حیدر! حیدر!
پژواکِ خلأ مشروعیت
پیام همراهان
در روزهایی که کشور درگیر جنگ و بحرانهای فزاینده است، آنچه بیش از هر چیز خود را نشان میدهد نه انسجام، بلکه شکافی عمیق میان حاکمیت و جامعه است. در چنین وضعیتی، بهجای ترمیم این شکاف، صحنههایی از بسیج خیابانی با شعارهای پرهیجان و نمادهای مذهبی شکل میگیرد؛ صحنههایی که بیش از آنکه نمایش قدرت باشند، پژواک خلأیی عمیقترند: خلأ مشروعیت.
ممکن است حامیان این رویکرد، این تجمعها را نشانهی حضور و انسجام بدانند؛ اما واقعیت این است که مشروعیت سیاسی از مسیر دیگری شکل میگیرد: از رضایت عمومی، احساس نمایندگی، و کارآمدی در پاسخ به نیازهای جامعه. هنگامی که این مؤلفهها تضعیف شوند، حتی پرشمارترین تجمعها نیز نمیتوانند جای خالی اعتماد را پر کنند.
فریادهای «حیدر حیدر» در خیابانها طنینانداز است، اما این صداها، بیش از آنکه بیانگر اعتماد باشند، به پژواکی میمانند که در خلأیی از سکوت اجتماعی بازتاب مییابند. سکوتی که میتوان آن را در کنارهگیری، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه دید؛ نشانههایی که دیگر پنهانکردنی نیستند.
همزمان، گسترش فضای امنیتی از ایستهای بازرسی تا حضور نیروهای موتورسوار با اسلحه جنگی در میان مردم، بیش از آنکه از اقتدار حکایت کند، نشانهی نگرانی است. حکومتی که به هراس تکیه میکند، پیشتر اعتماد را باخته است.
در این میان، قطع طولانیمدت اینترنت و محدودسازی جریان اطلاعات، تلاشی برای یکسویهسازی روایتهاست؛ اما در جهانی که آگاهی بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شده، اقناع با محدودیت جایگزین نمیشود. اعتماد، محصول شفافیت است، نه سانسور.
بازداشت فعالان مدنی و سیاسی، و طراحی کمپینهایی که مردم را به حضور در موقعیتهای پرخطر فرامیخواند، نیز بیش از آنکه نشانهی همبستگی باشد، بیانگر بحرانی در نسبت دولت و ملت است. مردمی که خود را ابزار ببینند، نه شریک، در لحظات سرنوشتساز همراهی پایدار نخواهند داشت.
سرمایه اجتماعی اگر فرسوده شود، با نمایشهای خیابانی بازسازی نخواهد شد. قدرتی که بر ترس استوار باشد، ناپایدار است؛ و حکومتی که جای خود را در دلها از دست بدهد، با تسلط بر بدنها دوام نخواهد آورد.
نگرانکنندهتر آن است که در چنین مسیری، حفظ قدرت به هر قیمت در اولویت قرار گیردحتی به بهای فرسایش منابع انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی کشور. این رویکرد، آینده را تضعیف میکند و این بیم را بهجا میگذارد که آنچه برای نسلهای بعدی باقی میماند، نه امکان بازسازی، بلکه زمینی فرسوده و تهی باشد.
فریادها بلندتر شدهاند؛ اما مسئله صدا نیست. مسئله، اعتمادی است که دیگر شنیده نمیشود.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
پژواکِ خلأ مشروعیت
پیام همراهان
در روزهایی که کشور درگیر جنگ و بحرانهای فزاینده است، آنچه بیش از هر چیز خود را نشان میدهد نه انسجام، بلکه شکافی عمیق میان حاکمیت و جامعه است. در چنین وضعیتی، بهجای ترمیم این شکاف، صحنههایی از بسیج خیابانی با شعارهای پرهیجان و نمادهای مذهبی شکل میگیرد؛ صحنههایی که بیش از آنکه نمایش قدرت باشند، پژواک خلأیی عمیقترند: خلأ مشروعیت.
ممکن است حامیان این رویکرد، این تجمعها را نشانهی حضور و انسجام بدانند؛ اما واقعیت این است که مشروعیت سیاسی از مسیر دیگری شکل میگیرد: از رضایت عمومی، احساس نمایندگی، و کارآمدی در پاسخ به نیازهای جامعه. هنگامی که این مؤلفهها تضعیف شوند، حتی پرشمارترین تجمعها نیز نمیتوانند جای خالی اعتماد را پر کنند.
فریادهای «حیدر حیدر» در خیابانها طنینانداز است، اما این صداها، بیش از آنکه بیانگر اعتماد باشند، به پژواکی میمانند که در خلأیی از سکوت اجتماعی بازتاب مییابند. سکوتی که میتوان آن را در کنارهگیری، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه دید؛ نشانههایی که دیگر پنهانکردنی نیستند.
همزمان، گسترش فضای امنیتی از ایستهای بازرسی تا حضور نیروهای موتورسوار با اسلحه جنگی در میان مردم، بیش از آنکه از اقتدار حکایت کند، نشانهی نگرانی است. حکومتی که به هراس تکیه میکند، پیشتر اعتماد را باخته است.
در این میان، قطع طولانیمدت اینترنت و محدودسازی جریان اطلاعات، تلاشی برای یکسویهسازی روایتهاست؛ اما در جهانی که آگاهی بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شده، اقناع با محدودیت جایگزین نمیشود. اعتماد، محصول شفافیت است، نه سانسور.
بازداشت فعالان مدنی و سیاسی، و طراحی کمپینهایی که مردم را به حضور در موقعیتهای پرخطر فرامیخواند، نیز بیش از آنکه نشانهی همبستگی باشد، بیانگر بحرانی در نسبت دولت و ملت است. مردمی که خود را ابزار ببینند، نه شریک، در لحظات سرنوشتساز همراهی پایدار نخواهند داشت.
سرمایه اجتماعی اگر فرسوده شود، با نمایشهای خیابانی بازسازی نخواهد شد. قدرتی که بر ترس استوار باشد، ناپایدار است؛ و حکومتی که جای خود را در دلها از دست بدهد، با تسلط بر بدنها دوام نخواهد آورد.
نگرانکنندهتر آن است که در چنین مسیری، حفظ قدرت به هر قیمت در اولویت قرار گیردحتی به بهای فرسایش منابع انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی کشور. این رویکرد، آینده را تضعیف میکند و این بیم را بهجا میگذارد که آنچه برای نسلهای بعدی باقی میماند، نه امکان بازسازی، بلکه زمینی فرسوده و تهی باشد.
فریادها بلندتر شدهاند؛ اما مسئله صدا نیست. مسئله، اعتمادی است که دیگر شنیده نمیشود.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤9👌2
Forwarded from گفتوشنود
مسیحیان در سوریه مراسم عید پاک امسال را پس از یک هفته خشونتهای فرقهای در شهر سقیلبیه لغو کردند. این درگیریها پس از آن آغاز شد که دو مرد مسلمان زنان مسیحی را مورد آزار و اذیت قرار دادند.
منابع محلی گزارش دادهاند که پس از اعتراض مردان مسیحی و اخراج مهاجمان از شهر، آنها با دهها موتورسوار مسلح بازگشتند. این گروه خشمگین سپس به یک عبادتگاه مسیحیان حمله و آن را تخریب کردند و به مغازهها، خانهها و خودروها آسیب رساندند. همچنین، گفته میشود که برخی از اعضای سرویسهای امنیتی سوریه نیز در این حملات نقش داشتهاند.
دولت سوریه پیشتر متعهد شده بود که حقوق اقلیتها را در این کشور رعایت کند. با این حال، به دلیل وجود گروههای مسلح متعدد در کشوری که بیش از یک دهه جنگ داخلی را تجربه کرده است، اجرای این تعهد با چالشهایی مواجه است.
در پی این حوادث، کلیساهای کاتولیک، ارتدکس یونانی و ارتدکس سریانی اعلام کردند که جشنهای برنامهریزیشده عید پاک برگزار نخواهد شد.
#عید_پاک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
منابع محلی گزارش دادهاند که پس از اعتراض مردان مسیحی و اخراج مهاجمان از شهر، آنها با دهها موتورسوار مسلح بازگشتند. این گروه خشمگین سپس به یک عبادتگاه مسیحیان حمله و آن را تخریب کردند و به مغازهها، خانهها و خودروها آسیب رساندند. همچنین، گفته میشود که برخی از اعضای سرویسهای امنیتی سوریه نیز در این حملات نقش داشتهاند.
دولت سوریه پیشتر متعهد شده بود که حقوق اقلیتها را در این کشور رعایت کند. با این حال، به دلیل وجود گروههای مسلح متعدد در کشوری که بیش از یک دهه جنگ داخلی را تجربه کرده است، اجرای این تعهد با چالشهایی مواجه است.
در پی این حوادث، کلیساهای کاتولیک، ارتدکس یونانی و ارتدکس سریانی اعلام کردند که جشنهای برنامهریزیشده عید پاک برگزار نخواهد شد.
#عید_پاک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
وقتی «دیگری» ابزار توهین و نزاع درونگروهی میشود
این تصویر فقط یک شعار تند سیاسی نیست؛ نشانه یک الگوی عمیقتر از عدم وجود رواداری است. در جمهوری اسلامی حتی یک دیدگاه و یا مقاله از سوی یک مقام سیاسی باعث حمله با برچسب «بهایی» میشود، در حالیکه موضوع اصلی، اختلافی درون حاکمیت است. یعنی حتی در دعواهای داخلی، پای تخریب یک «دیگری» به میان کشیده میشود.
در اینجا «بهایی» یا «یهودی» نه بهعنوان یک هویت واقعی، بلکه بهعنوان ناسزا بهکار میرود. این یعنی یک باور دینی، که برای میلیونها انسان بخشی از هویت و زندگیشان است، به سطح یک ابزار تحقیر فروکاسته میشود. این اتفاق فقط متوجه یک فرد یا یک جریان نیست؛ بلکه مستقیما شان و کرامت پیروان آن باورها را هدف قرار میدهد.
مسئله مهمتر این است که این الگو تکرارشونده در جمهوری اسلامی است: هرگاه اختلافی سیاسی شکل میگیرد، بهجای نقد روشن، از برچسبهای هویتی برای بیاعتبارسازی استفاده میشود. این کار، هم سطح گفتار سیاسی را پایین میآورد و هم به بازتولید تبعیض دامن میزند.
در حالیکه یک اصل ساده باید بدیهی باشد: باور دینی یا هویت جمعی، نه جرم است، نه مایه شرم، و نه میتواند ابزار توهین باشد. احترام به تنوع باورها، حتی در اوج اختلاف سیاسی، حداقل اخلاق عمومی است مرزی که عبور از آن، بیش از آنکه رقیب را تخریب، به جامعه آسیب میزند.
#رواداری #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این تصویر فقط یک شعار تند سیاسی نیست؛ نشانه یک الگوی عمیقتر از عدم وجود رواداری است. در جمهوری اسلامی حتی یک دیدگاه و یا مقاله از سوی یک مقام سیاسی باعث حمله با برچسب «بهایی» میشود، در حالیکه موضوع اصلی، اختلافی درون حاکمیت است. یعنی حتی در دعواهای داخلی، پای تخریب یک «دیگری» به میان کشیده میشود.
در اینجا «بهایی» یا «یهودی» نه بهعنوان یک هویت واقعی، بلکه بهعنوان ناسزا بهکار میرود. این یعنی یک باور دینی، که برای میلیونها انسان بخشی از هویت و زندگیشان است، به سطح یک ابزار تحقیر فروکاسته میشود. این اتفاق فقط متوجه یک فرد یا یک جریان نیست؛ بلکه مستقیما شان و کرامت پیروان آن باورها را هدف قرار میدهد.
مسئله مهمتر این است که این الگو تکرارشونده در جمهوری اسلامی است: هرگاه اختلافی سیاسی شکل میگیرد، بهجای نقد روشن، از برچسبهای هویتی برای بیاعتبارسازی استفاده میشود. این کار، هم سطح گفتار سیاسی را پایین میآورد و هم به بازتولید تبعیض دامن میزند.
در حالیکه یک اصل ساده باید بدیهی باشد: باور دینی یا هویت جمعی، نه جرم است، نه مایه شرم، و نه میتواند ابزار توهین باشد. احترام به تنوع باورها، حتی در اوج اختلاف سیاسی، حداقل اخلاق عمومی است مرزی که عبور از آن، بیش از آنکه رقیب را تخریب، به جامعه آسیب میزند.
#رواداری #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8
خبرگزاری تسنیم روز ۱۵ فروردین با انتشار یک گزارش تصویری از حضور کاروان «فاطمیون» در تهران خبر داد؛ لشکر فاطمیون گروهی شبهنظامی وابسته به سپاه قدس است که متشکل از نیروهای شیعه افغانستانی است.
در این گزارش، این تجمع بهعنوان نمایش «همبستگی با آرمانهای انقلاب اسلامی» توصیف شده، اما حضور چنین نیروهایی در فضای شهری ایران، بهویژه در شرایطی که کشور با تنشهای امنیتی و نظامی مواجه است، نگرانیهایی جدی ایجاد کرده است.
لشکر فاطمیون پیشتر در جنگ سوریه و در برخی موارد در سرکوب اعتراضات داخلی نیز نقش داشته است.
این رخداد در حالی است که طی روزهای گذشته نیز تصاویری از حضور نیروهای «حشدالشعبی» در شهرهای ایران منتشر شده بود؛ موضوعی که نشاندهنده تداوم همکاری ساختاری سپاه پاسداران با گروههای تروریستی در منطقه است.
همزمان، شهروندان از افزایش فضای امنیتی در شهرهایی مانند تهران خبر میدهند؛ فضایی که با حضور گسترده نیروهای نظامی و شبهنظامی، بیش از پیش بر زندگی روزمره مردم سایه انداخته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در این گزارش، این تجمع بهعنوان نمایش «همبستگی با آرمانهای انقلاب اسلامی» توصیف شده، اما حضور چنین نیروهایی در فضای شهری ایران، بهویژه در شرایطی که کشور با تنشهای امنیتی و نظامی مواجه است، نگرانیهایی جدی ایجاد کرده است.
لشکر فاطمیون پیشتر در جنگ سوریه و در برخی موارد در سرکوب اعتراضات داخلی نیز نقش داشته است.
این رخداد در حالی است که طی روزهای گذشته نیز تصاویری از حضور نیروهای «حشدالشعبی» در شهرهای ایران منتشر شده بود؛ موضوعی که نشاندهنده تداوم همکاری ساختاری سپاه پاسداران با گروههای تروریستی در منطقه است.
همزمان، شهروندان از افزایش فضای امنیتی در شهرهایی مانند تهران خبر میدهند؛ فضایی که با حضور گسترده نیروهای نظامی و شبهنظامی، بیش از پیش بر زندگی روزمره مردم سایه انداخته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔4❤2👍1
حسین رزاق، زندانی سیاسی سابق، که در جریان آتشسوزی اوین در سال ۱۴۰۱ در زندان حضور داشت، در پی اعلام خبر اعدام ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان، خاطرهای از آن شب به شرح زیر نوشت:
«شب آتشسوزی اوین، وقتی یگانویژه داخل بند آمد و گاز اشکآور زد، قفل در هواخوری را شکستیم و بیرون رفتیم که بتوانیم نفس بکشیم. اما تکتیراندازها بالای پشتبام تهدید کردند که برگردید داخل. #ابوالحسن_منتظر که از همه سنبالاتر بود جلو رفت و سینهاش را باز کرد که «این سینه من، اگر جرات دارد بزنید»
امروز جا این پیرِ مبارزِ دوستداشتنی را همراه #وحيد_بنىعامريان اعدام کرد. یقین دارم روی چهارپایه هم فریاد زدهاند مرگ بر جمهوری اسلامی.»
ـ جنایت جمهوری اسلامی و ماشین اعدام این رژیم در شرایط جنگی هم تعطیل نمیشود.
رژیمی که به نظر میرسد، قصد دارد از ایران زمین سوخته بر جای بگذارد و آب از سرش گذشته و سرمایههای ایران را در معرض نابودی قرار داده، با اعدام زندانیان سیاسی میخواهد این پیام را بدهد که بر اوضاع کنترل دارد و میتواند همچنان ایجاد رعب و وحشت کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
حسین رزاق، زندانی سیاسی سابق، که در جریان آتشسوزی اوین در سال ۱۴۰۱ در زندان حضور داشت، در پی اعلام خبر اعدام ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان، خاطرهای از آن شب به شرح زیر نوشت:
«شب آتشسوزی اوین، وقتی یگانویژه داخل بند آمد و گاز اشکآور زد، قفل در هواخوری را شکستیم و بیرون رفتیم که بتوانیم نفس بکشیم. اما تکتیراندازها بالای پشتبام تهدید کردند که برگردید داخل. #ابوالحسن_منتظر که از همه سنبالاتر بود جلو رفت و سینهاش را باز کرد که «این سینه من، اگر جرات دارد بزنید»
امروز جا این پیرِ مبارزِ دوستداشتنی را همراه #وحيد_بنىعامريان اعدام کرد. یقین دارم روی چهارپایه هم فریاد زدهاند مرگ بر جمهوری اسلامی.»
ـ جنایت جمهوری اسلامی و ماشین اعدام این رژیم در شرایط جنگی هم تعطیل نمیشود.
رژیمی که به نظر میرسد، قصد دارد از ایران زمین سوخته بر جای بگذارد و آب از سرش گذشته و سرمایههای ایران را در معرض نابودی قرار داده، با اعدام زندانیان سیاسی میخواهد این پیام را بدهد که بر اوضاع کنترل دارد و میتواند همچنان ایجاد رعب و وحشت کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔10
تداوم بیخبری از زندانیان سیاسی بند ۴ زندانقزلحصار
شامگاه یکشنبه، نیروهای گارد زندان و ماموران امنیتی با حمله به بند ۴، دستکم ۲۲ زندانی سیاسی، که تعدادی از آنها به اعدام محکوم شده بودند، را با خشونت از بند خارج کردند و به مکان نامعلوم منتقل کردند. این اقدام با ضرب و شتم شدید سایر زندانیان همراه بود و از همان زمان، ارتباط تعدادی از زندانیان با خانوادهها قطع شده است.
اسامی تعدادی از زندانیانی که در جریان یورش یکشنبهشب به مکان نامعلوم منتقل شدند: سعید ماسوری، احمدرضا حائری، افشین بایمانی، حمزه سواری، علی یونسی، سپهر امامجمعه، رضا محمدحسینی، اکبر باقری، علی معزی، میثم دهبانزاده، لقمان امینپور، آرشام رضایی و مصطفی رمضانی
در ادامه بامداد دوشنبه، اکبر دانشورکار و محمد تقوی سنگدهی بهطور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به خانوادهها و بدون ملاقات آخر اعدام شدند.
بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین هم پویا قبادیبیستونی و بابک علیپور اعدام شدند.
امروز هم ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان اعدام شدند.
گزارشها همچنان از تداوم اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در انفرادی حکایت دارد.
@Tavaana_TavaanaTech
شامگاه یکشنبه، نیروهای گارد زندان و ماموران امنیتی با حمله به بند ۴، دستکم ۲۲ زندانی سیاسی، که تعدادی از آنها به اعدام محکوم شده بودند، را با خشونت از بند خارج کردند و به مکان نامعلوم منتقل کردند. این اقدام با ضرب و شتم شدید سایر زندانیان همراه بود و از همان زمان، ارتباط تعدادی از زندانیان با خانوادهها قطع شده است.
اسامی تعدادی از زندانیانی که در جریان یورش یکشنبهشب به مکان نامعلوم منتقل شدند: سعید ماسوری، احمدرضا حائری، افشین بایمانی، حمزه سواری، علی یونسی، سپهر امامجمعه، رضا محمدحسینی، اکبر باقری، علی معزی، میثم دهبانزاده، لقمان امینپور، آرشام رضایی و مصطفی رمضانی
در ادامه بامداد دوشنبه، اکبر دانشورکار و محمد تقوی سنگدهی بهطور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به خانوادهها و بدون ملاقات آخر اعدام شدند.
بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین هم پویا قبادیبیستونی و بابک علیپور اعدام شدند.
امروز هم ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان اعدام شدند.
گزارشها همچنان از تداوم اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در انفرادی حکایت دارد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔4❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
رایتل نیز ارائه «اینترنت پرو» را آغاز کرد؛ اما نه برای همه!
اینکه بعد از پنج هفته خاموشی سراسری اینترنت، بهجای بازگرداندن دسترسی عمومی، حالا نسخهای بهنام «اینترنت پرو» برای گروهی خاص عرضه میشود، نه یک راهحل، بلکه یک اعتراف آشکار به ایجاد تبعیض ساختاری در دسترسی به اینترنت است.
در شرایطی که میلیونها کاربر عادی کاملا از اینترنت جهانی حذف شدهاند و هزاران کسبوکار کوچک و متوسط در این مدت یا تعطیل شدهاند یا در آستانه نابودی قرار گرفتهاند، ارائه اینترنت بهصورت گزینشی و مشروط، چیزی جز تثبیت اینترنت طبقاتی نیست. این یعنی همان زیرساختی که باید یک حق عمومی باشد، حالا تبدیل شده به امتیازی برای کسانی که بتوانند از فیلترهای اداری و امنیتی عبور کنند.
🔹فرآیندی که رایتل برای این سرویس تعریف کرده، از نامهنگاری رسمی تا تأیید «مراجع ذیصلاح» و احراز هویت در سامانههای حکومتی، بهوضوح نشان میدهد که دسترسی به اینترنت دیگر یک سرویس ارتباطی نیست، بلکه به یک مجوز کنترلشده تبدیل شده است. اینترنتی که باید ابزار رشد، شفافیت و ارتباط آزاد باشد، حالا به کالایی سهمیهبندیشده با نظارت سیاسی بدل شده است.
از طرف دیگر، قیمت این بسته خودش نشان میدهد ماجرا فقط یک سرویس ساده نیست، بلکه یک امتیاز ویژه برای عدهای خاص است. در شرایطی که خیلی از کسبوکارهای کوچک حتی برای هزینههای اولیهشان هم به مشکل خوردهاند، حالا اینترنت به یک سرویس گران و محدود تبدیل شده که همه توان پرداختش را ندارند. نتیجه هم مشخص است: کسانی که ارتباط و پارتی دارند، همچنان به اینترنت دسترسی دارند و کارشان را ادامه میدهند، اما بقیه عملا از بازی حذف میشوند و کنار گذاشته میشوند.
🔹در حقیقت هزاران کسبوکار خانگی، فروشگاههای کوچک اینستاگرامی و فریلنسرهایی که تمام سرمایه و زندگیشان در بستر اینترنت جهانی تعریف شده بود، در پنج هفته گذشته به خاک سیاه نشستهاند، حاکمیت با همکاری اپراتورها به دنبال فروش قطرهچکانی حق طبیعی مردم به «نور چشمیها» است. کسبوکارهای عادی که فاقد «ماهیت حقوقی» یا نامههای رسمی هستند، عملا از چرخه اقتصاد حذف شدهاند تا راه برای شرکتهای بزرگ و متصل به رانت باز بماند.
از طرفی نامگذاری این سرویس به نام «پرو» (Professional) یک فریب بزرگ است. اینترنتی که فاقد استانداردهای جهانی باشد و دسترسی نیمی از جامعه را قطع کند، حرفهای نیست؛ بلکه یک شبکه ایزوله و رانتی است.
واقعیت این است که اینترنت پرو نه اینترنت آزاد است و نه حتی بازگشت به شرایط عادی. این فقط نسخهای مدیریتشده از همان دسترسی قبلی است که حالا با برچسب «ویژه» و برای گروهی خاص عرضه میشود. در چنین شرایطی، صحبت از حمایت از کسبوکارها بیشتر شبیه یک تناقض تلخ است؛ چرا که همان سیاستی که دسترسی عمومی را قطع کرده، حالا با ارائه محدود و گزینشی، عملاً به نابودی گستردهتر کسبوکارهای مستقل دامن میزند.
💸 tavaanatech
اینکه بعد از پنج هفته خاموشی سراسری اینترنت، بهجای بازگرداندن دسترسی عمومی، حالا نسخهای بهنام «اینترنت پرو» برای گروهی خاص عرضه میشود، نه یک راهحل، بلکه یک اعتراف آشکار به ایجاد تبعیض ساختاری در دسترسی به اینترنت است.
در شرایطی که میلیونها کاربر عادی کاملا از اینترنت جهانی حذف شدهاند و هزاران کسبوکار کوچک و متوسط در این مدت یا تعطیل شدهاند یا در آستانه نابودی قرار گرفتهاند، ارائه اینترنت بهصورت گزینشی و مشروط، چیزی جز تثبیت اینترنت طبقاتی نیست. این یعنی همان زیرساختی که باید یک حق عمومی باشد، حالا تبدیل شده به امتیازی برای کسانی که بتوانند از فیلترهای اداری و امنیتی عبور کنند.
🔹فرآیندی که رایتل برای این سرویس تعریف کرده، از نامهنگاری رسمی تا تأیید «مراجع ذیصلاح» و احراز هویت در سامانههای حکومتی، بهوضوح نشان میدهد که دسترسی به اینترنت دیگر یک سرویس ارتباطی نیست، بلکه به یک مجوز کنترلشده تبدیل شده است. اینترنتی که باید ابزار رشد، شفافیت و ارتباط آزاد باشد، حالا به کالایی سهمیهبندیشده با نظارت سیاسی بدل شده است.
از طرف دیگر، قیمت این بسته خودش نشان میدهد ماجرا فقط یک سرویس ساده نیست، بلکه یک امتیاز ویژه برای عدهای خاص است. در شرایطی که خیلی از کسبوکارهای کوچک حتی برای هزینههای اولیهشان هم به مشکل خوردهاند، حالا اینترنت به یک سرویس گران و محدود تبدیل شده که همه توان پرداختش را ندارند. نتیجه هم مشخص است: کسانی که ارتباط و پارتی دارند، همچنان به اینترنت دسترسی دارند و کارشان را ادامه میدهند، اما بقیه عملا از بازی حذف میشوند و کنار گذاشته میشوند.
🔹در حقیقت هزاران کسبوکار خانگی، فروشگاههای کوچک اینستاگرامی و فریلنسرهایی که تمام سرمایه و زندگیشان در بستر اینترنت جهانی تعریف شده بود، در پنج هفته گذشته به خاک سیاه نشستهاند، حاکمیت با همکاری اپراتورها به دنبال فروش قطرهچکانی حق طبیعی مردم به «نور چشمیها» است. کسبوکارهای عادی که فاقد «ماهیت حقوقی» یا نامههای رسمی هستند، عملا از چرخه اقتصاد حذف شدهاند تا راه برای شرکتهای بزرگ و متصل به رانت باز بماند.
از طرفی نامگذاری این سرویس به نام «پرو» (Professional) یک فریب بزرگ است. اینترنتی که فاقد استانداردهای جهانی باشد و دسترسی نیمی از جامعه را قطع کند، حرفهای نیست؛ بلکه یک شبکه ایزوله و رانتی است.
واقعیت این است که اینترنت پرو نه اینترنت آزاد است و نه حتی بازگشت به شرایط عادی. این فقط نسخهای مدیریتشده از همان دسترسی قبلی است که حالا با برچسب «ویژه» و برای گروهی خاص عرضه میشود. در چنین شرایطی، صحبت از حمایت از کسبوکارها بیشتر شبیه یک تناقض تلخ است؛ چرا که همان سیاستی که دسترسی عمومی را قطع کرده، حالا با ارائه محدود و گزینشی، عملاً به نابودی گستردهتر کسبوکارهای مستقل دامن میزند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8
در شرایطی که اینترنت را قطع کردهاند و ارتباط با جهان بیرون محدود شده، گزارشهایی از صدور احکام سنگین اعدام، منتشر میشود.
این وضعیت، نقض گسترده حقوق بشر است؛ وضعیتی که مصداق نقض جدی قوانین بینالمللی و حتی «جنایت» در سایه قطع ارتباط است.
مرضیه محبی، حقوقدان، در شبکه اجتماعی اکسنوشت:
«و در زندگی زیر سیطره جمهوری اسلامی
دردهایی هست،که هیچگاه نمیتوان به عمق آن راه یافت
مثل درد وکیلی
که پس از یک ماه
از چاه خاموشی اینترنت
با فیلترشکن چند میلیونی
سر بر آورده
تا فقط بگوید
یک قاضی دادگاه انقلاب
که خودش از ترس جان بیمقدارش معلوم نیست، کجاست
در جلسهای که از زمان و مکان آن کسی خبر ندارد
موکل نوزده ساله او را
به جرم جاسوسی از چیزی که از آن هیچ نمیدانسته
به اعدام محکوم کرده است.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این وضعیت، نقض گسترده حقوق بشر است؛ وضعیتی که مصداق نقض جدی قوانین بینالمللی و حتی «جنایت» در سایه قطع ارتباط است.
مرضیه محبی، حقوقدان، در شبکه اجتماعی اکسنوشت:
«و در زندگی زیر سیطره جمهوری اسلامی
دردهایی هست،که هیچگاه نمیتوان به عمق آن راه یافت
مثل درد وکیلی
که پس از یک ماه
از چاه خاموشی اینترنت
با فیلترشکن چند میلیونی
سر بر آورده
تا فقط بگوید
یک قاضی دادگاه انقلاب
که خودش از ترس جان بیمقدارش معلوم نیست، کجاست
در جلسهای که از زمان و مکان آن کسی خبر ندارد
موکل نوزده ساله او را
به جرم جاسوسی از چیزی که از آن هیچ نمیدانسته
به اعدام محکوم کرده است.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔9👌2🕊2
هشدار درباره خطر اجرای حکم اعدام محمدامین بیگلری، معترض ۱۹ ساله
بر اساس گزارشهای منتشرشده، خطر اجرای حکم اعدام محمدامین بیگلری بهشدت افزایش یافته است. گفته میشود او روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ به سلول انفرادی منتقل شده؛ اقدامی که معمولا در آستانه اجرای حکم انجام میشود و نگرانیها درباره جان او را بیشتر کرده است.
محمدامین بیگلری از بازداشتشدگان دیماه ۱۴۰۴ و از متهمان پروندهای است که چندین نفر از آن در روزهای اخیر به مکان نامعلوم منتقل شدهاند. روز ۱۳ فروردین، امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله، یکی دیگر از متهمان همین پرونده، اعدام شد؛ اتفاقی که احتمال اجرای حکم برای دیگر متهمان را بهطور جدی افزایش داده است.
در روزهای گذشته نیز چند زندانی این پرونده از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و برای اجرای حکم منتقل شده بودند؛ از جمله محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بررسی و در مدتزمانی کوتاه حکم اعدام برای آنها صادر شد.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای منتشرشده، خطر اجرای حکم اعدام محمدامین بیگلری بهشدت افزایش یافته است. گفته میشود او روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ به سلول انفرادی منتقل شده؛ اقدامی که معمولا در آستانه اجرای حکم انجام میشود و نگرانیها درباره جان او را بیشتر کرده است.
محمدامین بیگلری از بازداشتشدگان دیماه ۱۴۰۴ و از متهمان پروندهای است که چندین نفر از آن در روزهای اخیر به مکان نامعلوم منتقل شدهاند. روز ۱۳ فروردین، امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله، یکی دیگر از متهمان همین پرونده، اعدام شد؛ اتفاقی که احتمال اجرای حکم برای دیگر متهمان را بهطور جدی افزایش داده است.
در روزهای گذشته نیز چند زندانی این پرونده از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و برای اجرای حکم منتقل شده بودند؛ از جمله محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بررسی و در مدتزمانی کوتاه حکم اعدام برای آنها صادر شد.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊6💔6❤2
شبکه فاکسنیوز در گزارشی با استناد به دادههای نهادهای حقوق بشری از جمله Iran Human Rights Society اعلام کرده است که جمهوری اسلامی در سه ماه نخست سال ۲۰۲۶ میلادی دستکم ۶۵۷ مورد اعدام را ثبت کرده؛ رقمی که در صورت ادامه این روند، میتواند از آمار کل اعدامهای سالهای گذشته نیز فراتر برود.
در این گزارش با عنوان «کشتار خاموش» تأکید شده که همزمان با افزایش تنشها و تحولات منطقهای، اجرای احکام اعدام در ایران شدت گرفته و این روند در سایه همین تحولات کمتر مورد توجه افکار عمومی جهانی قرار گرفته است.
به گفته نهادهای حقوق بشری، استفاده از مجازات اعدام در ایران صرفاً محدود به پروندههای کیفری نیست و بهعنوان ابزاری برای سرکوب و ایجاد فضای ترس در جامعه نیز به کار گرفته میشود. در همین چارچوب، به اعدام برخی از مخالفان و زندانیان سیاسی در هفتههای اخیر نیز اشاره شده است.
همزمان، یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در گفتوگو با فاکسنیوز این روند را نشانهای از رفتارهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی توصیف کرده و آن را «نقض جدی حقوق بشر» دانسته است.
@Tavaana_TavaanaTech
در این گزارش با عنوان «کشتار خاموش» تأکید شده که همزمان با افزایش تنشها و تحولات منطقهای، اجرای احکام اعدام در ایران شدت گرفته و این روند در سایه همین تحولات کمتر مورد توجه افکار عمومی جهانی قرار گرفته است.
به گفته نهادهای حقوق بشری، استفاده از مجازات اعدام در ایران صرفاً محدود به پروندههای کیفری نیست و بهعنوان ابزاری برای سرکوب و ایجاد فضای ترس در جامعه نیز به کار گرفته میشود. در همین چارچوب، به اعدام برخی از مخالفان و زندانیان سیاسی در هفتههای اخیر نیز اشاره شده است.
همزمان، یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در گفتوگو با فاکسنیوز این روند را نشانهای از رفتارهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی توصیف کرده و آن را «نقض جدی حقوق بشر» دانسته است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔12❤2
سپیده قلیان، فعال مدنی و از زندانیان سیاسی پیشین، که از چند ماه قبل بار دیگر بازداشت شده و در حال حاضر در زندان وکیلآباد مشهد بهسر میبرد، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به مجازات حبس محکوم شده است. همزمان گزارشها از افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده او حکایت دارد.
بر اساس اطلاعات موجود، شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد در پی تشکیل پروندهای جدید در جریان بازداشت اخیر، این فعال مدنی را به ۶ ماه حبس تعزیری و ۵ سال حبس تعلیقی محکوم کرده است.
بازداشت سپیده قلیان در تاریخ ۲۱ آذر ۱۴۰۴ و در جریان برگزاری مراسمی برای خسرو علیکردی، وکیل دادگستری، صورت گرفت. در این مراسم، شماری از فعالان زن از جمله نرگس محمدی، عالیه مطلبزاده، پوران ناظمی و هستی امیری نیز حضور داشتند که برخی از آنها نیز توسط نیروهای حکومتی بازداشت شدند.
به گفته منابع نزدیک به خانواده، نهادهای امنیتی با اعمال فشار مانع از بهرهمندی او از حق قانونی «مرخصی متصل به آزادی» شدهاند. این در حالی است که در شرایط کنونی کشور و با وجود وضعیت جنگی، تعدادی از زندانیان از این امکان برخوردار شدهاند، اما این حق برای سپیده قلیان نادیده گرفته شده است.
در کنار ادامه بازداشت، فشارها بر اعضای خانواده او نیز افزایش یافته است؛ بهطوری که پدر و برادرش طی ماههای گذشته چندین بار احضار و تحت بازجویی قرار گرفتهاند.
سپیده قلیان که پیشتر نیز سالهایی از عمر خود را در زندان گذرانده، اکنون در بند زنان (بند ۶) زندان وکیلآباد مشهد و در شرایطی نامطلوب نگهداری میشود.
#سپیده_قلیان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
سپیده قلیان، فعال مدنی و از زندانیان سیاسی پیشین، که از چند ماه قبل بار دیگر بازداشت شده و در حال حاضر در زندان وکیلآباد مشهد بهسر میبرد، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به مجازات حبس محکوم شده است. همزمان گزارشها از افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده او حکایت دارد.
بر اساس اطلاعات موجود، شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد در پی تشکیل پروندهای جدید در جریان بازداشت اخیر، این فعال مدنی را به ۶ ماه حبس تعزیری و ۵ سال حبس تعلیقی محکوم کرده است.
بازداشت سپیده قلیان در تاریخ ۲۱ آذر ۱۴۰۴ و در جریان برگزاری مراسمی برای خسرو علیکردی، وکیل دادگستری، صورت گرفت. در این مراسم، شماری از فعالان زن از جمله نرگس محمدی، عالیه مطلبزاده، پوران ناظمی و هستی امیری نیز حضور داشتند که برخی از آنها نیز توسط نیروهای حکومتی بازداشت شدند.
به گفته منابع نزدیک به خانواده، نهادهای امنیتی با اعمال فشار مانع از بهرهمندی او از حق قانونی «مرخصی متصل به آزادی» شدهاند. این در حالی است که در شرایط کنونی کشور و با وجود وضعیت جنگی، تعدادی از زندانیان از این امکان برخوردار شدهاند، اما این حق برای سپیده قلیان نادیده گرفته شده است.
در کنار ادامه بازداشت، فشارها بر اعضای خانواده او نیز افزایش یافته است؛ بهطوری که پدر و برادرش طی ماههای گذشته چندین بار احضار و تحت بازجویی قرار گرفتهاند.
سپیده قلیان که پیشتر نیز سالهایی از عمر خود را در زندان گذرانده، اکنون در بند زنان (بند ۶) زندان وکیلآباد مشهد و در شرایطی نامطلوب نگهداری میشود.
#سپیده_قلیان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔16👌2
از عربده تا قمه؛
خیابان در صحنه نمایش خشونت
روایت یک شهروند مشهدی:
این شبها، برخی خیابانهای مشهد به صحنهای از ارعاب و تهدید شهروندان بدل شده. در ساعاتی از شب، با محدود شدن مسیرهایی چون بلوار احمدآباد و چند خیابان اطراف، فضای شهر حالوهوایی متفاوت به خود میگیرد؛ در این میان یگانهای موتور سوار با اسلحه جنگی در شهر نمایش قدرت میدهند؛ حالوهوایی که برای بسیاری از ساکنان، به ویژه کودکان ناآشنا و نگرانکننده است.
در این میان، صداهای بلند، هیاهو و رفتارهایی که رنگی از خشونت دارند، بیشتر به چشم میآیند. گزارشها و مشاهدات از حضور گروههایی حکایت دارد که با رفتارهای تحریکآمیز، از عربدهکشی تا نمایش قمه، خیابان را از یک فضای عمومی به صحنهای پرتنش بدل میکنند. در چنین وضعیتی، احساس امنیت، که باید بدیهیترین حق شهروندان باشد، بهتدریج تضعیف میشود.
در فضای پرتنش این روزها، همزمانی این رخدادها با تحولات منطقهای از جمله تنشها با اسرائیل و ایالات متحده آمریکا باعث شده برخی شهروندان این وضعیت را نه صرفاً بهعنوان رخدادهایی پراکنده، بلکه در چارچوبی گستردهتر تفسیر کنند. در میان این برداشتها، گاه این نگرانی شنیده میشود که فشارها و نمایشهای خیابانی، بهنوعی تخلیه تنش به درون جامعه باشد؛ برداشتی که حتی اگر محل اختلاف باشد، نشاندهنده سطحی از بیاعتمادی و اضطراب در افکار عمومی است.
از سوی دیگر، حافظه جمعی هنوز از وقایع تلخ اخیر فاصله نگرفته است. رخدادهای هجدهم و نوزدهم دیماه، برای بسیاری یادآور روزهایی است که خشونت به شکلی گستردهتر تجربه شد؛ زخمی که به نظر میرسد همچنان در ذهن و احساس مردم تازه است و در قضاوت آنان نسبت به تحولات امروز نقش دارد.
این صحنهها، برای بخشی از حافظه تاریخی ایران نیز بیسابقه نیست. در مقاطعی از تاریخ معاصر، از جمله در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حضور گروههای خیابانیِ خشن در تحولات سیاسی نقشآفرین بوده است؛ چهرههایی مانند شعبان جعفری که در ادبیات عمومی به «شعبان بیمخ» شهرت یافت، نمادی از چنین الگوهایی به شمار میروند.
اشاره به این پیشینه، تلاشی است برای دیدن الگوها: هرجا که مرز میان «امنیت» و «نمایش قدرت» مخدوش شود، خیابان از کارکرد طبیعی خود فاصله میگیرد. آنچه باید محل عبور، زندگی و تعامل روزمره باشد، به صحنهای برای نمایش تنش بدل میشود.
پرسش اینجاست: آیا میتوان از دل چنین فضاهایی، احساس امنیت یا حتی اقتدار پایدار را بازسازی کرد؟ شاید دقیقتر آن باشد که بگوییم اینگونه وضعیتها، بیش از آنکه نشانه ثبات باشند، میتوانند بازتاب نوعی بیقراری در رابطه میان جامعه و ساختار قدرت تلقی شوند.
خیابان، در نهایت، آینهای از حال جامعه است. وقتی این آینه تصویری آشفته نشان میدهد، مسئله فقط آنچه در خیابان رخ میدهد نیست؛ بلکه آن چیزی است که در پسِ آن، در سطحی عمیقتر، در حال شکلگیری یا فرسایش است.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
خیابان در صحنه نمایش خشونت
روایت یک شهروند مشهدی:
این شبها، برخی خیابانهای مشهد به صحنهای از ارعاب و تهدید شهروندان بدل شده. در ساعاتی از شب، با محدود شدن مسیرهایی چون بلوار احمدآباد و چند خیابان اطراف، فضای شهر حالوهوایی متفاوت به خود میگیرد؛ در این میان یگانهای موتور سوار با اسلحه جنگی در شهر نمایش قدرت میدهند؛ حالوهوایی که برای بسیاری از ساکنان، به ویژه کودکان ناآشنا و نگرانکننده است.
در این میان، صداهای بلند، هیاهو و رفتارهایی که رنگی از خشونت دارند، بیشتر به چشم میآیند. گزارشها و مشاهدات از حضور گروههایی حکایت دارد که با رفتارهای تحریکآمیز، از عربدهکشی تا نمایش قمه، خیابان را از یک فضای عمومی به صحنهای پرتنش بدل میکنند. در چنین وضعیتی، احساس امنیت، که باید بدیهیترین حق شهروندان باشد، بهتدریج تضعیف میشود.
در فضای پرتنش این روزها، همزمانی این رخدادها با تحولات منطقهای از جمله تنشها با اسرائیل و ایالات متحده آمریکا باعث شده برخی شهروندان این وضعیت را نه صرفاً بهعنوان رخدادهایی پراکنده، بلکه در چارچوبی گستردهتر تفسیر کنند. در میان این برداشتها، گاه این نگرانی شنیده میشود که فشارها و نمایشهای خیابانی، بهنوعی تخلیه تنش به درون جامعه باشد؛ برداشتی که حتی اگر محل اختلاف باشد، نشاندهنده سطحی از بیاعتمادی و اضطراب در افکار عمومی است.
از سوی دیگر، حافظه جمعی هنوز از وقایع تلخ اخیر فاصله نگرفته است. رخدادهای هجدهم و نوزدهم دیماه، برای بسیاری یادآور روزهایی است که خشونت به شکلی گستردهتر تجربه شد؛ زخمی که به نظر میرسد همچنان در ذهن و احساس مردم تازه است و در قضاوت آنان نسبت به تحولات امروز نقش دارد.
این صحنهها، برای بخشی از حافظه تاریخی ایران نیز بیسابقه نیست. در مقاطعی از تاریخ معاصر، از جمله در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حضور گروههای خیابانیِ خشن در تحولات سیاسی نقشآفرین بوده است؛ چهرههایی مانند شعبان جعفری که در ادبیات عمومی به «شعبان بیمخ» شهرت یافت، نمادی از چنین الگوهایی به شمار میروند.
اشاره به این پیشینه، تلاشی است برای دیدن الگوها: هرجا که مرز میان «امنیت» و «نمایش قدرت» مخدوش شود، خیابان از کارکرد طبیعی خود فاصله میگیرد. آنچه باید محل عبور، زندگی و تعامل روزمره باشد، به صحنهای برای نمایش تنش بدل میشود.
پرسش اینجاست: آیا میتوان از دل چنین فضاهایی، احساس امنیت یا حتی اقتدار پایدار را بازسازی کرد؟ شاید دقیقتر آن باشد که بگوییم اینگونه وضعیتها، بیش از آنکه نشانه ثبات باشند، میتوانند بازتاب نوعی بیقراری در رابطه میان جامعه و ساختار قدرت تلقی شوند.
خیابان، در نهایت، آینهای از حال جامعه است. وقتی این آینه تصویری آشفته نشان میدهد، مسئله فقط آنچه در خیابان رخ میدهد نیست؛ بلکه آن چیزی است که در پسِ آن، در سطحی عمیقتر، در حال شکلگیری یا فرسایش است.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤8
حسین غاوی (سیلاوی)، از شهروندان ساکن منطقه زرگان اهواز، که به عنوان دکهدار امرار معاش میکرد و سرپرستی مادر و پنج خواهر خود را بر عهده داشت، پس از بازداشت توسط نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، زیر شکنجه جان خود را از دست داده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این شهروند به اتهام «فیلمبرداری از مناطق بمبارانشده» و «ارتباط با گروههای اپوزیسیون» بازداشت شده بود. گزارشها حاکی از آن است که وی در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و در نهایت جان باخته است.
حسین غاوی به عنوان تنها نانآور خانواده، نقش اصلی در تأمین معیشت اعضای خانواده خود را ایفا میکرد. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، جزئیات بیشتری درباره روند بازداشت، محل نگهداری و شرایط دقیق مرگ او منتشر نشده است.
مقامات رسمی جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی نسبت به این گزارشها نشان ندادهاند.
#حسین_غاوی #حسین_سیلاوی
@Tavaana_TavaanaTech
حسین غاوی (سیلاوی)، از شهروندان ساکن منطقه زرگان اهواز، که به عنوان دکهدار امرار معاش میکرد و سرپرستی مادر و پنج خواهر خود را بر عهده داشت، پس از بازداشت توسط نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، زیر شکنجه جان خود را از دست داده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این شهروند به اتهام «فیلمبرداری از مناطق بمبارانشده» و «ارتباط با گروههای اپوزیسیون» بازداشت شده بود. گزارشها حاکی از آن است که وی در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و در نهایت جان باخته است.
حسین غاوی به عنوان تنها نانآور خانواده، نقش اصلی در تأمین معیشت اعضای خانواده خود را ایفا میکرد. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، جزئیات بیشتری درباره روند بازداشت، محل نگهداری و شرایط دقیق مرگ او منتشر نشده است.
مقامات رسمی جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی نسبت به این گزارشها نشان ندادهاند.
#حسین_غاوی #حسین_سیلاوی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤1🕊1