آثار محمدکاظم کاظمی
1.79K subscribers
283 photos
80 videos
39 files
116 links
بایگانی شعرها و مطالب آموزشی محمدکاظم کاظمی

هشتگ #شعر_کاظمی برای شعرهاست
هشتگ #آموزشی_کاظمی برای مطالب آموزشی

کانال اصلی من که مطالب گوناگون را در آن منتشر می‌کنم، با این نشانی است
@mkazemkazemi

ارتباط با گرداننده
@mkkazemi
Download Telegram
🔹 ویراستار ناچار است همه‌چیزدان باشد.

تصوری که بسیار کسان از «ویراستار» دارند یعنی کسی که رسم‌الخط و نقطه‌گذاری متن را درست می‌کند و کلمات را به هم می‌چسباند یا جدا می‌کند.

در این متن «ریاست ارگان حزب قشون» برایم مشکوک بود، چون ما حزبی به نام «حزب قشون» نداشته‌ایم. بعد که دقت کردم متوجه شدم که در اصل «ریاست ارکان حرب قشون» است، یعنی سمتی شبیه رئیس ستاد مشترک ارتش. در نظام اداری آن زمان، «حرب» به معنی «جنگ» رایج بوده و وزارت دفاع را هم «وزارت حربیه» می‌گفته‌اند.

تو باید هم تاریخ بدانی، هم جغرافیا بدانی، هم با اصطلاحات نظامی و اداری آشنا باشی، هم رجال را بشناسی، هم بر وقایع و جریان‌ها تسلط داشته باشی تا بتوانی متنی را که ۹۰ سال پیش در یک روزنامۀ ایرانی دربارۀ وقایع افغانستان نوشته شده است، به خوبی ویرایش کنی.

می‌گویند تو ویرایش نکن. خوب این متن را به چه کسی بسپارم که هم رسم‌الخط و نقطه‌گذاری بداند و هم خبر داشته باشد که ما حزبی به نام «حزب قشون» نداشته‌ایم و در مقابل سمتی به نام «ریاست ارکان حرب» داشته‌ایم.

#ویرایش
@asarkazemi
🔹 نقش ویراستار در پیشگیری از کژتابی‌ها
گاهی عبارت‌های ما کژتابی دارند، یعنی دوپهلویند. این عبارت را ببینید:
«زن‌های جوان... نگاه به بچه‌هام می‌انداختند که گوشهٔ مسجد با هم بازی می‌کردند و ماشاءالله ماشاءالله می‌گفتند.»
در اینجا در نظر اول مشخص نمی‌شود که آن زن‌های جوان «ماشاءالله ماشاءالله می‌گفتند» یا بچه‌هایی که در حال بازی بودند. البته به قرینۀ معنایی درمی‌یابیم که آن زن‌ها به بچه‌ها «ماشاءالله ماشاءالله» می‌گفته‌اند. ولی بهتر این است که عبارت چنین نوشته شود که این کژتابی را نداشته باشد:
«زن‌های جوان... به بچه‌هام که گوشهٔ مسجد با هم بازی می‌کردند نگاه می‌انداختند و ماشاءالله ماشاءالله می‌گفتند.»
🔸 حالا اینجا یک نکتۀ‌ ظریف هست. این کژتابی آنقدر که به چشم مخاطب می‌آید، به چشم نویسنده نمی‌آید، چون نویسنده موقع نوشتن معنی مشخصی در ذهن دارد که بیان می‌کند. پس برای او ابهامی در کار نیست. ولی ذهن مخاطب خالی است و او معنی را از عبارت درمی‌یابد. پس بیش از نویسنده مستعد غلط‌فهمی از این عبارت است.
ویراستار نیز از این جهت به مخاطب شبیه است. پس این کژتابی را زودتر از نویسنده متوجه می‌شود و لاجرم در پی علاج آن برمی‌آید.
این یکی از وجوه ضرورت ویرایش است. نویسنده‌ای که می‌گوید «من ویراستار به کار ندارم چون خودم طبق قاعده می‌نویسم» از این غفلت می‌کند که او برای چشم‌پوشی از چنین کژتابی‌هایی مستعد است و بعید نیست که متن او با همین کژتابی‌ها به دست مخاطب برسد، چیزی که به دست ویراستار می‌توانست رفع شود.

#ویرایش
#نگارش
#کژتابی
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
🔹 از بایسته‌های ویراستاری

یک ویراستار باید حتی از یک کسره به سادگی نگذرد. هر چیزی در متن ممکن است معنایی داشته باشد. پس باید با احتیاط تمام ویرایش کرد. من امروز در متنی به این عبارت برخوردم.
«مثل آقای جوردنِ مولِیر که بدون اینکه متوجه بشود حرف می‌زد»
در ابتدا تصور من این بود که این «جوردن مولیر» یک شخص است که در اینجا توصیف شده است. ولی همان کسرۀ زیر حرف «ن» کلمۀ «جوردن» مرا به شک انداخت. چرا نویسنده اینجا کسره گذاشته است؟ این می‌تواند یک خطای تایپی باشد، ولی می‌تواند عمدی هم باشد. کمی بیشتر دقت کردم. متوجه شدم که بله، «آقای جوردن» گویا یک شخصیت است در یکی از آثار مولیر نمایشنامه‌نویس فرانسوی. پس جمله را به این صورت اصلاح کردم.
«مثل «آقای جوردنِ» مولِیر که بدون اینکه متوجه بشود حرف می‌زد»

🔻 من بسیار دیده‌ام دوستان ویراستار را که به احتمال این که نویسنده خطا کرده است، به دلخواه خود متن او را تصحیح می‌کنند. باری یک ویراستار کلمۀ «نهب» در متنی را به «نهیب» تبدیل کرده بود و آن «نهیب» در متن معنی نمی‌داد. خوب بنده خدا یک بار به فرهنگ مراجعه کن. شاید این «نهب» خودش معنای خاصی دارد. بعد که مراجعه می‌کنی می‌بینی که «نهب» به معنی «غارت و کشتار» است و اتفاقاً در آن متن دقیقاً به همین معنی بود.

✳️نویسندگان را دست کم نگیریم و خود را عقل کل نپنداریم. حتی یک کسره ممکن است حساب‌شده باشد و حتی کلمۀ‌ عجیبی مثل «نهب» ممکن است معنایی داشته باشد که ما نمی‌دانیم.

#ویرایش
#نگارش
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
👍1
✳️ سه‌گانه‌های نگارش

🔹 متن اصلی
الکساندر دوم از اصلاح‌گری و مستبدنبودن خیری ندید.

🔻 نظر ویراستار
من تصور می‌کنم که باید جای «اصلاح‌گری» و «مستبدنبودن» عوض شود به دو دلیل. یکی این که مستبدنبودن کلی‌تر است و اصلاح‌گری می‌تواند از توابع آن باشد. دیگر این که وقتی «مستبدنبودن» بعد از «اصلاح‌گری» می‌آید، آن «نبودن» آن بر «اصلاح‌گری» هم سنگینی می‌کند و ذهن مخاطب شاید تصور کنید که او «اصلاح‌گر» هم نبوده است. یعنی «نبودن»‌ به «اصلاح‌گری و مستبد» با هم برگردد.

حاصل ویرایش
الکساندر دوم از مستبدنبودن و اصلاح‌گری خیری ندید.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
#ویرایش

@asarkazemi
♻️ سه‌گانه‌های نگارش
🔹 متن اصلی
خیلی با حرارت و پرشور حرف می‌زند.

🔻 نظر ویراستار
در ترکیب فعلی، ناخواسته چنین به نظر می‌رسد که آن «با» علاوه بر «حرارت»، «پرشور» را هم در بر می‌گیرد. مثل این که بگوییم «با کار و کوشش» و منظور ما «با کار و با کوشش» باشد.
ولی اگر «پرشور» را به اول بیاوریم این مشکل رفع می‌شود. دیگر «با» فقط مربوط به «حرارت» خواهد بود.

حاصل ویرایش
خیلی پرشور و با حرارت حرف می‌زند.

#آموزشی_کاظمی
#نگارش
#ویرایش
@asarkazemi
👍1
✳️ نکته‌های ویرایش

🔻 بهتر این است که در ویراستاری، بکوشیم که معنی متن را نیز دریابیم. یعنی طوری متن را بخوانیم، انگار می‌خواهیم آن را فرابگیریم. آنگاه دو استفاده می‌کنیم. یکی این که به دانش و معلومات ما افزوده می‌شود و دیگر این که خطاها را بهتر درمی‌یابیم.

🔻 در اینجا متن به ظاهر مشکلی ندارد، ولی من که آن را به نیت یادگرفتن می‌خوانم، متوجه می‌شوم که ایرادی در کار هست. «متناهی» یعنی «محدود» و این با «وجوب و قِدم» تناسب ندارد. برعکس، «لاتناهی» یعنی «نامحدود» و این هم با «ممکن و حادث» تناسب ندارد. پس می‌شود حدس زد که این دو در چاپ جابه‌جا شده است. و من وقتی به غلط‌نامۀ متن اصلی کتاب مراجعه می‌کنم، می‌بینم که بله حدس من درست است و اینجا اشتباه چاپی است. جای این دو باید تعویض شود، البته با ذکر این موضوع در پانوشت و نه به صورت بی‌نام و نشان.

🔻 حقیقت این است که بخش مهمی از اطلاعات عمومی من از همین ویراستاری‌ها فراهم آمده است. من حدود بیست سال است که فرصت کتاب‌خواندن به شکل معمول ندارم. ولی در این مدت صدها کتاب در حین ویراستاری خوانده‌ام و از مطالبشان بهره برده‌ام.

#ویرایش
#آموزشی_کاظمی

@asarkazemi
✳️ نکته‌های ویرایش

این «را» از نظر دستوری باید حذف شود. متن هم کتاب «نگاهی به زیبایی» صلاح‌الدین سلجوقی است که قبلاً در سال ۱۳۴۲ منتشر شده است. ولی من این «را» را حذف نمی‌کنم و متن را اصلاح نمی‌کنم، به چند دلیل.

🔻 نویسنده در قید حیات نیست و خودش به من اجازۀ تصرف نداده است.

🔻 این متن قبلاً چاپ شده است. من آن را برای تجدید چاپ ویرایش می‌کنم. نباید میان دو چاپ از کتاب مغایرت باشد.

🔻 نویسندۀ این اثر یک دانشمند بزرگ و ادیب تواناست نه یک نویسندۀ معمولی. نوشته‌های نویسندگان مهم، به آثار کلاسیک بدل می‌شوند و ما باید چنین آثاری را به شکل اصلی حفظ کنیم، عین یک اثر تاریخی.

🔻 و موضوع مهم دیگر این که ممکن است کسی بخواهد دربارۀ سبک نثر این نویسنده یا نثر فارسی آن زمان افغانستان تحقیق کند. اینجا همین خطای دستوری هم ارزش تحقیق دارد که چرا در نثر ایشان رخ داده است. آیا در آن دوره در افغانستان سابقه دارد؟ ندارد؟ در آثار دیگران چطور؟
مخدوش کردن یک سند زبانی راه تحقیق را می‌بندد.

این مهم است که یک ویراستار بداند که حوزۀ وظایف و صلاحیت‌های او در یک متن چقدر است.

#آموزشی_کاظمی
#ویرایش
@asarkazemi
👍1
✳️ ویرایشی به سبک تصحیح متون

🔹 شما سطر چهارم را چطور می‌خوانید؟ «می‌بینید درد اما دشت کتۀ بزرگ غبار»؟

🔻 آن جای خالی اول می‌تواند جای یک «ن» باشد که از چاپ افتاده است. پس می‌شود گفت «در دامان دشت». خوب آن «کت‍ هٔ» چیست؟ آنجا هم یک حرف دیگر افتاده است. ولی چه حرفی؟ اینجا یک «ل» افتاده و کلمه «کتلهٔ» بوده است. تازه تو فقط وقتی می‌توانی آن را حدس بزنی که با کلمهٔ «کتله»‌ آشنا باشی. وگرنه همچنان سرگردان هستی.
اما «کتله»‌ چیست؟ یعنی «توده». پس معما حل شد.
🔻 نمی‌خواهم در مورد سختی کار ویراستار داد سخن دهم. هر کاری سختی خود را دارد و چه بسا بعضی کارها خیلی بیشتر. فقط می‌خواهم بیان کنم که وقتی گفته می‌شود مثلاً کتاب «افکار شاعر» صلاح‌الدین سلجوقی با ویرایش جدیدی منتشر شده است، بدانیم که در این ویرایش خیلی کارها شده است و این اصلاح غلط‌ها و پرکردن خالیگاه‌ها فقط یک قسمت کار است. لغت‌های سخت در واژه‌نامه معنی می‌شود؛ متن نقطه‌گذاری می‌شود؛ آیات قرآن اعراب‌گذاری می‌شود؛ در موارد لازم پانوشت‌های توضیحی زده می‌شود و کارهای بسیار دیگری که در نهایت کتاب را مقبول طبع خوانندگان می‌سازد.

#ویرایش
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
✳️ نکته‌های ویرایش
🔻 مشکل اصلی این متن چیست؟
«در نمایشنامۀ هر چه پایانش نکو باشد نکوست که احتمالاً شکسپیر آن را حدود ۶۰۳ یعنی اندکی پیش از انتشار کتاب مقدس شاه جیمز نوشته است...»
🔻
دنبال چیز دیگری نگردید. قضیه به عدد ۶۰۳ برمی‌گردد. من تا آن را خواندم در ذهنم زنگ زد که یعنی شکسپیر در قرن هفتم میلادی زندگی می‌کرده است؟ و به زودی متوجه شدم که باید ۱۶۰۳ باشد.
در
ویرایش باید همه جوانب متن را در نظر گرفت و بیش از نقطه و ویرگول و قطع و وصل کلمات، در پی سلامت معنای آن بود. باید تصور کنیم که متن را به نیت یادگیری می‌خوانیم و به آن دل بدهیم و ذهن‌مان را متوجه فهم آن کنیم. هر جا حس کردیم در فهم مطلب مشکل داریم یا مطلب برای ما عجیب به نظر می‌رسد، درنگ کنیم.

#نکته_های_ویرایش
#ویرایش
@asarkazemi
👍118
✳️ مقاله‌ای دربارهٔ ویرایش در سایت محمدکاظم کاظمی

🔻 این مطلب، مقاله‌ای مفصل است که در سال ۱۳۸۵ نوشته شده و در فصلنامهٔ خط سوم منتشر شده است. در این مقاله اطلاعاتی کلی دربارهٔ ویرایش و ویراستاری آمده است، با این سرفصل‌ها:
▪️ ویرایش چیست‌؟ ویراستار کیست‌؟
▪️ ضرورت ویرایش
▪️ انواع ویرایش
▪️ سطح و میزان ویرایش
▪️ ظرایف و خطرات کار ویرایش
▪️ ویژگیهای یک ویراستار خوب‌
▪️ موقف حقوقی و اختیارات ویراستار

خواندن این مقاله را به کسانی که می‌خواهند دربارۀ ویراستاری بیشتر بدانند و هم‌چنین به ویراستاران جوان و تازه‌کار توصیه می‌کنم.
نشانی مقاله در سایت:
https://www.mkkazemi.com/wirayesh/

#ویرایش
#محمدکاظم_کاظمی

@asarkazemi
5👍1
✳️ نکته‌های ویرایش
🔻 «در ماه فروردین، کمونیست‌ها رئیس‌جمهور داوود را از قدرت به زیر کشیدند و حکومتش را به پایان رسانیدند.»

🔺 این سخن از یکی از شخصیت‌های سیاسی فرهنگی افغانستان در کتابی که از انگلیسی به فارسی ترجمه شده، نقل شده است.
ولی کودتای کمونیست‌ها در ماه اردیبهشت بود نه ماه فروردین. جریان مثل این است که کسی بگوید «انقلاب اسلامی ۲۲ دی‌ماه ایران».
یعنی آن شخصیت مهم این را نمی‌دانسته است که کودتای کمونیست‌ها در فروردین نبود و در هفتم اردیبهشت بود؟
قطعاً او می‌دانسته و درست هم بیان کرده است. ولی نویسندهٔ انگلیسی‌زبان کتاب، به اعتبار این که هفتم اردیبهشت در ماه اپریل میلادی واقع می‌شود، آن را در متن اصلی کتاب «کودتای اپریل» نوشته است. بعد مترجم فارسی، اپریل را فروردین ترجمه کرده است چون بیشتر ماه اپریل در فروردین است. به یک معنی نه نویسنده خطا کرده است و نه مترجم. ولی حاصل کار یک اشتباه تاریخی است.

🔸 ملاحظه می‌کنید که ویرایش متن‌های ترجمه، ظرایفی دارد و گاهی اتفاقاتی عجیب در این برگردان‌کردن‌ها می‌افتد. این است که به خصوص در کتاب‌های تاریخی باید جمله جملهٔ متن را با واقعیت‌های تاریخی مطابقت دهیم تا از چنین خطاهایی پیشگیری شود.

#ویرایش
@asarkazemi
👍102
آثار محمدکاظم کاظمی
✳️ نکته‌های ویرایش 🔻 «در ماه فروردین، کمونیست‌ها رئیس‌جمهور داوود را از قدرت به زیر کشیدند و حکومتش را به پایان رسانیدند.» 🔺 این سخن از یکی از شخصیت‌های سیاسی فرهنگی افغانستان در کتابی که از انگلیسی به فارسی ترجمه شده، نقل شده است. ولی کودتای کمونیست‌ها در…
🔸 پیوسته به یادداشت قبل.
🔻 اینجا ایراد کار در چیست؟

🔸 «مسعود هم یکی از کسانی بوده که به برنامهٔ ادبی رادیو افغانستان گوش می‌داده است. وقتی به من گفت او گوش می‌کرده و مخصوصاً از آهنگ شب که آمیزه‌ای بود از شعر و موسیقی بسیار خوشش آمده است، من پرسیدم: «پس تو به شعر علاقه داری؟» او جواب داد: «من بسیار به شعر علاقه دارم.»

✳️ بله قضیه این است که نام آن برنامهٔ رادیویی که آمیزه‌ای بود از شعر و موسیقی، «آهنگ شب» نبود، بلکه «زمزمه‌های شب‌هنگام» بود که برنامه‌ای معروف در رادیو افغانستان بود. مؤلف کتاب «زمزمه‌های شب‌هنگام» را به انگلیسی برگردان کرده و در ترجمه به فارسی، شده است «آهنگ شب».

🔸 حالا ویراستار مجبور است همه این موارد را بداند و اگر ندانست و اصلاح نکرد، باید برود خودش را در چاه بیندازد؟ نه نمی‌توان این انتظار را داشت. فقط می‌توان گفت که هر چه دایرهٔ مطالعات و معلومات عمومی ما بیشتر باشد، ویرایش بهتری انجام می‌دهیم.
اکنون هم من نمی‌دانم که چه مقدار دیگر از همین خطاها در متن هست که من از آن‌ها بی‌خبرم. ولی هر قدر مطالعه و شناخت بیشتری از موضوع داشته باشم، طبیعتاً این‌ها را بهتر غربال می‌کنم.

#ویرایش
@asarkazemi
👍31🤩1
✳️ نکته‌های ویرایش

🔻 کتابی در دست صفحه‌آرایی دارم. ویراستار آن «برفزونست» را علامت زده و به «برفزون است» تغییر داده است.

🔻 در حالت عادی کارش درست است، چون ما «فزونست» نمی‌نویسیم و «فزون است» می‌نویسیم. ولی اینجا یک نکته هست. وزن شعر ایجاب می‌کند که حرف «ن» به صورت ساکن خوانده شود. یعنی به صورت استثنایی، کل «ـونست» یک هجای کشیده است. پس اینجا نباید کلمه را جدا کنیم. فقط روی حرف «ن» یک علامت سکون می‌گذاریم.

🔻 شبیه این مورد را در مثنوی معنوی هم داریم آنجا که می‌گوید «دو دهان داریم گویا همچو نی / یک دهان پنهانست در لب‌های وی» اینجا هم کلمه به صورت «پنهان است» خوانده نمی‌شود و کل «نست» یک هجای کشیده است. پس باید به صورت استثنایی، سر هم نوشته شود.

🔻 بهتر است کسی که کتاب شعر ویرایش می‌کند، با وزن و قافیه و آرایه‌های شعر یک مقدار آشنا باشد. گاهی به ضرورت همین وزن و قافیه و آرایه‌ها، لازم است که از قوانین عدول کنیم.

🔻 و به همین دلایل است که ویراستاری کاری است ظریف و حساسیت‌ها و استثناهای بسیار دارد. ویراستار خیلی امور را باید در نظر بگیرد که در ابتدا به نظر آدم نمی‌آید.

#آموزشی_کاظمی
#ویرایش
@asarkazemi
👍113
✳️ نکته‌های ویرایش
🔻 این کتاب نوشتهٔ یک نویسندهٔ افغانستانی است و یک ویراستار عزیز ایرانی آن را ویرایش کرده است. آن را به من سپرده‌اند که مواردی را که لازم نیست در متن اعمال شود، مشخص کنم.

🔻 یکی از این موارد، همین «خانه‌جنگی» است به معنی «جنگ داخلی». ویراستار محترم آن را اصلاح کرده و «جنگ داخلی» ساخته است. ولی نظر من این است که اینجا باید «خانه‌جنگی» را به عنوان یک اصطلاح که مربوط به یک جغرافیای زبانی خاص است، حفظ کنیم.

🔻 اتفاق می‌افتد که نویسندگان از واژگان یا اصطلاحات زیبای فارسی که در منطقه یا کشورشان رایج است استفاده می‌کنند و این از نظر زبانی حتی گاهی ارزش دارد. ما به این وسیله واژه‌ای را به هم‌زبانان پیشنهاد می‌کنیم. ویراستار نباید در پی یکدست‌سازی متن، این تمایزهای زبانی و سبکی را از بین ببرد.

🔻 اتفاقاً یکی از دلایلی که بعضی ناشران ویرایش متن‌های تاریخ و ادبیات افغانستان را به من می‌سپارند، همین است که با این اصطلاحات آشنایم و می‌دانم که کدام را به عنوان یک خطا یا اشتباه، باید اصلاح کرد و کدام را به عنوان یک ارزش زبانی باید حفظ کرد.

#آموزشی_کاظمی
#ویرایش

@asarkazemi
👍124

✳️ نکته‌های ویرایش

🔻 پیوسته به یادداشت قبلی، اینجا موردی را می‌بینیم که متن ایراد دارد و ویراستار به درستی اصلاح کرده است. او به جای «گفته آمدیم»، «گفتیم» پیشنهاد کرده است و این درست است.

🔻 البته می‌شود «گفته آمد» را به معنی «گفته شد» به کار برد. یعنی «شد» به جای «آمد» بیاید. ولی «گفته آمدیم» غلط است، چون به همان قیاس، معنایش می‌شود «گفته شدیم».

🔻 گاهی اتفاق می‌افتد که نویسنده برای این که فاخرتر و باستانگرایانه‌تر بنویسد، عبارتی اشتباه به کار می‌برد و این از همان موارد است.

#آموزشی_کاظمی
#ویرایش

@asarkazemi
👍5

✳️ نکته‌های ویرایش
🔻 پیوسته به یادداشت‌های قبل

🔻 در اینجا ویراستار «جامع مسجد» را به «مسجد جامع» اصلاح کرده بود. ولی در این مورد ما مجاز به اصلاح نیستیم چون این یک اسم خاص است. در دهلی خود فارسی‌زبانان هم این مسجد را «جامع‌ مسجد» می‌گفته‌اند. مؤلف هم به همین دلیل آن را در گیومه نهاده است تا بر خاص بودن این اسم تأکید کند.

🔻 آنچه در ویرایش مهم است فقط این نیست که بر دستور زبان و رسم‌الخط و نقطه‌گذاری مسلط باشی. این هم مهم است که بدانی اصلاح را در کجا اعمال کنی و در کجا اعمال نکنی. این حتی از اصلاح نقطه و ویرگول و رسم‌الخط مهم‌تر است چون ممکن است به متن آسیبی جدی بزند.

#آموزشی_کاظمی
#ویرایش

@asarkazemi
👍82
✳️ دربارهٔ جستجو و جایگزینی
🔹 متنی ویرایش می‌کنم که سرشار از «نمودم» به جای «کردم» و «نموده بود» به جای «کرده بود» و امثال آن است. این را عرض کنم که من هیچ‌گاه «نمودن» را به معنی «کردن» در متن‌هایم به کار نمی‌برم و در ویرایش‌ها هم تا جایی که مقدور است آن‌ها را تعویض می‌کنم.

🔻 حالا مسئله این است. در متنی که در دست دارم، می‌شود با یک جستجو و جایگزینی کلی، همه «نمودم»‌ها را به «کردم» تبدیل کنم؟ با علم به این که قرار است در همه جای متن این جایگزینی انجام شود؟

🔻 حالا اگر من این کار را به صورت کلی انجام دهم و در جایی از متن یک بیت شعر آمده باشد مثل این بیت بیدل، آن وقت چه؟
می‌چکد سجده ز سیمای نمودم بیدل
شاهدِ حال من آیینهٔ نقش قدم است
بعد آن وقت می‌شود «می‌چکد سجده ز سیمای کردم بیدل»

🔻 خیلی خیلی در جستجو و جایگزینی باید محتاط باشیم. از جستجو و جایگزینی کلی کلمات بپرهیزیم حتی اگر در موردی یقین داریم. گاهی کلمات به شکلی در متن آمده‌اند که ما فکرش را هم نمی‌کنیم.
و به‌خصوص در متنی که در دست ویرایش داریم و امانت مردم در دست ماست، بیشتر مراقب باشیم. ویراستار بسیار مواقع آخرین کسی است که متن را می‌خواند و پس از آن کتاب چاپ شده و رفته است به دست مردم.

#آموزشی_کاظمی
#ویرایش
#جستجو_و_جایگزینی

@asarkazemi
👍97
✳️ ویل للمجستین*

🔻در جستجو و جایگزینی محتاط باشیم


🔻 شخص خواسته است که «اش» ضمیر را به کلمه نزدیک سازد و جستجو و جایگزینی کلی داده است، غافل از این که ورد، کلاه «آ» را نادیده می‌گیرد و «هم آش هست» را به «هم‌اش هست» تبدیل می‌کند.

*. مجستین: کسانی که جستجو و جایگزینی را با بی‌باکی انجام می‌دهند و همانا که آنان از زیانکاران‌اند.

#آموزشی_کاظمی
#ویرایش
#جستجو_و_جایگزینی
@asarkazemi
😁11🤩21
✳️ نکته‌های ویرایش
به این عبارت می‌رسم:
علاوه بر عرصهٔ نویسندگی و روزنامه‌نگاری، از پادکست «کاغذیست» او نیز نباید غافل شد.»

یک لحظه با خود می‌گویم باید طبق قواعد رسم‌الخط، این «کاغذیست» را به صورت «کاغذی است» بنویسم. ولی درنگ می‌کنم. این اسم یک پادکست است. در مورد اسم‌های خاص باید احتیاط کنیم. به گوگل مراجعه می‌کنم و می‌بینم بله اینجا کلمهٔ «کاغذیست» به کسانی اشاره دارد که زیست آن‌ها با کاغذ یا در واقع نوشتن است. پس این کلمه، به نوعی «زیست» را هم در خود دارد که من در اول متوجه نشده بودم. اگر آن را «کاغذی است» ساخته بودم، این جنبه از ایهام کلمه تباه شده بود.

🔻 می‌خواهم این را بگویم که در مورد نام‌های خاص، نام کتاب‌ها، عبارت‌هایی که وجه ادبی دارند، باید احتیاط و مراقبت کنیم چون ممکن است نویسنده در این شکل خاص از کاربرد کلمه هنری به خرج داده باشد که ما متوجه نشویم و با ویرایش آن را نابود کنیم.

#ویرایش
@asarkazemi
5👍4
✳️ نکته‌های ویرایش
🔹 در باب احتیاط

🔻به این عبارت را از یک کتاب تاریخی رسیده‌ام: «در طالقان، اندخود، میمنه، فاریاب، پنجده و مروالرود، و دژق و خلم خطبه به نام سلطان غیاث‌الدین خوانده شد و تا این زمان سلطنت او بر بیش از نیم خراسان و بر دو خوره (هرات و بلخ) از چهار خورهٔ خراسان مسلم گشت.»

🔻احتمال قوی می‌دهم که کلمه در اصل «حوزه» بوده و تایپیست آن را «خوره» تایپ کرده است. (متن از روی دست‌نویس تایپ شده است).

🔻اینجا کلمه را اصلاح می‌کنم؟ نه، به منابعی مراجعه می‌کنم و می‌بینم که بله، ما کلمهٔ «خوره» به معنی «شهرستان، ولایت، بخش» داشته‌ایم و من نمی‌دانستم با این که سال‌هاست ویراستاری می‌کنم و بسیاری از متن‌هایی که ویرایش کرده‌ام هم تاریخی بوده است.

✳️ در ویرایش خیلی باید محتاط باشیم. به احتمالات قوی، یا حتی به احتمالات صددرصدی خود هم اعتماد نکنیم و به منابع مراجعه کنیم، یا از مؤلف بپرسیم. بارها رخ داده است که در چنین مواردی دیده‌ام که احتمال بالا هم اشتباه بوده است.

#ویرایش
@asarkazemi
👍10