🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ مهر زادروز #اکبر_رادی
( زادهٔ ۱۰ مهر ۱۳۱۸ رشت -- درگذشته ۵ دی ۱۳۸۶ تهران) نویسنده و نمایشنامه نویس
اکبر رادی، چهار سال اول ابتدایی را در زادگاهش خواند و در سال ۱۳۲۹ به علت ورشکستگی پدرش، خانواده به تهران کوچ کردند.
او دو کلاس آخر ابتدایی را در دبستان صائب تهران و دوره متوسطه را در دبیرستان فرانسوی رازی به پایان رساند. یک سالی پشت کنکور پزشکی ماند و سال بعد در رشته علوم اجتماعی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران قبول شد و چهار سال بعد فوقلیسانس این رشته را هم تا نیمههای سال دوم رفت و نزدیک پایاننامه آن را رها کرد.
عشق به ادبیات و علاقه روزافزون به تئاتر شاید اصلیترین دلیل این کنارهگیری بود. او همزمان، دوره یک ساله تربیت معلم را دید، و از سال ۱۳۴۱ معلم شد و دو نمایشنامه "روزنه آبی" و افول را نوشت.
طی ۳۲ تدریس در رشته ادبیات سال چهارم دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایشنامهنویسیِ مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامهنویسی پیشرفته کارشناسی ارشد دانشگاه هنر را ادامه داد و در سال ۱۳۷۳ به پایان تدریس رسید و بازنشسته شد.
اولین داستان جدی که نوشت؛ «باران» نام داشت که در سال ۱۳۳۸ در مسابقه داستاننویسی مجله اطلاعات جوانان چاپ شد و میانِ بیشتر از هزار داستان برنده جایزه اول شد.
وی همواره معتقد بود: " تا زمانی که نمایشنامه ایرانی با آدمهای معاصر و درد زنده نداشته باشیم، بیگمان تئاتر معاصر ملی هم نخواهیم داشت."
او نخستین نمایشنامه جدیاش "روزنه آبی" را در زمستان ۱۳۳۸ آماده کرد و به واسطه آن با شاهین سرکیسیان آشنا شد. سرکیسیان بعد از مطالعه نسخه دستنویس "روزنه آبی" تصمیم به اجرای آن گرفت.
از دیگر کارهای رادی :
نگارش داستانهای بلند "افسانه دریا" و "مسخره"، نمایشنامه "از دست رفته" (چاپ نشده)؛ ، داستان "باران" و "جاده" مجله "اطلاعات جوانان"؛ داستان "سوءتفاهم" هفته نامه فردوسی؛ داستان "کوچه" ، نمایشنامه "مسافران ومرگ در پاییز" چاپ در مجله "پیام نوین"، نمایشنامه "روزنه آبی" به کارگردانی شاهین سرکیسیان، نمایشنامه "مرگ در پاییز" به کارگردانی عباس جوانمرد تهران، چاپ مجموعه داستان "جاده"، نمایشنامهی "ارثیه ایرانی" ، نمایشنامه"افول"، نمایشنامه "صیادان" و از دیگر نمایشنامههای او میتوان از "لبخند باشکوه آقای گیل"،"در مه بخوان"، "آهسته با گل سرخ"، "منجی در صبح نمناک"، "هاملت با سالاد فصل"،" آمیز قلمدون"، "شب روی سنگفرش خیس"، "آهنگهای شکلاتی"، "پایین گذر سقاخانه".
اکبر رادی، نمایشنامهنویس برجسته ایرانی در ۶۸ سالگی در گذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ مهر زادروز #اکبر_رادی
( زادهٔ ۱۰ مهر ۱۳۱۸ رشت -- درگذشته ۵ دی ۱۳۸۶ تهران) نویسنده و نمایشنامه نویس
اکبر رادی، چهار سال اول ابتدایی را در زادگاهش خواند و در سال ۱۳۲۹ به علت ورشکستگی پدرش، خانواده به تهران کوچ کردند.
او دو کلاس آخر ابتدایی را در دبستان صائب تهران و دوره متوسطه را در دبیرستان فرانسوی رازی به پایان رساند. یک سالی پشت کنکور پزشکی ماند و سال بعد در رشته علوم اجتماعی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران قبول شد و چهار سال بعد فوقلیسانس این رشته را هم تا نیمههای سال دوم رفت و نزدیک پایاننامه آن را رها کرد.
عشق به ادبیات و علاقه روزافزون به تئاتر شاید اصلیترین دلیل این کنارهگیری بود. او همزمان، دوره یک ساله تربیت معلم را دید، و از سال ۱۳۴۱ معلم شد و دو نمایشنامه "روزنه آبی" و افول را نوشت.
طی ۳۲ تدریس در رشته ادبیات سال چهارم دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایشنامهنویسیِ مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامهنویسی پیشرفته کارشناسی ارشد دانشگاه هنر را ادامه داد و در سال ۱۳۷۳ به پایان تدریس رسید و بازنشسته شد.
اولین داستان جدی که نوشت؛ «باران» نام داشت که در سال ۱۳۳۸ در مسابقه داستاننویسی مجله اطلاعات جوانان چاپ شد و میانِ بیشتر از هزار داستان برنده جایزه اول شد.
وی همواره معتقد بود: " تا زمانی که نمایشنامه ایرانی با آدمهای معاصر و درد زنده نداشته باشیم، بیگمان تئاتر معاصر ملی هم نخواهیم داشت."
او نخستین نمایشنامه جدیاش "روزنه آبی" را در زمستان ۱۳۳۸ آماده کرد و به واسطه آن با شاهین سرکیسیان آشنا شد. سرکیسیان بعد از مطالعه نسخه دستنویس "روزنه آبی" تصمیم به اجرای آن گرفت.
از دیگر کارهای رادی :
نگارش داستانهای بلند "افسانه دریا" و "مسخره"، نمایشنامه "از دست رفته" (چاپ نشده)؛ ، داستان "باران" و "جاده" مجله "اطلاعات جوانان"؛ داستان "سوءتفاهم" هفته نامه فردوسی؛ داستان "کوچه" ، نمایشنامه "مسافران ومرگ در پاییز" چاپ در مجله "پیام نوین"، نمایشنامه "روزنه آبی" به کارگردانی شاهین سرکیسیان، نمایشنامه "مرگ در پاییز" به کارگردانی عباس جوانمرد تهران، چاپ مجموعه داستان "جاده"، نمایشنامهی "ارثیه ایرانی" ، نمایشنامه"افول"، نمایشنامه "صیادان" و از دیگر نمایشنامههای او میتوان از "لبخند باشکوه آقای گیل"،"در مه بخوان"، "آهسته با گل سرخ"، "منجی در صبح نمناک"، "هاملت با سالاد فصل"،" آمیز قلمدون"، "شب روی سنگفرش خیس"، "آهنگهای شکلاتی"، "پایین گذر سقاخانه".
اکبر رادی، نمایشنامهنویس برجسته ایرانی در ۶۸ سالگی در گذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#اکبر گلپایگانی،معینی کرمانشاهی،علی تجویدی،حبیب اله بدیعی،حسین قوامی،پرویز یاحقی،بیژن ترقی و همایون خرم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ دی سالروز درگذشت #اکبر_رادی
( زادهٔ ۱۰ مهر ۱۳۱۸ رشت -- درگذشته ۵ دی ۱۳۸۶ تهران) نویسنده و نمایشنامه نویس
اکبر رادی، چهار سال اول ابتدایی را در زادگاهش خواند و در سال ۱۳۲۹ به علت ورشکستگی پدرش، خانواده به تهران کوچ کردند.
او دو کلاس آخر ابتدایی را در دبستان صائب تهران و دوره متوسطه را در دبیرستان فرانسوی رازی به پایان رساند. یک سالی پشت کنکور پزشکی ماند و سال بعد در رشته علوم اجتماعی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران قبول شد و چهار سال بعد فوقلیسانس این رشته را هم تا نیمههای سال دوم رفت و نزدیک پایاننامه آن را رها کرد.
عشق به ادبیات و علاقه روزافزون به تئاتر شاید اصلیترین دلیل این کنارهگیری بود. او همزمان، دوره یک ساله تربیت معلم را دید، و از سال ۱۳۴۱ معلم شد و دو نمایشنامه "روزنه آبی" و افول را نوشت.
طی ۳۲ تدریس در رشته ادبیات سال چهارم دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایشنامهنویسیِ مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامهنویسی پیشرفته کارشناسی ارشد دانشگاه هنر را ادامه داد و در سال ۱۳۷۳ به پایان تدریس رسید و بازنشسته شد.
اولین داستان جدی که نوشت؛ «باران» نام داشت که در سال ۱۳۳۸ در مسابقه داستاننویسی مجله اطلاعات جوانان چاپ شد و میانِ بیشتر از هزار داستان برنده جایزه اول شد.
وی همواره معتقد بود: " تا زمانی که نمایشنامه ایرانی با آدمهای معاصر و درد زنده نداشته باشیم، بیگمان تئاتر معاصر ملی هم نخواهیم داشت."
او نخستین نمایشنامه جدیاش "روزنه آبی" را در زمستان ۱۳۳۸ آماده کرد و به واسطه آن با شاهین سرکیسیان آشنا شد. سرکیسیان بعد از مطالعه نسخه دستنویس "روزنه آبی" تصمیم به اجرای آن گرفت.
از دیگر کارهای رادی :
نگارش داستانهای بلند "افسانه دریا" و "مسخره"، نمایشنامه "از دست رفته" (چاپ نشده)؛ ، داستان "باران" و "جاده" مجله "اطلاعات جوانان"؛ داستان "سوءتفاهم" هفته نامه فردوسی؛ داستان "کوچه" ، نمایشنامه "مسافران ومرگ در پاییز" چاپ در مجله "پیام نوین"، نمایشنامه "روزنه آبی" به کارگردانی شاهین سرکیسیان، نمایشنامه "مرگ در پاییز" به کارگردانی عباس جوانمرد تهران، چاپ مجموعه داستان "جاده"، نمایشنامهی "ارثیه ایرانی" ، نمایشنامه"افول"، نمایشنامه "صیادان" و از دیگر نمایشنامههای او میتوان از "لبخند باشکوه آقای گیل"،"در مه بخوان"، "آهسته با گل سرخ"، "منجی در صبح نمناک"، "هاملت با سالاد فصل"،" آمیز قلمدون"، "شب روی سنگفرش خیس"، "آهنگهای شکلاتی"، "پایین گذر سقاخانه".
اکبر رادی، نمایشنامهنویس برجسته ایرانی در ۶۸ سالگی در گذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ دی سالروز درگذشت #اکبر_رادی
( زادهٔ ۱۰ مهر ۱۳۱۸ رشت -- درگذشته ۵ دی ۱۳۸۶ تهران) نویسنده و نمایشنامه نویس
اکبر رادی، چهار سال اول ابتدایی را در زادگاهش خواند و در سال ۱۳۲۹ به علت ورشکستگی پدرش، خانواده به تهران کوچ کردند.
او دو کلاس آخر ابتدایی را در دبستان صائب تهران و دوره متوسطه را در دبیرستان فرانسوی رازی به پایان رساند. یک سالی پشت کنکور پزشکی ماند و سال بعد در رشته علوم اجتماعی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران قبول شد و چهار سال بعد فوقلیسانس این رشته را هم تا نیمههای سال دوم رفت و نزدیک پایاننامه آن را رها کرد.
عشق به ادبیات و علاقه روزافزون به تئاتر شاید اصلیترین دلیل این کنارهگیری بود. او همزمان، دوره یک ساله تربیت معلم را دید، و از سال ۱۳۴۱ معلم شد و دو نمایشنامه "روزنه آبی" و افول را نوشت.
طی ۳۲ تدریس در رشته ادبیات سال چهارم دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایشنامهنویسیِ مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامهنویسی پیشرفته کارشناسی ارشد دانشگاه هنر را ادامه داد و در سال ۱۳۷۳ به پایان تدریس رسید و بازنشسته شد.
اولین داستان جدی که نوشت؛ «باران» نام داشت که در سال ۱۳۳۸ در مسابقه داستاننویسی مجله اطلاعات جوانان چاپ شد و میانِ بیشتر از هزار داستان برنده جایزه اول شد.
وی همواره معتقد بود: " تا زمانی که نمایشنامه ایرانی با آدمهای معاصر و درد زنده نداشته باشیم، بیگمان تئاتر معاصر ملی هم نخواهیم داشت."
او نخستین نمایشنامه جدیاش "روزنه آبی" را در زمستان ۱۳۳۸ آماده کرد و به واسطه آن با شاهین سرکیسیان آشنا شد. سرکیسیان بعد از مطالعه نسخه دستنویس "روزنه آبی" تصمیم به اجرای آن گرفت.
از دیگر کارهای رادی :
نگارش داستانهای بلند "افسانه دریا" و "مسخره"، نمایشنامه "از دست رفته" (چاپ نشده)؛ ، داستان "باران" و "جاده" مجله "اطلاعات جوانان"؛ داستان "سوءتفاهم" هفته نامه فردوسی؛ داستان "کوچه" ، نمایشنامه "مسافران ومرگ در پاییز" چاپ در مجله "پیام نوین"، نمایشنامه "روزنه آبی" به کارگردانی شاهین سرکیسیان، نمایشنامه "مرگ در پاییز" به کارگردانی عباس جوانمرد تهران، چاپ مجموعه داستان "جاده"، نمایشنامهی "ارثیه ایرانی" ، نمایشنامه"افول"، نمایشنامه "صیادان" و از دیگر نمایشنامههای او میتوان از "لبخند باشکوه آقای گیل"،"در مه بخوان"، "آهسته با گل سرخ"، "منجی در صبح نمناک"، "هاملت با سالاد فصل"،" آمیز قلمدون"، "شب روی سنگفرش خیس"، "آهنگهای شکلاتی"، "پایین گذر سقاخانه".
اکبر رادی، نمایشنامهنویس برجسته ایرانی در ۶۸ سالگی در گذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸ خورشیدی مصادف ۳۰ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
من به کسانی که از مذهب خود با
دیگران سخن میگویند و تبلیغ میکنند،
مخصوصا وقتی که منظورشان این
است که آنها را به دین خود در آورند،
هیچ اعتقادی ندارم....
مذهب و اعتقاد به دین با گفتار شکل نمیگیرد
بلکه در کردار و اعمال هر کسی آشکاراست،
و در این صورت عمل هر کسی
عامل تبلیغ مذهبش خواهد بود ...
#مهاتما_گاندی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#جشن_سده
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آيين هزاران ساله ايرانيان.
در ايران باستان از آغاز آبان تا پايان اسفند را دوره سرما مي خواندند كه صد روز پس از آغاز اين دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود. هنوز در روستاهای جنوب شرقی ايران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنيده میشود؛ يعنی جشن سده صد روز پس از يکم آبان و ۵۰ روز به نوروز برپا میشود
⏪۱۳۵۷خ- صبح امروز فرودگاه مهرآباد و سایر فرودگاه های کشور باز شد
اعلام شد باز بودن فرودگاه از سپیده دم تا غروب آفتاب ادامه دارد ولی ساعات شب فرودگاه تعطیل می شود
⏪۱۳۵۷خ- لغو ورود امام خمینی (ره)به ایران
بختیار: هیچ ممانعتی برای بازگشت امام خمینی (ره) از پاریس به وطن وجود ندارد
⏪۱۳۶۱خ- فروش تانك و هواپیما از سوی چين به عراق در جريان جنگ تحميلی عليه ايران
⏪۱۳۶۳خ- اعطا وام آمریکا به عراق در اوج جنگ با ايران
⏪۱۳۰۳خ- گشایش رسمی کتابخانه مجلس
⏪۱۲۹۹خ- ديدار ژنرال آيرونسايد با رضا پهلوی و تشويق او به كودتا
در جریان بحران کابینه، ژنرال ادموند آيرونسايد
Edmund Ironside
فرمانده نيروهای انگليسی در ايران با ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده تيپ قزاق مستقر در قزوین ملاقات و به نوشته بيشتر مورخان، اورا تشويق به كودتا كرد.
در اين ملاقات به رضاخان گفته شده بود كه قرار است سيد ضياء طباطبائی يزدی كه از كسوت روحانيت خارج شده بود پس از كودتا رئيس الوزراء شود و فعلا تغيير رژيم و برکناری شاه مطرح نيست.
⏪۱۳۲۳خ- جنگ جهانی دوم: کشتی ویلهلم گوستلوف که پناهندگان آلمانی را در خود جای داده بود، توسط اژدرزیردریایی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی غرق شده و با مرگ نزدیک به ۹٬۵۰۰ نفر، مرگآورترین فاجعه دریایی تاریخ میشود.
⏪۱۳۸۵خ- ۵ سال پس از ویندوز ایکس پی، مایکروسافت ویندوز ویستا را به بازار عرضه کرد.
⏪۱۳۲۱خ- دكتر ميلسپو رئيس كل دارائی ايران وارد تهران شد و در هتل دربند اقامت گزيد.
⏪۱۳۱۱خ- آغاز دوران صدراعظمی "آدولف هيتلر"۹ ديكتاتور نژادپرست آلمانی صدراعظم مستبد آلمان در سال ۱۹۲۵م حزب ناسيونال سوسياليست معروف به حزب نازی را كه به تعصب شديد نژادی مشهور شد، تأسيس كرد.
اين حزب در انتخابات سال ۱۸۳۰م، ۱۰۷كرسی از پارلمان آلمان موسوم به رايشْتاگ را به دست آورد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۳۱۲خ- #اکبر_گلپایگانی، خواننده
🌿۱۳۰۳خ- داگلاس انگلبارت، مخترع آمریکایی موشواره
🌿۱۳۱۳خ- #ریچارد_براتیگان
خودکشی در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴م
🌿۱۳۲۹خ- فیل کالینز موسیقیدان،بازیگر، ترانهسرا و بازیگر انگلیسی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۹۴خ- امیر سرلشکر محمد سلیمی
یکی از قدیمی ترین فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران
🍂۱۲۰۷خ- قتل گریبایدوف نویسنده وسردار روس در تهران
🍂۱۳۵۲خ- محمد حجازی(مطیع الدوله)نویسنده وسناتور
🍂۱۳۲۶خ- ترور ماهاتما گاندی، رهبر سیاسی و معنوی مردم هندوستان در مبارزه با استعمار امپراتوری بریتانیا
(اطلاعات کامل در کانال)
🍂۱۳۲۹خ- فردیناند پورشه، طراح مشهور موتور خودرو اتریشی؛ بنیانگذار شرکت خودروسازی پورشه
🍂۱۳۴۱خ- فرانسیس پولنک، آهنگساز فرانسوی
🍂۱۳۶۹خ- جان باردین، فیزیکدان آمریکایی؛ برندهٔ دو جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۵۶م و سال ۱۹۷۲م و مدال افتخار انجمن مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) سال ۱۹۷۱م
🍂۱۳۲۶خ- "اُرْويلْ رايْتْ" سازنده اولين هواپيمای موتوردار جهان
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸ خورشیدی مصادف ۳۰ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
من به کسانی که از مذهب خود با
دیگران سخن میگویند و تبلیغ میکنند،
مخصوصا وقتی که منظورشان این
است که آنها را به دین خود در آورند،
هیچ اعتقادی ندارم....
مذهب و اعتقاد به دین با گفتار شکل نمیگیرد
بلکه در کردار و اعمال هر کسی آشکاراست،
و در این صورت عمل هر کسی
عامل تبلیغ مذهبش خواهد بود ...
#مهاتما_گاندی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#جشن_سده
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آيين هزاران ساله ايرانيان.
در ايران باستان از آغاز آبان تا پايان اسفند را دوره سرما مي خواندند كه صد روز پس از آغاز اين دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود. هنوز در روستاهای جنوب شرقی ايران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنيده میشود؛ يعنی جشن سده صد روز پس از يکم آبان و ۵۰ روز به نوروز برپا میشود
⏪۱۳۵۷خ- صبح امروز فرودگاه مهرآباد و سایر فرودگاه های کشور باز شد
اعلام شد باز بودن فرودگاه از سپیده دم تا غروب آفتاب ادامه دارد ولی ساعات شب فرودگاه تعطیل می شود
⏪۱۳۵۷خ- لغو ورود امام خمینی (ره)به ایران
بختیار: هیچ ممانعتی برای بازگشت امام خمینی (ره) از پاریس به وطن وجود ندارد
⏪۱۳۶۱خ- فروش تانك و هواپیما از سوی چين به عراق در جريان جنگ تحميلی عليه ايران
⏪۱۳۶۳خ- اعطا وام آمریکا به عراق در اوج جنگ با ايران
⏪۱۳۰۳خ- گشایش رسمی کتابخانه مجلس
⏪۱۲۹۹خ- ديدار ژنرال آيرونسايد با رضا پهلوی و تشويق او به كودتا
در جریان بحران کابینه، ژنرال ادموند آيرونسايد
Edmund Ironside
فرمانده نيروهای انگليسی در ايران با ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده تيپ قزاق مستقر در قزوین ملاقات و به نوشته بيشتر مورخان، اورا تشويق به كودتا كرد.
در اين ملاقات به رضاخان گفته شده بود كه قرار است سيد ضياء طباطبائی يزدی كه از كسوت روحانيت خارج شده بود پس از كودتا رئيس الوزراء شود و فعلا تغيير رژيم و برکناری شاه مطرح نيست.
⏪۱۳۲۳خ- جنگ جهانی دوم: کشتی ویلهلم گوستلوف که پناهندگان آلمانی را در خود جای داده بود، توسط اژدرزیردریایی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی غرق شده و با مرگ نزدیک به ۹٬۵۰۰ نفر، مرگآورترین فاجعه دریایی تاریخ میشود.
⏪۱۳۸۵خ- ۵ سال پس از ویندوز ایکس پی، مایکروسافت ویندوز ویستا را به بازار عرضه کرد.
⏪۱۳۲۱خ- دكتر ميلسپو رئيس كل دارائی ايران وارد تهران شد و در هتل دربند اقامت گزيد.
⏪۱۳۱۱خ- آغاز دوران صدراعظمی "آدولف هيتلر"۹ ديكتاتور نژادپرست آلمانی صدراعظم مستبد آلمان در سال ۱۹۲۵م حزب ناسيونال سوسياليست معروف به حزب نازی را كه به تعصب شديد نژادی مشهور شد، تأسيس كرد.
اين حزب در انتخابات سال ۱۸۳۰م، ۱۰۷كرسی از پارلمان آلمان موسوم به رايشْتاگ را به دست آورد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۳۱۲خ- #اکبر_گلپایگانی، خواننده
🌿۱۳۰۳خ- داگلاس انگلبارت، مخترع آمریکایی موشواره
🌿۱۳۱۳خ- #ریچارد_براتیگان
خودکشی در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴م
🌿۱۳۲۹خ- فیل کالینز موسیقیدان،بازیگر، ترانهسرا و بازیگر انگلیسی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۹۴خ- امیر سرلشکر محمد سلیمی
یکی از قدیمی ترین فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران
🍂۱۲۰۷خ- قتل گریبایدوف نویسنده وسردار روس در تهران
🍂۱۳۵۲خ- محمد حجازی(مطیع الدوله)نویسنده وسناتور
🍂۱۳۲۶خ- ترور ماهاتما گاندی، رهبر سیاسی و معنوی مردم هندوستان در مبارزه با استعمار امپراتوری بریتانیا
(اطلاعات کامل در کانال)
🍂۱۳۲۹خ- فردیناند پورشه، طراح مشهور موتور خودرو اتریشی؛ بنیانگذار شرکت خودروسازی پورشه
🍂۱۳۴۱خ- فرانسیس پولنک، آهنگساز فرانسوی
🍂۱۳۶۹خ- جان باردین، فیزیکدان آمریکایی؛ برندهٔ دو جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۵۶م و سال ۱۹۷۲م و مدال افتخار انجمن مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) سال ۱۹۷۱م
🍂۱۳۲۶خ- "اُرْويلْ رايْتْ" سازنده اولين هواپيمای موتوردار جهان
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ بهمن زادروز #اکبر_گلپایگانی (گلپا)
( زاده ۱۰ بهمن ۱۳۱۲ تهران ) خواننده موسیقی اصیل
اکبر گلپایگانی در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و این حادثه در آن زمان تأثیر بدی بر روحیه وی گذاشت. او در خاطراتش در این مورد میگوید، در آن زمان برای سلامتی مادرم اذان گفتم و تا یک ماه هر روز مناجات میخواندم.
در سال ۱۳۱۸, گلپا وارد دبستان فرهنگ شد و به عنوان قاری قرآن در کلاسش برگزیده شد. پس از این فعالیتها، آشنایی با تعدادی قاری قرآن و تعزیه خوان و کار کردن زیر نظر آنها، اصول اولیه آوازخوانی را آموخت. در سال ۱۳۲۰ بهطور جدی و منظم یادگیری موسیقی و دستگاهها را نزد پدر آغاز کرد. در سال ۱۳۲۶ با اولین تجربه شرکت در یک گروه ارکستر کر و در سال ۱۳۲۷ در انجمن موسیقی مدرسه نظام عضو شد و از سال ۱۳۲۸ به بعد کمکم با استادان طراز اول موسیقی آشنایی یافت و زیر نظر آن استادان آموزش دید.
استادان :
حسن یکرنگی (از شاگردان اقبال آذر)، نورعلی برومند (از شاگردان درویش خان) اسماعیل قهرمانی (از شاگردان میرزاعبداله) ابوالحسن صبا، یوسف فروتن، محمد مجرد ایرانی، عبداله دوامی، ادیب خوانساری، حسین طاهرزاده، سلیمان امیرقاسمی.
در سال ۱۳۳۵ سازمان یونسکو از وی و برومند و بهاری برای اجرای آواز و موسیقی ایرانی دعوت به عمل میآورد و در این سال این سه به عنوان اولین هنرمندان ایرانی برای اجرای کنسرت به خارج از ایران دعوت شدند.
در سال ۱۳۳۷ وی از سوی داود پیرنیا (مبتکر برنامه گلها) به رادیو دعوت شد.
وی علاوه بر اجرا کردن گوشهها و دستگاهها کارهای بسیار پایهای و اجرایی در موسیقی انجام داده است. او در مصاحبهای با روزنامه شرق چنین گفتهاست : من روی دستگاه راست پنجگاه خیلی کار کردهام و قصد دارم چیزی نزدیک به ۷۰ گوشه ناشناخته در این دستگاه را که پیدا کردهام چاپ و منتشر کنم.
فعالیتها :
اولین تجربه بازی در یک نمایش در «سالن شیر و خورشید» و ایفای نقش یک پسر شعرخوان به پیشنهاد شاپور قریب کارگردان سینما در سال ۱۳۲۶.
ورود به مدرسه نظام و عضویت در انجمن موسیقی مدرسه نظام و آشنایی و دوستی با حسین خواجه امیری (ایرج) در سال ۱۳۲۷.
آشنایی با نورعلی برومند به کمک علی تجویدی و آغاز آموختن تحت نظر وی در سال ۱۳۳۰.
آشنایی با استادان موسیقی ایران و آموزش آواز نزد ابوالحسن صبا، طاهرزاده، اسماعیل ادیب خوانساری، عبداله دوامی، محمد ایرانی مجرد و یوسف فروتن در سال ۱۳۳۱.
ورود به دانشکده افسری در سال ۱۳۳۲.
خواندن اولین آواز با ساز نورعلی برومند و علیاصغر بهاری برای یونسکو (در بیات اصفهان و سه گاه)، در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶) که به صورت صفحه بزرگ ضبط شد؛ این اثر در بازار پخش نشد.
ورود به دانشکده نقشهبرداری در سال ۱۳۳۶.
دعوت به رادیو توسط داوود پیرنیا، سرپرست و مبتکر برنامه گلها در سال ۱۳۳۷.
استخدام در سازمان برنامه در سال ۱۳۳۷.
خواندن اولین آواز بدون ساز، شعر حافظ، (در خرابات مغان نور خدا میبینم) در ۱ فروردین ۱۳۳۸، گلپا در این آواز به عنوان خواننده ناشناس و جوان معرفی شد.
پخش اولین آواز با ساز از رادیو در برنامه گلها تحت عنوان «مست مستم ساقیا دستم بگیر» در مثنوی شور، با شعر بیژن ترقی و آهنگ مرتضی محجوبی و پرویز یاحقی در ۳ فروردین ۱۳۳۸.
ضبط اولین صفحه توسط کمپانی ایران گرام در سال ۱۳۳۹.
ضبط چهار صفحه توسط کمپانی ایران گرام و سفر به آمریکا به همراه فرهنگ شریف (نوازنده تار) و ویگن جهت اجرای کنسرت برای ایرانیان مقیم آن کشور در سال ۱۳۴۰
تدریس موسیقی ایرانی building music در دانشگاه USLE، به همراه فرهنگ شریف به مدت سه ماه در سال ۱۳۴۰
اجرای کنسرت در لندن و هلند در سال ۱۳۴۰
ازدواج با گلرخ گلرایلی در سال ۱۳۴۶ در ۳۴ سالگی.
اجرای کنسرت در کویت همراه با فرهنگ شریف و امیرناصر افتتاح (نوازنده تنبک) در سال ۱۳۴۸
بازی در فیلم سینمایی مرد حنجره طلایی به عنوان هنرپیشه نقش اول به کارگردانی مهدی میثاقیه در سال ۱۳۴۸.
تولد اولین فرزند بنام ساقی در یازدهم اردیبهشت ۱۳۴۹.
اجرای کنسرت در لندن با حبیباله بدیعی (نوازنده ویلون) و همچنین بازی در نمایشنامه رادیویی آتشی بر دل، در سال ۱۳۵۰
تولد دومین فرزند بنام ساغر در ۳ فروردین ۱۳۵۰ که وی هماکنون دارای درجه دکترای بورس آمار و احتمالات است.
اجرای برنامه در «رویال دایان لندن»، در سال ۱۳۵۲
اجرای کنسرت سراسری در آمریکا برای ایرانیان مقیم آن کشور با فریدون حافظی (نوازنده تار)، در سال ۱۳۵۵.
کنسرت در افغانستان و اجرای آواز دو صدایی با احمد ظاهر خواننده معروف افغانستان و همچنین اجرای کنسرت در پاکستان و هندوستان در سال ۱۳۵۵.
ممنوعیت برای کار در رادیو و تلویزیون در سال ۱۳۵۸
اجرای کنسرت سراسری در آمریکا در سال ۱۳۷۱.
اجرای کنسرت در چین و ژاپن در سال ۱۳۷۲
اجرای کنسرت در آمریکا در سال ۱۳۷۳.
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ بهمن زادروز #اکبر_گلپایگانی (گلپا)
( زاده ۱۰ بهمن ۱۳۱۲ تهران ) خواننده موسیقی اصیل
اکبر گلپایگانی در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و این حادثه در آن زمان تأثیر بدی بر روحیه وی گذاشت. او در خاطراتش در این مورد میگوید، در آن زمان برای سلامتی مادرم اذان گفتم و تا یک ماه هر روز مناجات میخواندم.
در سال ۱۳۱۸, گلپا وارد دبستان فرهنگ شد و به عنوان قاری قرآن در کلاسش برگزیده شد. پس از این فعالیتها، آشنایی با تعدادی قاری قرآن و تعزیه خوان و کار کردن زیر نظر آنها، اصول اولیه آوازخوانی را آموخت. در سال ۱۳۲۰ بهطور جدی و منظم یادگیری موسیقی و دستگاهها را نزد پدر آغاز کرد. در سال ۱۳۲۶ با اولین تجربه شرکت در یک گروه ارکستر کر و در سال ۱۳۲۷ در انجمن موسیقی مدرسه نظام عضو شد و از سال ۱۳۲۸ به بعد کمکم با استادان طراز اول موسیقی آشنایی یافت و زیر نظر آن استادان آموزش دید.
استادان :
حسن یکرنگی (از شاگردان اقبال آذر)، نورعلی برومند (از شاگردان درویش خان) اسماعیل قهرمانی (از شاگردان میرزاعبداله) ابوالحسن صبا، یوسف فروتن، محمد مجرد ایرانی، عبداله دوامی، ادیب خوانساری، حسین طاهرزاده، سلیمان امیرقاسمی.
در سال ۱۳۳۵ سازمان یونسکو از وی و برومند و بهاری برای اجرای آواز و موسیقی ایرانی دعوت به عمل میآورد و در این سال این سه به عنوان اولین هنرمندان ایرانی برای اجرای کنسرت به خارج از ایران دعوت شدند.
در سال ۱۳۳۷ وی از سوی داود پیرنیا (مبتکر برنامه گلها) به رادیو دعوت شد.
وی علاوه بر اجرا کردن گوشهها و دستگاهها کارهای بسیار پایهای و اجرایی در موسیقی انجام داده است. او در مصاحبهای با روزنامه شرق چنین گفتهاست : من روی دستگاه راست پنجگاه خیلی کار کردهام و قصد دارم چیزی نزدیک به ۷۰ گوشه ناشناخته در این دستگاه را که پیدا کردهام چاپ و منتشر کنم.
فعالیتها :
اولین تجربه بازی در یک نمایش در «سالن شیر و خورشید» و ایفای نقش یک پسر شعرخوان به پیشنهاد شاپور قریب کارگردان سینما در سال ۱۳۲۶.
ورود به مدرسه نظام و عضویت در انجمن موسیقی مدرسه نظام و آشنایی و دوستی با حسین خواجه امیری (ایرج) در سال ۱۳۲۷.
آشنایی با نورعلی برومند به کمک علی تجویدی و آغاز آموختن تحت نظر وی در سال ۱۳۳۰.
آشنایی با استادان موسیقی ایران و آموزش آواز نزد ابوالحسن صبا، طاهرزاده، اسماعیل ادیب خوانساری، عبداله دوامی، محمد ایرانی مجرد و یوسف فروتن در سال ۱۳۳۱.
ورود به دانشکده افسری در سال ۱۳۳۲.
خواندن اولین آواز با ساز نورعلی برومند و علیاصغر بهاری برای یونسکو (در بیات اصفهان و سه گاه)، در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶) که به صورت صفحه بزرگ ضبط شد؛ این اثر در بازار پخش نشد.
ورود به دانشکده نقشهبرداری در سال ۱۳۳۶.
دعوت به رادیو توسط داوود پیرنیا، سرپرست و مبتکر برنامه گلها در سال ۱۳۳۷.
استخدام در سازمان برنامه در سال ۱۳۳۷.
خواندن اولین آواز بدون ساز، شعر حافظ، (در خرابات مغان نور خدا میبینم) در ۱ فروردین ۱۳۳۸، گلپا در این آواز به عنوان خواننده ناشناس و جوان معرفی شد.
پخش اولین آواز با ساز از رادیو در برنامه گلها تحت عنوان «مست مستم ساقیا دستم بگیر» در مثنوی شور، با شعر بیژن ترقی و آهنگ مرتضی محجوبی و پرویز یاحقی در ۳ فروردین ۱۳۳۸.
ضبط اولین صفحه توسط کمپانی ایران گرام در سال ۱۳۳۹.
ضبط چهار صفحه توسط کمپانی ایران گرام و سفر به آمریکا به همراه فرهنگ شریف (نوازنده تار) و ویگن جهت اجرای کنسرت برای ایرانیان مقیم آن کشور در سال ۱۳۴۰
تدریس موسیقی ایرانی building music در دانشگاه USLE، به همراه فرهنگ شریف به مدت سه ماه در سال ۱۳۴۰
اجرای کنسرت در لندن و هلند در سال ۱۳۴۰
ازدواج با گلرخ گلرایلی در سال ۱۳۴۶ در ۳۴ سالگی.
اجرای کنسرت در کویت همراه با فرهنگ شریف و امیرناصر افتتاح (نوازنده تنبک) در سال ۱۳۴۸
بازی در فیلم سینمایی مرد حنجره طلایی به عنوان هنرپیشه نقش اول به کارگردانی مهدی میثاقیه در سال ۱۳۴۸.
تولد اولین فرزند بنام ساقی در یازدهم اردیبهشت ۱۳۴۹.
اجرای کنسرت در لندن با حبیباله بدیعی (نوازنده ویلون) و همچنین بازی در نمایشنامه رادیویی آتشی بر دل، در سال ۱۳۵۰
تولد دومین فرزند بنام ساغر در ۳ فروردین ۱۳۵۰ که وی هماکنون دارای درجه دکترای بورس آمار و احتمالات است.
اجرای برنامه در «رویال دایان لندن»، در سال ۱۳۵۲
اجرای کنسرت سراسری در آمریکا برای ایرانیان مقیم آن کشور با فریدون حافظی (نوازنده تار)، در سال ۱۳۵۵.
کنسرت در افغانستان و اجرای آواز دو صدایی با احمد ظاهر خواننده معروف افغانستان و همچنین اجرای کنسرت در پاکستان و هندوستان در سال ۱۳۵۵.
ممنوعیت برای کار در رادیو و تلویزیون در سال ۱۳۵۸
اجرای کنسرت سراسری در آمریکا در سال ۱۳۷۱.
اجرای کنسرت در چین و ژاپن در سال ۱۳۷۲
اجرای کنسرت در آمریکا در سال ۱۳۷۳.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#اکبر_گلپایگانی
در نگاه به زندگی آنانی که به موسیقی روی آورده و به شهرت رسیدهاند، چند پایگاهِ تعلیماتی عمده بهچشم میآید. پایگاه نخست، کلاسهای درس "درویشخان" بوده که بیشترِ شاگردانش خود به استادان بعدی تبدیل شدهاند. پایگاههای بعدی ازآنِ "اسماعیل مهرتاش"، "نوریعلیخان برومند" و "ابوالحسن صبا" بهشمار میآیند که اغلبِ هنرمندان نسل دوم، پس از "درویش" از آموزههای آنها بهرهمند شدهاند. تقریباً همهی خوانندگان مشهور از یکی از این پایگاهها گذر کردهاند. گمان میرود که در مقامِ مقایسه، پایگاه آموزشی "صبا" کارکردی گستردهتر از دیگران داشته است.
"اکبر گلپایگانی" که شهرتش از بسیاری از خوانندگان دیگر بیشتر است، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی در تهران زاده شد. او از خردسالی دریافته بود که صدای خوشی دارد. وی میگوید با نوازندهی سرشناسِ تمبک "جهانگیر ملک" همکلاس بوده و در زنگ تفریح و اوقات فراغت بههمراه ضربنوازی او صدای خود را میآزموده است. یک دیدارِ اتفاقی در منزلِ مرد درویش مسلکی که آوازی خوش نیز داشته، "گلپا" را روبهروی "نورعلی خان" برومند مینشاند.
"نورعلی خان" صدای او را که شنید، او را به فراگرفتن موسیقی فراخواند و "گلپا" نزدیک به ده سال نزد "نورعلی خان" به شاگردی نشست و صدای خود را صیقل داد.
"برومند" معتقد شده بود که بُرد و لطافت صدای "گلپایگانی" در حوزهی موسیقی سنتی نظیر ندارد و در سالهای آینده نیز چنین صدایی پیدا نخواهد شد. به گفتهی "برومند" برنامهی «گلها» نقشههای او را برای "گلپا" بههم زده است.
"داوود پیرنیا" از "گلپا" خواسته بود به هنرمندان برنامهی او بپیوندد و او نیز بلادرنگ پذیرفته بود، با آنکه "برومند" او را از این کار برحذر میداشت. او میگفت "گلپا" هنوز باید کار و تمرین کند تا به جای واقعی خود برسد. همین نافرمانی، "گلپا" را از چشمِ "نورعلی خان" انداخت، ولی او کار خود را ادامه داد. نه تنها در برنامههای «گلها» شرکت کرد، که پایش به کابارهها نیز باز شد. "گلپا" صدای شیرین و پرورده ای داشت و چه بسا اگر حرف استادش را گوش میکرد، تواناییهایی بیش از این پیدا میکرد.
بههرحال در سالهای پیش از انقلاب شهرتی بیش از همهی خوانندگان دیگر یافته بود. او نیز از همراهی بسیاری از استادان موسیقی سنتی برخوردار بود. ولی در این میان به "فرهنگ شریف" و "اسدالله ملک" علاقه و رغبت بسیار داشت. آوازها و تصنیفهای بیشماری را با همراهی آن دو اجرا کرده است که بعضی از آنها با استقبالِ بسیار روبهرو شده اند. ازجمله میتوان از «گل گریه»، «قدر محبت»، «مست مستم»، «پس چرا عاشق نباشم» یاد کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#اکبر_گلپایگانی
در نگاه به زندگی آنانی که به موسیقی روی آورده و به شهرت رسیدهاند، چند پایگاهِ تعلیماتی عمده بهچشم میآید. پایگاه نخست، کلاسهای درس "درویشخان" بوده که بیشترِ شاگردانش خود به استادان بعدی تبدیل شدهاند. پایگاههای بعدی ازآنِ "اسماعیل مهرتاش"، "نوریعلیخان برومند" و "ابوالحسن صبا" بهشمار میآیند که اغلبِ هنرمندان نسل دوم، پس از "درویش" از آموزههای آنها بهرهمند شدهاند. تقریباً همهی خوانندگان مشهور از یکی از این پایگاهها گذر کردهاند. گمان میرود که در مقامِ مقایسه، پایگاه آموزشی "صبا" کارکردی گستردهتر از دیگران داشته است.
"اکبر گلپایگانی" که شهرتش از بسیاری از خوانندگان دیگر بیشتر است، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی در تهران زاده شد. او از خردسالی دریافته بود که صدای خوشی دارد. وی میگوید با نوازندهی سرشناسِ تمبک "جهانگیر ملک" همکلاس بوده و در زنگ تفریح و اوقات فراغت بههمراه ضربنوازی او صدای خود را میآزموده است. یک دیدارِ اتفاقی در منزلِ مرد درویش مسلکی که آوازی خوش نیز داشته، "گلپا" را روبهروی "نورعلی خان" برومند مینشاند.
"نورعلی خان" صدای او را که شنید، او را به فراگرفتن موسیقی فراخواند و "گلپا" نزدیک به ده سال نزد "نورعلی خان" به شاگردی نشست و صدای خود را صیقل داد.
"برومند" معتقد شده بود که بُرد و لطافت صدای "گلپایگانی" در حوزهی موسیقی سنتی نظیر ندارد و در سالهای آینده نیز چنین صدایی پیدا نخواهد شد. به گفتهی "برومند" برنامهی «گلها» نقشههای او را برای "گلپا" بههم زده است.
"داوود پیرنیا" از "گلپا" خواسته بود به هنرمندان برنامهی او بپیوندد و او نیز بلادرنگ پذیرفته بود، با آنکه "برومند" او را از این کار برحذر میداشت. او میگفت "گلپا" هنوز باید کار و تمرین کند تا به جای واقعی خود برسد. همین نافرمانی، "گلپا" را از چشمِ "نورعلی خان" انداخت، ولی او کار خود را ادامه داد. نه تنها در برنامههای «گلها» شرکت کرد، که پایش به کابارهها نیز باز شد. "گلپا" صدای شیرین و پرورده ای داشت و چه بسا اگر حرف استادش را گوش میکرد، تواناییهایی بیش از این پیدا میکرد.
بههرحال در سالهای پیش از انقلاب شهرتی بیش از همهی خوانندگان دیگر یافته بود. او نیز از همراهی بسیاری از استادان موسیقی سنتی برخوردار بود. ولی در این میان به "فرهنگ شریف" و "اسدالله ملک" علاقه و رغبت بسیار داشت. آوازها و تصنیفهای بیشماری را با همراهی آن دو اجرا کرده است که بعضی از آنها با استقبالِ بسیار روبهرو شده اند. ازجمله میتوان از «گل گریه»، «قدر محبت»، «مست مستم»، «پس چرا عاشق نباشم» یاد کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ تیر زادروز #اکبر_منانی
( زاده ۱۴ تیر ۱۳۱۸ اصفهان ) دوبلور، مدیر دوبلاژ و گوینده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۱۴ تیر زادروز #اکبر_منانی
( زاده ۱۴ تیر ۱۳۱۸ اصفهان ) دوبلور، مدیر دوبلاژ و گوینده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ تیر زادروز #اکبر_منانی
( زاده ۱۴ تیر ۱۳۱۸ اصفهان ) دوبلور، مدیر دوبلاژ و گوینده
منانی کار حرفهای دوبله را از سال ۱۳۴۰، گویندگی در رادیو را از سال ۱۳۴۲ و مدیریت دوبلاژ را از سال ۱۳۴۳ شروع کرد. او در فیلمها، مجموعهها و انیمیشنهای بسیاری حرف زدهاست؛ مجموعههایی مثل پوآرو (به جای هرکول پوآرو)، پرستاران (به جای فرانک)، بهترین سالهای زندگی ما (به جای فردریک مارچ)، زبلخان (به جای زبلخان)، ماجراهای گالیور (به جای گلام با تکیه کلام من میدونم).
او نخستین منبع مدون تاریخ دوبله ایران را با نام «سرگذشت دوبلهٔ ایران و صداهای ماندگارش» نوشته است. این اثر که نگارش آن ۱۷ سال به طول انجامید به چگونگی، چرایی و زمان ورود دوبله به ایران میپردازد. او همچنین کتاب فن بیان و گویندگی در صداوسیما را نگاشتهاست.
علاوه بر همکاری وی با صداوسیما، او و چنگیز جلیلوند در زمینه تدریس دورههای دوبله نیز در مدرسهعالی رسانه فعالیت دارند و با پرورش نسل جدید دوبلور و گویندهها، این صنعت همیشه قدرتمند ایران را بیش از پیش قدرتمند نگاه خواهند داشت.
نقش های برجسته :
مجموع فیلم های لورل و هاردی (یکی از دوبلورهای برجسته نقش لورل)
مجموعه پوآرو (هرکول پوآرو)
الیور تویست (فیلم ساخته رومن پولانسکی) (فاگین با بازی بن گینگزلی)
پرستاران (فرانک)
بهترین سالهای زندگی ما (فردریک مارچ)
زبلخان (زبلخان) - کارتون
ماجراهای گالیور (کارتون آمریکایی) (گلام با تکیه کلام من میدونم)
راوی کارتون گوفی
دکلمه ها در کارتون جک و لوبیای سحر آمیز
همچنین وی سالها گوینده تیپهای فلفلی و آقای خوشبین در برنامه "صبح جمعه با شما " بودهاست.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ تیر زادروز #اکبر_منانی
( زاده ۱۴ تیر ۱۳۱۸ اصفهان ) دوبلور، مدیر دوبلاژ و گوینده
منانی کار حرفهای دوبله را از سال ۱۳۴۰، گویندگی در رادیو را از سال ۱۳۴۲ و مدیریت دوبلاژ را از سال ۱۳۴۳ شروع کرد. او در فیلمها، مجموعهها و انیمیشنهای بسیاری حرف زدهاست؛ مجموعههایی مثل پوآرو (به جای هرکول پوآرو)، پرستاران (به جای فرانک)، بهترین سالهای زندگی ما (به جای فردریک مارچ)، زبلخان (به جای زبلخان)، ماجراهای گالیور (به جای گلام با تکیه کلام من میدونم).
او نخستین منبع مدون تاریخ دوبله ایران را با نام «سرگذشت دوبلهٔ ایران و صداهای ماندگارش» نوشته است. این اثر که نگارش آن ۱۷ سال به طول انجامید به چگونگی، چرایی و زمان ورود دوبله به ایران میپردازد. او همچنین کتاب فن بیان و گویندگی در صداوسیما را نگاشتهاست.
علاوه بر همکاری وی با صداوسیما، او و چنگیز جلیلوند در زمینه تدریس دورههای دوبله نیز در مدرسهعالی رسانه فعالیت دارند و با پرورش نسل جدید دوبلور و گویندهها، این صنعت همیشه قدرتمند ایران را بیش از پیش قدرتمند نگاه خواهند داشت.
نقش های برجسته :
مجموع فیلم های لورل و هاردی (یکی از دوبلورهای برجسته نقش لورل)
مجموعه پوآرو (هرکول پوآرو)
الیور تویست (فیلم ساخته رومن پولانسکی) (فاگین با بازی بن گینگزلی)
پرستاران (فرانک)
بهترین سالهای زندگی ما (فردریک مارچ)
زبلخان (زبلخان) - کارتون
ماجراهای گالیور (کارتون آمریکایی) (گلام با تکیه کلام من میدونم)
راوی کارتون گوفی
دکلمه ها در کارتون جک و لوبیای سحر آمیز
همچنین وی سالها گوینده تیپهای فلفلی و آقای خوشبین در برنامه "صبح جمعه با شما " بودهاست.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ امرداد سالروز درگذشت #اکبر_محسنی
( زاده سال ۱۲۹۱ تهران – درگذشته ۶ مرداد ۱۳۷۴ ) آهنگساز و نوازنده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۶ امرداد سالروز درگذشت #اکبر_محسنی
( زاده سال ۱۲۹۱ تهران – درگذشته ۶ مرداد ۱۳۷۴ ) آهنگساز و نوازنده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ امرداد سالروز درگذشت #اکبر_محسنی
( زاده سال ۱۲۹۱ تهران – درگذشته ۶ مرداد ۱۳۷۴ ) آهنگساز و نوازنده
محسن تهرانی مشهور به اکبر محسنی،
در مدرسه موسیقی نظام به فراگیری فنون موسیقی پرداخت.
او نخستینسازی که نواخت، آلتو برنجی بود، امّا بعد به تدریج ترومپت و فلوت را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در همان مدرسه، به فراگیری نُت نیز پرداخت و در کنار فعالیت در شعبه موزیک مدرسه نظام، برای یادگیری تار نیز اقدام کرد. وی برای آموختن این ساز، نزد رحمتاله صفا که از شاگردان موسی معروفی بود، رفت.
او در همین سالها، به اتفاق تعدادی از دانشآموزان مدرسه نظام، دسته موزیکی تشکیل داد که در آن بیشتر از سازهای بادی استفاده میشد. وی همچنین از همین زمان به عنوان معلم موسیقی، کار آموزش هنرجویان را نیز آغاز کرد.
فعالیت در رادیو و انجمن موسیقی ملی:
با تأسیس و افتتاح رادیو ایران، وی اقدام به تشکیل ارکستری کرد که این ارکستر زیر نظر علینقی وزیری فعالیت میکرد و او در این ارکستر نوازنده تارباس بود و به صورت زنده از رادیو ایران پخش میشد.
بعد از انحلال ارکستر مذکور، در ارکستر انجمن موسیقی ملی که به رهبری روحاله خالقی برنامه اجرا میکرد، مشغول به کار شد و به نوازندگی پرداخت. از آنجا که خالقی همواره به موسیقیدانان همکار خود، اهمیت فراوان میداد و برای پیشرفتشان ارزش فراوان قائل بود، همین همکاری نقطه شروعی برای موفقیت محسنی شد و او علاوه بر نوازندگی به آهنگسازی نیز میپرداخت.
«سهتار و ستاره» اولین آهنگی بود که محسنی ساخت. این آهنگ که در مایه سهگاه ساخته شده و شعر آن توسط کریم فکور سروده شده بود، نخستین بار در سال ۱۳۲۶ با خوانندگی ناهید سرافراز و حمید قنبری، در رادیو ایران پخش گردید.
وی همچنین آهنگساز فیلمهایی همچون واریته بهاری، چهره آشنا، زندگی شیرین است و بلبل مزرعه بوده است.
از دیگر فعالیتهای شاخص محسنی، ساخت آهنگ جاودانه و ماندگار الهه ناز، است که با تنظیم استادانه خالقی، شعر کریم فکور و صدای بنان اجرا شد.
وی همچنین برای ترانههای معروف دیگری نیز آهنگ ساخت که از آن جمله: بخت بیدار، دل شکن، دگر چه میخواهی؟، دختر فال بین، دختر رامشگر (همگی با صدای بنان) و ستاره، پشیمانی، او نیامد، درد جدایی و … (با صدای خوانندگان دیگر) بودند.
سفر و اقامت در عراق:
در سال ۱۳۳۶، وزارت فرهنگ، محسنی را برای تدریس موسیقی و سرود در مدارس ایرانیان مقیم عراق برگزید و در عین حال به وی مأموریت داد که در طول خدمتش، نسبت به یادگیری ساز عود (بربط) و جمعآوری تکنیکهای نواختن آن اقدام کند تا در مراجعت، این تکنیکها را آموزش دهد.
وی این ساز را از استادان معروفی، همچون جمیل بشیر، سلیمان شکور، گل خماش، وکیل (موسیقیدان ایرانی مقیم عراق) و حکمت فاضل عراقی به خوبی یاد گرفت و به جمعآوری تکنیکهای مصری و عراقی در نواختن عود اقدام کرد و در سال ۱۳۴۰ به ایران بازگشت.
احیاء ساز عود در ایران:
اکبر محسنی در واقع، ساز عود که در اصل یکی از سازهای اصیل ایرانی بود و به اشتباه به اعراب منتسب شده بود را، دوباره به همراه خود به ایران آورد و موجبات استفاده از آن در ارکسترهای بزرگ را فراهم ساخت.
بدین ترتیب وی از اولین نوازندگان عود در موسیقی معاصر ایران محسوب میشود.
اکبر محسنی پس از بازگشت از عراق و در حد فاصل سالهای ۴۰ تا ۵۰ به کار در رادیو نیز، به عنوان آهنگساز و نوازنده ادامه داد و همچنین پس از تأسیس تلویزیون در ایران، برای چند سال با تلویزیون ملی ایران نیز همکاری داشت که از آن جمله تهیه آهنگها و سرپرستی ارکستر در برنامه تلویزیونی «هفت شهر عشق» بودند.
وی پس از انقلاب، برای سالهای زیادی در خارج از ایران اقامت داشت و فعالیتهای هنری وی بسیار کاهش یافت، امّا با این وجود ساخت چند آهنگ را در همین سالها نیز به وی نسبت میدهند. بدین ترتیب از آنجا که خود او طی مصاحبهای در سال ۱۳۵۱، تعداد آهنگهای خود را، متتجاوز از ۴۰۰ آهنگ دانسته بود، شاید بتوان تمامی آهنگهای او در طی دوران زندگیش را حدود ۵۰۰ قطعه تخمین زد. از وی همچنین تعداد زیادی ضبطهای رایویی و برخی ضبطهای خصوصی نیز به یادگار مانده است.
اکبر محسنی در ۸۳ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ امرداد سالروز درگذشت #اکبر_محسنی
( زاده سال ۱۲۹۱ تهران – درگذشته ۶ مرداد ۱۳۷۴ ) آهنگساز و نوازنده
محسن تهرانی مشهور به اکبر محسنی،
در مدرسه موسیقی نظام به فراگیری فنون موسیقی پرداخت.
او نخستینسازی که نواخت، آلتو برنجی بود، امّا بعد به تدریج ترومپت و فلوت را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در همان مدرسه، به فراگیری نُت نیز پرداخت و در کنار فعالیت در شعبه موزیک مدرسه نظام، برای یادگیری تار نیز اقدام کرد. وی برای آموختن این ساز، نزد رحمتاله صفا که از شاگردان موسی معروفی بود، رفت.
او در همین سالها، به اتفاق تعدادی از دانشآموزان مدرسه نظام، دسته موزیکی تشکیل داد که در آن بیشتر از سازهای بادی استفاده میشد. وی همچنین از همین زمان به عنوان معلم موسیقی، کار آموزش هنرجویان را نیز آغاز کرد.
فعالیت در رادیو و انجمن موسیقی ملی:
با تأسیس و افتتاح رادیو ایران، وی اقدام به تشکیل ارکستری کرد که این ارکستر زیر نظر علینقی وزیری فعالیت میکرد و او در این ارکستر نوازنده تارباس بود و به صورت زنده از رادیو ایران پخش میشد.
بعد از انحلال ارکستر مذکور، در ارکستر انجمن موسیقی ملی که به رهبری روحاله خالقی برنامه اجرا میکرد، مشغول به کار شد و به نوازندگی پرداخت. از آنجا که خالقی همواره به موسیقیدانان همکار خود، اهمیت فراوان میداد و برای پیشرفتشان ارزش فراوان قائل بود، همین همکاری نقطه شروعی برای موفقیت محسنی شد و او علاوه بر نوازندگی به آهنگسازی نیز میپرداخت.
«سهتار و ستاره» اولین آهنگی بود که محسنی ساخت. این آهنگ که در مایه سهگاه ساخته شده و شعر آن توسط کریم فکور سروده شده بود، نخستین بار در سال ۱۳۲۶ با خوانندگی ناهید سرافراز و حمید قنبری، در رادیو ایران پخش گردید.
وی همچنین آهنگساز فیلمهایی همچون واریته بهاری، چهره آشنا، زندگی شیرین است و بلبل مزرعه بوده است.
از دیگر فعالیتهای شاخص محسنی، ساخت آهنگ جاودانه و ماندگار الهه ناز، است که با تنظیم استادانه خالقی، شعر کریم فکور و صدای بنان اجرا شد.
وی همچنین برای ترانههای معروف دیگری نیز آهنگ ساخت که از آن جمله: بخت بیدار، دل شکن، دگر چه میخواهی؟، دختر فال بین، دختر رامشگر (همگی با صدای بنان) و ستاره، پشیمانی، او نیامد، درد جدایی و … (با صدای خوانندگان دیگر) بودند.
سفر و اقامت در عراق:
در سال ۱۳۳۶، وزارت فرهنگ، محسنی را برای تدریس موسیقی و سرود در مدارس ایرانیان مقیم عراق برگزید و در عین حال به وی مأموریت داد که در طول خدمتش، نسبت به یادگیری ساز عود (بربط) و جمعآوری تکنیکهای نواختن آن اقدام کند تا در مراجعت، این تکنیکها را آموزش دهد.
وی این ساز را از استادان معروفی، همچون جمیل بشیر، سلیمان شکور، گل خماش، وکیل (موسیقیدان ایرانی مقیم عراق) و حکمت فاضل عراقی به خوبی یاد گرفت و به جمعآوری تکنیکهای مصری و عراقی در نواختن عود اقدام کرد و در سال ۱۳۴۰ به ایران بازگشت.
احیاء ساز عود در ایران:
اکبر محسنی در واقع، ساز عود که در اصل یکی از سازهای اصیل ایرانی بود و به اشتباه به اعراب منتسب شده بود را، دوباره به همراه خود به ایران آورد و موجبات استفاده از آن در ارکسترهای بزرگ را فراهم ساخت.
بدین ترتیب وی از اولین نوازندگان عود در موسیقی معاصر ایران محسوب میشود.
اکبر محسنی پس از بازگشت از عراق و در حد فاصل سالهای ۴۰ تا ۵۰ به کار در رادیو نیز، به عنوان آهنگساز و نوازنده ادامه داد و همچنین پس از تأسیس تلویزیون در ایران، برای چند سال با تلویزیون ملی ایران نیز همکاری داشت که از آن جمله تهیه آهنگها و سرپرستی ارکستر در برنامه تلویزیونی «هفت شهر عشق» بودند.
وی پس از انقلاب، برای سالهای زیادی در خارج از ایران اقامت داشت و فعالیتهای هنری وی بسیار کاهش یافت، امّا با این وجود ساخت چند آهنگ را در همین سالها نیز به وی نسبت میدهند. بدین ترتیب از آنجا که خود او طی مصاحبهای در سال ۱۳۵۱، تعداد آهنگهای خود را، متتجاوز از ۴۰۰ آهنگ دانسته بود، شاید بتوان تمامی آهنگهای او در طی دوران زندگیش را حدود ۵۰۰ قطعه تخمین زد. از وی همچنین تعداد زیادی ضبطهای رایویی و برخی ضبطهای خصوصی نیز به یادگار مانده است.
اکبر محسنی در ۸۳ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
#اعترافات
#اکبر_گنجی:
"ما دروغ می گفتیم،
ما به دروغ می گفتیم حکومت شاه 150هزار زندانی سیاسی دارد.
ما به دروغ می گفتیم حکومت شاه دکتر شریعتی را کشت. همه این دروغ ها را گفته ایم، آگاهانه هم گفتیم.
وی در دوران انقلاب ۱۳۵۷ ایران از فعالین خیابانی بود که بعدها با تشکیل سپاه پاسداران به آن گروه پیوست.
خبرگزاری میزان-گروه سیاسی نوشته:
اکبر گنجی متولد نازیآباد تهران است که در این محله با سعید حجاریان و عباس عبدی آشنا شد.
در دوران انقلاب از فعالین خیابانی بود که به دلیل مطالعات پراکنده در آثار مختلف گروههای چپ و اسلامی سازشکار و غربگرا یا التقاطی در بیثباتی کامل فکری فرو رفت.
وی در ابتدای پیروزی انقلاب از افرادی بوده که زنان بدحجاب را در خیابانها مورد ضرب و شتم قرار میداده و به این دلیل به اکبر پونز معروف است
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
#اعترافات
#اکبر_گنجی:
"ما دروغ می گفتیم،
ما به دروغ می گفتیم حکومت شاه 150هزار زندانی سیاسی دارد.
ما به دروغ می گفتیم حکومت شاه دکتر شریعتی را کشت. همه این دروغ ها را گفته ایم، آگاهانه هم گفتیم.
وی در دوران انقلاب ۱۳۵۷ ایران از فعالین خیابانی بود که بعدها با تشکیل سپاه پاسداران به آن گروه پیوست.
خبرگزاری میزان-گروه سیاسی نوشته:
اکبر گنجی متولد نازیآباد تهران است که در این محله با سعید حجاریان و عباس عبدی آشنا شد.
در دوران انقلاب از فعالین خیابانی بود که به دلیل مطالعات پراکنده در آثار مختلف گروههای چپ و اسلامی سازشکار و غربگرا یا التقاطی در بیثباتی کامل فکری فرو رفت.
وی در ابتدای پیروزی انقلاب از افرادی بوده که زنان بدحجاب را در خیابانها مورد ضرب و شتم قرار میداده و به این دلیل به اکبر پونز معروف است
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۴ شهریور زادروز #اکبر_عبدی
( زاده ۴ شهریور ۱۳۳۹ اردبیل) بازیگر سینما و تلویزیون
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۴ شهریور زادروز #اکبر_عبدی
( زاده ۴ شهریور ۱۳۳۹ اردبیل) بازیگر سینما و تلویزیون
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۴ شهریور زادروز #اکبر_عبدی
( زاده ۴ شهریور ۱۳۳۹ اردبیل) بازیگر سینما و تلویزیون
اکبر عبدی آقاباقر، هنرجوی مدرسه هنر و ادبیات صداوسیما، با دریافت مدرک دیپلم، از سال ۱۳۵۸ با نمایشهای آماتوری فعالیت هنریاش را آغاز کرد و از سال ۱۳۶۰ به تلویزیون رفت. او در سال ۱۳۶۳ با فیلم جنجال بزرگ، بازی در سینما را آغاز کرد و پس از آن در فیلمهای مردی که موش شد، اجارهنشین ها، گراندسینما و ایایران، توانست قابلیتهای خود را در ایفای نقشهای کمدی ثابت کند.
از بازیهای بهیادماندنی او میتوان به فیلمهای هنرپیشه (محسن مخملباف) و آدمبرفی (داود میرباقری) اشاره کرد. وی نیمه اول دهه هشتاد را در سکوت سینمایی سپری کرد و تا حدودی از محبوبیت و شهرت او کاسته شد. بازی او در چند فیلم کمدی در اواخر دهه هفتاد هم خیلی مورد توجه واقع نشد و از دوران اوج خود، یعنی زمانی که از پولسازترین بازیگران کشور بود، فاصله داشت. اما بهمن ۱۳۹۶ در جشنواره فجر از وی تقدیر شد.
اکبر عبدی در فیلم «خوابزدهها» بعد از فیلمهای «آدمبرفی» و «خوابم میاد» برای سومینبار نقش یک زن را ایفا کرد و حتی در این فیلم نقش دو زن را بازی کرد.
حاشیهها:
عبدی در مراسم اختتامیه سیامین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۹۱ ضمن انتقاد از روند برگزاری و داوری جشنواره اظهار کرد بایستی برای بازی در فیلم ایایران هم جایزه سیمرغ بلورین دریافت میکردم.
او همچنین در تاریخ در اسفند ۱۳۹۰ به عنوان میهمان در برنامه پارک ملت حضور یافت و گلههایی از دستمزد حاصل از بازیاش در فیلم سینمایی اخراجیها کرد.
در سال ۱۳۹۴ رسانههای ترکیه گزارش دادند که اکبر عبدی با خرید خانهای در آلانیا تصمیم گرفتهاست که مابقی عمر خود را در این شهر بگذراند. وی طی مصاحبهای در یک بنگاه معاملات املاک در آلانیا گفت: به خاطر برخی مشکلات سلامتی تصمیم گرفته است که در این شهر به زندگی ادامه دهد.
اما بعد از بازتابهایی که این مصاحبه داشت، وی مهاجرت به ترکیه را تکذیب کرد و اظهار داشت: «من ایران هستم، و مهاجرت نکردهام، و به زودی قرارداد رسوایی ۲ را با دهنمکی خواهم بست.»
جوایز:
نشان درجه یک فرهنگوهنر
دریافت سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم مادر، ساخته علیحاتمی (۱۳۶۸)
دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از سیامین جشنواره بینالمللی فجر برای نقشآفرینی در فیلم خوابم میآد، ساخته رضاعطاران
نامزد جایزه بیستمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم نان، عشق و موتور ۱۰۰۰
و دریافت کلید طلایی اردبیل ۱۳۹۴
تئاتر:
مشاکبر و دختراش- کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۹۶
رستوران عمواکبر - کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۹۴
مشدی عباد (اجرای مجدد) کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۹۳
پنجره فولاد - کارگردان: جواد هاشمی ۱۳۹۰
سوپربقال ایرونی - کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۸۹
مشدی عباد - کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۸۸
از خاک تا افلاک - کارگردان: محمود فرهنگ ۱۳۸۵
اکبرآقا آکتورتئاتر - کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۸۵
دوستان با محبت - کارگردان: رضا ژیان ۱۳۷۷
بنگاه تئاترال- کارگردان: محمود استادمحمد ۱۳۷۱
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۴ شهریور زادروز #اکبر_عبدی
( زاده ۴ شهریور ۱۳۳۹ اردبیل) بازیگر سینما و تلویزیون
اکبر عبدی آقاباقر، هنرجوی مدرسه هنر و ادبیات صداوسیما، با دریافت مدرک دیپلم، از سال ۱۳۵۸ با نمایشهای آماتوری فعالیت هنریاش را آغاز کرد و از سال ۱۳۶۰ به تلویزیون رفت. او در سال ۱۳۶۳ با فیلم جنجال بزرگ، بازی در سینما را آغاز کرد و پس از آن در فیلمهای مردی که موش شد، اجارهنشین ها، گراندسینما و ایایران، توانست قابلیتهای خود را در ایفای نقشهای کمدی ثابت کند.
از بازیهای بهیادماندنی او میتوان به فیلمهای هنرپیشه (محسن مخملباف) و آدمبرفی (داود میرباقری) اشاره کرد. وی نیمه اول دهه هشتاد را در سکوت سینمایی سپری کرد و تا حدودی از محبوبیت و شهرت او کاسته شد. بازی او در چند فیلم کمدی در اواخر دهه هفتاد هم خیلی مورد توجه واقع نشد و از دوران اوج خود، یعنی زمانی که از پولسازترین بازیگران کشور بود، فاصله داشت. اما بهمن ۱۳۹۶ در جشنواره فجر از وی تقدیر شد.
اکبر عبدی در فیلم «خوابزدهها» بعد از فیلمهای «آدمبرفی» و «خوابم میاد» برای سومینبار نقش یک زن را ایفا کرد و حتی در این فیلم نقش دو زن را بازی کرد.
حاشیهها:
عبدی در مراسم اختتامیه سیامین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۹۱ ضمن انتقاد از روند برگزاری و داوری جشنواره اظهار کرد بایستی برای بازی در فیلم ایایران هم جایزه سیمرغ بلورین دریافت میکردم.
او همچنین در تاریخ در اسفند ۱۳۹۰ به عنوان میهمان در برنامه پارک ملت حضور یافت و گلههایی از دستمزد حاصل از بازیاش در فیلم سینمایی اخراجیها کرد.
در سال ۱۳۹۴ رسانههای ترکیه گزارش دادند که اکبر عبدی با خرید خانهای در آلانیا تصمیم گرفتهاست که مابقی عمر خود را در این شهر بگذراند. وی طی مصاحبهای در یک بنگاه معاملات املاک در آلانیا گفت: به خاطر برخی مشکلات سلامتی تصمیم گرفته است که در این شهر به زندگی ادامه دهد.
اما بعد از بازتابهایی که این مصاحبه داشت، وی مهاجرت به ترکیه را تکذیب کرد و اظهار داشت: «من ایران هستم، و مهاجرت نکردهام، و به زودی قرارداد رسوایی ۲ را با دهنمکی خواهم بست.»
جوایز:
نشان درجه یک فرهنگوهنر
دریافت سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم مادر، ساخته علیحاتمی (۱۳۶۸)
دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از سیامین جشنواره بینالمللی فجر برای نقشآفرینی در فیلم خوابم میآد، ساخته رضاعطاران
نامزد جایزه بیستمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم نان، عشق و موتور ۱۰۰۰
و دریافت کلید طلایی اردبیل ۱۳۹۴
تئاتر:
مشاکبر و دختراش- کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۹۶
رستوران عمواکبر - کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۹۴
مشدی عباد (اجرای مجدد) کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۹۳
پنجره فولاد - کارگردان: جواد هاشمی ۱۳۹۰
سوپربقال ایرونی - کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۸۹
مشدی عباد - کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۸۸
از خاک تا افلاک - کارگردان: محمود فرهنگ ۱۳۸۵
اکبرآقا آکتورتئاتر - کارگردان: اکبر عبدی ۱۳۸۵
دوستان با محبت - کارگردان: رضا ژیان ۱۳۷۷
بنگاه تئاترال- کارگردان: محمود استادمحمد ۱۳۷۱
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ دی سالروز درگذشت #اکبر_رادی
( زاده ۱۰ مهر ۱۳۱۸ رشت -- درگذشته ۵ دی ۱۳۸۶ تهران) نویسنده و نمایشنامه نویس
اکبر رادی، تحصیلات ابتدایی را در رشت و تهران و دوره متوسطه را در دبیرستان فرانسوی رازی به پایان رساند. یک سالی پشت کنکور پزشکی ماند و سال بعد در رشته علوم اجتماعی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران قبول شد و چهارسال بعد فوقلیسانس این رشته را هم تا نیمههای سال دوم رفت و نزدیک پایاننامه آن را رها کرد.
عشق به ادبیات و علاقه روزافزون به تئاتر شاید اصلیترین دلیل این کنارهگیری بود. او همزمان، دوره یک ساله تربیت معلم را دید و از سال ۱۳۴۱ معلم شد و دو نمایشنامه "روزنه آبی" و افول را نوشت.
او طی ۳۲ سال تدریس در رشته ادبیات سال چهارم دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایشنامهنویسیِ مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامهنویسی پیشرفته کارشناسی ارشد دانشگاه هنر را ادامه داد و در سال ۱۳۷۳ به پایان تدریس رسید و بازنشسته شد.
اولین داستان جدی که نوشت «باران» نام داشت که در سال ۱۳۳۸ در مسابقه داستاننویسی مجله اطلاعات جوانان چاپ شد و میانِ بیش از هزار داستان برنده جایزه اول شد.
وی همواره معتقد بود: "تا زمانی که نمایشنامه ایرانی با آدمهای معاصر درد زنده نداشته باشند، بیگمان تئاتر معاصر ملی هم نخواهیم داشت"
او نخستین نمایشنامه جدیاش "روزنه آبی" را در زمستان ۱۳۳۸ آماده کرد و به واسطه آن با شاهین سرکیسیان آشنا شد. سرکیسیان بعد از مطالعه نسخه دستنویس "روزنه آبی" تصمیم به اجرای آن گرفت.
از دیگر کارهای رادی :
نگارش داستانهای بلند "افسانه دریا" و "مسخره" نمایشنامه "از دست رفته" (چاپ نشده) داستان "باران" و "جاده "مجله" اطلاعات جوانان" داستان "سوءتفاهم" هفته نامه فردوسی، داستان "کوچه" نمایشنامه مسافران و مرگ در پایی، چاپ در مجله "پیام نوین" نمایشنامه "روزنه آبی" به کارگردانی شاهین سرکیسیان، نمایشنامه "مرگ در پاییز" به کارگردانی عباس جوانمرد، چاپ مجموعه داستان "جاده" نمایشنامه "ارثیه ایرانی" نمایشنامه"افول" نمایشنامه "صیادان" و از دیگر نمایشنامههای او میتوان از "لبخند باشکوه آقای گیل" "در مه بخوان" "آهسته با گل سرخ" "منجی در صبح نمناک" "هاملت با سالاد فصل" " آمیز قلمدون" "شب روی سنگفرش خیس" "آهنگهای شکلاتی" "پایین گذر سقاخانه".
اکبر رادی، نمایشنامهنویس برجسته، در ۶۸ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ دی سالروز درگذشت #اکبر_رادی
( زاده ۱۰ مهر ۱۳۱۸ رشت -- درگذشته ۵ دی ۱۳۸۶ تهران) نویسنده و نمایشنامه نویس
اکبر رادی، تحصیلات ابتدایی را در رشت و تهران و دوره متوسطه را در دبیرستان فرانسوی رازی به پایان رساند. یک سالی پشت کنکور پزشکی ماند و سال بعد در رشته علوم اجتماعی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران قبول شد و چهارسال بعد فوقلیسانس این رشته را هم تا نیمههای سال دوم رفت و نزدیک پایاننامه آن را رها کرد.
عشق به ادبیات و علاقه روزافزون به تئاتر شاید اصلیترین دلیل این کنارهگیری بود. او همزمان، دوره یک ساله تربیت معلم را دید و از سال ۱۳۴۱ معلم شد و دو نمایشنامه "روزنه آبی" و افول را نوشت.
او طی ۳۲ سال تدریس در رشته ادبیات سال چهارم دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایشنامهنویسیِ مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامهنویسی پیشرفته کارشناسی ارشد دانشگاه هنر را ادامه داد و در سال ۱۳۷۳ به پایان تدریس رسید و بازنشسته شد.
اولین داستان جدی که نوشت «باران» نام داشت که در سال ۱۳۳۸ در مسابقه داستاننویسی مجله اطلاعات جوانان چاپ شد و میانِ بیش از هزار داستان برنده جایزه اول شد.
وی همواره معتقد بود: "تا زمانی که نمایشنامه ایرانی با آدمهای معاصر درد زنده نداشته باشند، بیگمان تئاتر معاصر ملی هم نخواهیم داشت"
او نخستین نمایشنامه جدیاش "روزنه آبی" را در زمستان ۱۳۳۸ آماده کرد و به واسطه آن با شاهین سرکیسیان آشنا شد. سرکیسیان بعد از مطالعه نسخه دستنویس "روزنه آبی" تصمیم به اجرای آن گرفت.
از دیگر کارهای رادی :
نگارش داستانهای بلند "افسانه دریا" و "مسخره" نمایشنامه "از دست رفته" (چاپ نشده) داستان "باران" و "جاده "مجله" اطلاعات جوانان" داستان "سوءتفاهم" هفته نامه فردوسی، داستان "کوچه" نمایشنامه مسافران و مرگ در پایی، چاپ در مجله "پیام نوین" نمایشنامه "روزنه آبی" به کارگردانی شاهین سرکیسیان، نمایشنامه "مرگ در پاییز" به کارگردانی عباس جوانمرد، چاپ مجموعه داستان "جاده" نمایشنامه "ارثیه ایرانی" نمایشنامه"افول" نمایشنامه "صیادان" و از دیگر نمایشنامههای او میتوان از "لبخند باشکوه آقای گیل" "در مه بخوان" "آهسته با گل سرخ" "منجی در صبح نمناک" "هاملت با سالاد فصل" " آمیز قلمدون" "شب روی سنگفرش خیس" "آهنگهای شکلاتی" "پایین گذر سقاخانه".
اکبر رادی، نمایشنامهنویس برجسته، در ۶۸ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity