آموزشکده توانا
49K subscribers
41.8K photos
41.7K videos
2.57K files
21.8K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
در حالی که بسیاری از شهروندان در روزهای گرم سال با قطعی آب و برق دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این شرایط برای زندانیانی که امکان تأمین نیازهای اولیه یا ترک محیط زندان را ندارند، به بحرانی جدی برای سلامت و جان آنان تبدیل شده است. دسترسی به آب آشامیدنی، غذای کافی و امکانات بهداشتی از ابتدایی‌ترین حقوق هر زندانی است و محروم‌کردن افراد از این حقوق، به‌ویژه در گرمای شدید، پیامدهای جبران‌ناپذیری به همراه دارد.

بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری، زندانیان زندان مرکزی کرج در هفته‌های اخیر با قطع روزانه آب، شرایط نامناسب بهداشتی، کمبود شدید غذا و کیفیت بسیار پایین وعده‌های غذایی روبه‌رو هستند. منابع مطلع می‌گویند با وجود اعتراض‌های مکرر زندانیان، مسئولان زندان تاکنون اقدام مؤثری برای رفع این مشکلات انجام نداده‌اند.
ادامه این وضعیت، به‌ویژه در روزهای گرم تابستان، سلامت جسمی و روانی زندانیان را به‌طور جدی در معرض خطر قرار می‌دهد و مسئولان باید نسبت به تأمین فوری آب، غذای مناسب و امکانات بهداشتی برای زندانیان اقدام کنند.

@Tavaana_TavaanaTech
👍9🕊3💔21👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زهرا حسینی‌مطلق، دختر بهرام حسینی‌مطلق، از فرماندهان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی که همراه علی خامنه‌ای در «بیت رهبری» کشته شد، در گفت‌وگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت از پیکر پدرش تنها تکه‌هایی از گوشت و پوست باقی مانده بود که پس از جست‌وجوی برادرانش در محل انفجار، «به اندازه یک کیسه گوشت، حدود چهار تا پنج کیلو» جمع‌آوری شد.

بهرام حسینی‌مطلق از فرماندهان سپاه و از مسئولان سرکوب اعتراضات سال ۱۳۸۸ بود و در ساختار امنیتی استان البرز نیز نقش داشت.

از یاد نبریم رفتار جمهوری اسلامی با بسیاری از خانواده‌های قربانیان را؛ خانواده‌هایی که در سال‌های گذشته بارها از تحویل‌نگرفتن پیکر عزیزانشان، دفن مخفیانه، محرومیت از برگزاری مراسم سوگواری یا حتی بی‌اطلاعی از محل دفن آنان خبر داده‌اند. این رفتارها درباره شماری از معترضان اعدام‌شده و همچنین بسیاری از جان‌باختگان اعتراضات، بارها از سوی نهادهای حقوق بشری مستند شده و به عنوان نقض حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👌225👍2😍2🥰1
Forwarded from گفت‌وشنود
باروخ اسپینوزا
رهرو خرد در مسیر آزادی

باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲–۱۶۷۷)، فیلسوف هلندی، از تاثیرگذارترین متفکران عقل‌گرای دوران مدرن است. او با کنار گذاشتن دیدگاه‌های سنتی، هستی را به مثابه‌ یک کل واحد و هماهنگ نگریست که از طریق قوانین عقلانی قابل‌شناخت است. اسپینوزا خرافات و ترس‌های مذهبی را عامل اصلی رنج بشر دانسته و برای دستیابی به آزادی، بر دانش و تفکر منطقی پافشاری می‌کرد.

محور اصلی اندیشه‌ اسپینوزا، وحدت وجود و پیوند ناگسستنی میان خدا و طبیعت است. از دیدگاه او، انسان موجودی مجزا از قوانین حاکم بر طبیعت نیست؛ بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از این کل باشکوه است که با درک این ارتباط، می‌تواند به آرامش و آزادی واقعی دست یابد.

اسپینوزا معتقد بود که «عقل» ابزاری برای رهایی از اسارت احساسات مخرب است. او با تحلیل دقیق هیجانات انسانی، راهکاری ارائه داد تا انسان بتواند با جایگزین کردن جهل با آگاهی، بر رنج‌های ناشی از ترس و خشم غلبه کرده و به سعادتی پایدار برسد.

او از پیشگامان دفاع از آزادی بیان و اندیشه در تاریخ فلسفه سیاسی است. اسپینوزا در آثارش استدلال کرد که جامعه‌ای حقیقتا آزاد است که در آن، شهروندان بتوانند بدون هراس از قدرت‌های جزمی، از خرد خود برای قضاوت و زیستن استفاده کنند.

در فلسفه اخلاق اسپینوزا، فضیلت به معنای قدرت عمل کردن بر اساس عقل است. او اخلاق را نه مجموعه‌ای از دستورات بیرونی، بلکه تلاشی درونی برای درک حقیقت و همسویی با منطق هستی می‌دانست تا انسان بتواند در هماهنگی کامل با خود و جهان زندگی کند.

اسپینوزا تصویری از یک انسان خودآگاه ترسیم می‌کند که با پذیرش ضرورت‌های هستی، به آزادی درونی می‌رسد. اندیشه او، دعوت به نگاهی علمی و فارغ از تعصب به جهان است؛ دعوتی که در آن، دانش عمیق، یگانه راه پیوند انسان با کمال ابدی هستی شناخته می‌شود.


#اسپینوزا #خردگرایی #انسانگرایی #اومانیسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍104
ورق بزنید

سیدجواد ذبیحی را کشتند؛ همان حکومتی که امروز در بسیاری از مراسم مذهبی‌اش از موسیقی، ریتم، نورپردازی و شیوه‌هایی بهره می‌گیرد که روزگاری آن‌ها را نشانه انحراف و فساد می‌خواند.

سیدجواد ذبیحی، متولد ۱۳۰۹ تهران، از خوانندگان آواز اصیل ایرانی و مناجات‌خوانان شناخته‌شده بود. بسیاری او را با دعای سحر رادیو می‌شناختند. او پیش از انقلاب در دربار نیز به اجرای برنامه‌های مذهبی می‌پرداخت و همین موضوع پس از انقلاب به یکی از دلایل دشمنی با او تبدیل شد.

ذبیحی پس از انقلاب مدتی زندانی شد و سرانجام در تیر ۱۳۵۹، افرادی با بهانه برگزاری مراسمی مذهبی او را با خود بردند و در بیابانی در اطراف تهران به شکلی فجیع به قتل رساندند.

صادق خلخالی سال‌ها بعد در خاطرات خود نوشت که سیدجواد ذبیحی از جمله افرادی بوده که به حکم او «اعدام انقلابی» شده‌اند.

بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/javad_zabihi/

#گفتگو_توانا #سیدجواد_ذبیحی #مداح #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔24🕊1
سرکوب دانشجویان و محدودکردن حق آموزش، همچنان یکی از ابزارهای جمهوری اسلامی برای خاموش‌کردن صدای منتقدان در دانشگاه‌هاست. محرومیت از تحصیل، اخراج از خوابگاه و ایجاد فضای ارعاب، نه تنها حقوق دانشجویان را نقض می‌کند، بلکه استقلال و امنیت محیط‌های دانشگاهی را نیز هدف قرار می‌دهد.

به گزارش دانشجویان متحد، دانشگاه الزهرا به ریاست زهرا ناظم‌بکایی، موج تازه‌ای از برخوردهای انضباطی و امنیتی علیه دانشجویان را آغاز کرده است. بر اساس این گزارش، نزدیک به ۱۰۰ دانشجو با ممنوع‌الورودی مواجه شده‌اند و پس از ماه‌ها پرونده‌سازی، اکنون با احکام سنگین محرومیت از تحصیل روبه‌رو هستند.

بر اساس این گزارش، مسئولان دانشگاه نه ممنوع‌الورودی‌ها و احضار به کمیته انضباطی را به‌طور رسمی به دانشجویان ابلاغ کرده‌اند و نه احکام صادرشده را در اختیار آنان قرار داده‌اند. بسیاری از دانشجویان تنها هنگام مراجعه به دانشگاه از محرومیت خود مطلع شده‌اند و برخی نیز از طریق تماس‌های تهدیدآمیز با شماره‌های ناشناس، از تصمیم‌های اتخاذشده باخبر شده‌اند.
همچنین شماری از دانشجویان ساکن خوابگاه، بدون اطلاع قبلی از خوابگاه اخراج شده‌اند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔85🕊2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با وجود گرمای طاقت‌فرسای تابستان، بازنشستگان تأمین اجتماعی همچنان خیابان را تنها راه شنیده‌شدن مطالبات خود می‌دانند. استمرار این تجمع‌ها نشان می‌دهد که نه وعده‌های مسئولان و نه گذر زمان، نتوانسته بحران معیشتی و نارضایتی گسترده بازنشستگان را کاهش دهد.

امروز یکشنبه ۲۱ تیرماه، گروهی از بازنشستگان تأمین اجتماعی در شهرهای مختلف از جمله شوش و کرمانشاه تجمع اعتراضی برگزار کردند. در شوش، بازنشستگان در حالی دست به راهپیمایی زدند که دمای هوا در خوزستان به بیش از ۵۰ درجه سانتی‌گراد رسیده بود.

معترضان خواستار اجرای کامل ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی، اصلاح احکام متناسب‌سازی حقوق، پرداخت فوری معوقات مزدی، حذف ماده ۸۹ و اجرای دقیق ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی شدند.

بازنشستگان در این تجمع‌ها با شعارهایی چون «معیشت، منزلت، حق مسلم ماست»، «تا حق خود نگیریم، از پا نمی‌نشینیم»، «نه دولت، نه مجلس، نیستند به فکر ملت»، «تورم، گرانی، نه به جنگ و ویرانی» و «بازنشسته به پا خیز، برای رفع تبعیض» نسبت به فقر، تورم، تبعیض، هزینه‌های درمان و کاهش قدرت خرید خود اعتراض کردند.


@Tavaana_TavaanaTech
👍10💔4🕊21
تنش در بند زنان زندان اوین در پی انتقال زندانیان و تشدید کمبود فضا

بند زنان زندان اوین امروز یکشنبه ۲۱ تیرماه، پس از انتقال ده‌ها زندانی زن از زندان قرچک ورامین، شاهد تنش و اعتراض زندانیان نسبت به تشدید ازدحام، کمبود فضا و نامناسب‌تر شدن شرایط نگهداری بود.

بر اساس اطلاعات دریافتی، حدود ۶۰ زندانی زن با جرائم مالی از زندان قرچک به زندان اوین منتقل شدند که تاکنون ۴۹ نفر از آنان وارد بند زنان شده‌اند و تعدادی دیگر همچنان در قرنطینه به سر می‌برند. این انتقال در حالی انجام شده که بند زنان اوین پیش از این نیز با کمبود ظرفیت و امکانات روبه‌رو بوده است.

در پی اعتراض زندانیان به افزایش تراکم جمعیت، مأموران گارد زندان وارد بند شده و زندانیان را تهدید کردند. از جمله به آنان اعلام شد که پنج زن زندانی محکوم به اعدام که در این بند نگهداری می‌شوند، از سایر زندانیان جدا و به محل دیگری منتقل خواهند شد. همچنین مهسا (معصومه) نوری، از زندانیان این بند، پس از اعتراض به وضعیت موجود، به صورت تنبیهی به سلول انفرادی منتقل شده است.

پس از حمله موشکی به زندان اوین و انتقال زندانیان زن به زندان قرچک، با بازگشت آنان به اوین، برخلاف گذشته در بند اصلی زنان مستقر نشدند و به بند ۳۵۰ این زندان منتقل شدند. بند ۳۵۰ ساختمانی دو طبقه است که در سال‌های گذشته، زمانی که زندانیان مرد در آن نگهداری می‌شدند، در مقطعی یکی از طبقات آن به زندانیان مالی اختصاص داشت. با این حال، شرایط کنونی این بند از نظر امکانات بهداشتی، رفاهی و فضای نگهداری، پاسخگوی جمعیت فعلی نیست و انتقال زندانیان جدید، مشکلات موجود را تشدید کرده است. (در هر طبقه بند ۳۵۰ سه دستشویی و دو حمام وجود دارد، که کفاف این تعداد زندانی را نمی‌دهد)

زنان زندانی که امروز به شرایط بند زنان اوین اعتراض کرده‌اند، خود چندی پیش پس از انتقال اجباری به زندان قرچک، نسبت به وضعیت اسفبار آن زندان اعتراض کرده و خواستار تعطیلی آن شده بودند. شماری از آنان نیز در همبستگی با سایر زندانیان قرچک، نه تنها بر لزوم بهبود شرایط نگهداری همه زندانیان تأکید کرده بودند، بلکه مدتی با خواست خود در بند زندانیان عادی حضور یافته بودند.

ازدحام جمعیت، کمبود امکانات و شرایط نامناسب نگهداری، تنها به زندان اوین محدود نیست. زندان قرچک ورامین نیز سال‌هاست به دلیل وضعیت نامطلوب بهداشتی، کمبود امکانات و شرایط سخت زیستی، با انتقادهای گسترده فعالان حقوق بشر روبه‌رو است. در مجموع، سیاست‌های کیفری و قوانین ناعادلانه جمهوری اسلامی موجب حبس شمار زیادی از افراد در زندان‌ها شده و تراکم جمعیت، فشار مضاعفی بر زندانیان و امکانات محدود این مراکز وارد کرده است؛ وضعیتی که کرامت انسانی زندانیان و دسترسی آنان به حداقل استانداردهای زندگی و خدمات بهداشتی را بیش از پیش با مخاطره مواجه کرده است.

@Tavaana_TavaanaTech
10💔10🕊2
تعیین وقت رسیدگی به پرونده سهیل عربی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران

برای سهیل عربی، زندانی سیاسی و فعال مدنی که چندی پیش با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است، پس از صدور کیفرخواست، زمان رسیدگی به پرونده تعیین شد.

بر اساس ابلاغیه ارسالی به وی، جلسه رسیدگی به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» روز ۱۹ مردادماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار خواهد شد.

گفته می‌شود که مصادیق اتهام مطرح‌شده در کیفرخواست، کمک به زخمیان و زندانیان اعتراضات و همچنین نگارش چند مطلب تحلیلی و انتقادی درباره وضعیت معیشتی مردم عنوان شده است.

سهیل عربی پس از آزادی موقت از زندان، مجموعه یادداشتی با عنوان «حبس در جنگ» منتشر کرد و در آن بخشی از مشاهدات خود از دوران بازداشت و نگهداری در قزلحصار را روایت کرد. او در این نوشته از نگهداری زندانیان محکوم به اعدام در شرایطی سخت، انتقال شبانه زندانیان برای اجرای حکم، ضرب‌وشتم برخی زندانیان، اعمال فشارهای روانی، شکنجه و رفتار غیرانسانی سخن گفته و نسبت به وضعیت زندانیان و خطر اعدام آنان هشدار داده است.
او همچنین تصاویری از خود منتشر کرده که به وضوح آثار ضرب و شتم و شکنجه را نشان می‌دادند.

#سهیل_عربی


@Tavaana_TavaanaTech
16💔11🕊2
شب ۲۱ تیر هشتاد و هشت مکان بازداشتگاه مخوف کهریزک ، انگار مرده بودم
✍️مسعود علیزاده

شب شده بود و صدای ناله بود و بس! استوار خمس‌آبادی افسر نگهبان حدود ۱۲ نفر از بازداشتی‌های روز ۱۸ تیر را که در قفس های سوله های کهریزک نگهداری می‌شدند را به بیرون از حیاط آورده بود و داشت آنها را شکنجه میداد و آمارگیری می‌کرد ، بخاطر ناله ها و سر و صدای بچه های ما که بسیار آسیب دیده بودیم و زخم هایمان هم عفونت کرده بود استوار خمس آبادی به محمد کرمی معروف به ( ممد طیفیل ) که یکی از مجرمان خطرناک بود دستور داد تا چند نفر از بچه‌های داخل قرنطینه ما را بیرون بیاورد تا آن‌ها را جلوی همه شکنجه کنند.

رفتم به سمت دست‌شویی برای خوردن آب چاه که بوی گند و لجن میداد که در همان لحظه محمد طیفیل از بیرون داخل قرنطینه آمد و از میان جمعیت سامان مهامی و احمد بلوچی را بیرون کشید و در یک لحظه نگاهش به من افتاد و بیشرف منم صدا زد و گفت!!
تو هم بیا بیرون و من می‌دانستم اگر بروم بیرون فجیعانه شکنجه خواهم شد.

بهش توجه نکردم و در لا به لای جمعیت پنهان شدم ولی از دوباره وارد قرنطینه شد و با چهره ترسناک به سراغم آمد، نمی‌خواستم بی گناه شکنجه بشم ، چون گناهی نکرده بودم ، کمی باهاش درگیر فیزیکی شدم که من بیرون نمیام ، در همان حال به زمین افتاد و حالت جنون بهش دست داد ، با دو نفر دیگه از مجرمان خطرناک که یکی شون تقی کین کونگ نام داشت منو سه نفری با مشت و لگد بیرون قرنطینه بردند ، خمس آبادی افسر نگهبانان متوجه شد که با میل خودم بیرون نیومدم و شروع کرد با لوله پی وی سی حدود بیست دقیقه منو فجیعانه شکنجه کرد ، بخاطر اینکه ضربه ها به صورتم نخوره با مچ و ساعدم جلوی ضربه ها را می‌گرفتم ، آنقدر ضربه ها را با جنون محکم میزد دستم داشت می‌شکست ، ساعدم ترکید و همان لحظه سیاه و کبود شد ، بعد از کلی شکنجه با چند نفر به مچ پاهایم پابند آهنی زدند و از نرده ها سرو ته آویزانم کردند.

نگاهی به نرده کناری کردم و دیدم سامان مهامی و احمد بلوچی از پا سر و ته آویزان شده بودند. سرم رو به پایین بود، تمام خون بدنم تو‌ سرم جمع شده بود و زبانم خشک شده بود ، پابند ها انقدر تیز بودند که دور پاهایم را زخم کرد ، باورم نمیشد این صحنه ها و درد ها واقعیت داشته باشد ، گمان میکردم دارم خواب میبینم ، ولی متأسفانه خواب نبود و تمام شکنجه ها واقعیت داشت.

خمس آبادی در همان حالی که بودم با همان لوله پی وی سی که قابل تر شکنجه ام کرده بود با شدت تمام و جنون آمیز محکم بر بدنم ضربه می‌زدند.

بعد از کلی شکنجه استوار گنج بخش هم به کمکش آمد تا او هم خودش را با شکنجه کردن من ارضا کند ، آنقدر محکم می‌زدند که درد تمام وجودم را گرفته بود ،

صدای صلوات هم بندی هایم و زندانی های دیگر هم کارساز نبود و محکم تر و جنون آمیز تر می‌زدند ضربه ها را ، بعد از حدود بیست دقیقه از شکنجه من خسته شدن و منو پایین آوردند ، بدنم خونی بود و در شوک بودم ، پاهایم توان ایستادن نداشتند، مثل جنازه منو پرت کردن جلوی قرنطینه و دوستانم زیر بغل منو گرفتند و به داخل توالت بردند تا آب روی سر و صورتم بریزند که از شوک در بیام ، در همان زمان محمد طیفیل با قفل کتابی آهنی در دست به داخل قرنطینه آمد ، زیرا افسر نگهبان بهش قفل را داده بود و بهش گفته بود منو آنقدر با قفل بزنه تا بمیرم ، تا نزدیکم شد شروع کرد با اون قفل سنگین بر سر و صورتم کوبید ، سرم را شکست ، لبم پاره شد ، چشمام درونش خون شده بود و از داخل گوشم خون می آمد و چشمهایم همه جا را سیاه می‌دید، در همان حالی که با قفل محکم تو سر و صورتم می کوبید منو به سمت درب ورودی قرنطینه برد ، شروع کرد از جلوی شلوارم گرفت، منکه دیگه جانی در بند نداشتم و مرگ را انتظار میکشیدم را بلند میکرد و با شدت تمام محکم به کف زمین می کوبید ، تنها آرزویم در آن حالت مرگ بود و بس ، در همان لحظه شلوارم پاره شد و لخت مادر زاد جلوی همه همبندی هایم کف زمین بودم ،درد اینکه جلوی همه دوستانم لخت و عریان بودم از درد تمام شکنجه هایم بیشتر بود. شیطان با پاهایش بر روی گردنم ایستاد و محکم فشار میداد تا من را خفه کند ، نفسم بالا نمی آمد و هر کاری کردم پاهایش را از روی گردنم بر دارم تا بتوانم نفس بکشم نتوانستم ، در همان لحظه از شدت خفگی به گردنم چنگ میزدم و با چشم هایم بهش التماس میکردم تا بگذارد نفس بکشم، بگذارد زنده بمانم. در آن لحظه تنها چیزی که می‌توانستم ببینم چهره پر از خشم و بیمار گونه ممد طیفیل بود که انگار خون جلوی چشم هایش را گرفته بود.

ادامه در اینستاگرام توانا:
https://www.instagram.com/p/DatHZAyyUG8/?igsh=dm82ODdsa2VpaWNq

@Tavaana_TavaanaTech
💔506🕊5
Forwarded from گفت‌وشنود
ویلیام کینگدم کلیفورد، فیلسوف و ریاضی‌دان قرن نوزدهم، در مقاله‌ای باعنوان “The Ethics of Belief” به بررسی اخلاقی بودن باور بدون شواهد کافی می‌پردازد.

او استدلال می‌کند که باور داشتن به چیزی بدون شواهد کافی غیر اخلاقی است. سه دلیل اصلی او عبارتند از:

▪️اول، باورها تأثیر مستقیم بر رفتارهای ما دارند. باورهای نادرست یا سست می‌توانند به خطرات جدی برای فرد و جامعه منجر شوند، زیرا اعمال ما بر اساس باورهای ما شکل می‌گیرد و خطاهای این باورها می‌تواند به زیان دیگران تمام شود.

▪️دوم، کلیفورد به مذمت خوی زودباوری می‌پردازد و هشدار می‌دهد که پذیرش باورهای نادرست به تدریج می‌تواند ما را به مخاطبانی زودباور و آسیب‌پذیر تبدیل کند. این وضعیت می‌تواند به پذیرش اخبار جعلی و خرافات منجر شود و آسیب‌های جدی به جامعه وارد آورد.

▪️سوم، کلیفورد بر اهمیت محافظت از گنجینه مشترک دانش تاکید می‌کند. باورهای نادرست می‌توانند این گنجینه را آلوده کرده و به تصمیم‌گیری‌های غلط منجر شوند.

در دنیای دیجیتال کنونی، تفکر انتقادی و اجتناب از زودباوری به یک ضرورت اخلاقی بدل شده است.

#فلسفه #اخلاق #کلیفورد #باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍15👌2💯2😍1