This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وزیر راه و شهرسازی ادعا می کند با اجرای «نهضت ملی مسکن»، کشور را تبدیل به کارگاه ساختمان خواهد کرد و از این طریق صنایع مختلف فعال و اشتغال در کشور ایجاد میشود.
اما آیا سیاست مسکن سازی به توسعه در ایران میانجامد؟
#حکمرانی_خوب #راستی_آزمایی
@aposiran
اما آیا سیاست مسکن سازی به توسعه در ایران میانجامد؟
#حکمرانی_خوب #راستی_آزمایی
@aposiran
راستیآزمایی ادعای سعید خطیبزاده: «در اروپا زندگی کردهام، کاری که با پناهجویان میکنند شرمآور است».
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
سعید خطیبزاده سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفت: «من سالها در کشورهای اروپایی به جهت ماموریتی که داشتم، زندگی کردم. اگر آوارهای وارد یکی از کشورهای مدعی حقوق بشر شود میبیند کاری که با مهاجرین، آوارگان و پناهجویان میکنند بسیار شرمآور است».
او در بخش دیگری از صحبتهایش نیز گفت: «آنچه در جمهوری اسلامی ایران بهعنوان میزبان برادران و خواهران ما از کشورهای همسایه اتفاق افتاده در تاریخ باقی خواهد ماند. آنها در کنار ما زندگی کردند و ما در کنار آنها بودیم».
آیا چنین ادعایی درست است؟
بنابر آمار ارائه شده توسط «کمیسیون اروپا» که یکی از پنج نهاد اصلی «اتحادیه اروپا» به شمار میآید، تا پایان سال ۲۰۲۰ بیش از دو میلیون و ششصد هزار پناهجو در کشورهای اروپایی زندگی میکنند و این رقم برابر با ده درصد از کل پناهندگان جهان است.
بخش عمده این پناهجویان در کشورهایی همچون آلمان، فرانسه، سوئد، اتریش و اسپانیا اسکان دارند. قانون پناهندگی اروپایی، کشورها را موظف میکند که بهطور عادلانه به درخواستهای پناهندگی رسیدگی و استانداردهای انسانی و اجتماعی در تأمین نیازهای اولیه و اسکان پناهجویان را نیز رعایت کنند. بدین ترتیب پناهجویان به رسمیت شناخته شده، کمکهای مالی به صورت نقدی و غیرنقدی دریافت میکنند تا بتوانند تا زمان یادگیری زبان و ورود به بازار کار آن کشور، حداقل نیازهای زندگی خود را تأمین کنند.
علاوه بر این، کلاسهای یادگیری زبان و بیمه درمانی رایگان در دسترس پناهجو قرار میگیرد. افرادی که درخواست پناهندگیشان قبول شده و یا محافظت دریافت کردهاند، در بسیاری موارد کمکهای مالی دیگری هم دریافت میکنند.
این در حالی است که پناهجویان افغانستانی که سالهاست در ایران زندگی میکنند، همچنان از بسیاری از حقوق انسانی محروم هستند و شرایط کار و زندگی برای آنان دشوار است. بیش از سه میلیون مهاجر افغان در ایران با کار در مشاغل سخت و طاقت فرسا بدون هیچگونه حمایت و بیمه درمانی، امرار معاش میکنند. از این تعداد تنها یک میلیون نفر بهطور رسمی بهعنوان پناهجو ثبت شده و دو میلیون نفر دیگر ثبت نشدهاند.
پناهجویان افغانستانی در ایران از تبعیضهای بسیاری رنج میبرند و اکثرا در نقاط حاشیهای شهرها زندگی میکنند. کودکان آنان برای تحصیل و ثبت نام در مدارس با محدودیت روبرو هستند و فرزندان آن دسته از پناهجویانی که ثبت رسمی نشده و مدارک هویتی و اقامتی ندارند از تحصیل محروم ماندهاند. هرچند در سال جاری بخشنامه جدیدی تحت عنوان «اصلاح بخشنامه ثبتنام کودکان مهاجر در مدارس» ابلاغ شد تا بسیاری از موارد به ویژه موارد مربوط به مدارک هویتی را پوشش دهد اما همچنان ثبت نام کودکان افغانستانی در مدارس، نیازمند عبور از مراحل متعدد و دشوار است. این تنها بخشی از مشکلاتی است که افغانستانیهای ساکن ایران با آن مواجه هستند و اکنون نیز با شیوع کرونا، وخیمتر شدن اوضاع اقتصادی و بیکاری در ایران بر آنها افزوده شده است.
حتی به لحاظ آزادیهای فردی و اجتماعی، شرایط اروپا با ایران و کشورهای خاورمیانه قابل مقایسه نیست. هیچ انسانی در اروپا به دلیل عقایدش محاکمه یا از حقوقش محروم نمیشود، زنان مورد حمایت و از حقوق برابر برخوردار هستند و حقوق همه افراد جامعه فارغ از نژاد، تفکر و عقیدهشان محترم شمرده میشود. این در شرایطی است که زنان ایرانی در وطن خود، به شکلهای مختلف از آزادیهای فردی و اجتماعی و حقوق برابر محروماند.
بنابراین ادعای سعید خطیب زاده هم در مورد «رفتار کشورهای اروپایی با پناهجویان» و هم درباره «میزبانی جمهوری اسلامی از پناهجویان افغانستانی» کاملا نادرست است.
#راستی_آزمایی #پناهندگی #حقوق_بشر #factcheck
@aposiran
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
سعید خطیبزاده سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفت: «من سالها در کشورهای اروپایی به جهت ماموریتی که داشتم، زندگی کردم. اگر آوارهای وارد یکی از کشورهای مدعی حقوق بشر شود میبیند کاری که با مهاجرین، آوارگان و پناهجویان میکنند بسیار شرمآور است».
او در بخش دیگری از صحبتهایش نیز گفت: «آنچه در جمهوری اسلامی ایران بهعنوان میزبان برادران و خواهران ما از کشورهای همسایه اتفاق افتاده در تاریخ باقی خواهد ماند. آنها در کنار ما زندگی کردند و ما در کنار آنها بودیم».
آیا چنین ادعایی درست است؟
بنابر آمار ارائه شده توسط «کمیسیون اروپا» که یکی از پنج نهاد اصلی «اتحادیه اروپا» به شمار میآید، تا پایان سال ۲۰۲۰ بیش از دو میلیون و ششصد هزار پناهجو در کشورهای اروپایی زندگی میکنند و این رقم برابر با ده درصد از کل پناهندگان جهان است.
بخش عمده این پناهجویان در کشورهایی همچون آلمان، فرانسه، سوئد، اتریش و اسپانیا اسکان دارند. قانون پناهندگی اروپایی، کشورها را موظف میکند که بهطور عادلانه به درخواستهای پناهندگی رسیدگی و استانداردهای انسانی و اجتماعی در تأمین نیازهای اولیه و اسکان پناهجویان را نیز رعایت کنند. بدین ترتیب پناهجویان به رسمیت شناخته شده، کمکهای مالی به صورت نقدی و غیرنقدی دریافت میکنند تا بتوانند تا زمان یادگیری زبان و ورود به بازار کار آن کشور، حداقل نیازهای زندگی خود را تأمین کنند.
علاوه بر این، کلاسهای یادگیری زبان و بیمه درمانی رایگان در دسترس پناهجو قرار میگیرد. افرادی که درخواست پناهندگیشان قبول شده و یا محافظت دریافت کردهاند، در بسیاری موارد کمکهای مالی دیگری هم دریافت میکنند.
این در حالی است که پناهجویان افغانستانی که سالهاست در ایران زندگی میکنند، همچنان از بسیاری از حقوق انسانی محروم هستند و شرایط کار و زندگی برای آنان دشوار است. بیش از سه میلیون مهاجر افغان در ایران با کار در مشاغل سخت و طاقت فرسا بدون هیچگونه حمایت و بیمه درمانی، امرار معاش میکنند. از این تعداد تنها یک میلیون نفر بهطور رسمی بهعنوان پناهجو ثبت شده و دو میلیون نفر دیگر ثبت نشدهاند.
پناهجویان افغانستانی در ایران از تبعیضهای بسیاری رنج میبرند و اکثرا در نقاط حاشیهای شهرها زندگی میکنند. کودکان آنان برای تحصیل و ثبت نام در مدارس با محدودیت روبرو هستند و فرزندان آن دسته از پناهجویانی که ثبت رسمی نشده و مدارک هویتی و اقامتی ندارند از تحصیل محروم ماندهاند. هرچند در سال جاری بخشنامه جدیدی تحت عنوان «اصلاح بخشنامه ثبتنام کودکان مهاجر در مدارس» ابلاغ شد تا بسیاری از موارد به ویژه موارد مربوط به مدارک هویتی را پوشش دهد اما همچنان ثبت نام کودکان افغانستانی در مدارس، نیازمند عبور از مراحل متعدد و دشوار است. این تنها بخشی از مشکلاتی است که افغانستانیهای ساکن ایران با آن مواجه هستند و اکنون نیز با شیوع کرونا، وخیمتر شدن اوضاع اقتصادی و بیکاری در ایران بر آنها افزوده شده است.
حتی به لحاظ آزادیهای فردی و اجتماعی، شرایط اروپا با ایران و کشورهای خاورمیانه قابل مقایسه نیست. هیچ انسانی در اروپا به دلیل عقایدش محاکمه یا از حقوقش محروم نمیشود، زنان مورد حمایت و از حقوق برابر برخوردار هستند و حقوق همه افراد جامعه فارغ از نژاد، تفکر و عقیدهشان محترم شمرده میشود. این در شرایطی است که زنان ایرانی در وطن خود، به شکلهای مختلف از آزادیهای فردی و اجتماعی و حقوق برابر محروماند.
بنابراین ادعای سعید خطیب زاده هم در مورد «رفتار کشورهای اروپایی با پناهجویان» و هم درباره «میزبانی جمهوری اسلامی از پناهجویان افغانستانی» کاملا نادرست است.
#راستی_آزمایی #پناهندگی #حقوق_بشر #factcheck
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
راستیآزمایی ادعای سعید خطیبزاده: «در اروپا زندگی کردهام، کاری که با پناهجویان میکنند شرمآور است».
راستیآزمایی ادعای سعید خطیبزاده: «در اروپا زندگی کردهام، کاری که با پناهجویان میکنند شرمآور است». نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج
فساد بحرانی در بخش امنیتی و دفاعی نظام!
کجای ایران از فساد در امان مانده؟!
#فساد_سیستماتیک #نه_به_جمهوری_اسلامی
@aposiran
کجای ایران از فساد در امان مانده؟!
#فساد_سیستماتیک #نه_به_جمهوری_اسلامی
@aposiran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیرضا ادیانی، رییس سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی میگوید که «سه ویژگی مهم سفرهآرایی، خانهآرایی و خودآرایی برای یک زن بسیار مهم است»
آیا ادعای او درست است؟
#راستی_آزمایی #حقوق_زنان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@aposiran
آیا ادعای او درست است؟
#راستی_آزمایی #حقوق_زنان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@aposiran
آیا ادعای «ظرفیت تولید محصولات غذایی برای ۷۰۰ میلیون نفر» در ایران درست است؟
✍🏼 یوحنا نجدی
یک عضو کمیسیون کشاورزی، آب، محیط زیست و منابعطبیعی «مجلس شورای اسلامی» شامگاه ۱۲ آبان ماه در جریان سفر استانی این کمیسیون به شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری، بزرگترین مشکل کشاورزی ایران را «تامین آب پایدار» دانست و افزود که در حال حاضر، «امنیت غذایی کشور به امنیت ملی گره خورده است».
به گزارش خبرگزاری «فارس» امیرقلی جعفری در ادامه گفت که «ایران این ظرفیت را دارد که بتواند جمعیت ۷۰۰ میلیونی همسایگان خود را از انواع محصولات کشاورزی تأمین کند».
آیا ادعای او درست است؟ و ایران هماکنون میتواند غذای ۷۰۰ میلیون نفر را تأمین کند؟ جمعیت ۸۵ میلیون نفری ایران از لحاظ امنیت غذایی در چه وضعیتی است؟
آقای جعفری در حالی این ادعا را مطرح کرده که بسیاری از بخشهای مختلف صنایع غذایی ایران به دلیل بیثباتی و نابسامانیهای اقتصادی، روزهای دشواری را میگذرانند و طی سالهای اخیر آمار و گزارشهای متعددی درباره سوءتغذیه گروههای مختلف سنی در ایران بویژه در مناطق و استانهای محروم منتشر شده است. فعالان صنفی هم میگویند که میلیونها ایرانی حتی دیگر توان خرید برنج برای مصرف خانگی را ندارند.
از سوی دیگر، بخشهای مختلف مرتبط با اقلام استراتژیک در صنایع غذایی کشور هم به دلایلی همچون تورم، بیثباتی اقتصادی و تحریمهای بینالمللی با بحران دست به گریبان هستند.
در این شرایط، سخنان امیرقلی جعفری، عضو کمیسیون کشاورزی، آب، محیط زیست و منابعطبیعی «مجلس شورای اسلامی» مبنی بر توان ایران برای تءمین غذای ۷۰۰ میلیون نفر، ادعایی گمراهکننده است.
او با این سخنان، به روشنی سعی میکند تا ضمن گمراه کردن افکار عمومی نسبت به وضعیت سوءتغذیه و مشکلات صنایع مرتبط با غذا و اقلام ضروری، چنین القا کند که انگار مردم ایران در حال حاضر در زمینه تأمین مواد غذایی هیچ مشکلی ندارند و امنیت غذایی بیش از ۶۰۰ میلیون نفر دیگر نیز میتواند توسط اقتصاد کنونی جمهوری اسلامی، تأمین شود.
از جمله در اواسط مهرماه گذشته، مدیرکل دفتر «بهبود تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» ضمن هشدار درباره وضعیت امنیت غذایی کشور گفت که وضعیت استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، خراسان جنوبی و خوزستان به لحاظ امنیت غذایی نامطلوبتر از نقاط دیگر کشور است.
به گفته زهرا عبداللهی، افزایش ناامنی غذایی که به ویژه در مناطق محروم کشور مشاهده شده، منجر به افزایش شیوع سوءتغذیه کودکان زیر پنج سال و دیگر گروههای آسیبپذیر تغذیهای مانند مادران باردار و نوجوانان شده است.
طبق آمارهای رسمی، نزدیک به «۱۲ درصد» از کودکان سیستان و «۸ درصد» از کودکان خراسان جنوبی، با سوءتغذیه جدی روبرو هستند.
شماری از کارشناسان هم میگویند که بسیاری از ایرانیان فقط در تلاش برای سیر شدن هستند. از جمله، فاطمه محمدی نصرآبادی، عضو هیئت علمی «انستیتو تغذیه و تحقیقات صنایع غذایی کشور» در مردادماه گذشته با بیان اینکه «مشکل فقط در گوشت و پروتئین نیست» با اشاره به مصرف پایین شیر و لبنیات و میوه گفت که «آجیلها تقریباً کاملاً حذف شده است؛ مصرف ماهی بسیار کم شده و کل سبد غذایی مردم تنها به سمت چیزهایی میرود که مساله سیرشدن مطرح است».
افزایش لجام گسیخته تورم و گرانی مواد غذایی اصلی، باعث شده تا هرروز اقلام تازهای از سفره شهروندان ایرانی حذف شود به طوری که بر اساس گزارش «مرکز آمار» ایران، از میان «۵۳» کالای خوراکی منتخب، قیمت «چهل قلم»، در وضعیت بحرانی است.
همچنین در یکی از جدیدترین گزارشها از مشکلات صنایع مرتبط با غذا و اقلام ضروری، رئیس «کانون صنایع غذایی ایران» با اشاره به واردات پنج میلیون تن گندم در هشت ماه نخست امسال گفت که «کشور در سال جاری نیازمند واردات هفتونیم میلیون تن گندم دیگر است».
لینک یادداشت در وبسایت رادیوفردا
#راستی_آزمایی #بحران_اقتصادی #تورم #فقر
@aposiran
✍🏼 یوحنا نجدی
یک عضو کمیسیون کشاورزی، آب، محیط زیست و منابعطبیعی «مجلس شورای اسلامی» شامگاه ۱۲ آبان ماه در جریان سفر استانی این کمیسیون به شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری، بزرگترین مشکل کشاورزی ایران را «تامین آب پایدار» دانست و افزود که در حال حاضر، «امنیت غذایی کشور به امنیت ملی گره خورده است».
به گزارش خبرگزاری «فارس» امیرقلی جعفری در ادامه گفت که «ایران این ظرفیت را دارد که بتواند جمعیت ۷۰۰ میلیونی همسایگان خود را از انواع محصولات کشاورزی تأمین کند».
آیا ادعای او درست است؟ و ایران هماکنون میتواند غذای ۷۰۰ میلیون نفر را تأمین کند؟ جمعیت ۸۵ میلیون نفری ایران از لحاظ امنیت غذایی در چه وضعیتی است؟
آقای جعفری در حالی این ادعا را مطرح کرده که بسیاری از بخشهای مختلف صنایع غذایی ایران به دلیل بیثباتی و نابسامانیهای اقتصادی، روزهای دشواری را میگذرانند و طی سالهای اخیر آمار و گزارشهای متعددی درباره سوءتغذیه گروههای مختلف سنی در ایران بویژه در مناطق و استانهای محروم منتشر شده است. فعالان صنفی هم میگویند که میلیونها ایرانی حتی دیگر توان خرید برنج برای مصرف خانگی را ندارند.
از سوی دیگر، بخشهای مختلف مرتبط با اقلام استراتژیک در صنایع غذایی کشور هم به دلایلی همچون تورم، بیثباتی اقتصادی و تحریمهای بینالمللی با بحران دست به گریبان هستند.
در این شرایط، سخنان امیرقلی جعفری، عضو کمیسیون کشاورزی، آب، محیط زیست و منابعطبیعی «مجلس شورای اسلامی» مبنی بر توان ایران برای تءمین غذای ۷۰۰ میلیون نفر، ادعایی گمراهکننده است.
او با این سخنان، به روشنی سعی میکند تا ضمن گمراه کردن افکار عمومی نسبت به وضعیت سوءتغذیه و مشکلات صنایع مرتبط با غذا و اقلام ضروری، چنین القا کند که انگار مردم ایران در حال حاضر در زمینه تأمین مواد غذایی هیچ مشکلی ندارند و امنیت غذایی بیش از ۶۰۰ میلیون نفر دیگر نیز میتواند توسط اقتصاد کنونی جمهوری اسلامی، تأمین شود.
از جمله در اواسط مهرماه گذشته، مدیرکل دفتر «بهبود تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» ضمن هشدار درباره وضعیت امنیت غذایی کشور گفت که وضعیت استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، خراسان جنوبی و خوزستان به لحاظ امنیت غذایی نامطلوبتر از نقاط دیگر کشور است.
به گفته زهرا عبداللهی، افزایش ناامنی غذایی که به ویژه در مناطق محروم کشور مشاهده شده، منجر به افزایش شیوع سوءتغذیه کودکان زیر پنج سال و دیگر گروههای آسیبپذیر تغذیهای مانند مادران باردار و نوجوانان شده است.
طبق آمارهای رسمی، نزدیک به «۱۲ درصد» از کودکان سیستان و «۸ درصد» از کودکان خراسان جنوبی، با سوءتغذیه جدی روبرو هستند.
شماری از کارشناسان هم میگویند که بسیاری از ایرانیان فقط در تلاش برای سیر شدن هستند. از جمله، فاطمه محمدی نصرآبادی، عضو هیئت علمی «انستیتو تغذیه و تحقیقات صنایع غذایی کشور» در مردادماه گذشته با بیان اینکه «مشکل فقط در گوشت و پروتئین نیست» با اشاره به مصرف پایین شیر و لبنیات و میوه گفت که «آجیلها تقریباً کاملاً حذف شده است؛ مصرف ماهی بسیار کم شده و کل سبد غذایی مردم تنها به سمت چیزهایی میرود که مساله سیرشدن مطرح است».
افزایش لجام گسیخته تورم و گرانی مواد غذایی اصلی، باعث شده تا هرروز اقلام تازهای از سفره شهروندان ایرانی حذف شود به طوری که بر اساس گزارش «مرکز آمار» ایران، از میان «۵۳» کالای خوراکی منتخب، قیمت «چهل قلم»، در وضعیت بحرانی است.
همچنین در یکی از جدیدترین گزارشها از مشکلات صنایع مرتبط با غذا و اقلام ضروری، رئیس «کانون صنایع غذایی ایران» با اشاره به واردات پنج میلیون تن گندم در هشت ماه نخست امسال گفت که «کشور در سال جاری نیازمند واردات هفتونیم میلیون تن گندم دیگر است».
لینک یادداشت در وبسایت رادیوفردا
#راستی_آزمایی #بحران_اقتصادی #تورم #فقر
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
آیا ادعای «ظرفیت تولید محصولات غذایی برای ۷۰۰ میلیون نفر» در ایران درست است؟ -
آیا ادعای «ظرفیت تولید محصولات غذایی برای ۷۰۰ میلیون نفر» در ایران درست است؟یوحنا نجدییک عضو کمیسیون کشاورزی، آب، محیط زیست و منابعطبیعی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزنامه جوان: ۱۶ آذر نقطه کانون شکلگیری و تدام فتنه ۷۸ و ۸۸ است.
گفتوگوی تلویزیون ایران اینترنشنال با عبدالرضا احمدی، عضو گروه دانشآموختگان لیبرال ایران، پژوهشگر مدیریت اقتصادی و مسئول پروژه فسادبان
#جنبش_دانشجویی
@aposiran
گفتوگوی تلویزیون ایران اینترنشنال با عبدالرضا احمدی، عضو گروه دانشآموختگان لیبرال ایران، پژوهشگر مدیریت اقتصادی و مسئول پروژه فسادبان
#جنبش_دانشجویی
@aposiran
تأمین نیرو در جنگ سوریه از میان خلافکارها و زندانیها
✍🏼 حامد محمدی – روزنامهنگار
#میهمان_موسسه
بسیاری از فرماندهان و نیروهای «سپاه قدس» که به اسم «مدافع حرم» در سوریه جنگیدند همانهاییاند که در قالب یگانهای امنیتی سپاه یا گردانهای بسیج در اعتراضات خیابانی مردم را سرکوب میکنند.
یکی از آنها سرتیپ پاسدار حسین همدانی بود که مهرماه سال ۱۳۹۴ حوالی حلب سوریه در یک سانحه رانندگی کشته شود. همدانی از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ فرمانده سپاه تهران بود که اصلیترین مأموریت آن سرکوب اعتراضات ضدحکومتی در پایتخت است.
تئوری همدانی تربیت خلافکارها و آوردن آنها به مسیر انقلاب بود. او معترضان را هم به چشم اراذل و اوباش میدید. مهرماه ۱۳۹۴ «خبرگزاری دانشجو» در همین باره نوشت که «رد پای سردار همدانی را در كنترل فتنه ۸۸ میتوان ديد.» همدانی خودش روایت کرده بود که در جریان اعتراضات سال ۸۸ «کار اطلاعاتی- اقدامی انجام داديم که در تهران صدا کرد. پنج هزار نفر از کسانی که در آشوبها حضور داشتند ولی در احزاب و جريانات سياسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسايی کرديم و در منزلشان کنترلشان میکرديم. روزی که فراخوان میزدند اينها کنترل میشدند و اجازه نداشتند از خانه بيرون بيايند. بعد اينها را عضو گردان کردم. آنها بعدها نشان دادند اگر بخواهيم مجاهد تربيت کنيم بايد چنين افرادی که با تيغ و قمه سروکار دارند را پايکار بياوريم. يکی از اينها فردی بود به نام [علیرضا] ستاری که وقتی به جمعيت زد جانباز ۷۰ درصد شد و سال گذشته هم به شهادت رسيد.»
در واقع سپاه بخشی از کمبود نیرویهای سرکوبگر را با تهدید، ارعاب و شتستشوی مغزی بازداشت شدگان تأمین میکند. این افراد ممکن است سابقهدار نیز باشند و از روی ترس و اجبار حاضر به همکاری با سپاه و بسیج شوند. هر چند پیداست رقم پنج هزار نفر بیشتر بلوف باشد تا واقعیت.
جذب نیرو از بین بازداشتیها و زندانیها روشی شد که برای تأمین نیرو در جنگ سوریه نیز به کار گرفته شد. بسیاری از زندانیان سابقهدار که جرایم سنگین داشتند داوطلب اعزام به سوریه شدند. آنها به نام مددجو تحت آموزش قرار میگرفتند. سردار سعید سیاح طاهری از کسانی بود که در زندانها از بین خلافکارها جذب نیرو میکرد. بعضی از نیروها توسط پایگاههای بسیج از بین اوباش محلات جذب میشدند. در واقع کاری که عوامل سپاه برای تأمین نیرو میکردند «تواب سازی» از خلافکارها بود. زندگی بعضی از آنها مثل «مجید بربری» به شکل کتاب منتشر شد تا مسیر تبلیغ شود.
مطالب #میهمان_موسسه الزاما بیانگر دیدگاه «موسسه ترویج جامعه باز» نیست.
شما هم میتوانید نظر و یادداشت کوتاهتان (حداکثر ۴۰۰ کلمه) را درباره همین موضوع و برای انتشار در همین کانال، به واتساپ موسسه به شماره ۰۰۴۹۱۷۸۹۳۸۱۹۷۱ ارسال کنید.
@aposiran
✍🏼 حامد محمدی – روزنامهنگار
#میهمان_موسسه
بسیاری از فرماندهان و نیروهای «سپاه قدس» که به اسم «مدافع حرم» در سوریه جنگیدند همانهاییاند که در قالب یگانهای امنیتی سپاه یا گردانهای بسیج در اعتراضات خیابانی مردم را سرکوب میکنند.
یکی از آنها سرتیپ پاسدار حسین همدانی بود که مهرماه سال ۱۳۹۴ حوالی حلب سوریه در یک سانحه رانندگی کشته شود. همدانی از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ فرمانده سپاه تهران بود که اصلیترین مأموریت آن سرکوب اعتراضات ضدحکومتی در پایتخت است.
تئوری همدانی تربیت خلافکارها و آوردن آنها به مسیر انقلاب بود. او معترضان را هم به چشم اراذل و اوباش میدید. مهرماه ۱۳۹۴ «خبرگزاری دانشجو» در همین باره نوشت که «رد پای سردار همدانی را در كنترل فتنه ۸۸ میتوان ديد.» همدانی خودش روایت کرده بود که در جریان اعتراضات سال ۸۸ «کار اطلاعاتی- اقدامی انجام داديم که در تهران صدا کرد. پنج هزار نفر از کسانی که در آشوبها حضور داشتند ولی در احزاب و جريانات سياسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسايی کرديم و در منزلشان کنترلشان میکرديم. روزی که فراخوان میزدند اينها کنترل میشدند و اجازه نداشتند از خانه بيرون بيايند. بعد اينها را عضو گردان کردم. آنها بعدها نشان دادند اگر بخواهيم مجاهد تربيت کنيم بايد چنين افرادی که با تيغ و قمه سروکار دارند را پايکار بياوريم. يکی از اينها فردی بود به نام [علیرضا] ستاری که وقتی به جمعيت زد جانباز ۷۰ درصد شد و سال گذشته هم به شهادت رسيد.»
در واقع سپاه بخشی از کمبود نیرویهای سرکوبگر را با تهدید، ارعاب و شتستشوی مغزی بازداشت شدگان تأمین میکند. این افراد ممکن است سابقهدار نیز باشند و از روی ترس و اجبار حاضر به همکاری با سپاه و بسیج شوند. هر چند پیداست رقم پنج هزار نفر بیشتر بلوف باشد تا واقعیت.
جذب نیرو از بین بازداشتیها و زندانیها روشی شد که برای تأمین نیرو در جنگ سوریه نیز به کار گرفته شد. بسیاری از زندانیان سابقهدار که جرایم سنگین داشتند داوطلب اعزام به سوریه شدند. آنها به نام مددجو تحت آموزش قرار میگرفتند. سردار سعید سیاح طاهری از کسانی بود که در زندانها از بین خلافکارها جذب نیرو میکرد. بعضی از نیروها توسط پایگاههای بسیج از بین اوباش محلات جذب میشدند. در واقع کاری که عوامل سپاه برای تأمین نیرو میکردند «تواب سازی» از خلافکارها بود. زندگی بعضی از آنها مثل «مجید بربری» به شکل کتاب منتشر شد تا مسیر تبلیغ شود.
مطالب #میهمان_موسسه الزاما بیانگر دیدگاه «موسسه ترویج جامعه باز» نیست.
شما هم میتوانید نظر و یادداشت کوتاهتان (حداکثر ۴۰۰ کلمه) را درباره همین موضوع و برای انتشار در همین کانال، به واتساپ موسسه به شماره ۰۰۴۹۱۷۸۹۳۸۱۹۷۱ ارسال کنید.
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
تأمین نیرو در جنگ سوریه از میان خلافکارها و زندانیها - موسسه ترویج جامعه باز
تأمین نیرو در جنگ سوریه از میان خلافکارها و زندانیها حامد محمدی - روزنامهنگاربسیاری از فرماندهان و نیروهای «سپاه قدس» که به اسم
راستیآزمایی ادعای ابراهیم رئیسی: «فضای کسب و کار دوباره دارد در کشور رونق میگیرد.»
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
ابراهیم رئیسی در مصاحبهای تلویزیونی در دفاع از عملکرد دولت خود گفت: «خوشحالیم که فضای کسب و کار دوباره رونق میگیرد و به رغم مشکلات در کشورهای اطراف، بسیاری از شهرهای ما بجز چند شهر در وضعیت خوبی قرار دارد که این هم دنبال میشود.» او افزود: «حالا که ۱۰۰ هزار کسب و کار تعطیل شده دوباره شروع به فعالیت کردهاند، ممکن است موج دیگری از ویروس کرونا در پیش داشته باشیم بنابراین مردم باید مراعات کنند.»
آیا ادعای رئیسی مبنی بر رونق فضای کسب و کار و از سرگیری فعالیت صد هزار کسب و کار تعطیل شده، درست است؟
سیزدهمین رئیس جمهور در حکومت ولایی جمهوری اسلامی در حالی چنین ادعایی را مطرح میکند که ایران بر اساس آخرین رتبهبندی سالانه بانک جهانی از منظر شاخص آسانی انجام کسب و کار، در رتبه ۱۲۷ از ۱۹۰ قرار دارد. همچنین با ورود ویروس کرونا به کشور و عدم واکنش مناسب و به موقع حاکمیت به این پاندمی، ضربه کاری دیگری بر بدنه اقتصاد نیمه جان ایران وارد شد.
به گزارش خبرگزاری «ایرنا» و بر اساس آمار مرکز داده پژوهشی ایسپا در سال ۱۳۹۹، کرونا موجب تعطیلی ۴۱ درصد کسبوکارها شد و آنها دیگر ادامه فعالیت ندادند و از سوی دیگر ۵۰ درصد کسب و کارها با کاهش درآمد مواجه شدند. دولت نیز برنامهای برای حمایت از کسبوکارها در دوران کرونا نداشت و همچنان نیز ندارد. اگرچه اخباری مبنی بر اعطای تسهیلات برای حمایت از کسبوکارها مطرح شد، اما به دلیل «نبود منابع مالی»، عملاً بخش بزرگی از وعدهها اجرایی نشدند و بر اساس اعلام مسئولان در خبرگزاریهای داخلی، تنها هشت هزار و ۲۶۹ بنگاه اقتصادی از این تسهیلات استفاده کردند.
این در حالی است که بنا بر آمار ارائه شده توسط مدیرکل هدایت نیروی کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، از ابتدای آغاز ثبت نام برای دریافت این تسهیلات در اردیبهشت ماه ۹۹ تا ابتدای آبان امسال ۵۲۳ هزار و ۷۷۷ فقره ثبت نام با اشتغال ۹۷۸ هزار نفر انجام شده است.
حتی روز به روز و بیش از گذشته، کشور صحنه اعتراضات و اعتصابات کارگری است و معوقات حقوق و دستمزد هزاران کارگر ماههاست که پرداخت نشده است. بدون پرداخت این بدهیها نمیتوان انتظار داشت فضای تولید و کسب و کار رونق بگیرد.
از سوی دیگر حاکمیت چه در دولت حسن روحانی و چه در صد روز گذشته از عمر دولت رئیسی در مقابله با ویروس کرونا و تهیه واکسن ایمن و معتبر برای شهروندان، بسیار ضعیف عمل کرده و کارنامهاش قابل مقایسه با بسیاری از کشورهای همسایه و منطقه خاورمیانه نیست. این عدم واکنش مناسب به همهگیری کرونا، ضربه مهلک دیگری بر چرخه تولید و فضای کسب و کار در کشور وارد کرد. بنابراین ادعای رئیسی درمورد رونق کسب و کارها و از سرگیری فعالیت صد هزار بنگاه اقتصادی تعطیل شده، کاملاً نادرست است.
#راستی_آزمایی #دولت_رئیسی #factcheck
@aposiran
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
ابراهیم رئیسی در مصاحبهای تلویزیونی در دفاع از عملکرد دولت خود گفت: «خوشحالیم که فضای کسب و کار دوباره رونق میگیرد و به رغم مشکلات در کشورهای اطراف، بسیاری از شهرهای ما بجز چند شهر در وضعیت خوبی قرار دارد که این هم دنبال میشود.» او افزود: «حالا که ۱۰۰ هزار کسب و کار تعطیل شده دوباره شروع به فعالیت کردهاند، ممکن است موج دیگری از ویروس کرونا در پیش داشته باشیم بنابراین مردم باید مراعات کنند.»
آیا ادعای رئیسی مبنی بر رونق فضای کسب و کار و از سرگیری فعالیت صد هزار کسب و کار تعطیل شده، درست است؟
سیزدهمین رئیس جمهور در حکومت ولایی جمهوری اسلامی در حالی چنین ادعایی را مطرح میکند که ایران بر اساس آخرین رتبهبندی سالانه بانک جهانی از منظر شاخص آسانی انجام کسب و کار، در رتبه ۱۲۷ از ۱۹۰ قرار دارد. همچنین با ورود ویروس کرونا به کشور و عدم واکنش مناسب و به موقع حاکمیت به این پاندمی، ضربه کاری دیگری بر بدنه اقتصاد نیمه جان ایران وارد شد.
به گزارش خبرگزاری «ایرنا» و بر اساس آمار مرکز داده پژوهشی ایسپا در سال ۱۳۹۹، کرونا موجب تعطیلی ۴۱ درصد کسبوکارها شد و آنها دیگر ادامه فعالیت ندادند و از سوی دیگر ۵۰ درصد کسب و کارها با کاهش درآمد مواجه شدند. دولت نیز برنامهای برای حمایت از کسبوکارها در دوران کرونا نداشت و همچنان نیز ندارد. اگرچه اخباری مبنی بر اعطای تسهیلات برای حمایت از کسبوکارها مطرح شد، اما به دلیل «نبود منابع مالی»، عملاً بخش بزرگی از وعدهها اجرایی نشدند و بر اساس اعلام مسئولان در خبرگزاریهای داخلی، تنها هشت هزار و ۲۶۹ بنگاه اقتصادی از این تسهیلات استفاده کردند.
این در حالی است که بنا بر آمار ارائه شده توسط مدیرکل هدایت نیروی کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، از ابتدای آغاز ثبت نام برای دریافت این تسهیلات در اردیبهشت ماه ۹۹ تا ابتدای آبان امسال ۵۲۳ هزار و ۷۷۷ فقره ثبت نام با اشتغال ۹۷۸ هزار نفر انجام شده است.
حتی روز به روز و بیش از گذشته، کشور صحنه اعتراضات و اعتصابات کارگری است و معوقات حقوق و دستمزد هزاران کارگر ماههاست که پرداخت نشده است. بدون پرداخت این بدهیها نمیتوان انتظار داشت فضای تولید و کسب و کار رونق بگیرد.
از سوی دیگر حاکمیت چه در دولت حسن روحانی و چه در صد روز گذشته از عمر دولت رئیسی در مقابله با ویروس کرونا و تهیه واکسن ایمن و معتبر برای شهروندان، بسیار ضعیف عمل کرده و کارنامهاش قابل مقایسه با بسیاری از کشورهای همسایه و منطقه خاورمیانه نیست. این عدم واکنش مناسب به همهگیری کرونا، ضربه مهلک دیگری بر چرخه تولید و فضای کسب و کار در کشور وارد کرد. بنابراین ادعای رئیسی درمورد رونق کسب و کارها و از سرگیری فعالیت صد هزار بنگاه اقتصادی تعطیل شده، کاملاً نادرست است.
#راستی_آزمایی #دولت_رئیسی #factcheck
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
راستیآزمایی ادعای ابراهیم رئیسی: «فضای کسب و کار دوباره دارد در کشور رونق میگیرد.» -
راستیآزمایی ادعای ابراهیم رئیسی: «فضای کسب و کار دوباره دارد در کشور رونق میگیرد.» نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه بازابراهیم
راستیآزمایی ادعای کاظم صدیقی: «وضعیت رفاه مردم بالاتر از ابتدای انقلاب است.»
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران با دفاع از وضعیت اقتصادی گفت: «وضعیت مردم در مقایسه با ابتدای انقلاب بهتر است و سطح رفاه مردم بالاتر از آن دوران است، اکنون میبینیم با پیش آمدن هر تعطیلی، مردم برای عزیمت به گردشگاهها در شمال کشور صف میکشند که اینها نشان از سطح رفاه در کشور است.»
چنین ادعایی تا چه اندازه درست است؟
نگاهی به آمارهای پیش و پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ نشان میدهد که نرخ تورم در دهههای اخیر به رکورد بیسابقهای در ۷۵ سال گذشته رسیده است. به اعتراف احسان خاندوزی نماینده مجلس شورای اسلامی، «ایران فقط در سالهای اِشغال توسط متفقین، شاهد تورم بالاتر از ۵۰ درصد بوده است».
بنابر اعلام رئیس سازمان برنامه و بودجه، در حال حاضر تورم به ۵۰ درصد رسیده و ایران جزو ۵ کشور اول جهان از نظر نرخ بالای تورم است. در چنین شرایطی فقر و بیکاری بیشتر شده و سفرههای مردم روز به روز کوچکتر میشود.
این رقم در حالی اعلام شد که به نوشته خبرگزاری حکومتی فارس، در پایان مرداد سال جاری نرخ تورم به ۵۸ درصد رسیده بود.
پس از انقلاب، تورم به ترتیب در سال ۱۳۵۹ برابر با ۲۳.۵ درصد، در سال ۱۳۶۰، برابر با ۲۲.۸ درصد و در سال ۱۳۶۱ برابر با ۱۹.۲ درصد بوده است. ارقامی که هرچند به نسبت به سالهای قبل از انقلاب افزایش داشتند اما در مقایسه با نرخ تورم چند سال اخیر به مراتب کمتر بودند.
به نوشته پایگاه داده باز ایران، «کمترین نرخ تورم در ۸ دهه مورد بررسی در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی رقم خورد که تورم ابتدا تا انتهای این ده سال ۱۵.۸ درصد بود که رقمی باورنکردنی و رکوردی تاریخی در اقتصاد ایران است. در تمام سالهای این دهه نرخ تورم کمتر از ۵ درصد بود. برقراری ثبات سیاسی در این دهه، هماهنگی تئوریک و وحدت رویه بین مدیران ارشد اقتصادی از جمله دلایل اصلی عملکرد چشمگیر اقتصاد ایران در دهه ۴۰ خورشیدی بود».
اما آمارهای کنونی بیانگر سقوط آزاد اقتصاد ایران به خصوص در سه سال گذشته است. مطابق اعلام بانک جهانی سهم اقتصاد ایران از اقتصاد ۸۵ تریلیون دلاری جهان تنها دو درصد است و در سال گذشته نرخ تورم حتی از پیش بینی صندوق بینالمللی پول بیشتر شد. در چنین شرایطی خط فقر به ۱۰ میلیون تومان رسیده و از هر سه ایرانی، یک نفر زیر خط فقر قرار دارد و به اذعان گزارش وزارت کار، رفاه اجتماعی مردم ایران در تمامی سالهای دهه ۱۳۹۰ کاهش یافته است. بر اساس همین گزارش در فاصله سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ مصرف مواد غذایی بیش از ۵۱ درصد کاهش داشته است.
سفر عدهای از مردم در تعطیلات به شمال ایران، نمیتواند معیاری برای قضاوت درباره شرایط اجتماعی و اقتصادی حاکم بر کشور باشد بلکه واقعیت را باید در زندگی روزمره شهروندانی پیدا کرد که به دلیل فقر شدید از خوردن یک وعده درست و صحیح غذایی بیبهره هستند. واقعیت را باید در استان سیستان و بلوچستان یافت که حدود یک پنجم کودکان زیر پنج سال آن، دچار سوتغذیه، کم وزنی، فقر آهن و کوتاهی قد هستند. واقعیت را باید در زندگی کودکان معصومی یافت که به دلیل فقر خانواده و یا دریافت «وام ازدواج» زندگی و آیندهشان تباه میشود.
ادعای کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران درباره سطح رفاه در جامعه، همانند سایر ادعاهای مطرح شده توسط مسئولان جمهوری اسلامی، برای گمراه کردن افکار عمومی و کاملا نادرست است.
#راستی_آزمایی #factcheck
@aposiran
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران با دفاع از وضعیت اقتصادی گفت: «وضعیت مردم در مقایسه با ابتدای انقلاب بهتر است و سطح رفاه مردم بالاتر از آن دوران است، اکنون میبینیم با پیش آمدن هر تعطیلی، مردم برای عزیمت به گردشگاهها در شمال کشور صف میکشند که اینها نشان از سطح رفاه در کشور است.»
چنین ادعایی تا چه اندازه درست است؟
نگاهی به آمارهای پیش و پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ نشان میدهد که نرخ تورم در دهههای اخیر به رکورد بیسابقهای در ۷۵ سال گذشته رسیده است. به اعتراف احسان خاندوزی نماینده مجلس شورای اسلامی، «ایران فقط در سالهای اِشغال توسط متفقین، شاهد تورم بالاتر از ۵۰ درصد بوده است».
بنابر اعلام رئیس سازمان برنامه و بودجه، در حال حاضر تورم به ۵۰ درصد رسیده و ایران جزو ۵ کشور اول جهان از نظر نرخ بالای تورم است. در چنین شرایطی فقر و بیکاری بیشتر شده و سفرههای مردم روز به روز کوچکتر میشود.
این رقم در حالی اعلام شد که به نوشته خبرگزاری حکومتی فارس، در پایان مرداد سال جاری نرخ تورم به ۵۸ درصد رسیده بود.
پس از انقلاب، تورم به ترتیب در سال ۱۳۵۹ برابر با ۲۳.۵ درصد، در سال ۱۳۶۰، برابر با ۲۲.۸ درصد و در سال ۱۳۶۱ برابر با ۱۹.۲ درصد بوده است. ارقامی که هرچند به نسبت به سالهای قبل از انقلاب افزایش داشتند اما در مقایسه با نرخ تورم چند سال اخیر به مراتب کمتر بودند.
به نوشته پایگاه داده باز ایران، «کمترین نرخ تورم در ۸ دهه مورد بررسی در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی رقم خورد که تورم ابتدا تا انتهای این ده سال ۱۵.۸ درصد بود که رقمی باورنکردنی و رکوردی تاریخی در اقتصاد ایران است. در تمام سالهای این دهه نرخ تورم کمتر از ۵ درصد بود. برقراری ثبات سیاسی در این دهه، هماهنگی تئوریک و وحدت رویه بین مدیران ارشد اقتصادی از جمله دلایل اصلی عملکرد چشمگیر اقتصاد ایران در دهه ۴۰ خورشیدی بود».
اما آمارهای کنونی بیانگر سقوط آزاد اقتصاد ایران به خصوص در سه سال گذشته است. مطابق اعلام بانک جهانی سهم اقتصاد ایران از اقتصاد ۸۵ تریلیون دلاری جهان تنها دو درصد است و در سال گذشته نرخ تورم حتی از پیش بینی صندوق بینالمللی پول بیشتر شد. در چنین شرایطی خط فقر به ۱۰ میلیون تومان رسیده و از هر سه ایرانی، یک نفر زیر خط فقر قرار دارد و به اذعان گزارش وزارت کار، رفاه اجتماعی مردم ایران در تمامی سالهای دهه ۱۳۹۰ کاهش یافته است. بر اساس همین گزارش در فاصله سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ مصرف مواد غذایی بیش از ۵۱ درصد کاهش داشته است.
سفر عدهای از مردم در تعطیلات به شمال ایران، نمیتواند معیاری برای قضاوت درباره شرایط اجتماعی و اقتصادی حاکم بر کشور باشد بلکه واقعیت را باید در زندگی روزمره شهروندانی پیدا کرد که به دلیل فقر شدید از خوردن یک وعده درست و صحیح غذایی بیبهره هستند. واقعیت را باید در استان سیستان و بلوچستان یافت که حدود یک پنجم کودکان زیر پنج سال آن، دچار سوتغذیه، کم وزنی، فقر آهن و کوتاهی قد هستند. واقعیت را باید در زندگی کودکان معصومی یافت که به دلیل فقر خانواده و یا دریافت «وام ازدواج» زندگی و آیندهشان تباه میشود.
ادعای کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران درباره سطح رفاه در جامعه، همانند سایر ادعاهای مطرح شده توسط مسئولان جمهوری اسلامی، برای گمراه کردن افکار عمومی و کاملا نادرست است.
#راستی_آزمایی #factcheck
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
راستیآزمایی ادعای کاظم صدیقی: «وضعیت رفاه مردم بالاتر از ابتدای انقلاب است.» -
راستیآزمایی ادعای کاظم صدیقی: «وضعیت رفاه مردم بالاتر از ابتدای انقلاب است.»نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه بازکاظم صدیقی امام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمیدرضا صارمی معاون شهرسازی و معماری شهرداری در جلسه کمیته راهبری طرح جامع مدیریت پسماند شهر تهران مدعی شد: «سرانه تولید زباله کشور در شهرهای ایران ۷۰۰ گرم و در روستاها ۴۵۰ گرم است. در حالی که این میزان در شهرهای آلمان ۲۵۰ گرم است.»
آیا این ادعا درست است؟
#راستی_آزمایی #factcheck
@aposiran
آیا این ادعا درست است؟
#راستی_آزمایی #factcheck
@aposiran
راستیآزمایی ادعای حسینعلی شهریاری: «وضع سیستم ایمنی مردم ما نسبت به اروپاییها بهتر است.»
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
حسینعلی شهریاری، نماینده زاهدان، عضو ستاد ملی مبارزه با کرونا و رییس کمیسیون بهداشت مجلس گفت: «امتیازی که وضعیت فعلی واکسیناسیون در کشور ما نسبت به خیلی از کشورهای اروپایی دارد این است که، چون در کشور ما نوبت دوم واکسیناسیون در ماههای اخیر و به تازگی انجام شده، سیستم ایمنی مردم ما در وضعیت بهتری نسبت به اروپاییها قرار دارد».
آیا این ادعای درستی است؟
برای راستیآزمایی ادعای شهریاری، ابتدا باید این نکته را در نظر گرفت که واکسیناسیون کرونا در ایران با واکسنهای «سینوفارم» چینی، «اسپوتنیک وی» روسی و «آسترازنکای اهدایی کشورهای دیگر» صورت گرفته است. آمارهای پایگاه Our World in Data نشان میدهد که تا روز پنجم دیماه سال جاری ۶۰ درصد از مردم ایران دو دوز واکسن کرونا را از میان واکسنهای موجود در کشور، دریافت کردهاند.
این در حالی است که واکسیناسیون کرونا در اروپا با اثربخشترین واکسنهای تایید شده جهانی از جمله «فایزر- بیونتک»، «مدرنا»، «آسترازنکا» و «جانسون اند جانسون» انجام شده است. بررسی آمار تزریق واکسن در کشورهای اروپایی نیز نشان میدهد که در ایتالیا ۷۴ درصد، در فرانسه ۷۳ درصد، در سوئد ۷۳ درصد، در آلمان ۷۰ درصد و در انگلستان ۶۹ درصد شهروندان به صورت کامل واکسینه شدهاند و این روند برای دریافت دز سوم و چهارم ادامه دارد.
به گزارش «کمیسیون اروپا» که یکی از پنج نهاد اصلی «اتحادیه اروپا» به شمار میآید، تا اواسط دسامبر سال جاری ۷۸.۴ درصد از جمعیت بزرگسال اتحادیه اروپا به طور کامل واکسینه شدهاند. همچنین این کمیسیون قراردادهایی با تولیدکنندگان واکسن منعقد کرده تا بیش از ۴.۲ میلیارد دوز واکسن را برای شهروندان اروپایی و سایر کشورهای جهان که در آنها واکسن کمتر در دسترس هستند، تضمین کند.
کمیسیون و کشورهای اتحادیه اروپا متعهد شدهاند تا بیش از ۳ میلیارد یورو به «کواکس COVAX»، که یک ابتکار جهانی با هدف تضمین دسترسی عادلانه به واکسنهای کووید-۱۹ است، اهدا کنند.
ایران نیز تاکنون از طریق همین ساز و کار و با همکاری صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف)، چند محموله واکسن آسترازنکای تولید ایتالیا و کرهجنوبی را دریافت کرده است.
یک پژوهش درباره اثر بخشی هفت واکسن کرونا به عنوان دز یادآور که توسط پژوهشگران بریتانیایی انجام شده نشان میدهد واکسنهای مبتنی بر فنآوری «MRNA»، از جمله «فایزر» و «مدرنا» بیشترین ایمنی را در افراد ایجاد کردهاند. در این پژوهش نامی از واکسنهایی که در ایران تزریق میشوند، برده نشده است. بنابراین ادعای حسینعلی شهریاری مبنی بر بهتر بودن سیستم ایمنی مردم واکسینه شده در ایران نسبت به شهروندان اروپایی ادعایی اشتباه برانگیز است. قیاس وضعیت واکسینه شدهها در ایران و اروپا از اساس نادرست است چرا که شهروندان اروپایی و حتی بسیاری از کشورهای همسایه و خاورمیانه به واکسنهایی با تکنولوژی بالاتر، معتبرتر و اثر بخشتر از واکسنهای موجود در ایران دسترسی دارند.
#راستی_آزمایی #واکسن_کرونا #factcheck
@aposiran
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
حسینعلی شهریاری، نماینده زاهدان، عضو ستاد ملی مبارزه با کرونا و رییس کمیسیون بهداشت مجلس گفت: «امتیازی که وضعیت فعلی واکسیناسیون در کشور ما نسبت به خیلی از کشورهای اروپایی دارد این است که، چون در کشور ما نوبت دوم واکسیناسیون در ماههای اخیر و به تازگی انجام شده، سیستم ایمنی مردم ما در وضعیت بهتری نسبت به اروپاییها قرار دارد».
آیا این ادعای درستی است؟
برای راستیآزمایی ادعای شهریاری، ابتدا باید این نکته را در نظر گرفت که واکسیناسیون کرونا در ایران با واکسنهای «سینوفارم» چینی، «اسپوتنیک وی» روسی و «آسترازنکای اهدایی کشورهای دیگر» صورت گرفته است. آمارهای پایگاه Our World in Data نشان میدهد که تا روز پنجم دیماه سال جاری ۶۰ درصد از مردم ایران دو دوز واکسن کرونا را از میان واکسنهای موجود در کشور، دریافت کردهاند.
این در حالی است که واکسیناسیون کرونا در اروپا با اثربخشترین واکسنهای تایید شده جهانی از جمله «فایزر- بیونتک»، «مدرنا»، «آسترازنکا» و «جانسون اند جانسون» انجام شده است. بررسی آمار تزریق واکسن در کشورهای اروپایی نیز نشان میدهد که در ایتالیا ۷۴ درصد، در فرانسه ۷۳ درصد، در سوئد ۷۳ درصد، در آلمان ۷۰ درصد و در انگلستان ۶۹ درصد شهروندان به صورت کامل واکسینه شدهاند و این روند برای دریافت دز سوم و چهارم ادامه دارد.
به گزارش «کمیسیون اروپا» که یکی از پنج نهاد اصلی «اتحادیه اروپا» به شمار میآید، تا اواسط دسامبر سال جاری ۷۸.۴ درصد از جمعیت بزرگسال اتحادیه اروپا به طور کامل واکسینه شدهاند. همچنین این کمیسیون قراردادهایی با تولیدکنندگان واکسن منعقد کرده تا بیش از ۴.۲ میلیارد دوز واکسن را برای شهروندان اروپایی و سایر کشورهای جهان که در آنها واکسن کمتر در دسترس هستند، تضمین کند.
کمیسیون و کشورهای اتحادیه اروپا متعهد شدهاند تا بیش از ۳ میلیارد یورو به «کواکس COVAX»، که یک ابتکار جهانی با هدف تضمین دسترسی عادلانه به واکسنهای کووید-۱۹ است، اهدا کنند.
ایران نیز تاکنون از طریق همین ساز و کار و با همکاری صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف)، چند محموله واکسن آسترازنکای تولید ایتالیا و کرهجنوبی را دریافت کرده است.
یک پژوهش درباره اثر بخشی هفت واکسن کرونا به عنوان دز یادآور که توسط پژوهشگران بریتانیایی انجام شده نشان میدهد واکسنهای مبتنی بر فنآوری «MRNA»، از جمله «فایزر» و «مدرنا» بیشترین ایمنی را در افراد ایجاد کردهاند. در این پژوهش نامی از واکسنهایی که در ایران تزریق میشوند، برده نشده است. بنابراین ادعای حسینعلی شهریاری مبنی بر بهتر بودن سیستم ایمنی مردم واکسینه شده در ایران نسبت به شهروندان اروپایی ادعایی اشتباه برانگیز است. قیاس وضعیت واکسینه شدهها در ایران و اروپا از اساس نادرست است چرا که شهروندان اروپایی و حتی بسیاری از کشورهای همسایه و خاورمیانه به واکسنهایی با تکنولوژی بالاتر، معتبرتر و اثر بخشتر از واکسنهای موجود در ایران دسترسی دارند.
#راستی_آزمایی #واکسن_کرونا #factcheck
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
راستیآزمایی ادعای حسینعلی شهریاری: «وضع سیستم ایمنی مردم ما نسبت به اروپاییها بهتر است.»
راستیآزمایی ادعای حسینعلی شهریاری: «وضع سیستم ایمنی مردم ما نسبت به اروپاییها بهتر است.» نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رئیس سازمان تجارت: از تضمین بانکی و رمز ارزها برای تجارت خارجی استفاده خواهد شد.
گفتوگوی تلویزیون ایران اینترنشنال با عبدالرضا احمدی، پژوهشگر مدیریت اقتصادی و مسئول پروژه فسادبان در «موسسه ترویج جامعه باز»
#رمز_ارز #ارز_دیجیتال
@aposiran
گفتوگوی تلویزیون ایران اینترنشنال با عبدالرضا احمدی، پژوهشگر مدیریت اقتصادی و مسئول پروژه فسادبان در «موسسه ترویج جامعه باز»
#رمز_ارز #ارز_دیجیتال
@aposiran
قاسم سلیمانی ایران را قرارگاه حسین ابن علی میدانست!
✍🏼 حامد محمدی، روزنامهنگار
#میهمان_موسسه
روحالله خمینی میگفت جنگ نعمت است. رهبر القاعده اقدام علیه آمریکا و متحدانش را «جهاد فی سبیلالله» میدانست و حرکت در این راه را برای خود و همقطارانش یک برکت میخواند.
جنگ سوریه به جمهوری اسلامی فرصت داد تا برای کشاندن نسل جوان حامیان خود به سمت آرمانهای انقلاب ریلگذاری کند. در سالهای نخست جنگ سوریه، حضور نظامی نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی اعم از «سپاه قدس» و نیابتیها انکار میشد اما به تدریج «حضور مستشاری» را جایگزین و بحث «دفاع از حرم» و «دفاع از اسلام» را مطرح کردند. کار بجایی رسید که علی خامنهای گفت «سوریه عمق استراتژیک جمهوری اسلامی است و اگر مدافعان حرم مبارزه نمیکردند باید در کرمانشاه و همدان میجنگیدیم.»
نسلی که برای رفتن به سوریه داوطلب میشدند «مکتبیهای ناسیونالیست» بودند. دوگانهای متناقض که واقعیت عینی پیدا کرده بود و مرید قاسم سلیمانی بودند.
در بخشی از وصیتنامه سلیمانی آمده «جمهوری اسلامی، مرکز اسلام و تشیّع است…امروز قرارگاه حسینبن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر بماند، دیگر حرمها میمانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی.»
عبدالله حاجی صادقی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تعریفی میگوید: «هویت سپاه یک هویت مکتبی است و توانمندی آن، نه به میزان امکانات بلکه به میزان اتصالش به خدا است!»
برای مکتبیهای ناسیونالیست، «ایران» مقرّ اصلی شیعهگری و بلادهای اسلامی اطراف ایران (یمن، سوریه، عراق و فلسطین و حتی بیشتر افغانستان و آذربایجان و تعدادی از کشورهای آفریقایی) بخشی «جغرافیایی مقاومت» بودند.
حضور نظامی در منطقه و حمایت مالی و تسلیحاتی از شبه نظامیان برای جمهوری اسلامی ابزار باجگیری و اخاذی در فضای منطقه و بینالمللی شد. چنانکه مطرح شد قاسم سلیمانی و محمدجواد ظریف دوبال سیاست خارجی جمهوری اسلامی بودند. به بیان دیگر، سلیمانی در عمل وزیر خاورمیانهای خامنهای شد و بارها ظریف در اینباره انتقاد کرد و حتی در فایل صوتی که از او افشا شد میگفت سلیمانی «دیپلماسی» را فدای «میدان» کرد.
قاسم سلیمانی مستقیم در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دخالت میکرد. از ملاقات با ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه تا ملاقاتهای محرمانه و نامهنگاری با نمایندگان آمریکا در عراق.
علیاکبر صالحی وزیر خارجه جمهوری اسلامی در دولت محمود احمدینژد اعتراف میکند که «سفرای ایران در برخی کشورها با هماهنگی قاسم سلیمانی انتخاب میشدند.»
مطالب #میهمان_موسسه الزاما بیانگر دیدگاه «موسسه ترویج جامعه باز» نیست.
شما هم میتوانید نظر و یادداشت کوتاهتان (حداکثر ۴۰۰ کلمه) را درباره همین موضوع و برای انتشار در همین کانال، به واتساپ موسسه به شماره ۰۰۴۹۱۷۸۹۳۸۱۹۷۱ ارسال کنید.
@aposiran
✍🏼 حامد محمدی، روزنامهنگار
#میهمان_موسسه
روحالله خمینی میگفت جنگ نعمت است. رهبر القاعده اقدام علیه آمریکا و متحدانش را «جهاد فی سبیلالله» میدانست و حرکت در این راه را برای خود و همقطارانش یک برکت میخواند.
جنگ سوریه به جمهوری اسلامی فرصت داد تا برای کشاندن نسل جوان حامیان خود به سمت آرمانهای انقلاب ریلگذاری کند. در سالهای نخست جنگ سوریه، حضور نظامی نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی اعم از «سپاه قدس» و نیابتیها انکار میشد اما به تدریج «حضور مستشاری» را جایگزین و بحث «دفاع از حرم» و «دفاع از اسلام» را مطرح کردند. کار بجایی رسید که علی خامنهای گفت «سوریه عمق استراتژیک جمهوری اسلامی است و اگر مدافعان حرم مبارزه نمیکردند باید در کرمانشاه و همدان میجنگیدیم.»
نسلی که برای رفتن به سوریه داوطلب میشدند «مکتبیهای ناسیونالیست» بودند. دوگانهای متناقض که واقعیت عینی پیدا کرده بود و مرید قاسم سلیمانی بودند.
در بخشی از وصیتنامه سلیمانی آمده «جمهوری اسلامی، مرکز اسلام و تشیّع است…امروز قرارگاه حسینبن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر بماند، دیگر حرمها میمانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی.»
عبدالله حاجی صادقی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تعریفی میگوید: «هویت سپاه یک هویت مکتبی است و توانمندی آن، نه به میزان امکانات بلکه به میزان اتصالش به خدا است!»
برای مکتبیهای ناسیونالیست، «ایران» مقرّ اصلی شیعهگری و بلادهای اسلامی اطراف ایران (یمن، سوریه، عراق و فلسطین و حتی بیشتر افغانستان و آذربایجان و تعدادی از کشورهای آفریقایی) بخشی «جغرافیایی مقاومت» بودند.
حضور نظامی در منطقه و حمایت مالی و تسلیحاتی از شبه نظامیان برای جمهوری اسلامی ابزار باجگیری و اخاذی در فضای منطقه و بینالمللی شد. چنانکه مطرح شد قاسم سلیمانی و محمدجواد ظریف دوبال سیاست خارجی جمهوری اسلامی بودند. به بیان دیگر، سلیمانی در عمل وزیر خاورمیانهای خامنهای شد و بارها ظریف در اینباره انتقاد کرد و حتی در فایل صوتی که از او افشا شد میگفت سلیمانی «دیپلماسی» را فدای «میدان» کرد.
قاسم سلیمانی مستقیم در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دخالت میکرد. از ملاقات با ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه تا ملاقاتهای محرمانه و نامهنگاری با نمایندگان آمریکا در عراق.
علیاکبر صالحی وزیر خارجه جمهوری اسلامی در دولت محمود احمدینژد اعتراف میکند که «سفرای ایران در برخی کشورها با هماهنگی قاسم سلیمانی انتخاب میشدند.»
مطالب #میهمان_موسسه الزاما بیانگر دیدگاه «موسسه ترویج جامعه باز» نیست.
شما هم میتوانید نظر و یادداشت کوتاهتان (حداکثر ۴۰۰ کلمه) را درباره همین موضوع و برای انتشار در همین کانال، به واتساپ موسسه به شماره ۰۰۴۹۱۷۸۹۳۸۱۹۷۱ ارسال کنید.
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
قاسم سلیمانی ایران را قرارگاه حسین ابن علی میدانست! - موسسه ترویج جامعه باز
قاسم سلیمانی ایران را قرارگاه حسین ابن علی میدانست! حامد محمدی، روزنامهنگار روحالله خمینی میگفت جنگ نعمت است.
📢 بخش فرصتهای پژوهشی در وبسایت «موسسه ترویج جامعه باز» به روز شد. برای کسب اطلاعات بیشتر به لینک زیر بروید. اگر فکر میکنید این فرصتها ممکن است به دیگران کمک کنند، آنها را به اشتراک بگذارید:
https://fa.opensocietyalliance.org/researchopportunities/
@aposiran
https://fa.opensocietyalliance.org/researchopportunities/
@aposiran
بررسی ادعای ابراهیم رئیسی مبنی بر تشکیل دولت سیزدهم «به دور از فامیلبازی»
✍🏼 یوحنا نجدی
ابراهیم رئيسی، رئيس جمهوری اسلامی روز ۹ دی ماه در جریان سفر به قم، با انتقاد از آنچه که «هجمه به دولت» خواند، گفت که «متأسفانه نقاط قوت این دولت را با عملیات روانی، نقاط ضعف جلوه میدهند».
به گزارش خبرگزاری تسنیم، او به عنوان مثالی در این خصوص گفت که «این دولت به دور از فامیلبازی تشکیل شده اما تلاش میکنند طور دیگری آن را به مردم معرفی کنند».
آیا ادعای او درست است؟ و دولت سیزدهم، «به دور از فامیلبازی» تشکیل شده است؟
جستجویی کوتاه در انتصابهای اخیر از زمان روی کار آمدن دولت جدید، خلاف ادعای ابراهیم رئیسی را نشان میدهد. انتصابهای فامیلی آنچنان گسترده بوده که حتی مجلس شورای اسلامی، با اکثریتی همسو با دولت نیز در این باره به دولت «تذکر کتبی» داده است. از این رو، سخنان رئیس جمهوری اسلامی درباره تشکیل دولت سیزدهم «به دور از فامیلبازی»، ادعایی نادرست است.
به عنوان مثال، مسعود فیاضی، برادر داماد علیرضا زاکانی، شهردار تهران، از سوی ابراهیم رئیسی به عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش به مجلس معرفی شد اما موفق به کسب رأی اعتماد نشد.
غلامحسین اسماعیلی، رئیس دفتر رئیسجمهور هم آبان ماه گذشته با صدور حکمی، محمدمهدی رحیمی، باجناق فریدالدین حدادعادل را به سمت «مدیرکل روابط عمومی» در دفتر ابراهیم رئیسی، منصوب کرد. فریدالدین حدادعادل، فرزند غلامعلی حدادعادل است که یکی از نزدیکترین افراد به رهبر جمهوری اسلامی به شمار میرود.
میثم نیلی هم برادر داماد ابراهیم رئیسی است که با حکم وزیر ارشاد، به عضویت در هیات امنای بنیاد سینمایی فارابی درآمد. او همزمان، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
روزنامه شرق چاپ تهران در شماره روز ۱۱ آبان ماه نوشت که «تنها چند ساعت» پس از ستایش لاله افتخاری، از روش مدیریتی ابراهیم رئیسی، فرزندش بهعنوان مدیرعامل مؤسسه صندوق حمایت و بازنشستگی کارکنان فولاد انتخاب شد.
لاله افتخاری عضو اصولگرا و پیشین مجلس شورای اسلامی، گفته بود که «روش رئیسی برای اداره کشور سیره ائمه معصومین(ع) است».
بر پایه این گزارش، از زمان روی کار آمدن ابراهیم رئیسی، «فقط ۱۸۰ انتصاب در حوزه معاونان وزرا، استانداران، مدیران سازمانهای بزرگ دولتی، مشاوران و رؤسای دانشگاههای مهم در دولت سیزدهم انجام شده است». در میان منصوبشدگان در دولت جدید، «سوابق ۸۴ نفر از این افراد به لحاظ ارتباط با مسئولیت جدید و سطح سمت، مجهول است».
روزنامه جمهوری اسلامی نیز در شماره روز ۱۷ آبان ماه خود، نوشت که از ۱۳ انتصابی که وزیر جهاد کشاورزی انجام داده، «سه مورد از آنها فامیلی است». وزارت کشاورزی، چندی بعد با صدور بیانیهای، تایید کرد که یکی از این افراد، «از نزدیکان و اشخاص مورد اعتماد وزیر» است.
ماجرای انتصابهای فامیلی در دولت ابراهیم رئیسی آنچنان بالا گرفت که مجلس شورای اسلامی، علیرغم همسویی سیاسی با دولت، نسبت به این موضوع اعتراض کرد. در جلسه روز ۲۳ آبان ماه، تذکر کتبی ۳۵ عضو این مجلس به رئیس جمهور قرائت شد که در آن، با انتقاد از «بیتوجهی به شایستهسالاری در دستگاههای دولتی»، خواستار «جلوگیری از انتصابات فامیلی» شدند.
انتصابهای فامیلی، علاوه بر دولت، در سایر نهادها بویژه در شهرداری تهران هم صورت گرفته است. از جمله، در یک مورد پس از طرح گسترده انتقادات، علیرضا زاکانی مجبور شد حکم مشاورهای را که برای داماد خودش صادر کرده بود، لغو کند. این اما پایان داستان نبود چرا که یوسف نوری، وزیر آموزش و پرورش، روز ۱۸ دی ماه طی حکمی «مهدی فیاضی»، داماد زاکانی را به عنوان «رئیس مرکز امور بینالملل و مدارس خارج از کشور»، منصوب کرد.
در نتیجه، سخنان ابراهیم رئیسی مبنی بر اینکه دولت او «به دور از فامیلبازی» تشکیل شده، ادعایی نادرست است. نگاهی کوتاه به فهرست بلند انتصابها از زمان روی کارآمدن دولت سیزدهم تاکنون، به روشنی، نادرستی ادعای او را نشان میدهد؛ انتصابهایی حتی در درون دفتر او.
لینک یادداشت در وبسایت رادیوفردا
#راستی_آزمایی #دولت_سیزدهم #ابراهیم_رئیسی
@aposiran
✍🏼 یوحنا نجدی
ابراهیم رئيسی، رئيس جمهوری اسلامی روز ۹ دی ماه در جریان سفر به قم، با انتقاد از آنچه که «هجمه به دولت» خواند، گفت که «متأسفانه نقاط قوت این دولت را با عملیات روانی، نقاط ضعف جلوه میدهند».
به گزارش خبرگزاری تسنیم، او به عنوان مثالی در این خصوص گفت که «این دولت به دور از فامیلبازی تشکیل شده اما تلاش میکنند طور دیگری آن را به مردم معرفی کنند».
آیا ادعای او درست است؟ و دولت سیزدهم، «به دور از فامیلبازی» تشکیل شده است؟
جستجویی کوتاه در انتصابهای اخیر از زمان روی کار آمدن دولت جدید، خلاف ادعای ابراهیم رئیسی را نشان میدهد. انتصابهای فامیلی آنچنان گسترده بوده که حتی مجلس شورای اسلامی، با اکثریتی همسو با دولت نیز در این باره به دولت «تذکر کتبی» داده است. از این رو، سخنان رئیس جمهوری اسلامی درباره تشکیل دولت سیزدهم «به دور از فامیلبازی»، ادعایی نادرست است.
به عنوان مثال، مسعود فیاضی، برادر داماد علیرضا زاکانی، شهردار تهران، از سوی ابراهیم رئیسی به عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش به مجلس معرفی شد اما موفق به کسب رأی اعتماد نشد.
غلامحسین اسماعیلی، رئیس دفتر رئیسجمهور هم آبان ماه گذشته با صدور حکمی، محمدمهدی رحیمی، باجناق فریدالدین حدادعادل را به سمت «مدیرکل روابط عمومی» در دفتر ابراهیم رئیسی، منصوب کرد. فریدالدین حدادعادل، فرزند غلامعلی حدادعادل است که یکی از نزدیکترین افراد به رهبر جمهوری اسلامی به شمار میرود.
میثم نیلی هم برادر داماد ابراهیم رئیسی است که با حکم وزیر ارشاد، به عضویت در هیات امنای بنیاد سینمایی فارابی درآمد. او همزمان، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
روزنامه شرق چاپ تهران در شماره روز ۱۱ آبان ماه نوشت که «تنها چند ساعت» پس از ستایش لاله افتخاری، از روش مدیریتی ابراهیم رئیسی، فرزندش بهعنوان مدیرعامل مؤسسه صندوق حمایت و بازنشستگی کارکنان فولاد انتخاب شد.
لاله افتخاری عضو اصولگرا و پیشین مجلس شورای اسلامی، گفته بود که «روش رئیسی برای اداره کشور سیره ائمه معصومین(ع) است».
بر پایه این گزارش، از زمان روی کار آمدن ابراهیم رئیسی، «فقط ۱۸۰ انتصاب در حوزه معاونان وزرا، استانداران، مدیران سازمانهای بزرگ دولتی، مشاوران و رؤسای دانشگاههای مهم در دولت سیزدهم انجام شده است». در میان منصوبشدگان در دولت جدید، «سوابق ۸۴ نفر از این افراد به لحاظ ارتباط با مسئولیت جدید و سطح سمت، مجهول است».
روزنامه جمهوری اسلامی نیز در شماره روز ۱۷ آبان ماه خود، نوشت که از ۱۳ انتصابی که وزیر جهاد کشاورزی انجام داده، «سه مورد از آنها فامیلی است». وزارت کشاورزی، چندی بعد با صدور بیانیهای، تایید کرد که یکی از این افراد، «از نزدیکان و اشخاص مورد اعتماد وزیر» است.
ماجرای انتصابهای فامیلی در دولت ابراهیم رئیسی آنچنان بالا گرفت که مجلس شورای اسلامی، علیرغم همسویی سیاسی با دولت، نسبت به این موضوع اعتراض کرد. در جلسه روز ۲۳ آبان ماه، تذکر کتبی ۳۵ عضو این مجلس به رئیس جمهور قرائت شد که در آن، با انتقاد از «بیتوجهی به شایستهسالاری در دستگاههای دولتی»، خواستار «جلوگیری از انتصابات فامیلی» شدند.
انتصابهای فامیلی، علاوه بر دولت، در سایر نهادها بویژه در شهرداری تهران هم صورت گرفته است. از جمله، در یک مورد پس از طرح گسترده انتقادات، علیرضا زاکانی مجبور شد حکم مشاورهای را که برای داماد خودش صادر کرده بود، لغو کند. این اما پایان داستان نبود چرا که یوسف نوری، وزیر آموزش و پرورش، روز ۱۸ دی ماه طی حکمی «مهدی فیاضی»، داماد زاکانی را به عنوان «رئیس مرکز امور بینالملل و مدارس خارج از کشور»، منصوب کرد.
در نتیجه، سخنان ابراهیم رئیسی مبنی بر اینکه دولت او «به دور از فامیلبازی» تشکیل شده، ادعایی نادرست است. نگاهی کوتاه به فهرست بلند انتصابها از زمان روی کارآمدن دولت سیزدهم تاکنون، به روشنی، نادرستی ادعای او را نشان میدهد؛ انتصابهایی حتی در درون دفتر او.
لینک یادداشت در وبسایت رادیوفردا
#راستی_آزمایی #دولت_سیزدهم #ابراهیم_رئیسی
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
بررسی ادعای ابراهیم رئیسی مبنی بر تشکیل دولت سیزدهم «به دور از فامیلبازی» -
بررسی ادعای ابراهیم رئیسی مبنی بر تشکیل دولت سیزدهم «به دور از فامیلبازی» یوحنا نجدیابراهیم رئيسی، رئيس جمهوری اسلامی روز ۹ دی ماه در جریان
👍1
راستیآزمایی ادعای حسین سلامی: «فقط ما مشکل نداریم، آمریکا هم در مشکلات اقتصادی گرفتار شده»
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران روز ۲۰ دیماه در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت شهدای عرفه برگزار شد، گفت: «مشکلات وجود دارد، اما فقط ما نیستیم که مشکل داریم؛ آمریکا امروز در مشکلات اقتصادی گرفتار شده و در پیشبرد اهداف سیاسی خود، فرسوده است و فرار آن از افغانستان و شکست در عینالاسد را دیدیم.»
آیا ادعای فرمانده کل سپاه پاسداران مبنی بر گرفتاری آمریکا در مشکلات اقتصادی، درست است؟
بررسی آمارهای جهانی نشان میدهد که اقتصاد آمریکا در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ در صدر جدول قویترین اقتصادهای دنیا قرار دارد و تولید ناخالص داخلی ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۲۱ با رقم ۲۰٫۴۹ تریلیون دلار حتی از چین نیز پیشی گرفته است.
در میان شاخصهای اقتصاد کلان، تولید ناخالص داخلی از اهمیت ویژهای برخوردار است و بهعنوان مهمترین شاخص عملکرد اقتصادی در تجزیه و تحلیلها و ارزیابیها مورد استفاده قرار میگیرد. از این رو رایجترین شاخصی است که برای اندازهگیری رفاه یک جامعه و مقایسه آن با سایر جوامع توسط اقتصاددانان به کار گرفته میشود.
آمارهای دیگر اقتصادی حاکی از آن هستند که تا پایان نوامبر ۲۰۲۱ نرخ تورم در آمریکا ۶٫۸ درصد است. همچنین نرخ بیکاری در این کشور تا پایان دسامبر ۲۰۲۱ برابر با ۳٫۹ درصد است.
برای درک بهتر شرایط باید همین شاخصها را برای ایران هم بررسی کرد. گزارش بانک جهانی نشان میدهد در سال ۲۰۲۰ تولید ناخالص داخلی ایران حدود ۱۹۱٫۷ میلیارد دلار بوده است. طبق این گزارش، تولید ناخالص داخلی ترکیه و عربستان، سه برابر و امارات و اسرائیل بیش از دو برابر ایران بوده است و اقتصاد ایران آنچنان پسرفت داشته، که حجم آن در سال ۲۰۲۰ به سطح سال ۲۰۰۴ رسیده است.
رقم تولید ناخالص داخلی برای سال ۲۰۲۱ بر اساس محاسبات «واقعی» و نه محاسبات «اسمی» که صندوق بینالمللی پول براساس «نرخ آزاد دلار» انجام داده است، حدود ۴۱۰ میلیارد دلار است. اگر سرانه تولید ناخالص داخلی را مد نظر قرار دهیم، تمام کشورهای همسایه ایران به غیر از پاکستان و افغانستان وضعیت بهتری نسبت به ایران دارند.
همچنین به گزارش بانک جهانی، تا پایان دسامبر سال ۲۰۲۱ نرخ تورم سالانه ایران برابر با ۳۵٫۲ درصد است. نرخ بیکاری در ایران نیز تا پایان سپتامبر ۲۰۲۱ برابر با ۹٫۶ درصد اعلام شده است.
از منظر شاخص آزادی اقتصادی که برای اندازهگیری میزان آزادی اقتصادی در کشورهای جهان ایجاد شدهاست، ایالات متحده آمریکا در رتبه ۲۰ جهان و در زمره آزادترین کشورهاست در حالیکه ایران در رتبه ۱۶۸ از بین ۱۸۴ کشور و در زمره محدودترین اقتصادهای جهان قرار دارد.
بررسی شاخص دیگری به نام مالکیت خصوصی نیز حاکی از اختلاف بسیار زیاد بین دو کشور است. مطابق با آمار سال ۲۰۲۰ این شاخص برای ایالات متحده آمریکا ۸۲ است که باعث شده این کشور در رتبه ۲۵ دنیا قرار داشته باشد، در صورتیکه ایران با عدد ۳۷ در رتبه ۱۵۹ قرار دارد. هرچه این شاخص به ۱۰۰ نزدیکتر باشد نشان دهنده این است که حق مالکیت خصوصی در آن کشور وضعیت بهتری دارد.
وضعیت اقتصادی ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از هیچ نظر قابل مقایسه با کشوری دموکراتیک همچون ایالات متحده آمریکا نیست. حکمرانی ولایی کشور را به جایی رسانده که ریال ایران با از دست دادن ۶۰۰ درصدی ارزش خود، در حال حاضر بیارزشترین واحد پولی در جهان به شمار میرود و وضعیت اقتصادی موجود را تنها میتوان با کشورهای جنگ زده همچون سوریه و افغانستان و یا ونزوئلا مقایسه کرد.
بنابراین ادعای حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مبنی بر اینکه «فقط ما مشکل نداریم، آمریکا هم در مشکلات اقتصادی گرفتار شده» ادعایی اشتباه برانگیز و در جهت گمراهکردن افکار عمومی است تا ناکارآمدی در اجرای حکمرانی خوب برای کشور را توجیه کند.
#راستی_آزمایی #اقتصاد #factcheck
@aposiran
✍🏼 نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران روز ۲۰ دیماه در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت شهدای عرفه برگزار شد، گفت: «مشکلات وجود دارد، اما فقط ما نیستیم که مشکل داریم؛ آمریکا امروز در مشکلات اقتصادی گرفتار شده و در پیشبرد اهداف سیاسی خود، فرسوده است و فرار آن از افغانستان و شکست در عینالاسد را دیدیم.»
آیا ادعای فرمانده کل سپاه پاسداران مبنی بر گرفتاری آمریکا در مشکلات اقتصادی، درست است؟
بررسی آمارهای جهانی نشان میدهد که اقتصاد آمریکا در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ در صدر جدول قویترین اقتصادهای دنیا قرار دارد و تولید ناخالص داخلی ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۲۱ با رقم ۲۰٫۴۹ تریلیون دلار حتی از چین نیز پیشی گرفته است.
در میان شاخصهای اقتصاد کلان، تولید ناخالص داخلی از اهمیت ویژهای برخوردار است و بهعنوان مهمترین شاخص عملکرد اقتصادی در تجزیه و تحلیلها و ارزیابیها مورد استفاده قرار میگیرد. از این رو رایجترین شاخصی است که برای اندازهگیری رفاه یک جامعه و مقایسه آن با سایر جوامع توسط اقتصاددانان به کار گرفته میشود.
آمارهای دیگر اقتصادی حاکی از آن هستند که تا پایان نوامبر ۲۰۲۱ نرخ تورم در آمریکا ۶٫۸ درصد است. همچنین نرخ بیکاری در این کشور تا پایان دسامبر ۲۰۲۱ برابر با ۳٫۹ درصد است.
برای درک بهتر شرایط باید همین شاخصها را برای ایران هم بررسی کرد. گزارش بانک جهانی نشان میدهد در سال ۲۰۲۰ تولید ناخالص داخلی ایران حدود ۱۹۱٫۷ میلیارد دلار بوده است. طبق این گزارش، تولید ناخالص داخلی ترکیه و عربستان، سه برابر و امارات و اسرائیل بیش از دو برابر ایران بوده است و اقتصاد ایران آنچنان پسرفت داشته، که حجم آن در سال ۲۰۲۰ به سطح سال ۲۰۰۴ رسیده است.
رقم تولید ناخالص داخلی برای سال ۲۰۲۱ بر اساس محاسبات «واقعی» و نه محاسبات «اسمی» که صندوق بینالمللی پول براساس «نرخ آزاد دلار» انجام داده است، حدود ۴۱۰ میلیارد دلار است. اگر سرانه تولید ناخالص داخلی را مد نظر قرار دهیم، تمام کشورهای همسایه ایران به غیر از پاکستان و افغانستان وضعیت بهتری نسبت به ایران دارند.
همچنین به گزارش بانک جهانی، تا پایان دسامبر سال ۲۰۲۱ نرخ تورم سالانه ایران برابر با ۳۵٫۲ درصد است. نرخ بیکاری در ایران نیز تا پایان سپتامبر ۲۰۲۱ برابر با ۹٫۶ درصد اعلام شده است.
از منظر شاخص آزادی اقتصادی که برای اندازهگیری میزان آزادی اقتصادی در کشورهای جهان ایجاد شدهاست، ایالات متحده آمریکا در رتبه ۲۰ جهان و در زمره آزادترین کشورهاست در حالیکه ایران در رتبه ۱۶۸ از بین ۱۸۴ کشور و در زمره محدودترین اقتصادهای جهان قرار دارد.
بررسی شاخص دیگری به نام مالکیت خصوصی نیز حاکی از اختلاف بسیار زیاد بین دو کشور است. مطابق با آمار سال ۲۰۲۰ این شاخص برای ایالات متحده آمریکا ۸۲ است که باعث شده این کشور در رتبه ۲۵ دنیا قرار داشته باشد، در صورتیکه ایران با عدد ۳۷ در رتبه ۱۵۹ قرار دارد. هرچه این شاخص به ۱۰۰ نزدیکتر باشد نشان دهنده این است که حق مالکیت خصوصی در آن کشور وضعیت بهتری دارد.
وضعیت اقتصادی ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از هیچ نظر قابل مقایسه با کشوری دموکراتیک همچون ایالات متحده آمریکا نیست. حکمرانی ولایی کشور را به جایی رسانده که ریال ایران با از دست دادن ۶۰۰ درصدی ارزش خود، در حال حاضر بیارزشترین واحد پولی در جهان به شمار میرود و وضعیت اقتصادی موجود را تنها میتوان با کشورهای جنگ زده همچون سوریه و افغانستان و یا ونزوئلا مقایسه کرد.
بنابراین ادعای حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مبنی بر اینکه «فقط ما مشکل نداریم، آمریکا هم در مشکلات اقتصادی گرفتار شده» ادعایی اشتباه برانگیز و در جهت گمراهکردن افکار عمومی است تا ناکارآمدی در اجرای حکمرانی خوب برای کشور را توجیه کند.
#راستی_آزمایی #اقتصاد #factcheck
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
راستیآزمایی ادعای حسین سلامی: «فقط ما مشکل نداریم، آمریکا هم در مشکلات اقتصادی گرفتار شده»
راستیآزمایی ادعای حسین سلامی: «فقط ما مشکل نداریم، آمریکا هم در مشکلات اقتصادی گرفتار شده» نیلوفر غلامی، همکار ارشد در موسسه ترویج جامعه باز