🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


Forever Autumn by Jeff Rowland

#_نام_اثر

#_پاییز_جاودانه

#سبک: رئالیسم (رنگ روغن)

#نقاش: جِف رولند


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


Date by Natalia Butko


#_نام_اثر_ملاقات


#_سبک: امپرسیونیسم


#_نقاش: ناتالی بوتکو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


#_نقاش

Mirage in Egypt (2010)

بهترین راه برای جلوگیری از فرار یک زندانی این است که مطمئن شوید هرگز نمی داند که در زندان است.


#_داستایوفسکی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

#_میگذرد!

گاهی از غرورش!
گاهی از کسی که سخت دوستش دارد ...
گاهی خودش را پنهان میکند، زیر
صدای موسیقی هدفونش ...
گاهی پشت لبخندهای ساختگی !
اما ...
یک روز، بعد از یک اتفاق، گریه هایش
تا همیشه بند می آید و تبدیل میشود
به نگاهی سرد ....

#_زن را میگویم !


#_زهرا_بیات

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

آن روزها رفتند...
و گم شدند

آن کوچه‌های گیج
از عطر اقاقی‌ها

در ازدحام پرهیاهوی خیابانهای بی‌برگشت.

و دختری که گونه‌هایش را
با برگهای شمعدانی رنگ میزد
آه....
اکنون زنی تنهاست
اکنون زنی تنهاست


#فروغ_فرخزاد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


خوشبختی از نگاه هر کسی معنای متفاوتی دارد

اما از نظر من
آدم هایی خوشبختند که
عشق
به موقع به سراغشان بیاید...!


#سیمین_دانشور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


می‌خواهم دمی به خواب روم
دمی، دقیقه‌ای، قرنی؛
اما همگان باید که بدانند نمرده‌ام
باید بدانند که اصطبلی از طلا میان لب‌های من است،
بدانند که یار کوچک باد غربی‌ام
و سایه‌ی بی‌کران اشک‌های خویش.


#فدریکو_گارسیا_لورکا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

“خشم” - برای مادرم

به یاد بیاور
اوست که ایستاده
در بر آتش تنور
و زغالی
چونان یاقوت تفته.
دستهاش
می‌گریند.
دسته‌ای کاغذ را
مچاله می‌کند
به آتش می‌سپارد.
از شعرها
دست می‌شوید
تسلیم می‌شود
و می‌سوزند
چونان که
گوهری در گوهری.
دو چشمانش،
حیوانی وحشی
دو گیسوی بافته‌اش،
جفتِ ماری،
منقاد و مطیع.
نه
او هرگز بهبود نخواهد یافت.
تو اما به یاد داشته باش:
عذابی نیست
که به خاطرش
تحمل‌ را
نشاید.


#لوسیل_کلیفتن

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

من از این سرزمین چه خواستم
جدا از تکه‌ای نان
گوشه‌ای سرشار از اطمینان
جیبی سیر و مُشتی آفتابِ آرام...
بارانی از دوست داشتن و
پنجره‌ای باز به سوی آزادی و عشق.
من بیش از این چه خواستم که هرگز نبود.
تا که نیمه شبی، دروازه‌ای را شکستم
رفتم...
برای همیشه رفتم.


#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


چنان تنهایی بزرگی در دنیا هست
که در حرکت آهسته‌ی عقربه‌های ساعت
دیده می‌شود.

آدم‌ها خسته‌اند
تکه‌پاره‌ی عشق‌اند
یا نبود عشق.


#چارلز_بوکوفسکی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


اینکه یک خانه ما را دربرگیرد
اما یک ستاره
ما را در خود جای ندهد
جدایی همین است...


#غادة_السمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


Un jour tu sentiras peut-être
Le prix d'un cœur qui nous comprend,
Le bien qu'on trouve à le connaître, Et ce qu'on souffre en le perdant.

شاید یک روز بهای قلبی که ما را درک می‌کند
ارزشی که با شناخت او می‌یابیم
و رنجی که با از دست دادن او دچارش می‌شویم را احساس کنی.


#آلفرد_دو_موسه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد


Winter Landscape with Church~1811
Artist: Caspar David Friedrich)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


کاسپار داوید فریدریش تابلوی «چشم‌انداز زمستانی همراه با کلیسا» را در سال ۱۸۱۱ کشید؛ نزدیک به هشتاد سال پیش از آنکه شوری رازآلود و بی‌پایان، ون‌گوگ را به کشف وجه قدسی بافته به پیکر طبیعت بکشاند.
آنچه که در پس‌زمینۀ تابلوی فریدریش پیداست، هیبت تاریک و مه‌آلود کلیسایی است که از پهنۀ دشتی برفی و شب‌زده قد علم کرده است. معماری گوتیک و پرجزئیات کلیسا امّا، علی‌رغم عظمت‌اش، گویی تقلیدی است خام‌دستانه و به نوعی مخوف از فرم سادۀ درختان کاج که در پیش‌زمینه، محرابی سبز برای صلیبی چوبی و بی‌پیرایه ساخته‌اند.

پیداست که مردی بیمار در شب زمستانی به قصد شفا یافتن راهی کلیسا بوده، امّا در میانۀ مسیر به کاج‌ها رسیده و نوعی شوریدگی، سلوکی دیگرگونه برایش رقم زده‌ است. رها کردن دو عصای زیربغل در برف و نشستن پای صلیب چوبی در پناه کاج‌ها نشان این است که برای مرد، آفرینشگری طبیعت بر قدرت متراکم انباشته در کالبد کلیسای دور رجحان دارد. در حقیقت، آنچه که نقاش تصویر کرده لحظۀ رهایی مرد از باوری کهنه و کشیده شدن خطوط ایمان‌اش به سمت برگ‌های سبز و انبوه درختان کاج است. نیروی شفابخشی که درون مفاهیم آشنا حبس و کم‌جان شده، در تابلوی فریدریش آزاد می‌شود و در سرتاسر چشم‌انداز منتشر می‌گردد تا طبیعت به هیئت شافیِ بی‌نام درآید.

برف می‌بارد و هندسۀ ظریف و شکنندۀ خلوت مرد و کاج‌ها را در قلب چشم‌انداز حل می‌کند. مرد در شبی زمستانی خطر کرده. اینک او عصیانگری است که بی‌صدا قدم در گسترۀ بی‌مرز نیرویی آفرینشگر گذاشته است. نمی‌دانیم برای ایمان بی‌پروای او اجابتی در کار هست یا خیر، امّا اگر به پشته‌های انبوه برف در اطراف مرد دقیق شویم، تیغه‌های ترد و تازۀ گیاه را می‌بینیم که نامنتظر سر از حجم سپید برف بیرون آورده‌اند، گویی که دم حیات‌بخش در درون زمینِ خفته و سرد دمیده شده و به سمت پاهای مرد در حرکت است.


شرح تصاویر:

Winter Landscape with Church~1811
Artist: Caspar David Friedrich


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


تمام مشکلات مااززمانی آغازشدکه بعضی حیوان های انسان نما:این تفاوت‌ها را درک نکردند

بانمک بودن بابی شعوربودن فرق دارد
رک بودن بابی ادب بودن فرق دارد
زرنگ بودن بامارمولک بودن ورندبودن فرق دارد
زرنگ بودن با"سر دیگران کلاه گذاشتن" فرق دارد
اجتماعی بودن باپررویی و چَتر بودن فرق دارد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity