This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیرضا انجوی، جوان ۲۶ سالهای بود که در رشته معماری فارغالتحصیل شده بود. او نور چشم و تنها فرزند مادر بود؛ دو برادر علیرضا سالها پیش، از دنیا رفته بودند و پدر جانبازش هم شهید شده بود.
تنها همدم و یار مادر، علیرضا بود. علیرضا پس از تحصیلات دانشگاهی، مکانی را اجاره کرده بود تا با ارائه مشاوره به دانشجویان معماری، مخارج زندگی را تأمین کند. اما در روز ۲۵ آبان ۹۸، علیرضا انجوی، در حالی که در راه بین محل کار و منزل در شهر صدرا شیراز بود، مزدوران جمهوریاسلامی به پیشانی او شلیک مستقیم کردند و جهان آرزوها و رویاهای علیرضا و مادرش را برای همیشه به تاریکی کشاندند.
آبان ۹۸، ماه خون و فریاد بود؛ جایی که صدای حقطلبی مردم با گلوله پاسخ داده شد. جوانانی بیدفاع، تنها برای خواستن زندگی بهتر، جانشان را در خیابانها گذاشتند. یادشان جاودان، دردشان بیپایان.
اکانت این مادر دادخواه در اینستاگرام
@alireza.enji_aban98
#علیرضا_انجوی #آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تنها همدم و یار مادر، علیرضا بود. علیرضا پس از تحصیلات دانشگاهی، مکانی را اجاره کرده بود تا با ارائه مشاوره به دانشجویان معماری، مخارج زندگی را تأمین کند. اما در روز ۲۵ آبان ۹۸، علیرضا انجوی، در حالی که در راه بین محل کار و منزل در شهر صدرا شیراز بود، مزدوران جمهوریاسلامی به پیشانی او شلیک مستقیم کردند و جهان آرزوها و رویاهای علیرضا و مادرش را برای همیشه به تاریکی کشاندند.
آبان ۹۸، ماه خون و فریاد بود؛ جایی که صدای حقطلبی مردم با گلوله پاسخ داده شد. جوانانی بیدفاع، تنها برای خواستن زندگی بهتر، جانشان را در خیابانها گذاشتند. یادشان جاودان، دردشان بیپایان.
اکانت این مادر دادخواه در اینستاگرام
@alireza.enji_aban98
#علیرضا_انجوی #آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39❤8
بیانیهی زندانی سیاسی، رضا محمدحسینی به مناسبت ششمین سالگرد قیام بزرگ و خونین اعتراضات آبان ۱۳۹۸
به نام جانهایی که برای امیدشان ایستادند
اینجا، در زندان قزلحصار، هنوز به یاد آن روزهای پر التهاب هستم. جوانانی که خبر کشته شدنشان به ما میرسید، مردمی که در بیش از صد شهر کشور به پا خاسته بودند و خشم و انزجار خود از دیکتاتور را فریاد زدند. همان دیکتاتوری که من به خاطر دیوارنویسی علیه او بازداشت شده بودم.
شش سال پیش، مردم ایران، در خیابانها برخاستند، فریاد زدند، نخواستند زندگیشان بهسادگی قربانی شود.
من آن زمان در اوین بودم. خیلی از معترضان را میگرفتند و میآوردند، یادم هست به دلیل گستردگی تعداد بازداشتشدگان آنها را اول آوردند سالن ورزش، بعد بردند بند. آنها تعریف میکردند: «خیابانها خیلی شلوغ شده، اکثریت مردم آمدهاند، میزان سرکوب به شدت وحشیانه بود، تیر جنگی و …»
و ما در آن بند گفتیم: «تمومه دیگه، اینبار نمیشه آنها ما را خاموش کنند». ولی رژیم تا بن دندان مسلح، با تمام بیرحمی به سوی مردمی که با دستان خالی به خیابان آمده بودند شلیک کرد، زندانها را پر کرد، احکامی ظالمانه صادر کرد و خشونتی عریان و تمام عیار در خیابان و زندان به کار گرفت. خیزش مردم سرکوب شد، اما تبدیل به آتشی زیر خاکستر شد و در سال ۱۴۰۱ دوباره این آتش فروزان شد.
امروز ششمین سالگرد آن قیام است؛ قیامی که زخم بر دل ایران گذاشت.
من به جوانانی که آنروزها کف خیابان بودند میگویم: شما شجاع بودید؛ شما با لبخندتان، با مشت گرهکردهتان، با فریادهایتان، با حضور در آن لحظه، گفتید که دیگر ظلم، فقر، سرکوب و تحقیر را نمیپذیرید، شما چهره وحشی حکومت سرکوبگر را به همه نشان دادید، قطع اینترنت هم نگذاشت که صدایتان شنیده نشود.
و به کسانی که امروز میخواهند این خاطره را کمرنگ کنند، میگویم: نه، این خاطره نمیمیرد. این خون نمیخشکد. این فریاد نمیخوابد و آبان ادامه دارد.
از پشت این دیوارها، همچنان میتوان پیشبینی کرد که روند کنونی جامعه به زودی و بار دیگر خیزش بزرگی را نوید میدهد. چرا که ریشههای اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد.
در آبان ۹۸ خانوادههای بسیاری داغدار و البته دادخواه شدند، خانوادههای مظلومی که غالبا از اقشار محروم جامعه هستند. هرچند فشار حکومت خیلی زیاد بود، اما بسیاری از این خانوادهها سکوت نکردند و پرچم دادخواهی را برافراشته نگاه داشتند، تا جایی که حکومت برخی را به جرم دادخواهی بازداشت کرد.
هنوز دامنه جنایت حکومت در سرکوب معترضان، به طور کامل مشخص نشده و هنوز روایتهای ناگفته زیادی باقی مانده است. خانوادههای زیادی تحت سرکوب شدید سکوت کردهاند، سرکوب در بسیاری از شهرستانها شدیدتر بوده است، شاهدان و خانوادههای فاجعه جنایت «نیزار ماهشهر» هنوز سخن نگفتهاند. مردم بیگناهی که با دوشکا به رگبار بسته شدند و نیزار ماهشهر خونین شد، هرگز فراموش نمیشوند و روزی حقایق و ناگفتهها بیان خواهد شد.
درود میفرستم به همه خانوادههای دادخواه و عهد میبندم که تا وقتی این نظام سرکوبگر هست، ما چشم بر ظلم نمیبندیم.
تا وقتی هر جوانی حقش را نگرفته و هر خانوادهای آرامش ندارد، ما به مبارزه ادامه میدهیم.
به یاد آن روزها، به یاد آنهای که رفتند و به یاد آنهایی که ماندهاند. به یاد همه عزیزانی که مجروح شدند و دیده نشدند، به یاد جانباختگانی که همچنان ناشناس باقی ماندهاند.
و آخرین پیامم به شما مردم ایران این است:
امید را از دست ندهید. چون وقتی همگی بخواهیم، وقتی ایستادیم، میتوانیم تاریخ را تغییر دهیم. وقتی همبستگی داشته باشیم، هیچ قدرتی توان سرکوب ما را نخواهد داشت.
ششمین سالگرد قیام آبان به همه آزادگان کشور مبارک باد.
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
آبان ۱۴۰۴
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به نام جانهایی که برای امیدشان ایستادند
اینجا، در زندان قزلحصار، هنوز به یاد آن روزهای پر التهاب هستم. جوانانی که خبر کشته شدنشان به ما میرسید، مردمی که در بیش از صد شهر کشور به پا خاسته بودند و خشم و انزجار خود از دیکتاتور را فریاد زدند. همان دیکتاتوری که من به خاطر دیوارنویسی علیه او بازداشت شده بودم.
شش سال پیش، مردم ایران، در خیابانها برخاستند، فریاد زدند، نخواستند زندگیشان بهسادگی قربانی شود.
من آن زمان در اوین بودم. خیلی از معترضان را میگرفتند و میآوردند، یادم هست به دلیل گستردگی تعداد بازداشتشدگان آنها را اول آوردند سالن ورزش، بعد بردند بند. آنها تعریف میکردند: «خیابانها خیلی شلوغ شده، اکثریت مردم آمدهاند، میزان سرکوب به شدت وحشیانه بود، تیر جنگی و …»
و ما در آن بند گفتیم: «تمومه دیگه، اینبار نمیشه آنها ما را خاموش کنند». ولی رژیم تا بن دندان مسلح، با تمام بیرحمی به سوی مردمی که با دستان خالی به خیابان آمده بودند شلیک کرد، زندانها را پر کرد، احکامی ظالمانه صادر کرد و خشونتی عریان و تمام عیار در خیابان و زندان به کار گرفت. خیزش مردم سرکوب شد، اما تبدیل به آتشی زیر خاکستر شد و در سال ۱۴۰۱ دوباره این آتش فروزان شد.
امروز ششمین سالگرد آن قیام است؛ قیامی که زخم بر دل ایران گذاشت.
من به جوانانی که آنروزها کف خیابان بودند میگویم: شما شجاع بودید؛ شما با لبخندتان، با مشت گرهکردهتان، با فریادهایتان، با حضور در آن لحظه، گفتید که دیگر ظلم، فقر، سرکوب و تحقیر را نمیپذیرید، شما چهره وحشی حکومت سرکوبگر را به همه نشان دادید، قطع اینترنت هم نگذاشت که صدایتان شنیده نشود.
و به کسانی که امروز میخواهند این خاطره را کمرنگ کنند، میگویم: نه، این خاطره نمیمیرد. این خون نمیخشکد. این فریاد نمیخوابد و آبان ادامه دارد.
از پشت این دیوارها، همچنان میتوان پیشبینی کرد که روند کنونی جامعه به زودی و بار دیگر خیزش بزرگی را نوید میدهد. چرا که ریشههای اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد.
در آبان ۹۸ خانوادههای بسیاری داغدار و البته دادخواه شدند، خانوادههای مظلومی که غالبا از اقشار محروم جامعه هستند. هرچند فشار حکومت خیلی زیاد بود، اما بسیاری از این خانوادهها سکوت نکردند و پرچم دادخواهی را برافراشته نگاه داشتند، تا جایی که حکومت برخی را به جرم دادخواهی بازداشت کرد.
هنوز دامنه جنایت حکومت در سرکوب معترضان، به طور کامل مشخص نشده و هنوز روایتهای ناگفته زیادی باقی مانده است. خانوادههای زیادی تحت سرکوب شدید سکوت کردهاند، سرکوب در بسیاری از شهرستانها شدیدتر بوده است، شاهدان و خانوادههای فاجعه جنایت «نیزار ماهشهر» هنوز سخن نگفتهاند. مردم بیگناهی که با دوشکا به رگبار بسته شدند و نیزار ماهشهر خونین شد، هرگز فراموش نمیشوند و روزی حقایق و ناگفتهها بیان خواهد شد.
درود میفرستم به همه خانوادههای دادخواه و عهد میبندم که تا وقتی این نظام سرکوبگر هست، ما چشم بر ظلم نمیبندیم.
تا وقتی هر جوانی حقش را نگرفته و هر خانوادهای آرامش ندارد، ما به مبارزه ادامه میدهیم.
به یاد آن روزها، به یاد آنهای که رفتند و به یاد آنهایی که ماندهاند. به یاد همه عزیزانی که مجروح شدند و دیده نشدند، به یاد جانباختگانی که همچنان ناشناس باقی ماندهاند.
و آخرین پیامم به شما مردم ایران این است:
امید را از دست ندهید. چون وقتی همگی بخواهیم، وقتی ایستادیم، میتوانیم تاریخ را تغییر دهیم. وقتی همبستگی داشته باشیم، هیچ قدرتی توان سرکوب ما را نخواهد داشت.
ششمین سالگرد قیام آبان به همه آزادگان کشور مبارک باد.
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
آبان ۱۴۰۴
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤27🕊7