آموزشکده توانا
48.2K subscribers
42.8K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
جان لاک
معمار نامرئی جدایی دین از دولت

سال ۱۶۸۹، جان لاک، فیلسوف انگلیسی، در تبعیدگاهش در هلند رساله‌ای کوتاه اما زلزله‌آفرین منتشر کرد: نامه‌ای درباره تساهل. اروپا تازه از جنگ‌های خونین مذهبی بیرون آمده بود؛ کاتولیک و پروتستان قرن‌ها یکدیگر را به نام خدا کشته بودند. لاک پرسشی طرح کرد که تا آن زمان کفرآمیز به‌نظر می‌رسید: چرا اصلا دولت باید در ایمان مردم دخالت کند؟

استدلال او ساده و بنیان‌کن بود: ایمان امری کاملا درونی و شخصی است و با زور قابل تحمیل نیست. لاک نوشت «هیچ‌کس نمی‌تواند با اجبار بیرونی، قلبش را وادار به باور کند»؛ حتی اگر شمشیر بر گردنت باشد، نمی‌توانی واقعا به‌زور باور کنی.

او مرز روشنی میان قلمرو دولت و قلمرو کلیسا کشید: وظیفه‌ دولت، حفظ اموال، امنیت و حقوق مدنی است، نه نجات روح شهروندان. این تفکیک، بذر اولیه‌ جدایی دین از حکومت (سکولاریسم سیاسی) بود.

لاک تساهل را نه فقط توصیه‌ اخلاقی، بلکه ضرورت منطقی می‌دانست؛ چون هیچ مرجعی نمی‌تواند با قطعیت ادعا کند تفسیرش از دین، تنها تفسیر درست است.

با این حال، تساهل او محدودیت داشت: کاتولیک‌ها را به‌دلیل وفاداری به پاپ (قدرتی خارجی) و ملحدان را به‌دلیل نبود سوگند الهی، از این حمایت مستثنا کرد، یادآوری اینکه حتی پیشگامان آزادی، محدودیت‌های زمانه‌ خود را داشتند.

. این رساله مستقیما بر بنیان‌گذاران آمریکا و اصل جدایی دین از دولت در قانون اساسی آمریکا تاثیر گذاشت؛ جفرسون و مدیسون آشکارا از لاک وام گرفتند.

تاثیر اندیشه لاک امروز در هر قانون اساسی سکولار مدرن که آزادی مذهب را تضمین می‌کند، در جریان است.

#جان_لاک #سکولاریسم #دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍6
در جمهوری اسلامی ترقی برای خودی‌ها، پله برقی دارد!


حتما اخیرا ماجرای فساد چند ده هزار میلیاردی آخوندی به نام سید امین جوادی، مدیر عامل اسبق موسسه مالی و اعتباری ملل به گوشتان خورده، همین بهانه‌ای شد تا شما را با پیوند ناگسستنی پله برقی و امر حفظ نظام آشنا کنم!
از سال ۸۹ امین جوادی را در مشهد،به دلیل همکاری در اجرای برخی پروژه‌ها از نزدیک می‌شناسم.

سرعت رشد سرمایه و بلندپروازی‌های او برایم همیشه عجیب بود،این که چطور می‌شود در عرض زمانی نسبتا کوتاه،با این همه موانع، تبعیض و رویه و قوانین دست و پاگیر، یک امپراطوری مالی بزرگ ساخت،
از کارخانه ذوب آهن تا هتل پنج ستاره ملل و هزاران هکتار زمین گرفته تا صدها شعب بانک در سراسر کشور و تله کابین و رستوران و ده‌ها هلدینگ و شرکت زیر مجموعه.
برایم قابل فهم بود که آدم عادی، تنها با اتکا به توانایی‌های فردی، نمی‌تواند به چنین جایگاهی، آن هم با چنین سرعتی برسد.
مضاف بر اموال و سرمایه‌هایی که از ایران خارج کرده و ممکن است دیگر به کشور بازنگردد، مثل املاکش در اسپانیا، بریتانیا، روسیه و رمز ارزهایی که رقم و عددش مشخص نیست.
بارها از شخص خودش پرسیدم تا چه اندازه سوابق سیاسی، روابط و یا گرایشات عقیدتی اش در موفقیت های او نقش داشته، پاسخ همیشگی او این بود: اگر موجب پسرفت نشده باشد، سبب پیشرفت نشده!
اما روابط و رفت و آمد مکرر با او سبب شده بود مکالمات بیشتری داشته باشیم و بدیهی ست هر کسی بیشتر حرف بزند و به جزئیات بپردازد،بیشتر دمب خروسش با رو شدن ضد و نقیض در گفته‌هایش، بیرون می‌زند.
هر بار سرنخ تازه‌ای در این گفتگوها به دست می‌آمد تا بیشتر به این اصل پی ببرم که در جمهوری اسلامی، پیشرفت چشمگیر و کلان اقتصادی ممکن نیست مگر برای خودی ها و نورچشمی‌هایی که با استفاده از پله برقیِ ویژه پروری در جمهوری اسلامی،. پله‌های ترقی را هزار به یکی، طی می‌کنند!
به گفته خودش، او از فعالان مسلح علیه حکومت پهلوی بوده، سپس در دهه شصت، مدتی حاکم شرع و پس از آن، رییس کمیته انقلاب در بخش‌هایی از هرمزگان شده و نورچشمی رفسنجانی و امام جمعه کرمان بوده است.
اما اینها هیچ کدام نتوانست شک مرا به یقین مطلق بدل کند تا جایی که سال ها بعد در میان صحبت‌هایش به پیشینه همکاری امنیتی خود با مصطفی پورمحمدی(قاضی مرگ و عنصر خطرناک امنیتی) و علی فلاحیان(وزیر اطلاعات عامل قتل‌های زنجیره‌ای) اشاره کرد!
آنجا بود که فهمیدم او چطور سوار بر پله برقی ترقی در نظام شده و چگونه است که فساد و حفظ نظام، دو روی یک سکه است!

آنجا بود که فهمیدم او چطور سوار بر پله برقی ترقی در نظام شده و چگونه است که فساد و حفظ نظام، دو روی یک سکه است!
چون حداقل در این نمونه،روشن بود که امتیازات بزرگ ‌و واجد تبعیض،مزد انحصاری کسانی است که کارنامه سیاهی از سرکوبگری برای حفظ نظام داشته باشند.
از همین روست که به رغم ضرر هنگفت و فساد کلان چند ده هزار میلیاردی این بانک در چند سال گذشته،جمهوری اسلامی حاضر به جبران آن از جیب بیت المال و مردم بیچاره ایران شده ولی تا جایی که کارد به استخوان نرسیده، حاضر به برخورد با نورچشمی علم الهدی، آخوند امین جوادی نشده!
می‌توان از همین نمونه هم باز نتیجه چشمگیر دیگری نیز گرفت:
اگر امتیازات ویژه و پله برقی ترقی،جایزه‌ای برای حفظ انگیزه حافظان نظام است، اصلاحاتی چون فسادستیزی در این ساختار،اساسا غیرممکن است، چون بانیان فساد، همان حافظان و حامیان نظام هستند،
چون یک نظام سیاسی نمی‌تواند با انگیزه فسادستیزی و اصلاحات، تیشه بر ریشه‌های خود زده و حامیان و حافظانش را ناراضی و بی‌انگیزه کند، در حالی که به گفته آیت الله خمینی، حفظ نظام، اوجب واجبات است.
در حدی که رژیم حاضر است ده ها هزار میلیارد از خزانه و رفاه مردم، هزینه کند تا یکی از خودی‌های نظام، خدای ناکرده، آزرده خاطر نشود.

نمونه دیگرش سعید طوسی بود که یک جا گفته بود اگر قرار باشد، حکم دادگاه درباره من اجرا شود، ده‌ها نفر دیگر را هم با خودم می‌کشم پایین!

این یعنی همان ترکیب فساد و قدرت در هرم جمهوری اسلامی که به ترکیب در هم تنیده‌اش نمی‌توان دست زد به طوری که بیرون کشیدن یک آجر این هرم، می‌تواند به فرو ریختن تمام ساختارش ختم شود.....

نویسنده:ناگزیر ناشناس….

@Tavaana_TavaanaTech
💔71