شب چله یا روز ۲۱دسامبر در میان برخی از اعضای کلیسای آنگلو-پروتستان جهت یادبود و گرامیداشت یکی از حواریون مسیحی "تومای حواری یا تومای شکاک" به‌نام روز توما Thomastag نیز برگزار می‌شود. کلیسای رم و کاتولیک از دهه‌ی ۷۰میلادی دیگر این مراسم و این روز را جشن نمی‌گیرند. اما در پیروان کلیسای آنگلو-پروتستان زوج‌ها به همراه انجام سنت‌هایی، به دیگران نیز هدیه می‌دهند.
گمان می‌کنم کمتر کسی از ما داستان ۱۲ برادر و #ننه_سرما و #چله_بزرگ و #چله_کوچک را می‌داند.
این داستان‌ها در کتاب فارسی دوران ابتدایی دهه‌های ۴۰ و ۵۰ وجود داشت که شوربختانه از کتاب‌های درسی حذف شد؟!

چله‌ی بزرگ.
چله‌ی کوچک.
چارچار.
سده.
اَهمَن و بهمن.
سیاه‌ بهار.
و سرما پیرزن.

زمستان به دو بخش تقسیم می‌شود:
چله بزرگ(چله کلان)
چله کوچک (چله خُرد)

چله بزرگ از (یکم دی‌ماه تا دهم بهمن ماه) و چهل روز کامل می‌باشد.
🌧
چله کوچک از (یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه) و ۲۰روز کامل.
🌧
و به همین دلیل چون ۲۰ روز کمتر است چله کوچک نامیده شده است.
🌧
غروب آخرین روز چله بزرگ جشن سده برگزار می‌شود و مردم دورهم جمع شده و از این جشن لذت می‌بردند و در نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سده را جشن می‌گیرند.
🌧
این دو برادر (چله بزرگ و چله کوچک) در ۸ روزی که در کنار همدیگر هستند این ۸روز را #چارچار می‌نامند.
به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک «چارچار» می‌گویند.
پس از چارچار نوبت به «اَهمَن و بهمن» پسران پیرزن(ننه سرما ) می‌رسد که خودی نشان دهند.
🌧
۱۰روز اول اسفند را اَهمَن و ۱۰ روز دوم اسفند را بهمن می‌گویند. و این ۲۰روز ممکن است آنقدر بارندگی باشد که این دو برادر به دو چله طعنه بزنند.

با توجه به شعری که قدیمی‌های نازنین می‌خواندند:
اَهمَن و بهمن
آرد كن صدمن
روغن بیار ده من
هیزم بِکن خرمن
عهده همه با من.
🌧
تا اینجا ۲۰روز از اسفند به نام اَهمَن و بهمن نام‌گزاری شده‌اند. می‌ماند ۱۰ روز آخر اسفند ماه که ۵روز اول سیاه بهار نام گرفته وشعری هم که قدیمی‌ها می‌خوانند اینگونه است:
سیاه بهار شب ببار و روز بکار.

از این شعر هم مشخص می‌شود که شب‌ها بارندگی فراوان بوده و روزها کشاورزان سرگرم کشت و زراعت بوده‌اند.
🌧
۵روز آخر هم سرما پیرزن کُش نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد و گاهی نیز از آسمان تگرگ می‌بارد، که قدیمی‌های دل پاک، بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و مُهره‌های آن به زمین می‌ریزد. البته پنج روز پایانی را جشن پنجه هم داریم.

حیف است بچه‌های ایرانی ما اینها را نشنوند و این قصه‌ها از صفحه روزگار محو شود. برای بچه‌ها و نوه‌هایتان تعریف کنید.

چو ایران نباشد تن من مباد
✍️ #پورشفیعی

به اشتراک بگذارید، تا نسل امروز بدانند و یاد بگیرند و آگاه باشند.

پیشاپیش #شب‌چله شادباد🍉🍇

#_یلدا_ایرانی_نیست

بگویید #شب_چله🍉

«مرا پروای آنان نیست که نشانی خانه پدری خویش را از بیگانگان می‌پرسند و این سخن، یعنی ایرانیان باید خود، تاریخ خویش را بکاوند و هویت خویشتن را دریابند.»

سنایی می‌گوید:
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا.

«یلدا» واژه سریانی است، به معنی میلاد و چون شب یلدا، با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده، از این رو بدین نام نامیده‌اند.
باید توجه داشت جشن میلاد مسیح که در ۲۵ دسامبر تثبیت شده، در اصل جشن ظهور میترا بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی، آن را روز تولد عیسا قرار دادند.

در ایران باستان، برای دی ماه چهار جشن وجود داشت که شامل روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم این ماه بود.
اما امروزه، ایرانیان تنها نخستین روز دی ماه، یعنی درازترین شب اول زمستان که شب یلدا، آخرین شب پاییز، پایان قوس، آغاز جدی است، را جشن می‌گیرند.
در اصطلاح قدیم، شب اول زمستان را شب چله می‌گویند.
مردم، زمستان را در حقیقت دو ماه یا دو بخش می‌دانند که ۴۰ روز اول را چله بزرگ و ۴۰ روز آخر را که مصادف با جشن سده است، چله کوچک می‌نامند.

زایش خورشید و آغاز دی را، آیین‌ها و فرهنگ‌های بسیاری از سرزمین کهن، آغاز سال قرار داده‌اند و به شگون روزی که خورشید از چنگ شب‌های اهریمنی نجات می‌یافت، روزی مقدس برای مهرپرستان بود.

چله نام پارسی این جشن است و یلدا یک نام سریانی است و پیش تر هیچ‌گاه واژه یلدا به‌کار نمی‌رفت و این نام در همین بیست، سی سال اخیر باب شده است.

یک جشنی که منحصر به ایران است و در هیچ جای دنیا نظیر ندارد، شایسته نیست ایرانیان به نام غیر ایرانی از آن یاد کنند.

✍️استاد #فریدون_جنیدی🍷 نویسنده، ایران‌شناس، استاد دانشگاه، استوره‌شناس ایرانی پژوهندگان فرهنگ و زبان‌های باستانی.
#پاینده_ایران💚🤍❤️
درازای کاربرد #شب_چله🍉 در تاریخ و ادب #ایران‌زمین💚🤍❤️
🍉 نام #چله در سرتاسر #ایران کاربرد دارد و یلدا، بیشتر در متون ادبی دیده می‌شود: #چله_بزرگ و #چله_کوچک.

💚مردم ایران «چله بزرگ و کوچک» دارند، خوانچه زمستانی دارند، چارچار دارند و... ده‌ها آیین و رسم‌های هنباز و گاه، ویژه منطقه خود را دارند. بسیاری از این آیین‌ها و نام‌ها در #بن‌مایه‌های_تاریخی و ادبی یاد شده است و بسیاری را نیز تنها، در هازه(:جامعه) و از زبان بزرگ‌ترها می‌توان شنید.

چله‌ بزرگ👈 ۴۰ روز
چله‌ کوچک👈 ۲۰ روز
چارچار👈 ۴ روز اول و آخر دو چله.
اَهمَن‌👈 ۱۰ روز
بهمن👈 ۱۰ روز
سیاه‌ بهار👈 ۵ روز
سرما پیرزن👈 ۵ روز

❇️ میرزاعبداله مجتهدی تبریزی در خاطرات خود به سال ۱۳۲۴ می‌گوید:
«امروز اول چارچار است. چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک را چارچار می‌گویند و چنین نامبردار است که سردترین روزهای زمستان این هشت روز است».

❇️ در کلیات شیخ بهایی، سده ۱۰ آمد است: «از قضا آن هنگام، فصل زمستان بود و چله بزرگ آن روز هم، روز بسیار سردی بود»

❇️ در نسک(:کتاب) تسویه التعلیم آمده است:
یکم چله کوچک روزی است که ‌۴۰روز نه بیشتر از یکم جدی گذشته باشد و این چله را ۲۰روز دانند و از این جهت آن‌را #کوچک گویند.

#چله_زمستان در ادبیات #پارسی:
تا دل‌تان بخواهد در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به شب #یلدا و ویژگی‌های آن اشاره شده است. از بلندی این شب، از شدت سرمای این شب، از پیروزی روشنایی بر تاریکی و...

آیا در ادبیات پارسی، به «چله» هم اشاره شده است؟
در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به «چله» به عنوان یک دوره زمانی ۴۰روزه بارها اشاره شده است. اما آیا به «چله زمستان» یا همان شب چله نیز اشاره شده است؟
آری، برای نمونه #جامی، چامه سرای بزرگ سده ۹ می‌سراید:

ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله اوی سردتر از چله دی

از چله کجا گرم شود صوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی.

❇️ #هلالی_جغتایی شاعر سده ۹ خورشیدی می‌سراید:
باز چون موسم زمستان شد
آتش از خرمی گلستان شد
مهر زود از فلک به در می‌رفت
تا شود گرم زودتر می‌رفت
بلکه مهر جهان‌فروز نبود
همه شب بود و هیچ روز نبود
در چنین موسمی که چله دی
تیر باران نمود پی در پی.

❇️ #حکیم_نزاری شاعر سده ۷-۸ خورشیدی می‌سراید:
چله بود و زخم سرما ناگهان
تیره از ابر سیه روی جهان
برف و باد سرد بر ما زور کرد
جمله چشم راه بینان کور کرد.

برگرفته از تاربرگ: #ایران‌زمین

جایگاه ویژه #انار در #ایران‌زمین و #شاهنامه فردوسی:

«انار» درخت و میوه‌ای ورجاوند و با ارزش در #شاهنامه است و #فردوسی بارها در سروده‌های خود، به آن اشاره می‌کند.
#فردوسی در جایی « #ایران» را به باغی خرم‌بهار تشبیه کرده، و #انار را یکی از میوه‌های این باغ دانسته است:

که ایران چو باغی‌ست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و #نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن برکنند
همه شاخ #نار و بهی بشکنند

بفرمود تا «آب نار» آورند
همان تره‌ی جویبار آورند
سه من تافته باده‌ی سالخورده
به رنگ «گل نار» و با رنگ زرد
یکی مشک نام و دگر سیسنک
یکی نام #نار و دگر سوسنک
سوی راست پستان چو آن زنان
بسان یکی #نار بر پرنیان
کنون بر گل و نار و سیب و بهی
ز می🍷جام زرین ندارم تهی
به خانه درون بود با یک رهی
نهاده برش #نار و سیب و بهی
می🍷آورد و #نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
دو بودی به مثقال هر یک به سنگ
چو یک دانه‌ی #نار بودی به رنگ
پری روی گفت سپهبد شنود
سر شعر گلنار بگشاد زود
خم اندر خم و مار بر مار بر
برآن غبغبش نار بر نار بر.

🍉 #شب_چله
در سروده‌های بخشی از
چکامه‌سریان بزرگ ایران‌زمین
❤️🤍💚

شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️ #فردوسی_توسی

با بهار رخ‌ات تواند گفت
شب چله که روز نوروزم.
✍️ #انوری

روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست.
✍️ #سعدی_شیرازی

با زلف‌ تو قصه‌ای‌ست ما را مشگل
هم‌چون شب چله به درازی مشهور.
✍️ #عبید_زاکانی

چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد.
✍️ #فیض_کاشانی

صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جو بو که بر آید.
✍️ #حافظ_شیرازی

شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری.
✍️ #اوحدی_مراغه‌ای

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسا چنان معروف شد یلدا.
✍️ #سنایی

هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود.
✍️ #خواجوی_کرمانی

شب یلداست هر تاری ز موی‌ات٬ وین عجب کاری
که من روزی نمی‌بینم٬ خود این شب‌های یلدا را.
✍️ #سلمان_ساوجی

نظر به روی تو‌ هر بامداد نوروزی‌ست
شب فراق تو هر شب که هست یلدایی‌ست.
✍️ #سعدی_شیرازی

روزی دل گشت از زلف دراز او‌ مرا
آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت.
✍️ #صائب_تبریزی
هست چون صبح آشکارا کاین صباحی چند را
بیم صبح رستخیز است از شب یلدای من.
✍️ #خاقانی

هر شبی در غم هجرت شب یلداست مرا
که به سالی به جهان یک شب یلدایی هست.
✍️ #دهلوی

هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را.
✍️ #سعدی

ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله اوی سردتر از چله دی.
از چله کجا گرم شود صوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی.
✍️ #جامی

باز چون موسم زمستان شد
آتش از خرمی گلستان شد
مهر زود از فلک به در می‌رفت
تا شود گرم زودتر می‌رفت
بلکه مهر جهان‌فروز نبود
همه شب بود و هیچ روز نبود
در چنین موسمی که چله دی
تیر باران نمود پی در پی.
✍️ #هلالی_جغتایی

چله بود و زخم سرما ناگهان
تیره از ابر سیه روی جهان
برف و باد سرد بر ما زور کرد
جمله چشم راه بینان کور کرد.
✍️ #حکیم_نزاری

شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️ #شاهنامه_فردوسی

#جشن_شب‌چله_شادباد
🍉🍇🍉🍇🍉🍇🍉

یک نکته را اینجا یادآور شوم و آن اینکه این برگزاری جشن‌های ایرانی‌مان است که خاری در چشم ملاهای اهریمن اسلامی‌ست که دشمن فرهنگ ایران‌زمین و ایرانی‌اند و همین جشن‌های ایرانی‌ست که
ایران و ایرانی را زنده نگه داشته است.
و در هر شرایطی باید در جای خود برگزار کنیم و حفظ‌شان نماییم.
آخوندهای اهریمن اسلامی همین را می‌خواهند که ما جشن‌های نیک و شاد ایرانی‌مان را برگزار نکنیم و به فراموشی بسپاریم تا به اهداف کثیف‌ اسلامی‌شان برسند.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#جش_شب_چله


بر شما دوستان و همراهان و هموندانمان فرخنده و خجسته باد🍉❤️🍷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هموندانم❤️❤️❤️❤️

#_پست_ویژه🌺🌺🌺

#_جشن_شب_چله_بر_شما_همایون_باد

چنانچه تمایل دارید#_لوگوی_نام زیباتون رو باخط میخی

#_پیشکش_نمائیم

کافی ست پیام دهید

#_سپاس_تیم_کتاب_ایرانشهر


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#گرامی_باد

#جشن_شب_چله🍉🍷

ﻣﯽﺳﺘﺎﯾﻢ آذر ﻣﺰدا را
ﻣﯽزداﯾﻢ ﺳﺮدی چله را
ﻣﯽﺷﺘﺎﺑﻢ ﻣﮋده ﻓﺮدا را.

اگر ایرانی هستید، بی شک شما نیز در خانواده خود «چله نوزاد» و «چله مرگ» داشته‌اید.
این یکی از کهن‌ترین و جالب‌ترین رسوم ایرانیان است که هنگام زاده شدن کسی یا هنگام مرگ کسی «۴۰ روز» را به شادی یا سوگ می‌نشینند. در تصوف نیز که از آیین‌های کهن ایرانی است «چله نشینی» بسیار رایج است. می‌شود ساعت‌ها درباره جایگاه «عدد ۴۰» در تاریخ و فرهنگ ایرانی به گفتگو نشست، بحث را کوتاه کرده و به موضوع ایرانی خودمان پرداخت.
آغاز زمستان به دلایل نجومی و فرهنگی در نزد ایرانیان به عنوان «تولد خورشید / مهر» دانسته شده است. آغاز تابستان نیز بعنوان «مرگ خورشید» دانسته شده است.
بنابراین برای زایش خورشید و مرگ خورشید مراسم «چله زمستان» و «چله تابستان» برگزار می‌کردند که ریشه در تقدس عدد ۴۰ دارد. در ادامه‌ی این ۴۰روز، یک دوره ۲۰روزه نیز داشته‌اند که چون ۲۰ نیم ۴۰ است به آن «چله کوچک» میگفتند. به چهار روز پایانی چله بزرگ و چهار روز آغازین چله کوچک که اوج سرما است نیز «چارچار» می‌گویند

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#گرامی_باد

#جشن_شب_چله🍉🍷



#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity