Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام علیرضا خوارزمی؛
جوان ۲۸ سالهای که با شلیک مستقیم کشته شد
علیرضا خوارزمی، ۲۸ ساله، ساکن تهران، ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردم در بلوار آيت الله كاشاني با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به سر کشته شد. پیکر او ۵ روز بعد به خانواده تحویل و در ۲۴ دی به خاک سپرده شد.
به گفته برخی از منابع او پس از اصابت گلوله به چشمش جان خود را از دست داد.
مادر جاویدنام علیرضا خوارزمی با انتشار این ویدئو در صفحه اینستاگرامش نوشت:
#علیرضا_خوارزمی
💸 tavaanatech
جوان ۲۸ سالهای که با شلیک مستقیم کشته شد
علیرضا خوارزمی، ۲۸ ساله، ساکن تهران، ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردم در بلوار آيت الله كاشاني با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به سر کشته شد. پیکر او ۵ روز بعد به خانواده تحویل و در ۲۴ دی به خاک سپرده شد.
به گفته برخی از منابع او پس از اصابت گلوله به چشمش جان خود را از دست داد.
مادر جاویدنام علیرضا خوارزمی با انتشار این ویدئو در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«لعنت به اون کسی که به تکتک آرزوهات شلیک کرد.»
#علیرضا_خوارزمی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔32❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سارینا، امروز ۲۰ ساله میشد!
امروز سالروز تولد جاویدنام سارینا اسماعیلزاده است. سارینا متولد ۱۱ تیر ۱۳۸۵ بود.
سارینا کانالی در یوتیوب داشت و از زندگی و دغدغههایش میگفت. در یکی از آنها میگوید:
کانال تلگرام او به نام (My Whole Universe) و همچنین صفحه یوتیوب وی به اسم (Sarinacmz) حاوی تمامی روحیات، زندگی شخصی دختر نوجوانی چون او و تلاشهایش برای تغییر در ساحت زیست شخصی و اجتماعیاند.
سارینا، جمعه اول مهر در اعتراضات مردمی در مهرشهر کرج بر اثر ضربات باتوم جان باخته و در یک قبر دو طبقه در کنار پدرش در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شده است.
#سارینا_اسماعیل_زاده
💸 tavaanatech
امروز سالروز تولد جاویدنام سارینا اسماعیلزاده است. سارینا متولد ۱۱ تیر ۱۳۸۵ بود.
سارینا کانالی در یوتیوب داشت و از زندگی و دغدغههایش میگفت. در یکی از آنها میگوید:
«نوجوان ایرانی دیگر نوجوان ۲۰ سال پیش نیست؛ از اوضاع جهان باخبر است و از خودش میپرسد چه چیزی کمتر از نوجوان آمریکایی دارد تا دغدغههایشان اینقدر متفاوت باشد.
سارینا اسماعیل زاده میگفت مهمترین چیزی که یک حکومت باید برای مردمش به ارمغان بیاورد رفاه است، رفاه
مردم ما حق دارند بهتر زندگی کنند، شاد باشند و احساس آزادی را تجربه کنند اما جمهوری اسلامی منابع کشور را نابود کرده، دریاچه را کویر کرده و جنگل را بیابان، مردم را در بند و افسرده و گرفتار فقر و تنگدستی...»
کانال تلگرام او به نام (My Whole Universe) و همچنین صفحه یوتیوب وی به اسم (Sarinacmz) حاوی تمامی روحیات، زندگی شخصی دختر نوجوانی چون او و تلاشهایش برای تغییر در ساحت زیست شخصی و اجتماعیاند.
سارینا، جمعه اول مهر در اعتراضات مردمی در مهرشهر کرج بر اثر ضربات باتوم جان باخته و در یک قبر دو طبقه در کنار پدرش در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شده است.
#سارینا_اسماعیل_زاده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔45❤3🕊1
Forwarded from گفتوشنود
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی از زندان قم: بیش از ۱۰۰ روز است از حقوق اولیه محرومم
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، پژوهشگر و منتقد دینی که در بازداشت به سر میبرد، با انتشار پیامی از زندان ساحلی قم اعلام کرد بیش از ۱۰۰ روز است که «به صورت وحشیانه» بازداشت شده و از حقوق اولیه خود از جمله ملاقات و تماس تلفنی مناسب محروم مانده است.
در متن این پیام آمده است:
«به نام خداوند دادگر
بیش از صد روز است به صورت وحشیانه بازداشت شدهام و در زندان از حقوق اولیهی خود محرومم.
حتی نمیتوانم ملاقاتی داشته باشم یا تماس بگیرم.
من بر آنچه گفتهام یا نوشتهام استوارم و بلکه از کمکاری خود وجداندرد دارم.
من با دیکتاتوری به نام دین مبارزه کردهام
و به راه خود ادامه میدهم و هزینهی آن برایم اهمیتی ندارد.
از آنجا که تماس محدود تلفنی که به من اجازه دادهاند عزتمندانه نیست (کمتر از یک دقیقه و گاهی همراه با بیاحترامی)، دیگر از آن هم استفاده نخواهم کرد.
خدا را شاکرم که به من توان مقاومت در راهی که حق میانگارم داده است.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی
۱۴۰۵/۰۴/۱۱
زندان ساحلی قم»
#عبدالرحیم_سلیمانی #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، پژوهشگر و منتقد دینی که در بازداشت به سر میبرد، با انتشار پیامی از زندان ساحلی قم اعلام کرد بیش از ۱۰۰ روز است که «به صورت وحشیانه» بازداشت شده و از حقوق اولیه خود از جمله ملاقات و تماس تلفنی مناسب محروم مانده است.
در متن این پیام آمده است:
«به نام خداوند دادگر
بیش از صد روز است به صورت وحشیانه بازداشت شدهام و در زندان از حقوق اولیهی خود محرومم.
حتی نمیتوانم ملاقاتی داشته باشم یا تماس بگیرم.
من بر آنچه گفتهام یا نوشتهام استوارم و بلکه از کمکاری خود وجداندرد دارم.
من با دیکتاتوری به نام دین مبارزه کردهام
و به راه خود ادامه میدهم و هزینهی آن برایم اهمیتی ندارد.
از آنجا که تماس محدود تلفنی که به من اجازه دادهاند عزتمندانه نیست (کمتر از یک دقیقه و گاهی همراه با بیاحترامی)، دیگر از آن هم استفاده نخواهم کرد.
خدا را شاکرم که به من توان مقاومت در راهی که حق میانگارم داده است.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی
۱۴۰۵/۰۴/۱۱
زندان ساحلی قم»
#عبدالرحیم_سلیمانی #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊22💔9❤6👍2
خودزنی فرحناز نیکخو در زندان اوین؛ محرومیت از درمان تومور سینه و مخالفت با تمدید مرخصی درمانی
فرحناز نیکخو، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در پی بازگردانده شدن به زندان بدون انجام جراحی تومور سینه و تداوم محرومیت از درمان، چند روز پیش اقدام به خودزنی کرد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، خانم نیکخو که بیش از یک سال است از وجود تودهای در سینه و درد ناشی از آن رنج میبرد، با وجود نیاز فوری به درمان، همچنان از دسترسی به خدمات پزشکی مناسب محروم مانده است. پزشکی قانونی برای انجام عمل جراحی، یک ماه مرخصی درمانی برای او تجویز کرده بود، که با ده روز موافقت شد، اما پس از حدود ده روز و با وجود انجام آزمایشها، سونوگرافی و سایر اقدامات تشخیصی، جراحی وی انجام نشد.
او برای تمدید مرخصی و تکمیل روند درمان به دادیار ناظر زندان مراجعه کرد، اما با درخواستش مخالفت شد. بنا بر این گزارش، دادیار ناظر زندان اعلام کرده است که ضابط پرونده، وابسته به اطلاعات سپاه، اساساً با اعزام او به مرخصی مخالف بوده و حتی معتقد بوده همان ده روز مرخصی نیز نباید به وی داده میشد.
در پی این تصمیم، فرحناز نیکخو در زندان با استفاده از قیچی اقدام به بریدن رگ دست خود کرد. او همچنین یادداشتی بر جای گذاشت و در آن نوشت که مسئولیت مرگ احتمالیاش بر عهده نیری، دادیار ناظر زندان، و شهریاری، بازجوی پرونده، است. وی در این یادداشت تأکید کرده که بیگناه است، اتهاماتش هرگز اثبات نشده و با وجود پرداخت مبلغ چهار میلیارد تومان به دستور قاضی، همچنان با آزادی او مخالفت شده است.
بر اساس اطلاعات موجود، ضابط پرونده همچنین با درخواست آزادی مشروط و تبدیل ادامه حبس به استفاده از پابند الکترونیکی نیز مخالفت کرده است.
علاوه بر مشکلات جسمی، وضعیت خانوادگی این زندانی سیاسی نیز بر فشارهای روحی او افزوده است. دختر فرحناز نیکخو که در استرالیا زندگی میکند، دچار مشکلات عصبی شده و بنا بر اطلاعات دریافتی، پزشک معالج او توصیه کرده است که تماسهایش با مادرش را کاهش دهد، زیرا هر بار پس از گفتوگو با وی دچار تشدید علائم بیماری میشود. نگرانی نسبت به وضعیت دخترش، در کنار تداوم محرومیت از درمان، از عوامل تشدید فشارهای روانی بر خانم نیکخو عنوان شده است.
فرحناز نیکخو، حدود ۵۲ ساله، متأهل و از کارکنان پیشین اداره مخابرات ایران است. وی در تاریخ ۱۲ آذر ۱۴۰۱، هنگام خروج از کشور در فرودگاه بینالمللی امام خمینی توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت و به بند ۲-الف زندان اوین منتقل شد. او پس از حدود هفت ماه، در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ به بند زنان زندان اوین انتقال یافت.
این زندانی سیاسی در سال ۱۴۰۳ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، از بابت اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق جاسوسی» به ده سال حبس محکوم شد.
خانم نیکخو روز یکشنبه ۲۴ خردادماه سال جاری با توقف اجرای حکم برای انجام درمان به مرخصی اعزام شده بود، اما روز دوشنبه ۸ تیرماه، بدون انجام جراحی تومور سینه، با پایان مرخصی به زندان اوین بازگردانده شد.
#فرحناز_نیکخو
@Tavaana_TavaanaTech
فرحناز نیکخو، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در پی بازگردانده شدن به زندان بدون انجام جراحی تومور سینه و تداوم محرومیت از درمان، چند روز پیش اقدام به خودزنی کرد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، خانم نیکخو که بیش از یک سال است از وجود تودهای در سینه و درد ناشی از آن رنج میبرد، با وجود نیاز فوری به درمان، همچنان از دسترسی به خدمات پزشکی مناسب محروم مانده است. پزشکی قانونی برای انجام عمل جراحی، یک ماه مرخصی درمانی برای او تجویز کرده بود، که با ده روز موافقت شد، اما پس از حدود ده روز و با وجود انجام آزمایشها، سونوگرافی و سایر اقدامات تشخیصی، جراحی وی انجام نشد.
او برای تمدید مرخصی و تکمیل روند درمان به دادیار ناظر زندان مراجعه کرد، اما با درخواستش مخالفت شد. بنا بر این گزارش، دادیار ناظر زندان اعلام کرده است که ضابط پرونده، وابسته به اطلاعات سپاه، اساساً با اعزام او به مرخصی مخالف بوده و حتی معتقد بوده همان ده روز مرخصی نیز نباید به وی داده میشد.
در پی این تصمیم، فرحناز نیکخو در زندان با استفاده از قیچی اقدام به بریدن رگ دست خود کرد. او همچنین یادداشتی بر جای گذاشت و در آن نوشت که مسئولیت مرگ احتمالیاش بر عهده نیری، دادیار ناظر زندان، و شهریاری، بازجوی پرونده، است. وی در این یادداشت تأکید کرده که بیگناه است، اتهاماتش هرگز اثبات نشده و با وجود پرداخت مبلغ چهار میلیارد تومان به دستور قاضی، همچنان با آزادی او مخالفت شده است.
بر اساس اطلاعات موجود، ضابط پرونده همچنین با درخواست آزادی مشروط و تبدیل ادامه حبس به استفاده از پابند الکترونیکی نیز مخالفت کرده است.
علاوه بر مشکلات جسمی، وضعیت خانوادگی این زندانی سیاسی نیز بر فشارهای روحی او افزوده است. دختر فرحناز نیکخو که در استرالیا زندگی میکند، دچار مشکلات عصبی شده و بنا بر اطلاعات دریافتی، پزشک معالج او توصیه کرده است که تماسهایش با مادرش را کاهش دهد، زیرا هر بار پس از گفتوگو با وی دچار تشدید علائم بیماری میشود. نگرانی نسبت به وضعیت دخترش، در کنار تداوم محرومیت از درمان، از عوامل تشدید فشارهای روانی بر خانم نیکخو عنوان شده است.
فرحناز نیکخو، حدود ۵۲ ساله، متأهل و از کارکنان پیشین اداره مخابرات ایران است. وی در تاریخ ۱۲ آذر ۱۴۰۱، هنگام خروج از کشور در فرودگاه بینالمللی امام خمینی توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت و به بند ۲-الف زندان اوین منتقل شد. او پس از حدود هفت ماه، در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ به بند زنان زندان اوین انتقال یافت.
این زندانی سیاسی در سال ۱۴۰۳ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، از بابت اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق جاسوسی» به ده سال حبس محکوم شد.
خانم نیکخو روز یکشنبه ۲۴ خردادماه سال جاری با توقف اجرای حکم برای انجام درمان به مرخصی اعزام شده بود، اما روز دوشنبه ۸ تیرماه، بدون انجام جراحی تومور سینه، با پایان مرخصی به زندان اوین بازگردانده شد.
#فرحناز_نیکخو
@Tavaana_TavaanaTech
💔40🕊3
منابع حقوقبشری گزارش دادهاند که کمال خانبابایی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی با اتهامهای «تخریب اموال عمومی» و «محاربه» مواجه شده و یکی از مواردی که برای انتساب اتهام «محاربه» به او عنوان شده، شکستن یک دوربین مداربسته است؛ اتهامی که میتواند به سنگینترین مجازات، یعنی اعدام، منجر شود.
کمال خانبابایی ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در قزوین توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان چوبیندر قزوین نگهداری میشود. گزارشها حاکی از آن است که او در طول روند رسیدگی به پرونده، از حق دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده است.
صدور حکم اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات، در حالی ادامه دارد که بسیاری از این پروندهها با اتهامهای کلی و مبهم امنیتی، محرومیت از حقوق دفاعی، محدودیت دسترسی به وکیل و نگرانی درباره رعایت اصول دادرسی عادلانه همراه بودهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی با اتهامهای «تخریب اموال عمومی» و «محاربه» مواجه شده و یکی از مواردی که برای انتساب اتهام «محاربه» به او عنوان شده، شکستن یک دوربین مداربسته است؛ اتهامی که میتواند به سنگینترین مجازات، یعنی اعدام، منجر شود.
کمال خانبابایی ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در قزوین توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان چوبیندر قزوین نگهداری میشود. گزارشها حاکی از آن است که او در طول روند رسیدگی به پرونده، از حق دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده است.
صدور حکم اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات، در حالی ادامه دارد که بسیاری از این پروندهها با اتهامهای کلی و مبهم امنیتی، محرومیت از حقوق دفاعی، محدودیت دسترسی به وکیل و نگرانی درباره رعایت اصول دادرسی عادلانه همراه بودهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊4❤2
ورق بزنید
بازداشت دوباره سپیده کاشانی و خانوادهاش نشان میدهد فشار بر فعالان محیطزیست همچنان ادامه دارد.
روایت شکنجه، ثبت نام زندانیان و انتشار آنچه در بازداشتگاهها میگذرد، بخشی از دادخواهی است.
شکنجه تنها به لحظه بازداشت محدود نمیشود؛ هدف آن شکستن انسان و خاموش کردن حقیقت است. اما ثبت این روایتها و یادآوری نام کسانی که چنین رنجی را تحمل کردهاند، مانع فراموشی میشود.
فراموشی، یکی از ابزارهای سرکوب است؛ به همین دلیل باید نام زندانیان، روایت شکنجهها و نقض حقوق بشر را زنده نگه داشت تا حقیقت از حافظه جامعه پاک نشود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت دوباره سپیده کاشانی و خانوادهاش نشان میدهد فشار بر فعالان محیطزیست همچنان ادامه دارد.
روایت شکنجه، ثبت نام زندانیان و انتشار آنچه در بازداشتگاهها میگذرد، بخشی از دادخواهی است.
شکنجه تنها به لحظه بازداشت محدود نمیشود؛ هدف آن شکستن انسان و خاموش کردن حقیقت است. اما ثبت این روایتها و یادآوری نام کسانی که چنین رنجی را تحمل کردهاند، مانع فراموشی میشود.
فراموشی، یکی از ابزارهای سرکوب است؛ به همین دلیل باید نام زندانیان، روایت شکنجهها و نقض حقوق بشر را زنده نگه داشت تا حقیقت از حافظه جامعه پاک نشود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤6🕊4
روزبه کلانتری؛ تز دکتری در اوین
روزبه کلانتری، دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران و متولد شهرستان دلفان در استان لرستان، از ۲۲ آبان ۱۴۰۴ برای اجرای حکم قطعی حبس در زندان اوین بهسر میبرد.
بر اساس اطلاعات موجود، آقای کلاتری ۴۴ ساله است و نخستین بار در مهرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. او پس از حدود ۵۰ روز بازداشت، با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد. پرونده او سپس در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست ابوالقاسم صلواتی، مورد رسیدگی قرار گرفت و این دادگاه او را به هفت سال حبس محکوم کرد.
اتهامهای مطرحشده علیه این دانشجوی دکترا، «تشکیل گروه به قصد برهم زدن امنیت کشور»، «اجتماع و تبانی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» عنوان شده بود. حکم هفت سال حبس او در مرحله تجدیدنظر عیناً تأیید شد، اما پس از درخواست اعاده دادرسی از سوی وکیل پرونده، این حکم نقض و در نهایت به دو سال حبس قطعی کاهش یافت.
آقای کلاتری از آبانماه ۱۴۰۴ برای تحمل دوران محکومیت خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. به گفته یک منبع مطلع، او اکنون در بند هفت زندان اوین نگهداری میشود و همزمان با دوران حبس، در حال نگارش رساله دکترای خود است. موضوع پایاننامه دکترای او «پروتستانتیزم اسلامی» اعلام شده است.
پرونده روزبه کلاتری نمونهای دیگر از برخوردهای قضایی و امنیتی با دانشگاهیان، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و منتقدان سیاسی در ایران است. در سالهای گذشته، شماری از استادان دانشگاه، پژوهشگران و دانشجویان به دلیل دیدگاهها، نوشتهها، فعالیتهای مدنی یا انتقادهای خود با بازداشت، احکام حبس و محدودیتهای امنیتی روبهرو شدهاند.
ادامه حبس یک دانشجوی دکترا در حالی که او همچنان مشغول تکمیل پژوهش دانشگاهی خود است، بار دیگر مسئله فشار بر فضای دانشگاهی و محدودیت آزادی اندیشه و بیان در ایران را برجسته میکند.
#روزبه_کلانتری
@Tavaana_TavaanaTech
روزبه کلانتری، دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران و متولد شهرستان دلفان در استان لرستان، از ۲۲ آبان ۱۴۰۴ برای اجرای حکم قطعی حبس در زندان اوین بهسر میبرد.
بر اساس اطلاعات موجود، آقای کلاتری ۴۴ ساله است و نخستین بار در مهرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. او پس از حدود ۵۰ روز بازداشت، با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد. پرونده او سپس در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست ابوالقاسم صلواتی، مورد رسیدگی قرار گرفت و این دادگاه او را به هفت سال حبس محکوم کرد.
اتهامهای مطرحشده علیه این دانشجوی دکترا، «تشکیل گروه به قصد برهم زدن امنیت کشور»، «اجتماع و تبانی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» عنوان شده بود. حکم هفت سال حبس او در مرحله تجدیدنظر عیناً تأیید شد، اما پس از درخواست اعاده دادرسی از سوی وکیل پرونده، این حکم نقض و در نهایت به دو سال حبس قطعی کاهش یافت.
آقای کلاتری از آبانماه ۱۴۰۴ برای تحمل دوران محکومیت خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. به گفته یک منبع مطلع، او اکنون در بند هفت زندان اوین نگهداری میشود و همزمان با دوران حبس، در حال نگارش رساله دکترای خود است. موضوع پایاننامه دکترای او «پروتستانتیزم اسلامی» اعلام شده است.
پرونده روزبه کلاتری نمونهای دیگر از برخوردهای قضایی و امنیتی با دانشگاهیان، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و منتقدان سیاسی در ایران است. در سالهای گذشته، شماری از استادان دانشگاه، پژوهشگران و دانشجویان به دلیل دیدگاهها، نوشتهها، فعالیتهای مدنی یا انتقادهای خود با بازداشت، احکام حبس و محدودیتهای امنیتی روبهرو شدهاند.
ادامه حبس یک دانشجوی دکترا در حالی که او همچنان مشغول تکمیل پژوهش دانشگاهی خود است، بار دیگر مسئله فشار بر فضای دانشگاهی و محدودیت آزادی اندیشه و بیان در ایران را برجسته میکند.
#روزبه_کلانتری
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12❤4💔4
Forwarded from گفتوشنود
آیین «شینتو» و فرهنگ مدرن ژاپن
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15❤2😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانواده و بستگان جاویدنام جعفر ویسی، در سالروز تولد او بر مزارش حاضر شدند و یاد و خاطرهاش را گرامی داشتند.
جعفر ویسی، شهروند ۵۱ ساله و از ترکهای قشقایی ساکن کرج، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ هدف شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت. او در ۱۸ دیماه بر اثر اصابت گلوله جنگی در باقرشهر مجروح شد و جان خود را از دست داد.
حضور خانواده بر مزار جعفر ویسی تنها بزرگداشت یک سالروز تولد نیست؛ این حضور ادامه مسیر دادخواهی و ایستادگی در برابر فراموشی است. جمهوری اسلامی همواره کوشیده است با سرکوب، تهدید خانوادهها و ایجاد فضای رعب، یاد جانباختگان اعتراضات را از حافظه جامعه پاک کند، اما خانوادههای دادخواه با زنده نگه داشتن نام و یاد عزیزانشان، در برابر این سیاست ایستادهاند.
دادخواهی تنها مطالبه عدالت برای یک فرد نیست؛ تلاشی است برای ثبت حقیقت، جلوگیری از فراموشی و دفاع از حق زندگی و کرامت انسانها. تا زمانی که حقیقت روشن و عدالت اجرا نشود، نام و یاد جانباختگان اعتراضات در حافظه جمعی مردم زنده خواهد ماند.
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
جعفر ویسی، شهروند ۵۱ ساله و از ترکهای قشقایی ساکن کرج، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ هدف شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت. او در ۱۸ دیماه بر اثر اصابت گلوله جنگی در باقرشهر مجروح شد و جان خود را از دست داد.
حضور خانواده بر مزار جعفر ویسی تنها بزرگداشت یک سالروز تولد نیست؛ این حضور ادامه مسیر دادخواهی و ایستادگی در برابر فراموشی است. جمهوری اسلامی همواره کوشیده است با سرکوب، تهدید خانوادهها و ایجاد فضای رعب، یاد جانباختگان اعتراضات را از حافظه جامعه پاک کند، اما خانوادههای دادخواه با زنده نگه داشتن نام و یاد عزیزانشان، در برابر این سیاست ایستادهاند.
دادخواهی تنها مطالبه عدالت برای یک فرد نیست؛ تلاشی است برای ثبت حقیقت، جلوگیری از فراموشی و دفاع از حق زندگی و کرامت انسانها. تا زمانی که حقیقت روشن و عدالت اجرا نشود، نام و یاد جانباختگان اعتراضات در حافظه جمعی مردم زنده خواهد ماند.
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔19