#اردشیر پاپکان و #خسرو انوشیروان دادگر در این روز تن‌پوش‌های نو به مردم می‌بخشیدند و پادشاهان هخامنشی با بالاپوش‌های ارغوانی، در باده پیمایی و شادمانی و دستکوبی با مردم همراهی می‌کردند.
تاریخ نویسان نوشته‌اند که بزرگان کشور به میان مردم می‌رفتند و با آنان به پایکوبی و دست افشانی می‌پرداختند. خوانچه‌های پر از میوه‌های خشک،‌ برگ‌های سبز، شکوفه‌های گل‌های رنگارنگ، شکر، سکه، انار، بِه، کاج یا سرو … همه در خوانچه بودند که نشانه شگون و نیکبختی و فروانی به‌شمار می‌آمدند.
منوچهری در این باره می‌سراید:
برخیز هان ای جاریه
می درفکن در بادیـه
آراسته کن مجلسی
از بلـخ تـا ارمینیـه
آمد خجسته مهرگان
جشن بزرگان خسروان
نارنج و نار و ارغـوان
آورد از هــر ناحیــه.
.
هنگامی‌که خورشید به میانه‌های آسمان می‌رسید فریادهای شادی و خنده در فراخنای کوچه و خیابان تنین می‌انداخت و روبوسی‌ها و شادباش‌ها و آرزوی خوشبختی و سرشادی نمودن برای یکدیگر آغاز می‌شد. پس از آن مردم به رفت و آمد و دید و بازدید ریش سپیدان و بزرگان خانواده و دوستان می‌پرداختند و شادیانه‌ها می‌دادند و پیشیاره‌ها دریافت می‌کردند.
هر نوزادی در این ماه زاده می‌شد نام او با واژه‌ی مهر همراه بود مانند: مهرانگیز، مهربان، زادمهر، مهرداد، مهرزاد، مهرشاد، شادمهر، مهرناز، نازمهر، نوش مهر، مهرنوش، مهری، گلمهر و… همه‌جا رادی و دهشمندی، بزرگواری و گزشت، شور و شادی و خنده بود که تنین می‌انداخت. کینه‌ها از دل‌ها بیرون رانده می‌شدند و مهرورزی و مهربانی و دلشادی جای آنها را می‌گرفتند.
.
زمان مهرگان:
جشن مهرگان از روز شانزدهم مهر ماه، روز مهر و ماه مهر آغاز می‌شد[۵] و به روز بیست و یکم(رام روز) پایان می‌یافت. آغاز جشن را مهرگان کوچک یا خرد(یا مهرگان همگانی) و پایانش را مهرگان بزرگ یا ویژه (یا مهرگان ویژگان) می‌نامیدند.
ابوریحان بیرونی هنگامی‌که از مهرگان بزرگ یا رام روز یاد می‌کند و می‌نویسد:
روز بیست و یکم، رام روز است که مهرگان بزرگ نام دارد. این روز را از آن رو جشن می‌گرفتند که فریدون بر ذهاک چیره شد و او را در کوه دماوند زندانی کرد و مردم را از شکنجه و آزار رهایی داد.
و فردوسی توسی، زمان چیرگی ذهاک را چنین می‌نمایاند:
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهـان راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نبودی سخن جز به راز
ندانست خود جز بد آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن.

تا آنکه کاوه آهنگر به پا می‌خیزد و مردم را به جنبش فرا می‌خواند:
چو کاوه برون شد ز درگاه شاه
بـرو انجمن گشـت بازار گـاه
همی برخروشید و فریاد خواند
جهان را سراسر سوی داد خواند
از آن چرم کآهنگران پشت پای
بـپـوشـنـد هـنگـام زخـم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
همانگـه ز بازار برخاست گرد.
پس از پیروزی کاوه و فریدون بر ذهاک، چرم نیزه به رنگ‌های سرخ و زرد و بنفش و گوهرهای گرانبها و زر و سیم آراسته شده و درفش کاویانی نام می‌گیرد:
بـیاراست آن را بــه دیبـای روم
ز گوهر بر و پیکر و زرش بوم
فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش
همی خواندش کاویانی درفش
از آن پس هر آنکس که بگرفت گاه
بـه شـاهی بـه سر بر نهادی کلاه
بــر آن بی‌بـهـا چــرم آهنگران
بــرآویختی نـو به نـو گوهران
ز دیبـای پـرمایــه و پـرنیـان
بر آنگونه گشت اختر کاویان
کاندر شب تیره خورشید بود
جهـان را ازو دل پـر امید بود.
.
مهرگان، دستگاهی در موسیقی ایرانی:
از واژه مهرگان، نواهای گوناگون و دستگاه‌های خنیاگری و سرود و آواز ساخته‌اند.
مهرگان نام دستگاه بیست و یکم باربد، ترانه‌سرا و نوازنده‌ی بزرگ ایران در دربار خسروپرویز بود.
مهرگان بزرگ نیز نام پرده‌ای است در موسیقی.
نظامی گنجوی می‌سراید:
چـو نــو کـردی نوای مهـرگـانی
ببردی هوش خلق از مهربانی.
.
مهرگان خردک یا خوردک نیز نام پرده‌ای است در موسیقی.
این مهرگان خردک با نام مهرگان کوچک نیز نقل شده‌است.
منوچهری دامغانی می‌سراید:
چو مطربان زنند نوا تخت اردشیر
گه مهرگان خردک و گاهی سپهبدان.
.
مهرگان در میان زرتشتیان:
در ایران در میان زرتشتیان رسم این بوده‌است که در این جشن رخت و جامه(:لباس) نو بپوشند و شادی کنند و سفره‌ای بچینند و درون مرغی را با مواد غذایی پر کرده آن‌را بپزند و در خوان بگزارند.
کتاب اوستا و آیینه و سرمه‌دان و شربت و گلاب و شیرینی و سبزی و میوه، بویژه انار و سیب و گل‌های رنگارنگ بر روی سفره می‌چیدند و کناره‌های سفره را با آویشن خشک می‌آراستند و در ظرفی از آب، گیاه خوشبوی آویشن و چند سکه نقره و چند عدد سنجد و بادام و پسته می‌ریختند و شمع و لاله روشن بر سر خوان می‌گزاردند و اسفند و کندر بر آتش می‌سوزندند و در نیمروز افراد خانواده همگی به شادی در سر خوان و در برابر آیینه می‌ایستادند و اوستا می‌خواندند و شربت و شیرینی می‌خوردند و به یکدیگر شادباش می‌گفتند.
در این روز برای تازه دامادان و نامزدان پارچه و شیرینی و غیره می‌بردند و به نیازمندان یاری می‌کردند.
.
مهرگان در این زمان:
امروزه مهرگان بوسیله‌ی همه‌ی ایرانیان از زرتشتی و دیگران، جشن گرفته می‌شود.
تفاوتی که چگونگی برگزاری این جشن در میان مردم با گزشته نموده است این است که رسم رسوم آن مانند گزشته نیست. برای نمونه شاید دیگر سفره‌ی مهرگانی بگونه‌ی گزشته چیده نشود و چیزهایی که روی سفره گزاشته می‌شود کمتر شده باشد اما ارزش و اهمیت این جشن، مانند دیگر جشن‌ها و آیین‌هایی که از گذشته‌ی تاریخی ـ اجتماعی ـ فرهنگی ـ دینی همه‌ی ما نشان و گفتگو دارد، دوباره برای ایرانیان و این‌بار به‌گونه‌ی تازه‌ای زنده شده‌است و در واقع نقش راستین خود را در زنده کردن و بزرگداشت ارزش‌های راستین و بنیادین فرهنگی ایرانیان در امید دادن به امروز و آینده آنها به‌درستی بازی می‌کند.
در هنگام برگزاری جشن می‌توان خوانی گسترد که در آن چیزهایی مانند آتشدان یا نور بگونه‌ی شمع یا لاله، نسک سپنت(درباره زرتشتیان گات‌های ورجاوند)، آیینه، آب و آویشن، میوه بویژه انار و سیب؛ گل و سبزی(سرو یا مورت)، شیرینی، شراب، سکه و همچنین لرک[۶] فراهم باشد. فراموش نباید کرد که فلسفه‌ی راستین جشن و جشن گرفتن از سویی ایجاد پیوند میان مردم در شادی و امید است برای گرفتن نیرو و ادامه‌ی کار و کوشش در زندگانی و از سوی دیگر بازگویی و پافشاری بر روی آن بنیادها و ارزش‌هایی که در فلسفه‌ی هر جشنی نهفته است. با توجه به چنین اصول مینویی و فلسفه‌ی اخلاقی آن به‌جاست که ما ایرانیان به خود ببالیم و در هر کجا که هستیم این جشن باستانی و دیگر جشن‌ها که ما را به گزشته‌ی پر افتخار خود پیوند می‌دهد و وسیله‌ی همبستگی ما ایرانیان است هر سال با شکوه بیشتری برپا سازیم. بنابراین جشن مهرگان را با مهر و امید، هر کجا که هستیم برگزار کنیم و فرزندانمان را به ویژگی و انگیزه‌های بنیادی جشن‌ها آشنا سازیم و فروغ مهرورزی به فرهنگ و آیین ایران‌زمین را در دل آنها برافروزیم تا شناسنامه فرهنگی خود را خوب بشناسند و بدان سرافراز باشند.
📗بن‌مایه‌ها
[۱]- کهن‌ترین سند نوشته‌ای که نام این خدای کهن هند و ایرانی در آن به ثبت و به ما رسیده‌است، در لوحه‌های گلینی است از ۱۴۰۰سال پ.م. به سال۱۹۰۷ میلادی در کاپاتوکا، از شهرهای آسیای کوچک، در جایی به‌نام بغازکوی لوحه‌های گلینی پیدا شد. در یکی از این لوحه‌ها پیمانی است میان هیتی‌ها و میتانی‌ها(از نژادهای آریایی) که در آنها از میترا و وارونا کمک خواسته شده است.
[۲]- کتاب‌های مقدس هندوها.
[۳]- پاپ(پدر)، درخت کریسمس، بابانوئل و بسیاری بورها و رسوم دیگر از این دست هستند.
[۴]- لازم به یادآوری است که پدیده‌های ملت، هویت ملی، پرچم، میهن، کشور و استقلال که با مهرگان پدید آمدند شاید تا مدتها پس از مهرگان، واژه‌ای پذیرفته شده نباشند و مقصود نویسنده از بکار بردن واژه‌هایی که امروز برای پدیده‌ها متداول است، جود خود پدیده است نه نام آن.
[۵]- امروزه روز مهر به روز دهم ماه جابجا شده‌است که دلیل آن دگرگونی در گاهنامه(سالنامه) است در سال۱۳۰۴خورشیدی که ۶ماه نخست سال را ۳۱روز گرفتند و بدین ترتیب۶روز به شش ماه نخست افزون شد و روز شانزدهم ماه هفتم، یعنی مهرماه شش روز به پس رفت و بر روز دهم قرار گرفت. لرک به درهمی از میوه‌های خشک مانند: پسته، گردو، بادام، قیسی، برگه زردآلو، نارگیل، سنجد گویند که می‌توان روی آن را با نقل و شیرینی نیز تزیین کرد.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥


#_به_شدت_توصیه_میشه_ببینید.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

#_مغزت روباخوندن کتاب پرورش بده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕


تمامی نور، چون تمامی حد، گذر می کند از چشم های ما؛
هم روشنی، در کانون بسته، از رویاها، هم پرچمِ نک‌گردِ فانوس ها.
بردارِ ناگزیر از آدم تا موش ، وقتی این صدا ، که هیچ‌گاه پس ننشسته ، بم چنان غیبت تکرار می‌کند:
تو نخواهی گریخت . تو میان مایی.
دو راهی خفته، کمال دلتنگی.
لفافه‌های پیاپی! از کالبدِ طالع تا به تجزیه‌ی روز،
از ظلماتٍ سپید تا مرده ‌آهکی مُخاطره‌آمیز، پیوسته مُحاط می‌مانیم ، با توانِ شکستن.
آب سرزمینم بهتر روانه می‌شد اگر قدم می‌رفت.

▫️ شعری از رنه شار
▫️برگردان به پارسی: فیروز ناجی
▫️ عکس: النا پیفر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕


زخم، دختر زشتی‌ست که
می‌توانی گل سر زیبایی بر موهایش بزنی
و گونه‌هایش را سرخ‌تر کنی
آن‌وقت او دلبرانه
نامت را صدا خواهد کرد
تا بگوید:
من بار اضافی بر دوش تو نیستم
من زیباترت می‌کنم
زیرا که راه حل ماجرا
خودِ ماجراست


🔰 پنجره از خورشید طفره می‌رود
▫️ کتاب شعر پریا شجاعیان
▫️ نشر حکمت کلمه

(برشی از یک شعر ص 28)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

نگاه کن، تماشا کن که چگونه می‌رقصد .درصحنه ای از انعکاس نور ماه با گیتار و آواز من، من با گیتارم می نوازم برایش زیبا می خوانم و او ...
با مهربانی و شادی شروع به رقصیدن می کند..


"کولی سيه موی را تماشا کن "

🎙 #جیبسی_کینگز

ARTIST #Gipsy_Kings
MUSIC #Mira_La_Gitana_Mora


یک اثر هنری زیبا؛
موسیقی، رقص، نقاشی، داستان و... قادر است وراجی‌های درون ذهن ما را ساکت کند
و ما را به جایی دیگر ببرد...


✍️ #رابرت_مک‌_کی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

هربار در مناسبت‌های مختلف
مظلومیت ، ضعف و مصیبت های زنان
به تصویر کشیده می شود
زخمی کهنه در دلم سر باز می کند.

نه‌که اینها نباشد.
اما وقتی تصویری که از زن به نمایش
می‌گذاریم داغ و درد و مظلومیت است،
انگار زنانگی یکباره تبدیل می‌شود
به معلولیت،
به لنگیدن،
به تهِ صف بودن،
به جنس دوم بودن،
به آسیب‌پذیری و غم‌دیدگی...


زنِ قهرمان کم نداریم،
زن مبارز کم نداریم،
زنِ عالم، زنِ کارآفرین،
زنِ مددکار، زنِ فعال اجتماعی،
زنِ هنرمند، زنِ تاریخ‌ساز...

زنانگی را گره نزنید به ناکامی.
زنانی را به تصویر بکشید که
با دیدنشان قدرت به ذهن
متبادر می‌شود، نه درماندگی...

زن، ترحم‌برانگیز نیست،
خوار نکنیدش،
زبون نبینیدش،
کوچک نخواهیدش.


✍️ #سودابه_فرضی_پور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

ولی این را می‌دانم
که تنِ من پُر از زخم است
اما هنوز روی پاهای خودم ایستاده‌ام...


✍️ #نیکوس_کازانتزاکیس

پ.ن:

ما به تمام زنان بدهکاریم .ما به آنها، لذت، شادی،رقص، امنیت،آزادی، رهایی، خنده و خیلی چیزها بدهکاریم .ما به زنان یک زندگی بدهکاریم ...دنیای امروز، دنیای جنگ و ناامنی ست.زنان اما می توانند صلح بیاورند

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕

شازده کوچولو پرسید: تو که هستی؟
چه خوشگلی!
روباه گفت: من روباه هستم.
شازده کوچولو به او تکلیف کرد که
بیا با من بازی کن.
من آنقدر غصه به دل دارم که نگو.

روباه گفت:
من نمی‌توانم با تو بازی کنم.
مرا اهلی نکرده‌اند.
شازده کوچولو آهی کشید و گفت: ببخش!

اما پس از کمی تامل باز گفت:
اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت: اهلی کردن چیز بسیار فراموش
شده ای ست؛ اهلی کردن یعنی علاقه ایجاد
کردن.



📙 #شازده‌کوچولو
✍️ #آنتوان‌دوسنت‌اگزوپری
🔁#احمد_شاملو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕


انسان هرگز نمیتواند از رویاهای خود دست بکشد.
رویا خوراک روح است.
همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته،
و تمناهامان را ناکام می بینیم،
اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگر نه، روحمان می‌میرد...


📙خاطرات یک مغ
#پائولو_کوئلیو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

اگر نمی‌دانيد می‌خواهيد با زندگيتان چه بكنيد، احساس گناه نكنيد. جالبترين آدم‌هايى كه در زندگی‌ام شناختم در ٢٢ سالگى نمی‌دانستند می‌خواهند با زندگيشان چه كنند. برخى از جالبترين ٤٠ ساله‌هايى هم كه می‌شناسم هنوز نمی‌دانند.
ممكن است ازدواج كنيد، ممكن است نكنيد. ممكن است صاحب فرزند شويد، ممكن است نشويد. ممكن است در چهل سالگى طلاق بگيريد، احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمين سالگرد ازدواجتان رقصكى هم بكنيد. هر چه می‌كنيد، نه زياد به خودتان بگيريد، نه زياد خودتان را سرزنش كنيد. انتخاب‌هاى شما بر پايه‌ى ٥٠ درصد بوده، همانطور كه براى همه بوده است.

#کورت_ونه_گات

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

گاهی؛ آدم‌ها برداشتشان از عشق و تعهد، هر لحظه کنار معشوق بودن است...
در حالی که این درست نیست!
اگر شما دو تا پرنده را به یکدیگر ببندید، آن‌ها در مجموع چهار بال خواهند داشت
اما هرگز موفق به پرواز نخواهند شد...


#پائولو_کوئلیو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

انسان‌ها همیشه بت می‌سازند
بعضی‌ها با سنگ و چوب
عده‌ای با باورهایشان
اولی ترسناک نیست،
چون با یک تبر در هم می‌شکند!
ولی دومی بلایی است که هیچ جامعه‌ای از آن مصون نمانده است!
پس بشکن
باورهایی را که از تو یک زندانی ساخته است بی آنکه بدانی.

#رومن_رولان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏

بانوی عشق و نور #ایران_درودی

برای هزاران سال در چین
زن را فاقد روح می‌دانستند.
این بزرگترین مصیبتی بوده که زنان
در طول تاریخ تجربه کرده اند.
این اعتقاد وجود داشت که زن روح ندارد.
یعنی اگر مردی زنش را می‌کشت
تحت پیگرد قانونی قرار نمی‌گرفت.

در جاهای دیگر هم وضع
بهتر از این نبوده است.

این بسیار عجیب است که چگونه
زن بقا پیدا کرد و منقرض نشد و
خودش را به این عصر رساند.
راز آن تنها در یک چیز است:

"زن حامل عشق است".



✍️ #اوشو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

این ترانه عاشقانه تقدیم به تمام عشاقی که
در این روزهای سخت، تلخ و غمناک جوانه
زندگی را پایدار نگه می دارند.

"یک زندگی عاشقانه"

🎙 #مری_ماتیو
🎙 #شارل_آزناوور

Artist : #Mireille_Mathieu
Artist: #Charles_Aznavour
Title: #Une_Vie_Damour

به من
در عمق نگاهت
که ناکجای جهان است
وطن بده!


✍️ #افشین_یداللهی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

🎥 اجرایی بسیار زیبا توسط " ماتئو بوچلی "
پسر آندره بوچلی بزرگ و نوازندگی
#استپان_هاوزر

🎙 #ماتئو_بوچلی

▪️Music : #Caruso
▪️Artist #HAUSER
▪️Artist : #Matteo_Bocelli


آری، موسیقی زبانِ جان‌هاست
و نغمه‌ها بادهای لطیفی هستند
که تارهای احساسات را به لرزه در می‌آورند.


✍️#جبران_خلیل‌جبران


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕


فايده‌اش چيست كه اينقدر نگران باشيم كه براى راه بردن زندگى خودمان چه كارهايى مى‌توانستيم يا نمى‌توانستيم بكنيم؟ كافى است كه امثال بنده و شما، دستِ‌كم سعى كنيم سهمى كه به سرمايه‌ى اين دنيا اضافه مى‌كنيم، حائز حقيقت و ارزش باشد.


📒بازمانده روز
#کازوئو_ایشی_گورو


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity