امجد امینی در چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا):
چهار سال است که جای خالیات را هر ساعت با خود حمل میکنیم
امجد امینی، پدر ژینا (مهسا) امینی، در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی فرزندش، دلنوشتهای پردرد منتشر کرد؛ روایتی از چهار سال داغی که کهنه نمیشود، رنجی که با زمان فر نمینشیند و همبستگی مردمی که هزاران فرزند را به این خانواده داغدیده بخشیده است.
امجد امینی نوشته:
ژینای نازنینم، چهار سال گذشته، اما داغت نه کهنه شده و نه حتی برای دمی آرام گرفته. برای ما، تو هنوز همان فرشتهای هستی که با هر لبخند، با هر نگاه، دست مهربانی روزگار را بر زندگی ما میکشیدی.
در این ایام بیش از همیشه به تو فکر میکنیم؛ در روزگاری که هر روز تلختر و امیدها کمرنگتر شده، بیش از همه قلبمان در گرو آرزوهای جوانیات همچون توست. اگر امروز در میان ما بودی چه میکردی؟ آیا هنوز همان شور زندگی را در چشمانت میدیدیم؟ آیا هنوز از فردا حرف میزدی و برای روزهای پیش رو رویا میبافتی؟
ژینا جان، برای ما، تو پیش از هر چیز، دخترمان بودی. دختری که با آمدنش زندگیمان رنگ دیگری گرفت و با رفتنش زخمی بر دلمان ماند که هیچ واژهای توان بیانش را ندارد. اما سرنوشت تو به گونهای رقم خورد که نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت.
در این چهار سال، بارها با خود اندیشیدهایم که ما یک دختر داشتیم و او را از ما گرفتند؛ اما مهر مردم، هزاران فرزند دیگر را به خانواده ما آورد. در میان این همه رنج، چیزی که هرگز فراموش نمیکنیم، همدلی و مهری است که میان مردم این سرزمین تکثیر شد.
ژینای عزیزم، چهار سال است که جای خالیات را هر روز و هر ساعت با خود حمل میکنیم. گاهی یک عکس، یک خاطره، یک نگاه و حتی شنیدن نامت کافی است تا همه چیز دوباره از ابتدا در برابر چشمانمان زنده شود. برای دیگران شاید چهار سال گذشته باشد، اما برای پدر و مادری که فرزندش را از دست داده، زمان معنای دیگری دارد. بعضی داغها با گذشت روزها کوچک نمیشوند؛ فقط انسان میآموزد چگونه آنها را با خود به دوش بکشد.
با این همه، در تمام این سالها چشمی پرخون به خاک داشتهایم و چشمی به روزی که حقیقت آشکار شود. باور داریم راز سهبهمهری که تو و همه عزیزان خفته در این خاک با خود دارید، برای همیشه پنهان نخواهد ماند.
ژینا جان، دختر نازنینم، نام و یادت تا آخرین نفس با ماست.
یارب چه ها به سینه این خاکدان در است
کس نیست واقف این همه راز نهفته را
امجد امینی
پدر زندهیاد ژینا (مهسا) امینی
#مهسا_امینی #ژینا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
چهار سال است که جای خالیات را هر ساعت با خود حمل میکنیم
امجد امینی، پدر ژینا (مهسا) امینی، در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی فرزندش، دلنوشتهای پردرد منتشر کرد؛ روایتی از چهار سال داغی که کهنه نمیشود، رنجی که با زمان فر نمینشیند و همبستگی مردمی که هزاران فرزند را به این خانواده داغدیده بخشیده است.
امجد امینی نوشته:
ژینای نازنینم، چهار سال گذشته، اما داغت نه کهنه شده و نه حتی برای دمی آرام گرفته. برای ما، تو هنوز همان فرشتهای هستی که با هر لبخند، با هر نگاه، دست مهربانی روزگار را بر زندگی ما میکشیدی.
در این ایام بیش از همیشه به تو فکر میکنیم؛ در روزگاری که هر روز تلختر و امیدها کمرنگتر شده، بیش از همه قلبمان در گرو آرزوهای جوانیات همچون توست. اگر امروز در میان ما بودی چه میکردی؟ آیا هنوز همان شور زندگی را در چشمانت میدیدیم؟ آیا هنوز از فردا حرف میزدی و برای روزهای پیش رو رویا میبافتی؟
ژینا جان، برای ما، تو پیش از هر چیز، دخترمان بودی. دختری که با آمدنش زندگیمان رنگ دیگری گرفت و با رفتنش زخمی بر دلمان ماند که هیچ واژهای توان بیانش را ندارد. اما سرنوشت تو به گونهای رقم خورد که نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت.
در این چهار سال، بارها با خود اندیشیدهایم که ما یک دختر داشتیم و او را از ما گرفتند؛ اما مهر مردم، هزاران فرزند دیگر را به خانواده ما آورد. در میان این همه رنج، چیزی که هرگز فراموش نمیکنیم، همدلی و مهری است که میان مردم این سرزمین تکثیر شد.
ژینای عزیزم، چهار سال است که جای خالیات را هر روز و هر ساعت با خود حمل میکنیم. گاهی یک عکس، یک خاطره، یک نگاه و حتی شنیدن نامت کافی است تا همه چیز دوباره از ابتدا در برابر چشمانمان زنده شود. برای دیگران شاید چهار سال گذشته باشد، اما برای پدر و مادری که فرزندش را از دست داده، زمان معنای دیگری دارد. بعضی داغها با گذشت روزها کوچک نمیشوند؛ فقط انسان میآموزد چگونه آنها را با خود به دوش بکشد.
با این همه، در تمام این سالها چشمی پرخون به خاک داشتهایم و چشمی به روزی که حقیقت آشکار شود. باور داریم راز سهبهمهری که تو و همه عزیزان خفته در این خاک با خود دارید، برای همیشه پنهان نخواهد ماند.
ژینا جان، دختر نازنینم، نام و یادت تا آخرین نفس با ماست.
یارب چه ها به سینه این خاکدان در است
کس نیست واقف این همه راز نهفته را
امجد امینی
پدر زندهیاد ژینا (مهسا) امینی
#مهسا_امینی #ژینا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
💔39❤6
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
درخواست برادر مهسا امینی از ماموران گشت ارشاد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱:
خواهرم را نبرید، ما اینجا غریبیم!
«خواهرم را نبرید، ما اینجا غریبیم.» این درخواست برادر مهسا از مامورانی بود که عصر ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، نزدیک ایستگاه مترو حقانی تهران، خواهر ۲۲ سالهاش را بازداشت کردند. به او گفتند مهسا فقط به یک «کلاس توجیهی» میرود و یک ساعت دیگر آزاد میشود. انتظار برای بازگشت خواهر، اما به انتظار پشت درهای بیمارستان تبدیل شد.
🔸شاهدان عینی گفتهاند یکی از ماموران مرد با کوبیدن سر او، مهسا را وادار به پیاده شدن از ون کرد. خود مهسا نیز پیش از بیهوش شدن، چند بار به اطرافیان گفته بود که مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
پوشش کامل او باعث شگفتی بسیاری از حاضران شده بود. مهسا بارها از ماموران خواسته بود به برادرش اطلاع دهند یا توضیح دهند ایراد پوشش او چیست. اما هر بار با پرخاشگری و توهین ماموران زن روبهرو شد.
🔸آخرین بار، وقتی به سوی یکی از ماموران رفت، ناگهان سرش را گرفت و بر زمین افتاد. حاضران درخواست آوردن پزشک کردند، اما ماموران بیتفاوت بودند و وضعیت او را «تمارض» میخواندند. وقتی پزشک رسید، دیگر دیر شده بود.
مهسا، ژینا امینی، از سقز به تهران آمده بود. بازداشت به بهانه پوشش، او را به بازداشتگاه وزرا کشاند؛ جایی که به روایت شاهدان، با ضربوشتم و توهین روبهرو شد و سپس از هوش رفت. هیات حقیقتیاب سازمان ملل نیز بعدتر نتیجه گرفت که خشونت جسمی در بازداشت به مرگ او منجر شده و حکومت ایران مسئول آن بوده است.
🔸سه روز بعد، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، مهسا در بیمارستان جان باخت. خبر جانباختن او آغازگر اعتراضاتی شد که از مخالفت با حجاب اجباری فراتر رفت و به خیزشی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شد.
مهسا به خانه برنگشت، اما نامش با فریاد «زن، زندگی، آزادی» در خیابانها ماند.
🔸در این میان، شبکههای اجتماعی در رساندن خبر بازداشت و جانباختن مهسا به افکار عمومی نقشی مهم داشتند. انتشار عکس او روی تخت بیمارستان، روایت خانواده و گزارشهای روزنامهنگاران باعث شد آنچه بر سر این دختر جوان آمده بود، پشت روایت رسمی حکومت پنهان نماند.
کسی منتظر فراخوان نماند. همین همراهی باعث شد افراد بیشتری در ایران و جهان بفهمند چه اتفاقی افتاده است.
کاربران با بازنشر خبرها، ترجمه روایتها و استفاده از هشتگ نام مهسا و ترند شدن میلیونی این هشتگ، خبر را از مرزهای ایران فراتر بردند.
#مهسا_امینی
📱 tavaanatech
خواهرم را نبرید، ما اینجا غریبیم!
«خواهرم را نبرید، ما اینجا غریبیم.» این درخواست برادر مهسا از مامورانی بود که عصر ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، نزدیک ایستگاه مترو حقانی تهران، خواهر ۲۲ سالهاش را بازداشت کردند. به او گفتند مهسا فقط به یک «کلاس توجیهی» میرود و یک ساعت دیگر آزاد میشود. انتظار برای بازگشت خواهر، اما به انتظار پشت درهای بیمارستان تبدیل شد.
🔸شاهدان عینی گفتهاند یکی از ماموران مرد با کوبیدن سر او، مهسا را وادار به پیاده شدن از ون کرد. خود مهسا نیز پیش از بیهوش شدن، چند بار به اطرافیان گفته بود که مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
پوشش کامل او باعث شگفتی بسیاری از حاضران شده بود. مهسا بارها از ماموران خواسته بود به برادرش اطلاع دهند یا توضیح دهند ایراد پوشش او چیست. اما هر بار با پرخاشگری و توهین ماموران زن روبهرو شد.
🔸آخرین بار، وقتی به سوی یکی از ماموران رفت، ناگهان سرش را گرفت و بر زمین افتاد. حاضران درخواست آوردن پزشک کردند، اما ماموران بیتفاوت بودند و وضعیت او را «تمارض» میخواندند. وقتی پزشک رسید، دیگر دیر شده بود.
مهسا، ژینا امینی، از سقز به تهران آمده بود. بازداشت به بهانه پوشش، او را به بازداشتگاه وزرا کشاند؛ جایی که به روایت شاهدان، با ضربوشتم و توهین روبهرو شد و سپس از هوش رفت. هیات حقیقتیاب سازمان ملل نیز بعدتر نتیجه گرفت که خشونت جسمی در بازداشت به مرگ او منجر شده و حکومت ایران مسئول آن بوده است.
🔸سه روز بعد، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، مهسا در بیمارستان جان باخت. خبر جانباختن او آغازگر اعتراضاتی شد که از مخالفت با حجاب اجباری فراتر رفت و به خیزشی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شد.
مهسا به خانه برنگشت، اما نامش با فریاد «زن، زندگی، آزادی» در خیابانها ماند.
🔸در این میان، شبکههای اجتماعی در رساندن خبر بازداشت و جانباختن مهسا به افکار عمومی نقشی مهم داشتند. انتشار عکس او روی تخت بیمارستان، روایت خانواده و گزارشهای روزنامهنگاران باعث شد آنچه بر سر این دختر جوان آمده بود، پشت روایت رسمی حکومت پنهان نماند.
کسی منتظر فراخوان نماند. همین همراهی باعث شد افراد بیشتری در ایران و جهان بفهمند چه اتفاقی افتاده است.
کاربران با بازنشر خبرها، ترجمه روایتها و استفاده از هشتگ نام مهسا و ترند شدن میلیونی این هشتگ، خبر را از مرزهای ایران فراتر بردند.
#مهسا_امینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔21❤6🕊4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
هشتگ مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ بیش از ۳۰۰ میلیون بار به فارسی و انگلیسی منتشر و بازنشر شد
نام مهسا امینی ۲۲ ساله، در فاصله چند هفته میلیونها بار در توییتر تکرار شد. کاربران با هشتگهای #مهسا_امینی و #MahsaAmini خبرها، تصاویر و اعتراضهایشان را منتشر کردند؛ همراهی گستردهای که به شناخته شدن مهسا و اعتراضات ایران در جهان کمک کرد.
بر اساس آمار گزارش بیبیسی که در یک مطالعه دانشگاهی منتشر شده، در نخستین ماه پس از جانباختن مهسا، هشتگ نام او به فارسی بیش از ۲۵۰ میلیون بار و به انگلیسی بیش از ۵۰ میلیون بار توییت و بازتوییت شد.
نام مهسا به نوشتههای چهرههای شناختهشده غیرایرانی هم راه پیدا کرد. جی. کی. رولینگ، نویسنده بریتانیایی مجموعه «هری پاتر»، با استفاده از هشتگ #MahsaAmini نوشت که مردم جهان باید همچنان نام او را تکرار کنند و از ایرانیان معترض حمایت کرد.
جسیکا چستین، بازیگر آمریکایی، نیز از همین هشتگ استفاده کرد. او در ۱۸ نوامبر ۲۰۲۲، با یادآوری گذشت بیش از دو ماه از جانباختن مهسا و ادامه سرکوب اعتراضات، از مخاطبانش خواست کنار مردم ایران بایستند و درباره آنچه میگذرد حرف بزنند.
آنتونی بلینکن، وزیر خارجه وقت آمریکا، حتی شکل فارسی هشتگ، #مهسا_امینی، را در پیامش به کار برد و نوشت:
«مهسا امینی باید امروز زنده میبود.»
اثر این همراهی را میشد در انتشار گسترده ویدئوهای اعتراضات و پیوستن مردم کشورهای دیگر به حرکتهایی مانند بریدن مو در همبستگی با زنان ایران دید. با وجود اختلال اینترنت و مسدود شدن اینستاگرام و واتساپ، تصاویر همچنان منتشر میشدند.
از این شواهد میتوان گفت هشتگ مهسا به مردم کمک کرد خبرها را به هم برسانند و توجهها را به ایران نگه دارند؛ هر بازنشر، فرصتی بود تا کسی دیگر ببیند چه اتفاقی افتاده است.
📱 tavaanatech
نام مهسا امینی ۲۲ ساله، در فاصله چند هفته میلیونها بار در توییتر تکرار شد. کاربران با هشتگهای #مهسا_امینی و #MahsaAmini خبرها، تصاویر و اعتراضهایشان را منتشر کردند؛ همراهی گستردهای که به شناخته شدن مهسا و اعتراضات ایران در جهان کمک کرد.
بر اساس آمار گزارش بیبیسی که در یک مطالعه دانشگاهی منتشر شده، در نخستین ماه پس از جانباختن مهسا، هشتگ نام او به فارسی بیش از ۲۵۰ میلیون بار و به انگلیسی بیش از ۵۰ میلیون بار توییت و بازتوییت شد.
نام مهسا به نوشتههای چهرههای شناختهشده غیرایرانی هم راه پیدا کرد. جی. کی. رولینگ، نویسنده بریتانیایی مجموعه «هری پاتر»، با استفاده از هشتگ #MahsaAmini نوشت که مردم جهان باید همچنان نام او را تکرار کنند و از ایرانیان معترض حمایت کرد.
جسیکا چستین، بازیگر آمریکایی، نیز از همین هشتگ استفاده کرد. او در ۱۸ نوامبر ۲۰۲۲، با یادآوری گذشت بیش از دو ماه از جانباختن مهسا و ادامه سرکوب اعتراضات، از مخاطبانش خواست کنار مردم ایران بایستند و درباره آنچه میگذرد حرف بزنند.
آنتونی بلینکن، وزیر خارجه وقت آمریکا، حتی شکل فارسی هشتگ، #مهسا_امینی، را در پیامش به کار برد و نوشت:
«مهسا امینی باید امروز زنده میبود.»
اثر این همراهی را میشد در انتشار گسترده ویدئوهای اعتراضات و پیوستن مردم کشورهای دیگر به حرکتهایی مانند بریدن مو در همبستگی با زنان ایران دید. با وجود اختلال اینترنت و مسدود شدن اینستاگرام و واتساپ، تصاویر همچنان منتشر میشدند.
از این شواهد میتوان گفت هشتگ مهسا به مردم کمک کرد خبرها را به هم برسانند و توجهها را به ایران نگه دارند؛ هر بازنشر، فرصتی بود تا کسی دیگر ببیند چه اتفاقی افتاده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊13👍2
حمایت دایه شریفه از فراخوان اعتصاب عمومی در سالگرد جانباختن ژینا امینی
دایه شریفه، مادر دادخواه رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی کُرد اعدامشده، با انتشار پیامی از فراخوان اعتصاب عمومی در چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی حمایت کرد و از مردم خواست در این حرکت اعتراضی همصدا و همراه شوند.
دایه شریفه در این پیام گفت:
«در چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی، از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان حمایت میکنم. از همه مردم میخواهم در این حرکت اعتراضی، همصدا و همراه باشند؛ به یاد ژینا و همه جانباختگان راه آزادی و در اعتراض به سرکوب، برای دادخواهی و آزادی.
ما دادخواهی را زنده نگه میداریم؛ نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم. از خون جانباختگان راه آزادی نمیگذریم.»
«ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران»، متشکل از شماری از احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی، پیشتر در فراخوانی مشترک از مردم خواسته بود روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، با تعطیلکردن محلهای کسبوکار و پیوستن به اعتصاب عمومی اعتراض خود را نشان دهند.
این ائتلاف همچنین از نیروهای سیاسی، مدنی و آزادیخواه و مردم دیگر مناطق ایران خواسته است از این حرکت اعتراضی حمایت کنند و در چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با مردم کردستان همصدا شوند.
دایه شریفه از چهرههای شناختهشده دادخواهی در کردستان و مادر رامین حسینپناهی است. رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی کُرد، روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ همراه با زانیار و لقمان مرادی در زندان رجاییشهر کرج اعدام شد. پیکر او پس از اعدام به خانوادهاش تحویل داده نشد و محل دفنش همچنان نامعلوم است.
#مهسا_امینی #ژینا_امینی #دایه_شریفه #بیانیه #اعتصاب_عمومی
@Tavaana_TavaanaTech
دایه شریفه، مادر دادخواه رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی کُرد اعدامشده، با انتشار پیامی از فراخوان اعتصاب عمومی در چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی حمایت کرد و از مردم خواست در این حرکت اعتراضی همصدا و همراه شوند.
دایه شریفه در این پیام گفت:
«در چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی، از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان حمایت میکنم. از همه مردم میخواهم در این حرکت اعتراضی، همصدا و همراه باشند؛ به یاد ژینا و همه جانباختگان راه آزادی و در اعتراض به سرکوب، برای دادخواهی و آزادی.
ما دادخواهی را زنده نگه میداریم؛ نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم. از خون جانباختگان راه آزادی نمیگذریم.»
«ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران»، متشکل از شماری از احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی، پیشتر در فراخوانی مشترک از مردم خواسته بود روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، با تعطیلکردن محلهای کسبوکار و پیوستن به اعتصاب عمومی اعتراض خود را نشان دهند.
این ائتلاف همچنین از نیروهای سیاسی، مدنی و آزادیخواه و مردم دیگر مناطق ایران خواسته است از این حرکت اعتراضی حمایت کنند و در چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با مردم کردستان همصدا شوند.
دایه شریفه از چهرههای شناختهشده دادخواهی در کردستان و مادر رامین حسینپناهی است. رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی کُرد، روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ همراه با زانیار و لقمان مرادی در زندان رجاییشهر کرج اعدام شد. پیکر او پس از اعدام به خانوادهاش تحویل داده نشد و محل دفنش همچنان نامعلوم است.
#مهسا_امینی #ژینا_امینی #دایه_شریفه #بیانیه #اعتصاب_عمومی
@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊8❤2
زن از میانِ قرنها سکوت بلند شد؛
زندگی در رگهای خیابان دوید؛
و آزادی برای نخستینبار، شبیه رؤیا نبود؛ شبیه زنی بود که سایهاش از دیوارهای ترس بلندتر شده بود.
طرح از ملیکا باقری.
به سان ماه، در شبی که آسمان را خسوفی دیرپا فرا گرفته بود، به شهری آمد که سالها بود تیرگی و غبار بر چهرهاش نشسته بود.
طرهای از گیسوان مجعد و شبق گونش بر رخساره چون ماهش فرو افتاده بود؛ و شاید همین یک رشته گیسو برای آن همه ظلمت، زیادی نور داشت.
پاسداران شب، تاب تماشای ماه را نیاوردند.
دست بردند تا نور را خاموش کنند؛ و بر سیمای قمر، سیلیای نشاندند که شب را در نیلی رخسارش جاودانه کرد.
ماه منیر خمید؛ چون هلالی نحیف، و سه روز در محاق ماند.
هر بامداد، خورشید سر برآورد و با ناله و زاری از او خواست دیدگانش را بگشاید.
ماه رخسار، فریاد عاشقان خویش را میشنید؛ صدای مادران را، صدای پدران را، و صدای هزاران انسانی را که نمیخواستند باور کنند ماه میتواند بمیرد.
اما رمقی برای پاسخ نداشت.
اهریمن زشت خو، پتک خویش را چنان بر فرق او کوفته بود که گویی میخواست نه یک تن، که خود امکان روشنایی را درهم بشکند.
و سرانجام ماه دانست که دیگر ماندن در ظلمت ممکن نیست.
آهی کشید، دست ابریشمینش را به دست خورشید سپرد و در آغوش او آرام گرفت.
خورشید، اما، آرام نگرفت.
از آن هم آغوشی، چنان در التهاب سوخت که دیگر تاب خویشتن داری نداشت.
خورشید شهریور، که روزهای پایانی تابستان را با ملایمت خزان سپری میکرد، ناگهان آتش نیمه مرداد را بر سر زمینیان فرو ریخت؛ و دلهایی را که سالها از خوف یخ زده بودند، به هرم خویش گداخت.
آنگاه کمان برگرفت.
پیکانی از شراره رخ ماه ساخت و آن را به سوی زمین خاکستری رها کرد.
اما یک تیر بود و هزاران دل.
از هر خانه، از هر کوچه، از هر دانشگاه و خیابان، نوری برخاست؛ و تیر نخستین، در پرواز خویش هزاران بار تکثیر شد.
سپاهیان ظلمت، برای نخستین بار دریافتند که نور را میتوان کشت، اما نمیتوان کشتن نور را از یاد انسانها برد.
و آن شب، نه ماه تنها بود، نه خورشید.
هزاران نور در آسمان و زمین برخاستند و غریو مردمانی که دیگر نمیخواستند در تاریکی زندگی کنند، در جهان پیچید:
زن، زندگی، آزادی
مسعود گرزین
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
زندگی در رگهای خیابان دوید؛
و آزادی برای نخستینبار، شبیه رؤیا نبود؛ شبیه زنی بود که سایهاش از دیوارهای ترس بلندتر شده بود.
طرح از ملیکا باقری.
به سان ماه، در شبی که آسمان را خسوفی دیرپا فرا گرفته بود، به شهری آمد که سالها بود تیرگی و غبار بر چهرهاش نشسته بود.
طرهای از گیسوان مجعد و شبق گونش بر رخساره چون ماهش فرو افتاده بود؛ و شاید همین یک رشته گیسو برای آن همه ظلمت، زیادی نور داشت.
پاسداران شب، تاب تماشای ماه را نیاوردند.
دست بردند تا نور را خاموش کنند؛ و بر سیمای قمر، سیلیای نشاندند که شب را در نیلی رخسارش جاودانه کرد.
ماه منیر خمید؛ چون هلالی نحیف، و سه روز در محاق ماند.
هر بامداد، خورشید سر برآورد و با ناله و زاری از او خواست دیدگانش را بگشاید.
ماه رخسار، فریاد عاشقان خویش را میشنید؛ صدای مادران را، صدای پدران را، و صدای هزاران انسانی را که نمیخواستند باور کنند ماه میتواند بمیرد.
اما رمقی برای پاسخ نداشت.
اهریمن زشت خو، پتک خویش را چنان بر فرق او کوفته بود که گویی میخواست نه یک تن، که خود امکان روشنایی را درهم بشکند.
و سرانجام ماه دانست که دیگر ماندن در ظلمت ممکن نیست.
آهی کشید، دست ابریشمینش را به دست خورشید سپرد و در آغوش او آرام گرفت.
خورشید، اما، آرام نگرفت.
از آن هم آغوشی، چنان در التهاب سوخت که دیگر تاب خویشتن داری نداشت.
خورشید شهریور، که روزهای پایانی تابستان را با ملایمت خزان سپری میکرد، ناگهان آتش نیمه مرداد را بر سر زمینیان فرو ریخت؛ و دلهایی را که سالها از خوف یخ زده بودند، به هرم خویش گداخت.
آنگاه کمان برگرفت.
پیکانی از شراره رخ ماه ساخت و آن را به سوی زمین خاکستری رها کرد.
اما یک تیر بود و هزاران دل.
از هر خانه، از هر کوچه، از هر دانشگاه و خیابان، نوری برخاست؛ و تیر نخستین، در پرواز خویش هزاران بار تکثیر شد.
سپاهیان ظلمت، برای نخستین بار دریافتند که نور را میتوان کشت، اما نمیتوان کشتن نور را از یاد انسانها برد.
و آن شب، نه ماه تنها بود، نه خورشید.
هزاران نور در آسمان و زمین برخاستند و غریو مردمانی که دیگر نمیخواستند در تاریکی زندگی کنند، در جهان پیچید:
زن، زندگی، آزادی
مسعود گرزین
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
💔27❤8👍7🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب عمومی کسبه و بازاریان سقز
همزمان با هزارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی
تصاویر منتشر شده نشان میدهد، کسبه و بازاریان سقز همزمان با چهارمین سالگرد مهسا ژینا امینی دست به اعتصاب عمومی زدند.
در همین حال اخبار رسیدهحاکی از تحمیل جو شدید سرکوب و استقرار خودروهای نظامی و امنیتی سرکوبگر در سطح شهر سقز است.
برخی منابع خبر دادند نیروهای جمهوری اسلامی از وحشت مردم مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی، محل مزار ژینا امینی را مسدود کرده.
#مهسا_امینی #ژینا_امینی #زن_زندگی_آزادی
همزمان با هزارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی
تصاویر منتشر شده نشان میدهد، کسبه و بازاریان سقز همزمان با چهارمین سالگرد مهسا ژینا امینی دست به اعتصاب عمومی زدند.
در همین حال اخبار رسیدهحاکی از تحمیل جو شدید سرکوب و استقرار خودروهای نظامی و امنیتی سرکوبگر در سطح شهر سقز است.
برخی منابع خبر دادند نیروهای جمهوری اسلامی از وحشت مردم مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی، محل مزار ژینا امینی را مسدود کرده.
#مهسا_امینی #ژینا_امینی #زن_زندگی_آزادی
🕊23💔6👌5❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، شماری از کسبه و بازاریان در شهرهای مختلف کردنشین در پی فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران، مغازهها و واحدهای صنفی خود را تعطیل کردند.
این اعتصاب همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن مهسا (ژینا) امینی برگزار شده و گزارشهای منتشرشده حاکی از مشارکت بخشهایی از بازار در این حرکت اعتراضی است. پیشتر ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران از اصناف و بازاریان خواسته بود با بستن مغازهها در این اعتصاب عمومی شرکت کنند.
#اعتصاب #نه_به_جمهوری_اسلامی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
این اعتصاب همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن مهسا (ژینا) امینی برگزار شده و گزارشهای منتشرشده حاکی از مشارکت بخشهایی از بازار در این حرکت اعتراضی است. پیشتر ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران از اصناف و بازاریان خواسته بود با بستن مغازهها در این اعتصاب عمومی شرکت کنند.
#اعتصاب #نه_به_جمهوری_اسلامی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
❤15👍4👌1
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، از اوین:
تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دیماه، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را به گلوله بستند
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در آستانه سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با انتشار بیانیهای، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره کشتار معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را به چالش کشیده و خواستار پاسخگویی درباره تناقض میان ادعای حضور «تروریستها» در اعتراضات مردمی و امنیت کامل تجمعات حکومتی شده است.
متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی:
«۲۵ شهریورماه سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است.به یاد شهدای خونینکفن این جنبش تحولآفرین و همچنین جنبش خونبار دیماه ۱۴۰۴ هم که به شیوهای وحشیانه، با سبعیت و قساوت قلب، با رگبار مسلسل قتال عام شدند، ۲ سؤال مطرح میکنم.
بیش از ۶ ماه است که مزدوران نظام فاسد جمهوری اسلامی، به سرکردگی مجتبی خامنهای تبهکار غارتگر، در کمال امنیت و آرامش شبها خیابانگردی و پرچمگردانی میکنند و با رجزخوانی و عربدهکشی و هل من مبارز طلبیدن (البته همراه با سورچرانی و دریافت پاداشهای کلان)، مزاحم استراحت و آرامش مردم میشوند.
عجیب آن است که نه در این تجمعات شبانه و نه در تظاهرات حکومتی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، خبری از تروریستهای مورد ادعای دروغپردازان جمهوری اسلامی که مردم معترض بیدفاع را در اعتراضهای دیماه به رگبار بستند، نبوده و نیست.
اکنون رسانهها و نهادهای حقوق بشری باید در مقابل تناقضگوییها و دروغپردازیهای گوبلزی نظام سران آدمکش جمهوری اسلامی بایستند و بپرسند چگونه است که هر بار به محض اوج گرفتن اعتراضات مردم، عدهای که حکومت آنان را تروریست مینامد، همچون قارچ سر از خاک بیرون میآورند و مردم را قتل عام میکنند، اما در راهپیماییهای حکومتی ناپدید میشوند.
مگر غیر از این است که منافع قاتلان مردم که حکومت آنان را به بیگانگان منتسب میکند، در پیروزی مردم معترض و در شکست راهپیمایان حکومتی است؟
پس با کدام منطق باید اعتراض مردم علیه حکومت را با گلوله خاموش کنند که منافع آنان را تأمین میکند و در راهپیماییهای حکومتی دود میشوند و به هوا میروند؟
باید پرسید چگونه است که حکومت میتواند امنیت راهپیمایان مزدور و هواداران خود را در سراسر شهرهای ایران به گونهای تأمین کند که حتی خون از دماغ احدی جاری نشود، اما وقتی نوبت به اعتراضات و مخالفتهای مردم بیدفاع میرسد، میدان را برای مزدورانی که تروریست میخواند خالی میکند؟
راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در کمال امنیت و آرامش و بیش از ۶ ماه پرچمگردانی و تجمعات همراه با مزاحمت و ایجاد رعب و وحشت برای مردم، بار دیگر دست خونین و شیوه خائنانه حکومت ولایت شیطانی فقیه را رو میکند که تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دهها هزار جان بیدار و بیدفاع، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را در دیماه ۱۴۰۴ به گلوله بستند و مرتکب جنایت سهمگینی شدند که در تاریخ معاصر ایران بیسابقه است.
ملت ایران هرگز این جنایت ضد بشری را فراموش نخواهد کرد و تاریخ به نسلهای آینده که تداومبخش این ملت خواهند بود، خواهد گفت که این نظام و سرکردگانش با ملت چه کردند.»
ابوالفضل قدیانی
سالن ۱، بند ۷ زندان اوین
۱۴۰۴/۶/۲۴
#ابولفضل_قدیانی #مهسا_امینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دیماه، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را به گلوله بستند
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در آستانه سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با انتشار بیانیهای، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره کشتار معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را به چالش کشیده و خواستار پاسخگویی درباره تناقض میان ادعای حضور «تروریستها» در اعتراضات مردمی و امنیت کامل تجمعات حکومتی شده است.
متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی:
«۲۵ شهریورماه سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است.به یاد شهدای خونینکفن این جنبش تحولآفرین و همچنین جنبش خونبار دیماه ۱۴۰۴ هم که به شیوهای وحشیانه، با سبعیت و قساوت قلب، با رگبار مسلسل قتال عام شدند، ۲ سؤال مطرح میکنم.
بیش از ۶ ماه است که مزدوران نظام فاسد جمهوری اسلامی، به سرکردگی مجتبی خامنهای تبهکار غارتگر، در کمال امنیت و آرامش شبها خیابانگردی و پرچمگردانی میکنند و با رجزخوانی و عربدهکشی و هل من مبارز طلبیدن (البته همراه با سورچرانی و دریافت پاداشهای کلان)، مزاحم استراحت و آرامش مردم میشوند.
عجیب آن است که نه در این تجمعات شبانه و نه در تظاهرات حکومتی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، خبری از تروریستهای مورد ادعای دروغپردازان جمهوری اسلامی که مردم معترض بیدفاع را در اعتراضهای دیماه به رگبار بستند، نبوده و نیست.
اکنون رسانهها و نهادهای حقوق بشری باید در مقابل تناقضگوییها و دروغپردازیهای گوبلزی نظام سران آدمکش جمهوری اسلامی بایستند و بپرسند چگونه است که هر بار به محض اوج گرفتن اعتراضات مردم، عدهای که حکومت آنان را تروریست مینامد، همچون قارچ سر از خاک بیرون میآورند و مردم را قتل عام میکنند، اما در راهپیماییهای حکومتی ناپدید میشوند.
مگر غیر از این است که منافع قاتلان مردم که حکومت آنان را به بیگانگان منتسب میکند، در پیروزی مردم معترض و در شکست راهپیمایان حکومتی است؟
پس با کدام منطق باید اعتراض مردم علیه حکومت را با گلوله خاموش کنند که منافع آنان را تأمین میکند و در راهپیماییهای حکومتی دود میشوند و به هوا میروند؟
باید پرسید چگونه است که حکومت میتواند امنیت راهپیمایان مزدور و هواداران خود را در سراسر شهرهای ایران به گونهای تأمین کند که حتی خون از دماغ احدی جاری نشود، اما وقتی نوبت به اعتراضات و مخالفتهای مردم بیدفاع میرسد، میدان را برای مزدورانی که تروریست میخواند خالی میکند؟
راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در کمال امنیت و آرامش و بیش از ۶ ماه پرچمگردانی و تجمعات همراه با مزاحمت و ایجاد رعب و وحشت برای مردم، بار دیگر دست خونین و شیوه خائنانه حکومت ولایت شیطانی فقیه را رو میکند که تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دهها هزار جان بیدار و بیدفاع، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را در دیماه ۱۴۰۴ به گلوله بستند و مرتکب جنایت سهمگینی شدند که در تاریخ معاصر ایران بیسابقه است.
ملت ایران هرگز این جنایت ضد بشری را فراموش نخواهد کرد و تاریخ به نسلهای آینده که تداومبخش این ملت خواهند بود، خواهد گفت که این نظام و سرکردگانش با ملت چه کردند.»
ابوالفضل قدیانی
سالن ۱، بند ۷ زندان اوین
۱۴۰۴/۶/۲۴
#ابولفضل_قدیانی #مهسا_امینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤10👌7👍3💯1
عفو بینالملل: جمهوری اسلامی در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است / درخواست صدور حکم بازداشت برای ۸۷ مقام جمهوری اسلامی
سازمان عفو بینالملل با انتشار گزارشی تفصیلی در چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی»، مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است. این نهاد بینالمللی از دادستانهای سراسر جهان خواست تا درباره مقامهای دخیل در این سرکوبها تحقیق کرده و در صورت وجود شواهد کافی، احکام بازداشت آنان را صادر کنند.
بر اساس این گزارش، عفو بینالملل ۸۷ مقام جمهوری اسلامی را شناسایی کرده است که باید تحت تحقیقات کیفری قرار گیرند. این فهرست شامل ۶۲ فرمانده نیروهای امنیتی (۳۳ فرمانده سپاه پاسداران و ۲۷ فرمانده فراجا) و همچنین ۲۵ مقام وزارت کشور از جمله استانداران و فرمانداران است. از این میان، ۱۰ نفر مقام کشوری و ۷۷ نفر مسئولان منطقهای و استانی در ۱۷ شهرستان واقع در استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی بودهاند.
در صدر فهرست ارائهشده از سوی عفو بینالملل، نام چهرههایی چون علی خامنهای، محمد باقری، حسین سلامی و محمد پاکپور به چشم میخورد. همچنین احمد وحیدی، وزیر کشور وقت در سال ۱۴۰۱، از دیگر مقامهایی است که نامش در این پرونده قرار دارد. این سازمان حقوق بشری بر ضرورت اقدام عملی جامعه جهانی و اعمال صلاحیت جهانی برای محاکمه عاملان و آمران این سرکوبهای خونین تأکید کرده است.
#عفو_بین_الملل #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
سازمان عفو بینالملل با انتشار گزارشی تفصیلی در چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی»، مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است. این نهاد بینالمللی از دادستانهای سراسر جهان خواست تا درباره مقامهای دخیل در این سرکوبها تحقیق کرده و در صورت وجود شواهد کافی، احکام بازداشت آنان را صادر کنند.
بر اساس این گزارش، عفو بینالملل ۸۷ مقام جمهوری اسلامی را شناسایی کرده است که باید تحت تحقیقات کیفری قرار گیرند. این فهرست شامل ۶۲ فرمانده نیروهای امنیتی (۳۳ فرمانده سپاه پاسداران و ۲۷ فرمانده فراجا) و همچنین ۲۵ مقام وزارت کشور از جمله استانداران و فرمانداران است. از این میان، ۱۰ نفر مقام کشوری و ۷۷ نفر مسئولان منطقهای و استانی در ۱۷ شهرستان واقع در استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی بودهاند.
در صدر فهرست ارائهشده از سوی عفو بینالملل، نام چهرههایی چون علی خامنهای، محمد باقری، حسین سلامی و محمد پاکپور به چشم میخورد. همچنین احمد وحیدی، وزیر کشور وقت در سال ۱۴۰۱، از دیگر مقامهایی است که نامش در این پرونده قرار دارد. این سازمان حقوق بشری بر ضرورت اقدام عملی جامعه جهانی و اعمال صلاحیت جهانی برای محاکمه عاملان و آمران این سرکوبهای خونین تأکید کرده است.
#عفو_بین_الملل #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
👌15👍2🕊1💯1
آتش زیر خاکستر
خالق اثر
اسد بیناخواهی
«حضرت آقا» در گور شد و جنبش آزادیخواهی ایرانیان زنده است.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی
خالق اثر
اسد بیناخواهی
«حضرت آقا» در گور شد و جنبش آزادیخواهی ایرانیان زنده است.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی
👍27❤7👌1🕊1
زن، زندگی، آزادی در امتداد تجربهها
✍️مهدی یراحی
چهار سال از قتل مهسا امینی گذشت؛ از خشونتی که بر او رفت، از کشته شدن و مجروح شدن و زندانی شدن هزاران ایرانی معترض و از عزادار شدن خانوادههایشان تا ایستادگیها، سوگواریها و فسردگیِ تکتکمان، و از آغاز «زن، زندگی، آزادی» در ایران.
به گمانم، خیزشهای اجتماعی جزایر جدا از هم نیستند؛ هرکدام بخشی از رنج، تجربه و حافظه پیشین را با خود حمل میکنند و به بعدی میسپارند. پیوستگی اما به معنای یکسان بودن شعار، رهبر یا مقصد سیاسی نیست؛ و نمیتوان برای اثبات تصویری مطلوب از حال و آینده، گذشته و مفهومِ تجربه میلیونها انسان را بازتعریف کرد.
زن، زندگی، آزادی نیز در همین روند، مسئله زن، بدن، کرامت انسان، معیشت، حجاب اجباری و نسبت فرد و حکومت را به رویارویی کشاند. شکافی عمیق در جامعه را آشکار کرد و در عین تکثر، میان بخش بزرگی از جامعه «مایی» ساخت که پیش از آن به این روشنی وجود نداشت. این دو با هماند و یکی دیگری را پاک نمیکند؛ تجربهای انسانی و ملی.
این جنبش، به گمان من، نفی مشخصی است: نه به تحقیر، نه به حجاب اجباری، نه به حکومت بر بدن و نه به فرودست کردنِ انسان در برابر ایدئولوژی.
همین تکثر، روایتهای مختلفی ساخته و میسازد؛ اما هر روایت مخدوشی امروز، خاستگاه واقعی دیروز را تغییر نمیدهد.
زن، زندگی، آزادی به باور من، نه نقطه آغاز این مسیر است و نه پایان آن؛ در امتداد تجربههای پیشین شکل گرفت، معنای تازهای به آنها داد و خود نیز به تجربهای برای آنچه پس از آن آمده و میآید تبدیل شد؛ بخشی از همان دریای تجربههای گران جامعه ایران که باید تا رسیدن به آزادی و دموکراسی چراغ راه بماند، نه دستاویزی برای جدلهای فرسایشی، نه بازگشتی به اصلاحطلبی بیافق در دل همین ساختار، و نه تکرار چرخه جایگزینی یک اقتدار با اقتدار دیگر.
از صفحه اینستاگرام نویسنده
#مهدی_یراحی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مهدی یراحی
چهار سال از قتل مهسا امینی گذشت؛ از خشونتی که بر او رفت، از کشته شدن و مجروح شدن و زندانی شدن هزاران ایرانی معترض و از عزادار شدن خانوادههایشان تا ایستادگیها، سوگواریها و فسردگیِ تکتکمان، و از آغاز «زن، زندگی، آزادی» در ایران.
به گمانم، خیزشهای اجتماعی جزایر جدا از هم نیستند؛ هرکدام بخشی از رنج، تجربه و حافظه پیشین را با خود حمل میکنند و به بعدی میسپارند. پیوستگی اما به معنای یکسان بودن شعار، رهبر یا مقصد سیاسی نیست؛ و نمیتوان برای اثبات تصویری مطلوب از حال و آینده، گذشته و مفهومِ تجربه میلیونها انسان را بازتعریف کرد.
زن، زندگی، آزادی نیز در همین روند، مسئله زن، بدن، کرامت انسان، معیشت، حجاب اجباری و نسبت فرد و حکومت را به رویارویی کشاند. شکافی عمیق در جامعه را آشکار کرد و در عین تکثر، میان بخش بزرگی از جامعه «مایی» ساخت که پیش از آن به این روشنی وجود نداشت. این دو با هماند و یکی دیگری را پاک نمیکند؛ تجربهای انسانی و ملی.
این جنبش، به گمان من، نفی مشخصی است: نه به تحقیر، نه به حجاب اجباری، نه به حکومت بر بدن و نه به فرودست کردنِ انسان در برابر ایدئولوژی.
همین تکثر، روایتهای مختلفی ساخته و میسازد؛ اما هر روایت مخدوشی امروز، خاستگاه واقعی دیروز را تغییر نمیدهد.
زن، زندگی، آزادی به باور من، نه نقطه آغاز این مسیر است و نه پایان آن؛ در امتداد تجربههای پیشین شکل گرفت، معنای تازهای به آنها داد و خود نیز به تجربهای برای آنچه پس از آن آمده و میآید تبدیل شد؛ بخشی از همان دریای تجربههای گران جامعه ایران که باید تا رسیدن به آزادی و دموکراسی چراغ راه بماند، نه دستاویزی برای جدلهای فرسایشی، نه بازگشتی به اصلاحطلبی بیافق در دل همین ساختار، و نه تکرار چرخه جایگزینی یک اقتدار با اقتدار دیگر.
از صفحه اینستاگرام نویسنده
#مهدی_یراحی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
❤18👍3💯2👌1
کانون صنفی معلمان در بزرگداشت یاد و خاطره ژینا امینی و جنبش، زن، زندگی آزادی بیانهای با این شرح منتشر کرد:
بیانیه کانون صنفی معلمان در بزرگداشت یاد و خاطره ژینا امینی و جنبش، زن، زندگی آزادی
«نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت»
چهار سال از جانباختن معصومانه دختری گذشت که مرگش به انفجار خشم و مطالبهای منجر شد که سالها سینه میلیونها زن و مرد ایرانی را سنگین و دردمند کرده بود. نام او تبدیل به شعاری شد جاری بر زبانها؛ شعاری که از خیابانهای کردستان تا تهران و تا... ، از دانشگاهها تا کارگاهها، و از زبان جوانان تا صدای مادران، طنین انداخت.
«زن زندگی آزادی»
دیگر فقط یک شعار نبود؛ یک خواست جمعی، یک هویت، و یک راه شد.
آنچه در این چهار سال رخ داد، فقط اعتراض نبود. تغییری عمیق در بطن جامعه بود.
دختران و زنانی که برای سالها ساکت بیصدا بودن را یاد گرفته بودند، به خیابان آمدند و با صدای رسا اعلام حضور کردند.
مردانی که تصور میکردند حقوق زنان امری زنانه است، در کنار آنها قرار گرفتند.
خانوادههایی که فقط سوگوار بودند، به دادخواه تبدیل شدند.
و جامعهای که میخواستند در ترس و سکوت بماند، دانست که باید بپرسد، اعتراض کند، و تسلیم نشود.
جنبش ژینا، جنبش خشونت نبود؛ جنبش آگاهی و پایداری مدنی بود. جنبشی بود که با وجود سرکوب، با وجود زندان، و از دست دادنها، نهتنها متوقف نشد که ریشههایش عمیقتر و قویتر شد. از خیابان به خانهها رفت و از خانهها به دلها و اندیشهها؛ از بزرگترین شهرها تا دورافتادهترین روستاها، هرکدام گامهایی به جلو برداشتند.
امروز، دختری که در شهری کوچک، بزرگ میشود، میداند که حق دارد انتخاب کند، حق دارد بپوشد آنچه میخواهد، و حق دارد زندگی کند. این تغییر نه کوچک است و نه هیچ قدرتی میتواند از جامعه بگیرد.
خانواده امینی اما هنوز چشم به راه حقیقت است. اگرچه این انتظار، تنها انتظار یک خانواده نیست؛ میلیونها نفر در این سرزمین، با آنها همراهند و باور دارند که این حقیقتجویی، تنها با پایداری مدنی و با تداوم همین جنبش به نتیجه میرسد.
کانون صنفی معلمان ایران یاد و خاطره جانسوز ژینا را پاس میدارد، با خانواده او همدردی میکند و با جنبش برابریطلبانه و آزادیخواه زن زندگی آزادی همراه است.
کانون صنفی معلمان ایران
۱۴۰۵/۶/۲۵
#مهسا_امینی #کانون_صنفی_معلمان_ایران
#زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه کانون صنفی معلمان در بزرگداشت یاد و خاطره ژینا امینی و جنبش، زن، زندگی آزادی
«نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت»
چهار سال از جانباختن معصومانه دختری گذشت که مرگش به انفجار خشم و مطالبهای منجر شد که سالها سینه میلیونها زن و مرد ایرانی را سنگین و دردمند کرده بود. نام او تبدیل به شعاری شد جاری بر زبانها؛ شعاری که از خیابانهای کردستان تا تهران و تا... ، از دانشگاهها تا کارگاهها، و از زبان جوانان تا صدای مادران، طنین انداخت.
«زن زندگی آزادی»
دیگر فقط یک شعار نبود؛ یک خواست جمعی، یک هویت، و یک راه شد.
آنچه در این چهار سال رخ داد، فقط اعتراض نبود. تغییری عمیق در بطن جامعه بود.
دختران و زنانی که برای سالها ساکت بیصدا بودن را یاد گرفته بودند، به خیابان آمدند و با صدای رسا اعلام حضور کردند.
مردانی که تصور میکردند حقوق زنان امری زنانه است، در کنار آنها قرار گرفتند.
خانوادههایی که فقط سوگوار بودند، به دادخواه تبدیل شدند.
و جامعهای که میخواستند در ترس و سکوت بماند، دانست که باید بپرسد، اعتراض کند، و تسلیم نشود.
جنبش ژینا، جنبش خشونت نبود؛ جنبش آگاهی و پایداری مدنی بود. جنبشی بود که با وجود سرکوب، با وجود زندان، و از دست دادنها، نهتنها متوقف نشد که ریشههایش عمیقتر و قویتر شد. از خیابان به خانهها رفت و از خانهها به دلها و اندیشهها؛ از بزرگترین شهرها تا دورافتادهترین روستاها، هرکدام گامهایی به جلو برداشتند.
امروز، دختری که در شهری کوچک، بزرگ میشود، میداند که حق دارد انتخاب کند، حق دارد بپوشد آنچه میخواهد، و حق دارد زندگی کند. این تغییر نه کوچک است و نه هیچ قدرتی میتواند از جامعه بگیرد.
خانواده امینی اما هنوز چشم به راه حقیقت است. اگرچه این انتظار، تنها انتظار یک خانواده نیست؛ میلیونها نفر در این سرزمین، با آنها همراهند و باور دارند که این حقیقتجویی، تنها با پایداری مدنی و با تداوم همین جنبش به نتیجه میرسد.
کانون صنفی معلمان ایران یاد و خاطره جانسوز ژینا را پاس میدارد، با خانواده او همدردی میکند و با جنبش برابریطلبانه و آزادیخواه زن زندگی آزادی همراه است.
کانون صنفی معلمان ایران
۱۴۰۵/۶/۲۵
#مهسا_امینی #کانون_صنفی_معلمان_ایران
#زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
❤27🕊4👍1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهار سال از آن روزهای خونین میگذرد؛ روزهایی که خشم و اندوه از قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، کوچهها و خیابانهای ایران را فراگرفت. شهریور ۱۴۰۱، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ یادآور روزهایی است که شماری از شهروندان در شهرهای مختلف، در اعتراض به این فاجعه و برای احقاق بدیهیترین حقوق انسانی خود به خیابان آمدند، اما با هجوم ماموران حکومتی به خاک و خون کشیده شدند.
اعتراض، حق قانونی و طبیعی هر انسان و شهروندی است و هرگونه سرکوب، تیراندازی و کشتار معترضان، جرمی آشکار و غیرقانونی است. در آن روزها، گلولهها پاسخ فریادها شد؛ شمار زیادی از شهروندان زخمی و بازداشت شدند و خاک این سرزمین داغدار عزیزانی گشت که جان خود را در راه آزادی گذاختند.
امروز در تقاطع این یادها، نباید اجازه دهیم غبار فراموشی بر آن روزها بنشیند. یادآوری شهریور ۱۴۰۱، آغاز جنبشی است که با خون ژینا و جانهای بیدار هزاران انسان آزاده رقم خورد؛ جنبشی که پیونددهنده رنجها، امیدها و اراده استوار نسلی شد که دیگر تن به اسارت و تاریکی نمیدهد.
یاد آن روزها و نام تمامی جانباختگان راه آزادی، چراغ راه فردای این سرزمین است.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
اعتراض، حق قانونی و طبیعی هر انسان و شهروندی است و هرگونه سرکوب، تیراندازی و کشتار معترضان، جرمی آشکار و غیرقانونی است. در آن روزها، گلولهها پاسخ فریادها شد؛ شمار زیادی از شهروندان زخمی و بازداشت شدند و خاک این سرزمین داغدار عزیزانی گشت که جان خود را در راه آزادی گذاختند.
امروز در تقاطع این یادها، نباید اجازه دهیم غبار فراموشی بر آن روزها بنشیند. یادآوری شهریور ۱۴۰۱، آغاز جنبشی است که با خون ژینا و جانهای بیدار هزاران انسان آزاده رقم خورد؛ جنبشی که پیونددهنده رنجها، امیدها و اراده استوار نسلی شد که دیگر تن به اسارت و تاریکی نمیدهد.
یاد آن روزها و نام تمامی جانباختگان راه آزادی، چراغ راه فردای این سرزمین است.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
💔32👍3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنبش «زن، زندگی، آزادی» با قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد؛ رویدادی که خشم عمومی را برانگیخت و خیابانهای ایران را به صحنه اعتراضی علیه استبداد تبدیل کرد. در روزهای پایانی شهریور ۱۴۰۱، مردم در سراسر کشور با همبستگی کمنظیری به خیابان آمدند و زنان با پیشتازی در این میدان، خواستار بنیادین آزادی و کرامت انسانی شدند. در مقابل، جمهوری اسلامی پاسخ این فریادهای حقطلبانه را با سرکوب عریان، خشونت قهرآمیز و گلوله داد که به کشته و زخمی شدن و بازداشت هزاران نفر انجامید.
امروز با گذشت زمان، یادآوری آن روزها سدی در برابر فراموشی است. حاکمیت همچنان به سرکوب و ایجاد ارعاب ادامه میدهد؛ چنانکه در چهارمین سالگرد این خیزش، سازمان عفو بینالملل با انتشار گزارشی اعلام کرد جمهوری اسلامی با شناسایی ۸۷ مقام دخیل، مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است.
این مقاومت و همبستگی عمومی، چراغ راه نسلی است که برای پسگرفتن زندگی و آزادی از پای ننشسته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
جنبش «زن، زندگی، آزادی» با قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد؛ رویدادی که خشم عمومی را برانگیخت و خیابانهای ایران را به صحنه اعتراضی علیه استبداد تبدیل کرد. در روزهای پایانی شهریور ۱۴۰۱، مردم در سراسر کشور با همبستگی کمنظیری به خیابان آمدند و زنان با پیشتازی در این میدان، خواستار بنیادین آزادی و کرامت انسانی شدند. در مقابل، جمهوری اسلامی پاسخ این فریادهای حقطلبانه را با سرکوب عریان، خشونت قهرآمیز و گلوله داد که به کشته و زخمی شدن و بازداشت هزاران نفر انجامید.
امروز با گذشت زمان، یادآوری آن روزها سدی در برابر فراموشی است. حاکمیت همچنان به سرکوب و ایجاد ارعاب ادامه میدهد؛ چنانکه در چهارمین سالگرد این خیزش، سازمان عفو بینالملل با انتشار گزارشی اعلام کرد جمهوری اسلامی با شناسایی ۸۷ مقام دخیل، مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است.
این مقاومت و همبستگی عمومی، چراغ راه نسلی است که برای پسگرفتن زندگی و آزادی از پای ننشسته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
❤28🕊8👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نامش نیکا بود، دختری با چشمهای پر از رویا و سری پر از شور زندگی. نیکا شاکرمی، نوجوانی از نسل بیداری، متولد دهم مهر ۱۳۸۴ بود؛ دختری که هنوز جهان برایش در آستانه کشف و شگفتی بود، اما تقویم زندگیاش در ۲۹ شهریور ۱۴۰۱، در میان دود و فریاد خیابانهای تهران ورق خورد و به دست ماموران قاتل جمهوری اسلامی بسته شد.
آن شب، در التهاب خیزشی که پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی شعله کشیده بود، نیکا در بلوار کشاورز گام گذاشت؛ پاهایش استوار و نگاهش سرشار از آزادی بود. اما ظلم و سیاهی در آن روزها، جوینده معصوم آزادی را برنتابید. او را در آن هیاهو ربودند، شکنجه و آزار کردند و پس از روزها بیخبری، پیکر بیجانش در کهریزک به دست خانوادهاش رسید تا داغی بیپایان بر دل تاریخ بنشاند.
حکومتیان مرگش را به بازی گرفتند و روایتی ساختگی بافتند، اما حقیقت چشمان روشنِ نیکا در یادها جاودانه ماند.
امروز، در چهارمین سالگرد آن روزهای خونین، نیکا تنها یک نام نیست؛ او نماد معصومیت درخشان نسلی است که نخواست در تاریکی بماند. او دختری با موهای رها در باد و لبخندی جاودانه است که در هر ترانه، هر شوق زندگی و هر گام استوار در خیابان، دوباره متولد میشود.
ما روایت نیکا را، حکایت آن نگاه پر از زندگی را، هرگز از خاطر نخواهیم برد. او در تکتک ضربانهای قلب این سرزمین جاری است؛ روایتی تلخ اما باشکوه از دختری که جان داد تا آزادی معنایی دوباره یابد.
یادش تا ابد روشن و گرامی باد.
#نیکا_شاکرمی #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
آن شب، در التهاب خیزشی که پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی شعله کشیده بود، نیکا در بلوار کشاورز گام گذاشت؛ پاهایش استوار و نگاهش سرشار از آزادی بود. اما ظلم و سیاهی در آن روزها، جوینده معصوم آزادی را برنتابید. او را در آن هیاهو ربودند، شکنجه و آزار کردند و پس از روزها بیخبری، پیکر بیجانش در کهریزک به دست خانوادهاش رسید تا داغی بیپایان بر دل تاریخ بنشاند.
حکومتیان مرگش را به بازی گرفتند و روایتی ساختگی بافتند، اما حقیقت چشمان روشنِ نیکا در یادها جاودانه ماند.
امروز، در چهارمین سالگرد آن روزهای خونین، نیکا تنها یک نام نیست؛ او نماد معصومیت درخشان نسلی است که نخواست در تاریکی بماند. او دختری با موهای رها در باد و لبخندی جاودانه است که در هر ترانه، هر شوق زندگی و هر گام استوار در خیابان، دوباره متولد میشود.
ما روایت نیکا را، حکایت آن نگاه پر از زندگی را، هرگز از خاطر نخواهیم برد. او در تکتک ضربانهای قلب این سرزمین جاری است؛ روایتی تلخ اما باشکوه از دختری که جان داد تا آزادی معنایی دوباره یابد.
یادش تا ابد روشن و گرامی باد.
#نیکا_شاکرمی #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
💔41❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهریور ۱۴۰۱ نقطهعطفی در تاریخ مقاومت جمعی ماست؛ روزهایی که خیابانهای شهرهای ایران به صحنه خروش میلیونی ملتی تبدیل شد که دیگر بار سنگین ظلم، تحقیر و استبداد را برنتابیدند. آنچه این خیزش را جاودانه ساخت، همبستگی بینظیر و شانهبهشانه مردمی بود که با دستهای خالی اما قلبهای سرشار از امید، در برابر تاریکی ایستادند.
در آن روزهای پرشور، کوچه و خیابان معنایی دیگر یافت. هنگامی که جوانان و زنان شجاع ما با دست خالی و صفوف فشرده، نیروهای تا دندان مسلح سرکوب را با اتحاد و پایداری خود به عقب راندند، صحنههایی از غرور، شجاعت و همبستگی خلق شد که تاریخ به خود ندیده بود. هر فریاد، هر سنگر کوچک مردمی و هر دستِ گرهخورده در دست دیگری، گواهی بر این حقیقت بود که ارادهی یک ملتِ به پاخاسته، توان شکستن قفلهای خفقان را دارد.
امروز، در سالگرد آن حماسههای بزرگ، «علیه فراموشی» میایستیم تا به یاد آوریم که قدرتِ همبستگی ما از هر ابزار سرکوبی فراتر است. آن روزها نقشه راه آیندهای شد که در آن، ترس معنا خود را باخت و زندگی و آزادی به بهای جان و رنج، معنایی دوباره یافت.
#زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #نه_به_جمهورى_اسلامى
در آن روزهای پرشور، کوچه و خیابان معنایی دیگر یافت. هنگامی که جوانان و زنان شجاع ما با دست خالی و صفوف فشرده، نیروهای تا دندان مسلح سرکوب را با اتحاد و پایداری خود به عقب راندند، صحنههایی از غرور، شجاعت و همبستگی خلق شد که تاریخ به خود ندیده بود. هر فریاد، هر سنگر کوچک مردمی و هر دستِ گرهخورده در دست دیگری، گواهی بر این حقیقت بود که ارادهی یک ملتِ به پاخاسته، توان شکستن قفلهای خفقان را دارد.
امروز، در سالگرد آن حماسههای بزرگ، «علیه فراموشی» میایستیم تا به یاد آوریم که قدرتِ همبستگی ما از هر ابزار سرکوبی فراتر است. آن روزها نقشه راه آیندهای شد که در آن، ترس معنا خود را باخت و زندگی و آزادی به بهای جان و رنج، معنایی دوباره یافت.
#زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #نه_به_جمهورى_اسلامى
🕊14❤6
چهار سال از خیزش «زن، زندگی، آزادی» گذشته است؛ خیزشی که با مرگ ژینا مهسا امینی آغاز شد، اما خیلی زود از اعتراض به حجاب اجباری فراتر رفت و پرسشی بنیادی را پیش روی جامعه گذاشت: حکومت تا کجا حق دارد درباره بدن، سبک زندگی و آزادیهای فردی شهروندان تصمیم بگیرد؟
اهمیت این خیزش فقط در حضور گسترده مردم در خیابان نبود. زنان و مردان، دانشآموزان و دانشجویان، استادان و معلمان، کارگران و کسبه، هنرمندان و ورزشکاران، هر یک به شکلی وارد میدان شدند. اعتراض نیز از مرزهای جغرافیایی عبور کرد؛ از کردستان، خاستگاه شعار «ژن، ژیان، ئازادی»، تا بلوچستان، تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک ایران.
اما شاید یکی از عمیقترین پیامدهای این خیزش، به چالش کشیده شدن بخشی از گفتمان ایدئولوژیکی بود که جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه برای تثبیت آن تلاش کرده بود. حجاب اجباری فقط قانونی درباره پوشش نبود؛ نمادی از حق ادعایی حکومت برای مداخله در زندگی خصوصی شهروندان بود. پس از خیزش، حکومت همچنان ابزار اجبار را در اختیار داشت، اما فاصله میان «آنچه حکومت تحمیل میکند» و «آنچه بخشی از جامعه میپذیرد» آشکارتر شد.
بهای این ایستادگی سنگین بود: صدها کشته، هزاران بازداشت، شکنجه، خشونت و اعدام. از میان همین رنج، نسل تازهای از خانوادههای دادخواه نیز به میدان آمد؛ خانوادههایی که نام و تصویر عزیزانشان را زنده نگه داشتند و در برابر فراموشی و تحمیل روایت رسمی ایستادند.
چهار سال بعد، نه باید این خیزش را رمانتیک کرد و نه میتوان آن را فقط با پایان اعتراضات گسترده خیابانی سنجید.
«زن، زندگی، آزادی» یک درس دشوار نیز داشت: شجاعت و همبستگی میتوانند جامعه را به حرکت درآورند، اما برای تبدیل نیروی اجتماعی به تغییر سیاسی پایدار، سازمانیافتگی، شبکههای اعتماد، نهادهای مستقل و همکاری بلندمدت نیز ضروریاند.
شاید میراث این خیزش در همین دو واقعیت باشد: جامعه قدرت «نه» گفتن خود را نشان داد و دشواری تبدیل این «نه» به تغییر پایدار را نیز تجربه کرد.
#زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #ژینا_امینی #نیکا_شاکرمی #سارینا_اسماعیل_زاده #حنانه_کیا #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
اهمیت این خیزش فقط در حضور گسترده مردم در خیابان نبود. زنان و مردان، دانشآموزان و دانشجویان، استادان و معلمان، کارگران و کسبه، هنرمندان و ورزشکاران، هر یک به شکلی وارد میدان شدند. اعتراض نیز از مرزهای جغرافیایی عبور کرد؛ از کردستان، خاستگاه شعار «ژن، ژیان، ئازادی»، تا بلوچستان، تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک ایران.
اما شاید یکی از عمیقترین پیامدهای این خیزش، به چالش کشیده شدن بخشی از گفتمان ایدئولوژیکی بود که جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه برای تثبیت آن تلاش کرده بود. حجاب اجباری فقط قانونی درباره پوشش نبود؛ نمادی از حق ادعایی حکومت برای مداخله در زندگی خصوصی شهروندان بود. پس از خیزش، حکومت همچنان ابزار اجبار را در اختیار داشت، اما فاصله میان «آنچه حکومت تحمیل میکند» و «آنچه بخشی از جامعه میپذیرد» آشکارتر شد.
بهای این ایستادگی سنگین بود: صدها کشته، هزاران بازداشت، شکنجه، خشونت و اعدام. از میان همین رنج، نسل تازهای از خانوادههای دادخواه نیز به میدان آمد؛ خانوادههایی که نام و تصویر عزیزانشان را زنده نگه داشتند و در برابر فراموشی و تحمیل روایت رسمی ایستادند.
چهار سال بعد، نه باید این خیزش را رمانتیک کرد و نه میتوان آن را فقط با پایان اعتراضات گسترده خیابانی سنجید.
«زن، زندگی، آزادی» یک درس دشوار نیز داشت: شجاعت و همبستگی میتوانند جامعه را به حرکت درآورند، اما برای تبدیل نیروی اجتماعی به تغییر سیاسی پایدار، سازمانیافتگی، شبکههای اعتماد، نهادهای مستقل و همکاری بلندمدت نیز ضروریاند.
شاید میراث این خیزش در همین دو واقعیت باشد: جامعه قدرت «نه» گفتن خود را نشان داد و دشواری تبدیل این «نه» به تغییر پایدار را نیز تجربه کرد.
#زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #ژینا_امینی #نیکا_شاکرمی #سارینا_اسماعیل_زاده #حنانه_کیا #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊23💯4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاییز ۱۴۰۱ یادآور روزهایی است که خیابان، خانهی مردم شد؛ روزهایی که خشم و امید گره خوردند و کوچهبهکوچه، سنگر به سنگر، مردم استبداد را به عقب راندند.
دست در دست هم، با خشم از ظلمی که بر مهسا امینی رفت و لبریز از شوق آزادی، مردم خیابانها را پس گرفتند و نشان دادند ارادهی یک ملتِ بهپاخاسته از هر نیروی سرکوبی قدرتمندتر است.
فراموش نمیشود آن همبستگی سترگ را که ترس را معنا باخت و طنین «زن، زندگی، آزادی» را جاودانه ساخت. آزادیخواهان برای زندگی، برای پسگرفتن آینده و برای هر قدمی که در آن کوچهها برداشتند، ایستادهاند؛ علیه فراموشی، تا پای جان.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
دست در دست هم، با خشم از ظلمی که بر مهسا امینی رفت و لبریز از شوق آزادی، مردم خیابانها را پس گرفتند و نشان دادند ارادهی یک ملتِ بهپاخاسته از هر نیروی سرکوبی قدرتمندتر است.
فراموش نمیشود آن همبستگی سترگ را که ترس را معنا باخت و طنین «زن، زندگی، آزادی» را جاودانه ساخت. آزادیخواهان برای زندگی، برای پسگرفتن آینده و برای هر قدمی که در آن کوچهها برداشتند، ایستادهاند؛ علیه فراموشی، تا پای جان.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊2
سالگرد قتل حکومتی محمد جامهبزرگ
مردی که در خانهاش را به روی معترضان باز کرد و جمهوری اسلامی او را کشت
۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در بحبوحه اعتراضات به قتل حکومتی مهسا امینی، ماموران امنیتی به معترضان در ملارد حمله کردند و شماری از آنها برای فرار به خانه محمد جامهبزرگ پناه بردند. ماموران به دنبالشان وارد حیاط شدند، اما محمد در برابرشان ایستاد و نگذاشت معترضان را با خود ببرند.
دیوار خانهاش را علامت زدند، چون به معترضان پناه داده بود
همین مقاومت، خشم نیروهای سپاهی و بسیجی را برانگیخت. صبح روز اول مهر، یک نیروی لباسشخصی او را تهدید کرد. همان شب، دیوار خانهاش بهنشانه «پناهدادن به معترضان» علامتگذاری شد؛ نشانهای که خودش از وجودش بیخبر بود.
محمد گمان کرد ماجرا با یک تهدید شفاهی پایان یافته. اما ساعت ۳ بامداد ۲ مهر، ماموری در خانه را زد. فرزندانش از راه پشتبام و برای نجات از بازداشت خودشان به خانه همسایه گریختند؛ محمد و همسرش در را باز نکردند.
یکی از ماموران از دیوار حیاط بالا رفت و در را برای پنج نفر دیگر باز کرد. شش مامور خانه و پشتبام را برای یافتن محمد گشتند. وقتی سایهای روی پشتبام دیدند، بازگشتند؛ محمد در برابرشان ایستاد و خواستار نشاندادن حکم بازداشت شد.
ماموران تهدید کردند اگر با تیم دوم تماس بگیرند، محمد را خواهند کشت. با این حال شش مامور دیگر از راه رسیدند، همسرش مریم جعفری را در طبقه بالا حبس کردند و خود به پشتبام رفتند؛ دقایقی بعد، صدای برخورد جسمی به زمین و شلیک شنیده شد.
مریم وقتی به پشتبام رسید، همسرش را غرق در خون یافت؛ گلولهای ساچمهای از فاصله حدود یک متر، مستقیم به چشمش شلیک و در مغزش پخش شده بود. کارشناس اسلحه، این شلیک را «به قصد کشت» توصیف کرد. جرم محمد، پناهدادن به معترضان بود.
#محمد_جامه_بزرگ #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
مردی که در خانهاش را به روی معترضان باز کرد و جمهوری اسلامی او را کشت
۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در بحبوحه اعتراضات به قتل حکومتی مهسا امینی، ماموران امنیتی به معترضان در ملارد حمله کردند و شماری از آنها برای فرار به خانه محمد جامهبزرگ پناه بردند. ماموران به دنبالشان وارد حیاط شدند، اما محمد در برابرشان ایستاد و نگذاشت معترضان را با خود ببرند.
دیوار خانهاش را علامت زدند، چون به معترضان پناه داده بود
همین مقاومت، خشم نیروهای سپاهی و بسیجی را برانگیخت. صبح روز اول مهر، یک نیروی لباسشخصی او را تهدید کرد. همان شب، دیوار خانهاش بهنشانه «پناهدادن به معترضان» علامتگذاری شد؛ نشانهای که خودش از وجودش بیخبر بود.
محمد گمان کرد ماجرا با یک تهدید شفاهی پایان یافته. اما ساعت ۳ بامداد ۲ مهر، ماموری در خانه را زد. فرزندانش از راه پشتبام و برای نجات از بازداشت خودشان به خانه همسایه گریختند؛ محمد و همسرش در را باز نکردند.
یکی از ماموران از دیوار حیاط بالا رفت و در را برای پنج نفر دیگر باز کرد. شش مامور خانه و پشتبام را برای یافتن محمد گشتند. وقتی سایهای روی پشتبام دیدند، بازگشتند؛ محمد در برابرشان ایستاد و خواستار نشاندادن حکم بازداشت شد.
ماموران تهدید کردند اگر با تیم دوم تماس بگیرند، محمد را خواهند کشت. با این حال شش مامور دیگر از راه رسیدند، همسرش مریم جعفری را در طبقه بالا حبس کردند و خود به پشتبام رفتند؛ دقایقی بعد، صدای برخورد جسمی به زمین و شلیک شنیده شد.
مریم وقتی به پشتبام رسید، همسرش را غرق در خون یافت؛ گلولهای ساچمهای از فاصله حدود یک متر، مستقیم به چشمش شلیک و در مغزش پخش شده بود. کارشناس اسلحه، این شلیک را «به قصد کشت» توصیف کرد. جرم محمد، پناهدادن به معترضان بود.
#محمد_جامه_بزرگ #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
💔36❤1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
«از تاریکی بیگانگی
به درخشش یگانگی»
وقتی برای حق «دیگری» میایستیم
ورق بزنید
تحولات اجتماعی و جنبشها و خیزشهای ایرانیان در سالهای گذشته، در کنار تمامی رنجها و اتفاقات دردناک، دستآوردهای بزرگی نیز به همراه داشتهاست: شجاعتهایی که تکثیر شدند، تجربیات و درسهایی که آموخته شدند، مسیری که پیموده شد، بازنگریهای عمیق فرهنگی، دینی و اخلاقی، بازتعریف هویت میهنی و فهم نقش و مسئولیت فرد فرد شهروندان در امر سیاست، به معنای لزوم ایجاد تاثیر یا تغییر در حکمرانی.
▪️آنانی که ورق را برگرداندند
اعتراضات پس از مهسا ژینا خیلی زود از موضوع دین و حجاب تحمیلی و اجباری فراتر رفت. برای بخش بزرگی از ایرانیان، مهسا یک دختر غریبه نبود. او تبدیل «خویشتن» تک تک ایرانیان شد: مردمی که سزاوار ستمگری بیرحم و بیامان یک فرقه متعصب و پرادعا نیستند. دیرزمانی بود که بسیاری از ایرانیان، اخلاقیات اجباری و دین تحمیلی را به رسمیت نمیشناختند، ولی این بار دیگر صبر و سکوت چاره کار به نظر نمیرسید. خیزش فراگیر مردم ایران به همین دلیل به یک جنبش فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی تبدیل شد که نگاه بسیاری از ایرانیان به کرامت و مقام انسان، چه زن و چه مرد، آزادی فردی، حکومت، میهن، دین، تحمیل فرقهای و کنشگری را تغییر داد.
▪️گام بلند به سمت یگانگی
یکی از مهم ترین ویژگی های این جنبش آن بود که مطالبه حقوق زنان تنها بر دوش زنان باقی نماند. مردان بسیاری نیز در کنار زنان ایستادند و برای حقی اعتراض کردند که مستقیما درباره پوشش خود آنان نبود. همین همراهی اهمیت داشت: آزادی زمانی به یک ارزش عمومی تبدیل میشود که انسان برای حق دیگری نیز بایستد. همبستگی در ساحتهای گوناگون قدرت گرفت: مردان در کنار زنان، همراهی مردم از لایههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، و حمایت مناطق ایران از هم.
▪️شکستن دیوار بیگانگی
حکومت فرقهای ولایت فقیه که سال ها با تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی، مومن و بی دین، و باحجاب یا بیحجاب حکومت کرده بود، با تصویری متفاوت روبرو شد: انسانهایی متفاوت که میخواهند بر سر آزادی و کرامت یکدیگر با هم متحد شوند؛ ایرانیانی که دیگر اسیر بازی «تفرقه بینداز و حکومت کن» نمیشوند. مردمی که از ابزار همیشگی فرقه حاکم، یعنی ترس و ترور دیگر پا پس نمیکشند و فریب گفتمان دشمنیافکن و نفرتپراکن آن را نمیخورند. ملتی که از خرافهپرستی اجباری به ستوه آمده است و میخواهد زندگی خود را بر اساس ارزشهای اخلاقی مانند عدالت، آزادی و انصاف بنا کند.
▪️ایران در میانه یک رنسانس؟
شاید بتوان آنچه را در جامعه ایران جریان دارد یک نوزایی فکری و اخلاقی دانست: بازاندیشی در ارزشهایی که پیروی میکنیم، قدرت، و مسئولیت فردی، گروهی و ملی. نسلی تازه بسیاری از ارزش های موروثی را دوباره میسنجد و رابطه خود را با آزادی و با «آن دیگری» را از نو تعریف میکند. نگاهی به مدارا و همزیستی و دشمنان اعتقادی و قسمخوردهاش. شاید این دگرگونی هنوز کامل نیست، اما نشانه های آن هر روز آشکارتر میشود.
▪️گمان مبر که به پایان رسید کار مغان...
ایران از زمان جنبش مشروطه راهی طولانی پیموده است. تحولات فکری، فرهنگی و اخلاقی ایرانیان در یک دهه گذشته چشمگیر، و گاهی بسیار دردناک بوده است. فرقه ولایت فقیه کوشش زیادی کرد با سرکوبهای خونین، بتواند جلو سیر تاریخی ایرانیان به سوی آزادی و عدالت را سد کند. اما اتفاقات روزها، هفتهها و سالهای پیش و پس از خیزش زن، زندگی، آزادی به روشنی نشان داد که جنبش آزادی و عدالتخواهی ایرانیان در حال آموختن، رشد کردن و بالغشدن بوده است، و فصلهای دیگر تحولات عمیق گفتمانی و اجتماعی در راه خواهند بود.
#زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #آزادی_خواهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
به درخشش یگانگی»
وقتی برای حق «دیگری» میایستیم
ورق بزنید
تحولات اجتماعی و جنبشها و خیزشهای ایرانیان در سالهای گذشته، در کنار تمامی رنجها و اتفاقات دردناک، دستآوردهای بزرگی نیز به همراه داشتهاست: شجاعتهایی که تکثیر شدند، تجربیات و درسهایی که آموخته شدند، مسیری که پیموده شد، بازنگریهای عمیق فرهنگی، دینی و اخلاقی، بازتعریف هویت میهنی و فهم نقش و مسئولیت فرد فرد شهروندان در امر سیاست، به معنای لزوم ایجاد تاثیر یا تغییر در حکمرانی.
▪️آنانی که ورق را برگرداندند
اعتراضات پس از مهسا ژینا خیلی زود از موضوع دین و حجاب تحمیلی و اجباری فراتر رفت. برای بخش بزرگی از ایرانیان، مهسا یک دختر غریبه نبود. او تبدیل «خویشتن» تک تک ایرانیان شد: مردمی که سزاوار ستمگری بیرحم و بیامان یک فرقه متعصب و پرادعا نیستند. دیرزمانی بود که بسیاری از ایرانیان، اخلاقیات اجباری و دین تحمیلی را به رسمیت نمیشناختند، ولی این بار دیگر صبر و سکوت چاره کار به نظر نمیرسید. خیزش فراگیر مردم ایران به همین دلیل به یک جنبش فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی تبدیل شد که نگاه بسیاری از ایرانیان به کرامت و مقام انسان، چه زن و چه مرد، آزادی فردی، حکومت، میهن، دین، تحمیل فرقهای و کنشگری را تغییر داد.
▪️گام بلند به سمت یگانگی
یکی از مهم ترین ویژگی های این جنبش آن بود که مطالبه حقوق زنان تنها بر دوش زنان باقی نماند. مردان بسیاری نیز در کنار زنان ایستادند و برای حقی اعتراض کردند که مستقیما درباره پوشش خود آنان نبود. همین همراهی اهمیت داشت: آزادی زمانی به یک ارزش عمومی تبدیل میشود که انسان برای حق دیگری نیز بایستد. همبستگی در ساحتهای گوناگون قدرت گرفت: مردان در کنار زنان، همراهی مردم از لایههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، و حمایت مناطق ایران از هم.
▪️شکستن دیوار بیگانگی
حکومت فرقهای ولایت فقیه که سال ها با تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی، مومن و بی دین، و باحجاب یا بیحجاب حکومت کرده بود، با تصویری متفاوت روبرو شد: انسانهایی متفاوت که میخواهند بر سر آزادی و کرامت یکدیگر با هم متحد شوند؛ ایرانیانی که دیگر اسیر بازی «تفرقه بینداز و حکومت کن» نمیشوند. مردمی که از ابزار همیشگی فرقه حاکم، یعنی ترس و ترور دیگر پا پس نمیکشند و فریب گفتمان دشمنیافکن و نفرتپراکن آن را نمیخورند. ملتی که از خرافهپرستی اجباری به ستوه آمده است و میخواهد زندگی خود را بر اساس ارزشهای اخلاقی مانند عدالت، آزادی و انصاف بنا کند.
▪️ایران در میانه یک رنسانس؟
شاید بتوان آنچه را در جامعه ایران جریان دارد یک نوزایی فکری و اخلاقی دانست: بازاندیشی در ارزشهایی که پیروی میکنیم، قدرت، و مسئولیت فردی، گروهی و ملی. نسلی تازه بسیاری از ارزش های موروثی را دوباره میسنجد و رابطه خود را با آزادی و با «آن دیگری» را از نو تعریف میکند. نگاهی به مدارا و همزیستی و دشمنان اعتقادی و قسمخوردهاش. شاید این دگرگونی هنوز کامل نیست، اما نشانه های آن هر روز آشکارتر میشود.
▪️گمان مبر که به پایان رسید کار مغان...
ایران از زمان جنبش مشروطه راهی طولانی پیموده است. تحولات فکری، فرهنگی و اخلاقی ایرانیان در یک دهه گذشته چشمگیر، و گاهی بسیار دردناک بوده است. فرقه ولایت فقیه کوشش زیادی کرد با سرکوبهای خونین، بتواند جلو سیر تاریخی ایرانیان به سوی آزادی و عدالت را سد کند. اما اتفاقات روزها، هفتهها و سالهای پیش و پس از خیزش زن، زندگی، آزادی به روشنی نشان داد که جنبش آزادی و عدالتخواهی ایرانیان در حال آموختن، رشد کردن و بالغشدن بوده است، و فصلهای دیگر تحولات عمیق گفتمانی و اجتماعی در راه خواهند بود.
#زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #آزادی_خواهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11👌2❤1💯1