آموزشکده توانا
48.2K subscribers
42.8K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
روشنگری سکولار
پیروز بدون هیاهوی تاریخ

ورق بزنید

برخلاف بسیاری از سروصدها، رجزها و فریادهایی که حزب‌ها، دسته‌ها، یا فرقه‌ها بلند می‌کنند تا ادعای پیروزی و سلطه داشته باشند، روشنگری سکولار معمولاً با فریاد، لشکرکشی یا نعره‌ زدن پشت منبر و تربیون پیش نمی‌رود. پیروزی‌های روشنگری انسان‌گرای سکولار، همواره آرام، تدریجی و تقریباً نامرئی بوده است.

ایرانیان دارای سنت دیرینه‌ای از نقد باورهای دینی بوده‌اند. ردپای این سنت را می‌توان در تلاش‌های ایرانیان برای حفظ فرهنگ کهن خود در برابر عربی-اسلامی شدن یا انتقادهای صریح خیام یا طعنه‌های مکرر حافظ به اسلام یا منبر یا سجاده مشاهده کرد.

در دوره مدرن روشنگری، اندیشمندانی مانند لاک، اسپینوزا، ولتر و کانت راه را برای سکولاریسم مدرن هموار کردند. نتیجه این تحول تنها استقلال دین و حکومت از هم نبود؛ بلکه به تدریج سه عرصه را دگرگون کرد:

سکولاریسم سیاسی که قانون را از اقتدار دینی مستقل کرد.
سکولاریسم علمی که داوری درباره طبیعت را به شواهد و آزمایش سپرد.
سکولاریسم فرهنگی که حق انتخاب شیوه زندگی، هنر، آموزش و وجدان فردی را از انحصار نهادهای مذهبی خارج ساخت.

هر بار که یک پرسش علمی جای یک پاسخ خرافی را می‌گیرد، هر بار که برای تصمیم‌گیری به خرد و اخلاق فکر می‌کنیم (نه فقط این که «خدا چه گفته است»)، و هر بار که یک انسان با بازنگری رفتار و پندار خود دست به آفرینش یک خویشتن جدید از خود می‌زند، روشنگری سکولار یک قدم دیگر پیش رفته است. این پیروزی‌ها آرام و بی‌سروصدا است.

سکولاریسم، برنده‌ای است که کمتر جشن پیروزی می‌گیرد؛ بسیاری از کسانی که امروز با سکولاریسم مخالفت می‌کنند، خود هر روز از دستاوردهای سیاسی، علمی و فرهنگی آن بهره می‌برند، بی‌آنکه متوجه باشند این پیروزی، سال‌ها پیش و بی‌سروصدا و در دامان روشنگری مدرن سکولار رقم خورده است. و بسیاری از طرفداران سکولاریسم، زمانی مومنانی سرسخت بودند.

در ایران امروز نیز، با وجود ظاهر اسلامی حکومت، بسیاری از جلوه‌های روشنگری سکولار در زندگی روزمره جامعه در حال گسترش است. نسل‌های جدید بیش از گذشته باورهای دینی را موضوعی شخصی می‌دانند، تصمیم‌های خود را بر پایه علم، تجربه و منافع انسانی می‌گیرند و خواهان قوانینی هستند که بر حقوق برابر شهروندان استوار باشد، نه بر تفسیرهای مذهبی. شاید به همین دلیل، مهم‌ترین تحول امروز ایران نه صرفاً یک رقابت سیاسی، بلکه دگرگونی آرام در شیوه اندیشیدن باشد؛ همان مسیری که کانت آن را خروج از «نابالغیِ خودخواسته» با تکیه بر شهامت و خرد مستقل می‌نامید.

تصویر: گفتار فلسفی در زمینه نجوم، نقاشی از جوزف رایت دربی (قرن هجدهم)

#سکولاریسم #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
4
مجید سعیدی، عکاس شناخته‌شده ایرانی، بازداشت شد

مهدی سعیدی برادر مجید سعیدی روز پنجشنبه ۱۹ شهریور با انتشار پیامی در اینستاگرامش نوشت که نیروهای امنیتی روز چهارشنبه به محل زندگی برادرش رفتند و او را بازداشت کردند.
او نوشته است هیچ اطلاعی از دلیل بازداشت و محل نگهداری مجید سعیدی ندارد.

مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی نیز هنوز توضیحی در این باره نداده‌اند.

مجید سعیدی پیشتر چند بار توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده است، از جمله شهریور سال ۱۴۰۰، زمانی که برای تهیه گزارشی از وضعیت آوارگان افغان به استان آذربایجان غربی سفر کرده بوده بود، در شهر خوی بازداشت شده بود.

او سال ۱۳۹۲ برای مجموعه عکس‌هایش با عنوان «زندگی در جنگ» که به زندگی مردم افغانستان می‌پردازد، برنده جایزه انجمن لوکاس دو‌له‌گا شد.

این عکاس در زمان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران از برخورد نیروهای امنیتی با خود و دیگر همکارانش خبر داده و نوشته بود: «ما را نه قهرمان، که هدف می‌دیدند. ما شکار بودیم و برخی، مثل من، واقعاً شکار شدند.»


#مجید_سعیدی #عکاس #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊95👌4
نرگس حیدری، مربی ورزش و از بازداشتی‌های دی ماه ۱۴۰۴، به ۵ سال حبس محکوم شد

نرگس حیدری، شهروند اهل ایذه و از بازداشت شدگان مرتبط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که در زندان سپیدار اهواز است، توسط دادگاه انقلاب اهواز به پنج سال حبس تعزیری و مجازات‌ تکمیلی محکوم شد.

بر اساس حکمی که توسط دادگاه انقلاب اهواز صادر و به این شهروند ابلاغ شده، وی از بابت اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است. همچنین دادگاه به عنوان مجازات تکمیلی، وی را به مدت یک سال به انجام «امر به معروف» ملزم کرده است.

نرگس حیدری در تاریخ ۲۹ دی ۱۴۰۴، در ارتباط با اعتراضات سراسری، توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران در ایذه بازداشت شد.
این شهروند ۳۸ ساله هم اکنون در زندان سپیدار اهواز محبوس است.


#نرگس_حیدری #از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔32
مشق فقر روی دفتر‌های گران؛
وقتی تحصیل به کالای لوکس تبدیل می‌شود

چند روز مانده به باز شدن مدارس، بوی پاییز با بوی تند و گزنده‌ی فقر در کوچه‌ها پیچیده است. در آستانه سال تحصیلی جدید، پشت پنجره‌های کتاب‌فروشی‌ها دیگر شوق خرید مداد رنگی و دفترهای تازه موج نمی‌زند؛ اینجا ویترینی‌ است که استبداد و ویرانی ساختاری را به تماشا گذاشته است.

وقتی طبق آمارهای رسمی، قیمت کاغذ در بازار ۳۰۰ درصد و دیگر اقلام نوشت‌افزار تا ۲۰۰ درصد جهش می‌کند، یعنی ساده‌ترین حق کودکی برای آموختن، تبدیل به کالایی لوکس و دست‌نیافتنی شده است.

این اعداد سرد، فقط ارقام روی یک فاکتور نیستند؛ این‌ها تیغ‌هایی هستند که خط فقر را پررنگ‌تر از همیشه بر پیشانی خانواده‌ها می‌کشند.
پدری که با دستمزد حداقلی و زیر بار گرانی دست‌وپا می‌زند، چطور می‌تواند از پسِ هزینه‌های سرسام‌آور همین اقلام اولیه برآید؟

بازنده اصلی این میدان کودکان این سرزمین‌اند.

نتیجه این مهندسی پمپاژ فقر، فاجعه‌ای عمیق‌تر به نام «بازماندگی از تحصیل» است؛ زخمی چرکین که هر سال پهن‌تر و عمیق‌تر می‌شود. هزاران کودک محروم از تحصیل، به جای نشستن پشت نیمکت‌ها، یا به اجبار روانه‌ی بازار کار کاذب می‌شوند یا پیش از شکوفا شدن، زیر چرخ‌دنده‌های سنگینِ محرومیت خرد می‌شوند.

حکومت برآمده از جهل و فساد، با سیاست‌های ویرانگرش، نه تنها آینده‌ اقتصاد و سیاست را از بین برده، بلکه نسل فردا را هم از حق اندیشیدن و آموختن محروم کرده است.

این، تصویر عریان نظامی است که بقای خود را در بی‌سوادی، تحقیر و به زانو درآوردن نسل‌ها جست‌وجو می‌کند؛ حکومتی که حتی حق مداد به دست گرفتن را از کودکان این سرزمین دریغ کرده است.

#مدرسه #گرانی #فقر #تورم

@Tavaana_TavaanaTech
💔9🕊1
مشق فقر روی دفتر‌های گران؛
وقتی تحصیل به کالای لوکس تبدیل می‌شود

چند روز مانده به باز شدن مدارس، بوی پاییز با بوی تند و گزنده‌ی فقر در کوچه‌ها پیچیده است. در آستانه سال تحصیلی جدید، پشت پنجره‌های کتاب‌فروشی‌ها دیگر شوق خرید مداد رنگی و دفترهای تازه موج نمی‌زند؛ اینجا ویترینی‌ است که استبداد و ویرانی ساختاری را به تماشا گذاشته است.

وقتی طبق آمارهای رسمی، قیمت کاغذ در بازار ۳۰۰ درصد و دیگر اقلام نوشت‌افزار تا ۲۰۰ درصد جهش می‌کند، یعنی ساده‌ترین حق کودکی برای آموختن، تبدیل به کالایی لوکس و دست‌نیافتنی شده است.

این اعداد سرد، فقط ارقام روی یک فاکتور نیستند؛ این‌ها تیغ‌هایی هستند که خط فقر را پررنگ‌تر از همیشه بر پیشانی خانواده‌ها می‌کشند.
پدری که با دستمزد حداقلی و زیر بار گرانی دست‌وپا می‌زند، چطور می‌تواند از پسِ هزینه‌های سرسام‌آور همین اقلام اولیه برآید؟

بازنده اصلی این میدان کودکان این سرزمین‌اند.

نتیجه این مهندسی پمپاژ فقر، فاجعه‌ای عمیق‌تر به نام «بازماندگی از تحصیل» است؛ زخمی چرکین که هر سال پهن‌تر و عمیق‌تر می‌شود. هزاران کودک محروم از تحصیل، به جای نشستن پشت نیمکت‌ها، یا به اجبار روانه‌ی بازار کار کاذب می‌شوند یا پیش از شکوفا شدن، زیر چرخ‌دنده‌های سنگینِ محرومیت خرد می‌شوند.

حکومت برآمده از جهل و فساد، با سیاست‌های ویرانگرش، نه تنها آینده‌ اقتصاد و سیاست را از بین برده، بلکه نسل فردا را هم از حق اندیشیدن و آموختن محروم کرده است.

این، تصویر عریان نظامی است که بقای خود را در بی‌سوادی، تحقیر و به زانو درآوردن نسل‌ها جست‌وجو می‌کند؛ حکومتی که حتی حق مداد به دست گرفتن را از کودکان این سرزمین دریغ کرده است.

#مدرسه #گرانی #فقر #تورم

@Tavaana_TavaanaTech
💔8🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
یک دین آمریکایی: مورمون‌ها

پسری چهارده‌ساله به جنگل می‌رود تا از خدا بپرسد کدام دین درست است؛ پاسخی که می‌شنود، تمام ادیان موجود را نادرست می‌خواند. از همین مکاشفه، یکی از بحث‌برانگیزترین ادیان آمریکایی زاده شد؛ دینی که رهبرش را در جوانی به قتل رساندند اما امروز میلیون‌ها پیرو و یکی از فعال‌ترین سازمان‌های خیریه جهان را دارد.

▪️بنیان‌گذاری و مرگ خونین جوزف اسمیت
جوزف اسمیت، «پیامبر آمریکایی»، در ۱۸۲۰ ادعا کرد فرشته مورونی بر او ظاهر شده است؛ تجربه‌ای که به شکل‌گیری کتاب مورمون و کلیسای «عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان» در ۱۸۳۰ انجامید. در ۱۸۴۴، پس از تنش با ساکنان ایلینوی بر سر اتهام چندهمسری، جمعی مسلح به زندان کارتیج حمله کردند و اسمیت و برادرش را کشتند.

▪️تبعید، آزار و آشتی با دولت آمریکا
مرگ اسمیت به فروپاشی جنبش نینجامید؛ بریگم یانگ رهبری را برعهده گرفت و پیروان را به یوتا برد. مهاجرت‌های پیاپی از نیویورک تا میزوری با آزار همراه بود؛ فرماندار میزوری در ۱۸۳۸ حتی دستور «نابودی» مورمون‌ها را صادر کرد. تنها با اعلام رسمی کنارگذاشتن چندزنی در ۱۸۹۰، آرامش نسبی با دولت فدرال آمریکا برقرار شد.

▪️از حاشیه‌نشینی تا مشارکت اجتماعی
مورمون‌ها با آبادانی دره سالت‌لیک، بنیان‌گذاری شهرهایی چون سالت‌لیک‌سیتی و ایجاد نظام‌های اقتصادی اشتراکی، نقشی کلیدی در توسعه غرب آمریکا داشتند. دانشگاه بریگهام یانگ و سازمان خیریه LDS Charities، که در بیش از صد کشور بدون توجه به نژاد یا مذهب کمک می‌کند، از میراث اجتماعی این جامعه‌اند؛ میتْ رامنی نیز نمونه‌ای از نفوذ سیاسی آنان است.

▪️قضاوتی که با آشنایی تغییر کرد
چارلز دیکنز ابتدا اسمیت را «روستایی نادان» می‌خواند، اما پس از همسفری با مهاجران مورمون در ۱۸۶۳، از نظم و خوش‌خلقی آنان شگفت‌زده شد و نوشت آنان «شایسته انتقاد نبودند». مارک تواین اما کتاب مورمون را ریشخند کرد. تغییر دیدگاه دیکنز نشان می‌دهد سلوک عملی پیروان یک دین، نه فقط عقایدش، باید مبنای قضاوت باشد.

متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفت‌و شنود بخوانید
یک دین آمریکایی: مورمون‌ها

https://dialog.tavaana.org/mormons/

@Dialogue1402
8
هفتاد روز حبس مسعود فرهیخته در انفرادی؛ تهدید خانواده برای وادارکردن این معلم زندانی به سکوت

مسعود فرهیخته، معلم و کنشگر صنفی محبوس در ندامتگاه مرکزی کرج، پس از حدود هفتاد روز همچنان در انفرادی نگهداری می‌شود و از تماس، ملاقات و دسترسی آزادانه به کتاب محروم است. هم‌زمان، مدیرکل زندان‌های استان البرز به همسر او هشدار داده است که اگر فرهیخته از داخل زندان سخن بگوید یا بیانیه منتشر کند، وضعیتش «از این هم بدتر خواهد شد».

روز سه‌شنبه ۱۷ شهریورماه، جمعی از کنشگران صنفی همراه با همسر مسعود فرهیخته به اداره‌کل زندان‌های استان البرز مراجعه کردند تا نگرانی خود را درباره ادامه انفرادی و قطع تماس و ملاقات او اعلام کنند.

مسئولان از ملاقات با این جمع خودداری کردند و تنها همسر فرهیخته، همراه با یکی از کنشگران صنفی، با فردی به نام «فتحی»، مدیرکل زندان‌های استان البرز، دیدار کرد.

بنا بر اطلاعات موثق رسیده، فتحی در این ملاقات گفته است: «به فرهیخته سفارش کنید که از داخل زندان حرف نزند، کاری نکند و حسن رفتار داشته باشد؛ وگرنه وضعیتش از اینی که هست هم بدتر خواهد شد.»

او همچنین از همسر این معلم زندانی خواسته است فرهیخته را به توقف رفتارهای اعتراضی خود وادار کند تا مسئولان «با او راه بیایند» و هشدار داده است که در غیر این صورت، این رفتارها «عواقب» خواهد داشت. فتحی درباره مرخصی نیز گفته است: «مرخصی شامل کسانی می‌شود که تابع ما باشند.»

این اظهارات نشان می‌دهد که برخورداری مسعود فرهیخته از حقوق قانونی خود، از جمله مرخصی و خروج از انفرادی، به سکوت و توقف انتشار بیانیه مشروط شده است.

انفرادی طولانی به‌دلیل انتشار بیانیه

مسعود فرهیخته نزدیک به هفتاد روز است که ابتدا در سلول انفرادی و سپس در فضایی سه‌نفره موسوم به «عمومی انفرادی» نگهداری می‌شود. بنا بر اطلاعات رسیده، این اقدام تنبیهی در واکنش به انتشار یک بیانیه صورت گرفته است.

نگهداری طولانی‌مدت او در چنین شرایطی، افزون بر نقض آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، با اصول ۳۶ و ۳۹ قانون اساسی نیز مغایرت دارد؛ اصولی که اجرای مجازات را منوط به حکم دادگاه صالح و هتک حرمت و حیثیت زندانی را ممنوع می‌دانند.

فشار بر این معلم زندانی به داخل زندان محدود نمانده است. از ابتدای اجرای حکم، همسر و خانواده او بارها با تماس تلفنی، احضار و تهدید روبه‌رو شده‌اند تا فرهیخته را از صدور بیانیه و بیان مواضع خود بازدارند.

روایت فرهیخته از شرایط ندامتگاه مرکزی کرج

مسعود فرهیخته در پیامی به یکی از دوستانش اعلام کرده است که حقوق زندانیان سیاسی در ندامتگاه مرکزی کرج به‌هیچ‌وجه رعایت نمی‌شود.

به گفته او، زندانیان نزدیک به دو ماه حتی تلویزیون نداشته‌اند و وسیله‌ای نیز برای تهیه غذایی غیر از غذای «افتضاح» زندان در اختیارشان نیست.

او وضعیت بهداشت و عملکرد بهداری را «افتضاح» توصیف کرده و گفته است مسئولان برای هر بیماری، بدون تشخیص و پیگیری درمان، تنها مسکن می‌دهند و ظاهرسازی می‌کنند.

فرهیخته همچنین از انتقال زندانیان سیاسی با غل‌وزنجیر، حتی هنگام مراجعه به دادگاه یا بهداری، خبر داده و این رفتار را مغایر شأن انسانی آنان دانسته است.

به گفته او، زندانیان به کتاب دسترسی ندارند و طی یک ماه گذشته تنها کتاب‌های مذهبی مورد تأیید زندان اجازه ورود داشته‌اند. برخورد نیروهای حفاظت با زندانیان سیاسی نیز نامناسب و تحقیرآمیز توصیف شده است.

حمام و توالت نیز داخل همان اتاق محل نگهداری زندانیان قرار دارد؛ وضعیتی غیربهداشتی و زجرآور که زندگی در سلول را دشوارتر کرده است.

فرهیخته همچنین گفته است دو افسر نگهبان به‌دلیل نوشته‌ای با این مضمون که «اگر از مشکلات، حرف “م” را برداریم، می‌شود شکلات»، او را به «تحریک و گمراه‌کردن بچه‌های مردم» و دریافت پول از خارج متهم کرده‌اند.

ادامه انفرادی، قطع ارتباط با خانواده، محرومیت از کتاب و امکانات اولیه، انتقال با غل‌وزنجیر، رسیدگی پزشکی ناکافی و تهدید خانواده، مجموعه‌ای از اقدامات تنبیهی برای وادارکردن مسعود فرهیخته به سکوت است.

مسئولیت سلامت و جان این معلم زندانی مستقیماً بر عهده سازمان زندان‌ها و مقام‌های قضایی است. آنان باید فوراً به نگهداری او در انفرادی و فشار بر خانواده‌اش پایان دهند و حقوق قانونی او، از جمله تماس، ملاقات، درمان و دسترسی به کتاب، را بدون قیدوشرط تأمین کنند.


#مسعود_فرهیخته

@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
انتقال ناگهانی ارسلان یزدانی، شهروند بهائی، از زندان تهران بزرگ به مکانی نامعلوم

ارسلان یزدانی، شهروند ۴۳ سالهٔ بهائی ساکن کرج، روز چهارشنبه ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۵، از زندان تهران بزرگ (فشافویه) به مکانی نامعلوم منتقل شد.

این انتقال بدون برنامه و اطلاع قبلی به خانواده صورت گرفته و تاکنون جزئیات بیشتری در این رابطه منتشر نشده است.

آقای یزدانی پیشتر، روز شنبه ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در کرج بازداشت و برای تحمل محکومیت سه سال حبس به زندان تهران بزرگ منتقل شد.

بی‌اطلاعی از محل نگهداری آقای یزدانی و علت انتقال او، نگرانی‌های جدی پیرامون وضعیت او ایجاد کرده است.

#ارسلان_یزدانی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
12🕊2💔1
آریا جعفری، عکاس ورزشی، خبری و از قهرمانان ملی رشته قایقرانی (کایاک)، سال‌هاست که به عنوان یکی از عکاسان برجسته مطبوعاتی در رسانه‌های ایران از فعالیت دارد. او در طول سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود، علاوه بر کسب جوایز معتبر عکاسی، به دلیل نگاه ویژه به ورزش زنان شناخته شده است و سابقه امدادرسانی به آسیب‌دیدگان در بحران‌های طبیعی مانند سیل را نیز در کارنامه دارد. با این حال، او طی سال‌های گذشته به دلیل فعالیت‌های حرفه‌ای و اجتماعی خود مکررا با محدودیت، ممنوع‌الکاری و سوابق متعدد بازداشت و محکومیت قضایی مواجه شده است؛ از جمله بازداشت در سال‌های ۱۳۹۳ و ۱۴۰۱ و محکومیت‌های سنگین حبس و شلاق که مانع از حضور مستمر او در عرصه حرفه‌ای شده است.

او پس از آنکه نتوانست کاروان کمیته ملی المپیک را برای پوشش بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ همراهی کند و با نامه نهادهای امنیتی از این سفر بازماند، با انتشار این دل‌نوشته از تداوم محرومیت‌های شانزده‌ساله خود برای حضور در رویدادهای بزرگ ورزشی سخن گفت و از تکرار این رنج و ممانعت‌های بی‌مبنا ابراز خستگی کرد.

متن یادداشت او به این شرح است:
قرار بود امسال به عنوان عکاس ورزشی، همراه کاروان کمیته ملی المپیک راهی بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ ژاپن شوم؛ برای پوشش تصویری مسابقاتی که از ۲۸ شهریور تا ۱۴ مهرماه برگزار می‌شود.
از فروردین‌ماه، پس از استعلام‌های اولیه، تأیید شدم؛ اما از حدود دو هفته پیش، بر اساس نامه رسمی یکی از نهادهای امنیتی به کمیته ملی المپیک، از همراهی با کاروان و حضور در مسابقات منع شده‌ام.
نه ممنوع‌الخروجم، نه ممنوع‌الکار؛ اما اجازه ندارم برای انجام حرفه‌ام در این مسابقات حضور داشته باشم و هنوز روشن نیست این تصمیم بر اساس کدام قانون و با چه مبنایی گرفته شده است.
شاید این هم یکی از همان تاوان‌های بی‌نام و بی‌توضیحی باشد که در تمام این سال‌ها پرداخته‌ام؛ تاوان‌هایی که هر بار بخشی از زندگی و کارم را با خود برده‌اند.
اما دردناک‌تر از خودِ نرفتن، تکرار شدن این قصه است.
با نرفتن به ناگویا، شانزده سال است که پشت درِ بزرگ‌ترین رویدادهای ورزشی ایستاده‌ام؛ از المپیک و جام‌جهانی تا بازی‌های آسیایی. در این سال‌ها، هر بار به دلیلی، از زندان و ممنوع‌الکاری تا اتهام‌های امنیتی و جلوگیری از حضور در مسابقات، راهی میان من و کاری که دوستش دارم بسته شده است.
تلخ اینجاست که آدم نه فقط از نرسیدن به یک رؤیا، که از تکرارِ نرسیدن خسته می‌شود.


#آریا_جعفری #عکاس #کایاک #تیم_ملی

@Tavaana_TavaanaTech
💔11🕊6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

علی زارعی از زندان قزلحصار: حکم اعدامم تأیید شده است؛ نگذارید اعدام شوم

علی زارعی، از آسیب‌دیدگان چشم در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و از دوستان جاویدنام حمیدرضا روحی، در تماسی تلفنی از زندان قزلحصار اعلام کرد که حکم اعدام او در بی‌دادگاه جمهوری اسلامی تأیید شده است. او از مردم ایران، فعالان حقوق بشر و سازمان ملل خواست صدایش باشند و برای جلوگیری از اجرای این حکم اقدام کنند.

این زندانی سیاسی درباره وضعیت کنونی پرونده‌اش گفت: «اکنون که با شما صحبت می‌کنم، حکم اعدامم در دادگاه جمهوری اسلامی تأیید شده است و لحظه‌به‌لحظه به طناب اعدام جمهوری اسلامی نزدیک‌تر می‌شوم.»

او تأکید کرد که در جلسات محاکمه نیز از مواضع خود عقب‌نشینی نکرده و گفته است: «با وجود همه این‌ها، در جلسات محاکمه‌ام به شرافت و آرمان‌هایم وفادار بودم. در هر نفسی که می‌کشم و در هر دم و بازدم خود، به ملت شریف ایران وفادار هستم.»

علی زارعی در ادامه از نهادهای حقوق بشری و جامعه جهانی درخواست کمک کرد و گفت: «از همه فعالان حوزه حقوق بشر، سازمان ملل و هر کسی که دم از وطن‌پرستی، شرافت، انسانیت و بخشندگی می‌زند، تقاضا می‌کنم صدای من باشد و نگذارد اعدام شوم.»

او افزود که هیچ اقدام تروریستی یا خشونت‌باری علیه مردم ایران انجام نداده و هدفش همواره سربلندی مردم و سرزمین ایران بوده است.

زارعی در پایان خانواده خود را به مردم ایران سپرد و گفت: «از همه شما ملت شریف ایران، در هر کجای جهان که هستید، می‌خواهم بدانید هدف من همیشه سربلندی ملت و سرزمین مادری‌مان ایران بوده است.»


#علی_زارعی #نه_به_اعدام


@Tavaana_TavaanaTech
💔227