آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram

مادر جاویدنام عرفان رضایی: حتی با اسلحه هم نمی‌توانید صدای مادری را که برای حق فرزندش می‌جنگد خاموش کنید

فرزانه برزه‌کار، مادر جاویدنام عرفان رضایی از جان‌باختگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، با انتشار تصویری از خود در کنار مزار فرزندش، متنی سرشار از سوگ، دادخواهی و ایستادگی منتشر کرد.
او در این نوشته چنین می‌گوید:
«من مادرم، مادری که درد را در عمق جانش حس می‌کند، مادری که خون پسرش را در رگ‌هایش جاری می‌بیند و هنوز چشم به راه عدالت است. من طلبکارم، طلبکار از آن‌هایی که پسرم را به جرم خواستن آزادی، به جرم اعتراض به ظلم، به خاک و خون کشیدند. طلبکارم از آن‌هایی که جوانی پسرم را با ظلم و بی‌رحمی ربودند، از آن‌هایی که صدای او را خاموش کردند، نفسش را بریدند و قلبم را شکستند.
اما من تنها نیستم؛ من نماد هزاران مادری هستم که فرزندان‌شان را در راه حق از دست داده‌اند، مادری که دردش را فریاد می‌زند و دادخواهی می‌کند. من به آن‌ها می‌گویم: نمی‌توانید با سکوت و بی‌عدالتی، حقیقت را دفن کنید. هر گلوله‌ای که شلیک کردید، هر نفسی که بریدید، آتشی در دل‌ها روشن کردید که خاموش‌شدنی نیست.
من مادرم، و تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خونم، دادخواهی می‌کنم. پسرم را پس می‌خواهم، عدالت را می‌خواهم، آینده‌ای روشن برای همه جوانان را می‌خواهم. و به آن‌هایی که گمان می‌کنند می‌توانند صدای دادخواهی را خاموش کنند می‌گویم: شما حتی با اسلحه‌تان نمی‌توانید صدای مادری را که برای حق پسرش می‌جنگد خاموش کنید. ما زنده‌ایم، ما قوی‌ایم، و عدالت را از شما می‌گیریم.»

انتشار این نوشته در فضایی همراه با نگرانی و فشار بر خانواده‌های جاویدنامان صورت گرفته است؛ با این حال، تأکید بر دادخواهی و حفظ صدا نشان می‌دهد که ایستادگی و استواری این خانواده‌ها همچنان ادامه دارد و روایت آنان به بخشی ماندگار از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است.


#فرزانه_برزه_کار #دادخواهی #عرفان_رضایی_نوایی #ما_زنده_ایم #ما_ادامه_داریم

@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊6💯54

آیا در فرهنگ ایرانی مرثیه تقدیس می‌شود و خشم تقبیح؟
خوانشی روان‌کاوانه در ستایش اشک و هراس از اعتراض!

پیام همراهان

در تاریخ فرهنگی ما، رنج اغلب شأنی قدسی یافته است. صبر، تحمل، سوختنِ بی‌صدا و فروبردن درد، نه‌فقط فضیلت اخلاقی شمرده شده، بلکه نشانه‌ای از پاکی و حقانیت تلقی گردیده است. در مقابل، خشم، حتی وقتی پاسخی طبیعی و موجه به بی‌عدالتی است، با برچسب‌هایی چون طغیان، بی‌صبری، گناه و شر همراه شده. این دوگانه‌ی نابرابر، به‌تدریج در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده است.
در چنین افقی، انسانِ رنج‌کشیده محترم است، اما انسانِ خشمگین مشکوک. کسی که اشک می‌ریزد، قابل همدردی است، اما کسی که مطالبه می‌کند، مزاحم نظم موجود تلقی می‌شود. زبان رایج فرهنگ ما—در ادبیات، آیین‌های سوگواری و روایت‌های تاریخی، بارها این پیام پنهان را بازتولید کرده است: رنج را تحمل کن، اما اعتراض نکن.
این تقدیس رنج البته بی‌کارکرد نبوده است؛ همبستگی ساخته، معنا داده و امکان بقا فراهم کرده. اما بهای روانی و اجتماعی آن سنگین بوده است. خشمی که می‌توانست نیرویی اخلاقی برای مرزبندی، خطاب‌کردن و تغییر باشد، یا سرکوب شده یا به انفجارهایی کور و بی‌سرانجام بدل گشته است. جامعه‌ای که خشم را شیطانی می‌داند، ناگزیر یا در مظلومیتی مزمن می‌ماند، یا هر از گاه به فورانی می‌رسد که چیزی را اصلاح نمی‌کند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این جابه‌جایی عاطفی را دوباره بیازماییم: نه برای نفی رنج، بلکه برای خارج‌کردن آن از مقام قدسیِ فلج‌کننده‌اش؛ و نه برای ستایش خشونت، بلکه برای بازگرداندن کرامت به خشمِ آگاهانه، خشمی که مرز می‌گذارد، مخاطب دارد و مسئولیت می‌طلبد.
بدون این بازاندیشی، اشک همچنان ستوده می‌شود،
اعتراض همچنان هراس‌انگیز می‌ماند،
و تغییر، همچنان به آینده‌ای نامعلوم حواله داده می‌شود.

#خشم #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
👍138👌1💯1
سوگِ مقاوم
روایت خانواده‌های جان‌باختگان که به‌جای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا می‌کنند

پیام همراهان

در آیین‌های مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیه‌خوانی، قرآن‌خوانی و نوحه، زبان‌های آشنای مواجهه با مرگ‌اند. این زبان‌ها رنج را تسلی می‌دهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامی‌خوانند.
با این‌همه، در ماه‌های اخیر، خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه، دست به ابتکاری تازه زده‌اند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، به‌جای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزان‌شان می‌رقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبک‌انگاری مرگ. آنچه دیده می‌شود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. می‌توان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالب‌های مرسوم ناله و آه فراتر می‌رود و می‌کوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار می‌رود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، به‌مثابه یک اعتراض بی‌کلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمی‌کند، اما اجازه نمی‌دهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمی‌شود و خشم به ناله فروکاسته نمی‌گردد. آنچه برجسته می‌شود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادت‌دادن جامعه به مرثیه‌های بی‌اثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانه‌ی تغییری عمیق‌تر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازه‌ای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.

#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی

@Tavaana_TavaanaTech
👌14💔8🕊52👍1
سردار آزمون، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران، این استوری و پست را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد.
در روزهایی که جمهوری اسلامی تلاش می‌کند صداها را حذف کند، معترضان را «اغتشاشگر» و «تروریست» و حتی اعتراضات را «کودتا» بنامد، انتشار همین تصویرها و همین جمله‌ها، اهمیتی دوچندان دارد اینها تبدیل به سند می‌شوند.
دادخواهی فقط در دادگاه‌ها شکل نمی‌گیرد؛ در حافظه جمعی، در روایت‌های شخصی و در ایستادن چهره‌های شناخته‌شده کنار مردم معنا پیدا می‌کند. حمایت ورزشکاران و افراد شاخص از اعتراضات، شکستن دیوار سکوت است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
34🕊7💔6👍1