آموزشکده توانا
49.4K subscribers
41.4K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
تصاویر و روایت‌های منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمی‌اند که در دی‌ماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بی‌خبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.

گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال تهیه شده، تلاش می‌کند نام و روایت بخشی از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسان‌هایی با زندگی، رویا، خانواده و آینده‌ای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.

روایت سلیمان پرهیزکار

سلیمان پرهیزکار، رزمی‌کار و بوکسور ۳۶ ساله اهل منطقه الموت قزوین، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات محله نارمک تهران هدف شلیک گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان باخت.

بر اساس اطلاعات دریافتی، دوستان سلیمان پس از اصابت گلوله او را به بیمارستان الغدیر منتقل کردند، اما خانواده‌اش تا صبح روز بعد از کشته شدن او بی‌خبر بودند.
پدر و برادر سلیمان همان شب پیکر او را از تهران به قزوین و سپس به زادگاهش در الموت منتقل کردند. او تحت تدابیر امنیتی و بدون امکان برگزاری آزادانه مراسم، به صورت شبانه به خاک سپرده شد.

@Tavaana_TavaanaTech
9💔4
Forwarded from گفت‌وشنود
علیرضا شیرمحمدعلی
قربانی «تقدس ساختگی» برای سرکوب تفکر نقاد

خردادماه یادآور زخمی عمیق بر پیکر عدالت و انسانیت است؛ سالگرد جان‌باختن علیرضا شیرمحمدعلی، جوان ۲۱ ساله‌ای که در نظام قضایی جمهوری اسلامی، نه تنها از حق آزادی بیان محروم شد، بلکه در نهایت جان خود را در زندان فشافویه از دست داد.

علیرضا در تیرماه ۱۳۹۷ به اتهام واهی «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام» به ۸ سال حبس محکوم شد؛ حکمی که توسط قضات مرگ جمهوری اسلامی صادر شد.

او تنها نان‌آور خانواده‌اش بود که به دلیل فعالیت در فضای مجازی، به کام مرگ فرستاده شد.

حقیقت پشت اتهام «توهین به مقدسات»

پرونده علیرضا شیرمحمدعلی، مشتی نمونه خروار از سوءاستفاده از مفاهیم مذهبی برای اهداف امنیتی است. در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، اتهاماتی نظیر «توهین به مقدسات»، به جای آنکه مبنای فقهی یا اخلاقی داشته باشند، ابزاری کارآمد برای حذف منتقدان و ایجاد مصونیت آهنین برای ارکان حاکمیت است. با قدسی‌سازیِ تصمیمات و نهادهای حکومتی، هرگونه تفکر نقادانه به مثابه «کفر» یا «توهین» تلقی شده و بهانه لازم را برای سرکوب، بازداشت و پرونده‌سازی فراهم می‌کند.

جنایت در فشافویه؛ فراتر از یک قتل ساده

علیرضا بارها نسبت به فقدان «اصل تفکیک جرایم» هشدار داده بود. طبق قوانین بین‌المللی حقوق بشر (از جمله حداقل قوانین استاندارد سازمان ملل برای رفتار با زندانیان)، نگهداری زندانیان عقیدتی در کنار محکومان جرایم خطرناک، نقض آشکار امنیت زندانی است. او که برای انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود، در نهایت در خرداد ۱۳۹۸ توسط دو زندانی خطرناک (جرایم قتل و مواد مخدر) در فشافویه با ضربات چاقو به قتل رسید.

این جنایت، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه ماحصل قصور سیستماتیک و عامدانه دستگاه قضایی و امنیتی است که با بی‌توجهی به جان زندانیان سیاسی، عملا بستر را برای حذف فیزیکی آن‌ها توسط دست‌نشاندگان خود فراهم کرد.

علیرضا شیرمحمدعلی تنها یک نام نیست؛ او آینه‌ تمام‌نمای جوانانی است که قربانیِ فقدان رواداری و سیستم سرکوبی شدند که «مقدسات» را بهانه‌ای برای خاموش کردن هر صدای حق‌طلبی کرده است. یاد او برای مقابله با فراموشی، در حافظه‌ تاریخی ایران باقی خواهد ماند.

#علیرضا_شیرمحمدعلی #توهین_به_مقدسات #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔7🕊5
بر اساس گزارش «دانشجویان متحد»، کمیته انضباطی دانشگاه سوره احکام بدوی سنگینی را برای دست‌کم ۲۲ دانشجو صادر کرده است. در میان این احکام، دست‌کم چهار دانشجو با حکم اخراج روبه‌رو شده‌اند و شماری دیگر نیز به یک تا دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده‌اند.

طبق این گزارش، برخی از دانشجویان تنها در صورتی از کاهش مجازات خود برخوردار خواهند شد که با معاونت فرهنگی دانشگاه همکاری کنند. بر همین اساس، حکم دو ترم محرومیت از تحصیل برای تعدادی از دانشجویان مشروط به «همکاری با معاونت فرهنگی» به یک ترم کاهش یافته است. همچنین از شمار دیگری از دانشجویان، جدا از احکام انضباطی، تعهد کتبی مبنی بر همکاری با این معاونت اخذ شده است.

صدور این احکام در حالی صورت می‌گیرد که در ماه‌های اخیر موج تازه‌ای از برخوردهای انضباطی با دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف ایران گزارش شده است. پیش‌تر نیز رضا دالمن، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، به دلیل مشارکت در یک اقدام اعتراضی نمادین با حکم اخراج و چهار سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاه‌های کشور مواجه شد.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊7
اخراج معلم پس از تعلیق حکم زندان؛ پرونده‌سازی موازی علیه فروغ خسروی

بر اساس گزارش‌های دریافتی، دکتر فروغ خسروی، معلم پیمانی اهل بهبهان و شاغل در آموزش و پرورش آغاجاری استان خوزستان، روز ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ طی یک تماس تلفنی از سوی کارگزینی این اداره مطلع شد که حکم لغو پیمان استخدامی و فسخ یک‌طرفه قرارداد کاری او صادر شده است.

به گفته منابع مطلع، خانم خسروی در این تماس خواستار مشاهده نامه رسمی هسته گزینش شد، اما مسئولان کارگزینی با استناد به «محرمانه بودن» نامه از ارائه آن خودداری کرده و اعلام کردند که وی می‌تواند حکم جدید خود را از سامانه اداری دریافت کند.
بررسی حکم کارگزینی صادرشده در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که قرارداد استخدام پیمانی این معلم لغو شده و میزان حقوق او «صفر ریال» درج شده است. در متن حکم نیز تصریح شده که این اقدام بر اساس نامه هسته گزینش آموزش و پرورش استان خوزستان صورت گرفته است.

این اقدام در حالی انجام شده که خانم خسروی پیش‌تر در پرونده قضایی خود به حبس محکوم شده بود، اما اجرای این حکم در حال حاضر به حالت تعلیق درآمده است. همچنین او در پرونده تخلفات اداری، به دلیل فعالیت در فضای مجازی و ابراز عقیده، به چهار ماه انفصال موقت از خدمت محکوم شده بود که رأی قطعی آن در ۱۷ دی ۱۴۰۴ صادر شد.

لغو قرارداد استخدامی این معلم در میانه دوران اجرای حکم انفصال موقت و با وجود تعلیق حکم زندان، به عنوان نمونه‌ای از پرونده‌سازی موازی و برخوردی انتقام‌جویانه با هدف جلوگیری از بازگشت او به حرفه معلمی ارزیابی می‌شود.
بر اساس این گزارش، خانم خسروی پس از مراجعه به هسته گزینش آموزش و پرورش خوزستان در اهواز، به صورت شفاهی با این توضیح روبه‌رو شده که موج لغو قرارداد و اخراج شماری از معلمان از اواخر اسفند ۱۴۰۴ و بنا بر دستور یکی از نهادهای امنیتی آغاز شده و روند ابلاغ این تصمیم‌ها به دیگر معلمان همچنان ادامه دارد.

#فروغ_خسروی

@Tavaana_TavaanaTech
6🕊2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

توماج صالحی، رپر مخالف جمهوری اسلامی، ویدیویی کوتاه از خود در حمایت از بازداشت‌شدگان دی‌ماه منتشر کرد و نوشت:

«ما خودِ دی‌ماهیم، ما خون‌های جاری در جوب‌های شهریم، ما مقاومتِ مادام در مقابل جنایت و کشتاریم، ما صداهایی هستیم که هرگز خفه نمی‌شوند.
وجودمان به خوشایند جریان‌های سیاسی باشد یا نه، موجودیتمان غیرقابل انکار است.
باز هم فریاد می‌زنیم:
حمله به زیرساخت‌های ایران و حمایت از این ایده و در نتیجه تشدید مشکلات معیشتی برای مردم ایران در جهت رسیدن به اهداف سیاسی نه شرافتمندانه است و نه انسانی.

فرضِ اینکه ما نه از روی آگاهی و اراده بلکه فقط در نتیجه‌ی فلاکت و ویرانی دست به تغییر خواهیم زد، توهینی است که باید پاسخ داده شود.
نقطه‌ی شروعِ تمام جنبش‌های ایران تا به امروز کرامت‌خواهی بوده، این باید نشانه‌ای باشد تا احترام بیشتری به جامعه‌ی آزادی‌خواه ایران گذاشته شود.»


ـ لازم به ذکر است آیا توماج صالحی با آنکه در طی ماه‌های گذشته با تماس‌های مکرر و تهدیدآمیز نهادهای امنیتی مواجه بوده، در جریان اعتراضات دی ماه و پس از آن سکوت نکرده و و در شبکه‌های اجتماعی پیگیر شرایط بازداشت شدگان بوده است.
او همچنین در متن فوق، بر مرزهای اخلاقی خود تاکید کرده است.

#توماج_صالحی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
15🕊2
هراس از آزادی

دشواری‌های زیستن در جهان آزاد

✍️مصطفا آل‌احمد

آزادی از جذاب‌ترین و در عین حال از پرهزینه‌ترین آرمان‌های زندگی اجتماعی است. کمتر مفهومی را می‌توان یافت که در گفتار عمومی تا این اندازه مورد ستایش قرار گیرد، اما در عین حال، الزامات و پیامدهای واقعی آن تا حدود زیادی نادیده گرفته شود. بسیاری از مردم، آزادی را مطالبه می‌کنند، اما آیا برای زیستن در شرایط آزادی نیز آمادگی دارند؟

حکومت استبدادگر نه تنها آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را تباه می‌کند، بلکه به‌ تدریج فرهنگ عمومی، روابط اجتماعی و خانوادگی و همچنین عادت‌های رفتاری را نیز به فرهنگی مستبدانه تغییر می‌دهد. مردمی که در تاریخی طولانی زیر سلطه‌ی رژیم‌های اقتدارگرا زیسته‌اند، معمولاً بخشی از اعتماد اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و مهارت‌های زیستن در آزادی را نیز از دست می‌دهند. از این رو، مسئله تنها «خواستن آزادی» نیست، بلکه استبداد، میراثی تاریخی و فرهنگی را شکل‌ می‌دهد که مردم به ساختار عمودی آن عادت می‌کنند.

آزادی‌خواهانِ واقعی هرگز برای رهایی از استبدادی ریشه‌دار و چندصدساله، به دنبال راه‌حل‌های زودگذر و معجزه‌آسا نیستند. آزادی ــ در معنای گسترده‌ی آن ــ چیزی نیست که آن را رایگان یا از سر ترحم به ملتی هدیه بدهند. راه آزادی، راهی دشوار، پرهزینه و پرتلاطم است؛ راهی که تنها هنگامی تحقق می‌یابد که جامعه‌ای آماده باشد بهای سنگین آن را بپردازد.
آزادی مستلزم پذیرش مسئولیت، رعایت قانون، احترام به حقوق دیگران و شکلی از خودمحدودسازی است. از این رو، متفکرانی چون روسو و کانت آزادی را نه در رها بودن از هر قید و بند، بلکه در توانایی انسان برای تبعیت از قواعدی می‌دانستند که یکایک مردم در شکل‌گیری آن‌‌ها مشارکت دارند.
برخلاف تصور رایج، زندگی در جامعه‌ای آزاد الزاماً آسان‌تر از زندگی در یک نظام اقتدارگرا نیست. در جوامع آزاد، شهروندان باید مسئولیتِ بخش بزرگی از تصمیم‌ها و پیامدهای زندگی خود را بر عهده بگیرند. آنان باید میان حقوق خود و حقوق دیگران تعادل برقرار کنند و از تبدیل منافع فردی به زیان عمومی پرهیز کنند. به این ترتیب، آزادی تنها گسترش اختیار نیست؛ گسترش مسئولیت نیز هست.
اریک فروم در کتاب گریز از آزادی استدلال می‌کند که بسیاری از انسان‌ها از آزادی می‌ترسند، زیرا آزادی، مسئولیت و اضطراب به همراه می‌آورد، زیرا هزینه‌های آزادی برای گروه‌های مختلف اجتماعی یکسان نیست. برای مثال نخبگان اقتصادی و فرهنگی معمولاً از آزادی سود بیشتری می‌برند، در حالی که برخی اقشار ممکن است در کوتاه‌مدت احساس ناامنی کنند. این نابرابری هزینه، یکی از منابع مهم پوپولیسم و بازگشت اقتدارگرایی است. از این جاست که گاه مردم به استقبال اقتدارگرایی می‌روند.
به این ترتیب می‌توان پرسید: آیا مردمی که خواهان آزادی هستند، برای پذیرش الزامات آن نیز آماده‌اند؟ آیا جامعه‌ای که در آن قانون به‌سادگی دور زده می‌شود، منافع عمومی قربانی منافع فردی می‌شود و مسئولیت‌پذیری مدنی ضعیف است، می‌توان به‌سادگی از آزادی بهره‌مند شد؟
تاریخ بارها نشان داده است که نهادهای آزاد بدون فرهنگ مدنی مناسب، شکننده و آسیب‌پذیر خواهند بود.
با این حال، تاریخِ اندیشه‌‌های سیاسی نشان می‌دهد که استبدادگران نیز بارها با استناد به «آماده نبودن مردم»، آزادی را به تعویق انداخته‌اند. از این رو، مطالبه‌ی آمادگی کامل برای آزادی می‌تواند به چرخه‌ای بی‌پایان تبدیل شود؛ چرخه‌ای که در آن جامعه هرگز به اندازه‌ی کافی بالغ تشخیص داده نمی‌شود و آزادی همواره به آینده‌ای نامعلوم موکول می‌گردد.
به این ترتیب آزادی و فرهنگ آزادی‌خواهی در رابطه‌ای متقابل با یکدیگر شکل می‌گیرند؛ هرچه جامعه‌ای مسئول‌پذیرتر باشد، نهادهای آزادتر می‌آفریند و نهادهای آزاد نیز به نوبه‌ی خود شهروندانی با حس مسئولیت بالا پرورش می‌دهند.

بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا ما آزادی را دوست داریم یا نه. پرسش این است که آیا آماده‌ایم هزینه‌های آزادی را بپردازیم، مسئولیت‌های آن را بپذیریم و همزمان از به تعویق افتادن دائمی آن نیز جلوگیری کنیم؟

آزادی، انتخابی یک‌باره نیست؛ بلکه آزمونی دائمی است. آزادی نه با شعار به دست می‌آید و نه با انتظار. جوامع گذشته‌گرا حاضر نیستند برای آزادی به تحول تن بدهند و با ثبات جویی و عافیت‌طلبی، زندگی در استبداد را بر می‌گزینند.

این مطلب از کانال تلگرام آقای آل‌احمد برداشته شده است.

#آزادی #مسئولیت

@Tavaana_TavaanaTech
4👌2
دومین نامه پرزیدنت ترامپ به خانواده یکی از کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ ۱۴۰۴ ایران

رئیس جمهوری ایالات متحده برای دومین بار به مجید مقدسی، دایی محمدعرفان فرجی از کشته‌شدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ ایران نامه نوشت و بر «بازدارندگی نیروهای نظامی آمریکا در برابر تهدیدها» تاکید کرد.

دونالد ترامپ، در این نامه که امضای شخص پرزیدنت ترامپ زیر آن است و به دایی عرفان رسیده، نوشته است: «من همچنان متعهد به پیشبرد یک سیاست خارجی مبتنی بر صلح از طریق قدرت هستم و یقین دارم که نیروهای نظامی ما برای بازدارندگی در برابر تهدیدها و دفاع از آزادی آمریکا آماده هستند.»

این نامه که آقای مقدسی نسخه‌ای از آن را برای صدای آمریکا فرستاده، آمده است: «دولت من همواره از حاکمیت ایالات متحده محافظت خواهد کرد؛ از طریق تقویت توان دفاعی کشور و تجهیز قدرتمندترین نیروی رزمی جهان. به‌عنوان فرمانده کل قوا، من همیشه شهروندان‌مان، ارزش‌های‌مان، و کشورمان را در اولویت قرار خواهم داد. خداوند شما را حفظ کند و همچنان ایالات متحده آمریکا را مورد رحمت و برکت خود قرار دهد.»

این نامه در تاریخ دهم ژوئن ۲۰۲۶ برابر با ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ به دایی عرفان رسیده است.

محمدعرفان فرجی، خواهرزاده مجید مقدسی ۱۸ دی ۱۴۰۴ در ۱۸ سالگی در پی شلیک نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی در اعتراضات محله نازی‌آباد تهران کشته شد.

مجید مقدسی، دایی عرفان، ۲۰ دی ۱۴۰۴ پس از شنیدن خبر کشته شدن خواهرزاده‌اش و کشتار گسترده مردم ایران، نخستین بار نامه‌ای به دونالد ترامپ نوشت. در این نامه، او ضمن شرح بی‌رحمی رژیم ایران در برابر معترضان بی‌دفاع از پرزیدنت ترامپ خواست تا برای حمایت و کمک به مردم ایران اقدام کند. رییس جمهوری آمریکا به فاصله سه روز به این نامه پاسخ داده است.

آقای مقدسی ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، در گفت‌و‌گویی ویژه با صدای آمریکا گفت: «بعد از کشته شدن عرفان و حس بی‌پناهی مطلق، تصمیم گرفتم به عنوان یک شهروند آمریکایی به رئیس جمهوری ایالات متحده نامه بنویسم و از او طلب کمک و همراهی کنم.»

او افزود: «دریافت پاسخ نامه‌ام از طرف شخص رئیس جمهوری آمریکا و ابراز همدلی او و همسرش با یک شهروند ایرانی ـ آمریکایی بسیار هیجان‌انگیز و غیرقابل وصف بود.»

پرزیدنت ترامپ بهمن ۱۴۰۴، در پاسخ به نامه تظلم‌خواهی مجید مقدسی ضمن ابراز همدردی با خانواده محمدعرفان بر اراده خودش و دولتش برای تحقق عدالت و پاسخگو کردن رژیم ایران تاکید کرد و نوشت: «قول می‌دهم هرگز رویدادهای وحشتناکی که او (عرفان) را از ما گرفت، فراموش نکنم و نبخشم. دولت من همواره در کنار مردم ایران در مسیر آزادی و دموکراسی خواهد ایستاد و برای به پای عدالت کشاندن آیت‌الله و رژیم قاتل او تلاش خواهد کرد.»

#محمدعرفان_فرجی

متن از صدای آمریکا

@Tavaana_TavaanaTech
15👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رها بهلولی‌پور، دختر پرشوری که عاشق زندگی بود و می‌خواست از این فرصت نهایت استفاده را ببرد

رها (زهرا) بهلولی‌پور، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه بود. اما از شرایط خوابگاه ناراضی بود، چندی پیش در کانال تلگرامش نوشته بود:
«دلم می‌خواد تا صبح توی خیابون باشم اما به این خوابگاه لعنتی برنگردم.»


‏به گفته نزدیکانش رها فرزند دوم خانواده‌ای‌ ۴ نفره از ایل قشقایی است.
‏رها ۱۹ دی ۱۴۰۴ به دلیل شلیک گلوله از سوی نیروهای جمهوری اسلامی و اصابت آن به ریه‌اش جان سپرد. ‏پیکرش در شهر فیروزآباد به خاک سپرده شد.

رها در کانال تلگرامش نوشته بود :
«من خیلی طرفدار زندگی ام»
او در آخرین پیغام کانال تلگرامش چند ساعت پیش از کشته‌شدنش نوشت:
«یک لحظه وصل شده‌م و فقط می‌‌خوام بنویسم زن، زندگی، آزادی
برای همیشه.»


رها در متنی انتقادی در مورد شرایط دانشگاه نوشته بود:
«من متوجه نمی‌شم این دانشگاه لعنتی با این بودجه چی‌کار می‌کنه که بهانه‌ش برای رسیدگی‌نکردن به مشکلات و ایجاد ایمنی‌ —که البته غلط می‌کنه چنین بهانه‌ای میاره— کمبودشه! اصلا چرا می‌گم متوجه نمی‌شم؟! معلومه که دیگه صرف چی می‌شه! حجاب‌بان، همایش‌های مذهبی مزخرف و حراست‌هایی که کارشون فقط گیردادن به ظاهره و هزاران کار بیهوده‌ی دیگه.»


رها اهل مطالعه بود، عاشق ادبیات و سینما. به فروغ فرخزاد علاقه داشت، او در یادداشتی نوشته بود:
«هیچ درختی بیشتر از درخت ایرج جنتی عطایی من رو ویرون نمی‌کنه. درختی که وقتِ تبرخوردن، به فکر خستگی‌های پَر پرنده‌هاست؛ به فکر غربت مسافرهاست.»


#رها_بهلولی_پور

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔161