حکومت ایدئولوژیک در مواجهه با بحران‌های پیرامونی خود، ناگزیر به انقباض حداکثری است؛ زیرا می‌داند تا زمانی که مکانی برای گفت‌وگوی زنده، همبستگی ارگانیک و اندیشیدن جمعی در رگ‌های شهر جریان داشته باشد، پروژه یکدست‌سازی جامعه کامل نخواهد شد. بسته شدن کافه‌ها، تلاش مذبوحانه‌ای است برای بازگرداندن سکوت به فضایی که دیگر آمادگی تسلیم شدن در برابر فرامین ازپیش‌تعیین‌شده را ندارد.

#کافه #گفتگو #تعامل_اجتماعی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊9💔4👍3💯1