شکیلا منفرد در زندان اوین سی و یک ساله شد.
روز ۲۹ آذر ماه، زادروز شکیلا منفرد بود. اشکان منفرد، برادرش، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«شکیلا امروز در اوین؛ سی و یک ساله شد. ششمین تولد در زندان و حبس. مجموع کل حکمهایی که گرفته سی و یک سال و هفت ماه شده که تقریبا نصف این سالها قابل اجرا است.
مملکت ساختن که طرف سی و یک سال عمر کرده، بیشتر از سنش حکم گرفته.»
شکیلا منفرد و خانوادهاش در طی چند سال اخیر بارها تحت فشار و آزار قرار گرفتهاند. این زن جوان با بیماریهای متعددی دست به گریبان است و بهترین سالهای جوانیش را در زندان میگذراند.
جرم او تنها انتقاد کردن و حرف زدن است. سکوت نکردن در برابر ظلم و ظالم.
#شکیلا_منفرد #زندان_اوین #بند_زنان_زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روز ۲۹ آذر ماه، زادروز شکیلا منفرد بود. اشکان منفرد، برادرش، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«شکیلا امروز در اوین؛ سی و یک ساله شد. ششمین تولد در زندان و حبس. مجموع کل حکمهایی که گرفته سی و یک سال و هفت ماه شده که تقریبا نصف این سالها قابل اجرا است.
مملکت ساختن که طرف سی و یک سال عمر کرده، بیشتر از سنش حکم گرفته.»
شکیلا منفرد و خانوادهاش در طی چند سال اخیر بارها تحت فشار و آزار قرار گرفتهاند. این زن جوان با بیماریهای متعددی دست به گریبان است و بهترین سالهای جوانیش را در زندان میگذراند.
جرم او تنها انتقاد کردن و حرف زدن است. سکوت نکردن در برابر ظلم و ظالم.
#شکیلا_منفرد #زندان_اوین #بند_زنان_زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔43👍2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که خانم مژگان افتخاری، مادر جاویدنام مهسا امینی، به مناسبت شب یلدا در استوری اینستاگرامش منتشر کرد.
نام مهسا امینی، تا ابد در تاریخ ایران، جاودان خواهد ماند.
همچنین ایران همواره وامدار خانواده گرانقدر امینی خواهد بود که مقاومت آنها و نپذیرفتن روایت حکومت از «مرگ» دخترشان در انقلاب ملی ۱۴۰۱ تاثیرگذار بود. آنها فشار زیادی را متحمل شدند تا بگویند که فرزندشان بیماری زمینهای داشته و خودش فوت کرد، در حالی که ضرب و شتم توسط ماموران گشت ارشاد باعث قتل او شده بود.
مهسا (ژینا) امینی دیگر بازنمیگردد، ولی مرگ مظلومانه او تأثیری عمیق بر جامعه ایران گذاشت. جامعهای که در پی چهل و چند سال ظلم و ستم حاکمان خشمی انباشته داشت...
شب یلدا به امید طلوع صبح روشن آزادی به یاد مهسا امینی و سایر جانباختگان راه آزادی خواهیم بود.
#مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نام مهسا امینی، تا ابد در تاریخ ایران، جاودان خواهد ماند.
همچنین ایران همواره وامدار خانواده گرانقدر امینی خواهد بود که مقاومت آنها و نپذیرفتن روایت حکومت از «مرگ» دخترشان در انقلاب ملی ۱۴۰۱ تاثیرگذار بود. آنها فشار زیادی را متحمل شدند تا بگویند که فرزندشان بیماری زمینهای داشته و خودش فوت کرد، در حالی که ضرب و شتم توسط ماموران گشت ارشاد باعث قتل او شده بود.
مهسا (ژینا) امینی دیگر بازنمیگردد، ولی مرگ مظلومانه او تأثیری عمیق بر جامعه ایران گذاشت. جامعهای که در پی چهل و چند سال ظلم و ستم حاکمان خشمی انباشته داشت...
شب یلدا به امید طلوع صبح روشن آزادی به یاد مهسا امینی و سایر جانباختگان راه آزادی خواهیم بود.
#مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔41👍3
دیدار وریا غفوری، با پدر جاویدنام یلدا آقافضلی، در آستانه شب یلدا و زادروز یلدا
مهرداد آقافضلی، ضمن انتشار این تصویر نوشت:
« امروز یه روز قبل از تولد یلدای عزیزم بود، خیلی حالم بد بود، آقا وریا و همسر گرامی و دختر نازنینشون با اومدن به مغازه من منو خیلی خوشحال کردن،حالمو خوب کردن، یک خانواده با اصالت و محترم و دوست داشتنی،آقا وریا عشقه ✌️✌️🌹.»
ـ حمایت از خانوادههای دادخواه، همدلی با آنها و دلجویی از آنها به خصوص از سوی چهرههای نامدار کار بسیار نیکویی است.
وریا غفوری از جمله ورزشکارانی بوده که سمت مردم ایستاده و بابت آن هزینه هم داده و از تیم ملی و بازی در باشگاه استقلال محروم شده است.
#یلدا_آقافضلی #وریا_غفوری #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مهرداد آقافضلی، ضمن انتشار این تصویر نوشت:
« امروز یه روز قبل از تولد یلدای عزیزم بود، خیلی حالم بد بود، آقا وریا و همسر گرامی و دختر نازنینشون با اومدن به مغازه من منو خیلی خوشحال کردن،حالمو خوب کردن، یک خانواده با اصالت و محترم و دوست داشتنی،آقا وریا عشقه ✌️✌️🌹.»
ـ حمایت از خانوادههای دادخواه، همدلی با آنها و دلجویی از آنها به خصوص از سوی چهرههای نامدار کار بسیار نیکویی است.
وریا غفوری از جمله ورزشکارانی بوده که سمت مردم ایستاده و بابت آن هزینه هم داده و از تیم ملی و بازی در باشگاه استقلال محروم شده است.
#یلدا_آقافضلی #وریا_غفوری #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤63👍7
پدر جاویدنام مهرشاد شهیدی تصاویری از حضور مردم بر مزار فرزندش در آستانه شب یلدا منتشر کرد و نوشت:
«امروز پنجشنبه مورخ ۲۹ آذر ۱۴۰۳
با حضور همشهریان گرانقدر ، مراسم شب چله برگزار شد .
لطفا در بازنشر این پست ما را یاری بفرمایید .
شب چله همه هموطنان فرخنده باد .
ما چله نشینِ شبِ آزادی خویشیم
ای کاش که یلدای وطن را سحری بود»
🖤🖤
#مهرشادشهیدی
#مهرشاد_شهیدی
#mehrshadshahidi
#mehrshad_shahidi
#اراک #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«امروز پنجشنبه مورخ ۲۹ آذر ۱۴۰۳
با حضور همشهریان گرانقدر ، مراسم شب چله برگزار شد .
لطفا در بازنشر این پست ما را یاری بفرمایید .
شب چله همه هموطنان فرخنده باد .
ما چله نشینِ شبِ آزادی خویشیم
ای کاش که یلدای وطن را سحری بود»
🖤🖤
#مهرشادشهیدی
#مهرشاد_شهیدی
#mehrshadshahidi
#mehrshad_shahidi
#اراک #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊11
مهسا پیرایی، دختر جاویدنام مینو مجیدی، ضمن انتشار این تصویر نوشت:
«دلمون مثل دل این انار خونِ !
روزگارمون مثل شب یلدا سیاه و طولانی!
دلخوشیم به اینکه ظلم پایدار نیست، مثل این شبِ دراز که با سپیده به پایان میرسه!
برای زندگی که از ما گرفتند، نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم!»
#یلدا #مینو_مجیدی #دادخواهی #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«دلمون مثل دل این انار خونِ !
روزگارمون مثل شب یلدا سیاه و طولانی!
دلخوشیم به اینکه ظلم پایدار نیست، مثل این شبِ دراز که با سپیده به پایان میرسه!
برای زندگی که از ما گرفتند، نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم!»
#یلدا #مینو_مجیدی #دادخواهی #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔41👍2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگزاری سومین یلدا به یاد زنده یاد یحیی رحیمی از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱
یحیی رحیمی برای اعتراض مسالمتآمیز، در حال بوق زدن پشت ماشینش بود که یکی از ماموران از «فاصله نزدیک» به سرش شلیک کرد.
او کاشیکار ساختمان بود. ۳۱ سال داشت. و یک سال از ازدواجش میگذشت. در روز ۱۶ مهرماه، وسایل کاشیکاریاش را درون ماشینش گذاشت تا سرکار برود. یکی از نزدیکان خانواده یحیی درباره این روز میگوید:
«همسرش بهش زنگ زد و پرسید کی برای ناهار میره خونه. یحیی میگه تا یه ساعت دیگه میرسه. مردم داشتن توی خیابون با ماشین بوق میزدن و اعتراض میکردن. یحیی هم بوق میزنه. از فاصله نزدیک به سرش شلیک کردن. شقیقهش شکافته شده بود.»
یاد عزیزش گرامی باد.
#یحیی_رحیمی #شب_یلدا #باری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یحیی رحیمی برای اعتراض مسالمتآمیز، در حال بوق زدن پشت ماشینش بود که یکی از ماموران از «فاصله نزدیک» به سرش شلیک کرد.
او کاشیکار ساختمان بود. ۳۱ سال داشت. و یک سال از ازدواجش میگذشت. در روز ۱۶ مهرماه، وسایل کاشیکاریاش را درون ماشینش گذاشت تا سرکار برود. یکی از نزدیکان خانواده یحیی درباره این روز میگوید:
«همسرش بهش زنگ زد و پرسید کی برای ناهار میره خونه. یحیی میگه تا یه ساعت دیگه میرسه. مردم داشتن توی خیابون با ماشین بوق میزدن و اعتراض میکردن. یحیی هم بوق میزنه. از فاصله نزدیک به سرش شلیک کردن. شقیقهش شکافته شده بود.»
یاد عزیزش گرامی باد.
#یحیی_رحیمی #شب_یلدا #باری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانواده جانباخته راه آزادی، جاویدنام رامین فاتحی، به مناسبت شب یلدا به یاد و بزرگداشت جانباختگان راه آزادی بر سر مزار عزیزانشان حاضر شدند.
رامین فاتحی، یکی از جانباختگان انقلاب "زن، زندگی، آزادی"، در مهرماه سال ۱۴۰۱ در سنندج توسط اطلاعات این شهر بازداشت شد. او تحت شدیدترین و وحشیانهترین شکنجهها قرار گرفت و پس از هشت روز در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به قتل رسید. پیکر او، بدون حضور خانواده، در قطعه دوازده بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شد.
خانواده و همراهان با گذاشتن انار، نماد زندگی و عشق، و روبانهای قرمز، نشانی از مقاومت و امید ومبارزه، یاد او و دیگر جانباختگان راه آزادی را گرامی داشتند.
#سنندج #رامین_فاتحی #نه_به_جمهورى_اسلامى #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رامین فاتحی، یکی از جانباختگان انقلاب "زن، زندگی، آزادی"، در مهرماه سال ۱۴۰۱ در سنندج توسط اطلاعات این شهر بازداشت شد. او تحت شدیدترین و وحشیانهترین شکنجهها قرار گرفت و پس از هشت روز در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به قتل رسید. پیکر او، بدون حضور خانواده، در قطعه دوازده بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شد.
خانواده و همراهان با گذاشتن انار، نماد زندگی و عشق، و روبانهای قرمز، نشانی از مقاومت و امید ومبارزه، یاد او و دیگر جانباختگان راه آزادی را گرامی داشتند.
#سنندج #رامین_فاتحی #نه_به_جمهورى_اسلامى #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔32👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام بهنام لایقپور، از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در شهر رشت، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«این سومین یلدایی که باز اومد و تو کنارمون نیستی عشق مادر و من از هر چی مناسبت بعد از تو بیزارم جان مادر ،بعد از تو دیگه این دنیا برام قشنگ نیست و من به عنوان مادری که فرزندم را از من گرفتن برای تو قاتل جانی حال و روزی هزاران برابر بدتر از خودم آرزو دارم و هیچ وقت از خون به ناحق ریخته فرزند عزیزتر از جانم نمیگذرم، یلدات در آسمونا مبارک جان دل مادر 💔🫂»
#بهنام_لایق_پور 🕊🥀🤍 #بهنام_لایق_پور #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«این سومین یلدایی که باز اومد و تو کنارمون نیستی عشق مادر و من از هر چی مناسبت بعد از تو بیزارم جان مادر ،بعد از تو دیگه این دنیا برام قشنگ نیست و من به عنوان مادری که فرزندم را از من گرفتن برای تو قاتل جانی حال و روزی هزاران برابر بدتر از خودم آرزو دارم و هیچ وقت از خون به ناحق ریخته فرزند عزیزتر از جانم نمیگذرم، یلدات در آسمونا مبارک جان دل مادر 💔🫂»
#بهنام_لایق_پور 🕊🥀🤍 #بهنام_لایق_پور #شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔46👍3🕊3❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شب یلدا
شعر شیدای همدانی از زندان زاهدان
گمانم که شب یلداست امشب
چه شوری در دلم برپاست امشب!
شب و شعر و شراب و شیر و خورشید
از آن شبهای استثناست امشب
وطن مانده غریب و کنج زندان
درون قلب من، غوغاست امشب
من و زنجیر آزادی و شهری
که لبریز از صدای «ما»ست امشب
گمانم کدخدا یک بار دیگر
میان شهرمان رسواست امشب
دل و چشم نسیم و یاس و نرگس
ز خون ارغوان دریاست امشب
دلی که خون شد از اشک شقایق
غریب اما چه بیپرواست امشب
بگو بار دگر عهدی که بستی
ز خون لاله پابرجاست امشب؟
مپرس از من چه میجویی در این ره
که از اندیشهام پیداست امشب
دلم هم مثل من با کوهی از غم
در این سردرگمی تنهاست امشب
سر سبزم رود بر باد روزی
زبان سرخ من، گویاست امشب
همه در خواب و تنها مرد بیدار
فقط این شاعر شیداست امشب
سحر شد، مرغ شب از خواب برخیز!
که پایان شب یلداست امشب
به امید آزادی
پاینده باد ایران
شیدای همدانی
زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
#شیدای_همدانی
##شب_یلدا #بیانیه #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شعر شیدای همدانی از زندان زاهدان
گمانم که شب یلداست امشب
چه شوری در دلم برپاست امشب!
شب و شعر و شراب و شیر و خورشید
از آن شبهای استثناست امشب
وطن مانده غریب و کنج زندان
درون قلب من، غوغاست امشب
من و زنجیر آزادی و شهری
که لبریز از صدای «ما»ست امشب
گمانم کدخدا یک بار دیگر
میان شهرمان رسواست امشب
دل و چشم نسیم و یاس و نرگس
ز خون ارغوان دریاست امشب
دلی که خون شد از اشک شقایق
غریب اما چه بیپرواست امشب
بگو بار دگر عهدی که بستی
ز خون لاله پابرجاست امشب؟
مپرس از من چه میجویی در این ره
که از اندیشهام پیداست امشب
دلم هم مثل من با کوهی از غم
در این سردرگمی تنهاست امشب
سر سبزم رود بر باد روزی
زبان سرخ من، گویاست امشب
همه در خواب و تنها مرد بیدار
فقط این شاعر شیداست امشب
سحر شد، مرغ شب از خواب برخیز!
که پایان شب یلداست امشب
به امید آزادی
پاینده باد ایران
شیدای همدانی
زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
#شیدای_همدانی
##شب_یلدا #بیانیه #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍28❤12💔8
مینا سلطانی (دایه مینا)، مادر دادخواه جاویدنام شهریار محمدی، ضمن انتشار تصاویری از یلدای چند سال پیش با فرزندانش، دلنوشتهای به شرح زیر منتشر کرد:
«شب یلدا برای من همیشه فقط یک شب نبود؛ یک دنیا بود. شبی که تمام دلخوشیها و آرزوهایم را کنار هم میدیدم؛ شهریار، اسرین، میلاد، و خندههایی که خانه را پر میکرد. این عکسها برایم همهچیز هستند؛ یادآور شبهایی که دور سفره یلدا کنار هم بودیم. نگاهشان میکردم؛ لباسهای مرتب، چهرههای شاد، و فکر میکردم: «اینها همان بچههایی هستند که روزهای سخت را با من پشت سر گذاشتند.» اشک شوق در چشمانم جمع میشد، ولی کسی نمیدانست پشت این اشکها چه زخمهایی پنهان است.
میگفتند: «دایه مینا، چرا گریه میکنی؟ ناراحتی؟» و من فقط میگفتم: «نه، این اشک شادی است.» اما حقیقتش این بود که دلم همیشه پر از تناقض بود؛ شادی برای دیدنشان، غم برای سختیهایی که کشیدند. شهریارم، فرزند مظلومم، که کمتر کنارم بود. او که همیشه یا در زندان بود یا در حال مبارزه. شبهایی که جای خالیاش کنار سفره حس میشد، دیگر طعم انار و هندوانه برایم بیمعنی بود. وقتی فکر میکردم که او زیر شکنجه است، دور از ما، قلبم میسوخت؛ جانم آتش میگرفت.
شهریار، عزیزم، هر وقت کنارت نبودم، فقط به این فکر میکردم که چطور تحمل میکنی. تو فرزندی بودی که حتی وقتی شوخی میکردی و میگفتی: «دایه مینا، من ازدواج نمیکنم که تو تنها نمانی»، باز هم غمت در نگاهت پیدا بود. حالا تو نیستی و این زخم نبودنت قلبم را میشکند. این عکسها تنها چیزی است که از تو برایم مانده.
میدانی شهریار؟ من هنوز امیدوارم؛ امید به روزی که عدالت برقرار شود. قسم به خونت که تا آن روز دست از دادخواهی برنمیدارم. قاتلانت باید بدانند که صدای تو خاموش نمیشود. دایه مینا سکوت نمیکند. تو بودی که به من قدرت دادی، شهریارم، و این قدرت را تا آخرین لحظه در وجودم زنده نگه میدارم.
این شب یلدا، به یاد تو و همه شبهایی که جای خالیات را حس کردیم، دوباره دور هم مینشینیم؛ اما دیگر آن شادیها نیست. سفره یلدای ما حالا پر از خاطرههاست؛ پر از دلتنگی برای تو. اما قسم به همان هندوانه و انارهای شب یلدا، که همرنگ خون تو هستند، که تا نفس دارم، یاد تو را زنده نگه میدارم و برای عدالت میجنگم.»
#شهریار_محمدی #یلدا #ژن_ژیان_ئازادی #زن_زندگی_آزادی
#شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«شب یلدا برای من همیشه فقط یک شب نبود؛ یک دنیا بود. شبی که تمام دلخوشیها و آرزوهایم را کنار هم میدیدم؛ شهریار، اسرین، میلاد، و خندههایی که خانه را پر میکرد. این عکسها برایم همهچیز هستند؛ یادآور شبهایی که دور سفره یلدا کنار هم بودیم. نگاهشان میکردم؛ لباسهای مرتب، چهرههای شاد، و فکر میکردم: «اینها همان بچههایی هستند که روزهای سخت را با من پشت سر گذاشتند.» اشک شوق در چشمانم جمع میشد، ولی کسی نمیدانست پشت این اشکها چه زخمهایی پنهان است.
میگفتند: «دایه مینا، چرا گریه میکنی؟ ناراحتی؟» و من فقط میگفتم: «نه، این اشک شادی است.» اما حقیقتش این بود که دلم همیشه پر از تناقض بود؛ شادی برای دیدنشان، غم برای سختیهایی که کشیدند. شهریارم، فرزند مظلومم، که کمتر کنارم بود. او که همیشه یا در زندان بود یا در حال مبارزه. شبهایی که جای خالیاش کنار سفره حس میشد، دیگر طعم انار و هندوانه برایم بیمعنی بود. وقتی فکر میکردم که او زیر شکنجه است، دور از ما، قلبم میسوخت؛ جانم آتش میگرفت.
شهریار، عزیزم، هر وقت کنارت نبودم، فقط به این فکر میکردم که چطور تحمل میکنی. تو فرزندی بودی که حتی وقتی شوخی میکردی و میگفتی: «دایه مینا، من ازدواج نمیکنم که تو تنها نمانی»، باز هم غمت در نگاهت پیدا بود. حالا تو نیستی و این زخم نبودنت قلبم را میشکند. این عکسها تنها چیزی است که از تو برایم مانده.
میدانی شهریار؟ من هنوز امیدوارم؛ امید به روزی که عدالت برقرار شود. قسم به خونت که تا آن روز دست از دادخواهی برنمیدارم. قاتلانت باید بدانند که صدای تو خاموش نمیشود. دایه مینا سکوت نمیکند. تو بودی که به من قدرت دادی، شهریارم، و این قدرت را تا آخرین لحظه در وجودم زنده نگه میدارم.
این شب یلدا، به یاد تو و همه شبهایی که جای خالیات را حس کردیم، دوباره دور هم مینشینیم؛ اما دیگر آن شادیها نیست. سفره یلدای ما حالا پر از خاطرههاست؛ پر از دلتنگی برای تو. اما قسم به همان هندوانه و انارهای شب یلدا، که همرنگ خون تو هستند، که تا نفس دارم، یاد تو را زنده نگه میدارم و برای عدالت میجنگم.»
#شهریار_محمدی #یلدا #ژن_ژیان_ئازادی #زن_زندگی_آزادی
#شب_یلدا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤2👍2