یک سال پس از بازداشت؛ روایتی از خرداد
✍️حسن باقرینیا
حسن باقرینیا، استاد دانشگاه اخراج شده، یک سال پس از بازداشت خود، مطلبی به شرح زیر منتشر کرد:
«امروز سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ است.
دقیقاً یک سال از آن روز میگذرد.
روزی که پا به دادگاه گذاشتم، برای پیگیری یک شکایت ساده. اما دادگاه، دیگر دادگاه نبود. دام بود. نقشهای از پیش کشیده شده.
در همان ساختمان عدالت، بازداشتم کردند. ناگهانی، بیمقدمه.
و همان لحظه، نیروهای اطلاعات سپاه به خانهام ریختند.
خانهای که قرار بود مأمن باشد، پناهگاه کودکانم، شد صحنهی هجوم و وحشت.
فرزندانم آن روز تنها بودند. در آستانه امتحانات پایانترم.
با چشمهای وحشتزده، صدای فریادها، ضربههای در، قدمهای چکمهپوش.
و چیزی درونشان شکست.
شوک آن روز، هنوز در تاریکی شبهایشان نفس میکشد.
وسایل شخصیام را با خود بردند: گوشی، لپتاپ، نوشتهها، حافظهها.
و من؟
بیخبر، بیصدا، به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شدم.
چهلوهشت ساعت گذشت تا خانوادهام فقط بفهمند زندهام.
اما امروز که یک سال گذشته، یک جمله را بلند و روشن تکرار میکنم:
پشیمان نیستم.
از هیچچیز. نه از گفتن، نه از نوشتن، نه از ایستادن.
برای این ایستادن، بهای سنگینی گذاشتند:
۱۰ سال و ۹ ماه زندان.
قطع حقوق. حذف بیمه. فشارهای بیپایان.
اما باورم را نمیتوانستند بگیرند.
آنچه درون من بود، با هیچ حکمی نمیمُرد.
پس از سرکوب خونین مردم در خیزش مهسا، با خودم عهد بستم:
که تنها نمانند.
که نترسم.
که کوتاه نیایم.
این سال، سال آسانی نبود.
اما سالی بود که آموختم چطور در تاریکی، شمع شوم.
چطور در درد، معنا پیدا کنم.
چطور در میان زخم، هنوز با امید حرف بزنم.
امروز هنوز ایستادهام.
نه از سر لجاجت، که از سر تعهد.
نه برای قهرمان بودن، که برای انسان ماندن.
این روایت من است؛ نه از رنج، که از ایستادگی.
نه برای شکایت، که برای روایت.
برای اینکه تاریخ بداند،
در سیزدهم خرداد ۱۴۰۳، کسی را بازداشت کردند،
اما نتوانستند صدایش را خاموش کنند.»
ـ دکتر باقرینیا در طی چند سال گذشته، در ویدئوهای خود کلاس درسش را به وسعت ایران گسترش داد و موضوعاتی در درونمایه فلسفی، روانشناسی و تحلیل اجتماعی بیان کرد که بسیار آموزنده بودهاند.
#حسن_باقری_نیا #ایستادگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️حسن باقرینیا
حسن باقرینیا، استاد دانشگاه اخراج شده، یک سال پس از بازداشت خود، مطلبی به شرح زیر منتشر کرد:
«امروز سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ است.
دقیقاً یک سال از آن روز میگذرد.
روزی که پا به دادگاه گذاشتم، برای پیگیری یک شکایت ساده. اما دادگاه، دیگر دادگاه نبود. دام بود. نقشهای از پیش کشیده شده.
در همان ساختمان عدالت، بازداشتم کردند. ناگهانی، بیمقدمه.
و همان لحظه، نیروهای اطلاعات سپاه به خانهام ریختند.
خانهای که قرار بود مأمن باشد، پناهگاه کودکانم، شد صحنهی هجوم و وحشت.
فرزندانم آن روز تنها بودند. در آستانه امتحانات پایانترم.
با چشمهای وحشتزده، صدای فریادها، ضربههای در، قدمهای چکمهپوش.
و چیزی درونشان شکست.
شوک آن روز، هنوز در تاریکی شبهایشان نفس میکشد.
وسایل شخصیام را با خود بردند: گوشی، لپتاپ، نوشتهها، حافظهها.
و من؟
بیخبر، بیصدا، به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شدم.
چهلوهشت ساعت گذشت تا خانوادهام فقط بفهمند زندهام.
اما امروز که یک سال گذشته، یک جمله را بلند و روشن تکرار میکنم:
پشیمان نیستم.
از هیچچیز. نه از گفتن، نه از نوشتن، نه از ایستادن.
برای این ایستادن، بهای سنگینی گذاشتند:
۱۰ سال و ۹ ماه زندان.
قطع حقوق. حذف بیمه. فشارهای بیپایان.
اما باورم را نمیتوانستند بگیرند.
آنچه درون من بود، با هیچ حکمی نمیمُرد.
پس از سرکوب خونین مردم در خیزش مهسا، با خودم عهد بستم:
که تنها نمانند.
که نترسم.
که کوتاه نیایم.
این سال، سال آسانی نبود.
اما سالی بود که آموختم چطور در تاریکی، شمع شوم.
چطور در درد، معنا پیدا کنم.
چطور در میان زخم، هنوز با امید حرف بزنم.
امروز هنوز ایستادهام.
نه از سر لجاجت، که از سر تعهد.
نه برای قهرمان بودن، که برای انسان ماندن.
این روایت من است؛ نه از رنج، که از ایستادگی.
نه برای شکایت، که برای روایت.
برای اینکه تاریخ بداند،
در سیزدهم خرداد ۱۴۰۳، کسی را بازداشت کردند،
اما نتوانستند صدایش را خاموش کنند.»
ـ دکتر باقرینیا در طی چند سال گذشته، در ویدئوهای خود کلاس درسش را به وسعت ایران گسترش داد و موضوعاتی در درونمایه فلسفی، روانشناسی و تحلیل اجتماعی بیان کرد که بسیار آموزنده بودهاند.
#حسن_باقری_نیا #ایستادگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤35💔6👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دگر نمیهراسم
ز نوچههای قاتل
عقب نمیکشم من
زهی خیال باطل
ساختهی گروه شین .مِ (جمعی از هنرمندان )
این بار با دفعات قبل فرق دارد، جمهوری اسلامی سرکوب شده و ترسیده است. قدرتهای بزرگ از اعتراضات مردم ایران حمایت میکنند. مردم از دیوار ترس عبور کردهاند و شجاعتر شدهاند. حالا به چیزی جز پیروزی و تغییر ساختار حکومت فکر نمیکنند.
اعتراضات امروز نتیجه ۴۷ سال مبارزه فعالان سیاسی و حقوق بشری است. افرادی که تسلیم تشدند، هزینه دادند و ایستادگی کردند.
#هنر_اعتراض #ایستادگی #همبستگی #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
ز نوچههای قاتل
عقب نمیکشم من
زهی خیال باطل
ساختهی گروه شین .مِ (جمعی از هنرمندان )
این بار با دفعات قبل فرق دارد، جمهوری اسلامی سرکوب شده و ترسیده است. قدرتهای بزرگ از اعتراضات مردم ایران حمایت میکنند. مردم از دیوار ترس عبور کردهاند و شجاعتر شدهاند. حالا به چیزی جز پیروزی و تغییر ساختار حکومت فکر نمیکنند.
اعتراضات امروز نتیجه ۴۷ سال مبارزه فعالان سیاسی و حقوق بشری است. افرادی که تسلیم تشدند، هزینه دادند و ایستادگی کردند.
#هنر_اعتراض #ایستادگی #همبستگی #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤31👍11
سوگِ مقاوم
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
روایت خانوادههای جانباختگان که بهجای عزاداری، آیین شادی و رقص برپا میکنند
پیام همراهان
در آیینهای مرسوم سوگواری فرهنگ ما، مرثیهخوانی، قرآنخوانی و نوحه، زبانهای آشنای مواجهه با مرگاند. این زبانها رنج را تسلی میدهند، اما اغلب به صبر، سکوت و انفعال فرامیخوانند.
با اینهمه، در ماههای اخیر، خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه، دست به ابتکاری تازه زدهاند: در برخی مراسم خاکسپاری و یادبود، بهجای مرثیه و نوحه، بر مزار عزیزانشان میرقصند.
این رقص، نه انکار فقدان است و نه سبکانگاری مرگ. آنچه دیده میشود، کنشی نمادین، سنگین و آمیخته با اندوه است. میتوان آن را نوعی «سوگِ مقاوم» نامید؛ سوگی که از قالبهای مرسوم ناله و آه فراتر میرود و میکوشد عاملیت بازماندگان را حفظ کند.
در فرهنگی که رنج اغلب تقدیس شده و انتظار میرود بازماندگان فقط بسوزند و سکوت کنند، این امتناع از مرثیه خود پیام دارد. رقص بر مزار، بهمثابه یک اعتراض بیکلام است: نه از مسیر فریاد و خشونت، بلکه از مسیر بدن، حرکت و حضور در زندگی.
سوگِ مقاوم، مرگ را انکار نمیکند، اما اجازه نمیدهد مرگ، معنای نهایی را تعیین کند. در این شیوه، رنج قدسی نمیشود و خشم به ناله فروکاسته نمیگردد. آنچه برجسته میشود، ایستادگی و حفظ کرامت انسانی است: ایستادگی در برابر حذف، فراموشی و عادتدادن جامعه به مرثیههای بیاثر.
شاید این ابتکار تازه، نشانهی تغییری عمیقتر باشد؛ تلاشی جمعی برای یافتن زبان تازهای که سوگ فقط گریه نباشد، بلکه شکلی از مقاومت و حضور فعال نیز باشد.
#دادخواهی #همبستگی #سوگواری #مقاومت_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایستادگی
@Tavaana_TavaanaTech
👌14💔8🕊5❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«روایتی نه فقط از سوگ، که از ایستادگی.
ایدهی نخست، نشان دادن بیتابی خانوادهها در غم از دست دادن عزیزانشان بود؛ اما در میان انبوه تصاویر سوگواری که این سالها دیدهایم، تصمیم بر آن شد وجه دیگری دیده شود:
دلهایی که از داغ لبریزند، اما نام جاویدنامها را با افتخار فریاد میزنند.
خانوادههایی که با وجود رنج، از مبارز بودن عزیزانشان میگویند و اعلام میکنند راهشان ادامه دارد.
با این حال، نمیشد از کنار درد مادر جاویدنام بهروز رئیسی گذشت؛ مادری که حتی مزاری برای سوگواری ندارد. این بخش، یادآور زخمی است که هنوز تازه است و حقی که از او دریغ شده.
در این ویدیو نام حدود ۱۸۰۰ نفر از عزیزانمان، بر اساس فهرست منتشرشده توسط هرانا، آمده است. محدودیت زمان اجازه ثبت همه نامها را نداد؛ و این تنها از سر ناتوانی بود، نه فراموشی.
هر نام، یک زندگی بود.
هر نام، یک خانواده.
و این صداها، خاموش نخواهند شد.»
متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#ایستادگی #جاویدنامان #به_یاد_آر #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«روایتی نه فقط از سوگ، که از ایستادگی.
ایدهی نخست، نشان دادن بیتابی خانوادهها در غم از دست دادن عزیزانشان بود؛ اما در میان انبوه تصاویر سوگواری که این سالها دیدهایم، تصمیم بر آن شد وجه دیگری دیده شود:
دلهایی که از داغ لبریزند، اما نام جاویدنامها را با افتخار فریاد میزنند.
خانوادههایی که با وجود رنج، از مبارز بودن عزیزانشان میگویند و اعلام میکنند راهشان ادامه دارد.
با این حال، نمیشد از کنار درد مادر جاویدنام بهروز رئیسی گذشت؛ مادری که حتی مزاری برای سوگواری ندارد. این بخش، یادآور زخمی است که هنوز تازه است و حقی که از او دریغ شده.
در این ویدیو نام حدود ۱۸۰۰ نفر از عزیزانمان، بر اساس فهرست منتشرشده توسط هرانا، آمده است. محدودیت زمان اجازه ثبت همه نامها را نداد؛ و این تنها از سر ناتوانی بود، نه فراموشی.
هر نام، یک زندگی بود.
هر نام، یک خانواده.
و این صداها، خاموش نخواهند شد.»
متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#ایستادگی #جاویدنامان #به_یاد_آر #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊6