🔹 نقش ویراستار در پیشگیری از کژتابیها
گاهی عبارتهای ما کژتابی دارند، یعنی دوپهلویند. این عبارت را ببینید:
«زنهای جوان... نگاه به بچههام میانداختند که گوشهٔ مسجد با هم بازی میکردند و ماشاءالله ماشاءالله میگفتند.»
در اینجا در نظر اول مشخص نمیشود که آن زنهای جوان «ماشاءالله ماشاءالله میگفتند» یا بچههایی که در حال بازی بودند. البته به قرینۀ معنایی درمییابیم که آن زنها به بچهها «ماشاءالله ماشاءالله» میگفتهاند. ولی بهتر این است که عبارت چنین نوشته شود که این کژتابی را نداشته باشد:
«زنهای جوان... به بچههام که گوشهٔ مسجد با هم بازی میکردند نگاه میانداختند و ماشاءالله ماشاءالله میگفتند.»
🔸 حالا اینجا یک نکتۀ ظریف هست. این کژتابی آنقدر که به چشم مخاطب میآید، به چشم نویسنده نمیآید، چون نویسنده موقع نوشتن معنی مشخصی در ذهن دارد که بیان میکند. پس برای او ابهامی در کار نیست. ولی ذهن مخاطب خالی است و او معنی را از عبارت درمییابد. پس بیش از نویسنده مستعد غلطفهمی از این عبارت است.
ویراستار نیز از این جهت به مخاطب شبیه است. پس این کژتابی را زودتر از نویسنده متوجه میشود و لاجرم در پی علاج آن برمیآید.
این یکی از وجوه ضرورت ویرایش است. نویسندهای که میگوید «من ویراستار به کار ندارم چون خودم طبق قاعده مینویسم» از این غفلت میکند که او برای چشمپوشی از چنین کژتابیهایی مستعد است و بعید نیست که متن او با همین کژتابیها به دست مخاطب برسد، چیزی که به دست ویراستار میتوانست رفع شود.
#ویرایش
#نگارش
#کژتابی
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
گاهی عبارتهای ما کژتابی دارند، یعنی دوپهلویند. این عبارت را ببینید:
«زنهای جوان... نگاه به بچههام میانداختند که گوشهٔ مسجد با هم بازی میکردند و ماشاءالله ماشاءالله میگفتند.»
در اینجا در نظر اول مشخص نمیشود که آن زنهای جوان «ماشاءالله ماشاءالله میگفتند» یا بچههایی که در حال بازی بودند. البته به قرینۀ معنایی درمییابیم که آن زنها به بچهها «ماشاءالله ماشاءالله» میگفتهاند. ولی بهتر این است که عبارت چنین نوشته شود که این کژتابی را نداشته باشد:
«زنهای جوان... به بچههام که گوشهٔ مسجد با هم بازی میکردند نگاه میانداختند و ماشاءالله ماشاءالله میگفتند.»
🔸 حالا اینجا یک نکتۀ ظریف هست. این کژتابی آنقدر که به چشم مخاطب میآید، به چشم نویسنده نمیآید، چون نویسنده موقع نوشتن معنی مشخصی در ذهن دارد که بیان میکند. پس برای او ابهامی در کار نیست. ولی ذهن مخاطب خالی است و او معنی را از عبارت درمییابد. پس بیش از نویسنده مستعد غلطفهمی از این عبارت است.
ویراستار نیز از این جهت به مخاطب شبیه است. پس این کژتابی را زودتر از نویسنده متوجه میشود و لاجرم در پی علاج آن برمیآید.
این یکی از وجوه ضرورت ویرایش است. نویسندهای که میگوید «من ویراستار به کار ندارم چون خودم طبق قاعده مینویسم» از این غفلت میکند که او برای چشمپوشی از چنین کژتابیهایی مستعد است و بعید نیست که متن او با همین کژتابیها به دست مخاطب برسد، چیزی که به دست ویراستار میتوانست رفع شود.
#ویرایش
#نگارش
#کژتابی
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi