مهدی محمودیان، فعال مدنی و روزنامهنگار، در پیامی از صدور و قطعیشدن حکم هشت ماه حبس خود نوشته است؛ حکمی که در ارتباط با نوشتهها و مواضعش درباره وضعیت زندانیان و اعتراضات صادر شده است.
این فعال مدنی میگوید دیگر نمیخواهد برای آزادی خودش از دادگاههایی تقاضای عدالت کند که برای معترضان حکم اعدام و برای هزاران معترض و منتقد، احکام طولانی حبس صادر کردهاند.
محمودیان نوشته است: «اعتراض نکردن من به این حکم، خودش بخشی از اعتراض من است.»
اما شاید انسانیترین بخش نوشته او جایی باشد که توضیح میدهد چرا خبر صدور حکم هشت ماههاش را زودتر منتشر نکرده است: «بعد از آنچه در ۱۴۰۴ دیدیم و آنچه در دیماه بر سر مردم آمد، بعد از این همه کشته، زندانی و اعدامی، هشت ماه زندان من چه چیزی بود که بخواهم برایش خبر بنویسم؟»
محمودیان میگوید از حدود ۲۲ سالگی تا امروز، هشت سال و سه ماه از عمرش را در زندان گذرانده و اکنون نیز پرونده دیگری با همین اتهام در پیش دارد.
زندان، احضار، پروندهسازی و مجازات به بخشی تکرارشونده از زندگی منتقدان و معترضان تبدیل شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
این فعال مدنی میگوید دیگر نمیخواهد برای آزادی خودش از دادگاههایی تقاضای عدالت کند که برای معترضان حکم اعدام و برای هزاران معترض و منتقد، احکام طولانی حبس صادر کردهاند.
محمودیان نوشته است: «اعتراض نکردن من به این حکم، خودش بخشی از اعتراض من است.»
اما شاید انسانیترین بخش نوشته او جایی باشد که توضیح میدهد چرا خبر صدور حکم هشت ماههاش را زودتر منتشر نکرده است: «بعد از آنچه در ۱۴۰۴ دیدیم و آنچه در دیماه بر سر مردم آمد، بعد از این همه کشته، زندانی و اعدامی، هشت ماه زندان من چه چیزی بود که بخواهم برایش خبر بنویسم؟»
محمودیان میگوید از حدود ۲۲ سالگی تا امروز، هشت سال و سه ماه از عمرش را در زندان گذرانده و اکنون نیز پرونده دیگری با همین اتهام در پیش دارد.
زندان، احضار، پروندهسازی و مجازات به بخشی تکرارشونده از زندگی منتقدان و معترضان تبدیل شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔26🕊2
امین ماسوری، نویسنده و پژوهشگر، روز یکشنبه ۱۸ مردادماه ۱۴۰۵، برای اجرای حکم یک سال حبس تعزیری بازداشت شد و به زندان خرمآباد منتقل شد.
ماسوری در اسفندماه سال گذشته توسط شعبه اول دادگاه انقلاب خرمآباد به اتهام «فعالیت تبلیغی به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام» به یک سال حبس تعزیری و دو سال تبعید به شهرستان سرخس محکوم شده بود.
پرونده این نویسنده و پژوهشگر پیش از این نیز با بازداشت و حبس همراه بوده است. امین ماسوری در مردادماه سال گذشته توسط نیروهای اداره اطلاعات در خرمآباد بازداشت شده بود و پس از مدتی به زندان پارسیلون این شهر منتقل شده بود. او نهایتا ۲۴ شهریورماه، پس از تودیع وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.
بازداشت دوباره او برای اجرای حکم حبس، در حالی صورت میگیرد که جمهوری اسلامی همچنان نویسندگان، پژوهشگران، فعالان مدنی و دیگر شهروندان را به دلیل فعالیتها و بیان دیدگاههایشان با پروندههای قضایی و احکام حبس و تبعید مواجه میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
ماسوری در اسفندماه سال گذشته توسط شعبه اول دادگاه انقلاب خرمآباد به اتهام «فعالیت تبلیغی به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام» به یک سال حبس تعزیری و دو سال تبعید به شهرستان سرخس محکوم شده بود.
پرونده این نویسنده و پژوهشگر پیش از این نیز با بازداشت و حبس همراه بوده است. امین ماسوری در مردادماه سال گذشته توسط نیروهای اداره اطلاعات در خرمآباد بازداشت شده بود و پس از مدتی به زندان پارسیلون این شهر منتقل شده بود. او نهایتا ۲۴ شهریورماه، پس از تودیع وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.
بازداشت دوباره او برای اجرای حکم حبس، در حالی صورت میگیرد که جمهوری اسلامی همچنان نویسندگان، پژوهشگران، فعالان مدنی و دیگر شهروندان را به دلیل فعالیتها و بیان دیدگاههایشان با پروندههای قضایی و احکام حبس و تبعید مواجه میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊5
نیربهایا – یک بیباک؛ خواهان پایان خشونت جنسیتی در هند
یک جنایت هولناک علیه یک زن جوان، در هند به یک پرونده قضایی محدود نماند؛ به جرقه شکلگیری موجی گسترده از کنشگری و مطالبه تغییر تبدیل شد.
پس از تجاوز و قتل جیوتی سینگ در سال ۲۰۱۲، هزاران نفر، بهویژه دانشجویان و فعالان زن، به خیابانها آمدند و خواستار مقابله جدی با خشونت علیه زنان شدند. اما اهمیت این جنبش فقط در اعتراضهای خیابانی نبود؛ کنشگران تلاش کردند خشم عمومی را به تغییرات پایدار در قانون، نهادهای قضایی و نگرشهای اجتماعی تبدیل کنند.
این حرکت بر بستری از دههها کنشگری شکل گرفته بود؛ از اعتراض به پرونده ماتهورا و شکلگیری نخستین نهادهای حمایت از قربانیان، تا مبارزه برای تصویب قوانین علیه خشونت خانگی و ایجاد سازوکارهایی برای حمایت از زنان در محیط کار.
متن کامل، روایت این مسیر و تجربهای است از اینکه چگونه کنشگری مستمر میتواند حتی در برابر نهادهای ناکارآمد، زمینه تغییرات حقوقی و اجتماعی را فراهم کند.
https://tavaana.org/fa/case-studies/Nirbhaya_Fearless_One
#مطالعه_موردی
@Tavaana_TavaanaTech
یک جنایت هولناک علیه یک زن جوان، در هند به یک پرونده قضایی محدود نماند؛ به جرقه شکلگیری موجی گسترده از کنشگری و مطالبه تغییر تبدیل شد.
پس از تجاوز و قتل جیوتی سینگ در سال ۲۰۱۲، هزاران نفر، بهویژه دانشجویان و فعالان زن، به خیابانها آمدند و خواستار مقابله جدی با خشونت علیه زنان شدند. اما اهمیت این جنبش فقط در اعتراضهای خیابانی نبود؛ کنشگران تلاش کردند خشم عمومی را به تغییرات پایدار در قانون، نهادهای قضایی و نگرشهای اجتماعی تبدیل کنند.
این حرکت بر بستری از دههها کنشگری شکل گرفته بود؛ از اعتراض به پرونده ماتهورا و شکلگیری نخستین نهادهای حمایت از قربانیان، تا مبارزه برای تصویب قوانین علیه خشونت خانگی و ایجاد سازوکارهایی برای حمایت از زنان در محیط کار.
متن کامل، روایت این مسیر و تجربهای است از اینکه چگونه کنشگری مستمر میتواند حتی در برابر نهادهای ناکارآمد، زمینه تغییرات حقوقی و اجتماعی را فراهم کند.
https://tavaana.org/fa/case-studies/Nirbhaya_Fearless_One
#مطالعه_موردی
@Tavaana_TavaanaTech
❤11👌3
Forwarded from گفتوشنود
«فرهنگ حذف»
وقتی «دیگربودن» جرم ناتمام میشود
تاریخ معاصر ایران با زخم عمیق عدم مدارا گره خورده است، زخمی که محمد مختاری، نویسنده و منتقد، خود قربانی آگاه آن، ریشههایش را عمیقتر از سطح ساختارهای حکومتی میدید. از نگاه او، سانسور و حذف تنها ابزارهای یک دستگاه سیاسی خودکامه نیستند، بلکه معلول یک بیماری تاریخی و ساختاری به نام «فرهنگ حذف» هستند.
این فرهنگ، ریشه در سنت دیرینهای دارد که در آن برخورد فیزیکی یا ذهنی با هر پدیده مخالف و «دیگری»، نه یک جرم یا تجاوز به حقوق انسانها، بلکه امری طبیعی و بدیهی انگاشته میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک در این بستر تاریخی، با ابزارهای تمامیتخواهانه خود به میدان میآیند تا پروژه بزرگ «یکسانسازی جامعه» را محقق کنند. هدف ایدئولوژی حاکم، ذوب کردن تکثر انسانی در قالب یک الگوی ازپیشتعیینشده است.
در این فرآیند، هر نوع «دیگری» خواه دگراندیش سیاسی، اقلیت مذهبی، صاحب سبک هنری متفاوت یا حتی سبک زندگی مغایر با استانداردهای رسمی به عنوان تهدیدی برای تمامیت نظام معنایی قدرت تلقی میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک برای صیانت از این یکدستی جعلی، ماشین سانسور، سرکوب و حذف را به راه میاندازند.
اما تراژدی اصلی در نگاه مختاری این است که ماشین حذف تنها از بالا تحمیل نمیشود، بلکه موتور محرک آن در لایههای درونی جامعه نیز بازتولید میشود. وقتی «حذف دیگری» به یک هنجار تاریخی تبدیل شود، جامعه نیز به سهم خود به بازتولید این خشونت ذهنی و فرهنگی میپردازد.
نهادهای رسمی سانسور و کارگزاران ممیزی، در واقع مولود همین بستر تاریخی خودکامه هستند. تا زمانی که این ساختار ذهنی حذفگرایانه در بافت فرهنگی و تاریخی جامعه ریشهدار است، تغییر ظاهری عاملان سیاستهای سرکوبگرانه گرهی از کار باز نمیکند، چرا که آبشخور خشونت و نابودی تفاوتها، همچنان در ژرفای فرهنگ غیرروادار باقی میماند.
#فرهنگ_حذف #نارواداری #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی «دیگربودن» جرم ناتمام میشود
تاریخ معاصر ایران با زخم عمیق عدم مدارا گره خورده است، زخمی که محمد مختاری، نویسنده و منتقد، خود قربانی آگاه آن، ریشههایش را عمیقتر از سطح ساختارهای حکومتی میدید. از نگاه او، سانسور و حذف تنها ابزارهای یک دستگاه سیاسی خودکامه نیستند، بلکه معلول یک بیماری تاریخی و ساختاری به نام «فرهنگ حذف» هستند.
این فرهنگ، ریشه در سنت دیرینهای دارد که در آن برخورد فیزیکی یا ذهنی با هر پدیده مخالف و «دیگری»، نه یک جرم یا تجاوز به حقوق انسانها، بلکه امری طبیعی و بدیهی انگاشته میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک در این بستر تاریخی، با ابزارهای تمامیتخواهانه خود به میدان میآیند تا پروژه بزرگ «یکسانسازی جامعه» را محقق کنند. هدف ایدئولوژی حاکم، ذوب کردن تکثر انسانی در قالب یک الگوی ازپیشتعیینشده است.
در این فرآیند، هر نوع «دیگری» خواه دگراندیش سیاسی، اقلیت مذهبی، صاحب سبک هنری متفاوت یا حتی سبک زندگی مغایر با استانداردهای رسمی به عنوان تهدیدی برای تمامیت نظام معنایی قدرت تلقی میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک برای صیانت از این یکدستی جعلی، ماشین سانسور، سرکوب و حذف را به راه میاندازند.
اما تراژدی اصلی در نگاه مختاری این است که ماشین حذف تنها از بالا تحمیل نمیشود، بلکه موتور محرک آن در لایههای درونی جامعه نیز بازتولید میشود. وقتی «حذف دیگری» به یک هنجار تاریخی تبدیل شود، جامعه نیز به سهم خود به بازتولید این خشونت ذهنی و فرهنگی میپردازد.
نهادهای رسمی سانسور و کارگزاران ممیزی، در واقع مولود همین بستر تاریخی خودکامه هستند. تا زمانی که این ساختار ذهنی حذفگرایانه در بافت فرهنگی و تاریخی جامعه ریشهدار است، تغییر ظاهری عاملان سیاستهای سرکوبگرانه گرهی از کار باز نمیکند، چرا که آبشخور خشونت و نابودی تفاوتها، همچنان در ژرفای فرهنگ غیرروادار باقی میماند.
#فرهنگ_حذف #نارواداری #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👌1
حسین انباز، رپر معترض اهل یاسوج، در زندان یزد دوران محکومیت خود را سپری میکند
حسین انباز، رپر و هنرمند معترض اهل یاسوج، به هفت ماه حبس و دو سال تبعید محکوم شده و هماکنون دوران محکومیت خود را در زندان یزد سپری میکند.
حسین انباز روز دوم بهمنماه ۱۴۰۴ در یاسوج بازداشت شده بود و پس از آن به زندان یزد منتقل شد. بر اساس حکم صادرشده، او علاوه بر تحمل حبس و تبعید، از استفاده از فضای مجازی نیز محروم شده است.
این هنرمند معترض، اصالتا اهل یاسوج است و به دلیل مشکلات اقتصادی خانواده، از ۱۶ سالگی به یزد مهاجرت کرده و به کارگری مشغول شده است.
بازداشت و محکومیت حسین انباز در حالی ادامه دارد که جمهوری اسلامی همچنان با هنرمندان و شهروندانی که از اعتراض و بیان دیدگاههای خود دست نمیکشند، برخورد قضایی و امنیتی میکند؛ از بازداشت و زندان گرفته تا تبعید و محرومیت از فعالیت در فضای مجازی.
اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی اهمیت زیادی دارد. سکوت و بیخبری، یکی از عواملی است که امکان تداوم سرکوب را بیشتر میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
حسین انباز، رپر و هنرمند معترض اهل یاسوج، به هفت ماه حبس و دو سال تبعید محکوم شده و هماکنون دوران محکومیت خود را در زندان یزد سپری میکند.
حسین انباز روز دوم بهمنماه ۱۴۰۴ در یاسوج بازداشت شده بود و پس از آن به زندان یزد منتقل شد. بر اساس حکم صادرشده، او علاوه بر تحمل حبس و تبعید، از استفاده از فضای مجازی نیز محروم شده است.
این هنرمند معترض، اصالتا اهل یاسوج است و به دلیل مشکلات اقتصادی خانواده، از ۱۶ سالگی به یزد مهاجرت کرده و به کارگری مشغول شده است.
بازداشت و محکومیت حسین انباز در حالی ادامه دارد که جمهوری اسلامی همچنان با هنرمندان و شهروندانی که از اعتراض و بیان دیدگاههای خود دست نمیکشند، برخورد قضایی و امنیتی میکند؛ از بازداشت و زندان گرفته تا تبعید و محرومیت از فعالیت در فضای مجازی.
اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی اهمیت زیادی دارد. سکوت و بیخبری، یکی از عواملی است که امکان تداوم سرکوب را بیشتر میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15❤1💔1
Forwarded from بنیاد عبدالرحمن برومند برای حقوق بشر در ایران
🔴شلاق مجازاتی بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز است که طبق قوانین بینالمللی بهطور قاطع ممنوع شده است. با این حال، جمهوری اسلامی سالهاست از شلاق استفاده میکند؛ نهتنها برای جرایم عادی، بلکه بهعنوان ابزاری قضایی برای سرکوب معترضان، زندانیان سیاسی، زنان، هنرمندان و مدافعان حقوق بشر؛ ابزاری که هدف آن نهفقط وارد کردن درد جسمانی، بلکه تحقیر، ساکت کردن و بازداشتن افراد از مخالفت و اعتراض در آینده است.
🔸بنیاد برومند پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» دستکم ۱۷۳ مورد مجازات شلاق مرتبط با اعتراضات را ثبت کرده است و در پی اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ نیز در حال مستندسازی همین الگوست.
🔸از آنجا که روند رسیدگی قضایی شفاف نیست و بسیاری از قربانیان و بازماندگان تمایلی به گزارش چنین مجازات عمیقاً تحقیرآمیزی ندارند، مستندسازی ابعاد واقعی استفاده دستگاه قضایی از شلاق همچنان دشوار است. با این حال، این کار برای آشکار کردن الگوهای سرکوب حکومت، حفظ شواهد برای پاسخگو کردن عاملان و به چالش کشیدن استفاده جمهوری اسلامی از شکنجه، اهمیت حیاتی دارد.
@IranRights
🔸بنیاد برومند پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» دستکم ۱۷۳ مورد مجازات شلاق مرتبط با اعتراضات را ثبت کرده است و در پی اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ نیز در حال مستندسازی همین الگوست.
🔸از آنجا که روند رسیدگی قضایی شفاف نیست و بسیاری از قربانیان و بازماندگان تمایلی به گزارش چنین مجازات عمیقاً تحقیرآمیزی ندارند، مستندسازی ابعاد واقعی استفاده دستگاه قضایی از شلاق همچنان دشوار است. با این حال، این کار برای آشکار کردن الگوهای سرکوب حکومت، حفظ شواهد برای پاسخگو کردن عاملان و به چالش کشیدن استفاده جمهوری اسلامی از شکنجه، اهمیت حیاتی دارد.
@IranRights
🕊13💔2👍1
Forwarded from گفتوشنود
میشل فوکو
نقد قدرت و گشودگی به سوی «بودن متفاوت»
میشل فوکو (۱۹۲۶–۱۹۸۴)، فیلسوف، تاریخدان و نظریهپرداز بزرگ فرانسوی، یکی از متفکران اثرگذار در تحلیل ساختارهای قدرت، دانش و نهادهای مدرن است. او با بررسی تاریخچه دیوانگی، زندانها، جنسیت و پزشکی، نشان داد که چگونه «حقیقت» و «قدرت» در هم تنیدهاند و نهادهای اجتماعی چگونه تلاش میکنند انسانها را به قالبهای ازپیش تعیین شده درآورند.
فوکو اگرچه به طور مستقیم درباره «رواداری» ننوشت، اما فلسفه او بستر رادیکالی برای پذیرش شیوههای گوناگون زیستن و مقاومت در برابر یکسانسازی فراهم میکند.
▪️نظریه قدرت و مقاومت
پذیرش در ساحت تفاوت رادیکال
از دیدگاه فوکو، پذیرش دیگری تنها یک اخلاق فردی نیست، بلکه رهایی از چنگال گفتمانهایی است که تفاوت را سرکوب میکنند. او مفاهیم کلیدی زیر را برای این رهایی و پذیرش مطرح میکند:
▪️نقد هنجارسازی (Normalization) و پذیرش غیریت
فوکو معتقد است قدرت مدرن از طریقِ برساختن هنجارهای صلب (تعریف اینکه چه کسی «طبیعی» یا «درست» است و چه کسی «منحرف» یا «دیگر» است) عمل میکند. پذیرش در نگاه فوکو یعنی پس زدن این استانداردهای تحمیلی. یعنی به رسمیت شناختن حقوق انسانها برای زیستن بر اساس الگوهایی که خود برمیگزینند، بدون آنکه زیرِ بارِ سرکوب نهادهای قدرت بروند.
▪️مراقبت از خود (Care of the Self) و آزادی درون
فوکو در آثار متاخر خود بر ایده «مراقبت از خود» تاکید میکند. از نظر او، پیش از آنکه بخواهیم دیگری را کنترل یا اصلاح کنیم، باید رابطه آزادیبخشی با خودمان برقرار کنیم. پذیرش دیگران زمانی ممکن میشود که ما از تلاش برای به خدمت درآوردن یا اصلاح آنها دست برداریم و اجازه دهیم هر کس زیباییِ ابداع خویش را تجربه کند.
▪️مقاومت به مثابه حق متفاوت بودن
در اندیشه فوکو، مقاومت همزاد قدرت است. پذیرش دیگری به معنای احترام به نقطههای مقاومت خرد و محلی است، یعنی همان صداها و سبکهای زندگی که در حاشیه قرار گرفتهاند اما از تسلیم شدن در برابر گفتمانهای مسلط سر باز میزنند. رواداری در اینجا یعنی گشودگی در برابر اشکال جدید «بودن» که سیستم حاکم آنها را به رسمیت نمیشناسد.
▪️پذیرش در اندیشه فوکو، به معنای گسستن از زنجیرهای دانش سرکوبگر و پذیرش «تکثر زیستجهانها» است. او ما را دعوت میکند تا بپذیریم حقیقت یک امر واحد آسمانی نیست، بلکه در دل تکثر مقاومتها و تجربههای انسانی شکل میگیرد. جامعه روادار از منظر فوکو، جامعهای است که در آن قدرتهای مستقر به چالش کشیده میشوند تا هیچکس نتواند سبک زندگی، اندیشه و هویت دیگری را به نام «حقیقت مطلق» حذف یا انکار کند.
#میشل_فوکو #نقد_قدرت #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نقد قدرت و گشودگی به سوی «بودن متفاوت»
میشل فوکو (۱۹۲۶–۱۹۸۴)، فیلسوف، تاریخدان و نظریهپرداز بزرگ فرانسوی، یکی از متفکران اثرگذار در تحلیل ساختارهای قدرت، دانش و نهادهای مدرن است. او با بررسی تاریخچه دیوانگی، زندانها، جنسیت و پزشکی، نشان داد که چگونه «حقیقت» و «قدرت» در هم تنیدهاند و نهادهای اجتماعی چگونه تلاش میکنند انسانها را به قالبهای ازپیش تعیین شده درآورند.
فوکو اگرچه به طور مستقیم درباره «رواداری» ننوشت، اما فلسفه او بستر رادیکالی برای پذیرش شیوههای گوناگون زیستن و مقاومت در برابر یکسانسازی فراهم میکند.
▪️نظریه قدرت و مقاومت
پذیرش در ساحت تفاوت رادیکال
از دیدگاه فوکو، پذیرش دیگری تنها یک اخلاق فردی نیست، بلکه رهایی از چنگال گفتمانهایی است که تفاوت را سرکوب میکنند. او مفاهیم کلیدی زیر را برای این رهایی و پذیرش مطرح میکند:
▪️نقد هنجارسازی (Normalization) و پذیرش غیریت
فوکو معتقد است قدرت مدرن از طریقِ برساختن هنجارهای صلب (تعریف اینکه چه کسی «طبیعی» یا «درست» است و چه کسی «منحرف» یا «دیگر» است) عمل میکند. پذیرش در نگاه فوکو یعنی پس زدن این استانداردهای تحمیلی. یعنی به رسمیت شناختن حقوق انسانها برای زیستن بر اساس الگوهایی که خود برمیگزینند، بدون آنکه زیرِ بارِ سرکوب نهادهای قدرت بروند.
▪️مراقبت از خود (Care of the Self) و آزادی درون
فوکو در آثار متاخر خود بر ایده «مراقبت از خود» تاکید میکند. از نظر او، پیش از آنکه بخواهیم دیگری را کنترل یا اصلاح کنیم، باید رابطه آزادیبخشی با خودمان برقرار کنیم. پذیرش دیگران زمانی ممکن میشود که ما از تلاش برای به خدمت درآوردن یا اصلاح آنها دست برداریم و اجازه دهیم هر کس زیباییِ ابداع خویش را تجربه کند.
▪️مقاومت به مثابه حق متفاوت بودن
در اندیشه فوکو، مقاومت همزاد قدرت است. پذیرش دیگری به معنای احترام به نقطههای مقاومت خرد و محلی است، یعنی همان صداها و سبکهای زندگی که در حاشیه قرار گرفتهاند اما از تسلیم شدن در برابر گفتمانهای مسلط سر باز میزنند. رواداری در اینجا یعنی گشودگی در برابر اشکال جدید «بودن» که سیستم حاکم آنها را به رسمیت نمیشناسد.
▪️پذیرش در اندیشه فوکو، به معنای گسستن از زنجیرهای دانش سرکوبگر و پذیرش «تکثر زیستجهانها» است. او ما را دعوت میکند تا بپذیریم حقیقت یک امر واحد آسمانی نیست، بلکه در دل تکثر مقاومتها و تجربههای انسانی شکل میگیرد. جامعه روادار از منظر فوکو، جامعهای است که در آن قدرتهای مستقر به چالش کشیده میشوند تا هیچکس نتواند سبک زندگی، اندیشه و هویت دیگری را به نام «حقیقت مطلق» حذف یا انکار کند.
#میشل_فوکو #نقد_قدرت #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤1👌1🕊1