Forwarded from تواناتک Tavaanatech
ماجرای سفید کردن سیمکارت اعضای بسیج چیست؟
یکی از همراهان با ارسال این مطلب نوشته:
«امروز رفته بودیم اداره .... یکی از دوستان که مسئول بسیج بود میگفت از سپاه به فرماندههای پایگاههای بسیج اعلام کردند که برای سفید کردن سیمکارت خودشون، شماره هاشون رو اعلام کنند و به ناحیه بسیج مراجعه کنند.
در مورد دلیلش هم گفت که اعلام کردند برای حضور توی اینستاگرام و توئیتر دوره آموزشی خاصی مثل طرح بصیرت و طرح معرفت گذاشتند که بتونند فضای مجازی رو دست بگیرند و به خبرها جهت بدن یا خبرسازی کنند»
اصطلاح سفید کردن سیمکارت در حقیقت به برداشتن فیلترینگ و ارائه اینترنت بدون فیلتر از روی سیمکارت و شماره مشخص گفته میشود.
ارائه این سیمکارتهای بدون فیلتر قبلا در ردههای بالای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام میشد ولی در هفتههای اخیر این سیمکارتها به اعضای فعال بسیج و اکانتهای سایبری نیز داده میشود.
هدف از دادن این سیمکارتها، فعالیت علیه مخالفان جمهوری اسلامی، انتشار اخبار دروغ و شایعات در هنگام اعتراضات، جهتدهی و انحراف اخبار و موارد مشابه است.
امتیازهایی که جمهوری اسلامی به اعضای بسیج یا افراد سایبری خود میدهد صرفا شامل این سیم کارتها یا ارائه اینترنت رایگان نیست، به عنوان مثال در ماههای اخیر بسیاری از اعضای بسیج با تبدیل حسابهای کاربری خود به اکانت پرمیوم و دریافت تیک آبی در شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام (پرداخت ماهانه ۸ دلار تا ۱۴ دلار) برای فعالیتهای همسو با سیاستهای جمهوری اسلامی و انتشار دیساینفورمیشن اقدام کردهاند.
لازم به یادآوری است که کاربران عادی در داخل ایران به دلیل محدودیت و ممنوعیتهای موجود، امکان استفاده از این امکانات و قابلیتها(استفاده از اکانتهای پرمیوم) را ندارند و اعضای بسیج و کاربران سایبری با دریافت این امتیازات و قابلیتهای پولی شبکههای اجتماعی به فعالیت تخریبی خود ادامه میدهند.
#سفید_کردن_سیمکارت #سیمکارت_سفید #سایبری #اینترنت_بدون_فیلتر #تیک_آبی #دیس_اینفورمیشن
@tavaanatech
یکی از همراهان با ارسال این مطلب نوشته:
«امروز رفته بودیم اداره .... یکی از دوستان که مسئول بسیج بود میگفت از سپاه به فرماندههای پایگاههای بسیج اعلام کردند که برای سفید کردن سیمکارت خودشون، شماره هاشون رو اعلام کنند و به ناحیه بسیج مراجعه کنند.
در مورد دلیلش هم گفت که اعلام کردند برای حضور توی اینستاگرام و توئیتر دوره آموزشی خاصی مثل طرح بصیرت و طرح معرفت گذاشتند که بتونند فضای مجازی رو دست بگیرند و به خبرها جهت بدن یا خبرسازی کنند»
اصطلاح سفید کردن سیمکارت در حقیقت به برداشتن فیلترینگ و ارائه اینترنت بدون فیلتر از روی سیمکارت و شماره مشخص گفته میشود.
ارائه این سیمکارتهای بدون فیلتر قبلا در ردههای بالای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام میشد ولی در هفتههای اخیر این سیمکارتها به اعضای فعال بسیج و اکانتهای سایبری نیز داده میشود.
هدف از دادن این سیمکارتها، فعالیت علیه مخالفان جمهوری اسلامی، انتشار اخبار دروغ و شایعات در هنگام اعتراضات، جهتدهی و انحراف اخبار و موارد مشابه است.
امتیازهایی که جمهوری اسلامی به اعضای بسیج یا افراد سایبری خود میدهد صرفا شامل این سیم کارتها یا ارائه اینترنت رایگان نیست، به عنوان مثال در ماههای اخیر بسیاری از اعضای بسیج با تبدیل حسابهای کاربری خود به اکانت پرمیوم و دریافت تیک آبی در شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام (پرداخت ماهانه ۸ دلار تا ۱۴ دلار) برای فعالیتهای همسو با سیاستهای جمهوری اسلامی و انتشار دیساینفورمیشن اقدام کردهاند.
لازم به یادآوری است که کاربران عادی در داخل ایران به دلیل محدودیت و ممنوعیتهای موجود، امکان استفاده از این امکانات و قابلیتها(استفاده از اکانتهای پرمیوم) را ندارند و اعضای بسیج و کاربران سایبری با دریافت این امتیازات و قابلیتهای پولی شبکههای اجتماعی به فعالیت تخریبی خود ادامه میدهند.
#سفید_کردن_سیمکارت #سیمکارت_سفید #سایبری #اینترنت_بدون_فیلتر #تیک_آبی #دیس_اینفورمیشن
@tavaanatech
سیمکارت سفید
طرح از محمد یاوری
با افشا شدن اینکه نیروهای حکومتی و سایبری از رانت سیمکارت سفید یا اینترنت بدون فیلتر برخوردارند، مشخص شد که علاوه بر مقامات و وابستگان و حامیان رژیم، برخی اکانتهای با نام مستعار به ظاهر اپوزیسیون که کارشان تفرقهافکنی، توهین و فحاشی (به خصوص به فعالان داخل ایران)، تبلیغ تجزیه طلبی و القای ترس از تجزیه ایران بوده، از همین نیروهای سایبری بودهاند.
آنها همواره تلاش کردهاند به جای مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی، افکار عمومی را با افترا زدن و دروغ و انتشار اخبار جعلی، منحرف کنند و تلاششان بیاعتبار کردن رسانههای حقوق بشری، فعالان حقوق بشر و نیروهای مؤثر آزادیخواه و زندانیان سیاسی سابق بوده است.
#سیمکارت_سفید #سیمکارت_خونین #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از محمد یاوری
با افشا شدن اینکه نیروهای حکومتی و سایبری از رانت سیمکارت سفید یا اینترنت بدون فیلتر برخوردارند، مشخص شد که علاوه بر مقامات و وابستگان و حامیان رژیم، برخی اکانتهای با نام مستعار به ظاهر اپوزیسیون که کارشان تفرقهافکنی، توهین و فحاشی (به خصوص به فعالان داخل ایران)، تبلیغ تجزیه طلبی و القای ترس از تجزیه ایران بوده، از همین نیروهای سایبری بودهاند.
آنها همواره تلاش کردهاند به جای مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی، افکار عمومی را با افترا زدن و دروغ و انتشار اخبار جعلی، منحرف کنند و تلاششان بیاعتبار کردن رسانههای حقوق بشری، فعالان حقوق بشر و نیروهای مؤثر آزادیخواه و زندانیان سیاسی سابق بوده است.
#سیمکارت_سفید #سیمکارت_خونین #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍27❤8
حساب کاربری بخش فارسی وزارت خارجه ایالات متحده اعلام کرد که ویژگی تازهای که شبکه اجتماعی X، متعلق به ایلان ماسک، معرفی کرده است، با عنوان «درباره این حساب کاربری»، توانسته کشور یا منطقه استقرار صاحب حسابها را مشخص کرده و نقش مهمی در شناسایی رباتها و شبکههای جعلی ایفا کند.
بر اساس این بیانیه، این قابلیت جدید شبکه گستردهای از رباتهای وابسته به جمهوری اسلامی را آشکار کرده که با جا زدن خود بهجای گروههای مخالف (اپوزیسیون)، اقدام به انتشار اطلاعات نادرست، تفرقهافکنی و عملیات نفوذ در افکار عمومی میکردند.
وزارت خارجه آمریکا این افشاگری را «گامی مهم در روشنگری» دانسته و تأکید کرده است که ایالات متحده مصمم است واقعیت پشت تلاشهای ناکام رژیم ایران را برملا کند.
در این بیانیه همچنین با اشاره به مواضع رئیسجمهور ترامپ و وزیر خارجه روبیو آمده است:
«آینده ایران متعلق به مردم آن است. آنان وارثان شایسته فرهنگی غنی و سرزمینی باستانیاند و سزاوار کشوری هستند که آرزوهایشان را برآورده کند.»
وزارت امور خارجه ایالات متحده در پایان تأکید کرده است که آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده است تا آنان بتوانند «آیندهای را که شایستهاش هستند» شکل دهند.
@USABehFarsi
ـ افشاگریهای اخیر دربارۀ «اینترنت طبقاتی» و «سیمکارتهای سفید» تنها گوشهای از ساختار امنیتی پنهان جمهوری اسلامی را برملا کرده است؛ ساختاری که طی سالهای گذشته از مجموعهای از افراد «مورد اعتماد» استفاده کرده تا همزمان ژست وطندوستی بگیرند و در پشت پرده، نقش چرخدندههای سانسور و سرکوب را ایفا کنند.
این افراد با بهرهمندی از دسترسیهای ویژه، اینترنت بدون فیلتر، رانت اطلاعاتی و امکانات امنیتی، بهعنوان «شهروندان ممتاز نظام» عمل کردهاند؛ همان نیروهایی که بهواسطه اعتماد دستگاه امنیتی، در محدود کردن آزادیهای عمومی و کنترل فضای مجازی نقش مؤثری داشتهاند.
ماجرای سیمکارتهای سفید نه یک استثنا، بلکه نشانی از یک الگوی بزرگتر است: نفوذ سیستماتیک دستگاههای امنیتی در فضای سیاسی و شبکههای اجتماعی. این افشاگری نشان داد که در میان انبوه حسابهای ظاهراً اپوزیسیون، بسیاری از آنها پوششی برای نیروهای سایبری رژیم بودهاند؛ حسابهایی که با اسمهای مستعار، کارشان تفرقهافکنی، فحاشی به فعالان داخل کشور، ترویج ترس از تجزیه ایران و حمله به رسانهها و فعالان حقوق بشری بوده است.
این شبکه هدفی روشن داشته است: انحراف افکار عمومی، تضعیف اعتماد مردم به یکدیگر و تخریب ستونهای جامعه مدنی.
با آشکار شدن این دسترسیهای ویژه، اکنون مسئولیت سنگینی بر دوش نیروهای سیاسی و چهرههای عمومی است تا نسبت به روابط، گذشته و عملکرد خود شفاف باشند.
تاریخ نشان داده است که هیچ نقشی پشت پرده نمیماند؛ کسانی که در پروژههای امنیتی علیه مردم مشارکت کردهاند، دیر یا زود در برابر افکار عمومی پاسخگو خواهند شد، زیرا مردم ایران، چه در حافظه فردی و چه جمعی، خیانت را فراموش نمیکنند.
#سیمکارت_سفید #سیمکارت_خوبی #اخبار_جعلی #نفرت_پراکتی #سایبری #ایران #اپوزیسیون_فیک #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این بیانیه، این قابلیت جدید شبکه گستردهای از رباتهای وابسته به جمهوری اسلامی را آشکار کرده که با جا زدن خود بهجای گروههای مخالف (اپوزیسیون)، اقدام به انتشار اطلاعات نادرست، تفرقهافکنی و عملیات نفوذ در افکار عمومی میکردند.
وزارت خارجه آمریکا این افشاگری را «گامی مهم در روشنگری» دانسته و تأکید کرده است که ایالات متحده مصمم است واقعیت پشت تلاشهای ناکام رژیم ایران را برملا کند.
در این بیانیه همچنین با اشاره به مواضع رئیسجمهور ترامپ و وزیر خارجه روبیو آمده است:
«آینده ایران متعلق به مردم آن است. آنان وارثان شایسته فرهنگی غنی و سرزمینی باستانیاند و سزاوار کشوری هستند که آرزوهایشان را برآورده کند.»
وزارت امور خارجه ایالات متحده در پایان تأکید کرده است که آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده است تا آنان بتوانند «آیندهای را که شایستهاش هستند» شکل دهند.
@USABehFarsi
ـ افشاگریهای اخیر دربارۀ «اینترنت طبقاتی» و «سیمکارتهای سفید» تنها گوشهای از ساختار امنیتی پنهان جمهوری اسلامی را برملا کرده است؛ ساختاری که طی سالهای گذشته از مجموعهای از افراد «مورد اعتماد» استفاده کرده تا همزمان ژست وطندوستی بگیرند و در پشت پرده، نقش چرخدندههای سانسور و سرکوب را ایفا کنند.
این افراد با بهرهمندی از دسترسیهای ویژه، اینترنت بدون فیلتر، رانت اطلاعاتی و امکانات امنیتی، بهعنوان «شهروندان ممتاز نظام» عمل کردهاند؛ همان نیروهایی که بهواسطه اعتماد دستگاه امنیتی، در محدود کردن آزادیهای عمومی و کنترل فضای مجازی نقش مؤثری داشتهاند.
ماجرای سیمکارتهای سفید نه یک استثنا، بلکه نشانی از یک الگوی بزرگتر است: نفوذ سیستماتیک دستگاههای امنیتی در فضای سیاسی و شبکههای اجتماعی. این افشاگری نشان داد که در میان انبوه حسابهای ظاهراً اپوزیسیون، بسیاری از آنها پوششی برای نیروهای سایبری رژیم بودهاند؛ حسابهایی که با اسمهای مستعار، کارشان تفرقهافکنی، فحاشی به فعالان داخل کشور، ترویج ترس از تجزیه ایران و حمله به رسانهها و فعالان حقوق بشری بوده است.
این شبکه هدفی روشن داشته است: انحراف افکار عمومی، تضعیف اعتماد مردم به یکدیگر و تخریب ستونهای جامعه مدنی.
با آشکار شدن این دسترسیهای ویژه، اکنون مسئولیت سنگینی بر دوش نیروهای سیاسی و چهرههای عمومی است تا نسبت به روابط، گذشته و عملکرد خود شفاف باشند.
تاریخ نشان داده است که هیچ نقشی پشت پرده نمیماند؛ کسانی که در پروژههای امنیتی علیه مردم مشارکت کردهاند، دیر یا زود در برابر افکار عمومی پاسخگو خواهند شد، زیرا مردم ایران، چه در حافظه فردی و چه جمعی، خیانت را فراموش نمیکنند.
#سیمکارت_سفید #سیمکارت_خوبی #اخبار_جعلی #نفرت_پراکتی #سایبری #ایران #اپوزیسیون_فیک #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍12❤9👌1
اگر از سیم کارت سفید استفاده میکنی، نمیتوانی ادعای ایستادن در کنارِ مردم را داشته باشی
✍️آرش صادقی، فعال حقوق بشر
سیم کارت سفید را نه صرفاً یک امتیاز تکنیکی، بلکه میتوان استعارهای از ساختارهای پنهان قدرت دانست؛ شبکهای که در ظاهر بیرنگ است، اما در عمل شفافیت را از دیگران دریغ میکند و تنها در برابر گروهی اندک گشوده میماند. در چنین وضعی، اینترنت از یک ابزار ارتباطی به یک آینه اخلاقی بدل میشود؛ آینهای که میپرسد: دسترسی، حق است یا امتیاز و پاداش؟
افرادی که از این امتیاز برخودارند، ناگزیر حامل مسئولیت اخلاقیاند. زیرا سیمکارت سفید تنها یک ابزار نیست؛ آزمایشی است درونی که میسنجد انسان با قدرتِ نابرابر چگونه برخورد میکند.
اگر کسی از این دسترسی بهره ببرد و همزمان خود را طرفدار آزادیِ اطلاعات بداند، باید بپذیرد که رفتارش با یک پارادوکس روبروست.
نمیتوان هم صدای حقیقتخواهی بود و هم از امتیازی که دیگران برخوردار نیستند بهره جست.
بازخواست در اینجا نفیِ انسان نیست، بلکه دعوتی است به صداقت:
اگر از سیم کارت سفید استفاده میکنی، نمیتوانی ادعای ایستادن در کنارِ مردم را داشته باشی. تو بر لبهای ایستادهای که باید انتخاب کنی:
یا امتیازت را به مسئلهای اخلاقی تبدیل کنی و آن را به چالش بکشی،
یا بپذیری که از ساختار نابرابری سود بردهای.
اگر واقعاً با سانسور مخالفیم، چگونه از امتیازی که درست در دل همان سانسور خلق شده، استفاده میکنیم؟
فلسفه اخلاق کانت میگوید: «اصل رفتارِ خود را چنان انتخاب کن که بتواند قانونی همگانی شود.»
امتیازِ دسترسی ویژه، از اساس همگانی نیست؛ پس نمیتواند اخلاقی باشد.
هرکس که از منظر امتیاز بر فراز دیگران قرار میگیرد حتی ناخواسته باید به دو پرسش پاسخ دهد:
چرا من؟
چرا من دسترسی دارم و دیگران ندارند؟
چگونه؟
این امتیاز چگونه به من رسیده است؟ از چه ساختاری تغذیه میشود؟
کسی که از اینترنت رانتی استفاده میکند، حتی اگر نخواهد، بخشی از یک سیستم تبعیض قرار میگیرد.
پرسش دیگر این است:
وقتی از نردبانی بالا رفتهای که برای دیگران شکستهاند، آیا هنوز میتوانی خود را همسنگ رنج آنان بدانی؟
در اخلاق هنجاری، سه مدل مسئولیت قابل بررسی است:
۱_مسئولیت سببی : فرد مستقیماً موجب نابرابری نشده است.
۲_مسئولیت موقعیتی : فرد در موقعیتی قرار گرفته که از نابرابری سود میبرد.
۳_مسئولیت هنجاری : فرد باید نسبت به شرایط ناعادلانه واکنش اخلاقی نشان دهد.
امتیاز رانتی نه یک وضعیت خنثی، بلکه آزمونی اخلاقی است که نحوه مواجهه با آن ، تعهد فرد به عدالت را آشکار میسازد.
پدیده اینترنت رانتی نشان میدهد که در دنیای معاصر، نابرابری صرفاً اقتصادی یا سیاسی نیست؛ اطلاعات نیز به حوزهای برای تمایز تبدیل شده است.
در این بین کاربرانی هم بودند که به نام مخالفت با حکومت از این سیم کارت ها در راستای تخریب،تهمت و توهین به بسیاری از فعالین داخل و خارج از کشور استفاده کردند که در مجالی دیگر در مورد ان خواهم نوشت.
#سیمکارت_سفید
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️آرش صادقی، فعال حقوق بشر
سیم کارت سفید را نه صرفاً یک امتیاز تکنیکی، بلکه میتوان استعارهای از ساختارهای پنهان قدرت دانست؛ شبکهای که در ظاهر بیرنگ است، اما در عمل شفافیت را از دیگران دریغ میکند و تنها در برابر گروهی اندک گشوده میماند. در چنین وضعی، اینترنت از یک ابزار ارتباطی به یک آینه اخلاقی بدل میشود؛ آینهای که میپرسد: دسترسی، حق است یا امتیاز و پاداش؟
افرادی که از این امتیاز برخودارند، ناگزیر حامل مسئولیت اخلاقیاند. زیرا سیمکارت سفید تنها یک ابزار نیست؛ آزمایشی است درونی که میسنجد انسان با قدرتِ نابرابر چگونه برخورد میکند.
اگر کسی از این دسترسی بهره ببرد و همزمان خود را طرفدار آزادیِ اطلاعات بداند، باید بپذیرد که رفتارش با یک پارادوکس روبروست.
نمیتوان هم صدای حقیقتخواهی بود و هم از امتیازی که دیگران برخوردار نیستند بهره جست.
بازخواست در اینجا نفیِ انسان نیست، بلکه دعوتی است به صداقت:
اگر از سیم کارت سفید استفاده میکنی، نمیتوانی ادعای ایستادن در کنارِ مردم را داشته باشی. تو بر لبهای ایستادهای که باید انتخاب کنی:
یا امتیازت را به مسئلهای اخلاقی تبدیل کنی و آن را به چالش بکشی،
یا بپذیری که از ساختار نابرابری سود بردهای.
اگر واقعاً با سانسور مخالفیم، چگونه از امتیازی که درست در دل همان سانسور خلق شده، استفاده میکنیم؟
فلسفه اخلاق کانت میگوید: «اصل رفتارِ خود را چنان انتخاب کن که بتواند قانونی همگانی شود.»
امتیازِ دسترسی ویژه، از اساس همگانی نیست؛ پس نمیتواند اخلاقی باشد.
هرکس که از منظر امتیاز بر فراز دیگران قرار میگیرد حتی ناخواسته باید به دو پرسش پاسخ دهد:
چرا من؟
چرا من دسترسی دارم و دیگران ندارند؟
چگونه؟
این امتیاز چگونه به من رسیده است؟ از چه ساختاری تغذیه میشود؟
کسی که از اینترنت رانتی استفاده میکند، حتی اگر نخواهد، بخشی از یک سیستم تبعیض قرار میگیرد.
پرسش دیگر این است:
وقتی از نردبانی بالا رفتهای که برای دیگران شکستهاند، آیا هنوز میتوانی خود را همسنگ رنج آنان بدانی؟
در اخلاق هنجاری، سه مدل مسئولیت قابل بررسی است:
۱_مسئولیت سببی : فرد مستقیماً موجب نابرابری نشده است.
۲_مسئولیت موقعیتی : فرد در موقعیتی قرار گرفته که از نابرابری سود میبرد.
۳_مسئولیت هنجاری : فرد باید نسبت به شرایط ناعادلانه واکنش اخلاقی نشان دهد.
امتیاز رانتی نه یک وضعیت خنثی، بلکه آزمونی اخلاقی است که نحوه مواجهه با آن ، تعهد فرد به عدالت را آشکار میسازد.
پدیده اینترنت رانتی نشان میدهد که در دنیای معاصر، نابرابری صرفاً اقتصادی یا سیاسی نیست؛ اطلاعات نیز به حوزهای برای تمایز تبدیل شده است.
در این بین کاربرانی هم بودند که به نام مخالفت با حکومت از این سیم کارت ها در راستای تخریب،تهمت و توهین به بسیاری از فعالین داخل و خارج از کشور استفاده کردند که در مجالی دیگر در مورد ان خواهم نوشت.
#سیمکارت_سفید
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤31👍14💔2
مسئله فقط سیمکارت سفید نیست، مسئله، سازوکار کنترل است
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
چرا در ایران انقلاب رخ نمیدهد؟
پاسخ فقط در «قدرت سرکوب» نیست؛ بلکه در ساختن دوگانهها، امتیازات پنهان و مهندسی نابرابری است. ما در جامعهای زندگی میکنیم که حکومت از طریق ابزارهای تبعیضآمیز، گروههای خاصی را در موقعیت امنتر و مصونتر از مردم عادی قرار میدهد.
داستان «سیمکارتهای سفید» نمونه روشن همین مهندسی تبعیض است. نکته مهم آن است که افشای این امتیاز نه از درونِ سیستم، نه از سوی استفادهکنندگان، بلکه از طریق تنظیمات یک اپلیکیشن خارجی اپلیکیشنی متعلق به فردی خارج از ساختار جمهوری اسلامی برملا شد. این خود نشان میدهد که پنهانترین مناسبات کنترل، در عصر دیجیتال دیر یا زود افشا میشود.
سالها کسانی بودند که با همین سیمکارتهای سفید از رانت، امنیت و تبعیض بهرهمند شدند، در حالیکه ژست «مخالف» میگرفتند و خود را منتقد نظام معرفی میکردند. اگر قرار بود برای آزادی بجنگیم، همین افراد باید نخستین کسانی میبودند که به این امتیاز اعتراف میکردند؛ نه اینکه وقتی یک اپلیکیشن خارجی پرده را کنار زد، تازه شروع به توجیه کنند.
اما مسئله فقط سیمکارت سفید نیست. مسئله، سازوکار کنترل است.
جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته با «نابرابری سازمانیافته» جامعه را شکافدار و سرکوبپذیر کرده است. این دوگانهسازیها میان کسانی که امتیاز خاص دارند و اکثریتی که ندارند مانع شکلگیری یک جنبش سراسری شده است. بخشی از کسانی هم که باید در صف آزادیخواهی میبودند، ناخودآگاه جزئی از منطق کنترل شدهاند.
اما باید بدانند:
ما در #عصر_دیجیتال زندگی میکنیم؛ عصری که در آن هیچ چیز قابل پنهانکردن نیست.
نه فساد، نه رانت، نه روابط پنهان.
اگر امروز فکر میکنند جنایتها و خیانتهایشان هنوز برای مردم روشن نشده، این فقط یک توهم موقتی است. فناوری شفافیت را ناگزیر میکند.
در این عصر، دیر یا زود همهچیز یا لو میرود یا هک میشود یا از طریق یک تنظیمات ساده زیر نور قرار میگیرد.
بله، حکومت هنوز جنبشها را مدیریت و سرکوب میکند، و از دوگانهسازی اجتماعی بهعنوان ابزار بقای خود بهره میگیرد.
اما نباید فراموش کنند:
خشمهای کوچک جمع میشود.
نارضایتیهای خاموش انباشته میشود.
و در نهایت، همان دوگانههایی که برای کنترل مردم ساختهاند، تبدیل به نیرویی خواهد شد که بنیانشان را در یک لحظه میسوزاند.
در قسمت بعد بیشتر توضیح خواهم داد.
#سرکوب #تبعیض #سیمکارت_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTecj
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
چرا در ایران انقلاب رخ نمیدهد؟
پاسخ فقط در «قدرت سرکوب» نیست؛ بلکه در ساختن دوگانهها، امتیازات پنهان و مهندسی نابرابری است. ما در جامعهای زندگی میکنیم که حکومت از طریق ابزارهای تبعیضآمیز، گروههای خاصی را در موقعیت امنتر و مصونتر از مردم عادی قرار میدهد.
داستان «سیمکارتهای سفید» نمونه روشن همین مهندسی تبعیض است. نکته مهم آن است که افشای این امتیاز نه از درونِ سیستم، نه از سوی استفادهکنندگان، بلکه از طریق تنظیمات یک اپلیکیشن خارجی اپلیکیشنی متعلق به فردی خارج از ساختار جمهوری اسلامی برملا شد. این خود نشان میدهد که پنهانترین مناسبات کنترل، در عصر دیجیتال دیر یا زود افشا میشود.
سالها کسانی بودند که با همین سیمکارتهای سفید از رانت، امنیت و تبعیض بهرهمند شدند، در حالیکه ژست «مخالف» میگرفتند و خود را منتقد نظام معرفی میکردند. اگر قرار بود برای آزادی بجنگیم، همین افراد باید نخستین کسانی میبودند که به این امتیاز اعتراف میکردند؛ نه اینکه وقتی یک اپلیکیشن خارجی پرده را کنار زد، تازه شروع به توجیه کنند.
اما مسئله فقط سیمکارت سفید نیست. مسئله، سازوکار کنترل است.
جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته با «نابرابری سازمانیافته» جامعه را شکافدار و سرکوبپذیر کرده است. این دوگانهسازیها میان کسانی که امتیاز خاص دارند و اکثریتی که ندارند مانع شکلگیری یک جنبش سراسری شده است. بخشی از کسانی هم که باید در صف آزادیخواهی میبودند، ناخودآگاه جزئی از منطق کنترل شدهاند.
اما باید بدانند:
ما در #عصر_دیجیتال زندگی میکنیم؛ عصری که در آن هیچ چیز قابل پنهانکردن نیست.
نه فساد، نه رانت، نه روابط پنهان.
اگر امروز فکر میکنند جنایتها و خیانتهایشان هنوز برای مردم روشن نشده، این فقط یک توهم موقتی است. فناوری شفافیت را ناگزیر میکند.
در این عصر، دیر یا زود همهچیز یا لو میرود یا هک میشود یا از طریق یک تنظیمات ساده زیر نور قرار میگیرد.
بله، حکومت هنوز جنبشها را مدیریت و سرکوب میکند، و از دوگانهسازی اجتماعی بهعنوان ابزار بقای خود بهره میگیرد.
اما نباید فراموش کنند:
خشمهای کوچک جمع میشود.
نارضایتیهای خاموش انباشته میشود.
و در نهایت، همان دوگانههایی که برای کنترل مردم ساختهاند، تبدیل به نیرویی خواهد شد که بنیانشان را در یک لحظه میسوزاند.
در قسمت بعد بیشتر توضیح خواهم داد.
#سرکوب #تبعیض #سیمکارت_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTecj
❤16👍9💯1
مطهر گونهای فعال سیاسی در شبکه اجتماعی ایکس از روزهای نوشته است که در پی حمله موشکی به زندان اوین از آنجا به خانه امن نهاد امنیتی منتقل شده بود و به بهانه قطع خطوط تلفن به او اجازه تماس با خانوادهاش را نمیدادند. اما همان افراد با اینترنت ویژه بدون فیلتر به همه جا دسترسی داشتند:
«یاد آن دوازده روز لعنتی افتادم که ما را از اوین بردند انفرادی ناکجا آباد خانه امن و به دروغ میگفتند تلفنها قطع است و امکانش را نداریم.
همان زمان که خانوادهام به دنبال جنازهام در سردخانهها و پزشکی قانونی بودند، شما لعنتیها «خط سفید» داشتید...اعتراض که میکردیم، میگفتند مگر شماها نمیخواستند اسرائیل حمله کند؟!
حالا نگران خانوادههایتان شدهاید؟!
و ما را وطنفروش و پست و هرزه خطاب میکردند...
و شما بیشرفها «خط سفید» داشتید...
میدانستم و توی انفرادی فریاد میزدم شما که تلفن دارید...
و میشنیدم میخندند و نفسم بند میآمد درست مثل حالا...
و شما وطنپرستهای ۱۲ روزه، «خط سفید» داشتید...»
لازم به ذکر است، در طی جنگ ۱۲ روزه، اکانتهای «ارتش دفاعی اسرائیل» هشدارهایی در خصوص مناطقی که قرار بود مورد هدف قرار بگیرند صادر میکرد و از شهروندان میخواست که آن مناطق را ترک کنند. افراد دارای سیمکارت سفید به دلیل اتصال بدون فیلتر به اینترنت، از این هشدارها مطلع میشدند و مردم عادی از این امکان بیبهره بودند.
به برخی افراد اصلاحطلب در همان ایام اینترنت بدون فیلتر داده شد تا در شبکههای اجتماعی از «وطنپرستی» بگویند و «ایران ایران» کنند. همان سیاست خامنهای که گفته بود «ای ایران» بخوانید. حکومتیها که تمام این سالها ایران و نمادهای ملی را بیاهمیت میدانستند یا برای آنها اولویت چندم بود، ناگهان ایرانگرا شدند!! مخالفان به این افراد به طعنه میگویند «وطنپرستهای ۱۲ روزه» ... آنها وطن را خرج «حفظ نظام» و «ارزشهای ایدئولوژیک» میکنند.
#مطهره_گونه_ای #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #سیمکارت_خونی #سیمکارت_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهر گونهای فعال سیاسی در شبکه اجتماعی ایکس از روزهای نوشته است که در پی حمله موشکی به زندان اوین از آنجا به خانه امن نهاد امنیتی منتقل شده بود و به بهانه قطع خطوط تلفن به او اجازه تماس با خانوادهاش را نمیدادند. اما همان افراد با اینترنت ویژه بدون فیلتر به همه جا دسترسی داشتند:
«یاد آن دوازده روز لعنتی افتادم که ما را از اوین بردند انفرادی ناکجا آباد خانه امن و به دروغ میگفتند تلفنها قطع است و امکانش را نداریم.
همان زمان که خانوادهام به دنبال جنازهام در سردخانهها و پزشکی قانونی بودند، شما لعنتیها «خط سفید» داشتید...اعتراض که میکردیم، میگفتند مگر شماها نمیخواستند اسرائیل حمله کند؟!
حالا نگران خانوادههایتان شدهاید؟!
و ما را وطنفروش و پست و هرزه خطاب میکردند...
و شما بیشرفها «خط سفید» داشتید...
میدانستم و توی انفرادی فریاد میزدم شما که تلفن دارید...
و میشنیدم میخندند و نفسم بند میآمد درست مثل حالا...
و شما وطنپرستهای ۱۲ روزه، «خط سفید» داشتید...»
لازم به ذکر است، در طی جنگ ۱۲ روزه، اکانتهای «ارتش دفاعی اسرائیل» هشدارهایی در خصوص مناطقی که قرار بود مورد هدف قرار بگیرند صادر میکرد و از شهروندان میخواست که آن مناطق را ترک کنند. افراد دارای سیمکارت سفید به دلیل اتصال بدون فیلتر به اینترنت، از این هشدارها مطلع میشدند و مردم عادی از این امکان بیبهره بودند.
به برخی افراد اصلاحطلب در همان ایام اینترنت بدون فیلتر داده شد تا در شبکههای اجتماعی از «وطنپرستی» بگویند و «ایران ایران» کنند. همان سیاست خامنهای که گفته بود «ای ایران» بخوانید. حکومتیها که تمام این سالها ایران و نمادهای ملی را بیاهمیت میدانستند یا برای آنها اولویت چندم بود، ناگهان ایرانگرا شدند!! مخالفان به این افراد به طعنه میگویند «وطنپرستهای ۱۲ روزه» ... آنها وطن را خرج «حفظ نظام» و «ارزشهای ایدئولوژیک» میکنند.
#مطهره_گونه_ای #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #سیمکارت_خونی #سیمکارت_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍25❤5💔4🕊1
سیمکارت سفید یک خطر است؛ آدمِ سفید خطرِ اصلی!
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
در روزهای اخیر، ما بیش از هر زمان دیگری درگیر نامها و چهرههایی شدهایم که با تکیه بر خطهای سفید، دسترسی امن و پرسرعت، و مصونیتهای پنهان، در فضای مجازی روایتسازی میکنند؛ روایتهایی که یا بازتاب دیدگاه شخصیشان نیست یا سایهی نهادهای امنیتی و حزبی پشت آن دیده میشود.
این افراد، در لابهلای توییتها و متنهایشان، گاهی هدفمند علیه کنشگری مینویسند که زندان را تجربه کرده، تبعید را تحمل میکند یا در داخل کشور از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم است. هدف؟
کاشتن بذر شک، تردید و بایکوت.
و این، اگر نگوییم بدتر از خشونت فیزیکی است، قطعاً کمتر از «قتل نفس» نیست؛
چون زندگی یک انسان فقط «نفس کشیدن» و «راه رفتن» نیست احساس، امید، فکر و روان اوست.
و ما بارها دیدهایم که چگونه آدمها را از درون به قتل رساندهاند، در حالی که هنوز به جسم بیجانش اشاره میکنند و میگویند: ببینید، دارد نفس میکشد.
اما خطرناکتر از سیمکارتهای سفید، آدمهای سفیدند.
آدمهایی که شاید حتی سیمکارت سفید هم نداشته باشند، شاید داخل یا خارج کشور باشند و حتی بهخاطر امنیت دیجیتال از VPN استفاده کنند؛
اما «سفید» هستند چون همزمان مشروعیت دوگانه دارند:
یک: از حکومت تمامیتخواه مشروعیت میگیرند، چون بهطور مستقیم یا غیرمستقیم کارکردشان با اهداف امنیتی همسوست.
دو: از اپوزیسیون هم مشروعیت میگیرند، چون ظاهرشان منتقد، مستقل و بیطرف است.
این ترکیب، آنها را به خطرناکترین ابزار کنترل فضای عمومی تبدیل میکند.
آدمهای سفید همان جایی عمل میکنند که جامعه آسیبپذیر است:
در میان فعالان، میان تبعیدیها، میان زندانیان سابق، میان مردم خسته و ناامید.
این همان سازوکار فاشیسم است آنطور که رابرت پاکستون در کتاب «کالبد شکافی فاشیزم » توضیح میدهد:
ایجاد تفرقه
ناامیدی
دوپارهسازی جامعه
معرفی دشمن
تولید نفرت
فروپاشی اعتماد
و در نهایت تقویت قدرت حکومت
وقتی حکومت، علاوه بر ابزار امنیتی، آدمهای سفیدِ معتبر و پذیرفتهشده را هم دارد، دیگر نیاز چندانی به سرکوب عریان ندارد.
«رسانه»، «فضای مجازی»، «افکار عمومی» و حتی «اپوزیسیون» را از درون مدیریت میکند
اما این قدرت، پایدار نیست.
این نوع تقویت، مسکن موقت است.
حکومت با آدمهای سفید فقط زمان میخرد؛
درد را آرامتر میکند، نه درمان.
واقعیت این است که این درد، روزی زیر تیغ جراحی انقلاب واقعی و جنبش زندهی مردم خواهد رفت.
تاریخ نشان داده که «مشروعیت مصنوعی» و «روایتسازی امنیتی» عمر کوتاهتری از آن دارد که صاحبانش تصور میکنند.
هدف من از نوشتن این بود:
ما باید آگاه باشیم، مطالعه کنیم، خودمان تحقیق کنیم و اجازه ندهیم مشروعیت ظاهری یک فرد باعث شود سخنش را بیچونوچرا علیه دیگری بپذیریم.
جامعهای که یاد بگیرد روایتها را کورکورانه نپذیرد، دیگر شکار آدمهای سفید نخواهد شد.
#سیمکارت_سفید
#آدم_های_سفید
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان
در روزهای اخیر، ما بیش از هر زمان دیگری درگیر نامها و چهرههایی شدهایم که با تکیه بر خطهای سفید، دسترسی امن و پرسرعت، و مصونیتهای پنهان، در فضای مجازی روایتسازی میکنند؛ روایتهایی که یا بازتاب دیدگاه شخصیشان نیست یا سایهی نهادهای امنیتی و حزبی پشت آن دیده میشود.
این افراد، در لابهلای توییتها و متنهایشان، گاهی هدفمند علیه کنشگری مینویسند که زندان را تجربه کرده، تبعید را تحمل میکند یا در داخل کشور از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم است. هدف؟
کاشتن بذر شک، تردید و بایکوت.
و این، اگر نگوییم بدتر از خشونت فیزیکی است، قطعاً کمتر از «قتل نفس» نیست؛
چون زندگی یک انسان فقط «نفس کشیدن» و «راه رفتن» نیست احساس، امید، فکر و روان اوست.
و ما بارها دیدهایم که چگونه آدمها را از درون به قتل رساندهاند، در حالی که هنوز به جسم بیجانش اشاره میکنند و میگویند: ببینید، دارد نفس میکشد.
اما خطرناکتر از سیمکارتهای سفید، آدمهای سفیدند.
آدمهایی که شاید حتی سیمکارت سفید هم نداشته باشند، شاید داخل یا خارج کشور باشند و حتی بهخاطر امنیت دیجیتال از VPN استفاده کنند؛
اما «سفید» هستند چون همزمان مشروعیت دوگانه دارند:
یک: از حکومت تمامیتخواه مشروعیت میگیرند، چون بهطور مستقیم یا غیرمستقیم کارکردشان با اهداف امنیتی همسوست.
دو: از اپوزیسیون هم مشروعیت میگیرند، چون ظاهرشان منتقد، مستقل و بیطرف است.
این ترکیب، آنها را به خطرناکترین ابزار کنترل فضای عمومی تبدیل میکند.
آدمهای سفید همان جایی عمل میکنند که جامعه آسیبپذیر است:
در میان فعالان، میان تبعیدیها، میان زندانیان سابق، میان مردم خسته و ناامید.
این همان سازوکار فاشیسم است آنطور که رابرت پاکستون در کتاب «کالبد شکافی فاشیزم » توضیح میدهد:
ایجاد تفرقه
ناامیدی
دوپارهسازی جامعه
معرفی دشمن
تولید نفرت
فروپاشی اعتماد
و در نهایت تقویت قدرت حکومت
وقتی حکومت، علاوه بر ابزار امنیتی، آدمهای سفیدِ معتبر و پذیرفتهشده را هم دارد، دیگر نیاز چندانی به سرکوب عریان ندارد.
«رسانه»، «فضای مجازی»، «افکار عمومی» و حتی «اپوزیسیون» را از درون مدیریت میکند
اما این قدرت، پایدار نیست.
این نوع تقویت، مسکن موقت است.
حکومت با آدمهای سفید فقط زمان میخرد؛
درد را آرامتر میکند، نه درمان.
واقعیت این است که این درد، روزی زیر تیغ جراحی انقلاب واقعی و جنبش زندهی مردم خواهد رفت.
تاریخ نشان داده که «مشروعیت مصنوعی» و «روایتسازی امنیتی» عمر کوتاهتری از آن دارد که صاحبانش تصور میکنند.
هدف من از نوشتن این بود:
ما باید آگاه باشیم، مطالعه کنیم، خودمان تحقیق کنیم و اجازه ندهیم مشروعیت ظاهری یک فرد باعث شود سخنش را بیچونوچرا علیه دیگری بپذیریم.
جامعهای که یاد بگیرد روایتها را کورکورانه نپذیرد، دیگر شکار آدمهای سفید نخواهد شد.
#سیمکارت_سفید
#آدم_های_سفید
@Tavaana_TavaanaTech
👍19🕊5💯5❤2
سیمکارت سفید، مشروعیت سیاه!
روایتی از تبعیض دیجیتال، ریاکاری سیاسی و فروپاشی سرمایه اجتماعی
پیام همراهان
ماجرای سیمکارتهای سفید تنها یک موضوع تکنولوژیک نیست؛ بلکه نمادی از تبعیض دیجیتال و ضعف مشروعیت در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است. دسترسی محدود شهروندان به اینترنت در حالی که گروهی خاص با امتیاز ویژه به اینترنت آزاد دسترسی دارند، نشاندهنده یک تبعیض ساختاری آشکار است؛ تبعیضی که نه تنها نابرابری اطلاعاتی ایجاد میکند، بلکه فاصله اجتماعی و سیاسی میان حکومت و مردم را گستردهتر میکند.
از منظر جامعهشناسی، سرمایه اجتماعی هر جامعه بر اعتماد، همکاری و احساس تعلق متقابل استوار است. محدودسازی اطلاعات و ایجاد اینترنت طبقاتی باعث فروپاشی این سرمایه میشود؛ چرا که مردم به رفتارهای دوگانه و ریاکارانه حکومت پی میبرند. مطالعات بینالمللی نشان دادهاند که کاهش دسترسی برابر به اطلاعات و فناوری، اعتماد نهادی و مشارکت مدنی را به شدت تضعیف میکند و انسجام اجتماعی را کاهش میدهد. در این مورد، سیمکارت سفید نمادی از یک سیستم سیاسی است که قوانین را برای مردم اجرا میکند اما خود از آن مستثنی است، و این تناقض، اعتماد عمومی را فرسوده میکند.
احساس تعلق شهروندان نیز با چنین سیاستهایی آسیب میبیند. حکومتهایی که دسترسی به ابزارهای اطلاعاتی را طبقاتی میکنند، در عمل به مردم پیام میدهند که مشارکت و حضور آنها اهمیت ندارد؛ تنها اطاعت و سکوت انتظار میرود. پیامد این فاصله، کاهش همبستگی اجتماعی، کاهش مشارکت و افزایش بیاعتمادی به نهادهای حکومتی است.
در نهایت، سیمکارت سفید نه فقط یک رانت دیجیتال، بلکه یک افشای ناآگاهانه از مشروعیت سیاه حکومت است. این افشاگری نشان میدهد که محدودیتها و فیلترینگ، نه برای امنیت یا منافع عمومی، بلکه برای حفظ منافع یک طبقه ویژه اعمال میشوند. فروپاشی اعتماد و سرمایه اجتماعی، کاهش حس تعلق و آشکار شدن ریاکاری نهادی، پیامدهای بلندمدتی دارند که آینده روابط حکومت و شهروندان را به شدت تهدید میکند.
این رخداد، نمونهای عملی از چگونگی تأثیر تبعیض دیجیتال بر مشروعیت، اعتماد و سرمایه اجتماعی است و هشدار جدی برای هر حکومتی که دسترسی برابر به اطلاعات را نادیده میگیرد.
#سیمکارت_خونین #سیمکارت_سفید #تبعیض #تبعیض_دیجبتال #اعتماد #بحران_اعتماد #مشروعیت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روایتی از تبعیض دیجیتال، ریاکاری سیاسی و فروپاشی سرمایه اجتماعی
پیام همراهان
ماجرای سیمکارتهای سفید تنها یک موضوع تکنولوژیک نیست؛ بلکه نمادی از تبعیض دیجیتال و ضعف مشروعیت در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است. دسترسی محدود شهروندان به اینترنت در حالی که گروهی خاص با امتیاز ویژه به اینترنت آزاد دسترسی دارند، نشاندهنده یک تبعیض ساختاری آشکار است؛ تبعیضی که نه تنها نابرابری اطلاعاتی ایجاد میکند، بلکه فاصله اجتماعی و سیاسی میان حکومت و مردم را گستردهتر میکند.
از منظر جامعهشناسی، سرمایه اجتماعی هر جامعه بر اعتماد، همکاری و احساس تعلق متقابل استوار است. محدودسازی اطلاعات و ایجاد اینترنت طبقاتی باعث فروپاشی این سرمایه میشود؛ چرا که مردم به رفتارهای دوگانه و ریاکارانه حکومت پی میبرند. مطالعات بینالمللی نشان دادهاند که کاهش دسترسی برابر به اطلاعات و فناوری، اعتماد نهادی و مشارکت مدنی را به شدت تضعیف میکند و انسجام اجتماعی را کاهش میدهد. در این مورد، سیمکارت سفید نمادی از یک سیستم سیاسی است که قوانین را برای مردم اجرا میکند اما خود از آن مستثنی است، و این تناقض، اعتماد عمومی را فرسوده میکند.
احساس تعلق شهروندان نیز با چنین سیاستهایی آسیب میبیند. حکومتهایی که دسترسی به ابزارهای اطلاعاتی را طبقاتی میکنند، در عمل به مردم پیام میدهند که مشارکت و حضور آنها اهمیت ندارد؛ تنها اطاعت و سکوت انتظار میرود. پیامد این فاصله، کاهش همبستگی اجتماعی، کاهش مشارکت و افزایش بیاعتمادی به نهادهای حکومتی است.
در نهایت، سیمکارت سفید نه فقط یک رانت دیجیتال، بلکه یک افشای ناآگاهانه از مشروعیت سیاه حکومت است. این افشاگری نشان میدهد که محدودیتها و فیلترینگ، نه برای امنیت یا منافع عمومی، بلکه برای حفظ منافع یک طبقه ویژه اعمال میشوند. فروپاشی اعتماد و سرمایه اجتماعی، کاهش حس تعلق و آشکار شدن ریاکاری نهادی، پیامدهای بلندمدتی دارند که آینده روابط حکومت و شهروندان را به شدت تهدید میکند.
این رخداد، نمونهای عملی از چگونگی تأثیر تبعیض دیجیتال بر مشروعیت، اعتماد و سرمایه اجتماعی است و هشدار جدی برای هر حکومتی که دسترسی برابر به اطلاعات را نادیده میگیرد.
#سیمکارت_خونین #سیمکارت_سفید #تبعیض #تبعیض_دیجبتال #اعتماد #بحران_اعتماد #مشروعیت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍10❤1
«سیمکارت سفید»؛ رانت ارتباطی، نه «معافیت از مجازات»
نقد استدلال عباس عبدی درباره «سیمکارت سفید»
پیام همراهان
عباس عبدی، فعال رسانهای اصلاحطلب و از اشغالگران سفارت آمریکا در تهران، در گفتوگوی اخیرش با سایت جماران، تلاش میکند پدیدهی «سیمکارت سفید» را نه بهعنوان تبعیض، بلکه نوعی «بازگرداندنِ حقِ ازدسترفته» معرفی کند؛ گویی حق مردم را حکومت از همگان گرفته و بعد لطف کرده بخشی از آن را به گروهی خاص بازگردانده است. این نوع روایتگری، در واقع سادهسازی مسئله تبعیض و بزککردنِ یک نظام امتیازدهی سیاسی است؛ نظامی که در آن حق عمومی تبدیل به رانت میشود و رانت به ابزار تثبیت قدرت.
عبدی با جابهجایی مسئله، فیلترینگ را یک «مجازات جمعی» مینامد و سیمکارت سفید را «معافیت از مجازات». اما فیلترینگ تصادفی یا خطای سیاستی نیست؛ تصمیم عامدانه و ساختاری برای محرومکردن اکثریت و تقویت حلقههای نزدیک به قدرت است. اینترنت سفید، بازگرداندن حق نیست؛ اختصاص حق به صاحبان با حامیان قدرت است. این تفاوت، کل مسئله را از ریشه تغییر میدهد.
۱. معافیت یا امتیاز؟
در منطق عبدی، برخورداران از اینترنت بدون فیلتر فقط «از زیر فشار بیرون آمدهاند» و منتقدان گویا باید قدردان باشند. اما واقعیت روشن است:
اینترنت سفید معافیت نیست، امتیاز سیاسی است.
در ایران، اینترنت ابزار قدرت است: ابزار روایت، ابزار سازماندهی اجتماعی، ابزار دیدهشدن. دادن چنین دسترسیای به گروهی محدود ــ خبرنگاران نزدیک به حاکمیت، نهادهای امنیتی، نمایندگان، چهرههای همسو ــ و محرومکردن اکثریت، یعنی ساختن یک طبقهی «برخوردار ارتباطی» در برابر «محرومان دیجیتال». این وضعیتی تصادفی نیست؛ مهندسیشده است.
۲. قیاس زندان و فیلترینگ؛ تحریف مسئله
عبدی میگوید: «اگر من زندان باشم، بهتر است ناراحتِ آزادی دیگری نباشم؛ برای آزادی خودم تلاش کنم.»
این قیاس، بیش از آنکه توضیح باشد، پنهانسازی واقعیت است.
در زندان، آزادی دیگری بر زندانی اثر مستقیم ندارد؛ اما در اینترنت طبقاتی، آزادی گروه برخوردار، قدرت روایت و تأثیرگذاری آنها را چند برابر میکند و محرومیت اکثریت را عمیقتر. اینجا «آزاد بودن دیگری» بخشی از سازوکار کنترل است، نه حادثهای بیرونی. اعتراض مردم حسادت نیست؛ اعتراض به ایجاد طبقهی برتر ارتباطی است.
اینکه بگوییم «چون نمیتوانیم برای همه رفع فیلتر کنیم، پس از برخورداری بعضی ناراحت نباشیم»، دقیقاً همان راهبرد روانی است که هر سیستم تبعیضآمیز استفاده میکند: تبدیل نقد ساختاری به مسئلهی اخلاق فردی.
۳. مغالطهی «بیاثر بودن اعتراض»
عبدی استدلال میکند اگر مخالفت با اینترنت سفید فیلترینگ را لغو نمیکند، پس اهمیتی ندارد. این همان مغالطهی کلاسیک «فایدهنداردپسبیخیال» است. نقد تبعیض، حتی اگر فردا ساختار را تغییر ندهد، وظیفهی سیاسی و اخلاقی است. روشنگری وظیفه شهروند است، نه نتیجه فوری آن.
۴. «ابزار کار خبرنگار» یا ابزار کنترل؟
عبدی میگوید اینترنت سفید «ابزار کار» خبرنگار است و با سهمیهی کنکور قابل قیاس نیست. اما ابزار کارِ خبرنگاری که آزادانه به جهان وصل میشود، در واقع برتری ساختاری در میدان روایت است. آنکه با سیمکارت سفید آنلاین است، بهطور طبیعی در شبکهی مدنظر حکومت دیده میشود و با سرعت، گستره و امنیت بیشتری روایت میسازد.
وقتی چنین خبرنگاری درباره تبعیض سکوت کند یا مسئله را کوچک جلوه دهد، این ابزار کار به ابزار همزیستی با قدرت تبدیل میشود؛ همان نقطهای که نقد عبدی عملاً به دفاع از ساختار تبعیض تبدیل میگردد.
خبرنگاری از سیمکارت سفید بهرهمند است که در مواقعی که حکومت میخواهد مثل آبان ۹۸، هواپیمای اوکراینی، جنگ ۱۲ رپزه، کرونا و ... روایت حکومت را ترویج دهد.
۵. فروکاستن یک ساختار به اخلاق فردی
در بخش دیگری عبدی میگوید دارندگان اینترنت سفید «باید برای رفع فیلترینگ برای همه تلاش کنند».
این حرف، ظاهراً اخلاقی است اما ساختار تبعیض را دستنخورده میگذارد؛ فقط از ذینفع میخواهد در کنار بهرهمندیاش، کمی هم «همدلی» نشان دهد. این دقیقاً همان منطق سیستمهای اقتدارگراست:
رانت را بگیر، اما دربارهاش کوچکنمایی کن یا ساکت باش.
وقتی وابستگی حرفهای به این امتیاز ایجاد شد، خودسانسوری و محافظهکاری هم پدید میآید. هیچ توصیهای جای ضدساختاری عملکردن را نمیگیرد.
۶. جایگزینی نقد ریشهای با دعوت به «همدلی»
عبدی از مخاطب میخواهد با برخورداران «همدلی» کنند. اما وقتی حق عمومی به امتیاز تبدیل شده، «همدلی» نام دیگر عادیسازی تبعیض است ــ اگر با نقد جدی ساختار همراه نباشد.
اینترنت سفید، محصول یک سیاست عامدانه است و سیاست را نمیتوان با توصیههای اخلاقی شستوشو داد.
#سیمکارت_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نقد استدلال عباس عبدی درباره «سیمکارت سفید»
پیام همراهان
عباس عبدی، فعال رسانهای اصلاحطلب و از اشغالگران سفارت آمریکا در تهران، در گفتوگوی اخیرش با سایت جماران، تلاش میکند پدیدهی «سیمکارت سفید» را نه بهعنوان تبعیض، بلکه نوعی «بازگرداندنِ حقِ ازدسترفته» معرفی کند؛ گویی حق مردم را حکومت از همگان گرفته و بعد لطف کرده بخشی از آن را به گروهی خاص بازگردانده است. این نوع روایتگری، در واقع سادهسازی مسئله تبعیض و بزککردنِ یک نظام امتیازدهی سیاسی است؛ نظامی که در آن حق عمومی تبدیل به رانت میشود و رانت به ابزار تثبیت قدرت.
عبدی با جابهجایی مسئله، فیلترینگ را یک «مجازات جمعی» مینامد و سیمکارت سفید را «معافیت از مجازات». اما فیلترینگ تصادفی یا خطای سیاستی نیست؛ تصمیم عامدانه و ساختاری برای محرومکردن اکثریت و تقویت حلقههای نزدیک به قدرت است. اینترنت سفید، بازگرداندن حق نیست؛ اختصاص حق به صاحبان با حامیان قدرت است. این تفاوت، کل مسئله را از ریشه تغییر میدهد.
۱. معافیت یا امتیاز؟
در منطق عبدی، برخورداران از اینترنت بدون فیلتر فقط «از زیر فشار بیرون آمدهاند» و منتقدان گویا باید قدردان باشند. اما واقعیت روشن است:
اینترنت سفید معافیت نیست، امتیاز سیاسی است.
در ایران، اینترنت ابزار قدرت است: ابزار روایت، ابزار سازماندهی اجتماعی، ابزار دیدهشدن. دادن چنین دسترسیای به گروهی محدود ــ خبرنگاران نزدیک به حاکمیت، نهادهای امنیتی، نمایندگان، چهرههای همسو ــ و محرومکردن اکثریت، یعنی ساختن یک طبقهی «برخوردار ارتباطی» در برابر «محرومان دیجیتال». این وضعیتی تصادفی نیست؛ مهندسیشده است.
۲. قیاس زندان و فیلترینگ؛ تحریف مسئله
عبدی میگوید: «اگر من زندان باشم، بهتر است ناراحتِ آزادی دیگری نباشم؛ برای آزادی خودم تلاش کنم.»
این قیاس، بیش از آنکه توضیح باشد، پنهانسازی واقعیت است.
در زندان، آزادی دیگری بر زندانی اثر مستقیم ندارد؛ اما در اینترنت طبقاتی، آزادی گروه برخوردار، قدرت روایت و تأثیرگذاری آنها را چند برابر میکند و محرومیت اکثریت را عمیقتر. اینجا «آزاد بودن دیگری» بخشی از سازوکار کنترل است، نه حادثهای بیرونی. اعتراض مردم حسادت نیست؛ اعتراض به ایجاد طبقهی برتر ارتباطی است.
اینکه بگوییم «چون نمیتوانیم برای همه رفع فیلتر کنیم، پس از برخورداری بعضی ناراحت نباشیم»، دقیقاً همان راهبرد روانی است که هر سیستم تبعیضآمیز استفاده میکند: تبدیل نقد ساختاری به مسئلهی اخلاق فردی.
۳. مغالطهی «بیاثر بودن اعتراض»
عبدی استدلال میکند اگر مخالفت با اینترنت سفید فیلترینگ را لغو نمیکند، پس اهمیتی ندارد. این همان مغالطهی کلاسیک «فایدهنداردپسبیخیال» است. نقد تبعیض، حتی اگر فردا ساختار را تغییر ندهد، وظیفهی سیاسی و اخلاقی است. روشنگری وظیفه شهروند است، نه نتیجه فوری آن.
۴. «ابزار کار خبرنگار» یا ابزار کنترل؟
عبدی میگوید اینترنت سفید «ابزار کار» خبرنگار است و با سهمیهی کنکور قابل قیاس نیست. اما ابزار کارِ خبرنگاری که آزادانه به جهان وصل میشود، در واقع برتری ساختاری در میدان روایت است. آنکه با سیمکارت سفید آنلاین است، بهطور طبیعی در شبکهی مدنظر حکومت دیده میشود و با سرعت، گستره و امنیت بیشتری روایت میسازد.
وقتی چنین خبرنگاری درباره تبعیض سکوت کند یا مسئله را کوچک جلوه دهد، این ابزار کار به ابزار همزیستی با قدرت تبدیل میشود؛ همان نقطهای که نقد عبدی عملاً به دفاع از ساختار تبعیض تبدیل میگردد.
خبرنگاری از سیمکارت سفید بهرهمند است که در مواقعی که حکومت میخواهد مثل آبان ۹۸، هواپیمای اوکراینی، جنگ ۱۲ رپزه، کرونا و ... روایت حکومت را ترویج دهد.
۵. فروکاستن یک ساختار به اخلاق فردی
در بخش دیگری عبدی میگوید دارندگان اینترنت سفید «باید برای رفع فیلترینگ برای همه تلاش کنند».
این حرف، ظاهراً اخلاقی است اما ساختار تبعیض را دستنخورده میگذارد؛ فقط از ذینفع میخواهد در کنار بهرهمندیاش، کمی هم «همدلی» نشان دهد. این دقیقاً همان منطق سیستمهای اقتدارگراست:
رانت را بگیر، اما دربارهاش کوچکنمایی کن یا ساکت باش.
وقتی وابستگی حرفهای به این امتیاز ایجاد شد، خودسانسوری و محافظهکاری هم پدید میآید. هیچ توصیهای جای ضدساختاری عملکردن را نمیگیرد.
۶. جایگزینی نقد ریشهای با دعوت به «همدلی»
عبدی از مخاطب میخواهد با برخورداران «همدلی» کنند. اما وقتی حق عمومی به امتیاز تبدیل شده، «همدلی» نام دیگر عادیسازی تبعیض است ــ اگر با نقد جدی ساختار همراه نباشد.
اینترنت سفید، محصول یک سیاست عامدانه است و سیاست را نمیتوان با توصیههای اخلاقی شستوشو داد.
#سیمکارت_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤20👌12👍2💔1