Forwarded from گفتوشنود
یک کارزار بینالمللی متشکل از ستارگان هالیوود، برندگان جایزه نوبل، و سیاستمداران و دولتمردان از سراسر جهان خواستار آزادی فوری پیوند نعیمی و برنا نعیمی، پیروان آیین بهایی، از زندان در ایران شد.
آنها هر دو از ورزشکاران جوان هستند؛ یکی شناگر و دیگری قهرمان کاراته و درتمام طول زندگی خود بهدلیل باور دینیشان مورد آزار و سرکوب قرار گرفتهاند، از فعالیتها و مسابقات ورزشی محروم شدهاند، از تحصیل در دانشگاه و اشتغال بازماندهاند و همۀ اینها تنها بهخاطر بهائی بودن آنها بوده است. اکنون نیز به همین دلیل در زندان به سر میبرند.
پیوند که در کرمان محبوس است، پس از تحمل «دو اعدام نمایشی»، با «تهدید اعدام» مواجه است.
او در روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ به اتهام «تحریک» به اعتراضات آن زمان بازداشت شد، اتهامی که جامعه جهانی بهایی «دروغین» خوانده است.
برنا، ۲۶ ساله، نیز دو ماه بعد در روز دهم اسفندماه سال گذشته در محل کارش بازداشت شد و او هم همچون پسرعمویش شکنجه شده و قربانی «اعدام نمایشی» بوده است.
در همین زمینه چند بازیگر هالیوود، در ویدئویی از پیوند نعیمی نام برده و خواستار آزادی او شدند.
سازمان عفو بینالملل نیز در بیانیهای که هفته گذشته منتشر کرد هشدار داد که پیوند و برنا در خطر اعدام هستند.
علاوه بر ستارگان هالیوود و سازمانهای حقوق بشری، چند نماینده پارلمانهای کشورهای اروپایی و همچنین چند عضو پارلمان اروپا پیشتر به کارزار آزادی این دو نفر پیوستهاند.
در سراسر اروپا و فراتر از آن، مقامات آلمان، بریتانیا، اتریش، پرتغال، سوئد، لوکزامبورگ، کانادا، استرالیا، هند و جمهوری چک بیانیههایی صادر کرده و از طریق مداخلات پارلمانی و فراخوانهای عمومی، سطح کمسابقهای از نگرانی هماهنگ بینالمللی را نشان دادهاند.
شیرین عبادی، اولین ایرانی برنده جایزه صلح نوبل، هم در کانال رسمی خود در شبکه تلگرام به بازداشت و شکنجه پیوند نعیمی اشاره کرده بود.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه بینالمللی بهایی در سازمان ملل در ژنو، پیشتر درباره پیوند نعیمی به رادیوفردا گفته بود: «آقای نعیمی تحت شکنجه قرار گرفته و حتی با اعدامهای نمایشی مواجه است تا به جرمی که مرتکب نشده اعتراف کند. جمهوری اسلامی حتی یک مدرک برای این اتهامات ندارد. اگر داشت، نیازی نبود برای گرفتن اعتراف دروغین به شکنجه متوسل شود. تنها دلیل این رفتار ظالمانه، بهائی بودن پیوند است. این همان دلیلی است که دولت ایران نزدیک به پنج دهه است جامعهای بیگناه را مورد آزار و تبعیض قرار داده است.»
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آنها هر دو از ورزشکاران جوان هستند؛ یکی شناگر و دیگری قهرمان کاراته و درتمام طول زندگی خود بهدلیل باور دینیشان مورد آزار و سرکوب قرار گرفتهاند، از فعالیتها و مسابقات ورزشی محروم شدهاند، از تحصیل در دانشگاه و اشتغال بازماندهاند و همۀ اینها تنها بهخاطر بهائی بودن آنها بوده است. اکنون نیز به همین دلیل در زندان به سر میبرند.
پیوند که در کرمان محبوس است، پس از تحمل «دو اعدام نمایشی»، با «تهدید اعدام» مواجه است.
او در روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ به اتهام «تحریک» به اعتراضات آن زمان بازداشت شد، اتهامی که جامعه جهانی بهایی «دروغین» خوانده است.
برنا، ۲۶ ساله، نیز دو ماه بعد در روز دهم اسفندماه سال گذشته در محل کارش بازداشت شد و او هم همچون پسرعمویش شکنجه شده و قربانی «اعدام نمایشی» بوده است.
در همین زمینه چند بازیگر هالیوود، در ویدئویی از پیوند نعیمی نام برده و خواستار آزادی او شدند.
سازمان عفو بینالملل نیز در بیانیهای که هفته گذشته منتشر کرد هشدار داد که پیوند و برنا در خطر اعدام هستند.
علاوه بر ستارگان هالیوود و سازمانهای حقوق بشری، چند نماینده پارلمانهای کشورهای اروپایی و همچنین چند عضو پارلمان اروپا پیشتر به کارزار آزادی این دو نفر پیوستهاند.
در سراسر اروپا و فراتر از آن، مقامات آلمان، بریتانیا، اتریش، پرتغال، سوئد، لوکزامبورگ، کانادا، استرالیا، هند و جمهوری چک بیانیههایی صادر کرده و از طریق مداخلات پارلمانی و فراخوانهای عمومی، سطح کمسابقهای از نگرانی هماهنگ بینالمللی را نشان دادهاند.
شیرین عبادی، اولین ایرانی برنده جایزه صلح نوبل، هم در کانال رسمی خود در شبکه تلگرام به بازداشت و شکنجه پیوند نعیمی اشاره کرده بود.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه بینالمللی بهایی در سازمان ملل در ژنو، پیشتر درباره پیوند نعیمی به رادیوفردا گفته بود: «آقای نعیمی تحت شکنجه قرار گرفته و حتی با اعدامهای نمایشی مواجه است تا به جرمی که مرتکب نشده اعتراف کند. جمهوری اسلامی حتی یک مدرک برای این اتهامات ندارد. اگر داشت، نیازی نبود برای گرفتن اعتراف دروغین به شکنجه متوسل شود. تنها دلیل این رفتار ظالمانه، بهائی بودن پیوند است. این همان دلیلی است که دولت ایران نزدیک به پنج دهه است جامعهای بیگناه را مورد آزار و تبعیض قرار داده است.»
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام بهمن ولیبیاتی، ۳۵ ساله و ساکن رباطکریم، پدر دو دختر ۹ و ۴ ساله بود.
او روز ۱۹ دیماه در شهر پرند، بر اثر شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان باخت. بنا بر روایت یک منبع مطلع، سه گلوله به کمر، پا و قلب او اصابت کرد و همین جراحات به جانباختن او انجامید.
بهمن ولیبیاتی یکی از جانباختگانی است که نام و یادش الهامبخش مبارزات مردم ایران خواهد بود.
#بهمن_ولی_بیاتی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
او روز ۱۹ دیماه در شهر پرند، بر اثر شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان باخت. بنا بر روایت یک منبع مطلع، سه گلوله به کمر، پا و قلب او اصابت کرد و همین جراحات به جانباختن او انجامید.
بهمن ولیبیاتی یکی از جانباختگانی است که نام و یادش الهامبخش مبارزات مردم ایران خواهد بود.
#بهمن_ولی_بیاتی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔5🕊2
در ادامه چرخه مرگ و سرکوب در ایران، گزارشها از جانباختن حسام علاءالدین، شهروند ۴۰ ساله، در بازداشت نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی حکایت دارد؛ مرگی که بهگفته منابع آگاه، در اثر شکنجه و ضربوشتم شدید رخ داده است.
حسام علاءالدین، که پدر دو دختر بود، به اتهام «داشتن اینترنت ماهوارهای استارلینک» بازداشت شده بود. گفته میشود پس از دهها روز بیخبری، به خانواده او اطلاع داده شد که برای تحویل پیکر بیجانش مراجعه کنند.
طبق این گزارشها، او ابتدا برای پیگیری وضعیت برادرش، حمید علاءالدین، که هدف شلیک قرار گرفته بود، به بیمارستان مراجعه کرده و در آنجا برخی وسایل الکترونیکیاش توقیف میشود. یک هفته بعد، زمانی که برای پیگیری وسایل خود مراجعه میکند، بهصورت خشونتآمیز بازداشت شده و به منزلش منتقل میشود. منابع میگویند او در خانهاش تحت ضربوشتم شدید قرار گرفته و در همانجا جان خود را از دست داد، اما مرگ او برای مدتی پنهان نگه داشته شد.
حسام علاءالدین از بستگان احمد علاءالدین، از مالکان پاساژ علاءالدین تهران، بود.
@Tavaana_TavaanaTech
حسام علاءالدین، که پدر دو دختر بود، به اتهام «داشتن اینترنت ماهوارهای استارلینک» بازداشت شده بود. گفته میشود پس از دهها روز بیخبری، به خانواده او اطلاع داده شد که برای تحویل پیکر بیجانش مراجعه کنند.
طبق این گزارشها، او ابتدا برای پیگیری وضعیت برادرش، حمید علاءالدین، که هدف شلیک قرار گرفته بود، به بیمارستان مراجعه کرده و در آنجا برخی وسایل الکترونیکیاش توقیف میشود. یک هفته بعد، زمانی که برای پیگیری وسایل خود مراجعه میکند، بهصورت خشونتآمیز بازداشت شده و به منزلش منتقل میشود. منابع میگویند او در خانهاش تحت ضربوشتم شدید قرار گرفته و در همانجا جان خود را از دست داد، اما مرگ او برای مدتی پنهان نگه داشته شد.
حسام علاءالدین از بستگان احمد علاءالدین، از مالکان پاساژ علاءالدین تهران، بود.
@Tavaana_TavaanaTech
❤3
"Who the Hell Are You?": Iran’s Chief Justice Snaps at Execution Critics
Chief Justice Mohseni-Ejei launched a vicious tirade, shouting "you’re damn wrong" at international critics while ordering his judiciary to accelerate death sentences and execute prisoners without a moment's delay.
In a chillingly aggressive speech, Gholam-Hossein Mohseni-Ejei explicitly dismissed international human rights pleas. Using the insulting phrase "Ghalat Mikonid" (Shut up/You’re damn wrong), he told critics they have no right to oppose the gallows. He commanded officials to fast-track sentencing and carry out executions "immediately," claiming the surge in state-sanctioned killings reflects "the people's will." This inflammatory rhetoric signals a dangerous escalation in the regime’s campaign of terror, as the judiciary openly abandons legal pretense for a policy of rapid-fire, lethal suppression against its own citizens.
#HumanRights
#StopExecutionsInIran
@Tavaana_TavaanaTech
Chief Justice Mohseni-Ejei launched a vicious tirade, shouting "you’re damn wrong" at international critics while ordering his judiciary to accelerate death sentences and execute prisoners without a moment's delay.
In a chillingly aggressive speech, Gholam-Hossein Mohseni-Ejei explicitly dismissed international human rights pleas. Using the insulting phrase "Ghalat Mikonid" (Shut up/You’re damn wrong), he told critics they have no right to oppose the gallows. He commanded officials to fast-track sentencing and carry out executions "immediately," claiming the surge in state-sanctioned killings reflects "the people's will." This inflammatory rhetoric signals a dangerous escalation in the regime’s campaign of terror, as the judiciary openly abandons legal pretense for a policy of rapid-fire, lethal suppression against its own citizens.
#HumanRights
#StopExecutionsInIran
@Tavaana_TavaanaTech
🕊5👌1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
قطع اینترنت، معیشت، کار و زندگی ناشنوایان را زمین گیر کرده است
برای بسیاری از مردم، اینترنت راه کار، آموزش، درمان، ارتباط، خرید، فروش و زندگی روزمره است. اما برای جامعه ناشنوایان، اینترنت اهمیتی دوچندان دارد؛ چون بخش بزرگی از ارتباط آنها با جهان از راه تصویر، پیام، ویدئو، تماس تصویری، زیرنویس، مترجم آنلاین و شبکههای اجتماعی انجام میشود.
وقتی اینترنت قطع یا محدود میشود، ناشنوایان فقط از چند اپلیکیشن محروم نمیشوند؛ آنها از زبان ارتباطی خود، از فرصت کار، از آموزش، از خدمات ضروری و حتی از امکان پیگیری مسائل روزمره زندگی محروم میشوند.
🔹بسیاری از ناشنوایان برای ارتباط کاری به پیامرسانها، تماس تصویری، ارسال فایل، ویدئوهای آموزشی و ابزارهای آنلاین نیاز دارند. کسی که با زبان اشاره ارتباط برقرار میکند، در بسیاری از موقعیتها نمیتواند مشکلش را حل کند. اینترنت برای او جایگزین گوش نیست؛ ابزار اصلی ارتباط است. قطع آن یعنی بستن راهی که فرد از طریق آن با کارفرما، مشتری، همکار، معلم، پزشک، خانواده و جامعه در تماس است.
این محدودیت، مستقیما به معیشت ناشنوایان ضربه میزند. بسیاری از آنها در کارهای آنلاین، فروش اینترنتی، تولید محتوا، طراحی، خدمات دیجیتال، آموزش، ترجمه یا ارتباط با مشتریان فعالیت میکنند. برای کسی که همین حالا هم با تبعیض شغلی و محدودیتهای اجتماعی روبهروست، این ضربه فقط یک اختلال موقت نیست؛ میتواند به از دستدادن کامل منبع درآمد منجر شود.
🔹مشکل بزرگتر این است که قطع اینترنت، هزینههای تازهای هم به زندگی ناشنوایان تحمیل میکند. آنها مجبور میشوند برای دسترسی به ارتباطات پایه، پول بیشتری خرج کنند؛ برای فیلترشکن، کانفیگ، اینترنتهای خاص مثل پرو ....، رفتوآمدهای اضافی، تماس با واسطهها یا حتی انجام حضوری کارهایی که قبلا آنلاین انجام میشد.
برای ناشنوایان، این وضعیت حتی سختتر است. اگر یک فرد شنوا بتواند در شرایط قطعی اینترنت با تماس تلفنی بخشی از کارهایش را پیش ببرد، بسیاری از ناشنوایان چنین امکانی ندارند. آنها برای توضیح دقیق، دریافت خدمات، پیگیری امور اداری، ارتباط با پزشک یا هماهنگیهای کاری به متن، تصویر و ویدئو نیاز دارند. وقتی اینترنت قطع میشود، این گروه عملا از ارتباط با مردم و جامعه حذف میشوند. این وضعیت باعث انزوای اجتماعی هم میشود. بسیاری از ناشنوایان از طریق شبکههای اجتماعی و گروههای آنلاین با جامعه خود در ارتباط هستند.
🔹از طرفی دسترسی به ویدئوهای آموزشی، کلاسهای آنلاین، منابع دارای زیرنویس، محتوای تصویری و ارتباط با مربیان برای آنها حیاتی است. محدود کردن اینترنت یعنی محرومکردن آنها از یادگیری و پیشرفت. یعنی عقبراندن گروهی که برای دسترسی برابر به آموزش، بیش از دیگران به ابزارهای دیجیتال وابسته است.
اینترنت برای ناشنوایان، فراتر از یک نیاز و حق اجتماعی است. ابزار کار، آموزش، ارتباط و بخش مهمی از استقلال آنها است. گرفتن آن، فقط محدود کردن دسترسی به جهان نیست؛ گرفتن بخشی از زندگی روزمره آنهاست.
💸 tavaanatech
برای بسیاری از مردم، اینترنت راه کار، آموزش، درمان، ارتباط، خرید، فروش و زندگی روزمره است. اما برای جامعه ناشنوایان، اینترنت اهمیتی دوچندان دارد؛ چون بخش بزرگی از ارتباط آنها با جهان از راه تصویر، پیام، ویدئو، تماس تصویری، زیرنویس، مترجم آنلاین و شبکههای اجتماعی انجام میشود.
وقتی اینترنت قطع یا محدود میشود، ناشنوایان فقط از چند اپلیکیشن محروم نمیشوند؛ آنها از زبان ارتباطی خود، از فرصت کار، از آموزش، از خدمات ضروری و حتی از امکان پیگیری مسائل روزمره زندگی محروم میشوند.
🔹بسیاری از ناشنوایان برای ارتباط کاری به پیامرسانها، تماس تصویری، ارسال فایل، ویدئوهای آموزشی و ابزارهای آنلاین نیاز دارند. کسی که با زبان اشاره ارتباط برقرار میکند، در بسیاری از موقعیتها نمیتواند مشکلش را حل کند. اینترنت برای او جایگزین گوش نیست؛ ابزار اصلی ارتباط است. قطع آن یعنی بستن راهی که فرد از طریق آن با کارفرما، مشتری، همکار، معلم، پزشک، خانواده و جامعه در تماس است.
این محدودیت، مستقیما به معیشت ناشنوایان ضربه میزند. بسیاری از آنها در کارهای آنلاین، فروش اینترنتی، تولید محتوا، طراحی، خدمات دیجیتال، آموزش، ترجمه یا ارتباط با مشتریان فعالیت میکنند. برای کسی که همین حالا هم با تبعیض شغلی و محدودیتهای اجتماعی روبهروست، این ضربه فقط یک اختلال موقت نیست؛ میتواند به از دستدادن کامل منبع درآمد منجر شود.
🔹مشکل بزرگتر این است که قطع اینترنت، هزینههای تازهای هم به زندگی ناشنوایان تحمیل میکند. آنها مجبور میشوند برای دسترسی به ارتباطات پایه، پول بیشتری خرج کنند؛ برای فیلترشکن، کانفیگ، اینترنتهای خاص مثل پرو ....، رفتوآمدهای اضافی، تماس با واسطهها یا حتی انجام حضوری کارهایی که قبلا آنلاین انجام میشد.
برای ناشنوایان، این وضعیت حتی سختتر است. اگر یک فرد شنوا بتواند در شرایط قطعی اینترنت با تماس تلفنی بخشی از کارهایش را پیش ببرد، بسیاری از ناشنوایان چنین امکانی ندارند. آنها برای توضیح دقیق، دریافت خدمات، پیگیری امور اداری، ارتباط با پزشک یا هماهنگیهای کاری به متن، تصویر و ویدئو نیاز دارند. وقتی اینترنت قطع میشود، این گروه عملا از ارتباط با مردم و جامعه حذف میشوند. این وضعیت باعث انزوای اجتماعی هم میشود. بسیاری از ناشنوایان از طریق شبکههای اجتماعی و گروههای آنلاین با جامعه خود در ارتباط هستند.
🔹از طرفی دسترسی به ویدئوهای آموزشی، کلاسهای آنلاین، منابع دارای زیرنویس، محتوای تصویری و ارتباط با مربیان برای آنها حیاتی است. محدود کردن اینترنت یعنی محرومکردن آنها از یادگیری و پیشرفت. یعنی عقبراندن گروهی که برای دسترسی برابر به آموزش، بیش از دیگران به ابزارهای دیجیتال وابسته است.
اینترنت برای ناشنوایان، فراتر از یک نیاز و حق اجتماعی است. ابزار کار، آموزش، ارتباط و بخش مهمی از استقلال آنها است. گرفتن آن، فقط محدود کردن دسترسی به جهان نیست؛ گرفتن بخشی از زندگی روزمره آنهاست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4💯1
Iranian Father, 40, Tortured to Death Over Starlink Internet Possession
Reports indicate that 40-year-old Hesam Aladdin, a father of two, died following severe torture and beatings by the Islamic Republic’s security forces. Arrested under the pretext of possessing Starlink satellite internet, Aladdin was initially targeted after seeking information about his brother, who had been shot by authorities. Sources state he was violently apprehended and subjected to fatal physical abuse at his home, with officials concealing his death for several days before notifying his family. This extrajudicial killing underscores the regime’s lethal crackdown on digital access and its use of extreme violence against citizens.
#HumanRightsIran
#StarlinkIran
#StopExecutionsInIran
#digitalblackoutlran
@Tavaana_TavaanaTech
Reports indicate that 40-year-old Hesam Aladdin, a father of two, died following severe torture and beatings by the Islamic Republic’s security forces. Arrested under the pretext of possessing Starlink satellite internet, Aladdin was initially targeted after seeking information about his brother, who had been shot by authorities. Sources state he was violently apprehended and subjected to fatal physical abuse at his home, with officials concealing his death for several days before notifying his family. This extrajudicial killing underscores the regime’s lethal crackdown on digital access and its use of extreme violence against citizens.
#HumanRightsIran
#StarlinkIran
#StopExecutionsInIran
#digitalblackoutlran
@Tavaana_TavaanaTech
💔8
محمد بهمنبیگی، پدر آموزش عشایر
پدرش یک کدخدای محلی بود. آنها در سال ۱۳۱۱ به تهران رفتند و در مدرسه علمیه تهران مشغول به تحصیل شد. در سال ۱۳۱۸ در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۲۱ در رشته حقوق فارغالتحصیل شد.
بهمنبیگی پیش از شروع به همکاری با اصل چهار ترومن و با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت اما پس از مدت کوتاهی به ایران بازگشت.
....
پس از انقلاب اسلامی، تعدادی از انقلابیون به منزل بهمنبیگی در شیراز حمله کردند؛ خوشبختانه موفق شد جان خود را نجات دهد و به تهران برود.
محمد بهمنبیگی چند سال در تهران به صورت مخفی زندگی کرد.
به نوشته وبسایت رسمیِ بهمنبیگی، او چندین سال در «خوف و رجا» زندگی میکرد تا آنکه در سال ۱۳۶۸ با دستخطی از آیتالله محمدرضا مهدوی کنی امنیت یافت و دوباره به شیراز برگشت.
محمد بهمنبیگی در یازدهم اردیبهشتماه ۱۳۸۹ در شهر شیراز چشم از جهان فرو بست. پیکر او با همراهی بیش از صد هزار تشییعکننده به خاک سپرده شد. دوستدارانش در مراسم تشییع شعار میدادند: «گچ سفید فشنگم، تختهسیاه تفنگم»
بخوانید:
https://tavaana.org/mohammad_bahmanbeigi/
@Tavaana_TavaanaTech
پدرش یک کدخدای محلی بود. آنها در سال ۱۳۱۱ به تهران رفتند و در مدرسه علمیه تهران مشغول به تحصیل شد. در سال ۱۳۱۸ در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۲۱ در رشته حقوق فارغالتحصیل شد.
بهمنبیگی پیش از شروع به همکاری با اصل چهار ترومن و با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت اما پس از مدت کوتاهی به ایران بازگشت.
....
پس از انقلاب اسلامی، تعدادی از انقلابیون به منزل بهمنبیگی در شیراز حمله کردند؛ خوشبختانه موفق شد جان خود را نجات دهد و به تهران برود.
محمد بهمنبیگی چند سال در تهران به صورت مخفی زندگی کرد.
به نوشته وبسایت رسمیِ بهمنبیگی، او چندین سال در «خوف و رجا» زندگی میکرد تا آنکه در سال ۱۳۶۸ با دستخطی از آیتالله محمدرضا مهدوی کنی امنیت یافت و دوباره به شیراز برگشت.
محمد بهمنبیگی در یازدهم اردیبهشتماه ۱۳۸۹ در شهر شیراز چشم از جهان فرو بست. پیکر او با همراهی بیش از صد هزار تشییعکننده به خاک سپرده شد. دوستدارانش در مراسم تشییع شعار میدادند: «گچ سفید فشنگم، تختهسیاه تفنگم»
بخوانید:
https://tavaana.org/mohammad_bahmanbeigi/
@Tavaana_TavaanaTech
❤4👌1
در شرایطی که تورم افسارگسیخته هر روز سفره مردم را کوچکتر میکند، بحران دارو به یکی از عمیقترین و خطرناکترین جلوههای فروپاشی معیشتی در ایران تبدیل شده. امروز دیگر مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله، دسترسی به داروهای حیاتی است که یا نایاب شدهاند یا با قیمتهایی عرضه میشوند که از توان اکثریت جامعه خارج است.
بیمارانی که به داروهای مزمن و حیاتی وابستهاند، افراد مبتلا به دیابتی، بیماران گوارشی، قلبی و سرطانی، در شرایطی قرار گرفتهاند که تهیه نسخههایشان به یک کابوس روزانه تبدیل شده است. انسولین، که برای بیماران دیابتی یک نیاز حیاتی و غیرقابلجایگزین است، در بسیاری از موارد یا بهسختی پیدا میشود یا با قیمتهای چندبرابری عرضه میشود. داروهایی مانند فاموتیدین، کلیدینیومسی، نولپازا (پنتوپرازول) و حتی داروهای مورد نیاز برای تصویربرداری پزشکی نیز یا کمیاب شدهاند.
ویدا ربانی، خبرنگار، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس از گرانی و کمبود دارو نوشت:
«مثلا این چیه؟ یه بسته قرص ۲۲ میلیون؟ این سال ۹۹ هشتاد هزار تومن بود! بدون بیمه ۱۵۰!»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بیمارانی که به داروهای مزمن و حیاتی وابستهاند، افراد مبتلا به دیابتی، بیماران گوارشی، قلبی و سرطانی، در شرایطی قرار گرفتهاند که تهیه نسخههایشان به یک کابوس روزانه تبدیل شده است. انسولین، که برای بیماران دیابتی یک نیاز حیاتی و غیرقابلجایگزین است، در بسیاری از موارد یا بهسختی پیدا میشود یا با قیمتهای چندبرابری عرضه میشود. داروهایی مانند فاموتیدین، کلیدینیومسی، نولپازا (پنتوپرازول) و حتی داروهای مورد نیاز برای تصویربرداری پزشکی نیز یا کمیاب شدهاند.
ویدا ربانی، خبرنگار، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس از گرانی و کمبود دارو نوشت:
«مثلا این چیه؟ یه بسته قرص ۲۲ میلیون؟ این سال ۹۹ هشتاد هزار تومن بود! بدون بیمه ۱۵۰!»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔4
انتقال مخفیانه یک زندانی محکوم به اعدام در ارومیه؛ خطر اجرای قریبالوقوع حکم
نگرانیها درباره سرنوشت ناصر بکرزاده، زندانی محکوم به اعدام، بهشدت افزایش یافته است، در تازهترین تحول، روز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ ناصر بکرزاده به همراه دو زندانی دیگر به نامهای کریم یعقوبپور و محراب عبدالهزاده، بهصورت جداگانه و با خودروهای بدون پلاک از زندان مرکزی ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شدهاند. از محل نگهداری این افراد تا لحظه تنظیم این خبر هیچ اطلاعی در دست نیست؛ موضوعی که نگرانی جدی از اجرای قریبالوقوع حکم اعدام را افزایش داده است.
ناصر بکرزاده، زندانی ۲۶ سالهای است که برای سومین بار به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شده است. حکم اعدام او پیشتر توسط دیوان عالی کشور تأیید شده؛ آن هم در شرایطی که این حکم دو بار پیش از این نقض شده بود.
بر اساس گزارشهای پیشین، بکرزاده پس از احضار به اجرای احکام زندان ارومیه، به اجرای قریبالوقوع اعدام تهدید شده بود.
او پیشتر از درون زندان گفته بود:
«اعدام مرا کشت، متلاشی کرد… امروز نوبت من است و فردا نوبت فرد دیگری.»
@Tavaana_TavaanaTech
نگرانیها درباره سرنوشت ناصر بکرزاده، زندانی محکوم به اعدام، بهشدت افزایش یافته است، در تازهترین تحول، روز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ ناصر بکرزاده به همراه دو زندانی دیگر به نامهای کریم یعقوبپور و محراب عبدالهزاده، بهصورت جداگانه و با خودروهای بدون پلاک از زندان مرکزی ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شدهاند. از محل نگهداری این افراد تا لحظه تنظیم این خبر هیچ اطلاعی در دست نیست؛ موضوعی که نگرانی جدی از اجرای قریبالوقوع حکم اعدام را افزایش داده است.
ناصر بکرزاده، زندانی ۲۶ سالهای است که برای سومین بار به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شده است. حکم اعدام او پیشتر توسط دیوان عالی کشور تأیید شده؛ آن هم در شرایطی که این حکم دو بار پیش از این نقض شده بود.
بر اساس گزارشهای پیشین، بکرزاده پس از احضار به اجرای احکام زندان ارومیه، به اجرای قریبالوقوع اعدام تهدید شده بود.
او پیشتر از درون زندان گفته بود:
«اعدام مرا کشت، متلاشی کرد… امروز نوبت من است و فردا نوبت فرد دیگری.»
@Tavaana_TavaanaTech
💔5
Forwarded from گفتوشنود
روزنامه نیویورک پست به نقل از پلیس و مقامات قضایی گزارش کرد، پیشنماز مسجدی در محله کوئینز نیویورک، به اتهام آزار جنسی چند دختر خردسال بازداشت شده است.
طبق گزارش پلیس نیویورک (NYPD)، «تاجل اسلام» ۵۵ ساله، روز دوشنبه توسط واحد مبارزه با کودکآزاری منطقه کوئینز بازداشت شد. اتهامات وی شامل «آزار جنسی»، «لمس اجباری» و «رفتار غیرقانونی با کودک» است. این اتهامات مربوط به چندین مورد آزار و اذیت است که در طول یک هفته در ماه گذشته میلادی رخ داده است.
بر اساس شکوائیهای که منتشر شده، تاجل اسلام که در مرکز اسلامی «مسجد بلال» در محله جامائیکای کوئینز فعالیت میکرد، در مسجد به یک دختر ۱۰ ساله نزدیک شده و او را مورد تعرض قرار داده است. طبق اسناد دادگاه، این فرد که درون همان مسجد نیز سکونت دارد، روز دوشنبه مجددا اقدام مشابهی را علیه یک دختر ۱۰ ساله دیگر انجام داده است. پلیس موفق شد تنها چهار ساعت پس از وقوع آخرین حادثه، او را دستگیر کند.
به گزارش نیویورک پست، متهم روز سهشنبه در دادگاه حاضر شد و اتهامات وارده را رد کرد. با این حال، قاضی پرونده برای او قرار وثیقه ۲۵ هزار دلاری صادر کرد و دستورات حفاظتی موقتی را برای قربانیان در نظر گرفت تا متهم حق نزدیک شدن به آنها را نداشته باشد.
پلیس نیویورک با انتشار این خبر، از سایر قربانیان احتمالی یا افرادی که اطلاعاتی درباره این حوادث دارند درخواست کرده است تا از طریق شمارههای اختصاصی «خط جرایم جنسی» یا سامانه «توقف جنایت» با پلیس تماس بگیرند و اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند.
#امام_جماعت #تجاوز #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
طبق گزارش پلیس نیویورک (NYPD)، «تاجل اسلام» ۵۵ ساله، روز دوشنبه توسط واحد مبارزه با کودکآزاری منطقه کوئینز بازداشت شد. اتهامات وی شامل «آزار جنسی»، «لمس اجباری» و «رفتار غیرقانونی با کودک» است. این اتهامات مربوط به چندین مورد آزار و اذیت است که در طول یک هفته در ماه گذشته میلادی رخ داده است.
بر اساس شکوائیهای که منتشر شده، تاجل اسلام که در مرکز اسلامی «مسجد بلال» در محله جامائیکای کوئینز فعالیت میکرد، در مسجد به یک دختر ۱۰ ساله نزدیک شده و او را مورد تعرض قرار داده است. طبق اسناد دادگاه، این فرد که درون همان مسجد نیز سکونت دارد، روز دوشنبه مجددا اقدام مشابهی را علیه یک دختر ۱۰ ساله دیگر انجام داده است. پلیس موفق شد تنها چهار ساعت پس از وقوع آخرین حادثه، او را دستگیر کند.
به گزارش نیویورک پست، متهم روز سهشنبه در دادگاه حاضر شد و اتهامات وارده را رد کرد. با این حال، قاضی پرونده برای او قرار وثیقه ۲۵ هزار دلاری صادر کرد و دستورات حفاظتی موقتی را برای قربانیان در نظر گرفت تا متهم حق نزدیک شدن به آنها را نداشته باشد.
پلیس نیویورک با انتشار این خبر، از سایر قربانیان احتمالی یا افرادی که اطلاعاتی درباره این حوادث دارند درخواست کرده است تا از طریق شمارههای اختصاصی «خط جرایم جنسی» یا سامانه «توقف جنایت» با پلیس تماس بگیرند و اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند.
#امام_جماعت #تجاوز #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5
نگرانیها درباره سرنوشت محراب عبدالهزاده، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، بهشدت افزایش یافته است؛ انتقالهای ناگهانی و بیاطلاع زندانیان، بارها بهعنوان مقدمه اجرای حکم اعدام در ایران ثبت شدهاند.
روز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، محراب عبدالهزاده به همراه دو زندانی دیگر، ناصر بکرزاده و کریم یعقوبپور، بهصورت جداگانه و با خودروهای بدون پلاک از زندان مرکزی ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شدند. از محل نگهداری آنها تا این لحظه هیچ اطلاعی منتشر نشده؛ وضعیتی که نگرانی از اجرای قریبالوقوع احکام اعدام را دوچندان کرده است.
محراب عبدالهزاده که در سال ۱۴۰۱ بازداشت شده، از جمله زندانیانی است که بنا بر گزارشها تحت شکنجه و فشار شدید ناچار به اعتراف شده است؛ اعترافاتی که خود او آنها را رد کرده، اما با این حال حکم اعدام برایش صادر شده و همچنان پابرجاست.
در روزهای گذشته نیز گزارش شده بود که او بهدلیل اعتراض به رفتار توهینآمیز مأموران با خانواده زندانیان، با دستور رئیس زندان با دستبند و پابند به سلول انفرادی منتقل شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
روز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، محراب عبدالهزاده به همراه دو زندانی دیگر، ناصر بکرزاده و کریم یعقوبپور، بهصورت جداگانه و با خودروهای بدون پلاک از زندان مرکزی ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شدند. از محل نگهداری آنها تا این لحظه هیچ اطلاعی منتشر نشده؛ وضعیتی که نگرانی از اجرای قریبالوقوع احکام اعدام را دوچندان کرده است.
محراب عبدالهزاده که در سال ۱۴۰۱ بازداشت شده، از جمله زندانیانی است که بنا بر گزارشها تحت شکنجه و فشار شدید ناچار به اعتراف شده است؛ اعترافاتی که خود او آنها را رد کرده، اما با این حال حکم اعدام برایش صادر شده و همچنان پابرجاست.
در روزهای گذشته نیز گزارش شده بود که او بهدلیل اعتراض به رفتار توهینآمیز مأموران با خانواده زندانیان، با دستور رئیس زندان با دستبند و پابند به سلول انفرادی منتقل شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔6🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم زادروز جاویدنام علیرضا مهدیپور، جوان ۲۶ ساله اهل میمند فارس، بر سر مزارش برگزار شد
بر اساس اطلاعات دریافتی، جاویدنام علیرضا مهدیپور، ۲۶ ساله و اهل شهر میمند استان فارس، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک مستقیم به ناحیه سر توسط نیروهای سپاه مستقر در این شهر جان خود را از دست داد.
گزارش یکی از اهالی میمند حاکی است که خانواده او همان شب و در میانه تنشها، پیکر وی را به منزل منتقل کرده و روز بعد، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، شخصاً اقدام به خاکسپاری او کردند.
علیرضا مهدیپور به عنوان کارگر در یک کارگاه تولید بطری پلاستیکی متعلق به پسرعمویش مشغول به کار بود. او کارگر بود، توسط حکومتی که شعار حمایت از کارگران و محرومان را میدهد ـ اما عملا کارگران را محرومتر کرده ـ کشته شد.
#علیرضا_مهدی_پور #میمند #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
#روز_جهانی_کارگر
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، جاویدنام علیرضا مهدیپور، ۲۶ ساله و اهل شهر میمند استان فارس، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک مستقیم به ناحیه سر توسط نیروهای سپاه مستقر در این شهر جان خود را از دست داد.
گزارش یکی از اهالی میمند حاکی است که خانواده او همان شب و در میانه تنشها، پیکر وی را به منزل منتقل کرده و روز بعد، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، شخصاً اقدام به خاکسپاری او کردند.
علیرضا مهدیپور به عنوان کارگر در یک کارگاه تولید بطری پلاستیکی متعلق به پسرعمویش مشغول به کار بود. او کارگر بود، توسط حکومتی که شعار حمایت از کارگران و محرومان را میدهد ـ اما عملا کارگران را محرومتر کرده ـ کشته شد.
#علیرضا_مهدی_پور #میمند #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
#روز_جهانی_کارگر
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤3
نگرانیها درباره سرنوشت کریم یعقوبپور، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، بهشدت افزایش یافته است؛ انتقالهای ناگهانی و بدون اطلاع زندانیان در ایران بارها بهعنوان مقدمه اجرای حکم اعدام ثبت شدهاند.
روز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، کریم یعقوبپور به همراه دو زندانی دیگر، ناصر بکرزاده و محراب عبدالهزاده، بهصورت جداگانه و با خودروهای بدون پلاک از زندان مرکزی ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شدند. تا این لحظه هیچ اطلاعی از محل نگهداری آنها منتشر نشده؛ وضعیتی که خطر اجرای قریبالوقوع احکام اعدام را جدیتر کرده است.
کریم یعقوبپور، که با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شده، پیشتر در نامهای از داخل زندان، جزئیات تکاندهندهای از روند بازداشت و پروندهسازی علیه خود را روایت کرده بود. او که دارای معلولیت شدید حرکتی و از مددجویان بهزیستی است، در خرداد ۱۴۰۴ در میاندوآب بازداشت شد و بهگفته خودش، نزدیک به دو ماه تحت شکنجه شدید جسمی و روانی قرار گرفت تا به اعترافات اجباری وادار شود.
در این نامه آمده است که او در تمام دوران بازداشت از دسترسی به داروهای حیاتی محروم بوده و بازجویان از قطع دارو بهعنوان ابزار فشار برای گرفتن اعتراف استفاده کردهاند. همچنین بسیاری از اظهاراتی که مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته، «زیر شکنجه و دیکته بازجویان» نوشته شده است.
جلسه محاکمه او کمتر از ۱۵ دقیقه طول کشیده که بدون امکان دفاع مؤثر، به صدور حکم اعدام با اتهام «افساد فیالارض» انجامیده است. او حتی از فشار بر همسرش و تهدید به شکنجه برای گرفتن اعترافات اجباری نیز پرده برداشته است.
اکنون، در حالی که این زندانی در شرایط جسمی و روانی وخیمی قرار دارد و به دلیل بیماریهای متعدد نیازمند مراقبت و درمان مستمر است، انتقال ناگهانی و قطع ارتباط او با بیرون، زنگ خطر اجرای حکم اعدام را به صدا درآورده است.
سرنوشت کریم یعقوبپور، در کنار ناصر بکرزاده و محراب عبداللهزاده، در ابهامی مرگبار قرار گرفته؛ ابهامی که در ساختار قضایی جمهوری اسلامی بارها با خبر اجرای حکم اعدام پایان یافته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #کریم_یعقوب_پور
@Tavaana_TavaanaTech
روز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، کریم یعقوبپور به همراه دو زندانی دیگر، ناصر بکرزاده و محراب عبدالهزاده، بهصورت جداگانه و با خودروهای بدون پلاک از زندان مرکزی ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شدند. تا این لحظه هیچ اطلاعی از محل نگهداری آنها منتشر نشده؛ وضعیتی که خطر اجرای قریبالوقوع احکام اعدام را جدیتر کرده است.
کریم یعقوبپور، که با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شده، پیشتر در نامهای از داخل زندان، جزئیات تکاندهندهای از روند بازداشت و پروندهسازی علیه خود را روایت کرده بود. او که دارای معلولیت شدید حرکتی و از مددجویان بهزیستی است، در خرداد ۱۴۰۴ در میاندوآب بازداشت شد و بهگفته خودش، نزدیک به دو ماه تحت شکنجه شدید جسمی و روانی قرار گرفت تا به اعترافات اجباری وادار شود.
در این نامه آمده است که او در تمام دوران بازداشت از دسترسی به داروهای حیاتی محروم بوده و بازجویان از قطع دارو بهعنوان ابزار فشار برای گرفتن اعتراف استفاده کردهاند. همچنین بسیاری از اظهاراتی که مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته، «زیر شکنجه و دیکته بازجویان» نوشته شده است.
جلسه محاکمه او کمتر از ۱۵ دقیقه طول کشیده که بدون امکان دفاع مؤثر، به صدور حکم اعدام با اتهام «افساد فیالارض» انجامیده است. او حتی از فشار بر همسرش و تهدید به شکنجه برای گرفتن اعترافات اجباری نیز پرده برداشته است.
اکنون، در حالی که این زندانی در شرایط جسمی و روانی وخیمی قرار دارد و به دلیل بیماریهای متعدد نیازمند مراقبت و درمان مستمر است، انتقال ناگهانی و قطع ارتباط او با بیرون، زنگ خطر اجرای حکم اعدام را به صدا درآورده است.
سرنوشت کریم یعقوبپور، در کنار ناصر بکرزاده و محراب عبداللهزاده، در ابهامی مرگبار قرار گرفته؛ ابهامی که در ساختار قضایی جمهوری اسلامی بارها با خبر اجرای حکم اعدام پایان یافته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #کریم_یعقوب_پور
@Tavaana_TavaanaTech
💔8🕊2
نرگس محمدی پس از ۱۴۰ روز محرومیت از مراقبتهای پزشکی تخصصی در زندان زنجان، بهصورت اورژانسی به بیمارستانی در این شهر منتقل و در بخش سیسییو بستری شد
خانم نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، امروز در پی وخامت شدید وضعیت سلامت، با آمبولانس از زندان زنجان به بیمارستانی در این شهر منتقل شده است. این اقدام اورژانسی پس از ۱۴۰ روز بازداشت خودسرانه و محرومیت مداوم از مراقبتهای پزشکی تخصصی صورت میگیرد که در نهایت منجر به دو بار از هوش رفتن کامل او در طول یک روز شد.
مصطفی نیلی وکیل او در این باره در اکانت ایکس خود با اعلام این خبر نوشته است :
«امروز خانم نرگس محمدی مجدداً در زندان زنجان بیهوش شدند. در روزهای اخیر فشار خون ایشان دچار نوسانات بسیار شدید بوده و امروز با افت ناگهانی فشار، از هوش رفتند؛ بهنحوی که در چندین نوبت حال ایشان دگرگون شده و درد شدیدی در ناحیه قفسه سینه داشتهاند. پزشک زندان با تزریق دو سرم و داروی ضدتهوع اعلام کرده است که اقدام دیگری از دست او برنمیآید و دستور انتقال فوری و اورژانسی ایشان به بیمارستان را صادر کرد. علیرغم حضور نیروهای اورژانس، خانم محمدی پس از بههوش آمدن، به دلیل هشدارهای پیشین دو پزشک فوقتخصص قلب مبنی بر خطرناک بودن معالجه در بیمارستانهای زنجان و ضرورت حضور تیم پزشکی معالج خودشان (با توجه به سابقه سه بار آنژیو و استنت)، ابتدا حاضر به اعزام نشدند. ساعاتی بعد، با وقوع “فینت” مجدد و وخامت حال، پزشک متخصص مغز و اعصاب نیز ایشان را ویزیت کرده و دستور انتقال فوری دادند؛ چرا که طبق نظر ایشان، در حال حاضر رسیدگی به وضعیت مغزی در اولویت درمانی قرار دارد. پس از این اتفاق، خانم محمدی بهصورت اورژانسی به بیمارستان منتقل و در بخش CCU بستری شدند، اما همچنان نوسان شدید فشار خون ادامه دارد. شایان ذکر است که کمیسیون پزشکی قانونی زنجان نظر تخصصی خود را مبنی بر توقف یکماهه اجرای حکم جهت درمان صادر کرده، اما دادستانی زنجان خلاف ماده ۵۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری و ماده ۲۴۶ آییننامه سازمان زندانها، این امر را منوط به نظر دادستانی تهران کرده است. این در حالی است که ایشان برخلاف مقررات به زنجان تبعید شدهاند و دادستان تهران نیز برخلاف نظر پزشکی قانونی و متخصصان، دستور معالجه ایشان را در بیمارستانهای زنجان صادر کرده است.»
#نرگس_محمدی
@Tavaana_TavaanaTech
خانم نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، امروز در پی وخامت شدید وضعیت سلامت، با آمبولانس از زندان زنجان به بیمارستانی در این شهر منتقل شده است. این اقدام اورژانسی پس از ۱۴۰ روز بازداشت خودسرانه و محرومیت مداوم از مراقبتهای پزشکی تخصصی صورت میگیرد که در نهایت منجر به دو بار از هوش رفتن کامل او در طول یک روز شد.
مصطفی نیلی وکیل او در این باره در اکانت ایکس خود با اعلام این خبر نوشته است :
«امروز خانم نرگس محمدی مجدداً در زندان زنجان بیهوش شدند. در روزهای اخیر فشار خون ایشان دچار نوسانات بسیار شدید بوده و امروز با افت ناگهانی فشار، از هوش رفتند؛ بهنحوی که در چندین نوبت حال ایشان دگرگون شده و درد شدیدی در ناحیه قفسه سینه داشتهاند. پزشک زندان با تزریق دو سرم و داروی ضدتهوع اعلام کرده است که اقدام دیگری از دست او برنمیآید و دستور انتقال فوری و اورژانسی ایشان به بیمارستان را صادر کرد. علیرغم حضور نیروهای اورژانس، خانم محمدی پس از بههوش آمدن، به دلیل هشدارهای پیشین دو پزشک فوقتخصص قلب مبنی بر خطرناک بودن معالجه در بیمارستانهای زنجان و ضرورت حضور تیم پزشکی معالج خودشان (با توجه به سابقه سه بار آنژیو و استنت)، ابتدا حاضر به اعزام نشدند. ساعاتی بعد، با وقوع “فینت” مجدد و وخامت حال، پزشک متخصص مغز و اعصاب نیز ایشان را ویزیت کرده و دستور انتقال فوری دادند؛ چرا که طبق نظر ایشان، در حال حاضر رسیدگی به وضعیت مغزی در اولویت درمانی قرار دارد. پس از این اتفاق، خانم محمدی بهصورت اورژانسی به بیمارستان منتقل و در بخش CCU بستری شدند، اما همچنان نوسان شدید فشار خون ادامه دارد. شایان ذکر است که کمیسیون پزشکی قانونی زنجان نظر تخصصی خود را مبنی بر توقف یکماهه اجرای حکم جهت درمان صادر کرده، اما دادستانی زنجان خلاف ماده ۵۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری و ماده ۲۴۶ آییننامه سازمان زندانها، این امر را منوط به نظر دادستانی تهران کرده است. این در حالی است که ایشان برخلاف مقررات به زنجان تبعید شدهاند و دادستان تهران نیز برخلاف نظر پزشکی قانونی و متخصصان، دستور معالجه ایشان را در بیمارستانهای زنجان صادر کرده است.»
#نرگس_محمدی
@Tavaana_TavaanaTech
❤5🕊5👍1💔1